فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۵۸ مورد از کل ۱۵۸ مورد.
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
19 - 32
حوزههای تخصصی:
با تشکیل حکومت صفویه، مناطق ایلی غلزایی و ابدالی نشین تحت سیطره قرار گرفتند که موجب آشنایی دستجات الحاقی آنان با ساختار نظامی و شیوه های نبرد قزلباشان شد. با وجود این، دسته جات افغان بر شیوه های خاصی از نبرد تأکید ویژه ای داشتند. ازاین رو، در پژوهش کنونی با توجه به جهت گیری منابع تاریخی، به این سؤال پاسخ داده می شود که دسته جات نظامی افغان در دوره فترت حکومت صفویه از چه شیوه های نبردی استفاده می کردند؟ به منظور پاسخ گویی، پژوهش کنونی با استفاده از روش تحقیق تاریخی مبتنی بر شیوه جمع آوری داده های کتابخانه ای از منابع دست اول تاریخی پس از توصیف و طبقه بندی شگردهای نبرد دسته جات افغان و قزلباش به تحلیل و تفسیر این ویژگی ها و تأثیرات آن بر تحولات نظامی دوره موردنظر می پردازد. با توجه به فقدان پژوهش منسجمی پیرامون شیوه های نبرد در دوره فترت افغان، یافته های پژوهش نشان می دهد که دسته جات افغان بر شگردهای خاصی از نبرد از قبیل شبیخون چندجانبه، هجوم و یا عقب نشینی یک باره و دسته جمعی تأکید ویژه ای داشتند که هرچند در کوتاه مدت موجبات پیروزی آنان را فراهم آورد ولی در بلندمدت، کاربست شیوه های مشابه توسط قزلباشان به شکست دسته جات غلزایی و ابدالی انجامید.
روایت های شکست چالدران در تاریخ نویسی صفوی: انکار و به حاشیه رانی، خطای قزلباشان، پذیرش و مشروعیت بخشی به شاه آرمانی- شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
33 - 49
حوزههای تخصصی:
جنگ چالدران، رویدادی تأثیرگذار در هنگام بنیان گذاری و تثبیت دولت صفویه بود؛ چراکه به چهره ی شکست ناپذیر شاه، ضربه ی سهمگینی وارد ساخت و موجب تضعیف مشروعیت شاه اسماعیل شد. دشواری هضم این شکست، تاریخ نویسان هواخواه صفویان را به بازاندیشی در باب روایت جنگ چالدران واداشت. این مقاله با رویکرد توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که منابع تاریخ نگاری عصر صفوی چگونه با این شکست مواجه شده اند؟ سنجش شیوه های بازنمایی جنگ چالدارن در تاریخ نویسی دوره ی شاه اسماعیل و پس از آن، دو الگو در طرح اندازی روایی تجربه ی این ناکامی را می نمایاند: نخست، در روایت کتاب های حبیب السیر و فتوحات شاهی، انکار و به حاشیه رانی شکست، رویکرد غالب است. کتاب فتوحات شاهی برای گریز از نشان دادن سیمای تلخ شکست، از خیر روایتش می گذرد. از سوی دیگر، خواندمیر شکست در جنگ چالدران را امری حاشیه ای می انگارد و از اساس تجربه ی آن را طرد و انکار می کند. دوم، در منابع تاریخی پس از مرگ شاه اسماعیل، هرچند تلخی ناکامی این نبرد پذیرفته می شود، با این حال، با توجه به اقتضائات زمانه و در راستای توجیه شکست خطاهای نیروهای قزلباش، برجسته می گردد؛ و روایت جنگ چالدران به گونه ای طرح اندازی می شود که ابهت شاه اسماعیل حفظ شود و خللی بر مبانی مشروعیت این حکومت وارد نشود.
