فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۴٬۴۳۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
توسعه میان افزای شهری که تأکید بر بهره گیری از ظرفیت زمین های خالی و بدون استفاده در درون نواحی ساخته شده، ساختمان های مخروبه و اراضی قهوه ای دارد راهبردی در جهت کنترل پراکنده رویی شهری و پیامدهای مرتبط با آن است. از این رو در این پژوهش به سنجش ظرفیت های توسعه میان افزا در شهر سبزوار -که با مشکل پراکنده رویی روبروست-پرداخته شد. پژوهش حاضر از نظر رویکرد، توصیفی-تحلیلی و از نظر ماهیت، توسعه ای- کاربردی است. داده های مورد نیاز با استفاده از روش کتابخانه ای و اسنادی گردآوری گردید. 13 معیار جهت سنجش ظرفیت های توسعه میان افزا تعیین شد و با بهره گیری از نظر متخصصان در قالب فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) وزن و اولویت هر معیار مشخص گردید.همچنین از مدل فازی برای تولید، استانداردسازی، فازی سازی و تلفیق لایه ها در محیط GIS استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد در شهر سبزوار، نواحی مرکزی نسبت به نواحی حاشیه شهر، قابلیت بیشتری از نظر توسعه میان افزا دارد. با اینکه نواحی مرکزی، زمین های خالی کمتری دارد اما استقرار این زمین ها در درون بافت موجود و فاصله کمتر آن ها با اراضی ساخته شده و همچنین عوامل دیگری از جمله وجود ساختمان های مخروبه، قدیمی و با کیفیت پایین در بافت های فرسوده ، دسترسی بیشتر به خدمات و امکانات شهری و... باعث شده که این نواحی قابلیت بیشتری از نظر توسعه میان افزا نسبت به نواحی حاشیه داشته باشد.در کل، حدود 29/20 درصد مساحت شهر سبزوار برای توسعه میان افزا کاملا مناسب ،15/13 درصد مناسب، 33/41 درصد متوسط ، 98/ 16درصد نامناسب و 25/8 درصد کاملا نامناسب می باشد.بنابراین در شهر سبزوار ظرفیت قابل توجهی برای توسعه میان افزا وجود دارد که بهره گیری از آن می تواند به کاهش پراکنده رویی در این شهر کمک کند.
مقایسه تطبیقی میزان درآمدزایی تولید گیاهان دارویی نسبت به سایر تولیدات زراعی در روستاهای شهرستان کلات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال بیستم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
117 - 101
حوزههای تخصصی:
کشت گیاهان دارویی از دیرباز جایگاه ویژه ای در نظام های سنتی کشاورزی ایران داشته و نقش مهمی درتنوع اقتصادی روستاییان دارد و فعالیت زراعی موجب افزایش درآمد، کاهش بیکاری و به تبع آن کاهش فقر روستاییان شده است. با کاشت گیاهان دارویی می توان از طریق برنامه ریزی مدون، ضمن توسعه اقتصادی و تأمین نیاز صنایع داخلی و کسب درآمد ارزی درخور توجه، به شکوفایی و توسعه پایدار کشور کمک کرد. این مطالعه با هدف مقایسه تطبیقی میزان درآمدزایی تولید گیاهان دارویی در مقایسه با سایر محصولات زراعی در روستاهای شهرستان کلات، انجام شد و به دنبال آن است تا از این طریق انگیزه های مهاجرتی روستاییان کاهش یابد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی است و از حیث روش توصیفی- تحلیلی محسوب می شود. جمع آوری اطلاعات از طریق شیوه های اسنادی و میدانی انجام شد. در مطالعه موردی مربوط به کشت گیاهان دارویی منطقه از روش پیمایشی استفاده شد. جامعه نمونه پژوهش روستاهایی بودند که تولید گیاهان دارویی در آن ها انجام می شد. یافته های پژوهش نشان می دهد، تولید گیاهان دارویی 1/50 درصد کل درآمد بخش کشاورزی را در منطقه موردمطالعه تشکیل می دهد. همچنین کاشت هر هکتار گیاهان دارویی در مقایسه با سایر محصولات زراعی، به طور میانگین 6/523 درصد درآمدزایی بیشتر ایجاد می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد، درآمدزایی هر هکتار از تولید گیاه دارویی بیش از پنج برابر سایر محصولات زراعی است که در صورت توجه بیشتر به این فعالیت می توان درآمد و سطح رفاه روستاییان را افزایش و انگیزه های مهاجرتی آنان را کاهش داد.
