نویسنده این مقاله، هنر سعدی را در غزلسرایی و حکایتپردازی میداند و در این مقاله به نقد و بررسی نظریات مختلفی که نویسندگان ایرانی و خارجی در مورد سعدی و آثارش در کتابهای خود ارائه دادهاند، میپردازد. یکی از کتابهایی که وی در مقاله حاضر به نقد آن مینشیند، کتاب مگر این پنج روزه.... (سعدی آخرالزمان) است.
بیش از دو هزار و پانصد سال است که تلاش برای تعریف ماهیت ادبیات ادامه دارد. و تاکنون تعریف جامع و قانع کننده ای بدست داده نشده است. درین مقاله سعی شده ضمن اشاره به روند تحول ادبیات و تلاش های مختلف برای تعریف آن دلایل تعریف ناپذیری این پدیده نشان داده شود. مقاله حاضر شامل دو بخش است، در بخش نخست سابقة مفهوم ادب در فرهنگ عربی و ایرانی، و سیر تحول معنایی این اصطلاح بررسی شده. اقسام ادب از جمله ادب اخلاقی، ادب عام، تعلیمی صوفیانه، شغلی، ادب رفتاری، و ادب به معنی دانش زبانی به همراه علوم ادبی معرفی شده اند. در بخش دوم اصطلاح ادبیات در مفهوم نوین آن مورد بحث قرار گرفته و تعاریف موجود در تاریخ نقد و نظریه ادبی به سه دسته تقسیم شده و مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتیجه آنکه ادبیات مانند فرهنگ و زبان و زیبایی و هنر مقوله ای است تعریف ناپذیر؛ ضمن بیان و دلایل تعریف ناپذیری ادبیات، در پایان فصول مشترک همة تعاریف ادبیات بیان شده است.
در دیوان شاعران بزرگ بعضی واژه های کلیدی هست که در گشودن قفل بسته مفاهیم و معانی مورد نظر گوینده و راه یافتن به دنیای ذهن او نقش اساسی دارند و در شکل گیری ساختار شعر او کاملا موثرند. یکی از اصلی ترین این واژه ها در دیوان خاقانی کلمه صبح و واژه های کیهانی است. در این نوشتار کوشش شده که صبح و وابسته های آن، آن گونه که در ذهن و چشم شاعر جلوه داشته با استناد به شعر وی به صورت تفصیلی و آماری مورد بررسی قرار گیرد.