کارکردهای خدمت سربازی در ایران عصر پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سربازی با شروع مدرنیزاسیون رضاشاهی، جایگاه مهمی در تامین نیروی انسانی ارتش ایران پیداکرد. این پدیده ویژگی اجباری و فراگیر بودن اش را از ابتدا تا کنون حفظ کرده است. لذا با توجه به متاثر شدن فراگیر جامعه معاصر ایران از این پدیده، تلاش شد به این سوال پاسخ داده شود که، در دوران پهلوی خدمت سربازی چه کارکردهایی داشته است؟. این پژوهش با روش تاریخی- تحلیلی و با استفاده از اسناد موجود، موضوع را مطالعه نموده است. یافته ها نشان داد که سربازی با تامین نیروی انسانی رایگان ارتش، تغییر در نظم سنتی جامعه و ایجاد رابطه شهروندی در نسبت مردم و دولت و .... کارکردهایی مثبت در عصر پهلوی داشت. نظام وظیفه به این حکومت برای تثبیت قدرت و یکسان سازی هویت ملی کمک کرد، تلاش برای ادغام اجتماعی، استفاده از نیروی انسانی شهروندان ذکور برای خدمت رایگان نظامی و تثبیت نظم اجتماعی نیز بخشی از تلاش حکومت ها برای بازجامعه پذیری سیاسی شهروندان بود. اما این اقدامات همزمان کژکاردهای اجتماعی این نهاد را مانند اعمال کنترل بر جامعه، کنترل نظام خانواده، خویشاوندی و تسیلم پذیری جوانان را به همراه داشته است که در نهایت بین حکومت و جامعه فاصله ایجاد می کرد.
مقایسه تطبیقی تاثیرات جنگ و شکست های نظامی در دگرگونی نظام آموزشی و تأسیس مدارس جدید در ایران و عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
62 - 79
حوزههای تخصصی:
پیدایش مدارس جدید در ایران و عثمانی و زمینه های فکری آن، دوران پر فراز و نشیبی را در حافظه تاریخ اجتماعی و سیاسی این دو مرکز مهم جهان اسلام ثبت کرده است. شناخت عمیق ویژگی های اجتماعی و سیاسی تاریخ معاصر ایران و عثمانی اهمیت بسیاری دارد؛ چرا که نه تنها نظام آموزشی کنونی ایران و ترکیه ریشه در تحولات آن دوران دارد، بسیاری از مؤلفه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی امروز آنها نیز از این مسأله تأثیرگرفته است. براین اساس، این پژوهش با رویکردی تطبیقی-تاریخی و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که زمینه های شکل گیری اندیشه تغییر و تحول در نظام آموزشی در ایران و عثمانی چه بود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که شکست های نظامی ایران و عثمانی از کشورهای اروپایی به ویژه روسیه، لزوم تغییر و تحول در نظام آموزشی را روشن ساخت. استخدام مستشاران نظامی اروپایی برای آموزش نظامی، فرستادن نخستین دانشجویان و سفرا به اروپا، آشنایی با صنعت چاپ، شکل گیری طبقه جدید دانش آموختگان، چالش های ناشی از رویارویی ساختارهای سنتی با مدرنیته و نیاز هر دو جامعه به ایجاد پیشرفت پایدار، نه تنها زمینه ساز توجه به ضرورت تأسیس مدارس نوین شد، ناکارآمدی نظام آموزش سنتی و لزوم دگرگونی در نظام آموزشی دو کشور را نیز آشکار ساخت.