طراحی الگوی تاب آوری در صنعت گردشگری براثر بیماری کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۳۱)
131 - 144
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف طراحی الگوی تاب آوری در صنعت گردشگری در مواجهه با بحران کووید 19 انجام شده است. روش پژوهش کیفی است که از روش نظری داده بنیاد استفاده شده است. برای این منظور، با استادان حوزهٔ گردشگری و خبرگان صنعت گردشگری در استان مرکزی مصاحبه شد و، از مصاحبهٔ 11 به بعد، تحلیل داده ها به کشف مفاهیم و مقوله های جدیدی منجر نشد. با وجود این، برای اطمینان از حصول اشباع نظری، 4 مصاحبه دیگر نیز انجام شد و داده های مربوط به آن ها تحلیل شد. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبهٔ نیمه ساختاریافته بود و از نرم افزار اطلس تی آی برای کدگذاری مصاحبه ها استفاده شد. براساس یافته های این پژوهش، نوآوری در صنعت گردشگری و دیجیتال سازی این صنعت در شیوع بیماری کووید 19 به مثابهٔ شرایط علّی در تاب آوری صنعت گردشگری تأثیرگذار هستند، عوامل اجتماعی موجود در جامعه و استفاده از تجربیات مدیران خبره در حوزهٔ صنعت گردشگری به منزلهٔ عوامل بسترساز، آموزش کارکنان و سیاست های انگیزشی و حمایتی به منزلهٔ عوامل مداخله گر در تاب آوری صنعت گردشگری، نقش رسانه ها و عوامل فردی در راهبردهای تاب آوری در صنعت گردشگری و توسعهٔ اقتصادی به منزلهٔ پیامدهای تاب آوری در صنعت گردشگری استخراج و شناسایی شدند. در انتهای این مطالعه، توصیه هایی مدیریتی برای حل بسیاری از مسائل پدیدآمده در حوزهٔ کسب وکار، که ناشی از شرایط فعلی است، اشاره شده است و همچنین دربارهٔ محدودیت ها و دامنهٔ تحقیقات آینده نیز بحث شده است.
نقش اجرای فرایند منتورینگ در بازاریابی داخلی آژانس های گردشگری تهران
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۳
131 - 148
حوزههای تخصصی:
آژانس های مسافرتی بزرگ ترین حلقه واسط میان سازمان های ارائه دهنده خدمات گردشگری است. دانش و تجربه و مهارت های کارکنان آژانس های مسافرتی ذخایر گرانبهایی هستند که بی توجهی به آن ها می تواند موجب پیامدهایی همچون خروج کارکنان ارزشمند، نارضایتی مشتریان، نقص و شکست در خدمات شود. مشاوره منتور تعیین شده در آژانس های گردشگری می تواند از استرس و نگرانی های شروع کار بکاهد. تسهیل سازی برخی فرایندهای ناآشنا در آژانس های مسافرتی، که گاهی کارکنان جدید و کم تجربه با آن مواجه می شوند، خدماتی باکیفیت را برای مشتریان فراهم می کند. منتورها تلاش می کنند با مربیگری و محافظت از نیروهای جوان، آن ها را به آینده امیدوار کنند. این پژوهش نقش منتورینگ در بهبود بازاریابی داخلی آژانس های گردشگری شهر تهران را بررسی می کند. جامعه آماری پژوهش را کارکنان آژانس های مسافرتی در شهر تهران تشکیل می دهند که با فرض نامحدودبودن، تعداد 251 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل نتایج، از معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ابعاد فرایند منتورینگ (شامل مشاوره، تسهیل سازی، محافظت و مربیگری) در بهبود بازاریابی داخلی تأثیر مثبت و معنی داری دارد و باعث تجمیع منابع انسانی باتجربه و جوان و وفادار به آژانس ها می شود؛ به نحوی که با افزایش هرچه بیشتر رضایت کارکنان و تأثیرش در بهبود بازاریابی داخلی، می تواند افزایش رضایت مشتریان و بهبود فروش را در پی داشته باشد.
پتانسیل یابی منابع آب زیرزمینی شهرستان سقز با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) در بستر GIS(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر با افزایش جمعیت، توسعه صنعتی، برداشت بی رویه غیرمجاز، افزایش سطوح زیر کشت و خشکسالی، بهره برداری از منابع آب زیرزمینی چندین برابر شده است. با استمرار این عمل، سطح آب های زیرزمینی روزبه روز کاهش یافته است؛ بنابراین شناسایی منابع آب زیرزمینی، استفاده بهینه و مدیریت آن به معنای برداشت پایدار و همیشگی از این منابع گران بها است. در این مطالعه برای پتانسیل یابی منابع آب زیرزمینی در حوضه آبخیز شهرستان سقز از روش تحلیل همپوشانی وزنی با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM) فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP)همراه با علم سیستم اطلاعات مکانی (GIS) و دانش سنجش از دور (RS) استفاده شد. جهت پیاده سازی، داده های ۷۴۰ حلقه چاه و 14 معیار زمین شناسی، هواشناسی، توپوگرافی، هیدرولوژی و محیطی در بستر GIS برای تولید نقشه پتانسیل یابی منابع آب زیرزمینی تهیه و پردازش شد. با استفاده از منحنی عملکرد سیستم (ROC) برای صحت سنجی نقشه پتانسیل منابع آب زیرزمینی برآوردشده با تجزیه و تحلیل توزیع سازی از چاه های باز موجود، مقدار 83.7%AUC = به دست آمد که نشان می دهد مدل مورد بررسی با موفقیت آب های زیرزمینی را پیش بینی کرده است. تجزیه و تحلیل های آماری نیز نشان داد، 7/8 درصد و 5/18 درصد از کل مساحت شهرستان سقز به ترتیب در منطقه با پتانسیل بسیار خوب و خوب، 5/31 درصد در پتانسیل متوسط، 3/34 درصد به ترتیب در منطقه با پتانسیل ضعیف و 7 درصد نیز در منطقه با پتانسیل بسیار ضعیف قرار دارند. یافته های این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و مدیران در برنامه ریزی و مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی کمک کند.
