فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۶۴۱ تا ۵٬۶۶۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
گلستان و نوجوانان بررسی و تحلیل الگوهای بازنویسی حکایات گلستان برای نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
موج سخن در غزل سعدی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با تکیه بر این نکته که سخن با گوینده اش شباهت دارد و به اعتباری عین گوینده آن است؛ نویسنده زیبایی پاره ای از سخنان را به پیرایه های آن هم چون صنایع بدیعی و لفظی آن نسبت داده و پاره ای دیگر را بی هیچ پیرایه ای زیبا دانسته و زیبایی آن ها را ذاتی می داند. و براساس رابطه لفظ و معنا در کلام سعدی؛ به اثبات این امر می پردازد و معتقد است که موج سخن سعدی در برگیرنده دو مسیر محوری: نخست سیر باطنی در جغرافیای ملکوتی وجود و دوم آینه داری در پیشگاه ذوق و لذت های روحانی است.
«شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد»
حوزههای تخصصی:
ارداویراف نامه (3)
منبع:
مهرسال سوم ۱۳۱۴ شماره ۳
عبوس زهد به وجه خمار ننشیند
منبع:
حافظ آبان ۱۳۸۵ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
معرفی کتاب: اسطوره متن هویت ساز ( مجموعه مقالات فردوسی شناسی )
حوزههای تخصصی:
ریشه تاریخی امثال و حکم
ادبیات فارسی در مجارستان
حوزههای تخصصی:
گلستان؛ پیوند حکمت و ادب
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی شعر کودک در هوپ هوپ نامه ی علی اکبر صابر و دیوان نسیم شمال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسیم شمال و علی اکبر صابر از نخستین کسانی هستند که برای کودکان به زبان کودکانه شعر سروده اند. در کلّیات نسیم شمال سی و سه شعر، و در هوپ هوپ نامه بیست و سه شعر به شعر کودک اختصاص یافته است. زبان شعر هر دو شاعر ساده، عاری از آرایه ها و متناسب با فهم کودکان است. هر دو شاعر از قالب مثنوی استفاده کرده اند. شعر هر دو شاعر حالت روایی دارد که غالباً حیوانات، قهرمان و ضدّ قهرمان قصّه ها هستند. این امر سبب عینی سازی مباحث ذهنی شده است. بسامد تشخیص و فابل در شعر نسیم شمال بیشتر از شعر صابر است ولی تعداد نمادهای آنان برابر و گاهی مشترک است. نسیم شمال اغلب به طور مستتقیم به ذکر پیام و پند و اندرز پرداخته ولی صابر غالباً به طور غیرمستقیم پیام قصّه را ارائه کرده است.
گوته و حافظ
پیوند بزرگان و پهلوانان در شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
دیباچه خمسه محیره
تحلیل تطبیقی مقوله عشق در داستان ضیافت افلاطون و داستان پادشاه و کنیزک مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه عشق و مفهوم آن، نه به عنوان یک مفهوم فلسفی، ادبی یا اجتماعی، بلکه به عنوان یک مفهوم چند بعدی، ابعاد مختلف زندگی بشر، از ماجرای رازناک آفرینش تا زندگی در دنیای ماشین زده امروز را دربرگرفته است و اندیشه دانشوران اقوام مختلف، از افلاطون و ابن سینا گرفته تا سیمون دِ بوار و استرنبرگ را درنوردیده است. همین است که ما عشق را، مقوله ای برانگیزنده می شناسیم که در لایه های مختلف زندگی بشر شورآفرینی کرده و در بالاترین سطح تجربه ذهنی بشر رخ نموده و جلوه گری کرده است. از جمله آثاری که مفهوم عشق در آن ها جلوه ویژه ای یافته است می توان به ضیافت افلاطون و داستان پادشاه و کنیزک مولانا اشاره کرد. هر یک از این دو اثر به گونه ای به دگردیسی مفهوم عشق و انواع آن پرداخته اند. این جستار، با تکیه بر ارتباط حکمت و فلسفه، به بررسی حقیقت عشق، انواع عشق و کارکردها و ضرورت های آن در این دو اثر پرداخته و به نتایجی دست یافته است که مهمترین آن عبارتند از: - عشق در اندیشه افلاطون و مولانا، دارای یک سیر تکاملی است. - اساس نگرش افلاطون و مولانا به مقوله عشق فلسفی است. آنان بر پایه همین نگاه، چیستی و ماهیّت عشق را مورد بررسی قرار داده و آنگاه به دسته بندی عشق بر اساس کیفیّت آن دست یافته اند. - در نگرشی حکمی به عشق، بین نوع متعالی و فرودست آن رابطه ای معنادار وجود دارد.