فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
منبع:
پژوهش های روستایی دوره دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
244 - 257
حوزههای تخصصی:
رفتار مخاطرات طبیعی در طی زمان منجر به تخریب بنیان های طبیعی و انسان ساخت نقاط روستایی می گردد. تحلیل فضایی مخاطرات و ارتباط آن با محیط انسان ساخت می تواند درک فضایی ما را نسبت به روابط فضایی تبیین کند. شهرستان های بیرجند و خوسف یکی از مناطق ناپایدار جمعیتی طی دو دهه اخیر بوده اند. مخاطرات محیطی مانند خشکسالی، بحران آب و ریزگردها پیشران ناپایداری این روستاها شده و باعث تخلیه جمعیت روستایی در این منطقه گشته اند. این پژوهش با رویکردی کاربردی به ارزیابی مخاطرات محیطی محدوده موردمطالعه پرداخته و نقش آن ها را در ناپایداری روستاهای منطقه بررسی نموده است. برای انجام این پژوهش نخست به ایجاد پایگاه داده ای مهم ترین مخاطرات محیطی (خشکسالی، زلزله، یخبندان، گردوغبار، شوری و سختی آب) در محیط جی.آی.اس صورت گرفت و با استفاده از روش های وزن دهی فازی نقشه نهایی مخاطرات محدوده تهیه و نقاط داغ و سرد آن شناسایی و الگوهای خطر آشکار شد. سپس پایگاه جمعیتی 540 روستای منطقه برای شش دوره سرشماری (1395-1355) با استفاده از نظرسنجی درباره شدت، فراوانی مخاطرات و میزان تاب آوری روستایی با تهیه پرسشنامه تخصصی ویژگی های مخاطرات محیطی منطقه واکاوی گردید. نتایج نشان می دهد که 250 روستا دارای رشد جمعیتی صفر و منفی می باشند. مناطق جنوبی و شمالی منطقه دارای شدت آسیب پذیری بالایی هستند. همچنین 47 درصد از منطقه در پهنه خطرپذیری شدید قرار دارند که مشتمل بر67 سکونتگاه است در این پهنه واقع گردیده اند.
شناسایی موانع تأسیس و توسعه اقامتگاه های بومگردی در نواحی روستایی استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
546 - 559
حوزههای تخصصی:
توجه به حفظ محیط زیست و اقتصاد محلی سبب شده است تا در سال های اخیر بومگردی در کانون توجه برنامه ریزان و متخصصین حوزه گردشگری قرار گیرد. جهت دستیابی به اهداف بومگردی، توسعه اقامتگاه های بومگردی یکی از راه های مؤثر است. در این میان، استان گیلان به عنوان یکی از مقصدهای اصلی گردشگری در ایران با دارا بودن تعداد زیادی از جاذبه ها و منابع گردشگری، همواره موردتوجه بسیاری از گردشگران است که در صورت توجه به اصول بومگردی می تواند سبب توسعه استان گردد. بر این مبنا تأسیس اقامتگاه های بومگردی در نواحی روستایی از چند سال گذشته همواره مورد تأکید مسئولین استان بوده است. ازاین رو این تحقیق قصد دارد تا با به کارگیری روش کیفی، مشکلات موجود در حوزه تأسیس و توسعه اقامتگاه های بومگردی در نواحی روستایی استان گیلان را با استفاده از تئوری بنیانی شناسایی نماید. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند، 41 نفر از متخصصان، فعالان حوزه گردشگری استان، روستاییان و مسئولین به عنوان نمونه انتخاب شدند. تکنیک های به کار گرفته شده برای گردآوری داده ها و اطلاعات لازم، بر مصاحبه نیمه ساختاریافته و مشاهدات میدانی تمرکز یافتند. بر مبنای نظریه بنیانی، داده ها در سه مرحله کدگذاری تحلیل شدند و نتایج حاصل از آن، استخراج شش مقوله هسته ای شامل کاربری اراضی، بازاریابی، مشکلات اداری، جاذبه ها، کمبود آموزش و امکانات و مدیریت و برنامه ریزی است.
عوامل اثرگذار بر حفر چاه های غیرمجاز کشاورزی در شهرستان دشتستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حفر چاه های غیرمجاز و استفاده غیرقانونی از آب مشکلی است که محیط زیست و کاربران قانونی آب را تحت تأثیر قرار می دهد. از این رو جامعه به عنوان یک کل، از عواقب این استفاده غیر قانونی رنج می برد . عوامل بسیاری می تواند حفر چاه های غیرمجاز توسط کشاورزان را تحت تأثیر قرار دهد. هدف این مطالعه بررسی یک مدل چندبعدی شامل سرمایه های اجتماعی و اقتصادی، سرمایه های انسانی و سرمایه های فیزیکی بر حفر چاه غیرمجاز بوده است. این پژوهش با استفاده از روش پیمایش انجام شد. روایی پرسشنامه بر اساس نظر اعضای هیئت علمی دانشگاه و کارشناسان جهاد کشاورزی و پایایی آن با استفاده از ضرایب آزمون آلفای کرونباخ تأیید شد. جامعه آماری شامل کشاورزان شهرستان دشتستان در استان بوشهر بوده ند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان نمونه ای 335 نفری از بین آنها انتخاب گردید. روش نمونه گیری بصورت تصادفی طبقه بندی شده است. به گونه ای که از میان دارندگان چاه های غیر مجاز به صورت تصادفی 188 نفر و از میان دارندگان چاه های مجاز 147 نفر انتخاب شده اند. نتایج نشان داد متغیر تجربه کشاورزی می تواند بیشترین تمایز را در بین دو گروه ایجاد کند و پس از آن متغیرهای دسترسی به اعتبارات، سن، نگرش نسبت به کم آبی و سرمایه اجتماعی می توانند در تفکیک دو گروه حفرکننده و غیر حفار چاه های غیرمجاز مؤثر باشد. همچنین براساس قدر مطلق مقادیر ماتریس ساختاری، متغیرهای تجربه کشاورزی، دسترسی به اعتبارات، انجمن غیر رسمی، تحصیلات، هنجار اخلاقی و تعهد از بیشترین درجه اهمیت در تمایز بین دو گروه متغیر وابسته برخوردار بوده اند. به کارگیری نتایج حاصل از این تحقیق می تواند منجر به کاهش حفر چاه های غیرقانونی در مناطق روستایی گردد.
تحلیل پیامدهای استقرار صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی مورد: بخش مرکزی شهرستان جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آن جا که توسعه کشاورزی به عنوان کانون و محور اصلی توسعه از نقش و جایگاه خاصی در کشور برخوردار است، صنایع تبدیلی را می توان شرط لازم و موتور محرک توسعه این بخش دانست. از این رو، پژوهش حاضر با هدف سنجش نگرش کارشناسان و مسئولان صنایع، پیرامون پیامدهای استقرار صنایع تبدیلی و تکمیل در بخش مرکزی شهرستان جیرفت انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق منابع اسنادی کتابخانه ای و مطالعه میدانی به وسیله پرسشنامه ای محقق ساخته از 43 کارشناس و مسئول صنایع تبدیلی و تکمیلی شهرستان جیرفت به دست آمد. روایی پرسشنامه توسط پانل متخصصان و پایایی آن نیز با انجام یک مطالعه پیش آهنگ و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (بالای 8/0برای تمامی متغیرها) تأیید گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS 19 انجام گرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که به ترتیب در بُعد اقتصادی، مؤلفه های « گسترش جایگاه کشاورزی در منطقه»، «افزایش مشارکت بخش خصوصی در سرمایه گذاری» و «افزایش سرمایه گذاری در بخش کشاورزی» ، در بُعد اجتماعی مؤلفه های « نیاز منطقه به صنایع تبدیلی مربوطه» ، « افزایش انسجام و پیوستگی بین کشاورزان» و « افزایش علاقه جهت انجام فعالیت های کشاورزی»، و در بُعد زیست محیطی مؤلفه های «کاهش ضایعات محصولات کشاورزی» ، «عرضه بهداشتی تر محصولات غذایی» و « در نظر گرفتن برنامه های مدون جهت رعایت بهداشت محیط روستا» از مهم ترین پیامد استقرار صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی بوده است. همچنین مؤلفه های بُعد اقتصادی نسبت به دو بُعد اجتماعی و زیست محیطی دارای اهمیت و وضعیت بالاتری است.
تبیین چارچوبی جهت بسط حمایت از توسعه گردشگری روستایی بر اساس تلفیق نظریه های تبادل اجتماعی و تصویر مکان (موردمطالعه نواحی تالابی استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
452 - 469
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف تبیین عوامل اثرگذار بر حمایت از توسعه گردشگری در میان ساکنین روستاهای حوزه تالاب های استان خوزستان با تمرکز بر توسعه چارچوبی مفهومی بر پایه نظریه تبادل اجتماعی و تصویر مکان انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات در این مطالعه پرسشنامه ای محقق ساخت بود که پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی و همچنین محاسبه آلفای کرونباخ و روایی آن به سه شیوه صوری، سازه ای و تشخیصی تأیید گردید. جامعه آماری در این مطالعه، خانوارهای ساکن در روستاهای حوزه چهار تالاب گردشگری استان خوزستان (شادگان، میانگران، بامدژ و هورالعظیم) بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نمونه ای به حجم 316 خانوار از میان آن ها انتخاب و به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و AMOS بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که چارچوب توسعه یافته در این مطالعه بر مبنای نظریه تبادل اجتماعی و تصویر مکان توانسته است برازش مناسبی با داده ها ایجاد نموده و تعداد بیشتری از متغیرهای مؤثر بر حمایت از توسعه گردشگری در میان ساکنین روستاهای حوزه تالاب های استان خوزستان را شناسایی نماید. از میان متغیرهای مؤثر شناسایی شده در چارچوب مفهومی مذکور، متغیرهای آگاهی و تصویر مکان بر ادراک آثار اجتماعی-فرهنگی گردشگری و ادراک آثار اجتماعی - فرهنگی گردشگری، بر نگرش نسبت به توسعه گردشگری و حمایت از توسعه گردشگری در میان ساکنین روستاهای حوزه تالاب های استان خوزستان تالاب تأثیرگذار بود.