زمینه ها و پیامدهای نبرد زلاقه در عهد یوسف بن تاشفین (454-500 ه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
50 - 61
حوزههای تخصصی:
نبرد زلاقه (479 ه ) یکی از مهمترین رخدادهای تاریخی اندلس در قرون میانه اسلامی است. زیرا که این نبرد اولین چالش جدی هلال و صلیب در اندلس میان دو قدرت نوپای اسلامی مرابطین به رهبری یوسف بن تاشفین و مسیحیان بوده که مسیر سیاسی مسیحیان و مسلمانان را در سده های آینده تعیین کرد. با عطف نظر به این اهمیت، پژوهش حاضر درصدد است تا به این پرسش که چرا نبرد زلاقه در میان جنگهای مسلمانان و مسیحیان اهمیت تاریخی فراوانی دارد؟ و چه پیامدهایی را برای مسلمانان رقم زده است؟ براساس روش «توصیفی – تحلیلی» پاسخی مستدل ارائه نماید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نبرد زلاقه را می توان اولین نبرد صلیبی قلمداد کرد و مرابطین با پیروزی در این نبرد ضمن تقویت عصبیت دینی مسلمانان، به استقرار وحدت درون منطقه ای از طریق حذف نظام دولت شهر در اندلس و وحدت فرامنطقه ای از طریق پیوند مجدد سرزمین اندلس با خلافت عباسی بعد از سالها جدایی نائل آمدند و سقوط اندلس به دست قوای مسیحی را تا چند قرن به تأخیر انداختند.
رویارویی نظامی مشعشعیان و شاه اسماعیل صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشعشعیان شیعی مذهب، با تلاش برای دستیابی به قدرت سیاسی در نیمه قرن نهم توانستند یک حکومت محلی در هورهای جنوب غربی ایران تشکیل دهند. اما شاه اسمعیل که دولت صفوی را در ابتدای قرن دهم پایه گذاشت، داعیه دار حکومتی در سطح ملی بود. بدیهی است که این امر، جدال آنها را در پی داشت. این مقاله با رویکرد توصیفی – تحلیلی در صدد پاسخ به این پرسش است که شاه اسماعیل صفوی چرا و چگونه بر مشعشعیان تاخت و قلمروی آنها را زیر فرمان گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که شاه اسماعیل در اواخر رجب 914ق، از بغداد به هویزه تاخت. او با استفاده از اختلافات داخلی مشعشعیان، آنها را در یک نبرد یک روزه درهم شکست. او با قتل سران حکومت مشعشعی، انتصاب یکی از امرای قزلباش در هویزه و برکشیدن خاندان رعناشی در شمال خوزستان، به سلطه مشعشعیان پایان داد؛ اما به واسطه شورش اعراب منطقه و اخراج شحنه ی قزلباش از هویزه، شاه اسماعیل ناچار شد با در نظر گرفتن شرایطی چون آب و هوای منطقه، موقعیت جغرافیایی و پیوند عمیق میان مشعشعیان و اعراب منطقه، با انتصاب فلاح بن محسن به عنوان نخستین والیِ صفوی در غرب خوزستان، خاندان مشعشعی را ابقاء کند.
توپخانه فراموش شده: بررسی عملکرد تاکتیکی قپس و شناسایی ماهیت این سلاح ناشناخته طی مقایسه آن با هویتزر در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
30 - 44
حوزههای تخصصی:
حداقل از اوایل قرن نوزدهم میلادی توپخانه از اجزای اصلی سپاهیان ملت های دنیا بوده است. به دلیل تحولات سریع و تنوع بالای عناصر نظامی عهد قاجار اصطلاحات و تجهیزات بسیاری در این مقطع وارد زبان فارسی و ادبیات جنگ شد. یکی از این تجهیزات قپس، یکی از انواع سلاح های تشکیل دهنده توپخانه است. با اینکه همواره تحقیقات مختلف و توصیفات مکرر مشابه ای در رابطه با قپس -با استناد به روایات تاریخی- مطرح شده، هرگز چیستی قپس معلوم نگشته است. بنابراین پرسش پژوهش حاضر آن است که قپس چیست؛ و چطور و تا چه زمانی از آن استفاده می شده است؟ روش انجام مقاله حاضر رویکرد تاریخی متن محور و روش مقایسه است که داده های آن از طریق فعالیت کتابخانه ای و میدانی کسب شده اند. یافته ها نشان می دهد که قپس معادل فارسی برای هویتزرهای اواخر قرن هیجدهم-میانه قرن نوزدهم غرب است. در سلاح مورد نظر از مهمات ماسوره دار استفاده می شد که یا گلوله آن منفجر می گردید یا باز شده و از آن ساچمه فرو می ریخت. معمولاً به دلیل وزن کمتری که قپس به نسبت توپ داشت، استفاده از آن در کوه و دره معمول تر بوده است. سرانجام بر اساس تصمیم وزارت جنگ و در عملی سیستماتیک تا آغاز قرن بیستم میلادی، قپس از قشون ایران کنار گذاشته و در نتیجه فراموش شد.
