سابقه و هدف: آسیب های اجتماعی، نوعی بی سازمانی اجتماعی است که به شکل مستمر و فزاینده ای ارزش های محوری جامعه را مورد چالش قرار می دهد که در بستر اجتماعی متاثر از اختلال کارکردی در نظم اجتماعی و نابرابری در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی می باشد که در عمق، مسایل اساسی نظیر تورم، بیکاری و فقر را تولید و در سطح، انحرافات اجتماعی را در حوزه امنیت عمومی باز تولید می کند هدف این مقاله تلاشی است تا آسیب های اجتماعی را به عنوان مساله امنیت عمومی مورد تاملی کوتاه قرار دهد.
مواد و روش ها: در این مطالعه با استفاده از تعاریف، تحلیل ها و نظریه های موجود در کتب و منابع علمی و از طریق روش قیاسی و روش استقراء نظری به مطالعه مفهومی و مروری مساله آسیب های اجتماعی و امنیت عمومی و توصیف و تحلیل آن می پردازد.
یافته ها: پلیس به عنوان محور اصلی مدیریت امنیت عمومی نیازمند مشارکت های عمومی، مدنی و سازمانی است؛ لذا در صورت فقدان این مشارکت سه گانه، پلیس در برخورد با آسیب ها و انحرافات اجتماعی فزاینده ناگزیر از انتخاب یکی از دو شیوه ایجابی نرم افزاری یا شیوه سلبی و سخت افزاری است که انتخاب شیوه اول، پلیس را دچار بحران ناکارآمدی و انتخاب شیوه دوم، پلیس را با توجه به راهبرد جامعه محوری آن، دچار بحران مشروعیت می کند.
نتیجه گیری: مدیریت امنیت عمومی، مدیریتی جمعی است که مستلزم مشارکت فعال و همه جانبه سازمان های دولتی، سازمان های مردم نهاد (سمن) و مردم در عرصه فرهنگ عمومی است، بنابراین بایستی از سویی با توسعه فرهنگی به اصلاح، تعدیل و تغییر نگرش نخبگان سیاسی و ادراک عمومی پرداخت تا کنترل و کاهش آسیب ها و انحرافات اجتماعی را صرفا وظیفه پلیس تلقی نکنند و همزمان به توسعه و جذب مشارکت سه گانه مورد نظر با پلیس اقدام نمود و از سوی دیگر به افزایش سطح انتظارات عمومی از پلیس بدون امکانات و ملزومات ضروری دامن نزد.
هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه مولفه های خانوادگی با نگرش دانش آموزان به مواد مخدر بوده است. به همین منظور 863 دانش آموز دختر و پسر مقطع متوسطه شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای طبقه بندی شده انتخاب و به ابزار تحقیق (پرسشنامه نگرش سنج مواد مخدر و مقیاس سنجش مولفه های خانوادگی)، پاسخ دادند. اطلاعات گردآوری شده با استفاده از آزمون های u من ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دانش آموزانی که والدینشان از مواد مخدر استفاده می کردند، نسبت به سایر دانش آموزان نگرش مثبت تری به مواد مخدر داشتند. بین احساس نا ایمنی در کانون خانواده و نگرش دانش آموزان نسبت به مواد مخدر رابطه مثبتی وجود داشت. با افزایش تحصیلات والدین، تصورات غیرواقعی دانش آموزان در مورد خطرات مواد مخدر کاهش یافته و با افزایش تحصیلات پدر نگرش دانش آموزان نسبت به اثرات مواد مخدر منفی تر شده بود. اما افزایش یا کاهش تحصیلات مادر با نگرش دانش آموزان نسبت به مصرف و اثرات مواد مخدر رابطه معناداری نشان نداد. همچنین با افزایش میزان درآمد خانواده، نگرش دانش آموزان به اثرات مواد مخدر منفی تر شده بود، در حالی که بین میزان درآمد خانواده و علاقه دانش آموزان به مصرف مواد و همچنین تصورات غیر واقعی آنها در مورد خطرات مواد مخدر رابطه معناداری مشاهده نشد.
