ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۴۸۱ تا ۵٬۵۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۵۴۸۱.

ارزیابی میزان رضایتمندی زنان سرپرست خانوار از محیط های مسکونی در سکونتگاه های غیر رسمی (مطالعه موردی: محله اسلام آباد زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۲۵۷
مقدمه:  بررسی و ارزیابی ابعاد رضایتمندی سکونتی سرپرستان خانوار در مقیاس سکونتگاه های غیررسمی و همچنین با تأکید بر زنان سرپرست خانوار بسیار حائز اهمیت است. چرا که زنان سرپرست خانوار در سکونتگاه های غیررسمی به عنوان اقشار آسیب پذیر اجتماع شهری محسوب می شوند که اغلب از حداقل خدمات شهروندی محروم هستند.هدف:  هدف اصلی پژوهش حاضر، ارزیابی میزان رضایت مندی زنان سرپرست خانوار از محیط مسکونی خود در سکونتگاه های غیررسمی محله اسلام آباد زنجان است.روش شناسی:  این پژوهش از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی – تحلیلی است. داده های پژوهش با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی گردآوری شده و حجم نمونه هم براساس فرمول کوکران معادل 380 نفر برآورد شده است. شاخص های تعیین شده در این پژوهش به ترتیب شاخص «کالبدی» با 8 گویه، شاخص «اقتصادی» با 8 گویه، شاخص «بهداشتی» با 4 گویه، شاخص «اجتماعی» با 8 گویه و شاخص «رفاهی» با 4 گویه هستند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش پرسش نامه و آزمون های تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس یکطرفه، آزمون تعقیبی شفه، فریدمن و کروسکال والیس استفاده شده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش:  محله اسلام آباد واقع در محدوده شهرداری منطقه یک شهر زنجان است.یافته ها و بحث:  نتایج تحلیل داده ها و پرسش نامه ها حاکی از آن است که از نظر زنان سرپرست خانوار در محله اسلام آباد زنجان در میان مؤلفه های مورد مطالعه، مؤلفه «اجتماعی» با میانگین 43/3 بیشترین اهمیت را دارد. همچنین به ترتیب مؤلفه های «کالبدی» با میانگین 17/3، «بهداشتی» با میانگین 98/2، «رفاهی» با میانگین 88/2 و در نهایت «اقتصادی» با میانگین 54/2 در رتبه های دوم تا پنجم قرار گرفته اند. رتبه بندی مذکور بیانگر آن است که میزان اهمیت مؤلفه های رضایتمندی سکونتی از نظر زنان سرپرست خانوار در محله اسلام آباد زنجان یکسان نیست. یافته های دیگر پژوهش نشان می دهد بین رضایتمندی سکونتی زنان سرپرست خانوار در محله هدف با تحصیلات آنان تفاوت معناداری وجود دارد و افراد با تحصیلات عالی دانشگاهی در مقایسه با افراد با تحصیلات کمتر رضایتمندی بیشتری نسبت به مؤلفه های رضایتمندی سکونتی دارند.نتیجه گیری: به طور کلی رضایتمندی زنان سرپرست خانوار از محیط مسکونی خود با میانگین عددی 13/2 پایین تر از حد متوسط می باشد.
۵۴۸۲.

تحلیل و سنجش رابطه بین کاربری زمین و حمل و نقل شهری بر مبنای شاخصه های TOD در منطقه 8 مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۳۱۵
توسعه حمل ونقل عمومی (TOD)، به عنوان یکی از بارز ترین اشکال رشد هوشمند و از مصادیق حمل ونقل پایدار محسوب می شود. روند رشد شهری با کاهش کیفیت خدماتی در نظام حمل ونقل که به حجم ترافیک و نارسایی در خدمات به ویژه در کلان شهرها افزوده است، چالش برانگیز و ناکارآمد به نظر می رسد. هدف مقاله حاضر تحلیل رابطه کاربری زمین و حمل ونقل در قالب سطح بندی سه ایستگاه مترو منطقه 8 کلان شهر مشهد بنام کوهسنگی، شریعتی و بسیج از طریق سنجش شاخصه های انتخابی شامل ویژگی های بلوک، اختلاط کاربری ها، معابر سواره، مسیرهای دوچرخه و تسهیلات حمل ونقل در چهارچوب توسعه حمل ونقل عمومی محور (TOD) است. روش تحقیق این مقاله توصیفی- تحلیلی و نوع آن کمی و کیفی است. جمع آوری داده ها از طریق اسنادی- کتابخانه ای و تکمیل پرسشنامه انجام شده است. برای تحلیل داده ها از روش های تحلیل فضایی، تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای سطح بندی ازلحاظ رعایت شاخصه های TOD از تحلیل سوات استفاده و برای تعیین اولویت ها از ماتریس برنامه ریزی راهبردی کمی (QSPM) بهره گیری شده است. نتایج این تحقیق نشان داد ایستگاه کوهسنگی با امتیاز نهایی 448/0 بهترین گزینه ازنظر رعایت شاخصه های TOD در منطقه 8 شهرداری مشهد است در اولویت بعدی ایستگاه شریعتی با امتیاز نهایی 312/0 و ایستگاه بسیج با امتیاز 240/0 قرار دارد. بعد از سنجش شاخصه ها و انتخاب ایستگاه نهایی و جداول تحلیل راهبرد تهاجمی SO انتخاب و در راستای این راهبرد پیشنهاداتی ارائه شده است.
۵۴۸۳.

تحلیل سیستمی پیشران های کلیدی موثر بر توسعه گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۲۸۵
پیشینه و هدف جمع بندی نتایج بررسی پیشینه تحقیق نشان می دهد توسعه گردشگری پایدار به دلیل اهمیت آن و آثار بالقوه مثبت و منفی که به همراه دارد بدون برنامه ریزی امکان پذیر نخواهد بود؛ لذا اتخاذ سیاست های اصولی از راه فرایند برنامه ریزی ها و مدیریت ضروری خواهد بود. بنابراین مدیریت شهری و روستایی می تواند با آگاهی از پیشران های کلیدی در راستای توسعه پایدار گردشگری حرکت نماید. بررسی ادبیات موضوع در این پژوهش نشان می دهد که در کنار توجه به توسعه پایدار گردشگری با تعیین پیشران های کلیدی در دنیای به شدت رقابتی در برنامه ریزی و مدیریت ها، نیاز به رویکردی خلاقانه نیز وجود خواهد داشت تا شاخص های مورد نظر، جهت بررسی با نگاهی خلاقانه تعیین و مورد بررسی قرار گیرند. بنابراین پژوهش پیش رو قصد دارد که با تکیه بر دیدگاه نوین برنامه ریزی و با استفاده از روش های خاص آینده پژوهی به شناسایی عوامل کلیدی موثر بر توسعه گردشگری خلاق شهرستان بروجرد بپردازد. روش شناسی پژوهش حاضر از نظر ماهیت تحلیلی و اکتشافی مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی و روش پیمایشی و میدانی می باشد؛ همچنین به لحاظ گردآوری داده ها از نوع ترکیبی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل35 نفر از متولیان سازمان ها و کارشناسان متخصص مرتبط با موضوع در شهرستان بروجرد می باشد. در بخش کیفی جهت شناسایی  نیروهای پیشران و عدم قطعیت ها از مشاهده، پویش محیطی و مطالعات اسنادی، بحث های گروهی و مصاحبه نیمه ساختار یافته (تکنیک دلفی) و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. با نگاهی به رویکرد PESTEL، ابعاد و متغیرهای موثر بر توسعه گردشگری خلاق همچون ابعاد محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و ... در این شهرستان مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت با استفاده از نرم افزار MICMAC پیشران های کلیدی مؤثر بر توسعه گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد شناسایی و رتبه بندی شده اند.     یافته ها و بحث یافته های تحقیق و نحوه پراکنش متغیرها در صفحه پراکندگی جهت تعیین وضعیت پایداری و ناپایداری سیستم در محدوده مورد مطالعه، حاکی از ناپایداری سیستم است. یعنی گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد در وضعیت مناسبی قرار ندارد. در نهایت با توجه به رتبه های به دست آمده از تاثیرگذاری مستقیم و غیر مستقیم متغیرها، 10عامل کلیدی به عنوان شاخص های کلیدی مؤثر برتوسعه گردشگری خلاق شهرستان بروجرد انتخاب شدند که عبارتند از: «افزایش میدان های هوایی، ریلی و زمینی به شهرستان  »؛ «بازاریابی و حمایت از سرمایه گذاران  »؛ «دسترسی به شبکه جهانی نت  »؛ « ارتقای سطح زبان های خارجی و ارتباط با دانشگاه ها و صنعت  »؛ «ارتقای سطح دانش کارکنان واحدهای گردشگری»؛ « توجه به تنوع قومیتی و فرهنگی»  ؛ «مشارکت بومیان و توجه به اقشار آسیب پذیر» ؛ «حمایت از آیین ها و سنت های جامعه ی شهری و روستایی و برگزاری رویدادها»؛  «اخلاق مداری و حفظ امنیت اجتماعی» و «اشتغال زایی در بخش گردشگری». بدین ترتیب سناریوهای آینده وضعیت گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد  نیز می بایست بر اساس این عوامل طراحی شوند. نتیجه گیری براساس نتایج به دست آمده، چندین عامل کلیدی به عنوان شاخص های کلیدی مؤثر برتوسعه گردشگری خلاق شهرستان بروجرد در آینده انتخاب شدند که رتبه یک تا سه آن به ترتیب شامل افزایش میدان های هوایی، ریلی و زمینی به شهرستان، بازاریابی و حمایت از سرمایه گذاران و دسترسی به شبکه جهانی نت است. همچنین براساس یافته های تحقیق، پیشران های نهایی موثر بر گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد به ترتیب شامل «عوامل اجتماعی –فرهنگی با چهار پیشران» ، «عوامل اقتصادی با دو پیشران»، «عوامل آموزشی با دو پیشران» و« عوامل زیرساختی و کالبدی با یک پیشران» است. از مهمترین نتایج این تحقیق، وضعیت توزیع و پراکنش متغیرهای موثر بر گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد می باشد که حاکی از ناپایداری وضعیت سیستم در محدوده مورد مطالعه است که نشان از لزوم توجه هر گونه برنامه ریزی با در نظر گرفتن عدم قطعیت های آینده و با بهره گیری از دانش آینده نگاری خواهد بود.
۵۴۸۴.