بررسی و تحلیل نقش امیران سلجوقی در تداوم جنگ های جانشینی (میان سلطان برکیارق و ملک محمد) بر اساس نظریه انتخاب عقلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
78 - 92
حوزههای تخصصی:
«انتخاب عقلانی»، مدلی ساده و پرکاربرد در تبیین رفتار آدمی است که در این پژوهش برای بررسی عملکرد امیران سلجوقی در جنگ های جانشینی که میان فرزندان سلطان ملکشاه روی داد، به کار رفته است. فهم نقش مسلط این امیران در بحران آفرینی سیاسی با تلقی آن ها به عنوان تصمیم گیرندگان عاقل امکان پذیر می گردد. امیران سلجوقی، کنشگران هدف مندی بودند که با استقلال طلبی در حکومت ولایات خویش، به مرور پتانسیل لازم را برای دخالت در امور سیاسی به دست آوردند. این پژوهش، با به کا رگیری روش توصیفی تحلیلی در پی آزمون این پرسش است که نقش منفعت طلبی امیران سلجوقی در تداوم جنگ های جانشینی میان سلطان برکیارق و ملک محمد چه بود؟ نفع طلبی امیران، موجب چیرگی عقلانیت ابزاری بر عقلانیت ارزشی آن ها گردید و این امر، بر تصمیم گیری جمعی (مدل بازی) و فردی این امیران در تقابل جبهه دو برادر سلطان برکیارق و ملک محمد ، راهبرد های جنگ و نتایج آن تاثیر گذاشت. این رفتارهای بیش خواهانه، تداوم بحران های جانشینی را به صورت جنگ های پنج گانه به دنبال داشت.
تجلی کمان مرکب در فرهنگ ایران باستان با تاکید بر شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
45 - 63
حوزههای تخصصی:
کمان مرکب یکی از مهم ترین جنگ افزارهای تمدن ایرانی بود که با استفاده از آن توانستند در ادوار مختلف در برابر دشمنان مقاومت نمایند . ساخت خاص این کمان که بر اساس کشفیات باستان شناسی متعلق به اقوام ایرانی سکا است، این امکان را برای تیرانداز فراهم می کرد که به صورت سواره و پیاده از آن در جنگ استفاده نماید . استفاده از این کمان به اشکال مختلف اعم از مواد سازنده، چگونگی و زمان استفاده و کارآمدی آن در شاهنامه به تصویر کشیده شده است . این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این سوال است که کمان مرکب در فرهنگ ایران باستان با تاکید بر شاهنامه چه تجلی دارد؟ از این رو این پژوهش مدنظر دارد با استفاده از داده های باستان شناسی، تاریخی و توصیفاتی که از کمان مرکب در شاهنامه آمده است، به توصیفی از این جنگ افزار دست یافته و میزان مطابقت آن را با واقعیت تاریخی بررسی نماید . از این رو روش این مقاله تطبیقی بوده و در آن مصادیق کمان مرکب با شواهد موجود در شاهنامه تطبیق داده شده اند . بر اساس یافته های این پژوهش، جزئیاتی که از کمان در شاهنامه آمده است به خوبی با واقعیت تاریخی کمان مرکب تطابق دارد و کمان ارزشمند گاه اغراق آمیز شاهنامه همان کمان مرکب است.
بازتاب جنگ های سلطان ملکشاه سلجوقی در قصاید امیر معزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
80 - 95
حوزههای تخصصی:
ملکشاه سلجوقی که یکی از مقتدرترین سلاطین این سلسله حکومتی بوده، در تاریخ بیست ساله حکومت خود نبردهای پیروزمندانه متعددی داشته است. این جنگ ها و فتوحات از مضامینی است که مورد توجه امیرمعزی، ملک الشعرای دربار ملکشاه، قرار گرفته است. در این پژوهش بازتاب جنگ های ملکشاه در قصاید امیر معزی بررسی و با استفاده از شیوه توصیفی تحلیلی به این پرسش ها پاسخ داده خواهد شد: 1. شیوه انعکاس جنگ های ملکشاه در قصاید معزی چگونه است؟ 2. معزی در توصیف جنگ های ملکشاه به چه جزئیاتی پرداخته است؟ دستاورد پژوهش نشان می دهد که جنگ های ملکشاه در قصاید معزی به دو شیوه انعکاس یافته است: الف) قصاید مدحی که در آنها به جنگ ها و رشادت های ملکشاه نیز اشاره شده است؛ ب) قصایدی که به منظور تهنیت پیروزی ملکشاه در جنگ سروده شده است. برخی از جزئیاتی که از جنگ های ملکشاه در قصاید معزی انعکاس یافته عبارتست از: شجاعت و خصم ستیزی ملکشاه، پیروزی های پی درپی ملکشاه و بسط گستره حکومت سلجوقیان به دلیل این پیروزی ها. معزی با پرداختن به این جزئیات کوشیده است شجاعت ملکشاه و سپاهیان او در جنگ با دشمنان و مخالفان، سیاست سلطان سلجوقی در توجه به توان نظامی و استراتژی های او در مواجهه با دشمنان را ترسیم کند.
فلسفه و مفهوم نبردِ مقدس در بهگودگیتا از دیدگاه ابوالاعلی مودودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
17 - 29
حوزههای تخصصی:
در آغاز قرن بیستم، جامعه ی شبه قاره هند دچار سیاست زدگی در نحوه ی استدلالات دینی بود. این امر منجر به ظهور جنبش های جهادی و افراطی میان مسلمانان و هندوان در این منطقه گردید. از مهمترین عناصری که در این جنبش ها مورد توجه قرار گرفت، مفهوم جهاد یا نبرد مقدس است. ابوالاعلی مودودی از جمله اندیشمندان مسلمان بود که در دفاع از اسلام و علیه هندوئیسم به تحریر کتاب «الجهاد فی الاسلام» با محوریت نبرد مقدس پرداخت. وی بخش هایی از کتاب را به فلسفه نبرد در متون هندویی مانند کتاب بهگودگیتا اختصاص داد. در پژوهش حاضر، این سوال مطرح است که مودودی، فلسفه نبرد مقدس در بهگودگیتا را چگونه ارزیابی کرده است. با استفاده از فرضیه ی نبرد عادلانه و روش توصیفی-تحلیلی به این مدعا پرداخته شده است که خوانش مودودی در تفسیر فلسفه و مفهوم نبرد مقدس در بهگودگیتا تنها با تکیه بر مفهوم تناسخ در آیین هندو بوده و بر این اساس به این نتیجه رسیده که بهگودگیتا در تشریح نبرد مقدس به اباحی گری کشیده شده است. این پژوهش به این دستاورد دست یافته که فلسفه و مفهوم نبرد مقدس در متن بهگودگیتا به منظور عبور طبقه کشاتریا از سنن اجتماعی به سوی قوانین و سنن الهی بوده است.