پیامدهای اقتصادی اجرای طرح هادی در روستاهای دهستان انجیراب شهرستان گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح هادی با هدف هدایت روستاها در ابعاد کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در صدد آن است که رفاه نسبی را برای روستاییان فراهم آورد. این در حالی است که در خصوص تأثیر مثبت این طرح تردید وجود دارد و در بعضی از مناطق روستایی اثرات معکوس گذاشته و نارضایتی روستاییان را به همراه داشته است. در این تحقیق تلاش شده تا به سنجش رضایت مندی روستاییان از اثرات اقتصادی طرح هادی روستایی در دهستان انجیراب از توابع شهرستان گرگان پرداخته شود. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی- تحلیلی و جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه سرپرستان خانوار های ساکن در دهستان انجیراب (به تعداد 6881 خانوار) بوده که با استفاده از فرمول کوکران 308 نفر سرپرست خانوار به عنوان نمونه، به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و مورد سنجش قرار گرفته اند. روایی ظاهری پرسشنامه توسط کارشناسان ذیربط تأیید و پایایی آن با انجام پیش آزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (74/0) بوده است. نتایج حاصل از آزمون تحلیل عاملی در قالب چهار مؤلفه نشان می دهد که میزان تغییرات ارزش زمین داخل بافت روستاها (با واریانس 25/20 درصد از مقدار ویژه) به عنوان مهم ترین عامل و افزایش درآمد حاصل از اجرای طرح (با واریانس 63/19 درصد از مقدار ویژه)، بهبود شرایط اشتغال (با واریانس 68/14 درصد از مقدار ویژه) و میزان سرمایه گذاری اقتصادی (با واریانس 93/13 درصد از مقدار ویژه) از مهمترین پیامدهای اقتصادی اجرای طرح هادی در روستاهای مورد مطالعه می باشد. همچنین نتایج حاصل از چرخش عامل ها به روش واریماکس نشان می دهد که از 20 متغیر وارد شده در تحلیل عاملی اکتشافی، تنها 15 متغیر که دارای بار عاملی بالای نیم درصد بوده ، باقی مانده است.
مزیت نسبی تولید انبه در روستاهای جنوب شرق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انبه یکی از میوه های گرمسیری محسوب می شود که به دلیل خصوصیات ویژه ای که دارد همواره دارای علاقه مندان زیادی است. خاستگاه اصلی این میوه ی خوش طعم و مطبوع که نقش مهمی در اقتصاد روستانشینان دارد، شبه قاره ی هند، پاکستان، بنگلادش و آسیای جنوب شرقی است و در مناطق روستایی استان های سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان به میزان قابل توجهی تولید و کشت می شود. در این مطالعه وضعیت ساختار بازارهای داخلی انبه تولیدی کشور بر اساس شاخص های تمرکز و شاخص های هرفیندال و مزیت نسبی این محصول در استان های تولید کننده بر اساس شاخص های RCA و SRCA در طی سال های 1387-1396 مورد مطالعه قرارگرفته است. نتایج حاصل از آزمون های شاخص های مذکور نشان از آن دارد که ساختار بازار انبه کشور دارای ساختار انحصار دوجانبه(بیش از90 درصد از تولید انبه کل کشور) و متعلق به دو استان هرمزگان و سیستان و بلوچستان است. همچنین بر اساس شاخص های مزیت نسبی آشکارشده مشخص شد که تولید این محصول در استان های سیستان و بلوچستان و هرمزگان دارای مزیت نسبی است و در استان کرمان دارای مزیت نسبی نیست. بر اساس شاخص مزیت نسبی آشکار قرینه شده، میزان مزیت نسبی تولید محصول انبه در استان های سیستان و بلوچستان و هرمزگان بالا است. پیشنهاد می شود با توجه به شرایط اقلیمی خاص مورد نیاز برای تولید محصول انبه و به وجود آمدن شرایط انحصاری طبیعی برای استان های هرمزگان و سیستان و بلوچستان در کشور و همچنین با توجه به اثری که تولید این محصول در رونق اقتصاد و اشتغال زایی برای روستاییان دارد، با افزایش تولید و همچنین امر برندسازی که به سبب خاصیت های منحصر به فرد این محصول تولید شده در این مناطق ایران به راحتی میسر است زمینه ی ورود آن به بازارهای منطقه ای فراهم گردد .
