فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۱٬۷۶۷ مورد.
انحراف از هنجار در شعر صائب تبریزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رویکردی به مدرنیته در شعر منوچهر آتشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سده های اخیر و در پی ارتباط ایرانیان با ممالک غربی و تلاش برای مدرنیزه کردن ایران در عرصه های مختلف صنعتی، نظامی، آموزشی و فرهنگی و همچنین آشنایی روشن فکران ایرانی با اندیشه ورزان غربی، اندیشه های مدرن در همة عرصه های زندگی ما ایرانیان از جمله هنر و ادبیات تأثیر بسیار شگرفی بر جای می گذارد. شعر امروز ایران نیز در دورة مشروطه با نوجویی های شاعرانی چند، راه خود را به سوی تغییر و تحول آغاز می نماید، تا اینکه «نیمایوشیج» به عنوان «پدر شعر نو» پارسی، سنگِ بنای جدیدی در عرصة شعر فارسی می گذارد که بعدها هم فکران و پیروان او این راه را ادامه می دهند؛ اما با پیچیده تر شدن مناسبات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و آشنایی برخی از روشنفکران و مترجمان با شعر مدرن جهان، عده ای از شاعران پا را از سنت شکنی های نیما فراتر می گذارند و یک سره ساختار شعر نیمایی را بر هم می زنند و در پی ایجاد جریان های تازه ای در شعر امروز برمی آیند. پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به این پرسش است که آیا آشنایی منوچهر آتشی (سورنا) با ادبیات مدرن غرب باعث تأثیرپذیری وی از آن نوع ادبیات و بازتاب آن اندیشه ها و ویژگی ها در شعر و اندیشه اش شده است یا خیر؟ و اگر پاسخ مثبت است، این آشنایی تا چه حد بر شعر آتشی تأثیرگذار بوده است؟
نتیجه گیری مقاله آن است که آشنایی منوچهر آتشی با ادبیات و شاعران غرب بر شعر و اندیشة او تغییرات محسوس و بنیادینی به وجود آورده است؛ به گونه ای که با بهره گیری از این نگاه و بینش تازه نسبت به جهان، او تبدیل به یکی از شاعران پیشرو این عرصه در شعر فارسی شده است و این تأثیرات هم در سطوح زبانی(صوری) و هم در سطوح محتوایی شعر او چشم گیر است.
نگاهی به سبک غزلیات حزین لاهیجی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
انعکاس فرهنگ و ادب کلاسیک در شعر محمدرضا شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمّدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک) از شاعران معاصر ماست که هم در حوزه نقد و تصحیح متون هم در حوزه شعر و شاعری و تحقیقات ادبی دستی توانا دارد. توغّل او در میراث شعری و فرهنگی و تنوّع مطالعات او سبب شده است که در شعر او حضور گذشته را در حال ملاحظه کنیم. مجموعه این میراث و مطالعات مختلف- که ساختار ذهنی او را شکل داده و اندوخته ذهنی وی را غنا بخشیده است- آگاه و ناآگاه در شعر او متجلّی است. این نوشته تنها عهده دار نشان دادن بخشی از این تجلّی در حوزه تصویر و کنایات و عبارات و مضامین است که در میراث گذشتگان و گهگاه در شعر بعضی از معاصران نیز به کار رفته است.
حسّ شاعرانه در سوگ سروده های موسوی گرمارودی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از انگیزه های شاعران انقلاب اسلامی در سرودن شعر رساندن احساس شاعرانه خود به مخاطب در فقدان آشنایان و معاصران و شهادت افراد انقلابی و رزمندگان است. این شاعران کوشیده اند با انتقال حسّ شاعرانه به مخاطب، علاوه بر تسکین روحی خود، دیگران را نیز به همدردی فراخوانند. هدف از نگارش این مقاله بررسی احساسات شاعرانه و چگونگی انتقال آن ها در سوگ سروده های سیدعلی موسوی گرمارودی است. وی از جمله شاعران انقلابی است که این احساس را بارها دست مایه شعرِ خود قرار داده و به منظور انتقال آن به مخاطب از تمهیداتی چون کاربرد تصاویر متناسب با احساس اندوه و حسرت، کاربرد افعال ماضی، تناسب موسیقی و حس، فضاسازی، استمرار احساس و... بهره گرفته است؛ هرچند که گاه در برخی از اشعارِ خود به دلایلی در انتقال این احساسات موفّق نبوده است.
