فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۲۱ تا ۳٬۲۴۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
مقایسه «شیرین و خسرو» روح الامین شهرستانی اصفهانی با «خسرو و شیرین» نظامی
حوزههای تخصصی:
روح الامین شهرستانی اصفهانی مشهور به میرجمله درسال 981 ه جری
در«شهرستان» از توابع اصفهان
به دنیا آمد و در سال 1047هجری در اثر بیماری لقوه و فالج در دهلی چشم از جهان
فروبست. وی با وجود شغل وزارت یکی از شاعران پرکار زمان خویش است. وی به تقلید از
نظامی، خمسه ای سروده است. شعرهای او قریب به سی هزار بیت است. شیوه او در شاعری
همان است که کلیم در مدحش گفته: «خلعت الفاظ بر قد
معانی دوخته». مقایسه نظیره ها با اصل اثر می تواند در شناخت اثر ادبی و
دلایل ماندگاری و موفقیت آن راهگشا باشد. در این مقاله، با مقایسه محتوایی و
ساختاری- زبانی منظومه شیرین و خسرو روح الامین با خسرو و شیرین نظامی، تفاوت ها و
شباهت های دو منظومه بررسی شده است. در بخش هایی از داستان که به
تقلید از نظامی سروده شده، در شیوه بیان متفاوت است. بسیاری از الفاظ و ترکیبات و
تعبیرات نظامی در شعر او با قالب تازه ارائه شده اند که نسبت به اصل خود در جایگاه
نازل تری قرار می گیرند. این تغییر و تفاوت اغلب در محور جانشینی و همنشینی رخ می دهد. روح الامین
کمتر به نوجویی در ترکیبات و تعبیرات و الفاظ گرایش دارد و همت خود را بیشتر صرف
تغییر روایت و حوادث داستان می کند.
کشمیر و زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشمیر ، قسمتی از ایالت جامو وکشمیر هند، همواره یادآور دیاری افسانه ای و سرسبز با
جلوه هایی از زیبایی های شگرف است که مکان های تاریخی و مناظر طبیعی، جاذبه ی خاصی به آن بخشیده است. اشتراکات فراوان آب و هوایی، طبیعی و فرهنگی کشمیر و ایران سبب شده که کشمیر را« ایران صغیر» بنامند.زبان فارسی که زیرشاخه ای از زبان های هند و ایرانی است با زبان های شبه قاره، پیوندی دیرینه دارد؛ اما در واقع توسعه و نفوذ این زبان در هند، مدیون عرفا و مبلغان بزرگ اسلامی است که بیشترین سهم را در ترویج و گسترش اسلام در شبه قاره داشته اند. گروهی از این مبلغان که شاعرانی فارسی زبان بودند، پس از مهاجرت به کشمیر با نشر علوم، ادبیات و فرهنگ ایران، بستری مناسب را برای گسترش زبان و ادب فارسی در این سرزمین مهیا نمودند.
این قلم بر آن است تا ضمن معرفی اجمالی سرزمین کشمیر، به ارتباط کشمیر با زبان فارسی و شاعران فارسی گوی آن بپردازد و زوایای پیدا و پنهان نفوذ زبان فارسی را در این سرزمین جستجو نماید. روش تحقیق کتابخانه ای است.
کشف قدیمی ترین نسخه ی دیوان حافظ توسط دکتر علی فردوسی
حوزههای تخصصی:
دیدگاه نسفی درباره سلوک عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیر و سلوک را می توان مهمترین رکن عرفان و وجه ممیزه آن از دیگر نظامهای معرفتی دانست. بر این اساس این موضوع همواره در کانون توجه اهل عرفان و تصوف قرار داشته است و به همین دلیل بخش معظمی از متون عرفانی به تبیین چگونگی سیر و سلوک اختصاص یافته است. وجود طرحهای متنوع و متعدد در باب مراحل و منازل سلوک نشان دهنده وجود سنتها، مشربها، نظامهای تربیتی و تجارب عرفانی گوناگون در عرفان اسلامی است بنابراین بررسی و تحلیل مبانی نظری و بنیانهای فکری عرفا درباره سیر استکمالی نقش بسیار مهمی در شناخت موضوعات مذکور دارد. عزیزبن محمد نسفی به عنوان عارفی مبتکر و نوآور در باب موضوعات خداشناختی، هستی شناختی و انسان شناختی، دیدگاههای مهمی درباره سیر و سلوک بیان کرده است. این مقاله، دیدگاههای مذکور را بررسی و تحلیل کرده و از خلال آنها بنیانهای فکری نسفی در باب سیر استکمالی را تبیین ساخته است. گرچه نسفی طرحهای متعددی از سلوک به دست داده است امّا بنیان همه این طرحها بر دو رکن استوار است: 1. توجه به درون سالک؛ 2. توجه به بیرون سالک. علاوه بر آن در طرحهایی که وی ارائه کرده است «به فعل رساندن بالقوه ها» برای رسیدن به کمال اهمیت ویژه ای دارد.
