فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۱٬۷۶۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
متناقض نما در شعر سبک آذربایجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جذّاب ترین مباحث زیبایی شناسی متن، بحث پارادوکس یا متناقض نماست. بهره گیری از این شگرد، از عالی ترین شیوه های آشنایی زدایی هنری به شمار می رود که موجب دور شدن کلام از حالت عادی و برجسته سازی و اثرگذاری چشمگیر بر مخاطب می گردد. در شعر سبک آذربایجانی این ارائه بسامدی قابل توجّه و اثرگذار دارد. پارادوکس با قرار گرفتن در قالب صور خیالی چون تشبیه، استعاره، تشخیص و کنایه از پیچیدگی و ابهام نخستین خود فاصله می گیرد و در پی آن، مخاطب به زیبایی بافت اوّلیّه کلام پی می برد. امّا ایجاد آن در متن نیاز به ظرافت و خلاّقیّت بسیار دارد. پژوهش پیش روی، ضمن تقسیم بندی تازه از انواع پارادوکس، شعر سبک آذربایجانی را از این چشم انداز، به بوتة نقد و تطبیق می کشاند و موارد و مصادیق برجسته آن را رمزگشایی و تحلیل می کند.
داستان کوتاه: آقای نویسنده ...!؟
منبع:
حافظ آبان ۱۳۸۳ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
غالب دهلوی
منبع:
زبان و ادب ۱۳۷۶ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
بررسی نام گذاری مضامین دفاع مقدس بر مبنای نظریه نظاممند نقشی هلیدی در اشعار قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه هلیدی [3] (1994)، نام گذاری مضامین و انتخاب واژگان، عاملی تعیین کنند ه در شکل گیری فرانقش اندیشگانی زبان به شمار می رود. در پژوهش حاضر، نام گذاری مضامین دفاع مقدس را در شعر های قیصر امین پور بررسی کرده ایم؛ بدین منظور، نام گذاری مضامین دفاع مقدس را از شعر های این شاعر استخراج کرده و آن ها را در دو بخش سال های دفاع مقدس و سال های بعد از دفاع مقدس، به صورت جداگانه و در دو حوزه معنایی صریح و ضمنی تفکیک کرده ایم.
مقایسه نتایج به دست آمده نشان می دهد که در شعر های آغازین، نام گذاری مضامین، با انتخاب هایی صریح آغاز شده است؛ ولی پس از آن، کم کم، انتخاب هایی ضمنی مطرح شده است. این گزینش های ضمنی در آغاز، با انتخاب هایی از فرهنگ سنتی و ادبی صورت گرفته و کم کم در سال های میانی دفاع مقدس، به انتخاب واژگانی از مسائل اجتماعی رسیده است. در سال های پایانی دفاع مقدس، توجه به جنبه های عرفانی، بیشتر نمود یافته است. در شعر های بعد از دفاع مقدس، نام گذاری ها با نوعی نگاه عرفانی- فلسفی همراه بوده و نام گذاری مضامین، بسیار انتزاعی تر شده است.
شعر نیما از سنت تا تجدد
منبع:
بخارا آذر ۱۳۷۷ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
شرح احوال و سبک اشعار شاپور تهرانى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواجه شرف الدین شاپور (ارجاسب) تهرانى رازى، تخلص به "فریبى، شاپور، شاهپور" ازگویندگان شیعى مذهب نیمه دوم قرن دهم ونیمهء اول قرن یازدهم است. او ازگویندگان اولیه سبک هندى است که غالب ویژگى هاى این سبک در شعر او به چشم مى خورد. درکنار سبک هندى، سبک خراسانى، عراقى و مکتب وقوع نیز بر شعر او تاثیر گذارده است. بنابراین سبک او تلفیقى از سبک هاى رایج زبان فارسى است و مرحلهء گذر شعر فارسى از سبک عراقى به سبک هندى را مى توان در شعر او و دیگر معاصر انش جستجو کرد.
بررسی مضامین شعر اعتراض در ادبیات انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان کوتاه
منبع:
حافظ آبان ۱۳۸۴ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
راهیابی واژه های خارجی (فرنگی ) به زبان و شعر فارسی در عصر انقلاب مشروطه
حوزههای تخصصی:
فارسی دری که از زمان نخستین خاندانهای حکومتگر ایرانی به عنوان زبان رسمی ایرانیان دراین سرزمین کاربرد داشته است، در طول عمر هزار و چند صدساله خود دوره های تاریخی گوناگونی را پشت سر گذاشته و متناسب با هر یک از این دوره ها، تغییراتی، بویژه در محتوای واژگانی آن پدیده آمده است. این زبان که در نخستین دوره کاربرد رسمی خود از درجه ای قابل ملاحظه از خلوص واژگانی برخوردار بوده است، در تماس با اقوامی با زبانهایی متفاوت، واژه هایی را از آنها به وام گرفته و بر محتوای خود افزوده است و به همین علت است که در زبان فارسی، گاه با واژه هایی عربی، مغولی،ترکی و... سروکار پیدا می کنیم.
با انقلاب مشروطیت و گسترش روابط سیاسی، بازرگانی و فرهنگی میان ایران و کشورهای مغرب زمین واژه هایی دراین زمینه ها به زبان فارسی راه یافته، به دلایل گوناگون مورد استفاده قرار می گیرند که جستجو و بر شمردن همه آنها از حوصله این مقاله خارج است. ناچار با گشت و گذاری شتابزده در دوره های مختلف پیش از انقلاب مشروطیت، کار بررسی را بر شعر مشروطیت متمرکز ساخته، راه یابی واژه هایی خارجی (فرنگی) را در آثار شعرایی، چون ادیب الممالک فراهانی، وحید دستگردی، سید اشرف الدین گیلانی، عارف قزوینی، فرخی یزدی، ملک الشعرا بهار و بویژه در دیوان ایرج میرزا جستجو می کنیم.
شرح حاشیه؛ نگاهی به کتاب شرح حاشیه (بررسی جریان های حاشیه ای شعر معاصر بعد از نیما)
حوزههای تخصصی:
ساخت روایت در شعر نیما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت در سادهترین مفهوم، داستانی است که در زمان روی میدهد و راوی کسی است که این داستان را نقل میکند. با این که حجم گستردهای از اشعار نیما یوشیج روایتی از درد و رنج جامعه، عشق متعالی انسان به مردم و خاطرات کودکی و طبیعتی است که شاعر در آن زندگی کرده و تجربه آموخته اما به این جنبه از شعر او کمتر توجه شده است. اشعار روایت مدارانه نیما دارای دو ساخت سنتی و نو هستند. در ساخت سنتی گاه شاعر به شکل قدیم شعر کاملا وفادار بوده و گاه در قالبهای معهود شعر قدیم تغییراتی به وجود آورده که نتیجه رویکرد خاص او به کارکد جدید قافیه بوده است و از آمادگی ذهنی شاعر برای ورود به ساخت تازهای از شعر حکایت میکند. به عبارت دیگر نیما با روی آوردن به کارکرد دیگری از قافیه در واقع زمینه را برای طرح حرفها و درد و رنجهای تازه فراختر کرده است. در تمام اشعار روایی چه در ساخت سنتی و چه غیرسنتی، شاعر به عنوان دانای کل، شخصیتها و گفتار آنها را شکل داده و هرجا که لازم بوده با هنرمندی به توصیف صحنه و فضای داستان پرداخته و یا با تفسیر و تحلیل واقعه، نتیجهگیری و پیامرسانی کرده است. هدف نیما از روایتهای داستانی گاه اثبات مقولهای اخلاقی و گاه آموزش پند و حکمت و زمانی تهییج احساسات خواننده و تاثیرگذاری بیشتر بر او است و آنجا که مقولهای اجتماعی را مطرح میکند زبان او به شدت استعاری و سمبولیک و پنهان کار میشود. به طوری که به همراه عدول از هنجارهای صرفی و نحوی، بخصوص در منظومههای بلند، زبان شعر او بسیار دشواریاب گردیده و ارتباط معرفتی خواننده را با شعر به سختی ممکن میسازد.
شعر جنگ، ویژگی های کلی و چگونگی تلفیق حماسه و غنا در آن
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی رمان «جای خای سلوچ» محمود دولت آبادی و «داستان های کوتاه» مارون عبود از دیدگاه ادبیات اقلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیّات اقلیمی به عنوان شاخه ای از ادبیّات که به بیان شاخصه های جغرافیای طبیعی و انسانی منطقة خاصّی می پردازد، هم در ادبیّات فارسی و هم در ادبیّات عربی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. دولت آبادی در حوزة مکتب خراسان و مارون عبود نیز در لبنان آثاری دارند که در حوزة ادبیّات اقلیمی قابل بررسی است. در ابتدا به ارائة تعریفی اجمالی از ادبیّات اقلیمی، پیشینه و جایگاه آن در دو ادب فارسی و عربی پرداختیم. سپس با تکیه بر مبانی مکتب تطبیقی آمریکایی و روش توصیفی - تحلیلی، شاخصه های ادبیّات اقلیمی در رمان جای خای سلوچ دولت آبادی و «داستان های کوتاه» مارون عبود را مورد بررسی قرار دادیم و به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش برآمدیم: چه علل و اهدافی موجب پایبندی دو نویسنده در کاربست مبانی ادبیّات اقلیمی در آثارشان شده است؟ وجوه اشتراک و اختلاف دو نویسنده در به کارگیری ادبیّات اقلیمی چیست؟
درنهایت به این نتیجه رسیدیم که دو نویسنده ،علی رغم نداشتن هیچ گونه ارتباطی به دلیل فاصلة زمانی و مکانی، اما به دلیل همزیستی شان با مردم منطقة خاص و تأثیرپذیری از محیط، تصویری تقریباً جامع و کامل از جغرافیای طبیعی و انسانی منطقه به خوانندگان ارائه داده اند؛ هدف ایشان، نقد فئودالیسم سیاسی و اقتصادی حاکم بر جامعه، دفاع از حقوق مردم زحمت کش و رنج دیده و بازگشت به فرهنگ های اصیل و بومی هست که در تلاقی با فرهنگ ها و دنیای جدید دست خوش تغییر و تحوّل شده است.