پیش آیندها و پس آیندهای رفتار هم آفرینی ارزش در گردشگری غذا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۲۹۵
هدف پژوهش حاضر بررسی پیش آیندها و پس آیندهای رفتار هم آفرینی ارزش در گردشگری غذایی است. این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی و، براساس روش، در زمرهٔ تحقیقات توصیفی - علّی است. جامعهٔ آماری این تحقیق شامل کلیهٔ گردشگران غذایی است که به شهرهای گوناگون ایران سفر کرده اند و تجربهٔ غذای آن مناطق را هم داشته اند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش منابع کتابخانه ای و پرسش نامهٔ استاندارد مربوط به متغیرهای پژوهش بود که روایی و پایایی آن توسط روایی محتوا و سازه و همچنین ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. با استفاده از نمونه گیری خوشه ای، 399 نفر از شرکت کنندگان به سؤالات پرسش نامه پاسخ قابل قبولی دادند. نتایج استخراج شده از پرسش نامه با روش های آمار توصیفی، استنباطی و با استفاده از رویکرد معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS  و Smart PLS تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که مسئولیت اجتماعی کسب وکار در عجین شدن گردشگران، دل مشغولی و ارزش ادراک شده تأثیر معناداری دارد که این متغیرها نیز در هم آفرینی ارزش تأثیر می گذارند. درنهایت، هم آفرینی ارزش در احترام ادراک شده و رفاه ذهنی تأثیر معناداری دارد.
۵۴۸۵.

ارزیابی شاخص دو متغیره خشکسالی MSDI مبتنی بر بارش و دبی (در ایستگاه های ارازکوسه و گالیکش استان گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۸۳
تعریف شاخص جامعی که تفسیر کامل تری از خشکسالی هواشناسی و هیدرولوژیکی داشته باشد ضروری است بر این اساس در پژوهش حاضر شاخص چند متغیره خشکسالی (MSDI) بر مبنای بارش و دبی تعریف شده است تا توانایی آن در تشخیص خشکسالی هواشناسی و هیدرولوژیکی سنجیده شود. برای این منظور دو شاخص SPI و SSI در دومنطقه گالیکش و ارازکوسه در استان گلستان که از آمار بارش و دبی بلند مدت 50 ساله برخوردار بودند در مقیاس فصلی محاسبه شدند شاخص MSDIبر اساس تعریف توزیع مشترک از متغیرهای دبی و بارش با استفاده از توابع مفصل نیز محاسبه شد. به منظور بررسی تطابق  این شاخص با SPI و SSI، میزان همبستگی و سپس، روند و جهش آنها با استفاده از آزمون های من-کندال و پتیت، بررسی شدند. نتایج نشان داد همبستگی کاملی بین شاخص SPI و SSI وجود ندارد و در فصل های مختلف و ایستگاه های مختلف میزان همبستگی متغیر است ولی شاخص تعریف شده MSDI از همبستگی بالایی با هر دو شاخص SSI و SPI برخوردار بود. و حتی در بدترین حالت که SPI و SSI هیچ همبستگی معنی داری نداشتند این شاخص در بدترین شرایط 62 درصد همبستگی را با  SPIدر گالیکش ایجاد کرد. نتایج روند و جهش از تطابق خوبی در دو ایستگاه برخوردار بودند. در ایستگاه ارازکوسه SPI فاقد روند، SSI فقط در بهار و MSDI در بهار و تابستان دارای روند می باشند. در ایستگاه گالیکشMSDI  در هیچ فصل، SPI در پاییز و SSI در بهار دارای روند می باشند. شاخص MSDI در مواردی که دو شاخص SPI و SSI شرایط خشکی یکسانی را نشان می دادند با آنها مطابقت داشت در غیر اینصورت در بیشتر موارد با شاخصی که شرایط خشک تری را داشت هماهنگ بود. در ضمن این شاخص تمایل زیادی به خشک تر نشان دادن فصل ها داشت بطوری که در برخی از موارد از دو شاخص دیگر شرایط خشک تری را نشان می داد. در نهایت می توان نتیجه گرفت شاخص MSDI می تواند شاخص مناسبی برای تحلیل همزمان خشکسالی هواشناسی و هیدرولوژیکی در نظر گرفته شود.
۵۴۸۶.

بررسی عوامل پیشبرنده و بازدارنده طرح هادی روستایی از دیدگاه متخصصان در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۶۷
امروزه روستاها با برخورداری از شکل ویژه استقرار و معیشت انسان و با توجه به نقشی که در حیات اقتصادی و اجتماعی کش ورها ایفا می کنند نیازمند س ازماندهی و توسعه می باشند. برای تهیه و اجرای طرح هادی به منزله فراگیرترین و محلی ترین طرح توسعه روستایی در ای ران، هزین ه ه ای کلان ی ص رف می شود و این طرح آثار چشمگیری بر بافت فیزیکی کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و... سکونتگاه های روستایی بر جای گذاش ته است. اثرگذاری چندبعدی تهیه و اجرای این طرح بر عرص ه س کونتگاه های روس تایی و جوام ع مس تقر در آنه ا، ضرورت آسیب شناسی طرح هادی را دوچندان می کند؛ بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی آسیب شناسی طرح هادی روستایی و همچنین عوامل مؤثر بر پیشبرد طرح های هادی روستایی است که به صورت نمونه موردی در استان مازندران انجام شده است. پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی بوده برای گردآوری داده ها از اسناد کتابخانه ای و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و متخصصان در حیطه طرح های هادی روستایی بوده اند که به صورت نمونه گیری گلوله برفی در بین 30 نفر از آنان توزیع و تکمیل گردید. معیارهای آسیب شناسی طرح های هادی روستایی مورد مطالعه شامل (اقتصادی- اجتماعی- محیطی- روانشناختی و محتوایی) بوده است که در قالب 33 سوال می باشد. برای تجزیه و تحلیل پژوهش حاضر از آزمون های tتک نمونه ای و آزمون تحلیل عاملی اکتشافی در محیط نرم افزار  spssاستفاده شده است. براساس نتایج  مستخرج از آزمون t تک نمونه ای، معیارهای ریشه کردن فقر با (3/26)،  عدم مشارکت مردمی در طرح (2/93)، در نظر نگرفتن قوانین بین المللی (3/10)،  مغفول ماندن کارکرد و فعالیت (3/96)، نقش بخش خصوصی (4/46)، درک مشترک از مسائل (3/33)، سرمایه گذاری در بخش کشاورزی (3/23) شناسایی عوامل زمین ساختی (3/36) از جمله آسیب های مطرح از دیدگاه متخصصان و کارشناسان طرح هادی در استان مازندران می باشد. همچنین نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی نشان می دهد که عوامل تأثیرگذار در پیشبرد طرح های هادی روستایی در استان مازندران از دید متخصصان شامل سه بعد (اقتصادی، اجتماعی و محتوایی) در قالب 9 گویه می باشد. درنهایت راهکارهایی به منظور حل معضلات موجود، جهت بهبود اجرای طرح های هادی روستایی در منطقه پیشنهاد می گردد.
۵۴۸۷.

