ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۳۶۱ تا ۷٬۳۸۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
۷۳۶۲.

فراتر از معنای متن ، نگره ای تازه در تحلیل رابطه صورت و معنا در دیدگاه ادبی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸۰ تعداد دانلود : ۱۳۴۸
غالب مولوی پژوهان، دیدگاه ادبی مولوی را مبتنی بر اصالت معنا می دانند و بر آن باورند که لفظ یا صورت، چندان ارج و ارزشی در جایگاه مولانا ندارد. این مدعا، دیدگاه حاکم بر تفسیر نظریات و آرا مولوی از آغاز تا امروز بوده است و هست.در روزگار ما و با پیدایش و گسترش معانی فرم و معنای معنا، نگاه تازه تری به فرآیند تولید اثر ادبی در دیدگاه مولانا به وجود آمده است که مدعی آن است که علیرغم همه شواهد ظاهری و ظاهر گرفته ها، مولوی شاعری است که به صورتی جدی، شکل و لفظ را در نظر دارد و حتی در مرتبه نخست شاعری است صورت گرا.کوشش این مقاله بر آن است که به صورتی مستدل و مستند - و با ذکر مهم ترین دلایل هر دو گروه - ضمن اثبات نادرستی دیدگاه های هر دو گروه این نکته را روشن نماید که مولوی در هیچ کدام از این دو دیدگاه نمی گنجد و او به یک اندازه از معنا و فرم در فرایند خلق اثر بهره می برد. این مقاله با تکیه بر سنت عرفانی ادب فارسی بر این باور است که اثر ادبی، از حیث ساخت درونی، سه ساحت دارد: مرتبه اول یا «کودکی/ غافلی» که توجه به صرف صورت است. مرتبه دوم یا «بلوغ/ عاقلی» که گذر از لفظ و توجه به معناست و مرتبه سوم «هشیار/ مستی» است که مرتبه محو صورت و معنا و سپس امتزاج و اتحاد مطلق آن دو با «صوت/ صورتی» از سراینده و معشوق است که در عین صورت مداری، صورت نیست و در عین معانا داری، معنا نیست. البته این ساحت، صرفا مرتبط و ناظر بر اشعار رمزی و نابهشیار است و شامل منظومه های اعتقادی/ اخلاقی/ تاریخی و نظایر آن نمی گردد. مولوی در سیر تحول خلاقیت ادبی خود در بسیاری از اشعار از مرتبه اول و دوم می گذرد و در مرتبه سوم است که به خلق بهترین اشعار می رسد. در واقع از همین دیدگاه است که مولوی با رهیافتی بدیع و خلاقانه، گسسته نمایی ها و هنجار گریزی های صوری و معنوی شعرش را ابزار تکامل ساخت آن می سازد. در این ساختار خلاق است که هیچ خط فاصلی میان ظاهر و باطن یا صورت و معنا باقی نمی ماند و هر دو رکن، همزمان و دقیقا همسان، حقیقت معنای درونی سراینده/ متن را بیان می کنند به صورتی که در فرآیند خلق اثر ادبی نه لفظ تقدم و اصالت می یابد نه صورت، اصل و مبنا قرار می گیرد. در این تعامل خلاق، صورت، عین معنا می گردد و معنا، عین صورت.
۷۳۶۸.

