فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۱۱٬۵۲۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
آرمان شهر، جامعه ای است که در آن جا مردم در رستگاری کامل زندگی می کنند و هیچ اثری از رنج، اندوه، بیماری و امثال اینها نیست. در گستره ی شعر معاصر نیز شاعران هر یک با برداشت های ویژه ی خود و برای ایستادگی در برابر سختی ها و دلتنگی های روزگار و رهایی از آن ها به ترسیم آرمان شهر در شعر خود پرداخته اند. مهمترین خاستگاه فکری آرمان شهر در شعر شاعران معاصر را می توان کهن الگو ها، ایران باستان و اساطیر، بهشت زمینی و اندیشه ی ظهور منجی و مهدویت بر شمرد. این عنصر به عنوان یکی از نمود های نوستالژی در شعر شاعران معاصر نمود یافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل و ابزار شکل گیری ذهن شاعران و چگونگی پناه بردن شان به آرمان شهر است و هدف ثانوی بررسی شاخص های نوستالژی در ساختار این آرمان شهر ذهنی است. روش تحقیق در توصیفی تحلیلی و به شیوه ی کتابخانه ای است.
تأملی در مجاز، استعاره و تشخیص
حوزههای تخصصی:
نقد - شمیم بهار - درباره ی آنچه که به نقد در نمیاید
حوزههای تخصصی:
تحلیل حکایت های گلستان و بوستان بر اساس نظریة تودوروف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکایت پردازی در آثار سعدی جایگاه ویژه ای دارد؛ به همین سبب معرفی و تحلیل گونه های حکایت های گلستانو بوستانسعدی، هدف اصلی این پژوهش است. بررسی حکایت های این دو اثر برپایة دیدگاه تزوتان تودوروف از منظر نوع شناسی، هم چنین شناخت و معرفی قواعد و قوانین حاکم بر ساخت این حکایات، هدف دیگر این جستار است. این بررسی نشان می دهد به سبب وجود ویژگی هایی، بیشتر حکایت های این دو اثر با نظریه روایتی تودوروف مطابقت دارد؛ این ویژگی ها عبارت است از: حادثه محوربودن حکایات، اصل علّیّت بی واسطه، تأکید بر کنش شخصیت ها، نبود روان شناسی، وجود زمان و مکان فرضی، حضور شخصیت های نمونه وار، مطلق بودن برخی از شخصیت ها و... . درواقع با یافتن مشابهت های داستانی بین نظریه تودوروف و حکایت های گلستانو بوستان،این حکایات را در سه گونه اسطوره ای، معرفت شناختی و ایدئولوژیک می توان طبقه بندی کرد. باتوجه به بررسی حکایت ها، درمجموع و به ترتیبِ فراوانی، بیشترین حکایات گلستاندر گونه اسطوره ای، با تعداد 39 حکایت (48 درصد) و کم ترین آن با تعداد 12 حکایت (حدود 15 درصد) در گونه ایدئولوژیک قرار می گیرند. بیشترین و کم ترین گونه های حکایات بوستاننیز به ترتیب، گونه معرفت شناختی با 25 حکایت (52/59 درصد) و گونه ایدئولوژیک با 3 حکایت (15/7 درصد) است. بنابراین، کمترین تعداد حکایت های هر دو اثر از گونه ایدئولوژیک است؛ البته بیشترین گونه های حکایات در این دو اثر متفاوت است و از یک نوع نیست.