چاقی اصطلاحی پزشکی است که حالتی از افزایش وزن بدن (بافت چرب) را توصیف می کند که می تواند پیامدهای ناخوشایندی برای سلامتی داشته باشد. هدف از این پژوهش بررسی رابطه ی بین نگرش خوردن، خود تنظیمی با ابعاد سبک زندگی در زنان چاق و عادی شهر شیراز بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی زنان شهر شیراز بود که تعداد 202 نفر از آن ها (101 نفر با اضافه وزن و چاقی و 101 نفر با وزن عادی) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده با استفاده از پرسشنامه های نگرش خوردن، خود تنظیمی و سبک زندگی جمع آوری شد. داده های تن سنجی بر اساس شاخص توده ی بدنی (BMI) و با همکاری کارشناس تغذیه محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها بر حسب ضریب همبستگی پیرسون وآزمون تی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج یافته ها نشان دادکه بین نگرش خوردن و ابعاد سبک زندگی و نگرش خوردن و خود تنظیمی رابطه ی منفی معنی دار وجود دارد. بین خود تنظیمی و ابعاد سبک زندگی رابطه ی مثبت معنی دار دیده شد. این یافته ها همچنین نشان دادکه در مقایسه ی نگرش خوردن، خود تنظیمی و ابعاد سبک زندگی در زنان چاق و عادی تفاوت معنی دار وجود دارد
چهارچوب مفهومی یا ابعاد نظریه پژوهشی درباره انقلاب می تواند در حوزه ای بسیار گسترده و وسیع مطرح شود، اما در این مقاله درصدد طرح چهارچوب مفهومی گسترده و وسیع انقلاب نیستیم، بلکه به طور مختصر عواملی که باعث شکل گیری انقلاب اسلامی شده است مورد بررسی قرار می گیرد. به این دلیل تنها تا حدودی به بررسی تئوریهای مربوط به انقلاب ایران و علت بروز آن می پردازیم. در این زمینه به ویژگیها و استراتژی انقلاب و نقطه مقابل آن یعنی رژیم شاهنشاهی، نقش امام خمینی و عملکرد شاه، وابستگی رژیم به غرب و... می پردازیم. البته مطالعه حاضر صرفاً توصیفی است و نیازمند ابعاد نظری به مفهوم رایج در پژوهشهای اجتماعی نیست و این مطلب نیز جهت تشحیذ ذهن و ورود مناسبترآن به بحث ارائه شده است.
با وجود اختلافات جدی بین کشورهای حاشیه دریای خزر، به نظر می رسد دو کشور ایران و ترکمنستان نسبت به سایر کشورهای این حوزه به یکدیگر نزدیک ترند. یکی از راه های مناسب برای بهبود روابط موجود و ایجاد همدلی و انسجام بین این دسته از کشورها و تحکیم مناسبات سیاسی و اجتماعی در میان آن ها، شناسایی و معرفی اشتراکات فرهنگی و اجتماعی از طریق انجام مطالعات اجتماعی می باشد. لذا، این مقاله با هدف مقایسه رفتارهای فرهنگی و اجتماعی مردم ترکمنستان با مردم ایران، سعی بر شناسایی و توصیف رفتارهای فرهنگی و اجتماعی مشترک بین دو کشور را دارد. از لحاظ روش شناسی، این مطالعه با روش توصیفی از نوع روش تحقیق پیمایشی انجام گرفته است که در آن 166 نفر از مردم ترکمنستان و 508 نفر از مردم ایران (استان گلستان) به عنوان نمونه های تحقیق به روش تصادفی ساده؛ انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. مهم ترین ابزار جمع آوری اطلاعات در این مطالعه، «پرسشنامه» بوده است که به شیوه «پرسشنامه همراه با مصاحبه» تکمیل گردیده است.
"هدف از این مقاله توضیح رابطه میان برنامه های دینی و غیردینی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، با دینداری در سطح جامعه است. برای رسیدن به هدف مقاله، در ابتدا مفاهیم مورد نیاز شامل برنامه دینی، برنامه غیردینی، تلویزیون دینی و تلویزیون ایدئولوژیک توضیح داده می شود سپس با مراجعه به چند نمونه از انواع برنامه هایی که در طیفی از برنامه های غیردینی تا برنامه های دینی قرار می گیرند، چگونگی اثرگذاری آنها بر مخاطب در شکل دهی تعریفی از دین به عنوان دین منحصر در حوزه خصوصی، یا دین فعال در هر دو حوزه عمومی و خصوصی مورد بررسی و توجه قرار می گیرد. در این مقاله نشان داده می شود از انواع برنامه های صرفاً دینی، صرفاً سرگرم کننده و دینیِ رسانه ای شده، نوع سوم مطلوب تلویزیون دینی است.
