تحقیق حاضر به دنبال بررسی عوامل مؤثر بر گرایش به برون کوچی از شهرستان آبادان است. حجم نمونه این پژوهش 385 نفر از زنان و مردان گروه سنی (20تا 54 ساله) چهار قومیت فارس، عرب، بختیاری- لر و سایر قومیت هاست که با دو روش تصادفی و گلوله برفی انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده و نتایج تحلیل داده ها که با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون T-TEST,ANOVA انجام شده بیانگر آن است که: بین قومیت، زبان مادری، نوع منزل مسکونی و وجود اقوام در داخل و خارج از آبادان با متغیر وابستة گرایش به برون کوچی رابطه وجود دارد؛ یعنی قومیت عرب کمترین گرایش به مهاجرت را داشته، کسانی که زبان مادریشان کردی است، بیشترین تمایل به مهاجرت را دارند و کسانی که دارای منزل مسکونی ملکی هستند، گرایش کمتری به برون کوچی دارند. کسانی که اقوامی در آبادان دارند تمایل کمتری به مهاجرت داشته و کسانی که اقوامی خارج از آبادان دارند، گرایش بیشتری به برون کوچی دارند. بین عوامل اقلیمی (گرما وگردوغبار)، عوامل اقتصادی (اشتغال بهتر، درآمد بیشتر، خدمات رفاهی و درمانی مناسب)، عوامل اجتماعی-فرهنگی (نبود امکانات تفریحی، سیستم آموزشی مناسب، امنیت اجتماعی، حاکمیت فرهنگ روستایی و خرابه های بجا مانده از جنگ) و گرایش به برون کوچی، رابطه معناداری وجود دارد.
امروزه دیگر بحث بر سر این نیست که دموکراسی در بنیان خود مطلوب است یا نه ، بلکه بحث بر سر این است که شکل بهتر و کارامد تر دموکراسی چیست و ملاک تشخیص دموکراتیک بودن کنش های افراد کدام است.
تحولات جهانی در ربع اخر قرن بیستم تا عصر حاضر، با توجه به پهنا و گستره ی ان ، که بیشتر نقاط جهان را در بر می گیرد و نیز تعمیق آن در لایه های مختلف جوامع – که این هر دو از ویژگی های جهانی شدن به شمار می روند – موجب کاهش نقش و کارویژه های دولت و ظهور شرایطی تازه برای گذار به دموکراسی و دولت دموکراتیک و تخصصی شده است.
امروزه الگوهای ""دموکراسی مشارکتی و خودمختاری "" به منزله آخرین نظریه ها در الگوهای دموکراسی مطرح اند. این الگوهای دموکراسی بسیار گسترده تر از الگوهای پیشین خود و حتی الگوهای دموکراسی نمایندگی لیبرال هستند ، چرا که بر مشارکت افراد در تعیین سرنوشت خود بیشتر تاکید می کنند.
در این مقاله سعی بر این است تا سیر این تحولات را از دید نظریه پردازان بزرگ این حوزه مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد.