سعی نگارنده در این مقاله بر آن است تا به معرفی یکی از شاعران متعهد پارسی گوی شیعه در قرن هفتم ه. ق بپردازد. مولانا کاشی آملی به دلیل نداشتن دیوان شعر، ناشناخته مانده است و در کتب تاریخ ادبیات و یا آثاری که به شرح احوال شاعران اختصاص می یابد اطلاع زیادی از وی داده نشده است. نگارنده به اقتضای تاملی که در باب شعرای شیعی داشته است به اشعاری از شاعر مورد نظر برخورد که هم از جهت لفظ در خور توجه بود و هم از نظر موضوع و محتوا. پس از بررسی بیشتر در این معنی، به جمع آوری اشعار وی از داخل جنگها و مجموعه های شعری خطی در داخل و خارج ایران پرداخت. درنهایت پس از صرف وقت زیاد توانست اطلاعاتی چند از وی فراهم آورد و تقریبا عمده اشعار وی را که در منابع مختلف خطی پراکنده بود جمع آوری کند. به امید آن که در آینده بتوان این مجموعه را در اختیارعلاقه مندان و شیفتگان اهل بیت- علیهم السلام- و اهل ادب قرار داد.
نویسنده در این مقاله مدارا و مهربانی در سخن و اندیشه سعدی را رمز ماندگاری سعدی میداند. به عقیده وی اگر در سخن سعدی خشونت و قساوت بود، او باقی نمیماند، مدارا و مهربانی امری است که به زندگی انسان برای همیشه تاریخ، معنا و جهت میبخشد که این سخن در سراسر آثار سعدی، در غزلها، در گلستان، در بوستان به شکلهای مختلف قابل بررسی است. نکته دومی که وی به آن اشاره میکند و آن را باعث بقای سعدی میداند، توجه سعدی به زیبایی و شادی است.
جامی در میان مردان متصوف جایگاهی ممتاز دارد. او از یک سو با پیش گرفتن نوعی پارسایی پرخلوص، از سلسله صوفیان دروغین بیرون می آید، از سوی دیگر با ابراز دغدغه و نگرانی از معاش و معشیت انسان ها و معضلات و موانع زندگی آنان، تصوف را با زندگی و زمین آشتی می دهد، برخلاف بسیاری از نام آوران این آیین، دامن از درگیری با زمانه خود در نمی چیند! یکایک عوامل و انگیزه های اضمحلال و انحطاط زندگی مردم را در نظر می آورد، بر روی ریشه ها و رخنه گاههای آن انگشت می نهد، و بدین گونه الگویی ارزشمند از صوفی گری را عرضه می دارد که آن از دغدغه های دینی و عارفانه، بدون امعان نظر به دغدغه های روزگار، راه به جایی نمی برد.
زمین سوخته: زمانی که نویسنده ای واقع گرا و انسان دوست نظیر احمد محمود به مسئله تجاوز عراق به خطه خوزستان به ویژه شهر اهواز، که بستر اکثر حوادث آثار اوست، می پردازد، نمی توان حاصلی جز رمانی برجسته همانند زمین سوخته (1361) انتظار داشت که به زبانی ساده و شیوا و بیانی موشکافانه و بصری به تجسم واقعیات جنگ در سه ماهه اول آن می پردازد. در این اثر نه چندان حجیم اما سرشار از حوادث و شخصیت های گوناگون، نگاه نویسنده (جز در یک مورد) به درون جبهه ها و جنگ های تن به تن معطوف نیست- هر چند شرح گام به گام پیشروی و عقب نشینی دشمن و عملیات تدافعی رزمندگان اسلام با ذکر مکان ها و عده شهدا و اسرا و نیز تخریبات ستون پنجم نمایی کلی از جنگ به خواننده عرضه می دارد- بلکه این تبعات جنگ در ابعاد فردی و اجتماعی است که دغدغه های نویسنده و مضمون رمان را شکل می دهد...
محمدبن سلیمان بغدادی ملقب به فضولی شاعر و نویسنده قرن دهم هجری بود. او آثارش را به سه زبان فارسی، ترکی و عربی نوشت. حیاتش در عصری بحرانی و سرزمینی که مورد مناقشه ایران و عثمانی بود سپری شد. از این رو بیش از دو سوم عمرش در تابعیت ایران و کمتر از یک سوم آن در ذیل سلطه عثمانی گذشت. زمان چیرگی عثمانی بر عراق عرب سال 941 هجری یعنی سال حمله سلطان سلیمان عثمانی به بغداد و انتزاع آنجا از حوزه نفوذ مستقیم ایران است. فضولی در قصیده انیس القلب که به سلطان سلیمان عثمانی تقدیم کرده است، محل زیست خود – بغداد – را جزئی از ایران می داند:انیس القلب کردم نام این محبوب و می خواهم/که هر ساعت دهم در بزم اهل فهم جولانش به دست پاکبازان امانت پیشه بسپارم/فرستم سوی دارالعدل روم از ملک ایرانش تذکره نویسان و پژوهشگران در مذهب فضولی اختلاف نظر دارند. برخی او را شیعه افراطی، برخی شیعه معتدل اثنی عشری، برخی سنی حنفی، و برخی اهل طریقت – بکتاشی یا حروفی – می دانند.این اختلاف نظر از عدم صراحت فضولی در بیان مذهبش منشا می گیرد. در هیچ یک از آثار فضولی ذکری از مذهب او نیست. بویژه در کتاب مطلع الاعتقاد فی معرفه المبدا و المعاد که در موضوع کلام است و بنا بر قاعده باید طی آن نویسنده به بیان مذهب و باورهای مذهبی خود پرداخته و به دفاع از آن برخاسته باشد، هیچ ذکری به مذهب او نشده است. نویسنده این سطور سعی کرده است با تحقیق در آثار فضولی افکار مذهبی او را باز شناساند...
در این مقاله ، دیوان ابوالحسن تهامی ، شاعر توانمند عصر عباسی دوم (334- 656 هـ.ق)، مورد بررسی قرارگرفته است. اشعار ایشان گر چه اغلب در مدح و منقبت افراد سروده شده است، همواره در آن، پند و موعظه و حکمت نیز به کار رفته است. این پژوهش نشان می دهد که تهامی در جای جای دیوانش و در هر مناسبت ، مدح خود را با یک نکته پندآموز و حِکَمی درمی آمیزد تا از این رهگذر رسالتی را انجام داده باشد.
این پندها در ذیل ده عنوان کلی دسته بندی گردیده است که عبارتند از: عزت انسان، شرافت و بزرگواری ، بردباری بزرگان، بخشش و کَرم ، دانایی و درک و فهم، استفاده از تدبیر در کارها، بلاغت داشتن در سخن، ، ناپایداری دنیا ، مذمت فقر، و مورد رشک واقع شدن انسان با فضیلت .
بنابراین، تهامی را باید از شاعران حکمت آور دانست و قصاید مدح گونه اش را نوعی حکمت محسوب نمود.