چیستی و اقسام مرگ از منظر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چیستی و اقسام مرگ از منظر عطار
علی محمد ساجدی* محبوبه جباره ناصرو**
دانشگاه شیراز دانشگاه قم
چکیده
مرگ از جمله رویدادهای رازآلود بشر از آغاز آفرینش بوده است. از آن جا که بشر همیشه خود را با این پدیده مواجه دیده و از آن گریزان و ترسان بوده، دغدغه ای همیشگی برای شناختن و شناساندن آن داشته است. بررسی اندیشه ی مرگ از دیدگاه عطار، عارف توانمند قرن ششم هجری، توجه به این دغدغه ی مشترک بشری است. مرور و تأمل بر کاربردهای واژه ی مرگ و مترادف های آن در آثار عطار، نشان می دهد که عطار به مرگ، بینشی چند جانبه دارد و هرگز در پی محدود کردن آن به معنایی خاص برنیامده؛ بلکه به فراخور موقعیت، هربار به یکی از معانی و جوانب آن پرداخته است؛ از این رو با توسعه در معنای مرگ، دو نوع مرگ را مطرح می کند: مرگ طبیعی و مرگ ارادی (عارفانه ی عاشقانه). برجسته ترین معنایی که عطار در آثار خویش برای مرگ آورده است، معنای اخیر است که در مقابل آن علاوه بر جسم و جان، بهشت نیز رنگ می بازد و حجاب راه به حساب می آید. از سوی دیگر، وی مرگ را امری همگانی و یک سان برای تمام موجودات عالم هستی می داند و همین به رخ کشیدن حادثه ای است که همواره بر آدمی فاتح و غالب است و مانند سدّی عظیم و حادثه ای گریزناپذیر در برابر خواسته های بی پایان آدمی رخ می نماید. از این رو بشر نه تنها نمی تواند هیچ تدبیری در مواجهه با آن بیندیشد؛ بلکه حتی هیچ علم و آگاهی نیز در این باره ندارد و تنها راه درمان این درد، تسلیم و خموشی است. از طرف دیگر؛ دنیا کاروان سرایی است که بشر مدتی محدود در آن زندگی می کند و سپس آن را در اختیار دیگران قرار می دهد. پس بشر باید بیدار بماند و آماده ی شنیدن آوای درای کاروان باشد.
واژه های کلیدی: مرگ، عطار، عارف، ناپایداری، دنیا، زندگی، آخرت.
جست و جوی رگه هایی از شاهنامه فردوسی در شعر دو تن از شاعران مقاومت افغانستان: محمّدکاظم کاظمی و عبدالسّمیع حامد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر مقاومت، بخش بزرگی از ادبیّات معاصر افغانستان را می سازد. این گونه از شعر در جریان سال های 1357 تا 1380 خورشیدی در برابر نظام دست نشانده شوروی (سابق) در افغانستان و تهاجم ارتش سرخ به آن کشور و نیز در برابر جنگ های داخلی و نظام طالبان در داخل و خارج افغانستان پدید آمده است که نه تنها در ادبیّات این کشور بلکه در ادبیّات معاصر فارسی در سطح منطقه نیز درخور اعتنا و بررسی است.
پژوهش حاضر بر آن است که به بررسی تأثیر شاهنامه فردوسی بر شعر مقاومت محمّدکاظم کاظمی و عبدالسّمیع حامد، دو تن از شاعران افغانستان بپردازد و جلوه های گوناگون این اثرگذاری را در آثار آنان نشان بدهد.