پراکنده رویی شهر بابل و تغییر نقش اقتصادی روستا های پیرامون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه پراکنده رویی یکی از مهم ترین مسائل توسعه شهری کشورهای در حال توسعه است. این مفهوم بیشتر در نیم قرن اخیر وارد ادبیات مدیریت و برنامه ریزی شهری این کشورها شده است. البته ماهیت این پدیده در کشورهای در حال توسعه با کشورهای توسعه یافته متفاوت است. این پدیده در این کشورها اغلب به دلیل روستاگریزی و در کشورهای توسعه یافته به دلیل شهرگریزی به وقوع می پیوندد. این پدیده در کشورهای توسعه یافته اغلب به واسطه گسترش شهر بر روی عرصه های روستایی پیرامون روی می دهد. برخی شهرهای ایران نیز همانند سایر کشورهای در حال توسعه، این نوع گسترش را در مرحله رشد شتابان خود در شش دهه اخیر تجربه کرده که شهر بابل یکی از این شهرها است. این روند اغلب موجب استحاله و دگردیسی ساختاری و کارکردی روستاهای کشور و ادغام آن ها در شهرها شده است. از جمله این پیامدها، تغییر نقش اقتصادی این روستاها از کشاورزی به خدماتی است. جامعه آماری این پژوهش، شهر بابل و روستاهای واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل است. محدوده زمانی این پژوهش، سال 1335 تا 1395 است. سوال اصلی این پژوهش این است که شهر بابل از چه الگوی گسترشی در سال های 1335 تا 1395 برخوردار بوده و چه تغییرات اقتصادی را در روستاهای پیرامون خود در محدوده بخش مرکزی شهرستان بابل برجای گذاشته است؟ بنابراین هدف این پژوهش، شناخت الگوی گسترش شهر بابل در این دوره و تأثیر آن بر ویژگی های اقتصادی روستاهای پیرامون آن است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث نوع داده، کمی است که به روش توصیفی-تحلیلی انجام می پذیرد. داده و اطلاعات این پژوهش اغلب به روش کتابخانه ای جمع آوری شده است. جهت تحلیل داده و اطلاعات این پژوهش از آمار توصیفی استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که پراکنده رویی شهر بایل در این دوره موجب تغییر نسبت شاغلین بخش های اقتصادی این شهر و روستاهای پیرامون آن شده است.
Analysis of the Model of Sustainable Development Planning in Rural Economy of Iran (Case Study: Yazd Province)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose - The present study was undertaken to explore the model of the sustainable development planning of rural economy in Yazd province. Design/methodology/approach - This is an applied research that draws on an exploratory approach for data collection and is descriptive-analytical with regard to the description of characteristics. The main research instrument was a questionnaire coupled with semi-structured interviews. The statistical population of the study consisted of government actors in Yazd province, who were selected using multi-stage sampling method. Findings - The findings of this research indicated that planning sustainable development of rural economy in Yazd province has been consistent with the rational approach in terms of characteristics and compatible with the operational planning in terms of pattern. The central planning process has been top-down, and therefore, the local communities have not been involved in any of the planning processes. Research limitations / implications -The dominance of the traditional views on planning and the absence of stakeholders and locals in the planning framework has led to seven decades of ineffective development programs in Iran. Therefore, changing the planning pattern from the traditional (rational) to new (interactive-communicative) approach, which would lead to decentralization and the establishment of a public involvement in the planning system, especially in rural development, can help cope with the shortcomings of seven decades of rural development programs in Iran in general, and Yazd province in particular. Practical implications - Trusting people and utilizing the knowledge of rural people, especially the educated and young people, not only in planning but also in managerial positions such as district deputy in which the candidates are chosen among the local people, use of regional potentials such as Basij of Engineers to set up small knowledge-based circles at the city level and specialization of rural districts are some of the solutions that can trigger rural development under an interactive pattern. Originality/value : It is also important to identify the model that is employed by the dominant approach to development planning in a country. Based on this model, many features such as the extent of concentration and the role of people in the planning system, the role of local potentials and the limitations in planning, the place of monitoring and evaluation, among other things, in fostering development can be identified.
عوامل اقتصادی و اجتماعی اثرگذار بر مهاجرت روستاییان مورد: سامان های عرفی روستایی حوزه انارچای مشگین شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که زندگی و معیشت خانوارهای روستایی به طور گسترده ای به منابع طبیعی پایه – همچون مراتع- وابسته است؛ عدم هماهنگی بین نیازهای بهره برداران روستایی و منابع طبیعی، تعلق خاطر روستاییان نسبت به محیط زندگی را کم رنگ کرده و در نهایت منجر به مهاجرت می شود. مهاجرت یکی از عوامل اصلی تغییر جمعیت در مناطق روستایی است که دارای اثرات منفی در درازمدت و کوتاه مدت دارد که این اثرات تغییراتی را در ساختار اجتماعی و اقتصادی مناطق روستایی وارد می کند. در این تحقیق نیز تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر میزان مهاجرت روستاییان در سامان های عرفی روستایی حوزه انارچای مشگین شهر استان اردبیل مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و نوع پژوهش کاربردی است. روش جمع آوری اطلاعات با استفاده از دو روش مطالعات کتابخانه ای و نیز روش میدانی انجام شد . به منظور بررسی علت و انگیزش مهاجرت روستاییان از تکنیک پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده و مطالعه آمارهای جمعیتی روستاها از سال 1355 تا 1395 استفاده شد. فرم ها و پرسش نامه های تکمیل شده پس از بازبینی و کدگذاری تحلیل شدند. به منظور اولویت بندی و شناسایی مؤلفه هایی که بیشترین اهمیت را در زمینه مهاجرت داشته اند، از آزمون فریدمن، برای انتخاب مهم ترین گویه های موثر در مهاجرت از آزمون آماری تجزیه مؤلفه های اصلی و جهت بررسی سهم هر یک از مولفه های (گویه های) استخراج شده از تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد مهم ترین گویه های موثر در مهاجرت به ترتیب درآمد پایین، نبود بستر مناسب برای ازدواج جوانان و نبود شغل به ترتیب با میانگین رتبه 93/19، 88/19 و 81/19 می باشند. به نظر می رسد تضعیف ساختارهای اقتصادی و اجتماعی سبب می شود تا روستاییان برای به دست آوردن فرصت های بهتر زندگی به مناطق شهری مهاجرت کنند، بنابراین مهم ترین مشکل این منطقه در سال های آتی نبود نیروی کار جوان برای فعالیت در بخش کشاورزی و دامداری خواهد بود. بر اساس نتایج، درآمد پایین، نبود بستر مناسب برای ازدواج جوانان، نبود شغل و عدم اطمینان از آینده فرزندان بیشترین تاثیر را بر میزان مهاجرت به شهر دارد.