رویکردهای عمده ادبیات داستانی جنگ (1384- 1359)
حوزههای تخصصی:
نوع نگاه به جنگ و نیز درونمایه ها، شخصیت های اصلی و... چهار رویکرد؛ یعنی رویکرد ارزش محور، جامعه محور، انتقاد محور و انسان محور را در حوزه ادبیات داستانی جنگ پدید آورده است. در رویکرد ارزش محور ستایش از پایداری، مقاومت و دفاع از میهن و اثر مثبت فرهنگی و اعتقادی دفاع در مرکز توجه داستان نویسان بوده است. هدف نویسندگان این آثار تهییج و تقویت روح سلحشوری و ارتقا روحیه استقلال خواهی، انجام دادن رسالت عقیدتی و دفاع از ارزش های انقلابی و اسلامی است. در رویکرد جامعه محور به بازتاب مصائب جنگ و جنبه های منفی و تاثیر تخریب های آن بر زندگی مردم و جامعه پرداخته شده است. مسایل جانبی و اجتماعی جنگ و تصویر ویرانگرانه آن در این رویکرد بارزتر است و در آن اثر جنگ بر آن دسته از مردمان شهرها و روستاهایی که بنیاد خانواده و روابط اجتماعی شان دگرگون شده بررسی می شود. در رویکرد انتقاد محور نویسندگان به رد یا تشکیک در جنگ و انتقاد از آن می پردازند. نوع نگاه نویسندگان این رویکرد به جنگ بدبینانه است و اغلب به جنگ شهرها نظر دارند. در رویکرد انسان محور نیز توجه به ارزش های والای انسانی مطرح است و به انسان در جنگ و انسان برآمده از آن پرداخته می شود.
وطن دوستی در سروده های اخوان ثالث و ایلیا ابوماضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی ادبیات علوم ادبی سبک شناسی مفاهیم کلی سنتی سطح فکری
- حوزههای تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی معاصر شعر
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
- حوزههای تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم سیاسی
گذری بر ارزش ادبی نهج البلاغه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هر ملتی به طور حتم از لحاظ ادبی دارای آثاری است که به عنوان برگ زرینی در تاریخ آن ملت می درخشد و از افتخارات آنها محسوب می شود. ولی باید اذعان نمود که این شاهکارها از جنبه خاصی شاهکار محسوب می شوند، نه از همه ابعاد و جنبه ها. اما تامل در نهج البلاغه، گویای این حقیقت می باشد که سخنان علی (ع) محدود به زمینه خاصی نیست چرا که او انسان تکامل یافته ای در همه ابعاد وجود بشری است؛ شگفتی این مطلب زمانی دو چندان می شود که خالق این اثر نفیس، به ظاهر در هیچ کلاس درسی شرکت نداشته و از هیچ دانشمندی تلمذ ننموده است. در تایید این مطلب می توان به سخن ابن ابی الحدید اشاره کرد، که می نویسد:«فصاحت را ببین که چگونه زمام خود را به دست این مرد سپرده است ... سبحان الله! جوانی از عرب در شهری مانند مکه بزرگ می شود، با هیچ حکیمی برخورد نکرده است اما سخنانش در حکمت نظری بالا دست افلاطون و ارسطو قرار گرفته است؛ با اهل حکمت عملی شرکت نکرده اما از سقراط بالا رفته است ... » (شرح ابن ابی الحدید، ... ج 145:16). ولی در عمل زانوی ادب در محضر بزرگترین و حکیم ترین معلم بشریت زده تا آنجا که پیامبر گرامی (ص) او را دروازه شهر علم خود دانسته است و اینجاست که به فرموده امام خمینی (ره) باید با جرات و شهامت گفت: و ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه از امام معصوم ما است.
نکاتی در زیبایی شناختی و ویژگی های سبکی دوره مغول
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر حاوی تقریراتی از مرحوم استاد فروزانفر در سال تحصیلی 36-1335 شمسی در دانشگاه تهران است که به همت جناب آقای دکتر اسماعیل حاکمی نگارش و تنظیم شده و به لطف ایشان در اختیار پژوهشنامه فرهنگ و ادب قرار گرفته است. این یادداشت ها که پس از حدود پنجاه سال برای نخستین بار درج می گردد، شامل نکاتی در مورد تحول فکر و مضمون در دوره مغول و بازتاب آن در شعر و ...