بررسی عوامل مؤثر بر تحولات تاریخی قلعه ها در آذربایجان عصر ناصری (نمونه موردی: قلعه بدلبو ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
64 - 77
حوزههای تخصصی:
باتوجه به موقعیت مرزی شهر ارومیه شاهد ساخت قلعه های متعدد در اطراف شهر در دوره های مختلف می باشیم. یکی از قلعه های شهر ارومیه قلعه بدلبو است. این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحقیق تفسیری- تاریخی و توصیفی-تحلیلی انجام شده است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که ریخت شناسی قلعه بدلبو ارومیه در دوران قاجار به چه صورتی بوده و چه عواملی بر ساخت آن تأثیر گذار بوده است؟ نتایج حاکی از این است که قلعه بدلبو ارومیه در دوره قاجار، از بناهای حاکم نشین محلی بوده که اداره ی آن تحت نظر خاندان افشار بوده است. این مجموعه به دلیل جلوگیری از حمله اشرار، نظارت بر مالکین و بهره برداری از قابلیت های کشاورزی و اخذ عوارض از ایلات ساخته شده است. ویژگی های معماری این قلعه عبارتند از: استفاده از حیاط مرکزی برای مجموعه، استفاده از باروی خشتی با تعبیه کنگره هایی بر روی آن، استفاده از برج دفاعی، داشتن کاربری حکومتی و مسکونی، برونگرا بودن کوشک اربابی و اشرافیت آن بر مناظر اطراف، استفاده از عناصر معماری غربی مانند قوس های نیم دایره ای، سقف شیروانی و شومینه در کوشک، ساخت برج های دو طبقه چند ضلعی، استفاده از ایوان با ستون های چوبی و استفاده از نمای آجری در بنا.
بررسی عملکرد فاتحان عرب در فتوحات اسلامی (مطالعه موردی، ربیع بن زیادالحارثی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
43 - 58
حوزههای تخصصی:
تحولات و وقایع تاریخ صدر اسلام در مناطق مفتوحه اسلامی متأثر از شخصیت ها ی اثرگذار این دوران بوده است. هریک از رجال و فاتحان برجسته در دوره فتوحات اسلامی دارای خاستگاه اجتماعی و قبیله ای بودند که بر رفتار و کنش آنان در عصر اسلامی اثرگذار بود. یکی از این فاتحان عرب مسلمان که در دوره خلفاء و دوره اموی سرزمین های بسیاری از ایران را فتح کرد، ربیع بن زیاد الحارثی است. رفتار و عملکرد ربیع در جریان فتوح اسلامی در ایران نمونه بسیار خوبی برای تبیین ماهیت عملکرد فاتحان عرب می باشد. بر این اساس، سوال اصلی این است که عملکرد سیاسی و نظامی و نحوه مواجهه ی ربیع الحارثی با ایرانیان در جریان فتوحات چگونه بود؟ یافته ها نشان می دهد که در بسیاری از موارد، رفتار و اعمال فاتحانی چون ربیع، آمیزه ای متناقض از سنت ها و خُلقیات عرب پیش از اسلام و آموزه ها و الگوهای اسلامی بوده است. بنابراین، در برهه ای که ربیع الحارثی متأثر از سنت های جاهلی و قبیله ای عربی بود رفتارهای خشونت باری چون کشتار بیرحمانه، قساوت، تحقیر، بردگی اسیران، زنان و کودکان داشته؛ اما زمانی که با آموزه ها و سنت های اسلامی از طریق حسن بصری آشنا شد، برخورد خیرخواهانه و مسالمت آمیزتری با ایرانیان از خود بُروز داده است.
نقش سکاها در نبرد ارشک دوم با آنتیوخوس سوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
15 - 28
حوزههای تخصصی:
در سال 210 ق.م آنتیوخوس سوم، احتمالاً در واکنش به هجوم ارشک دوم به ماد، لشکرکشی خود به ایران را آغاز کرد؛ ارشک از مقابل او به تدریج به پارت و سپس گرگان عقب نشست و در یکی از شهرهای این سرزمین محاصره شد. درباره این نبرد دو دسته منبع با دو رویکرد متفاوت وجود دارند؛ نخست که تنها شامل پُلوبیوس می شود، هرچند به طور کامل به دست ما نرسیده، چنان که پیدا است با جانب داری از آنتیوخوس نتیجه را به سود او می نمایاند؛ و دیگری، که شامل روایات تروگوس/ یوستینوس و مالالاس می شود، نتیجه نبرد را پیمان دوستی میان ارشک و آنتیوخوس می داند. هرچند، جز گزارش پلوبیوس، در منابع نام برده در این جنگ سخنی از سکاها در میان نیست و گزارش پلوبیوس نیز مبهم است، با واکاوی منابع می توان به نقش تعیین کننده سکاها در این جنگ پی برد. بنابراین، پرسش اصلی این خواهد بود که سکاها در نبرد ارشک دوم و آنتیوخوس سوم چه نقشی داشتند؟ یافته های پژوهش نشان خواهد داد که اقوام سکایی آپاسیاک، داهه و احتمالاً آلان ها و دربیک ها در مرحله آخر نبرد از ارشک پشتیبانی کرده و نتیجه را به سود او تغییر داده اند.
نقش صنعت کشتی سازی در فتوحات دریایی مسلمانان در حوزه دریای مدیترانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ورود مسلمانان به عرصه جنگ های دریایی را می توان نقطه عطفی در تاریخ فتوحات صدراسلام دانست. آنچه که موجب تسریع در این امر شد فتح مناطق شمال آفریقا و کشورهای واقع در حوزه دریای مدیترانه بود. اعراب مسلمان با استفاده از مهارت و دانش ساکنان مناطق مفتوحه، به تدریج به حکمران بلامنازع عرصه دریاها تبدیل شدند. بررسی تاریخ فتوحات بحری مسلمانان، نشان می دهد که آشنایی آنان با صنعت کشتی سازی نقش مهمی در این فتوحات داشته است. براین اساس سئوال اصلی این پژوهش که با استفاده از روش تاریخی صورت گرفته آن است که نقش صنعت کشتی سازی در فتوحات دریایی مسلمانان در حوزه دریای مدیترانه چگونه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که مسلمانان پس از ورود به این حوزه، در راستای دفاع از مناطق مفتوحه و گسترش پیروزی های خود، اقدام به تأسیس دارالصناعه ها و مراکز کشتی سازی در مناطقی مانند شام، مصر و شمال آفریقا نمودند. گسترش صنعت کشتی سازی در بین مسلمانان علاوه بر آن که زمینه های تسلط آنان بر جزایر دریای مدیترانه و حتی شبه جزیره ایبری را فراهم آورد، به تدریج عامل توسعه مناسبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آنان با سایر نقاط جهان شد.
تحلیل نقش و عملکرد احسان خان کنگرلو نخجوانی در جنگ دوم ایران و روسیه در قفقاز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
59 - 76
حوزههای تخصصی:
احسان خان کنگرلو (متوفی.۱۲۶۲ق/۱۸۴۶م)، از امرای خاندان محلی کنگرلو در نخجوان بود. وی در جریان جنگ دوم ایران و روسیه، منصب سرهنگی فوج کنگرلو و سرحدداری نواحی قراباغ را در اختیار داشت. با این حال، در میانه درگیری ها، با تسلیم قلعه راهبردی عباس آباد نخجوان به روس ها، از دولت قاجاریه فاصله گرفت و به همکاری با روسیه روی آورد؛ اقدامی که در منابع قاجاری از آن به عنوان «خیانتی بزرگ» یاد شده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی زمینه ها و انگیزه های این تصمیم سیاسی، می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که احسان خان تحت چه شرایط و با چه انگیزه هایی در اوج نبرد، موضع خود را به سود روسیه تغییر داد؟ این نوشتار اغلب از نسخه های خطی مکاتبات خاندان کنگرلو، منابع تاریخی و با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شده است. یافته ها مبین آن است که گرایش احسان خان به روسیه، با وجود بهره مندی از القاب و مناصب حکومتی از سوی قاجاریه، برخاسته از درک او از تغییر سیاست روس ها در قبال نخبگان قفقاز بود. این سیاست، با وعده احیای امتیازات سیاسی و اقتصادی خاندان های محلی همراه بود. در مقابل، تجربه منفی پدرش، کلبعلی خان، در همکاری با قاجارها و حذف تدریجی این خاندان از مناصب موروثی، نقش مؤثری در دلسردی احسان خان از ساختار حکومتی ایران ایفا کرد.
تغییر کارویژه اطلاعات در جنگ پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
29 - 42
حوزههای تخصصی:
کارکرد اصلی اطلاعات شناخت تهدیدات و ارائه هشدارهای لازم است. ماهیت ایستای تهدیدات جنگ مدرن این امکان را به اطلاعات می داد که با استفاده از رویکرد حل المسائلی و با به کارگیری ابزارهای تحلیلی مناسب تهدیدات احتمالی را پیش بینی نماید. اما بعد از جنگ سرد ماهیت جنگ و بازیگران آن و راهبردهای نظامی دچار دگرگونی اساسی شد که از آن به عنوان جنگ پست مدرن یاد می شود؛ لذا، این سؤال مطرح می شود که این تحولات چه تأثیری بر کارکرد اصلی اطلاعات گذاشته است؟ مقاله حاضر استدلال می کند ماهیت سیال جنگ پست مدرن و بازیگران آن سبب شد که کارکرد اطلاعات به مثابه ی دانش یعنی دانشی هدفمند و قابل اقدام به مقدار زیاد تقلیل یابد و همانند جنگ مدرن مسئله اصلی اطلاعات، جمع آوری داده ها و رفع عدم قطعیت نیست؛ بلکه مسئله ی اصلی فهم انبوهی از داده های پراکنده و پیچیده است که به صورت راهبردی و عامدانه دچار ابهام هستند. یافته های این مقاله نشان می دهد در جنگ پست مدرن به عنوان نسل پنجم جنگ، رویکردهای هستی شناختی و معرفت شناختی عینی کارکرد خود را از دست داده است و اطلاعات برای مقابله با چالش های جنگ پست مدرن نیازمند ابزارهای تحلیلی و هستی شناسی نوین است.
روایتی دیگر برای سرانجام لشکرکشی سلطان محمد خوارزمشاه به بغداد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
77 - 91
حوزههای تخصصی:
درباره لشکرکشی سلطان محمد خوارزمشاه به بغداد روایت مشهوری در دست است که مطابق آن خوارزمشاه در «گردنه اسدآباد» گرفتار برف و سرما شد و ازاین رو، در برانداختن خلافت ناکام ماند. درباره اصل ناکامی خوارزمشاه تردیدی وجود ندارد؛ اما بررسی دقیق متون تاریخی برجای مانده نشان می دهد که درباره جزئیات آن و به ویژه «محل» گرفتاری لشکر خوارزمشاه، شماری از مورخان با روایت «مشهور» همسویی نداشته، برخی موضوع را «مسکوت» گذاشته و گروهی هم «محل» دیگری برای رویداد یادشده تعیین کرده اند که نزد پژوهش گران تاریخ مغفول مانده است. حال پرسش این پژوهش آن است که «روایت دوم» یا «روایت مغفول مانده» از سوی پژوهش گران، در مقایسه با «روایت نخست» یا «روایت مشهور»، تا چه اندازه دارای اعتبار تاریخی است؟ به نظر می رسد کهن ترین منبع نزدیک به رویداد و گروه دیگری از متون تاریخی پس از آن، «محل» رویداد را مسکوت و مبهم گذاشته و شواهد ارائه شده نیز با «محل» مشهور مطابقت ندارد؛ افزون بر آن در متون معتبر تاریخی هم «روایت دیگری» درباره آن عرضه شده است. این پژوهش نشان می دهد پذیرش «روایت مشهور» به عنوان گزاره قطعی از آن رویداد، پرسش برانگیز است و در بیان آن رویداد دست کم اذعان به «محتمل» بودن «روایت دوم» ضرورت پیدا می کند.