منظو ر از زهریات گل سروده های شعرای طبیعت سرا‘ و یا توصیفی که شاعران راجع به گل ‘ شکوفه‘ درخت‘ باغ وغیره و به طور کلی طبیعت سبز دارند. با این تفاصیل زهریات فنی جدید در شعر عربی نیست . بلکه از دیر باز دراشعار شاعران وجود داشته است به خصوص درخمریات . شاعران جاهلی به طبیعت و سر سبزی آن با دیدی مادی می نگرند. نه با عاطفه و احساس معنوی ‘ چرا که زندگی آنان به شتر و زندگی به شتر به گیاه و سبزه بستگی دارد. و احیایا از آن برای تشبیه استفاده می کردند. و شاعر اموی شعرش تقلید از شعر جاهلی است. ولی وصف عباسی تحت تاثیر زندگی وتمدن شهر نشینی بسیار ‘ لطیف و دلنشین می باشد. و اشعار آنها در این زمینه همانند موزه ای با هماهنگی کامل است. که تابلوهای زیبا با شکلها و رنگهای مختلف هنرنمایی می کند‘ اما زیر بنای زهریات (وردیات- روضیات) در عصر اول عباسی با آمدن شعرایی چون بحتریع ابن الرومی و ابن المعتز وغیره شکل یافت و در قرن چهارم که اوج شکوفایی آن می باشد. با آمدن شعرایی چون متنبی ‘ صنوبری ‘ سری رفاء ‘ کشاجم وغیره فنی مستقل ‘ زیر بنای کار متأخران در این زمینه گشت.
اسب"" در ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد . د رمتون اوستا و ادبیات باستانی ایران از اسب به نیکی یاد شده است . شاعران‘عارفان‘نکته پردازان و خردمندان‘پادشاهان و امیران‘گردان و دلاوران‘دیهقانان و کارورزان ایرانی و دین آوران بزرگ آن را مظهر خوشبختی و رستگاری و فراست و تیز هوشی دانسته اند. در ادبیات غنائی و حماسی اسب‘ به نژادگی‘نجابت و خوهای پسندیده توصیف شده است . در این مقاله ریشه واژه""اسب""در لغت و فرهنگ ایرانی‘نام هایی که از این ریشه اشتقاق یافته و ترکیب هایی که از آن بر جای مانده است به تفصیل تحلیل شده است . با استناد به مآخذ مطمئن ‘ جایگاه اسب نزد اقوام و ملل‘بویژه اقوام هند و اروپایی و شیوه پرورش آن معرفی و نکته هایی نغز از بزرگان دین ‘ امیران‘شاعران و سخنوران نامی در خصوص نژادگی و ارج و بهای اسب و اهمیت آن در زندگی اقوام باستانی ایان نقل شده است . در خلال این مقاله با آوردن بیتهایی از گویندگان بزرگ ایران سعی شده است جایگاه اسب در ادبیات غنایی‘حماسی و تاریخی ایران به روشنی معرفی شود و نامهایی که این حیوان نژاده در طول تاریخ پذیرفته و در کتاب های لغت و تاریخ و متون دینی و آثار منظوم و منثور بازتابی گسترده دارد ‘ یاد کرده آید.
تأثیر بسیار آسمان و آنچه در اوست بر سرایندگان و هنرآفرینان ایرانی سبب شده است تا در شعر فارسی برای توصیف آسمان، خورشید، ماه و ستارگان و دیگر اجرام فلکی تعبیرهای زیبایی به وجود آید که همه روشن کنندة قدرت شگرف سخن پردازان ایرانی در آفرینش واژه هایی سرشار از ذوق و هنری کم نظیر است.
در نوشتار حاضر سعی بر این است که چگونگی کاربرد اصطلاحات خاص نجو می در سخن انوری تحت بررسی و تحقیق قرار گیرد و نوآوری این شیوه در عین استحکام و صلابت در سخن او کاویده شود. بدین سبب، علاوه بر نمایاندن هنر تصویرگری کلا می و خلاقیت های مفهو می او، به گره گشایی برخی ابیات پیچیدة او نیز پرداخته ایم.
مقاله حاضر به منظور بررسی نگاه و برداشتهای خاص عرفانی مولانا از افلاک و اختران و چگونگی پیوند آنها با اندیشه های عرفانی و آموزه های اخلاقی وی نوشته شده است. به این منظور از شیوه سندکاوی برای جمع آوری اطلاعات و از شیوه تحلیلی و توصیفی برای ارایه مطالب استفاده شده است. یکی از نتایج مهم گفتار حاضر آن است که مولانا علی رغم بی اعتنایی به نجوم احکامی، با ایجاد شبکه های متعدد معنایی و ابهام های بی شمار، گوشه هایی از نمادپردازی پیچیده و فرارونده خود را با استفاده از عناصر آسمان پر رمز و راز شکل داده و به دانش نجوم خویش ویژه و مفهومی بی سابقه بخشیده است که این امر به گونه ای مبتنی بر آموزه های قرآن کریم و نگاه خاص مولاناست که آسمان پرستاره را یکی از نشانه ها و آیات مهم خداوند، و درخور تامل و تدبر یافته است.
ابوالحارث جندح پسر حجر مشهور به ((امری ء القیس)) شاعر برجسته عصر جاهلی را یکی از مبتکران فنون شعر به شمار آورده اند. او اولین شاعری است که اخبار کاملی از وی در دست است و در میان شاعران هم عصرش به گریستن و گریاندن و ارائه تصاویر شعری دلنشین که بعدها برای دیگران الگویی معروف گردید وهمچنین به وصف های کوتاه ولی پرمحتوا از سایرین ممتاز است . معروفترین شعر امری ء القیس معلقه اوست . این قصیده نمادی از ویژگیهای شعری وی است ‘ زیرا صور و الفاظ واغراضی را در بردارد که بیانگر نگرش شاعر به طبیعت و مظاهر آن است . براین معلقه شرحها زیاد نوشته شده است .اما این مقال تنها توانایی ها و تأمل شاعر در وصف برخی از جلوه های طبیعت و خطوط ناپیدای آن ‘ از خرد و کلان ‘ می پردازد وعلل و عوامل مؤثر در شکل گیری دیدگاه شاعر را مورد بررسی قرار میدهد و بیان می کند که چرا و چگونه او به نمادهای طبیعت با چنان نگرشی پرداخته است .
دانش به دلیل شرافت ذاتی و گوهریاش در جهان اسلام به جد مورد اهتمام قرار گرفته و در اعتبار و ارزش آن و مقام و جایگاه عالمان، سخنهای آموزنده و دلپذیر گفته شده است. پارهای از این گفتارهای نغز در ذهن و زبان دانشمندان ادیب و ادیبان فرهیخته راه یافته و از این طریق ابیات و سخنانی زیبا در پاسداشت دانش و بزرگداشت دانشمندان آفریده شده است. در این مقاله کوتـاه بــه انعکـاس بـاورهای اسلامـی در بـاب منـزلت دانش در ادب گـرانسنگ فـارسی خواهیم پرداخت.