در این مقاله نویسنده به یکی از قصاید سعدی با مطلع: «آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمین / بر زوال مُلک مستعصم امیرالمؤمنین» پرداخته و ضمن بررسی ویژگی های آن به توضیح اشکالی پرداخته که بر سعدی گرفته شده مبنی بر آنکه شروع قصیده اش در مرثیه خلیفه المستعصم است و پایان و مقطع آن در مدح اتابک؛ یکی از افرادی که در قتل وی دست داشته است. بدین ترتیب نویسنده تناقض موجود را با استدلال های خود پاسخ گفته است.
"از دیرباز بویژه در سالهاى اخیر که آثار ادبى جهان و شخصیت اجتماعى بزرگان ادب مورد تحلیل قرار گرفته، شیخ اجل سعدى شیرازى و آثار او نیز در ترازوى نقد درآمده است.گرچه کلام سعدى و مضمون آن روشن است لکن به علّت وجود مفاهیم مختلف از سیاست گرفته تا اقتصاد و فلسفه و عرفان و اخلاق و شرع و...در آثار او اظهار نظر درباره او و طبقه اجتماعى وى مشکل بوده است و گاهى این قضاوتها در مقابل هم قرار گرفتهاند.
در این مقاله سعى بر آن شده است تا به استناد ادّعاى سعدى در مورد خود و با تکیه بر مفاهیم برجسته کلام او، استدلال گردد که سعدى رسما در زمره عارفان عصر خود بوده است.او خود به صراحت و دیگران در عمل این امر را پذیرفتهاند و گفتار حاضر نیز در صدد اثبات این مطلب است.
"
در این مقاله نویسنده به مقایسه ساختارهای سه منظومه منطقالطیر عطار، مثنوی مولانا و بوستان سعدی پرداخته و به وجوه اشتراک و تفاوتهای موجود میان این سه منظومه اشاره نموده است. وجوهی چون حضور دو جزء عمده در سه منظومه همچون گفتارهایی در بیان نظری افکار و نیز حکایات و تمثیلهایی برای مصور ساختن آن افکار، وجود اندیشهورزی در هر سه منظومه با ویژگیهای خاص و منحصر به فرد در هر یک.
این مقاله به بررسی اندیشههای خیام و سعدی و تفاوتها و تشابهات فکری این دو می پردازد و با ارائه شواهد شعری تفاوتهای شعر هر دو را نیز بررسی میکند. نویسنده عقیده دارد سعدی ارادتی تام و تمام به خیام داشته و با تواناییهای شگفتی که در پهنه ادب فارسی دارد، رنگ و بویی پندآمیز به جوهر سرودههای خیامی داده است. وی همچنین از نظریات افرادی چون هانری ماسه در رابطه با تفاوت اندیشه سعدی و خیام نیز استفاده کرده است.
مناسبات نسلی و تفاوت و تقابل نسلها، از دغدغههای اصلی همه ملل در طول تاریخ بشر بوده و همواره توجه مصلحان اجتماعی را به خود معطوف کرده است. تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و به طور کلی تکامل جوامع و مخصوصاً پدیده صنعتی شدن، تأثیرات محسوسی بر هنجارهای رفتاری نسلها داشته است که از این میان، با توجه به اقتضائات خاص دوره جوانی، این تفاوت رفتاری در این نسل محسوستر و ملموستر جلوه کرده است. سعدی، در ضمن داستانها و حکایات کوتاه با اشاره به پارهای از این تفاوتها و تقابلها، آن را امری طبیعی و عادی برشمرده، هرچند درصدد بیان علل و عوامل این گسست برنیامده است. او میکوشد با تکیه بر آموزههای اخلاقی، جوانان را به طاعتپذیری و تجربهاندوزی از پیران دعوت کند و اغلب با دفاع از ارزشها و سنتهای اجتماعی، پیران را در شیوههای رفتاری محقتر میداند. در ادامه مقاله پارهای اندرزها و نصایح سعدی به دو نسل جوان و پیر احصا شده و قضاوت نهایی را به خواننده واگذار کردهایم که تا چه حد آموزههای اخلاقی ادبیات تعلیمی گذشته، میتواند امروزیان را در ترمیم گسست نسلی یاری نماید.
مخاطب گیرنده ی پیام است یا به زبان گویاتر یک پایه از چند پایه ی اصلی پیام رسانی است. مخاطب می تواند در زمان زیست پدید آورنده ی اثر زندگی کرده و خود جز اثر باشد. در این پژوهش به بررسی آثار شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی و مرور وبررسی مخاطبان او پرداخته می شود وبه این موضوع توجه دارد که زیست مخاطب و شاعر موازی هم بوده اند واین زیست برشادی ها و عشق، غم ها و فرهنگ عمومی و نحوه ی زندگی و حالات درونی و رفتارهای بیرونی مؤلف و مخاطب تأثیر گذاشته است و نیز آشنایی وعلت شهرت عام و خاص تر سعدی بعنوان یکی از شاعران و نویسندگان قرن هفتم و کارآمدی زبان آثارش و منطق حکایت و تمثیل هایش بر مخاطبان و مخاطبان بر آثارش. روش پژوهش بر شواهدی از خود متن آثار سعدی است. تا جنبه مخاطب شناسی آثار و نوع تأثیرات او بر بینش مخاطبان از حیث فرهنگ زبانی و فرهنگ زندگی بیشتر معلوم گردد. سعدی با آوردن موضوعات متنوع در آثارش طیف های مختلف مخاطبانش سعی در تلطیف فضای پر آشوب قرن هفتم داشته است تا زندگی برای همنوعانش کمی قابل تحمل تر شود. این تحقیق کوشیده است با توجه به دستاوردهای نهایی مخاطب شناسی به کنکاش در آثار سعدی پرداخته و به مخاطب شناسی آثار سعدی از جهت پایگاه اجتماعی و نوع دریافت آن ها توجه کرده است و همچنین کوشیده مسائل زندگی و فرهنگی آنان را مورد تدقیق قرار دهد.
نویسنده در این مقاله اشارهای به آثار تصوف سعدی دارد و پیوندی بین سعدی و احمد غزالی می بیند. وی ارتباط و تاثیر سعدی از احمد غزالی را با بررسی تشابهات آثار سعدی (گلستان، بوستان و غزلیات) با سوانح احمد غزالی اثبات میکند.
این مقاله برگرفته از کتاب «سعدی» است. در این مقاله نویسنده به بررسی زمانه و روزگاری که سعدی در آن میزیسته، میپردازد که بنا بر شواهد تاریخی، ایران، سالهایی بدتر از سالهایی که سعدی در آن میزیسته، از سر نگذرانیده است. در این مقاله با بررسی تاریخی این دوران خواننده بهتر میتواند اوضاع زمان سعدی را درک کند و حتی به گونهای بهتر سعدی را بشناسد.
در این مقاله کوشیده شده است تا ضمن بررسی اهمیّت عقل و عقلگرایی در اندیشة سعدی، به این مقوله در باب نخست بوستان به گونة ویژه پرداخته شود تا ضمن برشمردن اهمیت آن همگام با عدالت که بنیاد اصلی یک حکومت را تشکیل میدهد، به ریشههای خردورزی و ضرورت تدبیر آن در این باب و از دیدگاه سعدی پرداخته شود.
عارف ربّانی روایت دیگری است از انسان مطلوب و در حقیقت کمال طلبی که در ذهن و زبان سعدی وجود دارد که سعدی در قصیده چهارم خود به آن اشاره می کند. از سویی دیگر، بر اساس بررسی تطبیقی بین تصوف و عرفان، عارف در ذهن سعدی صدرنشین و صوفی مقامی نازل دارد. در این مقاله کوشیده شده است تا ضمن بررسی ویژگی عارف ربّانی از دیدگاه سعدی و مطابقت آن با مفاهیم قرآنی و نیز صوفی و جایگاه آن در ذهن و زبان سعدی به تبیین جایگاه هر یک پرداخته شود.
مقاله حاضر برگرفته از کتاب تاریخ ادبیات ایران از فردوسی تا سعدی نوشته ادوارد براون خاورشناس و ایرانشناس مشهور انگلستانی است. وی ابتدا در معرفی سعدی، وی را سومین شاعر بزرگ این عصر میداند و او را مشهورترین شاعر ایرانی در خارج از ایران میداند. وی در معرفی سعدی ابتدا خصوصیات زندگی وی، سپس تحصیلات و سفرهای سعدی را بررسی کرده و با تقسیم زندگی سعدی به سه مرحله زندگی او را مورد تفسیر قرار می دهد. وی همچنین سعدی را معلم اخلاق و زبان دان دانسته و او را دارای صفت جامعیت معرفی میکند، سپس در مورد قصاید و غزلیات او توضیحاتی ارائه می نماید. وی در پایان بخشی از اشعار سعدی در گلستان را که در اشعار حافظ نقل شده معرفی میکند.
یکی از تقریرات ثلاثه سعدی حکایت شمسالدین تازیکوی است. این مقاله در رابطه با واژه «طرح» است که چندین بار در داستان برادر سعدی و شمسالدین تازیکو در کلیات سعدی بدان اشاره شده است و گفته شده نوعی مالیات در دوره مغول است ولی در اصل باید آن را نوعی طریقه کسب درآمد برای خزانه دولت و مقطعان مالیاتی دانست. این مقاله در مورد این واژه و معنی آن در کلیات سعدی و ارزش آن از لحاظ تاریخی و دوران مغول به بررسی میپردازد.
در ادبیات کلاسیک فارسی مدح و قصیده به گونه ای در هم تنیده اند و شاعران این قالب ادبی را به دلیل ویژگی های آن برای مدح برگزیده اند. نویسنده ضمن بررسی ویژگی های این نوع شعر به تبیین مدیحه های سعدی، نوع و جایگاه آن در ادب فارسی می پردازد و معتقد است که آنچه سعدی را به مدیحه سرایی واداشته، اندیشه کسب مال و قدرت نبوده است. این عرصه برای او جولانگاهی است برای تبیین اندیشه های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی. او مدیحه هایش را اغلب با تصویری از پایان کار جهان، زوال عمر و کوتاهی فرصت و نوبت هر یک از صاحبان قدرت آغاز می کند و با توصیف ویژگی های آنان، قصیده را ادامه می دهد. او این خصایص را به منظور تشویق به ادامة آن خصلت و کار نیک و یا تحریک و برانگیختن برای کسب و انجام آن منش نیک به ممدوح یادآور می شود.