عرفان پست مدرن و عرفان اسلامی؛ تفاوتها و رویکردها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷۷
نوشته حاضر مروری اجمالی بر مبنای فکری، جهت گیریهای بنیادین و وجوه اختلاف عرفان (بر مبنای شریعت) اسلامی و عرفان (سکولار) پست مدرن دارد. عرفان در اصطلاح اسلامی آن، ظرفیت و نیروی شناخت درونی و قلبی است که به موجب آن انسان عارف به افقهای برتری از کمال در ارتباط خود با خداوند دست می یابد. رسیدن به آن ظرفیت و دست یابی به این کمال، در گرو گذشتن از علایق دنیوی و خود نفسانی است. با طی چنین مسیری، انسان عارف خویشتن حقیقی و الهی خود را در پیوند با حقیقت مطلق هستی می یابد. اما عرفان در اصطلاح مکاتب باطن گرای نوین و معنویتهای جدید در جوامع پیشرفته، بویژه از دیدگاه مکتب پست مدرن، صرفا فرآیندی ذهنی و خیالی است. در این گونه از نگرش عرفانی، دیگر دل آدمی به عنوان گرانیگاه معرفت تلقی نمی شود و در تعالیم آن تصفیه باطن از تعلقات و طی مراتب کمال معنوی جایگاهی ندارد، بلکه این فرآیند راهکاری است برای جلوگیری از به تحلیل رفتن قوای فکری، روحی و جسمی آدمی در مسیر شتابزده ای که امروزه در حرکت به سوی قله های پیشرفت مادی دارد. انسان متمدن با استفاده از ابزار عرفان در صدد تغییر موقت ذائقه زندگی است تا در بهره مندیهای مادی دچار یکنواختی نشود و بیشترین بهره مندی و لذت را از زندگی طبیعی ببرد. بنابراین، عرفان پست مدرن به عنوان شیوه ای معنوی در خدمت اهداف مادی قرار می گیرد.
۷۳۷۳.

اولیا در آینه فیه ما فیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان ادبی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات بررسی مفاهیم عرفانی و اصطلاحات تصوف در ادبیات
تعداد بازدید : ۲۰۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۱۳
مبحث «ولیّ» به عنوان یکی از مهمترین ارکان حوزه عرفان و تصوف، همواره مورد توجه ارباب اهل قلم عرفان بوده و در اکثریت قریب به اتفاق منابعى که درباره عرفان و تصوف به رشته تحریر درآمده­اند، بخشى به مبحث ولىّ و موضوعات و مفاهیم مربوط به آن، اختصاص یافته است. در کتاب ارزشمند فیه مافیه نیز که مجموعه تقریرات مولانا و در حکم مجموعه­اى غنى از آراء و آداب عارفانه و صوفیانه است، با مبحث ولىّ به عنوان یکى از مهمترین موضوعات کتاب روبرو مى­شویم. دیدگاه مولانا نسبت به اولیا در فیه مافیه را مى­توان در پنج مورد خلاصه کرد که عبارتند از:1. خداوند و اولیا,2. مصلحت وجود و حضور اولیا, 3.صفات و ویژگیهاى اولیا, 4.خلایق و اولیا, 5. مریدان و اولیا .هر چند فیه مافیه ، به سبب سبک آن یعنى »مجلس­گویى»، از پیچیدگیها و ظرافتهاى شاعرانه مثنوى خالى است ول ی وجود همین سبک، سبب بیان مطالب و موضوعات آن، به زبانی ساده­تر و همه­ فهم­تر است. حضرت مولانا جلال­الدین بلخی، با استناد به آیات قرآن و احادیث قدسى و نبوی، امثال سائره فارسی و عربی، تشبیه­ها و تمثیلها، سرگذشتنامه­هاى مشایخ و حکایات مربوط به اولیا و گفته­های آنان، همچنین اشعار فارسی و عربی به شرح و بیان دیدگاههای خود درباره اولیا پرداخته است. پژوهش حاضر به بررسی موارد یاد شده و موضوعات دیگر مربوط بدانها می­پردازد.
۷۳۷۴.

خورشید و خفاش در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان ادبی
  4. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات نعابیر و اصطلاحات
تعداد بازدید : ۶۹۶۵ تعداد دانلود : ۲۹۸۷
مولانا در مثنوی از واژگانی بهره برگرفته که از ارزش های معنایی چندگانه ای برخوردارند. از جملهی آنها، دو واژگان خورشید و خفاش هستند. در این پژوهش با ذکر نمونه هایی نشان داده میشود که خورشید و خفاش در مثنوی با توجه به ویژگیها یا فضایی که واژگان هم نشین آنها در زنجیرهی کلام فرآهم آورده اند میتوانند نماد شخصیّت هایی قرار بگیرند که با آنها سنخیّت دارند. باید توجه داشت مولانا این دو واژه را چنان طبیعی در بافت کلام جای داده که ارزش نمادین آن ها در نگاه نخست بر خواننده نمایان نمیشود، سپس تأمّل و درنگ در نشانه ها میتواند مفهوم نمادین آنها را توجیه نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان