حمدالله مستوفی و دولتشاه سمرقندی کنیه خواجه ابویعقوب یوسف همدانی را به اشتباه ابویوسف نوشته اند که این اشتباه به سایر آثار پس از آنها نیز راه یافته است؛ به خلاف مشهور، امروز زادگاه او به نام بیزنی جرد (نام قدیم : بوزنجرد) در همدان وجود دارد و مدفن وی نیز هم اکنون در داخل خرابه های شهر قدیم مرو زیارتگاه مردم است، بنابر این ذکر شهر بایرامعلی به عنوان مدفن او تسامحی است که در اثر نوشته سعید نفیسی به تمام آثار محققان امروز ایران راه یافته است. در آثار محققان از عبدالله جوینی در شمار مشایخ خواجه نام برده شده که خطاست و باید به ابوعبدالله جوینی اصلاح گردد. اگر چه محققان درباره سمت شادگردی سنایی نسبت به خواجه تردید روا داشته اند، ولی امکان ملاقات و دیدار آ دو با یکدیگر محتمل است. تاکنون تنها اثر باقیمانده خواجه کتاب رتبه الحیات بود، ولی اخیراً بخشی از نسخه خطی کتاب "الکشف عن منازل السائرین الی الله عزوجل" خواجه به دست آمده؛ همچنین رساله خطی "انوار حکمت" که در کتابخانه ملی به نام خواجه ثبت شده است، بنا به شواهد موجود در نسخه متعلق به وی نیست.
در این نوشته تلاش شده است از روی منابع تاریخی و اسطوره ای موجود در باب داستان می در میان ایرانیان مطالبی ذکر گردد سپس به استناد چند اثر مهم زبان فارسی همچون تاریخ بیهقی، قابوسنامه، سیاست نامه و ... به موضوع باده گساری ایرانیان خصوصاً درباریان اشاره شود و منظور آن است که توصیفات می و لوازم آن در شعر فارسی انعکاس یک رفتار اجتماعی است که ایرانیان از قدیم الایام با آن مانوس بوده اند و با اینکه دین به تحریر این رفتار و اخلاق اقدام کرده، با این وجود، چنین خوی و خصلتی همچنان در بین طبقات حاکم و جامعه پایدار مانده و به حیات خود ادامه داده است.