تحولات کالبدی- فضایی سکونتگاه های روستایی با تأکید بر گردشگری (مطالعه موردی: روستاهای ساحلی شهرستان رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۹ تعداد دانلود : ۲۸۳
گسترش گردشگری از پدیده های مهم امروز است، در واقع در شرایط کنونی میعادگاه گردشگران از شهرهای بزرگ و تاریخی به سوی فضاهای روستایی و طبیعی تغییر ماهیت داده که این امر به نوبه ی خود در زمینه تحولات کالبدی-فضای روستاها تأثیر به سزایی گذاشته است. آنچه در پژوهش حاضر به عنوان هدف اصلی در نظر گرفته شد، تحلیل فضایی تحولات کالبدی-فضایی سکونتگاه های روستایی با تأکید گردشگری در روستاهای ساحلی شهرستان رشت می باشد. این پژوهش از نظر هدف تحقیق کاربردی؛ از لحاظ ماهیت توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری داده ها نیز به صورت کتابخانه ای و میدانی است. جامعه آماری، شامل: روستاهای ساحلی شهرستان رشت می باشند که تعداد (11) روستا به عنوان روستاهای نمونه انتخاب شدند که در دو دهه اخیر گردشگری در آن ها رواج یافته و جنبه های مختلف و تحولات کالبدی-فضایی روستا را تحت تأثیر قرار داده است. بخش دوم جامعه آماری، شامل: افراد مطلع و آگاه (اعضای شورا و دهیاران) روستاهای ساحلی می باشند که بر اساس نمونه گیری هدفمند تعداد (20)، انتخاب شدند. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS، و آزمون های تعقیبی (Post Hoc)،  و (Tukey HSD)، و مدل (FARAS)، استفاده شده است. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد گردشگری در تحولات (معماری مساکن روستایی، تغییر در بافت و نظام کالبدی، تغییر در نظام کارکردی و تغییر در نظام ارتباطی)، تاثیر زیادی داشته است. همچین در تحولات معماری مساکن روستایی، و از بین روستاهای ساحلی، باغ امیربکنده با مقدار 3/78، طالش محله با مقدار 3/22، علی زیبا کنار با مقدار 3/25، در طبقه سوم (تأثیر زیاد)، بیشترین میزان تأثیرپذیری را از گردشگری به خود اختصاص داده اند، و سایر روستاها در گروه طبقه دوم (تأثیر متوسط ) را با تأکید بر گردشگری شامل شدند. در تحولات تغییر در بافت و نظام کالبدی، از بین روستاهای مورد مطالعه، روستای علی زیبا کنار با مقدار 3/11، بیشترین میزان تأثیرپذیری را از گردشگری به خود اختصاص داده اند، و سایر روستاها در گروه طبقه دوم (تأثیر متوسط ) را با تأکید بر گردشگری شامل شدند. در تحولات تغییر نظام کارکردی و ارتباطی، تمامی روستاها در گروه طبقه دوم (تأثیر متوسط ) را با تأکید بر گردشگری شامل شدند. همچنین نتایج مدل آراس فازی نشان داد، تحولات تغییر در بافت و کالبد روستا با مقدار وزن 0/413 و تغییرات در نظام ارتباطی با مقدار وزن 0/390، بیشترین و کمترین میزان تأثیرپذیری را از گردشگری در روستاهای ساحلی شهرستان رشت به خود اختصاص داده اند.
۵۴۸۸.

بررسی پارامتر های قابلیت اطمینان و پایداری در اتوبوس های شهری برای نقل و انتقالات درون شهری براساس GPS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۱۱
امروزه استفاده از سیستم موقعیت یاب جهانی GPS برای حمل ونقل درون و برون شهری امری لازم و غیرقابل انکار است. ارزیابی قابلیت اطمینان و پایداری مسیر های اتوبوس درون شهری به عنوان یک موضوع مهم مطرح شده است که تأثیر زیادی بر کیفیت خدمات اتوبوس رانی می گذارد. در این پژوهش از داده های  سیستم موقعیت یاب جهانی GPS که مربوط به سامانه اتوبوس رانی شهر یزد است، برای ارزیابی قابلیت اطمینان و پایداری در اتوبوس های شهری برای نقل و انتقالات درون شهری استفاده شده است. یکی از اهداف مورد بررسی در این پژوهش، بررسی پارامتر های تأثیرگذار بر حرکت دسته ای و تحلیل پایداری سیستم و همچنین قابلیت اطمینان سیستم حمل ونقل عمومی است. در این پژوهش زمان سفر بخش، زمان توقف، سرفاصله و حرکت دسته ای از نظر زمانی و مکانی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. در واقع بررسی می شود که در دوره های زمانی مختلف روز، وضعیت وقوع حرکت دسته ای و پایداری و همچنین قابلیت اطمینان چگونه است. در این پژوهش از روش های پیش بینی رگرسیون خطی، رگرسیون بردار پشتیبان، جنگل تصادفی و رگرسیون تقویت شده گرادیان برای پیش بینی قابلیت اطمینان و بررسی پایداری مسیر های سفر اتوبوس استفاده شده است. مدل رگرسیون تقویت شده گرادیان برای پیش بینی قابلیت اطمینان مسیر سفر اتوبوس و همچنین جهت پیش بینی سرفاصله خطای کمتر و عملکرد بهتری را نسبت به بقیه مدل های پیش بینی داشته است. نتایج این پژوهش به برنامه ریزان شهری در درک پایداری ایستگاه ها، شناسایی نقاط کلیدی که بر پایداری ایستگاه ها تأثیر می گذارد، شناسایی ایستگاه های کلیدی و ارائه بهتر خدمات حمل ونقل در آینده، جهت کاهش زمان انتظار مسافران کمک می کند.
۵۴۸۹.

تحلیل اثرات گردشگری بر اقتصاد روستاهای هدف در استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۶ تعداد دانلود : ۳۵۳
صنعت گردشگری به عنوان یکی از بخش های اصلی اقتصادی از حیث کسب درآمدهای ارزی در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. وجود جاذبه های گردشگری به عنوان یکی از ارکان و عناصر اصلی صنعت گردشگری در کنار دیگر مؤلفه ها از جمله جامعه میزبان شرایط لازم را برای جلب و جذب گردشگر فراهم می نماید این مطالعه با هدف شناسایی توانمندی ها و تجزیه و تحلیل اثرات گردشگری بر روستاهای هدف گردشگری استان کردستان انجام شده است. روش پژوهش، بر اساس هدف کاربردی و بر اساس جمع آوری اطلاعات توصیفی و از نوع تحلیل همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل ساکنان محلی روستاهای مورد مطالعه است. نتایج آزمون t تک نمونه ای نشان داد که گردشگری دارای اثرات مثبت و منفی مختلفی بر جامعه میزبان می باشد. بیشترین اثر مطلوب گردشگری از بعد اقتصادی مربوط به ایجاد درآمد و شغل می باشد. نگرش مثبت ساکنان محلی به گردشگری از جمله اثرات مثبت اجتماعی و فرهنگی گردشگری تلقی می شود. از طرف دیگر کاهش انسجام و مشارکت در توسعه روستا، از بین رفتن آداب، فرهنگ و ارزش های محلی روستاها و الگو برداری نامناسب از گردشگران از جمله اثرات منفی گردشگری است. نتایج نشان داد که گردشگری دارای اثرات نامطلوب زیست محیطی بصورت تخریب چشم اندازهای طبیعی روستا، ساخت و سازهای بی رویه و تغییر کاربری اراضی کشاورزی شده است. همچنین نتایج رتبه بندی نشان می دهد که روستاهای سلین، پالنگان و ژیوار در رتبه های اول تا سوم قرار دارند. روستاهای بلبل، نگل، دولاب، صلوات آباد، دره تفی، مجسه، نجنه، سورین، نوره و قمچقای به ترتیب در رتبه های چهارم تا سیزدهم جای گرفته اند. با توجه به نتایج، سرمایه گذاری بخش دولتی در زیر ساخت ها به خصوص جاده های ارتباطی و همچنین سرمایه گذاری بخش خصوص در روستاهای با رتبه بالاتر در زمینه طبیعت گردی، صنایع دستی و صنایع وابسته توصیه می گردد.
۵۴۹۰.

تبیین نظریه های انتقادی شهری در واکاوی اثرات انباشت سرمایه بر ساختار فضایی شهرها (مطالعه موردی: کلانشهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۹ تعداد دانلود : ۳۹۶
از دهه 70 میلادی با چرخش سرمایه داری صنعتی - تولیدی به سرمایه داری مالی تحت فرآیند جهانی سازی و همگام با رویکردهای نئولیبرالیستی، شهرهای جهانی شاهد سرازیر شدن سرمایه جهت انباشت و بازتولید آن در فضاهای خود می باشند. این حرکت سرمایه از بخش تولید به فضا سبب شده است تا ساختار فضایی شهرها دچار تغییرات گسترده ای در ابعاد فضایی، کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی خود بشوند. پیامدهای خصوصی سازی و تجاری سازی فضاهای عمومی شهرها در جهت بازتولید هرچه بیشتر سرمایه و رقابت های فضایی و قطبی شدن فضا را می توان حاصل اعمال چنین نگرشی هایی به حساب آورد. در مقابل این تفکر غالب، نظریه های انتقادی شهری بر اساس نقد بنیادین این رویکردها و تبیین علل ریشه ای مشکلات و پیامدهای حاصل از این سیاست ها بر فضاهای شهری شکل گرفته است. این پژوهش با نگرشی بنیادین و اتخاذ روشی توصیفی، تحلیلی و با استفاده از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای از طریق تحلیل های کیفی از منظر نظریه های انتقادی شهری و نیز با به کارگیری تحلیل های مکانی (GIS) نسبت به داده های به دست آمده از ناحیه مورد مطالعه کوشش کرده است تا از این طریق به تبیین نظریه های انتقادی شهری نسبت به شکل گیری ساختار فضایی شهرهای تحت انباشت سرمایه و اثرات آن بر کلانشهر تهران بپردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کلانشهر تهران هم از لحاظ برنامه های توسعه شهری و هم در سیاست ورزی های مدیریت شهری تا اندازه قابل تاملی تحت اثرات این رویکردهای سرمایه محور و مسلط بر ساختار فضایی شهرها قرار گرفته است که به دنبال آن با مسائل فضایی غامضی همچون قطبی شدن ساختارهای کالبدی و اجتماعی فضاهای مناطق 22 گانه شهر، کالایی شدن مسکن، بورس بازی زمین و مستغلات در بازار آزاد، تغییر کاربری و تراکم فروشی گسترده، ناعدالتی فضایی و در آخر مدیریت شهری سود محور همراه بوده است.
۵۴۹۱.

پایش دمای سطح زمین با تکیه بر محصولات سنجنده مودیس و تکنیک های سنجش از دوری (مطالعۀ موردی: دشت کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۲۹۶
برآورد دمای سطح زمین برای طیف وسیعی از مطالعات کاربرد دارد. لذا پژوهش حاضر در نظر دارد؛ دمای سطح زمین دشت کاشان را با تکیه بر تصاویر ماهواره ای مودیس و پارامترهای فیزیکی حاصل از آن ها طی سال های 2020-2000 مورد بررسی قرار دهد. بدین ترتیب فرآورده های دمای سطح زمین(LST) با شناسه MOD11A1، شاخص تفاضل نرمال شده پوشش گیاهی (NDVI) با شناسه MOD13Q1، تولید خالص اولیه (NPP)با شناسه MOD17A2H و آلبیدو (Albedo) با شناسه MOD43A1 با قدرت تفکیک مکانی 500 متر در بازه زمانی 8 روزه طی سال های 2020-2000 از پایگاه داده ناسا استخراج شد. در ادامه نیز همبستگی پارامترهای فیزیکی با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن بررسی گردید. نتایج نشان داد بین شاخص تفاضل نرمال شده پوشش گیاهی و دمای سطح زمین، تولید خالص اولیه و دمای سطح زمین و آلبیدو و دمای سطح زمین ارتباط معنادار در سطح یک درصد وجود دارد. به گونه ای که همبستگی میان پوشش گیاهی و دما، تولید خالص اولیه و دما و آلبیدو و دما معکوس و به ترتیب برابر با 80/0-، 84/0- و 85/0- است. به طور کلی تغییرات پوشش زمین بالاخص پوشش گیاهی تأثیر بسزایی بر دمای سطح زمین دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بخش وسیعی از افزایش دما در محدوده شرق و شمال شرق منطقه مورد مطالعه در اراضی بایر و نیز دریاچه نمک رخنمون داشته است که با گذشت سالیان متمادی افزایش دما قایل تأمل است. نتایج این پژوهش می تواند جهت کاربرد در بخش کشاورزی، منابع طبیعی و نیز محیط زیست دشت کاشان به منظور شناخت جزایر حرارتی و تصمیم گیری درخصوص بهبود شرایط پوشش گیاهی مورد توجه قرار گیرد.
۵۴۹۲.

برآورد تغییرات زمانی و مکانی شاخص های سیل و جریان کمینه مستخرج از منحنی تداوم جریان (FDC) در رودخانه های استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۳۵۸
در بررسی تغییرات پاسخ هیدرولوژیکی ناشی از تغییر اقلیم می توان از شاخص های مستخرج از منحنی تداوم جریان استفاده نمود. هدف از این تحقیق مشخص کردن شاخص های سیل و جریان کمینه با استفاده از منحنی تداوم جریان در ایستگاه های هیدرومتری استان اردبیل می باشد. در این تحقیق تغییرات زمانی و مکانی شاخص های Q10،Q50، Q90، Q90/50و شاخصLane در 31 ایستگاه هیدرومتری استان اردبیل طی دوره 1372تا 1393 ارزیابی شد. در این مطالعه 5 ایستگاه (حاج احمد کندی، ننه کران، شمس آباد، پل سلطانی و بوران) که دارای جریان های حداقل، متوسط و حداکثر هستند، برای نمایش نتایج گرافیکی انتخاب شدند. ایستگاه های مذکور از نظر دبی و مساحت بررسی شده و منحنی تداوم جریان و منحنی تداوم جریان بی بعد براساس متوسط دبی و مساحت رسم شد. هم چنین روند تغییرات زمانی شاخص های Q10،Q50، Q90، Q90/50 و شاخص Laneبا آزمون ناپارامتری من کندال محاسبه شد. براساس نتایج به دست آمده شاخص Q10(جریان سیلابی) در ایستگاه های واقع بر روی رودخانه اصلی قره سو در سطح یک درصد دارای روند کاهشی معنی دار بوده است. شاخص Q50(جریان متوسط) در اکثر ایستگاه ها دارای روند کاهشی معنی دار بوده است. علاوه بر این، مقدار شاخص های Q90 و Q90/50 نیز در اکثر ایستگاه ها دارای روند کاهشی معنی دار در سطح p < 0.05)) بوده اند. در خصوص شاخص Laneبه عنوان شاخص مرتبط با سیل، در ایستگاه های ارباب کندی و دوست بیگلو که تحت تاثیر احداث سد بوده اند روند کاهشی معنی دار داشته اند. در نتایج تغییرات مکانی، شاخص (Lane) بیان گر سیلاب اوج است که مقادیر بالای آن در محدوده شرق و مرکز استان بیش تر است. در مجموع مقادیر شاخص های مرتبط با جریان های سیلابی در حوزه های بالادست استان روند افزایش داشته و نیز مقادیر مرتبط با جریان متوسط و نیز شاخص مشارکت جریان پایه در اکثر ایستگاه ها روند کاهشی معنی دار داشته است.
۵۴۹۳.

بررسی نقش میانجی تصویر مقصد گردشگری بر رابطه میان ریسک های ادراک شده و تمایل به بازدید مجدد: گردشگران کویر مرنجاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۹۱
وجه استنباط شده یک عامل عمده اثرگذار بر رقابت پذیری کشورهای مقصد است که بسیاری از گردشگران در هنگام انتخاب آن را مدنظر قرار می دهند؛ ازاین رو بخش اساسی از تبلیغات و برندسازی بر ارائه تصویر مقصد استوار است. هدف  پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تصویر مقصد گردشگری بر ریسک درک شده و قصد رفتاری گردشگران داخلی برای بازدید مجدد از کویر مرنجاب بود. پژوهش از نوع کاربردی و جمع آوری داده ها از طریق پرسش نامه بود. حجم جامعه نمونه محاسبه شده توسط نرم افزار Sample Power با توان 08/0 و سطح اطمینان 95/0، درمجموع 176 نفر برای جامعه گردشگران داخلی به صورت تصادفی در فصل های پاییز و زمستان در محدوده کویر مرنجاب بود. برای تحلیل فرضیه ها از مدل سازی معادلات ساختاری توسط نرم افزار AMOS استفاده شد. همچنین برای بررسی اثر شاخص تجربه قبلی بازدید گردشگران بر وجه استنباط شده آن ها، آزمون F در نرم افزار SPSS به کار رفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که وجه استنباط شده در ابعاد مختلف با توجه به آزمون F در سفر مجدد به کویر مرنجاب اثرگذار بوده است. همچنین براساس مدل معادلات ساختاری و طبق نظر گردشگران، ریسک های امنیت و بهداشت با برازش 83/0 در علاقه به برگشت و بازدید مجدد مقصد، مهم ترین ریسک هستند که باید در برنامه ریزی های سفر به منطقه کویر مرنجاب به آن توجه شود. این مطلب نشان می دهد که گردشگران از نظر فرهنگی (34/0) و زیرساختی (49/0) مشکلی برای بازدید مجدد ندارند. درواقع ریسک ادراک شده در این دو شاخص بسیار کم است. درمقابل، ریسک ناشی از رعایت نشدن بهداشت (95/0) و ایمنی (88/0) اثر بیشتری بر بازدید مجدد گردشگران در هر مدت زمان دارد؛ علت این امر با توجه به کمبود آب و سرویس های بهداشتی مناسب، وضعیت تپه های ماسه ای، کنترل نشدن اتومبیل های مخصوص کویر و ماسه نوردی و رانندگی های خطرناکی هستند که در مسیرها به مرگ خیلی از افراد منجر شده است. این مطالعه ثابت می کند که تصویر مقصد گردشگری (TDI) از طریق ادراک ریسک گردشگری (TRP) به طور مثبت و درخورتوجهی بر قصد بازدید تأثیر می گذارد؛ بنابراین توصیه می شود که مدیران مقصد گردشگری به عوامل خطر درک شده توسط گردشگران بالقوه ای که در این مطالعه بررسی شدند، توجه کنند. همچنین در تحقیقات آتی توصیه می شود عواملی بررسی شود که مدیران مقصد گردشگری آن را کنترل نمی کنند؛ یعنی سیاست های دولت در رابطه با مدیریت مقاصد گردشگری در عصر جدید.
۵۴۹۴.

بررسی تأثیر شبکه موجک بر کارایی شبکه عصبی مصنوعی در پیش بینی رسوبات سیلابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۱۳
معمولاً سهم قابل ملاحظه ای از خسارت های ناشی از سیلاب، به رسوبات معلق در جریان سیل و هزینه های لایروبی ناشی از نشست آن ها در مناطق طبیعی، مسکونی و صنعتی برمی گردد. ازاین رو هنگام وقوع سیلاب علاوه بر پارامتر دبی آب، پایش دبی رسوبات حمل شده در آب نیز بسیار حائز اهمیت است. امروزه شبکه های عصبی مصنوعی به خوبی برای پیش بینی سری های زمانی غیرخطی توسعه یافته اند، اما ماهیت غیرخطی داده های رسوب و تأثیر گسترده ای از عوامل مختلف بر میزان دبی رسوب، منجر شده تا پیش بینی این داده ها همواره با چالش هایی مواجه باشند. تئوری موجک ازجمله روش های پیش پردازشی است که می تواند با تجزیه سری های زمانی اصلی به سیگنال های فرعی منجر به وضوح بهتر روابط درونی داده های غیرخطی گردد. در تحقیق حاضر مقادیر داده های رسوب در دو ایستگاه آبنما و میناب از حوزه آبخیز رودان هرمزگان قبل از ورود به شبکه عصبی مصنوعی از طریق تبدیل موجک به سیگنال های فرعی شکسته شد و سپس توسط شبکه عصبی مصنوعی فرایند پیش بینی صورت پذیرفت. همچنین به منظور بررسی تأثیر تبدیل موجک در عملکرد مدل شبکه عصبی، نتایج حاصل از این مدل ترکیبی با نتایج به دست آمده از مدل شبکه عصبی منفرد مقایسه گردید و کارایی آن ها با استفاده از روش اعتبارسنجی چندتکه، همبستگی و ریشه میانگین مربعات خطا مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد شبکه عصبی مصنوعی در دو ایستگاه موردمطالعه به ترتیب با همبستگی 89/0 و 68/0 و شبکه عصبی موجکی با همبستگی 9/0 و 8/0 قادر به شبیه سازی میزان رسوبات هستند. همچنین آماره نرمال شده ریشه میانگین مربعات خطا به ترتیب در شبکه های عصبی مصنوعی 104/0 و 35/0 و در شبکه های ترکیبی 124/0 و 18/0 به دست آمد. با توجه به نتایج داده ها، تأثیر موجک در شناسایی سیگنال های فرعی و در نتیجه بهبود عملکرد مدل نسبت به شبکه های عصبی منفرد در پیش بینی میزان رسوبات قابل حمل در سیلاب به وضوح قابل توجه است.
۵۴۹۵.

تحلیل عاملی مسئله حکمرانی منابع آب در بخش کشاورزی و تأثیر آن بر جغرافیای سیاسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۲۷۴
یکی از چالش های جدی جغرافیای سیاسی ایران، مساله آب و وضعیت بحرانی مدیریت منابع آبی در بخش کشاورزی کشور است. عدم مدیریت بهینه منابع آب به عنوان نهاده اصلی بخش کشاورزی، چالشی اساسی بر سر راه تحقق کشاورزی پایدار در جغرافیای سیاسی ایران است. راهکارهای مختلفی برای این چالش جدی پیشنهاد شده است که در بیشتر موارد، به اصلاح روند حکمرانی در مدیریت منابع آب در ایران تاکید دارند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی چالش های حکمرانی آب در بخش کشاورزی در جغرافیای سیاسی ایران است. روش پژوهش حاضر روش ترکیبی و حل مساله است. جامعه آماری این پژوهش حل مساله، شامل کارکنان سازمان آب منطقه ای، جهاد کشاورزی، امور آب و اساتید و دانشجویان صاحب نظر در مساله حکمرانی آب در بخش کشاورزی است که به وسیله نمونه گیری غیراحتمالی و به شکل هدفمند انتخاب شدند. در مجموع 90 پرسش نامه محقق ساخته که حاصل مصاحبه حضوری با هفت کارشناس خبره حوزه حکمرانی آب در بخش کشاورزی کشور بود، در میان جامعه مورد مطالعه توزیع شد که پس از گردآوری آن ها 83 پرسش نامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. داده های گردآوری شده در دو بخش آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و استنباطی(تحلیل عاملی اکتشافی) به کمک نرم افزار، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج پژوهش، چالش های حکمرانی آب در بخش کشاورزی ایران در شش عامل شامل چالش های اجتماعی، سیاسی، اداری و قانونی، تمرکزگرایی، غفلت از دانش بومی و نهادهای محلی و چالش های طبیعی و جمعیتی خلاصه شدند که در مجموع 35/60 درصد از واریانس کل را تبیین نمودند. در این بین چالش های اجتماعی بیشترین (63/25) و چالش های طبیعی و جمعیتی کمترین (46/4) سهم را در تبیین واریانس کل متغیرهای تحت بررسی داشته است. همچنین با توجه به ماهیت مشارکتی حکمرانی و نتایج این پژوهش در چالش های اجتماعی، پیشنهاد شد نقش ها و اختیارات کنشگران درگیر در حکمرانی آب با دقت تعیین و ظرفیت سازی ذینفعان با جدیت در دستور کار برای بهبود حکمرانی مدیریت منابع آب در بخش کشاورزی ایران قرار گیرد.
۵۴۹۶.

اثر ارائه اطلاعات مقاصد گردشگری در شبکهٔ اجتماعی اینستاگرام در قصد سفر دنبال کنندگان (مورد مطالعه: کسب و کارهای گردشگری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۱۴
امروزه صنعت گردشگری بزرگ ترین و متنوع ترین صنعت در دنیا به شمار می آید. یکی از ابزارهای اصلی این صنعت فنّاوری اطلاعات است که اینستاگرام نیز زیرمجموعه آن است. در سال های اخیر، دسترسی میلیون ها کاربر در سراسر جهان به شبکه اجتماعی اینستاگرام باعث شده است این رسانه در کانون توجه جوامع و افراد قرار گیرد و از آن برای بازاریابی و گسترش کسب وکارها استفاده شود. بدین منظور، پژوهش حاضر در پی بررسی تأثیر ارائه اطلاعات مفید مقاصد گردشگری در رسانه اجتماعی اینستاگرام در قصد سفر دنبال کنندگان است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری و تحلیل اطلاعات توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه فعالان شبکه اجتماعی اینستاگرام است که در صفحات خدمات گردشگری عضو هستند و درمجموع 23۵ نمونه با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. در این پژوهش، پس از بررسی گسترده ادبیات موضوع، مدل مفهومی تحقیق مشخص و در چهارچوب آن پرسش نامه تدوین شد. روایی پرسش نامه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و روایی محتوا و پایایی و متغیرهای آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و تأیید شد. آن گاه، با تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار AMOUS درباره فرضیه های تحقیق تصمیم گیری شد. مدل اصلی شامل چهار متغیر ارائه اطلاعات مفید، پذیرش اطلاعات، انتشار اطلاعات و قصد سفر است. نتایج این پژوهش نشان داد ارائه اطلاعات مفید گردشگری در بستر اینستاگرام با ضریب ۶۴۹/0 در پذیرش اطلاعات و با ضریب 73۶/0 در انتشار آن تأثیر دارد. همچنین، تأثیر پذیرش اطلاعات در قصد سفر با ضریب ۵۰۰/0 تأیید شد، ولی تأثیر انتشار اطلاعات در قصد سفر تأیید نشد.
۵۴۹۷.

ظرفیت سنجی پایداری کالبدی و اجتماعی در شهرها، مطالعه موردی: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۹۸
محیط شهری، فضایی است که نیازهای انسان در آن پاسخ داده می شود و ازاین رو باید برای زندگی انسانی مناسب باشد. عدم توجه به ابعاد اجتماعی و کالبدی شهرها در توسعه پایدار، برنامه ها و پروژه های گوناگون توسعه ای را با مخاطره مواجه می سازد، زیرا پایداری کالبدی و اجتماعی در گرو عدالت در توزیع کالبدی خدمات به صورت کافی می باشد. لذا در این پژوهش سعی بر آن بوده تا ظرفیت پایداری شهر ارومیه بر اساس شاخص های اجتماعی و کالبدی و با استفاده از مدل های کمی موردسنجش قرار گیرد. این تحقیق با توجه به هدف آن از نوع تحقیقات کاربردی بوده و با توجه به روش انجام کار، از ماهیتی توصیفی- تحلیلی برخوردار می باشد. گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای، مقالات موجود، مطالعات میدانی و اطلاعات سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1395 صورت گرفته است. بدین صورت که پس از مطالعه و بررسی اسناد و منابع مرتبط با توسعه پایدار، شاخص های اجتماعی و کالبدی مؤثر از منظر پایداری استخراج شده و سپس با توجه به موجود بودن داده های GIS، 12 شاخص از بین عوامل مختلف تأثیرگذار برای رسیدن به خروجی تحقیق انتخاب شده است. محاسبه وزن شاخص ها با استفاده از روش بهترین- بدترین در نرم افزار گامز انجام شده و در نهایت با ضرب وزن ها در شاخص های استانداردشده بر اساس توابع فازی، ظرفیت پایداری در شهر ارومیه موردسنجش قرارگرفته است. نتایج نشان می دهد که 8 درصد از محدوده شهر در پهنه پایداری خیلی کم، 16 درصد در پهنه پایداری کم، 4 درصد در پهنه پایداری متوسط، 36 درصد در پهنه پایداری زیاد و 36 درصد در پهنه پایداری خیلی زیاد قرارگرفته است.
۵۴۹۸.

تحلیل عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر تبریز (نمونه موردی: محلات ویجویه، بهار، قراملک، بارنج، شمس تبریزی و منجم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۳۲
مقدمه امروزه مشارکت در شکل های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی روانی مورد توجه سیاست گذاران قرار گرفته است، زیرا مشارکت می تواند باعث ارتقای کیفیت توسعه جامعه و به مراتب آن، کیفیت زندگی شهروندان و تعالی رشد و توسعه انسانی شود. مشارکت شهروندان در طرح های نوسازی شهری می تواند در تأمین منابع اقتصادی، کاهش هزینه خدمات، افزایش انسجام اجتماعی، کاهش آسیب ها و تنش های ناشی از زندگی شهری و رضایت شهروندان مؤثر باشد. بنابراین مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهری می تواند به ارتقای کیفیت بافت های فرسوده بینجامد و رضایت شهروندان را به همراه داشته باشد. یکی از شهر های ایران که از مشکلات ناشی از بافت های فرسوده رنج می برد، تبریز است که در گذر زمان محله های فرسوده را در ساختار خود پذیرا شده است. تبریز بعد از کلان شهر تهران رتبه دوم را از نظر مساحت بافت فرسوده در کشور دارد و 44 درصد سطح کل بافت فرسوده استان آذربایجان شرقی در شهر تبریز واقع شده است. بافت های فرسوده یک پنجم از مساحت کل شهر تبریز یعنی حدود 2530 هکتار را به اشغال خود درآورده است. بر اساس آخرین برآوردها، حدود 500 هزار نفر از شهروندان در این بافت ها سکونت دارند. جمعیت چند صد هزار نفری ساکن در این مناطق از یک سو از ناایمن بودن سکونت گاه هایشان رنج می برند و از سوی دیگر، به دلیل فقر مالی و نیز ماهیت بافت اطراف محل زندگی شان بدون حمایت و کمک دیگران امکان نوسازی آن را ندارند. امروزه این شهر حدود 28 محله فرسوده دارد. نوسازی این بافت ها بدون در نظر گرفتن ویژگی های اقتصادی اجتماعی ساکنان این محلات و مشارکت آن ها امکان پذیر نیست. در نهایت سؤال تحقیق حاضر به این صورت مطرح می شود: چه عواملی مؤثر بر مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر تبریز هستند؟مواد و روش هااین تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و توسعه ای بوده و از جنبه روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری درنظر گرفته شده شامل 767 پلاک به همراه مالکان بوده که در محدوده بافت های فرسوده شهر تبریز اقدام به نوسازی آن ها کرده اند. حجم نمونه انتخابی براساس جدول مورگان بوده است که برابر 167 پلاک به همراه 167 مالک به دست آمد که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. جدول 2 از طریق آمارهای ارائه شده توسط سازمان نوسازی و برداشت های میدانی نویسندگان تهیه شده است. متغیرهای این پژوهش، در رابطه با مشارکت مردم در نوسازی بافت فرسوده محدوده مورد مطالعه با استفاده از طیف پنج گزینه ای لیکرت در نظر گرفته شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شده است. داده ها به دو صورت توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شدند و متناسب با نوع داده ها از آزمون های توصیفی شاخص های پراکنش مرکزی (میانگین، مد و میانه) و شاخص های پراکندگی (دامنه تغییرات، واریانس و انحراف معیار) استفاده شده است. در رابطه با تحلیل استنباطی هم از روش رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شد. برای روایی سؤالات از روایی صوری و برای پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد که پایایی داده ها برابر 0/86 به دست آمد. با توجه به اینکه پایایی داده ها بالاتر از 0/7 شد. بنابراین داده ها از پایایی بالایی برخوردارند. یافته هایافته های تحقیق نشان می دهد ضرایب استاندارد و غیراستاندارد برای متغیرهای مستقل (سابقه سکونت، روحیه مشارکتی، میزان تعلق خاطر، تمایل به مشارکت در امر بهسازی و نوسازی و تمایل به سکونت) و وابسته (مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده) ارائه شده است. با توجه به آزمون معناداری ضرایب نتیجه گرفته می شود که متغیر میزان تعلق خاطر ساکنان محلات با ضریب استاندارد تأثیر قابل توجهی در مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده (محلات ویجویه، بهار، قراملک، بارنج، شمس تبریزی و منجم) شهر تبریز داشته است و میزان همبستگی و روحیه مشارکتی با ضریب استاندارد 0/394- و تمایل به مشارکت در امر بهسازی و نوسازی با ضریب استاندارد 0/125- تأثیر معناداری در متغیر وابسته میزان مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده محلات مورد مطالعه در شهر تبریز ندارد. همچنین با توجه به جدول 12 به جز متغیرهای همبستگی و روحیه مشارکتی با ضریب تعیین 0/133 یعنی 13 درصد واریانس و تمایل به مشارکت در امر بهسازی با ضریب تعیین 0/141 یعنی 14 درصد واریانس متغیر وابسته مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده در محلات شهر تبریز را پیش بینی نکرده و هیچ تأثیری نداشته اند. اما بقیه متغیرها (سابقه اقامت، میزان تعلق خاطر شهروندان، تمایل به سکونت) روی متغیر وابسته مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده تأثیر داشته و پیش بینی کرده اند. که در میان همه متغیرهای پیش بین متغیر میزان تعلق خاطر با ضریب تعیین 0/836 که 83/6 درصد متغیر واریانس مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده شهر تبریز را در محلات مورد مطالعه تبیین می کند. در نهایت مقدار ضریب تعیین (R2) برابر 0/751 به دست آمده که نشان می دهد 75/1 درصد متغیر واریانس مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده شهر تبریز پنج متغیر مستقل (سابقه سکونت، روحیه مشارکتی، میزان تعلق خاطر، تمایل به مشارکت در امر بهسازی و نوسازی و تمایل به سکونت) تبیین می کند که مقدار قابل توجهی است. نتیجه گیریبررسی های انجام شده در پژوهش نشان می دهد از جمله مهم ترین عوامل مؤثر در مشارکت مردم می توان به افزایش حس تعلق مردم رابطه با بهسازی بافت های فرسوده، سابقه سکونت ساکنان محلات مورد مطالعه، تمایل به سکونت و ماندگاری ساکنان، تمایل به مشارکت در امر بهسازی و نوسازی و همبستگی و روحیه حس مشارکت ساکنان از روش های مشارکت در زمینه بهسازی بافت فرسوده اشاره کرد.نبود یا کمبود تشکل های مردمی فرهنگی اجتماعی در محله مورد نظر، کمبود اعتبارات مخصوص توسعه بافت های فرسوده، عدم امکان دسترسی به بافت مرکزی محله از تمام نقاط شهر، عدم اطلاع رسانی به موقع و دقیق دولت درباره روش های بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده، عدم برگزاری جلسات گفت وگوی مسئولان با مردم در رابطه با بهسازی بافت های، عدم توانایی مالی ساکنان در بازپرداخت تسهیلات، عدم آگاهی ساکنان از تسهیلات ویژه بهسازی بافت های فرسوده، هزینه زیاد مصالح ساختمانی و ساخت و ساز از مهم ترین عواملی است که مانع از تحقق مشارکت مردم می شود، که بخشی از آن ها به مدیران و بخشی دیگر نیز به شرایط اجتماعی و اقتصادی مردم باز می گردد. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده مشارکت شهروندان در بهسازی و نوسازی بافت فرسوده محلات مورد مطالعه شهر تبریز کوچک تر از حد متوسط ارزیابی شده، بنابراین مشارکت شهروندان در بهسازی و نوسازی بافت فرسوده محلات مورد بررسی در سطح مناسبی نیستند.
۵۴۹۹.