ساعتی با مولف تذکره خیر البیان و کتاب احیاء الملوک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به معرفی ملک شاه حسین سیستانی و آثار او پرداخته است. ملک شاه حسین سیستانی یکی از شاهزادگان صفاری سیستان است که به گفته خود او نسبش به عمر و لیث صفاری می رسد. او در نیمه دوم سده دهم و نیمه اول قرن یازدهم می زیسته است. کتاب تذکره خیر البیان و کتاب احیاء الملوک دو اثر ارزنده به جا مانده از این شاهزاده سیستانی است. تذکره خیرالبیان تذکره ای است عمومی در شرح احوال ادیبان و شاعران از قدیم الایام تا زمان مولف. و ملک شاه حسین آن را در مقدمه و دو فصل و خاتمه و ختم خاتمه تالیف کرده است. بخش خاتمه آن به سبب احتوای بر شرح احوال معاصران مولف از اهمیت ویژه ای برخوردار است. و کتاب احیاء الملوک برای معرفی بزرگان تاریخ سیستان از قدیم ترین ازمنه تا زمان مولف است و در یک مقدمه و سه فصل و خاتمه تالیف شده است و بخش خاتمه آن به سبب حضور مولف در جریان حوادث و وقایع از ارزش بیشتری برخوردار است. در خاتمه مقاله مثنوی های مولف و دیوان او معرفی می شود.
بررسی تبادل معنا در کتاب های درسی علوم انسانی: در چارچوب دستور نظام مند نقش گرای هلیدی از منظر فرانقش بینافردی (رویکردی نقشگرا)
حوزههای تخصصی:
هلیدی در دستور نقش گرای نظام مند خود بر این باور است که هدف اصلی زبان انتقال معناست و به همین منظور گویشوران برای تبادل معنا متن را می سازند، یعنی در تعامل؛ تبادل اصوات، کلمات یا جملات مد نظر نیست بلکه آنچه اهمیت دارد رد و بدل کردن معنا است. هدف از تدوین این مقاله بررسی کتاب های درسی علوم انسانی سازمان سمت در چارچوب دستور نظام مند هلیدی و به طور خاص فرانقش بینا فردی است. روشی که در این تحقیق به کار گرفته شد توصیفی- تحلیلی است. نتیجه بدست آمده بیانگر آن است که نویسنده با استفاده از جملات خبری در بسامد بسیار بالا صرفاً به ارائه اطلاعات پرداخته و این امر موجب می شود تعامل دو سویه رخ ندهد و نویسنده به هدف خود که همانا انتقال مفاهیم به طرف مقابل است نرسد.
تحلیل متون داستانی کودک با رویکردِ شعرشناسی شناختی
حوزههای تخصصی:
یکی از میان رشته هایی که امروزه دستاوردهای زبان شناسیِ شناختی را به کار می گیرد مطالعات ادبی با رویکردِ شناختی است که اصطلاحاً به آن شعرشناسیِ شناختی گفته می شود. شعرشناسیِ شناختی به رابطهٔ ذهن انسان با متون ادبی می پردازد. در این رویکرد، نظام ادبیات جدا از نظام زبان نیست و درک زبانِ ادبیات بر پایهٔ دانش ما از دنیای اطراف صورت می گیرد. رویکرد شناختی به ادبیات چگونگی درک رویدادها را به وسیلة آنچه در این رویکرد اصطلاحاً ذهنِ ادبی نامیده می شود بررسی می کند. در میان رویکردهای موجود نسبت به تحلیل آثار ادبی، جدیدترین دیدگاه برای تحلیل ادبیات از منظر زبان شناسی، همین رویکرد شعرشناسی شناختی است. در تحقیق حاضر سعی بر آن است تا با استفاده از نظریهٔ ذهن ادبی و قصه مدارِ ترنر (M.Turner 1996) مفهوم فرافکنی قصه مدار توضیح و به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه ذهن انسان با متون ادبی رابطه برقرار می کند. تأکید بر پیوند ذهن و زبان در نگرش زبان شناسی شناختی مؤید این نکته است که بهترین نمونه ها برای تحلیل های شناختی از مراحل اولیهٔ رشد زبانی به دست می آید. تحلیل متون ادبیات کودک می تواند شواهد با ارزشی برای شعرشناسی شناختی به دست دهد. بر این اساس، در پژوهش حاضر، دو داستان کودک از کتاب های برگزیده انتخاب و بررسی شد. تحلیل داده ها در مورد فرافکنی دانش طرحواره ای حاکی از این امر است که بازنمود این سازه ها در متون داستانی کودک در ایران موفق نبوده است اما، در مورد واحدهای هم حوزه، نتایج تحلیل با فرضیهٔ تحقیق هم سویی نشان می دهد.
