فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۱٬۳۵۶ مورد.
درآمدی بر نیماپژوهی و کتاب شناسی نیما
حوزههای تخصصی:
نیما یوشیج در انواع مختلف ادبیطبع آزماییکرده اما آنچه ویبه آن نام بردار شده است شعرهاینو اوست که باعث شده او را به عنوان «پدر شعر نو فارسی» بشناسند. از همان زمان نیما، کتاب ها و مقاله هاییبسیار درباره شعر او نوشته شد و پس از او نیز این روند با سرعت بیش تریادامه یافت. این آثار شامل مقاله هاییدرباره شعر نیما و ویژگیهایآن، کتاب هاییکه اختصاصا درباره شعر او نوشته شده، کتاب هاییکه درباره شعر نو یا تحولات و انواع آن است و طبعا فصل یا فصل هاییاز آن به نیما اختصاص یافته، کتاب هاییکه درباره دانش هایادبیاست و در آن ها بحثینیز از شعر نیما شده است، گلچین هایشعریکه آثار ویدر آن ها چاپ شده و نیز مجموعه مقاله ها و یادنامه هاست. در این مقاله جریان حرکت تاریخیتالیف این گونه آثار و انواع آن مورد بررسیقرار گرفته است.
شعر سیاسی و انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
از کهن بوم و بر تا امت واحده
منبع:
شعر پاییز ۱۳۸۶شماره ۵۳
حوزههای تخصصی:
گفتگو: ظرفیت های استفاده نشده شعر نیمایی
حوزههای تخصصی:
شعر جوان و چالش های فرارو
منبع:
شعر پاییز ۱۳۸۶شماره ۵۳
حوزههای تخصصی:
پیدایش شعر ضد اشغالگری در ادبیات ایران
حوزههای تخصصی:
پژواک شعر
حوزههای تخصصی:
رئالیسم در داستان معاصر فارسی
حوزههای تخصصی:
الفاظ و تعبیرات عامیانه در غزلیات شهریار
حوزههای تخصصی:
شاعران سنت گرای معاصر که به پیروی از غزل سرایان قرن هفتم و هشتم و قصیده سرایان قرن چهارم و پنجم شعر می سرودند از آوردن الفاظ و تعبیرات عامیانه در شعر امتناع می کردند اما شهریار از جمله شاعرانی است که در به کاربردن الفاظ و تعبیراتی که اجازه ورود به شعر را نداشتند بی پروایی کرده و آگاهانه تعبیرات کوچه و بازاری را وارد شعر خود و در این زمینه هنجار شکنی کرده است. نویسنده در مقاله حاضر الفاظ و تعبیرات عامیانه و کوچه و بازاری را در غزلیات شهریار بررسی کرده و چگونگی استفاده و کاربردهای گوناگون آن را در جایگاه های بخصوص شعری نشان داده است
فهم ناتمام و ناهمگون از آزادی در شعر شاعران مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فصل ممیّزِ ادبیّات نوین با ادبیّات کلاسیک فارسی در ورود مضامین نو و تازه است؛ مضامینی چون تجدّد یا مدرنیته، ملیّت و ملّی گرایی، قانون و قانون گرایی، زنان و حقوق اوّلیه آنان، آموزش و پرورش نوین، مبارزه با عقاید خرافی، نقد باورهای نادرست و آزادی و آزادیخواهی. این مقاله کوشش خواهد کرد تا با ارائه دلایل کافی ثابت کند، آزادی و آزادیخواهی که مترادف با دموکراسی غربی است، در شعر شاعران دوره مشروطه، نسبت به سایر مضامین نو اصلاً جایگاه بایسته و درخوری ندارد. نه تنها بسامد این مضمون نوین در شعرشاعران این دوره بسیار کم است، بلکه منظور از آزادی مورد نظر شاعران در همین بسامد اندک ابیات نیز، در بسیاری از موارد با مبانی دموکراسی متفاوت است. آزادی نه تنها دغدغه اصلی شاعران دوره مشروطیّت نیست، بلکه در شعر بزرگترین شاعر آزادیخواه این دوره، یعنی فرخی یزدی، به ندرت در مفهوم غربی آن به کار رفته است. به علاوه تفاوتهای عمده ای است در برداشت فرّخی یزدی و لاهوتی و عشقی از آزادی، با برداشت مرحوم ملک الشعرای بهار و عارف قزوینی از آن. می توان گفت گرچه آزادی که مترادف با آزادی قلم و بیان و اندیشه باشد، در شعر شاعران این دوره کمابیش دیده می شود، اما به جز بهار که در دیوانش کاربرد کلمه آزادی در مفهوم غربی آن نسبتاً بسامد بالایی دارد، دیگر شاعران این دوره آزادی را بیشتر در مفاهیمی متفاوت به کار برده اند.
آدم چطوری شاعر می شود؟
منبع:
تابستان ۱۳۸۶ شماره ۵۲