ترسل و نامه نگاری از مقوله های مهم و مورد توجه تیموریان بوده است. به خصوص کتاب مخزن الانشا واعظ کاشفی سبزواری که از حمایت امیر علی شیر نوایی، وزیر دانشمند تیموریان نیز برخوردار بوده در شمار مهم ترین کتاب های ترسل است که با تجزیه ارکان نامه های خطابی به دوازده رکن و نامه های جوابی به هفت رکن و آوردن مثال های متعدد در جداول منظم، ساختاری فرهنگ گونه پیدا کرده است. دیگر کتاب مهم ترسل در دوره تیموریان فراید غیاثی از یوسف اهل است که مشتمل بر بیش از 650 نامه از سلاطین و وزرا و نیز سایر طبقات و شخصیت هاست و در ده باب تألیف شده است. در این مقاله ارکان نامه ها در مخزن الانشا را با نامه های موجود در فراید غیاثی تطبیق داده و به میزان حضور آن ها در نامه های فراید غیاثی پرداخته ایم. همچنین با تعیین انواع مخاطب در این دو اثر، شباهت های موجود در نحوه کاربرد عبارات و جملات را نشان داده ایم و در نتیجه با توجه به مخزن الانشا و تطبیق ارکان نامه نگاری آن با فراید غیاثی و همسانی انواع مخاطب در این دو اثر توانسته ایم ساختار نامه های قرن 9 هجری و دوره های نزدیک به آن را نشان دهیم و مشخص کنیم که با این ساختار می توان ارکان نامه های ناقص بازمانده از این دوره ها را بازیابی کرد.
بررسی پیشگویه در داستانهای کوتاه ولتر مورد مطالعه. کاندید و میکرو مگا چگونه کلمات نخستین یک داستان، خواننده را به مضمون آن هدایت می کند؟ چگونه نویسنده ذهن خواننده را به افق دوردستی که در حین خواندن با آن مواجه میشود، سوق می دهد؟ این نقش انکار ناپذیر را پیشگویه ایفا میکند. این مقاله بر این است که نشان دهد چگونه ولتربه عنوان داستان سرای بالقوه، از خلال قصه های ،کاندید و میکرومگا، و به کمک پیشگویه های آن ها جوابگوی سوالات متعدد خوانندگان خواهد بود. بدین ترتیب که آنها از همان ابتدای داستان، با کشف ماجرای اصلی بتوانند دورنمایه داستان را استنباط کنند. مقاله حاضر در نظر دارد بررسی کند که ولتر از کدام تکنیک گرامری وغیره برای طرح نظرات هجو آمیز و طنز گونه خود استفاده کرده است.تا خواننده خود را مجذوب دنیای واقعی یا تخیلی مثلا سیاره ها یا حکایت های سفرنامه ای خارق العاده کند و این مهم را از طریق پیشگویه های داستان کوتاه، میسر می کند. کلمات کلیدی: پیشگویه، داستان کوتاه، طنز، ولتر،کاندید Tمیکرومگا، .
در این پژوهش به بررسی بنیاد یکی از قواعد مشهور فلسفة اسلامی در منظومةثئوگونی هسیودس پرداخته شده است؛ برای پیگیری این امر، نخست چارچوب های ممکنی که به بررسی چنین امری اختصاص دارند، مورد پژوهش قرار گرفته اند و از میان آنها دیدگاهی که نه بر انفکاک قطعی و تاریخی اندیشة اسطوره ای از اندیشة فلسفی، بلکه بر تداوم و تطور آنها رأی داده است، به عنوان منظری متناسب تر انتخاب شده است. در بخش دوم این پژوهش بر اساس چنین رویکردی به توضیح اجمالی قاعدة «الواحد» پرداخته شده و با استفاده از این قاعده به بررسی منظومةثئوگونی اقدام شده است. درک ابتدایی قاعدة علیت، سنخیت میان علت و معلول، فروکاهش کثرت به وحدت در این منظومه را می توان در تبارشناسی خدایان، رابطه والد و فرزند و شباهت های آنها و بکرزایی بازشناخت. از این منظر مفاهیم فلسفی مذکور و مشابه های آنها در اسطوره ثئوگونی را می توان در پرتو قاعدة الواحد چونان غایتی متحد کننده، مورد بازخوانی قرار داد و بساطت و نامتعین بودن علت نخستین را به خوبی مشاهده کرد.