نصاب الصبیان
منبع:
الفبا سال ۱۳۵۶ جلد ششم
حوزههای تخصصی:
ضرورت تصحیح دوبارة کیمیای سعادت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیمیای سعادت مهمترین اثر فارسی ابوحامد محمّد غزالی است که در ایران دو بار تصحیح و منتشر شده است: بار نخست در سال 1319 به اهتمام احمد آرام و بار دوم در سال 1361 به کوشش حسین خدیوجم که پیشتر هم در سال 1354 نیمة نخست کتاب را به چاپ رسانده بود. این مقاله بر آن است تا با بررسی این دو چاپ، بویژه تصحیح خدیوجم و مقایسة آنها با نسخ کهن کتاب، کاستیها و اشکالات این دو تصحیح را نشان دهد و ضرورت تصحیح دوبارة کیمیا را گوشزد نماید. در این راستا افزون بر نسخ اصلی مورد استفادة خدیوجم، از نسخة موزة ملک (مورّخ 605 ق.)، دو دستنویس موزة بریتانیا (مورّخ 644 ق. و 672 ق.) و نسخة نویافتة اوپسالا (مورّخ 614 ق.) بهره برده و نشان داده ایم که معرفی نکردن کامل نسخه ها، انتخاب نابجای نسخه / نسخ اساس، نامعلوم بودن شیوة تصحیح و انتقادی نبودن آن، افتادگیها، افزوده های بی پشتوانه و برخی اشتباهات فاحش در تصحیح واژه های غریب و نادر، مهمترین اشکالات این دو چاپ – بویژه چاپ خدیوجم – بوده است. این اشکالات به حدی است که گاه معنی و مفهوم عبارات دگرگون شده و به کلی با آنچه مؤلف در صدد بیان آن بوده، اختلاف پیدا کرده است.
بررسی و تحلیل وجه التزامی در دستور زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تکامل یک تصویر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایده اصلی این مقاله نشان دادن سیر تحول تصویرهای شعری از سادگی به سوی اغراق است. نگارنده با استناد به منابع کهن، تصرف ذهن جامعه در شعر معروف سعدی "بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران / کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران" را به بحث گذاشته و روند تحول یک تصویر شعری را در گذر تاریخ نشان می دهد. نخستین تجربه ذهن جامعه ایرانی در مورد "فریاد از جدایی" در ضرب المثلی بسیار کهن (شاید از عهد ساسانی) در تصویر دریدن کرباس تجسم یافته است. این تصویر در متون ادبی و شعری قرن چهارم ثبت شده است. سال ها بعد شاعران مفهوم فریاد از جدایی را با تصویر شکستن چوب بیان کرده اند. نوبت به سعدی که می رسد، تصویر اغراق آمیز شده و با ناله سنگ تجسم می یابد.
تشبیه تمثیل و استعاره تمثیلیه در کتب بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات اصلی بلاغت، استعاره است؛ مبحثی که همیشه ذهن بلاغیون را به خود معطوف کرده و محققان این حوزه به پژوهش در جوانب آن پرداخته اند. این روند در روزگار ما پویاتر شده و پژوهشگران از چشم اندازهای متفاوتی بدان توجه کرده اند. پژوهش در جوانب استعاره نشان می دهد محققان اضلاع آن را گاه با دیگر مباحث بلاغی در هم آمیخته اند و گروهی نیز بی توجه به موضوع، نظر دیگران را تکرار کرده اند. ازجمله مباحثی که در این حوزه با دیگر موضوعات درآمیخته، استعاره تمثیلیه است. در بسیاری از کتب بلاغی این مبحث را با تشبیه تمثیل آمیخته و حتی یکی دانسته اند. در این پژوهش ضمن تبیین تمثیل، تشبیه تمثیل و استعاره تمثیلیه، به نقد، بررسی و تحلیل این دو موضوع در کتب بلاغی پرداخته ایم و نشان داده ایم که هرچند این دو حوزه ممکن است در مؤلفه هایی با هم اشتراک داشته باشند، برخلاف تصور برخی از پژوهشگران بلاغی، این دو قلمرو کاملاً از یکدیگر مجزا هستند.
مدرنیسم در سینمای محسن مخملباف
حوزههای تخصصی:
مجموعه آثارِ محسن مخملباف مشتمل بر رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، مقاله و فیلمنامه های کوتاه و بلند است. مخملباف در توضیح سابقه سینمایی خود تأکید می کند که فیلم هایش به چهار دوره مختلف تعلق دارند (منصوری،1377: 151): دوره اول شامل فیلم های «توبه نصوح»، «دو چشم بی سو»، «استعاذه و بایکوت» است؛ این فیلم ها بیش از هر چیز بیان کننده دغدغه های سیاسی یا دینی مخملباف هستند. دوره دوم شامل فیلم هایی مانند «دستفروش» (1367)، «بای سیکل ران» (1369) و «عروسی خوبان» (1369) می شود؛ دوره سوم نوبت عاشقی (1370)، «شب های زاینده رود» (1370)، «ناصرالدین شاه آکتور سینما» (1371)، «هنرپیشه» (1372)، « سلام سینما» (1374)، و «نون و گلدون» (1375) است و دوره چهارم، دوره فیلم هایی است که صبغه سوررئالیستی دارند؛ مثل «گبه» (1375).1
به نظر می رسد مخملباف در نیمه اول دهه 1360 اصول سینمایی پیشینش را کنار می گذارد و شروع به ساخت فیلم هایی می کند که با آثارِ اولیه اش تفاوتِ بسیار دارند. «دستفروش» -که نقطه عطفی در کارنامه سینمایی مخملباف محسوب می شود- تحسین منتقدان بین المللی را برانگیخت و پس از آن، «بای سیکل ران» و «عروسی خوبان» ابعاد تازه ای به سینمای مخملباف بخشیدند. می توان استدلال کرد که مخملباف در «دستفروش» و فیلم های بعدی اش، برخلاف نخستین فیلم هایش، دیدگاهی مدرن (هم از حیثِ مضامین و هم از حیثِ فنون) اتخاذ کرد. در این مقاله قصد داریم با رویکردی ادبی به بررسی ویژگی های مدرنیستیِ فیلم «دستفروش» بپردازیم.
پارادوکس تکبر و تواضع در شعر و شخصیت خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاقانی یکی از شگفت ترین شاعران روزگاران است و آثار بازمانده از او بویژه دیوان پر برگ و بارش یکی از ارجمندترین میراث های ادبی و فرهنگی زبان فارسی است. از نگاه شخصیتی نیز شخصیتی شگفت و پارادوکسیکال دارد و آشکارترین نشانة شخصیت پارادوکسیکال او که در دیوانش نیز بازتاب بسیار دارد، از یک سو مفاخره های فزون و فراوان اوست که نشان از شخصیتی خودبین و خودفروش دارد که خود را از همگان برتر می شمارد و از همین روی دیگران را به چیزی نمی گیرد و چه بسا زبان به هجو و نکوهش دیگران حتی نزدیکان خود می گشاید و از دیگرسو، خاکساری ها و خود کم بینی های بسیار او در برابر ارباب زر و زور است که نشان از شخصیتی خود کم بین و گرفتار عقدة حقارت دارد که خویش را بسیار ارزان می فروشد و گاه خود را از سگ نیز کم تر می شمارد. در این مقاله این ویژگی شخصیتی و شعری خاقانی، ریشه های روانی آن و مسائل مربوط به آن بررسی می شود گویا خاقانی از این ویژگی منشی خویش ناخرسند بوده و در رنج بوده است و از همین روی بارها از ستایش و کوبیدن در این و آن بیزاری جسته است و چه بسا همین بی زاری، گونه ای تحول شخصیتی در او پدید آورده است.