راهکارهای مدیریت پایدار آب کشاورزی (مورد مطالعه استان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
64 - 77
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی راهکارهای مدیریت پایدار آب کشاورزی و بررسی تأثیر هر یک بر متغیر وابسته تحقیق است که با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه آماری این مطالعه را کارشناسان و متخصصان حوزه آب در سطح استان همدان به تعداد 130 نفر تشکیل می دادند که در مرحله کیفی تعداد 35 نمونه به شیوه هدفمند و در مرحله کمی تعداد 100 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به شیوه تصادفی انتخاب شدند. برای بررسی و تحلیل روابط بین متغیرهای مستقل (راهکارها) و وابسته (مدیریت پایدار آب کشاورزی) از مدل یابی معادلات ساختاری بر اساس الگوریتم PLS بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که 55 درصد از واریانس متغیر وابسته (مدیریت پایدار آب کشاورزی) توسط متغیرهای مستقل موردبررسی (13 راهکار شناسایی شده) تبیین می شود که از بین این راهکارها، «برنامه ریزی آبیاری» (به عنوان راهکار اصلی) با ضریب تأثیر 275/0 بیشترین اهمیت و تأثیر را دارد. آموزش های کاربردی و مستمر با ضریب تأثیر 269/0، بازچرخانی آب در فرآیند تولید با ضریب تأثیر 247/0، افزایش راندمان انتقال آب با ضریب تأثیر 209/0، آگاهی بخشی و اطلاع رسانی با ضریب تأثیر 197/0 و در نهایت کاهش ضایعات کشاورزی با ضریب تأثیر 172/0 به ترتیب رتبه های دوم تا ششم را به خود اختصاص دادند.
عوامل مؤثر بر توزیع درآمد در مناطق روستایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر بررسی عوامل مؤثر بر توزیع درآمد در مناطق روستایی ایران است. برای تحقق این هدف و تعیین روابط بلند مدت بین بهره وری توزیع درآمد و متغیرهای توضیحی، از روش هم انباشتگی جوهانسن- جوسیلیوس و الگوی تصحیح خطای برداری ( VECM ) استفاده شده است. یافته های حاصل از تخمین تابع بلندمدت مدل، بیانگر تأثیر منفی و معنی دار متغیرهای تحقیق و توسعه، سرمایه گذاری در صنایع روستایی، بهره وری نیروی کار و شاخص نسبت سطح زیر کشت به تعداد نیروی کار بر ضریب جینی است. همچنین تأثیر رشد اقتصادی بر ضریب جینی مثبت و معنادار شده است، از این رو رشد بهره وری نیروی کار کشاورزی منجر به بهبود توزیع درآمد و کاهش فقر در مناطق روستایی می شود و افزایش سرمایه گذاری در صنایع روستایی، افزون بر بهبود توزیع درآمد، از درصد روستاییان کم درآمد نیز خواهد کاست. همچنین، مخارج تحقیقات و آموزش کشاورزی به کاهش ضریب جینی در راستای توزیع عادلانه تر درآمد خواهد انجامید. در این راستا می بایست، زیرساخت های اقتصادی که از عوامل بسیار مهم در رشد و توسعه اقتصادی هر کشور است، در مناطق روستایی و مناطق دارای فقر گسترده، توسعه یابند تا بر میزان عدالت افزوده و از میزان فقر کاسته خواهد شود.
پیشران های کلیدی تغییر کاربری اراضی کشاورزی و اثرات آن بر نواحی روستایی مورد: دهستان میانجام در شهرستان تربت جام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال بررسی پیشران ها و آثار تغییر کاربری اراضی در نواحی روستایی دهستان میانجام واقع در شهرستان تربت جام بوده است. بر این اساس پژوهش حاضر از نظر روش توصیفی – تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است که جهت جمع آوری اطلاعات برحسب مقتضیات پژوهش از شیوه کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. برای تحلیل نتایج از دو نرم افزار MICMAC جهت تحلیل پیشران های کلیدی و SPSS جهت ارزیابی اثرات تغییر کاربری اراضی استفاده شده است. نتایج تحلیل پیشران های کلیدی نشان داد به لحاظ اثرگذاری مثبت، مؤلفه بهبود زیرساخت ها نظیر راه های ارتباطی و به لحاظ اثرگذاری منفی، مؤلفه هایی نظیر ناآگاهی از قوانین حفاظت اراضی، فرسایش و عدم محصول دهی مطلوب خاک در اثر شدت بهره برداری ها و مؤلفه های طرح ها و برنامه های تغییر کاربری اراضی مدون، گسترش شهر به سمت روستاهای پیرامونی و خزش شهری، افزایش ساخت و ساز خانه های دوم و ویلاها و توسعه راه های ارتباطی از مهمترین پیشران های تأثیرگذار در تغییر کاربری اراضی را شکل می دهند. در بحث ارزیابی اثرات تغییر کاربری اراضی، بیشترین اثر منفی ارزیابی شده توسط ساکنین روستایی مربوط به کاهش جمعیت تولید کننده روستایی به علت مهاجرت آنها به شهرها و گرایش کم آنها به ماندگاری در حریم روستا است که یک پدیده مخرب اجتماعی محسوب می شود. بیشترین اثر مثبت ارزیابی شده توسط ساکنین روستایی نیز متعلق به شاخص هایی از جمله افزایش بهداشت محیط، ساخت مساکن جدید با مصالح ساختمانی بادوام تر، عریض شدن معابر و تسهیل در تردد وسایل نقلیه ی جدید و بهبود زیرساخت ها بوده است.