روش ویژه پژوهش، تحلیلی توصیفی است که با تحلیل شواهد درون متنی و مراجعه به منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که شاهنامه فردوسی در دو بُعد «آرمانی» میهن دوستی و آزادی خواهی و بیدادستیزی و «واژگانی» کاربرد نمادهای اسطوره ای، نام های جنگ افزارها و واژه های دیگر و تلمیحات و اشارات به داستان ها و شخصیّت های شاهنامه بر شعر شاعران یادشده تأثیرگذاشته و از این نگاه، شعر آنان در پرورش خودشناسی و خودآگاهی ملّی و تقویّت روحیّه حماسی رزمندگان بسیار مؤثر بوده است.
دانشنامه سعدی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به معرفی دانشنامه سعدی و ضرورت تدوین آن میپردازد و در ابتدا به پیشینه تحقیق و ضرورت تدوین دانشنامه سعدی اشاره کرده و پس ازتقسیم دورههای مختلف سعدی پژوهی به نام های: 1- دوره تکوین؛ 2- دوره تدوین؛ 3- دوره تصحیح؛ 4- دوره تکامل، توضیحاتی در هر مورد ارائه نموده و سپس در مورد مدخل های دانشنامه مطالبی بیان می نمایند.
نظر ادبای تازی درباره سیبویه پارسی
حوزههای تخصصی:
قواعد زبان عربی تا قرن دوم هجری از یک انسجام و انضباط بهره نمی برد و از نضج و بلوغ کاملی برخوردار نبود تا اینکه دانشمندانی چون ابن جنّی‘حمّادبن سلمه‘خلیل بن احمد فراهیدی وسیبویه آمدند و به آن سرو سامان بخشیدند.به جرآت می توان گفت که تا از پیش سیبویه کسی نبود که قواعد زبان عربی را مورد بررسی قرار داده و آن را در چهارچوب معینی به شکل جامع و کامل بیان کند و درآن دسته بندی و ترتیب منظمی ایجاد نماید.در واقع تا عصر سیبویه زبان عربی خام بود و پس از سیبویه و با دانش او بود که به نضج و بلوغ کاملی رسید.مادر این مقاله می خواهیم از دریچه های گوناگون سیبویه و کتابش را با توجه به نظرات ادیبان گذشته وحاضر در جهان ادبیات عرب مورد بحث و کنکاش قرار دهیم.
از عقل ناصر خسرو تا عقل ابو العلاء پژوهشی تطبیقی در حوزه موضوعات و مضامین(مقاله علمی وزارت علوم)
نمادهای اسطوره ای در سایه نور عرفانی در هفت پیکر نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هفت پیکر متنی سرشار از آموزه ها، اسطوره ها، آیین ها و حکمت های کهن است؛ حکمت هایی که در پوشش رمز و نماد، معنایی روحانی برای عروج انسان و ناشناختگی مرگ در خود دارند. در این جستار، نمادهای این اثر به لحاظ اسطوره ای یا عرفانی بودن بررسی می شوند. این نمادها نشانه هایی از دوران تکامل اسطوره و حضور آن در حماسه های عرفانی هستند؛ همچنین شخصیت بهرام از این منظر تحلیل می شود. این شخصیت پیش از هفت داستان میانی، از چند راهنمای بیرونی و درونی یاری می گیرد تا پذیرای آزمون خودشناسی (غار نخست) شود و پس از گذر از پوشش نور نادیدنی (گنبدهای میانی) با عروج به گنبد هشتم (غار پایانی) با طیف نوری ""نورٌ علی نور"" به جاودانگی روحی برسد.