ارزیابی نقش خشکسالی هواشناسی و هیدرولوژیکی بر خشکیدن دریاچه های بختگان و طشک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال یازدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۴
79 - 100
حوزههای تخصصی:
دریاچه های بختگان و طشک به عنوان دومین دریاچه های ایران از نظر بزرگی، از سال 1387 با بحران کم آبی و خشکی شدید روبرو شده اند. این پدیده سبب به هم خوردن زیست بوم منطقه و بروز کاستی های اجتماعی، بهداشتی و محیط زیستی شده است. هدف از این پژوهش بررسی نقش خشکسالی هواشناسی و هیدرولوژیکی بر خشکیدن این دریاچه ها است. برای این منظور، از داده های دما و بارش اندازه گیری شده در 21 ایستگاه باران سنجی، دبی سنجیده شده در سه ایستگاه هیدرومتری و مساحت حاصل از محاسبه شاخص تفاضلی بهنجار شده آب (با پردازش 46 تصویر ماهواره لندست) استفاده شد. برای تعیین رابطه بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و جهت بررسی روند تغییرات هر متغییر از روش رگرسیون خطی استفاده گردید. همچنین برای تعیین اثر خشکسالی اقلیمی و آبشناسی بر تغییرات مساحت دریاچه ها از شاخص های بارش و رواناب استاندارد شده دوازده ماهه استفاده شد. با تعیین روند تغییرات مساحت دریاچه ها در بازه زمانی بین سال های 1352 تا 1399 مشخص شد که وسعت پهنه آبی آنها از سال 1387 روند کاهشی به خود گرفته و از سال 1391 به این سو در بیشتر زمان ها این دریاچه ها خشک بوده اند. با وجود روند افزایشی در دمای حوضه به میزان 4/0 درجه سانتی گراد در هر ده سال، تغییر چشمگیری در مقدار این روند در سال 1387 (همزمان با خشکیدن دریاچه ها) دیده نشده است. بررسی بارش حوضه و آورد رود کر (مهمترین ورودی دریاچه ها) نشانگر وجود روند کاهشی در بارش و آورد رودخانه، بویژه از سال 1387 به این سو است. محاسبه شاخص های بارش و رواناب استاندارد نیز از آغاز خشکسالی هواشناسی و هیدرولوژیکی در حوضه از سال 1387 حکایت دارد. مقدار بارش در دوره خشکسالی به میزان 47 درصد کاهش یافته اما آبدهی ایستگاه هیدرومتری نزدیک به دریاچه کاهش بیش از 95 درصدی را نشان می دهد. بر اساس نتایج این پژوهش، هر چند کاهش بارش و افزایش دما سبب کاهش مساحت دریاچه های بختگان و طشک شده، اما عوامل دیگیری نیز در این رخداد نقش دارند. بنابراین به نظر می رسد که خشکسالی اقلیمی تنها عامل خشکیدن این دریاچه ها نیست. برای تعیین نقش سایر عوامل در این پدیده مخرب، مطالعه نقش عوامل انسانی بر خشک شدن دریاچه ها پیشنهاد می گردد.
عوامل بازدارنده توسعه طبیعت گردی در آبشار آب سفید الیگودرز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال یازدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
245 - 260
حوزههای تخصصی:
توسعه طبیعت گردی صرفاً به دلیل وجود زیبایی و جذابیت مناطق اکوتوریستی رخ نخواهد داد. این امر پس از قابلیت طبیعی هر منطقه، نیازمند پیدایش و وجود عوامل گوناگونی مانند زیرساخت های رفاهی، راه دسترسی، امنیت گردشگران، بازاریابی و تبلیغات و مواردی از این قبیل است؛ به طوری که ممکن است نبود یا حتی کمبود برخی از این موارد به منزله عوامل بازدارنده توسعه طبیعت گردی در هر منطقه اکوتوریستی به شمار آید. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل بازدارنده توسعه طبیعت گردی در آبشار آب سفید الیگودرز انجام شد. برای شناسایی عوامل بازدارنده، بیست مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب نظران استانی انجام شد. تحلیل داده های گردآوری شده از مصاحبه ها، به شناسایی 34 مفهوم، در قالب 6 دسته کلان موانع منجر شد. سپس از روش دلفی فازی دومرحله ای برای دستیابی به توافق گروهی بین صاحب نظران و رتبه بندی عوامل بازدارنده استفاده شد. طبق نتایج، عوامل بازدارنده توسعه طبیعت گردی در آبشار آب سفید الیگودرز به ترتیب عبارت بودند از: موانع فرهنگی و اجتماعی با میانگین 829/0، معرفی ضعیف منطقه با میانگین کل فازی زدایی 811/0، موانع سرمایه گذاری و برنامه ریزی مالی با میانگین کل فازی زدایی 803/0، موانع زیربنایی و زیرساختی با میانگین کل فازی زدایی 779/0، موانع امنیتی با میانگین کل فازی زدایی 767/0 و مشکلات دسترسی و اطلاعاتی با میانگین کل فازی زدایی 648/0. ازاین رو پیشنهاد کلی این تحقیق، برنامه ریزی دقیق، جذب حمایت های مالی و تلاش سازمان های تصمیم گیرنده مدیریت طبیعت گردی شهرستان الیگودرز و استان لرستان برای رفع و کاهش موانع یادشده ازطریق پیشنهادهای اجرایی ارائه شده در این پژوهش است.
ارزیابی اثرات تجارت مرزی بر شاخص های جمعیتی سکونتگاه های روستایی بازارچه مرزی تمرچین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال هفتم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۷
20 - 37
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین عوامل تحرک جمعیت در نواحی مرزی عامل اقتصادی است. هدف این پژوهش، بررسی میزان اثرگذاری تجارت مرزی بر شاخص های جمعیتی سکونتگاههای بازارچه مرزی تمرچین پیرانشهر می باشد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و به شیوه میدانی و در قالب پرسشنامه، به بررسی این موضوع پرداخته است. نتایج آزمون تی تک نمونه ای برای 5 بعد اصلی تحقیق نشان دهنده بازتاب بیشتر ابعاد سیاسی بر تحولات جمعیتی در منطقه مورد مطالعه با امتیاز 3.43 بوده است. در رده های بعدی بازتاب های اقتصادی با امتیاز 3.29، جمعیتی با امتیاز 2.86، اجتماعی 2.57، کالبدی 2.25 به ترتیب امتیاز از اهمیت بیشتری برخوردار بوده اند. با توجه به نتایج مورد اشاره در بخش یافته ها، توسعه تجارت مرزی در سکونتگاههای روستایی مورد مطالعه، تاثیر مثبتی بر تثبیت و رشد جمعیتی این سکونتگاهها نداشته است و از جمله دلایل این امر، فقدان زمینه های تثبیت جمعیت در این سکونتگاهها از جمله زمینه های زیرساختی، خدماتی و رفاهی می باشد. اما بر اساس نتایج به دست آمده از آزمون های پژوهش، تجارت مرزی بر روی مؤلفه های اجتماعی و سیاسی تأثیر مثبتی داشته و بر بهبود کیفیت و تحرک زندگی سکونتگاه های روستایی در اثر تجارت مرزی موثر واقع شده است.
مدلسازی GIS پایه آتش سوزی شبکه های توزیع گاز شهری و اثرات لرزه خیزی در تشدید آن (مطالعه موردی: منطقه یک شهرداری تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۲
87 - 108
حوزههای تخصصی:
امروزه حدود 60% از منابع انرژی در دنیا را نفت و گاز تشکیل می دهد. با توجه به روش های مختلف حمل و نقل نفت خام و محصولات آن، بیشترین سهم جابه جایی این منابع با استفاده از خطوط لوله های انتقال می باشد. هدف از این پژوهش، مدلسازی GIS پایه آتش سوزی شبکه های توزیع گاز شهری و اثرات لرزه خیزی شهر تبریز در تشدید آتش سوزی می باشد. برای این منظور روش های تصمیم گیری چند معیاره (MCDA) به همراه سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) به کار گرفته شد، همچنین برای تعیین اهمیت روابط بین معیارها و زیر معیارها و ضریب اهمیت نسبی آن ها از مدل FANP استفاده شده است که در راستای هدف پژوهش از 4 معیار و 20 زیرمعیار برای مطالعه آسیب پذیری در برابر آتش سوزی شبکه های گاز پرداخته شد. برای مشخص کردن تأثیر لرزه خیزی شهر تبریز بر آتش سوزی شبکه های توزیع گاز شهری به مقایسه نقشه ریز پهنه بندی خطر زمین لرزه های شهر تبریز با نقشه خروجی حاصل از این پژوهش پرداخته شد و مشخص گردید، بیشترین آسیب پذیری هم در نقشه خطر زمین لرزه و هم در نقشه پهنه بندی آتش سوزی شبکه گاز در قسمت شمال و شمال غربی محدوده است که بافت فرسوده و حاشیه نشین شهر می باشد. کاربری مسکونی با 63/70 هکتار با بیشترین آسیب از آتش-سوزی شبکه های توزیع گاز شهری در اثر تشدید زلزله در درجه اول قرار دارد. با توجه به برآورد خطر بالای آتش سوزی شبکه های گاز شهری، در سطح منطقه به خصوص بافت فرسوده و حاشیه نشین، سامان دهی این بافت ها و اجرای عملیات محافظتی از خطوط انتقال گاز در بافت های یادشده ضروری به نظر می رسد. همچنین باتوجه به نتایج حاصل از این پژوهش، پیچیدگی و طول خطوط انتقال گاز در بافت حاشیه نشین شهر زیاد می باشد. بنابراین پیشنهاد می شود در این قسمت ها از لوله های پلی اتیلن که دارای مقاومت بالا نسبت به لوله های فولادی می باشد، استفاده گردد.
ارزیابی تناسب مکانی برای توسعه اکوتوریسم در حوزه آبخیز ابیانه- برزرود استان اصفهان با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال یازدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
225 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، شناسایی، ارزیابی و معرفی پهنه های مستعد گردشگری نوع اکوتوریسمی در حوضه آبریز «ابیانه برزرود» به دلیل پتانسیل های منحصربه فرد طبیعی و فرهنگی – تاریخی و انسانی است. فاکتورهای مؤثر در مکان یابی مناطق مستعد در این تحقیق، شامل نُه متغیر زیست محیطی است که پس از رقومی سازی نقشه های پایه و تهیه پرسش نامه تحلیل سلسله مراتبی (AHP) از کارشناسان خبره درخصوص اهمیت نسبی معیارها و زیرمعیارها به نسبت هم نظرسنجی شد. در این پژوهش، معیارهای جاده، رودخانه، پوشش گیاهی و خدمات اقامتی بیشترین تأثیر را در انتخاب مکان مناسب اکوتوریسم به خود اختصاص دادند و پس از آن، به ترتیب اثرگذاری، معیارهای رستوران، چشمه، مظهر قنات و محدوده روستا قرار گرفته اند. در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) با استفاده از نرم افزار اکسپرت چویس براساس وزن های به دست آمده از مدل یادشده و پردازش آن، نقشه رتبه بندی درجات تناسب برای اکوتوریسم در سه رده ضعیف، متوسط و خوب تهیه شد. این نقشه، با 59 مکان کنترلی در بازدیدهای میدانی صحت سنجی شد و کلیه مکان های مستعد گردشگری در محدوده خوب قرار گرفته اند که صحت این نقشه را تأیید می کند. جذاب ترین مناطق حوضه، که حدود 25 درصد سطح حوضه را شامل می شود، با رتبه خوب، در قسمت های مرکزی حوضه و در راستای مسیر مواصلاتی بین روستاهای منطقه قرار دارد. مناطق با جذابیت متوسط، که حدود 46 درصد سطح حوضه را دربر می گیرد، عمدتاً در بخش جنوبی حوضه و در محدوده منطقه حفاظت شده محیط زیست واقع شده است. مناطق با جذابیت کم با میزان گسترش حدود 29 درصد مساحت منطقه، عمدتاً در شمال غرب و جنوب غرب حوضه گسترش دارد و به صورت لکه هایی نیز در سایر مناطق حوضه ملاحظه می شود.
بررسی پیامدهای بحران همه گیری ویروس کرونا برای مدیریت منابع انسانی (مورد مطالعه: مجموعه فرهنگی- تاریخی نیاوران)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۳
149 - 168
حوزههای تخصصی:
بحران کرونا ویروس از چالش های جدید جامعه جهانی به شمار می رود. این پدیده نوظهور، طی چندسال اخیر موجب تأثیرات منفی و مخرب در صنعت گردشگری در موزه ها و مجموعه های فرهنگی تاریخی شده است. در این میان، شیوع کرونا ویروس شرایط کاملاً متفاوتی را در حوزه منابع انسانی به وجود آورده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی پیامدهای بحران همه گیری کرونا ویروس در مدیریت منابع انسانی در طول همه گیری بیماری کرونا در مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران بوده است. این پژوهش به لحاظ روش، توصیفی پیمایشی؛ به لحاظ نوع، کاربردی و به لحاظ داده با استفاده از طیف لیکرت کمّی سازی شده است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی کارکنان مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران به تعداد 120 نفر تشکیل داده اند که براساس فرمول کوکران، حجم نمونه 103 نفر تعیین شده است. پایایی و روایی ابزار پژوهش با استفاده از آزمون های ضریب بارهای عاملی، آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، پایایی اشتراکی، ضریب rho_A، روایی همگرا و روایی واگرا سنجیده شده است. همچنین از نرمافزار اس.پی.اس.اس ۲۴ و اسمارت پی.ال.اس ۳ برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. طبق یافته ها، میانگین رضایت از انعطاف پذیری و چرخه زندگی مجازی کارکنان، ارائه دوره های آموزشی به کارکنان، مشارکت، توسعه و ارتقای انگیزه کارکنان از طریق برقراری ارتباط مستمر با استفاده از روش های نوین، روش های نوین برای حمایت از کارکنان و حفظ سلامت و رفاه آن ها و اقدامات ایمنی سازمان برای کارکنان در دوران همه گیری کرونا در وضعیت مطلوبی قرار داشته است و صرفاً دسترسی کارکنان به منابع برای کار در خانه در دوران همه گیری کرونا در مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران در وضعیت مطلوبی قرار نداشته است.
تعیین مقادیر نابهنجاری های آرسنیک و گوگرد در خاک های دشت خاش، جنوب شرق ایران: با تاکید بر تأثیر دراز مدت آتش فشان تفتان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال یازدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۳
217 - 232
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، میزان آلودگی آرسنیک و گوگرد در نمونه های خاک دامنه های آتش فشان تفتان و دشت خاش واقع در جنوب تفتان، جنوب شرق ایران، مطالعه شده است. غلظت عناصر آرسنیک و گوگرد در نمونه های مطالعه شده به ترتیب بین 6 تا 14 پی پی ام و 03/0 تا 51/0 درصد متغیر بوده و بالاتر از حد مجاز استاندارد سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا است. نقشه های پهنه بندی آلودگی برای منطقه مورد مطالعه نشان می دهند که به طور کلی نمونه های دشت خاش، بویژه بخش جنوبی آن، نسبت به نمونه های دامنه های تفتان، آلوده تر هستند. این پدیده با افزایش بخش سیلتی و رسی خاک و افزایش پی اچ در نمونه های بخش جنوبی تفتان همراه است. از مقایسه مقادیر آرسنیک و گوگرد در نمونه های آب زیرزمینی دشت خاش ( به ترتیب 005/0 تا 1/0 و 72 تا 528 میلیگرم در لیتر) و نقشه های پهنه بندی آلودگی آب های زیرزمینی می توان نتیجه گیری کرد که واکنش های تبادل یونی ، بین ذرات خاک و آب زیرزمینی وجود داشته است. وجود برخی نابهنجاری های آرسنیک در نمونه های خاک دشت خاش و عدم وجود آن ها در نمونه های آب زیرزمینی، نشان از وجود کانی زایی های محلی آرسنیک مرتبط با فعالیت های گرمابی تفتان دارد. این کانی زایی ها اغلب مربوط به ترکیبات دارای جیوه و طلا هستند که کانی های سولفید آرسنیک (رآلگار و اورپیمنت) را به همراه دارند و در دوره هایی از فعالیت تفتان در این مناطق شکل گرفته اند. لذا مهمترین عامل در آلودگی خاک های منطقه مورد مطالعه، فعالیت های آتش فشانی-گرمابی تفتان بوده است.
عوامل مؤثر در مدیریت امنیت در اقامتگاه های بوم گردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۳۱)
321 - 332
حوزههای تخصصی:
امنیت در همه اعصار ضرورتی اساسی در زندگی بشر بوده است. گردشگری و امنیت دو مقوله با تأثیرات متفاوت و متقابل اند. هیچ صنعتی همچون گردشگری به امنیت وابسته نیست؛ زیرا گردشگران هنگام انتخاب مقصد و اقامتگاه، عوامل امنیتی را در اولویت قرار می دهند. ازاین رو مدیریت مقصدها و اقامتگاه های بوم گردی برای دستیابی به امنیت پایدار با چالش های گوناگونی روبه رویند. این مقاله کاربردی ، به منظور شناسایی عوامل مؤثر در مدیریت امنیت مقصدها و اقامتگاه های بوم گردی و نیز معرفی چارچوب این عوامل طراحی و به روش پژوهش کیفی اجرا شد. برای کسب اطلاعات لازم، از دانش و تجربیات مدیران و چالش های میهمانان اقامتگاه های بوم گردی به روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد و تا حصول اطمینان از اشباع نظری ادامه یافت. گردآوری داده ها ازطریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با چهارده تن از خبرگان و تحلیل گفت وگوها به روش تحلیل مضمون با کمک از نرم افزار مکس کیودی ای انجام شد و برای کسب اعتبار به تأیید رسید. از تحلیل مصاحبه ها، 342 مفهوم استخراج شد و طی مراحل کدگذاری، چارچوبی شش گانه از عوامل مؤثر در مدیریت امنیت اقامتگاه های بوم گردی شامل سازمان، افراد، فنّاوری، محیط زیست، تجربه ها و زمان حاصل شد. مدیران مقصدها و اقامتگاه های بوم گردی پایدار برای جلب رضایت میهمانان، به تأمین امنیت و ایمنی از طریق برنامه ریزی، اجرا، بازرسی و تحلیل مداوم این عوامل شش گانه در بازه های زمانی نیازمندند تا ضمن برقراری آرامش و آسایش برای ذی نفعان، منافع اقتصادی، اجتماعی - فرهنگی و بهره مندی از جاذبه های طبیعی و انسان ساخت را برای همگان فراهم سازند.
پهنه بندی گستره خطر فرونشست زمین در دشت سراب، با بهره گیری از الگوریتم های تحلیل چند معیاره MARCOS و CODAS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۴
149 - 172
حوزههای تخصصی:
یکی از مخاطرات پیش روی دشت های کشور، مخاطره فرونشست است که سبب بروز مشکلات و معضلات فراوان در زمین های کشاورزی، جاده ها، خطوط انتقال نیرو و انرژی می گردد. دشت سراب نیز در طی سال های اخیر با افت شدید سطح آب زیرزمینی مواجه بوده که این عامل سبب گردیده تا این منطقه در معرض وقوع مخاطره فرونشست قرار گیرد. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل مهم ترین عوامل دخیل در ایجاد خطر فرونشست دشت سراب و مشخص کردن سطوح مستعد که احتمالاً در آینده درگیر فرونشست خواهند شد، با بهره گیری از الگوریتم های چند معیاره MARCOS و CODAS است. با توجه به نتایج حاصل از پهنه بندی خطر فرونشست؛ معیار های عمق آب، کاربری اراضی و شیب؛ به ترتیب با ضریب وزنی 194/0، 171/0 و 159/0، مهم ترین عوامل دخیل در ایجاد خطر فرونشست محدوده مطالعاتی می باشند. با توجه به خروجی حاصل از روش MARCOS، به ترتیب؛ 50/167 و 09/276 کیلومتر مربع از مساحت دشت سراب و طبق نتایج حاصل از به کارگیری روش CODAS، 13/187 و 03/279 کیلومتر مربع از مساحت محدوده، در طبقه پرخطر و بحرانی قرار دارد. به علاوه، نقشه مستخرج از الگوریتمMARCOS و CODAS با عمق سطح آب چاه ها به ترتیب؛ دارای مقدار ضریب همبستگی 77/ و 81/0 می باشند و بین خروجی هر دو روش با نقشه سطح آب همبستگی دیده می شود. به نظر می رسد، نتایج حاصل از مطالعه حاضر، می تواند به مدیران سازمانی و برنامه ریزان منابع اراضی و خاک، در زمینه حفاظت و مدیریت منابع آبی و مخاطرات طبیعی و جلوگیری از تخریب سرزمین کمک شایانی نماید.
مقایسه و تحلیل پراکنش زمانی و مکانی طوفان های گرد و خاک با دیدکمتر از ۲۰۰ متر در غرب و جنوب غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحلیل فضایی مخاطرات محیطی سال نهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
۱۵۰-۱۲۹
حوزههای تخصصی:
طوفان گرد و خاک همواره به عنوان یک پدیده جوی مخاطره آمیز و محدود کننده برای همه گونه فعالیت های انسانی و محیط طبیعی و انسانی می باشد. همه ساله در مناطق مختلف جهان خسارت های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی فراوان و غیر قابل جبرانی ببار می آورد. بطور طبیعی این پدیده اقلیمی در اقلیم های خشک و نیمه خشک ظهور و بروز بیشتری از اقلیم های مرطوب دارد. بیابان های گسترده و فاقد پوشش گیاهی مناسب، استفاده نامطلوب از زمین و تغییرات کاربری های ناسازگار با اقلیم منطقه، پایین بودن سطح فناوری در این کشورها برای مقابله یا سازگاری با پدیده طوفان های گرد و خاک و بسیاری از علل و عوامل دیگر این پدیده را به یک مخاطره تبدیل نموده است. طوفان ها پدیده های جوی تشدید شده ای هستندکه گاه با بارش های شدید و گاه با گرد وخاک همراه می باشند. طوفان های گرد و خاک و بخصوص طوفان های با دید افقی کمتر از ۲۰۰ متر همواره خسارت بار و مخل آسایش ساکنین بوده است. در سالهای اخیر فراوانی این پدیده در مناطق غرب و جنوب غرب ایران بخصوص در دوره سرد سال روند افزایشی نشان می دهد. برای بررسی این پدیده، با استفاده از داده های روزانه، دید افقی کمتر از ۲۰۰ متر منطقه غرب و جنوب غرب ایران در یک دوره آماری ۳۳ساله (۱۹۸۷ تا ۲۰۱۹) استخراج شده است. و با توجه به متفاوت بودن دو منطقه مورد نظر پراکنش ماهانه، و سالانه و فصلی طوفان های گرد و خاک در این منطقه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که تباین اساسی بین دو منطقه مطالعاتی در پراکنش مکانی طوفان های گرد و خاک در دو فصل پاییز و زمستان است. در این دو فصل بالاترین فراوانی طوفان های گرد و خاک در منطقه غرب در ایستگاه های شرقی منطقه بخصوص در ایستگاه هایی مانند همدان، کنگاور، قروه و بیجار است و کمترین تعداد طوفان های گرد و خاک در غرب منطقه رخ داده است. در صورتی که در منطقه جنوب غرب بالاترین تعداد طوفان های گرد و خاک از ایستگاه های غربی استان خوزستان گزارش شده است. ایستگاه های همانند دزفول و بستان بالاترین فراوانی طوفان های گرد و خاک را ثبت کرده اند. به نظر می رسد طوفان های دوره سرد منطقه غرب ایران از مبادی دورترتولید شده و در لایه های میانی جو بر روی منطقه غربی منطقه همانند همدان و کنگاور منتقل شده است. در صورتی که طوفان های گرد و خاک منطقه جنوب غرب در شرایط همدیدی متفاوت و از مبادی نزدیک تر و در لایه زیرین وردسپهر وارد منطقه شده است.
ارزیابی میزان آسیب پذیری بهره برداران از خشکسالی و تحلیل مؤلفه های تبیین کننده مدیریت بحران خشکسالی (مطالعه موردی: استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال یازدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۳
135 - 154
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارزیابی میزان آسیب پذیری بهره برداران از خشکسالی و تحلیل مولفه های تبیین کننده مدیریت بحران خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان از دیدگاه کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان انجام پذیرفته است. روش مورداستفاده در این پژوهش از نوع توصیفی – غیرآزمایشی می باشد. کلیه کارشناسان واحد ترویج و آموزش کشاورزی سازمان جهاد کشاورزی استان، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند که نمونه ای از آن ها بر اساس جدول مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و موردمطالعه قرار گرفت (n=72). لیست شاخص های اولیه (10 شاخص اصلی) در پژوهش به روش دلفی (اتفاق نظر کارشناسان منطقه) تعیین شد. جهت سنجش آسیب پذیری و نیز تبیین مؤلفه های مدیریت بحران خشکسالی از فرمول Me-Bar & Valdez و نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد در میان شاخص های آسیب پذیری موردبررسی، شاخص های اقتصادی، اجتماعی و فنی به عنوان مهم ترین شاخص های آسیب پذیری در دوره خشکسالی معرفی شدند که در مجموع بیشترین میزان آسیب پذیری کل در شرایط خشکسالی، مربوط به شاخص های آسیب پذیری فنی بود. همچنین در قسمت تحلیل عاملی اکتشافی نتایج نشان داد، مؤلفه های مدیریت زراعی، سامان دهی نظام پیش آگاهی و مشارکت دهی، توسعه زیرساخت ها، مدیریت منابع آب، حمایت مالی، وضع قوانین و مقررات مناسب، سیاست گذاری، حمایت از تشکل های محلی و آموزش- ترویج راهکارهای خشکسالی به عنوان مهم ترین مؤلفه های تبیین کننده مدیریت بحران خشکسالی از دیدگاه کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان می باشند
نقش گردشگری مسئولانه در پایداری مقصد گردشگری در هتل ها و آژانس های مسافرتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
177 - 190
حوزههای تخصصی:
یکی از عواملی که به تازگی در پایدارسازی مقاصد گردشگری بررسی شده گردشگری مسئولانه است. هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی نقش گردشگری مسئولانه در پایداری مقصد گردشگری است. جامعه آماری پژوهش حاضر را مدیران و مشتریان هتل ها و آژانس های مسافرتی کلان شهر تبریز تشکیل دادند که تعداد مدیران 150 نفر بود و تعداد مشتریان با توجه به نا محدودبودن با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به دست آمد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسش نامه است. فرضیه ها با استفاده از آزمون رگرسیون بررسی شدند و داده های گردآوری شده با کمک نرم افزار لیزرل تحلیل شدند و نتایج حاصل نشان داد که مسئولیت پذیری اقتصادی تأثیر مثبت و معنی داری در پایداری اقتصادی، پایداری اجتماعی، پایداری فرهنگی و پایداری محیطی دارد. همچنین مسئولیت پذیری اجتماعی تأثیر مثبت و معنی داری در پایداری اقتصادی، پایداری اجتماعی، پایداری فرهنگی و پایداری محیطی دارد و نیز مسئولیت پذیری فرهنگی تأثیر مثبت و معنی داری در پایداری اقتصادی، پایداری اجتماعی، پایداری فرهنگی و پایداری محیطی دارد. همچنین مسئولیت پذیری محیطی تأثیر مثبت و معنی داری در پایداری اقتصادی، پایداری اجتماعی، پایداری فرهنگی و پایداری محیطی دارد.
سناریوهای تاثیر برگزیت بر وحدت پولی اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
88 - 109
حوزههای تخصصی:
پول واحد در قالب یورو یکی از عناصر اصلی قوام بخش ژئوپلیتیک اتحادیه اروپا می باشد که تغییر و تحول در آن می تواند سبب تغییرات ژئوپلیتیکی دیگری در این قاره شود. روشن است خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، کلیت این اتحادیه و از جمله وحدت پولی آن را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف این مقاله بررسی مسئله تاثیر خروج انگلستان(برگزیت ) بر وحدت پولی اروپا می باشد. اهمیت این مسئله در تاثیرات ژئوپلیتیکی تداوم اروپای نسبتا منسجم و یا تغییر آن به یک اروپای شکننده بر سیاست بین الملل است. نگارندگان این مقاله با بهره گیری از نظریه پیتر شوارتز(سناریونویسی معروف به G.N.B کسب و کار تجارت جهانی درقالب الگوی آینده پِژوهشی) و نیز روش توصیفی، تحلیلی و نیز فرایند محور سه سناریو، بدبینانه شکست وحدت پولی اروپا، سناریو حفظ وضع موجود(تداوم همکاری ها میان انگلستان و اتحادیه اروپا) و سناریو خوشبینانه(انسجام فرایند وحدت سیاسی و اقتصادی اروپا) را ارائه دادند. بر مبنای شرایط وقوع سناریوها، نتیجه اصلی پژوهش این است که خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، به تقویت مناسبات و سیاست های واحد پولی یورو کمک خواهد کرد.
Confronting Afghanistan’s Security and Development Challenges: A Contribution of the European Union(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هجدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۶۸)
151 - 176
حوزههای تخصصی:
Afghanistan is confronting the complexity of security and development challenges for the last several years, and that is affecting the Afghan’s lives and livelihood. Over the past years, it has continuously increased, and due to lack of security as well as the country has faced several incidents after 2014. The war created several problems, and there are major challenges by the Taliban, ISIS, and other critical terrorisation. The study aims to define a system approach that how a fragile system operates and functions. Afghanistan emerges as an example of a fragile state which can be explained through the concept of system approach. The article also looks at the concept of system approach and method takes the case study of Afghanistan to demonstrate the perils of a fragile state since 2014 following international military drawdown. Besides, it also looks at how the EU is responding to these challenges as part of its security and development strategy towards Afghanistan. Concluding remarks observed that a fragile system lacks developments and economic growth which consequences in displacement, emigration and instability in the country consequential in the community or the case of Afghanistan tribal warfare. In past overs years, the EU contributes its development and humanitarian aid to Afghanistan, which is bringing a significant change.
ارزیابی نقش توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی خانوارهای روستایی در راستای کاهش اثرات خشکسالی؛ مطالعه موردی: شهرستان سرپل ذهاب (استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۱
255 - 277
حوزههای تخصصی:
بخش اعظمی از ایران به خاطر استقرار در کمربند خشک جغرافیایی و نوار بیابانی دنیا از شرایط اقلیمی ویژه ای برخوردار است که جزو مناطق کم باران جهان بشمار می آید. ازاین رو، خشکسالی به عنوان یکی از مهم ترین مخاطرات طبیعی ایران است. هدف تحقیق حاضر بررسی نقش توانمندسازی روستاییان در مواجهه و رویارویی با خشکسالی و کاستن از اثرات آن در مناطق روستایی شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه است. ازاین رو سعی کرده است تا به این سؤال پاسخ دهد که چه رابطه ای بین توانمند سازی اقتصادی و اجتماعی خانوارهای روستایی و کاهش اثرات خشکسالی در محدوده موردمطالعه وجود دارد؟ تحقیق حاضر از نوع پژوهش های کاربردی و روش مورداستفاده توصیفی- تحلیلی مبتنی بر گردآوری داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه است. به دلیل گستردگی جغرافیایی منطقه و تعداد زیاد سکونتگاه های روستایی، از بین روستاهای واقع در محدوده سیاسی شهرستان سرپل ذهاب که دارای 100 خانوار و بیشتر بودند، با لحاظ کردن موقعیت طبیعی، تعداد 10 نقطه روستایی به عنوان نمونه انتخاب شد. در سطح تحلیل خانوار از بین 1966 خانوار روستایی ساکن براساس داده های سرشماری سال (1395)، با بهره گیری از فرمول کوکران تعداد 321 مورد به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه به صورت تصادفی ساده توزیع شده است که از این تعداد، 305 پرسشنامه تکمیل شده در اختیار محققان قرار گرفت و در تحلیل های آماری مورداستفاده قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری t تک نمونه ای، تحلیل عاملی و مسیر استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد که از دیدگاه ساکنین محلی توانمندسازی در ابعاد اقتصادی (3.84) و اجتماعی (3.60) بر روی کاهش اثرات سانحه تأثیر مثبتی دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد دسترسی به منابع مالی، بهبود فضای و کسب وکار و سرمایه اجتماعی محلی به ترتیب با 49/0، 53/0 و 34/0 بیشترین تأثیر را در توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی در راستای کاهش اثرات خشکسالی دارند.