Categorization of North Khorasan Villages in Terms of Indicators of Entrepreneurial Ecotourism Developments (Case Study: Bojnord - Golestan Road)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose - Development of rural areas is one of the challenges of Iran. This has led experts to provide strategic solutions for the development of ecotourism and entrepreneurship, addressing the economic, social and environmental challenges of rural areas. Therefore, the present study aims to categorize9 selected villages in North Khorasan Province located along Bojnord-Golestan Road in terms of indicators of entrepreneurial ecotourism. Design/methodology/approach - To explore the subject and its results, we recruited descriptive-analytical methods in the form of library research and field studies. For analyzing and collecting data from the literature, entrepreneurial ecotourism indices were classified in four groups of agricultural and livestock potentials, invaluable natural and historical heritage, cultural and social attitudes, and construction and residential infrastructure. The process of categorizing the capabilities, environmental potentials and ecotourism strengths of the 9 villages with respect to these four indicators was performed by SPSS & R software using Fuzzy Hierarchy Process Analysis (FAHP) model. Findings - Based on the ecotourism indices and the rank of villages specified by the FAHP method, two villages of Dasht and Darkash with average scores of 4.37 and 3.87 had the highest ecotourism ranks and two villages of Shirabad and Keshanak with mean scores of 2.00 and 0.94 had the lowest ranks, respectively. On the other hand, examining the status of indicators of ecotourism development suggested that cultural and social attitude index with a mean of 2.4 hd the highest rank and the index of construction and residential infrastructure with a mean of 2.94 had the lowest rank among 9 villages under study. Practical implications - Strategic planning for the development of ecotourism in North Khorasan was conducted based on the categorization of villages selected in this research. Originality/value : Categorization of villages is of paramount importance in the entrepreneurial ecotourism development as it simultaneously focuses on economic, social and natural potentials in rural areas and helps allocate limited financial resources appropriately.
تمایل جوانان روستایی به اشتغال در بخش کشاورزی مورد: شهرستان باغملک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشاورزی، از یک سو نقش محوری در رشد اقتصادی و توسعه روستایی از طریق ارائه مواد غذایی مورد نیاز و فرصت های شغلی، در کشورهای توسعه یافته ایفا می کند. از سوی دیگر توسعه آینده کشاورزی در هر کشوری متکی به جوانان روستایی است. از این رو، کشاورزی و جوانان نه به طور کاملاٌ جداگانه و یا ناسازگار بلکه مکمل یکدیگرند. در واقع، آن ها باید برای بقای آینده خود دست در دست هم دهند. هدف از این مطالعه بررسی تمایل جوانان روستایی شهرستان باغملک نسبت به اشتغال در بخش کشاورزی است. برای دستیابی به هدف مطالعه حاضر از نظریه شغلی شناخت اجتماعی و تئوری رفتار برنامه ریزی شده، به عنوان چارچوب نظری پژوهش استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش جوانان روستایی 15 تا 29 سال سه دهستان میداوود، منگشت و هپرو از توابع شهرستان باغملک در استان خوزستان به تعداد 900 نفر بود که بر اساس جدول مورگان نمونه مورد نظر این تحقیق 270 نفر انتخاب شد . روش نمونه گیری چند مرحله ای خوشه ای در دسترس بود و قابلیت اطمینان و اعتبار ابزار مورد بررسی و تایید قرار گرفت . تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد سازه های نگرش، کنترل رفتاری درک شده، هنجار اخلاقی، هویت خود و هنجار توصیفی از تئوری رفتار برنامه ریزی شده، 71/0 و سازه های خودکارآمدی، نتیجه انتظارات، درک رفتار دیگران، علاقه و موانع از نظریه شغلی شناخت اجتماعی قادرند 74/0 از واریانس تمایل جوانان نسبت به اشتغال در بخش کشاورزی را پیش بینی نماید.