شعر شکست، شعر پیروزی
منبع:
تابستان ۱۳۸۶ شماره ۵۲
نمونه های نثر و نظم فارسی در دو قرن نخستین هجری
منبع:
وحید خرداد ۱۳۴۹ شماره ۷۸
حوزههای تخصصی:
فرآیند شعر نو و محورهای آن
حوزههای تخصصی:
از زمان سرایش«افسانه» اثر وزین نیما (1301 ش.) تا کنون شعر نو در انواع و سبکهایی خاص همواره مسیر هایی متفاوت را پیموده است. شاید به جرات بتوان اذعان کرد که بیشتر این مسیرها از روند اصلی و هدف وجودی شعر فاصله گرفته و همواره در تنگناهای گوناگونی قرار گرفته است.
اگرچه در ادب امروزین، نیما را پدر شعر نو فارسی نامیده اند، اما به نظر می رسد وی نتوانست به اوج قله های این بدعت تازه دست یابد و پس از او کسان دیگری به این جایگاه دست یافتند؛ اما از این زمان به بعد مشاهده می شود که بسیاری از شاعران یا شاعرنمایان به تمسخر یا از روی عشق و علاقه راه هایی را در بیان احساسات خویش پیمودند که درخور نقد و بررسی و بازبینی است. از این رهگذر، شعر هایی چون شعر نو، شعر سپید، شعرحجم،طرح و... پدید آمد. در حقیقت بسیاری از این بدیع سرایان که می خواستند طرحی نو درافکنند، با ادبیات هزار ساله زبان فارسی بیگانه بودند و تنها قالب و فرم این طرح نو را می دیدند؛ اما غافل از آنکه بخش اعظم این هنر، برخلاف هنر هایی، چون نقاشی، موسیقی و...، زبان و قواعد به هم پیچیده زبانی است که بدانها نمی توان بی توجه بود؛ در این میان، کسانی موفق و پیروز شدند که با توجه به آن پشتوانه زبانی، بیانی رسا، شیوا و گیرا داشتند. نیز باید گفت در این نوع شعر قله ها برخلاف شعر کلاسیک انگشت شمارند.
سیری در رمانهای تاریخی فارسی
حوزههای تخصصی:
پیوند حماسه و غزل در شعر انقلاب و دفاع مقدّس با تأکید بر غزلیات حسین اسرافیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر حماسی و شعر غنایی را می توان از اوّلین و مهم ترین انواع شعری به شمار آورد. مهم ترین قالب شعر غنایی، غزل استو تنها قالبی است که بیشترین نوآوری و تحوّل را از نظر محتوا در دوره های گذشته پذیرفته، امّا همچنان اصالت خود را حفظ کرده است. گستردگی مفهومی غزلهیچ گاه لطمه ای به اصل آن نزده، زیرا قرادادهای لفظی و معنوی غزل همواره پا برجا و در عین حال پویا بوده و تعدّد و تنوّع مفاهیم، قالب های ساختاری آن را کم رنگ نکرده است. حماسه از دیگر انواع شعر فارسی است که دربردارنده نبردهای سترگ و نمایش دهنده پهلوانی های عظیم است. حماسه و غنا در طول حیات خویش تأثیر و تأثرهای زیادی بر یکدیگر داشته اند. با شروع جنگ روح حماسه در شعر انقلاب دمیده شد. در این دوره، غزل با اقبال شاعران انقلاب روبه رو شد و هر یک از شاعران کوشیدند با توجّه به توان خود در این قالب به سرودن شعر بپردازند و حاصل چنین تلاشی، غزل هایی است که اصطلاحاً به غزل های حماسی شهرت یافتند. حسین اسرافیلی از جمله شاعران برجسته انقلاب و دفاع مقدّس در دو مجموعه «تولد در میدان» و «در سایه ذوالفقار» توانست غزل های پر شور و نابی بسراید. در بررسی غزل های اسرافیلی می توان دریافت که وی با استفاده از مضامین دینی و مذهبی، بهره گیری از نماد و اسطوره و به کار بردن ترکیبات تشبیهی و استعاری فراوان، فضای آمیخته با تغزل و حماسه را به خوبی نشان داده است. وی را می توان جزء شاعرانی دانست که بار حماسی غزل هایش بر بار تغزلی آن می چربد.