"
از مدرنیته در تلقی عام و کلاسیک، به عنوان مهم ترین عامل عرفی شدن یاد شده است و انتظار می رفت با بسط آن، دین از صفحه ذهن و زندگی انسان مدرن بیرون رود. وجود شواهدی از حضور پر نشاط دین در دنیای مدرن، این نظریه و پیش بینی های آن را به زیر سوال برده و امیدواری هایی برای به هم آوری دین و مدرنیته در برخی از نواندیشان دینی پدید آورده است. این مقال با تاکید بر تمایز میان «نوشدن»، «مدرن شدن» و «مدرنیته» و ملاحظه تفاوت های آموزه ای اسلام و مسیحیت، این امیدواری را به چالش کشیده است: در گام نخست با آشکارسازی نسبت نقیض میان دین و عرفی شدن و اثر غیر قابلِ انکار مدرنیته بر وقوع این فرایند و در گام دوم با ابرام بر عدم صدق مهم ترین مصادیق همزیستی میان دین و مدرنیته
مقدمه: تمرکز بر مقوله ی سرمایه ی اجتماعی در سال های اخیر مبتنی بر تأثیر آن در افزایش و تولید سرمایه های انسانی و همچنین بالا بردن سطح سلامت عمومی جامعه بوده است. سرمایه ی اجتماعی به عنوان عاملی برای موفقیت در برنامه های رفاه اجتماعی و سلامت عمومی مورد بحث می باشد و به همین دلیل امروزه در بررسی و تدوین شاخص های اجتماعی و شاخص های سلامت جسمی و روانی جایگاه خاصی دارد. هدف این مقاله، تعیین رابطه ی بین سرمایه ی اجتماعی با بهداشت روانی بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری را کلیه ی دانشجویان رشته های علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان در مقاطع مختلف تشکیل می دادند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ی سلامت عمومی (General health questionnaire یا GHQ) برای سلامت روانی و پرسش نامه ی محقق ساخته برای سنجش سرمایه ی اجتماعی بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: ضریب همبستگی بین مؤلفه های اعتماد، احساس تعلق و علاقه و معتمد بودن با بهداشت روانی در سطح 05/0 > P رابطه معنی دار و معکوس داشت. یافته ها همچنین بیانگر آن بود که بین میزان سرمایه ی اجتماعی دانشجویان و بهداشت روانی آنان رابطه ی معکوس وجود دارد.
نتیجه گیری: از جمله موارد قابل توجه، پایین بودن سطح مشارکت، اعتماد، احساس تعلق و علاقه و مورد اعتماد بودن دانشجویان نسبت به اکثریت گروه ها و نهادهای اجتماعی است و این نشان دهنده ی پایین بودن میزان سرمایه ی اجتماعی در بین آن ها می باشد.
نظام برنامه ریزی در ایران، از گفتمان های سیاسی و اجتماعی حاکم تأثیر می پذیرد و جایگاهی که این گفتمان ها برای سوژه ها و مقوله ها قائل اند، در برنامه های توسعه بازنمایی می شود. از جمله سوژه های بسیار مهم، مسئله «زنان» است. بسته به اینکه سوژه زنان در چه حوزه گفتمانی قرار دارد، معانی و هویت های مختلفی به خود می گیرد. همین معانی متفاوت است که در نظام برنامه ریزی تبلور می یابد و به نوبه خود به برقراری عدالت جنسیتی یا تداوم نابرابری جنسیتی منجر می شود. پژوهش حاضر، به مطالعه کشمکش های کنونی جامعه ایران بر سر هژمونی معنایی در حوزه زنان (تطور گفتمانی) و بازنمایی بحث عدالت جنسیتی در برنامه ششم توسعه با روش تحلیل گفتمان لاکلو و موفه می پردازد. یافته ها در بحث تطور گفتمانی نشان می دهد که گفتمان اعتدال که به تعبیر فرکلافی حاصل دیالکتیک گفتمانی اصلاح طلبی و اصولگرایی است، دال های تهی را در حوزه گفتمان گونگی بازیابی می کند و معنای جدیدی به آن ها می دهد. براین اساس، نشانگان «اشتغال زنان»، «فرصت های برابر»، «رفع موانع حقوقی»، «خانواده گرایی»، «بی توجهی به جنسیت» و «رفاه و بیمه زنان» را در پیوند با دال کانونی «برابری زن و مرد» مفصل بندی می کند. همچنین تحلیل گفتمان عدالت جنسیتی در برنامه ششم توسعه، نشانگر آن است که گفتمان حاکم بر برنامه ششم، با نشانه ای محوری با عنوان «عدالت جنسیتی» و با مدلول های «فرصت های شغلی»، «سلامت و بهداشت»، «باسوادی زنان»، «اصلاح نظام حقوقی» و «مشارکت در تصمیم سازی و تصمیم گیری» شکل گرفته است که این نشانه های معنایی، به ترتیب دربرگیرنده عدالت اقتصادی، عدالت بهداشتی، عدالت آموزشی، عدالت حقوقی و عدالت سیاسی هستند. اگرچه این دال ها در متن برنامه، معناهای مستتر در مفاهیم را به طور کامل پوشش نمی دهند، می توان امیدوار بود که با اجرای برنامه ششم توسعه، زمینه های لازم برای نهادینه شدن مطالبات مدنی در موضوع برقراری عدالت جنسیتی در جامعه فراهم و نقش زنان در توسعه کشور پررنگ تر شود.
"هدف پژوهش حاضر تعیین وضعیت اسناد علّی و راهبردهای یادگیری در دانشجویان تبریز و نیز رابطه آنها با متغیرهای هوش، خلاقیت، جنسیت و رشته تحصیلی بوده است.برای این منظور، 500 دانشجوی دختر و پسر به صورت منظم از بین کلیه دانشجویان انتخاب و با استفاده از پرسشنامه خلاقیت، CDS، پرسشنامه MSLQ و آزمون هوش ریون اطلاعات مورد نیاز جمعآوری و تجزیه و تحلیل گردیدند.شیوههای اسناد علّی دارای سه بعد مرکز کنترل، کنترلپذیری و ثباتپذیری، و راهبردهای یادگیری نیز شامل راهبردهای یادگیری سطح بالا، سطح پایین و راهبرد خود نظمدهی بودهاند.مطابق نتایج به دست آمده، هر چه افراد از لحاظ بهره هوشی و میزان خلاقیت در سطح بالاتری قرار داشتند، دارای مرکز کنترل درونی و کنترلپذیری بیشتری نیز بودهاند.همچنین این افراد(افرادی با میزان خلاقیت زیاد)، در مقایسه با افرادی با سطح خلاقیت پایین، از راهبردهای یادگیری سطح بالا بیشتر استفاده میکردند.نتیجه دیگر آن است که دانشجویان گروههای مختلف تحصیلی در استفاده از اسنادهای علّی به گونه متفاوتی عمل مینمودند، به طوری که دانشجویان گروه فنی و مهندسی دارای اسناد علی درونیتر، ناپایدارتر و کنترلپذیرتری نسبت به سایر رشتههای تحصیلی بودهاند؛در صورتی که در استفاده از انواع مختلف راهبردهای یادگیری تفاوت معنیداری نشان ندادند.
مطابق نتایج به دست آمده، بین دانشجویان دختر و پسر در استفاده از شیوههای اسناد علّی تفاوت معنیداری وجود نداشته است؛اما این دو جنس در راهبردهای خود نظمدهی به طور متفاوتی عمل کردند و این تفاوت به نفع گروه مردان گزارش شد."
هدف اصلی از این پژوهش اثربخشی رویکرد روایت درمانی گروهی در کاهش افسردگی زنان شهرستان مرودشت بود. این پژوهش یک طرح نیمه تجربی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. برای این منظور 20 نفر از زنان شهرستان مرودشت، با تشخیص افسردگی پس از شرکت در پیش آزمون به عنوان نمونه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. افراد گروه آزمایش تحت درمان روایتی به صورت گروهی قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکردند. سپس هر دو گروه در پس آزمون شرکت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه ی افسردگی بک، پرسشنامه ی افکار خودآیند و مقیاس نگرش های ناکارآمد بود. کاربرد آزمون t مستقل نشان داد که سطح علایم افسردگی، افکارخودآیند منفی و نگرش های ناکارآمد در گروه آزمایش پایین تر از گروه کنترل است.