برنامه ریزی توسعه اشتغال پایدار روستایی با رویکرد PRA مبتنی بر مدل هفت سرمایه (موردشناسی: روستای بغدان شهرستان نیکشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
508 - 525
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه توسعه و اشتغال پایدار روستایی با تأکید بر روستای بغدان شهرستان نیکشهر انجام شد. گردآوری داده ها با استفاده از مدل های ارزیابی مشارکتی (PRA) و با بهره گیری از تحلیل ساختار اجتماعی و ساختار سازمانی با نمودار Ven، گردش روستایی، ترسیم درخت مشکلات و ماتریس زوجی نیازسنجی صورت گرفته و تحلیل داده ها نیز با استفاده از مدل هفت سرمایه و مدل رادار انجام شده است. علاوه بر بررسی های میدانی پژوهشگران و بهره گیری از دیدگاه صاحب نظران دانشگاهی، مشارکت کنندگان این پژوهش به طور خاص 23 نفر از مردان و زنان صاحب نظر روستا بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحلیل یافته ها نشان داد روستای بغدان دارای سرمایه طبیعی و اجتماعی مناسبی است و سرمایه انسانی آن در حال افزایش است. درعین حال نتایج تحلیلی حاکی از آن است که در شرایط فعلی این روستا سرمایه فضایی - مکانی مناسبی ندارد، اما در صورت اجرای سناریوی جابه جایی پیشنهادی مکان روستا با توجه به زمینه های موجود و خواست روستاییان؛ موقعیت فضایی - مکانی جدید، فرصت های مناسب اشتغال زایی برای روستا و روستاییان ایجاد خواهد کرد. سرمایه زیرساختی روستا هم ضعیف است که البته با اجرای سناریوی جابجایی، این سرمایه روستایی نیز ارتقا خواهد یافت. علاوه بر این سرمایه نهادی روستا ازنظر مستندات قانونی و طرح های توسعه گردشگری و کشاورزی و هم ازنظر هماهنگی برنامه های بین سازمانی و اثربخشی برنامه ها جهت ایجاد اشتغال و معیشت ضعیف است. درنهایت به کمک مدل رادار و برحسب فرصت های موجود در هر یک از سرمایه های هفت گانه روستا؛ برنامه توسعه آتی و اشتغال زایی روستای بغدان تبیین و تدوین شد.
شناسایی و رتبه بندی عوامل تشکیل دهنده معماری کیفیت محیطی در برنامه ریزی روستایی (مورد مطالعه: روستای شهریار، بخش فلارد، شهرستان لردگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
368 - 381
حوزههای تخصصی:
توجه به کیفیت محیطی و نگرانی های مرتبط با آن از شاخصه های اصلی زندگی مدرن و معاصر امروزی به ویژه در نواحی روستایی است. تحقق کیفیت محیطی در نواحی روستایی نیز مستلزم تبعیت از معماری کیفیت محیطی در برنامه ریزی روستایی است. در این میان تعیین اولویت ها و رتبه بندی جنبه های این معماری (از نگاه مردم و کارشناسان محلی) در فرآیند برنامه ریزی روستایی اهمیت بسیاری دارد. این مقاله بر محوریت دو سؤال معماری کیفیت محیطی کدام اند؟ و کدام یک از ارجحیت برنامه ریزی برخوردارند؟ شکل گرفت. از این رو روستای شهریار از توابع بخش فلارد شهرستان لردگان (با 2342 نفر جمعیت) که بسیاری از طرح های اجرایی در قالب برنامه ریزی روستایی در آن اجرایی شده است، به منظور پاسخگویی به سؤالات و ترسیم چشم اندازی از معماری کیفیت محیطی، انتخاب شده است. تعداد 6 کارگروه با تعداد 36 نفر نمونه (با روش نمونه گیری هدفمند) انتخاب شده اند. در این مقاله، به منظور گردآوری داده ها و تحلیل آن ها از دو روش کیفی و کمی استفاده شده است. با مساعدت و همراهی مردم و کارشناسان محلی، شاخص های 24 گانه معماری کیفیت محیطی در برنامه ریزی روستایی تعیین شد که 11شاخص در قلمرو اصول، 7 شاخص در قلمرو چارچوب و 6 شاخص در قلمرو فرآیند قرار گرفتند. مصادیق هر شاخص در روستای موردمطالعه (شهریار) مشخص و در کارگروه ها بر اساس طیف لیکرت (از بسیار کم تا بسیار زیاد) به رأی گذاشته شد. درنهایت جنبه های این معماری (اصول، چارچوب و فرآیند) رتبه بندی شد که (از نگاه مردم و کارشناسان محلی) اصول در رتبه اول و فرآیند و چارچوب به ترتیب در رتبه های دوم و سوم ارجحیت در معماری کیفیت محیطی برنامه ریزی روستایی قرار گرفتند.