واکاوی تاب آوری اجتماعی در بافت های شهری سنندج و اثر بازآفرینی در آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۳۰۱
مقدمه مفهوم تاب آوری اجتماعی در مناطق شهری مفهومی پیچیده و چندوجهی است که توسط طیف وسیعی از مطالعات برجسته شده است. بوئری بر اهمیت تقویت هویت و فرهنگ محلی برای افزایش تاب آوری جامعه تأکید می کند، در حالی که ایکین بر نیاز به در نظر گرفتن تأثیر نیروهای اجتماعی و سیاسی در پویایی آسیب پذیری شهری تأکید می کند. لوکاس نقش برنامه ریزی شهری را در ارتقای انسجام اجتماعی و تاب آوری جامعه، به ویژه در محله های چندقومی، بیشتر بررسی می کند. در نهایت یک چارچوب عملیاتی برای درک مکانیسم هایی که سیستم های فضایی را هدایت می کنند، با تمرکز بر نقش سرمایه اجتماعی و دسترسی حمل ونقل در شکل دهی تاب آوری مناطق شهری ارائه می کند. این مطالعات در مجموع بر نیاز به رویکردی جامع برای ایجاد تاب آوری اجتماعی در مناطق شهری تأکید می کنند؛ رویکردی که تأثیر متقابل عوامل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را در نظر می گیرد. امروزه، آسیب پذیری بافت های شهری در برابر مخاطرات طبیعی و انسانی، تبدیل به یک از دغدغه های اصلی برنامه ریزان و مدیران شهری در سال های اخیر شده است. توانمندسازی اجتماع ساکن در بافت های ناکارآمد سطح تاب آوری آن ها را در مقابل مخاطرات طبیعی و انسانی بهبود می بخشد. این توانمندی می تواند جنبه های مختلفی از جمله اقتصادی، اجتماعی و کالبدی باشد. هدف پژوهش واکاوی تاب آوری اجتماعی و اثر بازآفرینی در ارتقای تاب آوری است. وقوع مخاطرات انسانی و طبیعی زندگی اجتماعی شهروندان را تحت تأثیر قرار می دهد که این امر در مناطق خاص شهری از جمله بافت فرسوده، حاشیه ای و با هسته های روستایی در شهرها بسیار قابل توجه است، چرا که این بافت ها به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی خاص در مرز شکنندگی هستند و بروز کوچک ترین مخاطرات انسانی و طبیعی آسیب پذیری این مناطق را دوچندان می کند.  مواد و روش هاپژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی تحلیلی است. جمع آوری داده ها و اطلاعات به روش اسنادی و میدانی (پرسش نامه محقق ساخته) انجام شد. تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران در پرسش نامه شهروندان (384 خانوار) به صورت خوشه ای چندمرحله ای در سطح بلوک ها انجام گرفت. خوشه ای چندمرحله ای به این صورت است که خوشه ها در سطح مناطق، محلات و بلوک ها به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل های آماری، تی تست تک نمونه ای و رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج پایایی با فرمول آلفای کرونباخ برای تمام سازه ها بالای 0/73 بوده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که ابزار اندازه گیری از صحت سازگاری درونی خوبی برخوردار است. این مقاله مستخرج از رساله دکتری تخصصی جغرافیا و برنامه ریزی شهری با عنوان «ارزیابی شاخص های بازآفرینی شهری در تاب آوری شهر پایدار، مورد مطالعه شهر سنندج»، به راهنمایی جناب آقای دکتر مهدی مدیری و جناب آقای دکتر رحیم سرور، در دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی گروه جغرافیا، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات (تهران) است. یافته هاوضعیت تاب آوری اجتماعی در شهر سنندج متفاوت است، به طوری که در چهار بافت تاریخی، فرسوده میانی، حاشیه ای و هسته های روستایی شاخص های تاب آوری اجتماعی در کل از شرایط نامطلوبی برخوردار هستند. میانگین همه شاخص ها به جز شاخص سرمایه اجتماعی در همه موارد پایین است. در بین بافت های چهارگانه مورد مطالعه شهر سنندج، میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در بافت تاریخی نسبت به بافت های دیگر مطلوب تر است و در مقابل در بافت حاشیه ای میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در سطح نامطلوبی است. در بین شاخص ها نیز سرمایه اجتماعی در بافت های تاریخی، فرسوده میانی و هسته های روستایی نسبت به شاخص های دیگر در شرایط مطلوب تری قرار دارد و در مقابل شاخص عدالت اجتماعی با میانگین های 2/37 در بافت تاریخی، 2/31 در بافت فرسوده میانی، 2/62 در بافت حاشیه ای و 2/42 در بافت روستایی در شرایط نامطلوبی قرار دارد. همچنین نتایج بررسی ها نشان می دهد بیشترین اثر طرح های بازآفرینی در ارتقای تاب آوری اجتماعی در بافت های تاریخی (31/251) و فرسوده (18/152) نسبت به بافت های حاشیه و روستایی بیشتر اثرگذار بوده است. نتیجه گیریتاب آوری اجتماعی توانایی افراد و جوامع برای سازگاری با چالش های اجتماعی، اقتصادی و محیطی و بهبود آن هاست که انواع مختلفی از تاب آوری، مانند فیزیکی، ذهنی، عاطفی، و اجتماعی را نیز دربرمی گیرد. عملیاتی شدن اقدامات بازآفرینی برای بهبود تاب آوری ساکنان کم درآمد به شدت تحت تأثیر پویایی های توسعه شهری و زیرساخت های مدنی در هر محله است. طرح های بازآفرینی شهری با رویکرد کالبدی در بافت های شهری، به تنهایی قادر به ارتقای تاب آوری اجتماعی محلات ناکارآمد نیستند؛ برای اینکه نتایج بررسی ها نشان می دهد محلات ناکارآمد سنندج علاوه بر ناپایداری کالبدی و کمبود خدمات زیرساختی با مسائل و آسیب های اجتماعی، روانی و اقتصادی زیادی مواجه است، به طوری که موقعیت کوهستانی سنندج، وجود گسل های پیرامونی، شیب تند محدوده شهر، وجود رودخانه در محدوده شهر به همراه ساخت و سازهای غیر اصولی باعث شده که شهر سنندج آسیب پذیری زیادی داشته باشد. از سوی دیگر، مهاجر بودن جمعیت ساکن، پایین بودن سطح آموزش و تحصیلات، فقر، پایین بودن سطح درآمدی و اشتغال، آسیب پذیری اقتصادی و اجتماعی را نیز در محدوده بافت های ناکارآمد (بافت فرسوده، حاشیه ای، هسته روستایی و تاریخی) در مناطق 1، 4 و 5 شهر سنندج افزایش داده است. بنابراین موارد یادشده باعث شده که سطح مشارکت، توان اقتصادی، اعتماد و احساس هویت در جامعه ساکن بافت های ناکارآمد پایین باشد. بنابراین وضعیت ابعاد بازآفرینی شهر سنندج ضعیف ارزیابی می شود. در بین بافت های چهارگانه مورد مطالعه شهر سنندج، میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در بافت تاریخی نسبت به بافت های دیگر مطلوب تر است و در مقابل در بافت حاشیه ای میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در سطح نامطلوبی است. تجارب دنیا در این خصوص به سرمایه گذاری در بخش آموزش، مشارکت مدنی و تقویت زیرساخت های تاب آوری جوامع و افراد در این زمینه تأکید کرده است. همچنین تنوع بخشی به اقتصاد و داشتن اقتصاد چندبعدی به جای اقتصاد تک بعدی در شهرهای مبدأ می تواند اقدامی مؤثر برای کاهش مخاطرات باشد. در کنار این راهکار، آموزش و آگاهی رسانی در جوامع محلی نیز مؤثر است و سبب توانمندسازی ساکنان می شود. بنابراین در این زمینه ضرورت دارد نظام اطلاع رسانی تقویت شود و تشکل های مردمی و نهادهای محلی شکل بگیرند تا در مواقع بحران با همراهی و همکاری یکدیگر به نظم دهی در شهرها اقدام کنند. همچنین، افزایش دسترسی به خدمات متنوع در جوامع هدف این برنامه می تواند راهکار مناسبی باشد. در اسناد ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه های شرکت بازآفرینی شهری ایران باید از موازی کاری و پراکنده کاری در زمینه سیاست گذاری و مدیریت پدیده مدیریت اسکان بکاهد و سیاست و احکام موجه از جمله سیاست های حمایتی مشارکتی و توانمندسازی را در پیش بگیرد. 
۵۵۰۰.

بررسی توزیع و عدالت فضایی با تأکید بر ویژگی های کالبدی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۲۹۳
شهرهای امروزی به ویژه در کشورهای درحال توسعه، با توجه به رشد جمعیت و شهرنشینی مستمر، پس از انقلاب صنعتی به سرعت توسعه یافتند و این رشد و توسعه پیامدهای بسیاری با خود به همراه داشته است. یکی از این پیامدها یا بحران های جوامع بشری در نابرابری های اجتماعی و فقدان عدالت اجتماعی و اقتصادی ریشه دارد و به یکی از مباحث جدی پیشروی برنامه ریزان و مدیران شهری تبدیل شده است. در این تحقیق، هدف ارزیابی عدالت فضایی شهر اهواز با توجه به پراکنش جمعیت آن است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و بر اساس نقشه کاربری اراضی شهرداری اهواز و بلوک های آماری مرکز آمار در سال 1395 است. در این پژوهش از 12 لایه اطلاعاتی به عنوان لایه های کالبدی شهر اهواز استفاده شده است. این لایه های اطلاعاتی با استفاده از روش گامای فازی تحلیل شده اند و در انتها نقشه وضعیت عدالت فضایی به دست آمده است. با توجه به بررسی 12 لایه اطلاعاتی در شهر اهواز و بررسی نحوه توزیع آنان مشخص گردید بیشتر امکانات و خدمات در مرکز شهر اهواز تجمع یافته اند و حدود 46 درصد وسعت شهر در وضعیت خیلی نا برخوردار قرار دارد؛ و تنها 5 درصد کل مساحت شهر اهواز وضعیت بسیار برخوردار را داشته است. درمجموع 15 درصد مساحت شهر وضعیت برخوردار و خیلی برخوردار را در شهر اهواز دارا می باشیم. همچنین طبق تحلیل های صورت گرفته حدود 33 درصد جمعیت شهر اهواز در وضعیت عدم برخورداری و برخورداری کم ازلحاظ دسترسی به خدمات و امکانات هستند. با توجه به یافته ها، می توان نتیجه گرفت که عدالت فضایی در شهر اهواز به خوبی برای تمامی شهروندان وجود ندارد و تک مرکزی بودن شهر بسیاری از جمعیت شهر را از خدمات و امکانات مناسب و در دسترس محروم کرده است. تحلیل های جمعیتی و توزیع کاربری ها نشان دهنده عدم تناسب در توزیع خدمات و امکانات با توجه به پراکنش جمعیتی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان