نگارنده برآن است که چگونگی تشکیل انجمن های ادبی را در ایران ازآغاز شعر فارسی دری در باز جستی هرچند کوتاه درقلم آرد و بدین نکته اشارت کند که نخستین تشکل انجمن های ادبی در دربارهای سلاطین فرصت ظهور یافته است و شاعران اگر چه در مواردی در مدح سلاطین راه مبالغه پیموده اند ولیکن نقش حساس آنان را در نگاه داشت زبان فارسی و استقلال ملی و مذهبی نادیده نتوان گرفت . افزون بردربارهای سلاطین و رجال سیاسی ‘ این انجمن ها در منازل ادبا و شاعران و در قرون متأخر در قهوه خانه ها تشکیل می شده است .
در این مقاله کوشش شده است تا مبتنی بر رویکردی تحلیلی – مقایسه ای اختلاف صورت نگاشته های دو واژة «رخش» و «دخش» در فعل مرکب «رخش / دخش کردن به معنای «تیره و سیاه کردن» در چهار بیت شاهنامة فردوسی واکاوی، مقایسه و شرح شود. بنابراین، در مسیر شرح و پردازش مباحث نوشتار، به بررسی جایگاه صرفی و معنایی این واژگان، در چارچوب رویکرد مقایسه ای به نسخه های مورد بررسی شاهنامه پرداخته ایم. نتایج پژوهش از جمله گویای آن است که «رخش» و «رخش کردن» در فرهنگ ها و متون فارسی به معنای «سیاه و تیره کردن» دیده نمی شود و اشتقاق واژه نیز دقیقاً متضادّ این معناست، امّا ریشه شناسی های پیشنهاد شده برای «دخش» معنای «سیاهی» را برای آن تأیید می کند.