شناسایی حجاب های سلوک و راه های گذر از آنها، از مباحث مهم عرفان عملی است که عارفان در سیر و سلوک، بسیار به آن توجه داشته اند. حجاب های عرفانی از موضوعات اساسی مدّنظر ابوعبدالله نفّری، عارف شیعی قرن چهارم است؛ در آیات قرآن کریم و روایات امامان نیز در این باره نکاتی مطرح شده است. نفّری در المواقف و المخاطبات، ضمن تمرکز بر حجاب و انواع آن، دیدگاه های ویژه ای را بیان می کند که برخی از آنها برای نخستین بار مطرح می شود.
در این مقاله با تمرکز بر المواقف و المخاطبات و جستجو در دیگر متون عرفانی، ضمن بیان نظریه های متقدمین صوفیه و عرفا، دیدگاه های نفّری دربارة انواع حجاب و مهم ترین آنها، علل ایجاد کنندة آنها و درنهایت رفع حجاب، بررسی می شود. این مقاله با توجه به نگارش و سبک متفاوت نفّری نسبت به سایر عرفای مسلمان، جایگاه حجاب های سلوک را از دیدگاه او تبیین می کند. او مفاهیم و تقسیم بندی های متفاوتی در این باره مطرح کرده است؛ برخی از این حجاب ها ابداع اوست؛ نفّری به بعضی از حجاب ها اولویت و اهمیت بیشتری می دهد و ازآراء رایج در این باره نیز بهره می برد. در مقالة حاضر با توضیح و تشریح متن نمادین و دشوار المواقف و المخاطبات، دیدگاه های نفّری دربارة حجاب های عرفانی تبیین می شود.
هدف از این پژوهش بررسی رمان لالایی برای دختر مرده اثر حمیدرضا شاه آبادی از نظر گفت-وگومندی و چندصدایی، با توجه به نظریه ی رمان میخاییل بختین است. پژوهشگر کوشیده است با تحلیل محتوا به شیوه ی تأملی و در پیش گرفتن رویکردی توصیفی-تفسیری، شیوه ها و عناصری که این اثر را گفتگومند و چندصدا می سازد بیابد. بختین رمان را گونه ای ادبی با ویژگی چندصدایی، متوجه دگربودگی و نقطه ی مقابل قطعیت پذیری می داند. او معتقد است صداهای مختلف موجود در گفتمان رمان، که ارزش ها و گرایش های مختلفی را با خود دارند، و از این جهت آشتی ناپذیر هستند، مانع از گره گشایی نهایی می شوند و پایانی باز را در رمان باعث می شوند. وجود حلقه ی راویان، تغییر زمان -مکان، پرداختن به دختران از سوی مولف مرد، پایان باز، پیش کشیدن موضوع های اجتماعی که کمتر بدان پرداخته شده و مکان رخ دادن حوادث، که درحاشیه ی شهر قراردارد، از جمله مواردی است که لالایی برای دختر مرده را گفت وگومند، چندصدایی و متوجه دگربودگی ساخته است. از طرفی شیوه ی ناخطی و تمرکززدای روایت و تغییر چندباره ی راوی ، در کنار ساختار نه چندان پیچیده ی این رمان باعث تمرکززدایی و رشد ذهنی مخاطب نوجوان می شود. از این جهت لالایی برای دختر مرده را می توان نمونه ی مناسبی از رمان نوجوان و تجربه ای متفاوت دانست که می تواند زمینه ساز ارتقای حس زیبایی شناسی مخاطب شود و آمادگی او را برای متن هایی با ساختار پیچیده تر فراهم سازد.
هدف این مقاله تحلیل جامع تأمّلات مرگ اندیشانه در آثار سنایی است. مرگ، یکی از اندیشه های کلان و مهمّ در آثار سنایی است و او به پدیده مرگ از زاویه ها و چشم اندازهای گوناگون نگریسته و آن را به شیواترین و نغزترین بیان تصویر نموده است. این چشم اندازهای متنوّع را می توان حاصل ساحت های اندیشگی(حکیمانه، زاهدانه و عارفانه) و نیز نوعی نسبی نگری هستی شناسانه سنایی قلمداد کرد که نشان می دهد او در هر سه ساحت وجودی، تجربه و تأمّلات شگرف و نغزی دارد.
این نوشته کوششى است در نقد و بررسى یکى از حکایات مثنوى مولوى که به نظر نگارنده، شارحان مثنوى، در شرح جزئیات آن، تو جه کافى نداشته اند. مخاطب در این مقال با معنای پیش نهادى نگارنده، در خصوص یک واژه، آشنا مى شو د. در صو رت پذ یرش استدلال هاى مو جو د، چشم ا نداز تازه اى، در حو زه ى مثنوى پژوهى، باز مى گردد که در تفسیر دیگر حکایات مثنوى بى تأثیر نخواهد بود. واژه ى مذکور "کل " است که در بیت زیر آمده است: دید پر روغن دکان و جاش چرب بر سرش زد گشت طوطى کل ز ضرب شارحان مثنوى، واژه فوق را به معنى "کچل " گرفته اند، اما نگارنده در کوششى که در این گزارش به عمل آورده، به این نتیجه رسیده که کل در بیت یاد شده به معناى گنگى و ناتوانى ازگفتار است. این نتیجه در یک فرایند عقلى و نقلى حاصل گشته است.
هنر بیان رندانه ی حافظ شعر او را تأویل پذیرساخته است. یکی از شگردهای خواجه پنهان سازی معانی متعدد در پس باورهای رایج و مسلم خواننده است. در این نوشته، با تکیه بر بیت زیر برای اثبات این فرض تلاش شده است اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک (حافظ، 1372: 231) هم نشینی واژه های «شراب» و «گناه»، بسرعت ذهن خواننده را به گناه شرابخواری متمایل می کند. اما به نظر می رسد ابهام آفرینی خواجه در مقصود از «آن گناه» و امکان ارجاع «آن گناه» به گناهی غیر از شرابخواری، موجب شده است که بیت متضمن دو معنی دیگر نیز باشد. همه ی شارحان مقصود از «آن گناه» را گناه شرابخواری دانسته اند. اما اگر مقصود از «آن گناه» را نه «شراب خواری» بلکه «شراب ریزی» بدانیم، مفهوم تازه ای از بیت دریافت خواهد شد. بر این اساس می توان گفت شراب عنصر عزیزی است که هدر دادن یک قطره از آن هم گناهی بزرگ به حساب می آید، لیکن چون در سنت جرعه ریزی، از آن گناه (یعنی ریختن یک قطره شراب بر خاک) نفعی به اموات می رسد، از گناه شراب ریزی - نه شراب خواری- باکی نیست. معنای سوم، مبتنی بر رمزگشایی از واژگان بیت بر اساس سابقه ی رمزی آن ها در متون عرفانی متقدم است. با رمزگشایی واژه های «شراب»، «ساقی»، «جرعه» و«خاک» می توان بیت را بیان نمادین واقعه ی افاضه ی روح به خاک آدم (ع) یا اعطای عشق به او از جانب ساقی ازل و ماجرای اعتراض فرشتگان به آفرینش و گناه آدم (ع) دانست. در این معنی مقصود از «آن گناه»، گناه آدم (ع) خواهد بود. فرض این مقاله آن است که حافظ همزمان هر سه معنی را در نظر داشته است.
کهن نمونه ها، با تصویرهای کهن نمونه ای مانند کوه و اعداد و درون مایه های کهن نمونه ای چونان آفرینش و مرگ همسان نیست و به گمان نهان پژوه سوئیسی، کارل گوستاو یونگ، کهن نمونه ها، سازندة نمایه ها و درون مایه های کهن نمونه ای است. پنج کهن نمونة «خود»، «سایه»، «نرینه روان (= آنیموس)»، «مادینه روان (= آنیما)» و «نقاب» از کهن نمونه های برجسته و بُنیادین یونگ است که کارکرد آنها در دبستان نقد اسطوره شناختی ژرفا برای گزارش و رمزگشایی اسطوره و حماسه های اسطوره ای، بُنیادین و بی بَدیل می نماید. در کتاب های نقد ادبی، این کهن نمونه ها در زیر دبستان های نقد اسطوره شناختی و روان شناختی می آید و در اندازة تعریف، پایان می یابد و هیچ گونه تحلیل و کارکردی از آنها در نقدهای اسطوره شناختی به دست داده نمی شود. ما، در این جُستار برای نخستین بار یکی از این کهن نمونه ها، نامزد به مادینه روان را می گزاریم و کارکرد آن را در حماسه های اسطوره ای، فرارویِ منتقدان ادبی می نهیم و به رمزگشایی های نوی در حماسه های اسطوره ای، چونان شاهنامه دست می¬یابیم.
در پایان، آنچه بایستة گفت می نماید آنست که گزارش و تحلیل ما از کهن نمونة مادینه¬روان، بی پیشینه و نوآیین است.
نظامی شاعری طرفه کار و پیشرو است. ابتکار و خلاقیت شاعری نظامی در بسیاری از عرصه های زبانی و ادبی، شگفت و جریان ساز است.یکی از بدایع نظامی در گستره تحمیدیه سرایی، صدر نشانی کلام گرامی «بسم اله الرحمن الرحیم» در آغاز منظومه گران سنگ مخزن الاسرار است.طبعا این ابتکار نظامی نیز مورد توجه برخی از مقلدان و شاعران پس از وی بوده است.این نوشته، به طرح نخستین بیت مخزن الاسرار و تاثیر شگفت و پردامنه آن بر شاعران پس از نظامی پرداخته است.