چالش ها و تنگناهای توسعه اقتصادی در نواحی روستایی مورد: روستاهای بخش داشلی برون شهرستان گنبدکاووس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقتصاد روستایی یکی از مؤلفه های اساسی و مهم در اقتصاد هر کشوری است و در بسیاری از کشورهای توسعه یافته توجه به اقتصاد روستایی از اهداف کلان در برنامه های توسعه ای محسوب می شود. در کشور ما نیز با وجود ظرفیت و توان های محیطی قوی روستاها در بخش های مختلف اقتصادی به خصوص تولید که سهم قابل توجه آن متوجه بخش کشاورزی است، به طور میانگین سهم اقتصاد روستا در اقتصاد کشور با احتساب نفت حدوداً معادل5/26درصد و بدون احتساب نفت حدوداً معادل 22 درصد است و در مجموع، بین 20 تا 23 درصد از سهم ارزش افزوده تولیدی کشور متعلق به روستاها است. با توجه به اهمیت موضوع هدف کلی پژوهش حاضر بررسی تنگناها و چالش ها پیش روی توسعه اقتصادی و ارائه راهکارهایی در راستای توسعه اقتصادی روستاهای مرزی است. این تحقیق به صورت کاربردی بوده و روش آن به صورت توصیفی- تحلیلی و میدانی است و جامعه آماری، روستاهای مرزی بخش داشلی برون شهرستان گنبد بوده است. پس از شناسایی و طراحی شاخص ، پرسش ای تنظیم شد که با استفاده از فرمول کوکران، 200 نفر از روستاییان و مسئولان ذیربط به عنوان جامعه نمونه انتخاب و مورد پرسشگری قرار گرفته اند و در نهایت با استفاده از آماره های توصیفی و آزمون تحلیل عاملی در محیط نرم افزاری SPSS ، داده ها مورد سنجش و تجزیه و تحلیل واقع شده است. نتایج حاصل از آزمون تحلیل عاملی حاکی از آن بوده که نقاط ضعف و چالش ها در چهار دسته (عامل) طبقه بندی می شود. مهم ترین چالش توسعه اقتصادی روستاهای مرزی به ترتیب چالش های زیست محیطی، نهادی، اجتماعی و زیرساختی است که مجموعاً 35/84 درصد از واریانس کل را تبیین می کند و 65/15 درصد باقی مانده مربوط به عامل هایی است که خارج از محدوده تحقیق حاضر بوده است.
Investigating the Causes and Factors affecting the Improvement of Rural Housing Quality (Case Study: Oraman District, Sarvabad County)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose- The purpose of the present study was to investigate the causes and factors affecting the improvement of rural housing quality (case study: Oraman District, Sarvabad County). Design/methodology/approach- The present study is an applied research in terms of purpose and has a descriptive-analytical nature. Also, in terms of data collection method, it is a documentary-survey research. In the present study, the quality of rural housing was assessed to evaluate the effective factors in improving the quality of rural housing using the relevant indicators. The statistical population of the study was the Oraman District with 2468 households. The samples of the study were selected by simple random method, and the sample size of 345 households was obtained using the Cochran sampling formula. Finding- The results showed that the economic, physical, social and management factors (P <0.000) are effective in improving the quality of housing in Oraman villages. Also, according to the rating level of the indices, the physical dimension with the mean rating of (3.91) has the highest effect and the management dimension with the mean rating of (1.00) has the lowest effect. Research limitations/implications- Due to the low cooperation of local people and the cultural, ethnic and political sensitivities in the region, this study encountered numerous limitations and difficulties during the distribution of the questionnaire which challenged the research work. Originality / value- The earthquake happened in Western Iran destroyed many homes and killed many people, emphasizing the importance and quality of housing. Given that there has been no research on housing, especially its quality in this area, therefore, investigating the factors contributing to the improvement of housing quality in the future can reduce many of the human and financial losses.
ردیابی و ساخت رابطه ای فضاهای توسعه اقتصاد نخل داری؛ قابلیت تجاری محصول خرما در ناحیه مَکُّران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
488 - 507
حوزههای تخصصی:
اقتصاد نخل داری در کشورهای کمتر توسعه یافته ازجمله ایران -که تولیدکننده عمده این محصول به شمار می رود- در زمینه عملکرد، زیرساخت های تولید و نگهداری، بازار رسانی و... با چالش های زیادی مواجه است. از این رو درک ماهیت و پویایی رابطه های بین کنشگران در این زمینه اهمیت ویژه ای دارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر ردیابی و ساخت رابطه های فضایی بین کنشگران انسانی و غیرانسانی درزمینه قابلیت تجاری محصول خرما به منظور توسعه کارکردهای اقتصاد نخل داری در ناحیه مکران است. این پژوهش مبتنی بر روش ترکیبی (راهبرد متوالی- تغییرپذیر) است. جامعه آماری شامل 17493 بهره بردار خرما و 32 کارشناس کشاورزی است. برای نمونه گیری از روش هدفمند - احتمالی و برای تعیین اندازه نمونه در مرحله کیفی از معیار «کفایت اطلاعات» و در مرحله کمّی از معیار «نمایندگی (معرف بودن)» به کمک روش کوکران استفاده شده است. روش تحلیل، «تحلیل ترکیبی متوالی» بر اساس راهبرد کیفی - کمّی متوالی است. داده های کیفی به کمک نرم افزار «NVIVO» و داده های کمّی با روش های آماری در نرم افزار «SPSS» پردازش و تحلیل شده اند. تحلیل و استنتاج نهایی داده ها بر اساس استدلال لاتور (1987) به روش «ترجمه» صورت گرفته است. نتایج نشان داد که رابطه های فضایی گوناگونی بین کنشگران (انسانی و غیرانسانی) برقرار و یا در حال شکل گیری است. بر اساس این رابطه ها، موقعیت جغرافیایی، اقلیم، نخل خرما، بهره بردار، سرمایه، بازار هدف، سردخانه، دولت، فاصله فضایی، فناوری حمل ونقل -که به ترتیب توانسته اند شبکه گسترده تر و قوی تری از کنشگران با رابطه های بادوام شکل دهند- به عنوان بازیگران کلیدی و مؤثر در زمینه قابلیت تجاری خرما عاملیت یافته اند.