این مقاله بخشی از کتاب شعرالعجم یا تاریخ شعرا و ادبیات ایران نوشته شبلی نعمانی نویسنده اردو زبان مقیم هند در مورد سعدی است. این مقاله نیز به بررسی زندگی و آثار سعدی، همچنین حالات و اخلاق و عادات وی و همچنین قدیم ترین نسخه های کلیات و ترجمههای آثار شیخ سعدی در خارج از ایران می پردازد.
نویسنده در این مقاله اشاره میکند که سعدی در تمام آثارش جز «بایزید بسطامی» از هیچ یک از افرادی که در عالم تصوف به تندروی شهرهاند اعم از: حلاج، شمس تبریزی، مولوی و شیخ صنعان نامی نبرده است، حتی کلمات و واژههایی که در شعر قرن 6 به بعد به شدت رواج داشته چون مغ، شطح و طامات و... نیز چندان اسمی به میان نیامده که میتوان آن را نتیجه تفکر یا جهاننگری خاص سعدی است که مظهر اعتدال و میانه روی در هر امری به حساب میآمده است.
نویسنده مقاله به شعرهای مدحی در غزل های سعدی می پردازد و شعرهای عاشقانه ممدوح محبوب در میان غزلیات سعدی را از چهارصد غزل بیشتر می داند و میگوید همه آن غزل ها خواندنی و شیرین و شگفتآور هستند. مدحیه های سعدی حکایت از دعا و پند و مصلحتاندیشی دارد و مداحی گزافه گویی در آنها نیست. وی با آوردن چندین غزل مدحگونه و تفسیر آنها به توصیف روش مدحیات سعدی در غزلیاتش میپردازد و آنها را نوعی زیرکی و مصلحتاندیشی شاعرانه میپندارد.
نویسنده در این مقاله مدارا و مهربانی در سخن و اندیشه سعدی را رمز ماندگاری سعدی میداند. به عقیده وی اگر در سخن سعدی خشونت و قساوت بود، او باقی نمیماند، مدارا و مهربانی امری است که به زندگی انسان برای همیشه تاریخ، معنا و جهت میبخشد که این سخن در سراسر آثار سعدی، در غزلها، در گلستان، در بوستان به شکلهای مختلف قابل بررسی است. نکته دومی که وی به آن اشاره میکند و آن را باعث بقای سعدی میداند، توجه سعدی به زیبایی و شادی است.
در این مقاله کوشیده شده است تا براساس اصل دیسکورس، یعنی اعتقاد و افکاری که در یک دوره در جامعه رواج داشته و به گونة فراگیر مطرح میشود و همگان پیرامون آن سخن میگویند و راهحلها و یا پیشنهاداتی را عنوان میکنند، به مسئله مورد نظر سعدی یعنی شکست ایرانیان از مغول و نسبت این امر به قضا و قدر از دیدگاه سعدی پرداخته شود که در باب پنجم بوستان آمده است.
نویسنده این مقاله با اشاره به بهره جویی سعدی از شاهنامه در آوردن نام اساطیر در اشعار و حکایات وی به برخی از این نمونهها اشاره می کند و علاوه بر این به استفاده از فضای حماسی، نام و اوصاف جنگافزارها، استفاده از وزن شاهنامه در داستانها و حکایات منظوم و اوزان حماسی غزل و بیانهای حماسی در اوزان دیگر میپردازد و سپس نثرهای حماسی سعدی را معرفی نموده و در پایان اشارهای به شاهنامهخوانی در گلستان سعدی دارد.
نویسنده در این مقاله به نقش سعدی در تکامل شعر کلاسیک فارسی میپردازد. آغاز شعر فارسی و به طور کلی پیشینه شعر کلاسیک فارسی از خراسان بزرگ سرچشمه فرهنگی گرفته است و کسانی چون رودکی، عنصری و... آن را پایهگذاری کردند. شعر کلاسیک با حماسه سرگرفت، به منظومههای عاشقانه – اخلاقی تطور یافت و به مثنوی و غزل انجامید. مثنوی و غزل کلاسیک معرف عصر بلوغ شعر فارسیاند که نمایندگان برجستهشان مولوی و سعدیاند. نویسنده سعدی را وارث به حق غزل و حکایتپردازی منظوم و منثور فارسی میداند. او ابداع کننده این سه ژانر نیست ولی آنها را به اعتلای سهل و ممتنع خود رسانده است.
این مقاله به بررسی گلستان سعدی و سبک سعدی در سرودن آن و اهمیت این اثر سعدی میپردازد و آثاری را که به تقلید از این اثر گرانقدر سروده شدهاند را معرفی مینماید. نویسنده در ادامه به معرفی اولین تصحیحها و چاپهای گلستان سعدی میپردازد و اشارهای به جایگاه گلستان در دورههای تاریخی ایران از جمله پس از انقلاب مشروطه دارد که با مخالفتهایی روبهرو شده بود.
سعدی و حافظ، دو شاعر بزرگ ایران و جهانند که در شعر فارسی عصر خویش و همه دورانها، تاثیری همیشگی، پایدار و همه جانبه داشتهاند و لطف و ذوق ایرانی و معنای شعر ناب فارسی و وسعت نفوذ شعر را در جامعه و پیوند شعر و زندگی را در سخن خورشیدی خود، جاودانه به تماشا گذاشتهاند. بیآنکه بتوان فضل تقدم و راهگشایی دورانساز سعدی را فراموش کرد، این مقاله سعی دارد که سعدی و حافظ را در همانندیها و تفاوتهای دورانی، شیوههای هنری و فکری آنان بهتر معرفی کند.