جسم و جان در مثنوی مولانا
حوزههای تخصصی:
جهان تازه استقلال یافته کودکان: جستاری در انسان شناسی ادبیات کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمایز مهم ترین مؤلفه ی مدرنیته است که بزرگان علوم اجتماعی از امیل دورکیم گرفته تا پییر بوردیو بر آن تأکید کرده اند. بر مبنای این رویکردهای نظری می توان جهان کودکان را با توجه به تأخر تکوین عینی و ذهنی آن به منزله ی یک میدان اجتماعی متمایز به شمار آورد. بر این اساس میدان کودکی سرزمین تازه استقلال یافته ای است که متأسفانه میدان های اجتماعی دیگر، به ویژه سرزمین بزرگ سالی به قلمرو آن تعرض می کنند و می کوشند آن را تحت الحمایه ی خود قرار دهند. برای ممانعت از این واقعه باید نسبت به قانون اساسی سرزمین کودکی و قواعد عملکرد این میدان آگاهی یافت. انسان شناسی کودکی یکی از مهم ترین رشته هایی است که می تواند به شناخت این قواعد راهنما یاری دهد تا در پرتو آن ها منطق متفاوت کنش کودکان بهتر دریافت شود. شاید مهم ترین قاعده ی این سرزمین، تمایزنایافتگی آن باشد به گونه ای که جلوه هایش را در تمایزنایافتگی جنسیتی، طبقاتی، قومیتی، ملیتی و حتی زیبایی شناختی می توان مشاهده کرد. همه ی این تمایزات در یک کلام، حاصل اجتماعی شدن کودکان است که با سرپرستی بزرگ سالان و آموزه های آن ها تحقق می یابد و گرنه در بازی آزادانه ی کودکان با هم، نشانی از این تمایزات دیده نمی شود. ادبیات کودک یکی از شاه راه های مهم اجتماعی کردن کودکان به شمار می رود که متأسفانه به دلیل بی خبری نویسندگان بزرگسال از قواعد عمل در جهان کودکی، به ابزار نرم سرکوب کودکان تبدیل شده است. در این جستار می کوشیم برای نمونه چند متن برگزیده از ادبیات کودک مانند جوجه اردک زشت، اثر هانس کریستین آندرسن و ماهی سیاه کوچولو، اثر صمد بهرنگی را تحلیل نماییم تا زیرساخت تمایزگرایانه آن ها آشکار گردد. این تمایزات به هر روی ریشه در ایدئولوژی روشنگری و مدرنیته دارد. نتیجه این است که کودکان این تمایزات را به شکل دیگری درمی یابند و قرائت آن ها از داستان های کودکان متفاوت از نویسندگان این آثار است و حتی ترجیح زیبایی شناختی آن ها با اولویت نمایندگان ادبیات کودک هم خوانی ندارد.
عاشقانه های فروغ و پنج شاعر زن ایرانی
منبع:
گلستانه ۱۳۷۸ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
از مخاطب راوی تا مخاطب روایت (با تأملی در روایت های داستانی شاهنامه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه پردازان روایت، با تفکیک میان روایت های داستانی کلاسیک و مدرن، براین باورند که روایات داستانی کلاسیک، غالباً بر ویژگی هایی چون مؤلف محوری، تک ارزشی و تک ساحتی بودن معنا، پایان بسته و غیره استوارند و درمقابل, روایت های داستانی مدرن مؤلفه هایی چون مخاطب محوری، پایان باز، چندساحتی بودن معنا و غیره را در بطن خود می پرورند. اگرچه ظاهراً بلاغت کلاسیک برپایة اعتقاد سنتی به معنی قطعی کلام بنا نهاده شده بود و هدف نهایی خوانش متن، وصول به معنی و مقصود مؤلف قلمداد می شد، این داوری با نگاهی به شاهکارهای ادبی کلاسیک سخت مناقشه آمیز می نماید. شاهنامة فردوسی از آن جمله است. چراکه فردوسی با بهره گیری از عناصر اسطوره ای و رمزی که اساساً در بلاغت کلاسیک جایی نداشتند، ضمن آنکه از تصلب چهارگانة عناصر بیانی حاکم فراتر می رود، به مخاطب هشدار می دهد که در مواجهه با داستان های اساطیری خود را مخاطب راوی و پوستة ظاهری روایات داستانی نبیند، بلکه مخاطب را تا مخاطب روایت برمی کشد و با گنجاندن عناصر اسطوره ای و رمزی متنی باز و گشوده دربرابر دیدگان خوانندگان می گشاید و امکان تأویل های متکثر را فراهم می آورد. بنابراین، نه تنها خودش به تأویل پاره ای از این داستان ها می پردازد، بلکه پس از او نیز عارفان و فیلسوفان و شاعران بسیاری تا دورة معاصر به این دسته از داستان ها رویکرد تأویلی داشته اند. این مقاله طرح و شرح این ماجرا خواهد بود.
ببر بیان: ببر بیان رستم
حوزههای تخصصی:
نگاهی به غزلیات مولانا
حوزههای تخصصی: