فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۰۱ تا ۲٬۹۲۰ مورد از کل ۵٬۷۲۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهمی که در نظریه ساختارگرایی بدان پرداخته شده، رابطه میان زبان و روایت و چگونگی تبلور زمان در روایت است. از منظر برخی فیلسوفان، همچون پل ریکور، فهم زمان به گونه ای تجریدی بسیار مشکل است؛ اما یکی از راه هایی که باعث ملموس و عینی شدن این امر انتزاعی می شود، کنش روایت است. به طورکلی بر مبنای تحلیل ساختارگرایان، به ویژه بارت و ژرار ژنت، زمان یکی از مؤلفه های اصلی پیشبرد هر روایت است که به همراه علیّت، خط داستان را به پیش می برد؛ به علاوه هر متن روایی دارای دو زمان است: یکی زمان دال روایت (یعنی مقدار زمان خوانش متن روایی) و دیگر زمان مدلول (یعنی مقدار زمان رخدادهای داستان). ساختارگرایان، به ویژه ژنت، درخصوص زمان «در» روایت سه مسئله را مطرح کرده اند: 1. ترتیب: چگونگی نظم و توالی و آرایش رخدادها در سخن روایت؛ 2. دیرش: مناسبات میان طول زمان داستان و زمان سخن یا دال روایت؛ 3 بسامد: شمار دفعاتی که رخدادی روی می دهد و شمار دفعاتی که آن رخداد نقل و روایت می شود. علاوه بر این ها، در پایان مقاله، انواع روابط میان زمان روی دادن رخدادها در داستان و زمان نقل و روایت آن ها از جانب راوی هم توصیف شده است.
تولد دوباره یک فراداستان (بررسی پسامدرنیسم در دو داستان کوتاه از ابوتراب خسروی)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا پسامدرنیسم و مهم ترین مؤلفه های آن، مثل محتوای وجودشناسانه، آشکار کردن تصنّع، اتصال کوتاه، عدم قطعیت، آشفتن زمان، تغییر راوی و زاویه دید، شخصیت های شورشگر، فرجام های چندگانه و... به طور مختصر مرور شده، سپس حضور برخی از این مؤلفه ها در دو داستان کوتاه از ابوتراب خسروی، با نام های «پلکان» و «حضور»، با ذکر مستنداتی از متن، اثبات شده است. با توجه به وجود عنصر غالب پسامدرنیسم در این متون، یعنی محتوای وجودشناسانه، می توان گفت این داستان ها وارد حیطه پسامدرنیسم شده اند؛ اما عناصری از مدرنیسم، مثل وجود پیرنگ را نیز در خود دارند.
نوروز و جمشید
حوزههای تخصصی:
سروش : رب النوع شاعری در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرهنگ اساطیری ملل مختلف، یکی از گونه های تخصصی خویشکاری اسطوره ها، در مورد اسطوره ای است که به عنوان «رب النوع شعر و هنر» شناخته می شود و در فرهنگهای مختلف، نمودهایی برای آن یافت می شود. این اسطوره، واسطه ای میان انسان و خدا (یا خدایان) است و شعر را به طور ناخودآگاه به شاعر تلقین می کند (الهام). در این جستار، با کمک شواهدی از متون پهلوی و شاهنامه، سعی شده درباره این خویشکاری در فرهنگ ایران باستان بررسی شود؛ ضمن اثبات نقش الهام برای ایزد سروش و نریوسنگ، این نتیجه نیز حاصل شده است که خویشکاری الهام هنری را که خاصیت رب النوع شعر و هنر است، تنها باید به ایزد سروش نسبت داد.
شعر کوتاه در یک نگاه
منبع:
شعر مهر ۱۳۸۷ شماره ۶۱
حوزههای تخصصی:
داستان سودابه و سیاوش از منظری دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان سیاوش و سودابه، از شاهکار های فردوسی است که در آن، شاهد رویارویی دو ابرقهرمانیم. تامل ژرف در این داستان ما را متقاعد می کند که بنیان آن بر تقابل عقل و عشق، عصمت و عصیان و در تحلیل نهایی غریزه و فرهنگ استوار است. براساس آیین زرتشت، خیر و شر، در روزگاران نه هزار ساله گمیزشن، همواره با هم درگیرند، اما با لحاظ نگره مذهب مهر (میتراییسم) آن دو، در عین حال که در نمود با یکدیگر می ستیزند، بودی یگانه دارند و وجود هر یک از آنان، ضرورت وجود دیگری است. تاکنون شاهنامه پژوهان با نگاه زردشتی به دو قهرمان اصلی این داستان نگریسته و معمولا سیاوش را کارگزار حق و سودابه را عامل باطل به شمار آورده اند. در این مقاله با توجه به چرخش فرهنگ ایرانی در روزگار پس از اسلام به سوی عرفان که از بن و ریشه، مهری نگر است به سیاوش و سودابه نگریسته و کوشیده ام تا حق هر کدام از این دو «ابرمردم» را بتوزم.
کارگاه داستان (وقتی اشیا ترجیح می دهند سکوت کنند نوشته ی سینا دادخواه)
منبع:
رودکی۱۳۸۷ شماره۲۲
حوزههای تخصصی:
مثل و تمثیل
حوزههای تخصصی:
خاستگاه اسطوره ای نام سیاوش
حوزههای تخصصی:
اخلاق در مثنوی
فرهنگ عامه آشتیان
هستی شناسی میرِ نوروزی با تکیه بر بیتی از حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میرِ نوروزی یکی از جشنهای ملی ایران بوده که در بهار با شکوه تمام برگزار می شده است و در شعر حافظ، نمود یافته است. شارحان حافظ، در شرح این جشن، بسیار سخن گفته اند؛ اما هیچ یک، آنچنان که باید فلسفه وجودی این جشن را درک نکرده و حتی گاه مطالبی ضد و نقیض درباره این جشن آوردهاند. نگارنده در این جستار کوشیده است، این جشن کهن را از زوایای گوناگون بکاود و ژرف ساخت آن را روشن سازد. برخلاف تصور عموم و نظر برخی از شارحان حافظ، نه تنها این جشن برای شادی و تفریح صرف نبوده؛ بلکه یک جشن بارورانه بوده که نیاکان ما، برای تضمین باروری طبیعت برگزار میکردهاند و از این رو تمام مناسک این جشن، آیینی و معنادار بوده است. در پایان، نگارنده به صورت اجمالی به بررسی برخی از نمودهای میر نوروزی در گستره اساطیر دیگر ملل پرداخته است.
هفته محوری و کارکرد متفاوت آن در هفت پیکر
حوزههای تخصصی:
ساختار روایت در هفت پیکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله بررسیهایی که در روشن کردن سازوکار روایت به موفقیت چشمگیری دست یافته، تجزیه و تحلیل تودورف و روش او در بررسی قصه های عامیانه است. او نخست بر اساس نوع ارتباط منطقی واحدهای ساختاری، دو نوع روایت را از یکدیگر تمیز می دهد: روایت اسطوره ای و ایدئولوژیک. وی با برشمردن ویژگیهای روایت اسطوره ای این نوع روایی را از جنبه های مختلف مورد توجه قرار داده است. تودورف با کشف ساختار این گونه روایتی، نظریه دستور جهانی خود را ارایه کرده است. این نوشته با برسی و تحلیل هفت پیکر، ساختار روایی آن را در دو مقوله صفت و فعل بررسی می کند. بدیهی است کشف ساختار این اثر راهگشای ما در کشف ساختار آثاری مشابه و درک نظریه دستور جهانی روایت خواهد بود. به این منظور ابتدا توضیحی درباره نظریه تودورف داده می شود. سپس ساختار روایی صفت و فعل در هفت پیکر بررسی می گردد.
نگاهی به خاطره نویسی و جایگاه آن در ادبیات داستانی پس از انقلاب در گفت و گو با سیدقاسم یاحسینی
گفتار در روش
مقایسه نگاه ارداویرافنامه و رساله الغفران در دنیای پس از مرگ (عنوان عربی: دراسة مقارنة بین نظرتی أرداویراف نامه ورسالة الغفران للآخرة)
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی معراج نامه ها، «سفر» است. مسافران اینگونه سفرهای روحانی درواقع شارحان سفرنامه روح و روان خویشاند؛ چراکه آنان خود باتوجه به ذوق و عقاید خویش، پله های نردبان عروج را طی می کنند.«ویراف» ــ موبد زرتشتی ــ و «ابن قارح» ــ شاعر و نویسنده عرب که البته از طرف ابوالعلا به این سفر فرستاده میشود ــ دو مسافر جهان آخرت هستند و این دو سفرنامه، شرح مشاهدات و چگونگی سفر این دو شخصیت است.در مقاله حاضر، کیفیت و چگونگی دو سفرنامه جهان آخرت بررسی و تحلیل شده است و ضمن بررسی ارداویرافنامه و رساله الغفران، این دو اثر با هم مقایسه تطبیقی شده و اشتراکات و افتراقات آن دو بیان شده است.نگارنده کوشیده است با بیان کردن مشابهات بسیاری که میان این دو اثر وجود دارد، میزان تاثیرگذاری ارداویرافنامه بر رساله الغفران را آشکار کند و این منبع ایرانی ـ زرتشتی را به عنوان اولین معراج نامه ادیان معرفی کند.چکیده عربی: تتناول کتب الرحلات السماویة (معراج نامه) موضوع الرحلة إلی الآخرة حیث یشرح الرحالون إلی هذه الرحلات المعنویة أسفارهم النفسیة والمعنویة لأنهم یسلکون سلالم العروج إلی السماء وفقا لأذواقهم ومعتقداتهم الخاصة.إن «ویراف» ــ شیخ الزرادشتیین ــ و«ابن القارح» ــ الشاعر والکاتب العربی الذی یرسله أبوالعلاء إلی هذه الرحلة ــ یعتبران رحالتین إلی الآخرة کما یعدّ رحلتیهما شرحا لمشاهداتهما وکیفیة رحلتهما.یدرس هذا المقال رحلة أرداویراف نامه ورسالة الغفران دراسة مقارنة مبیّنا مواضع الافتراق والاشتراک بینهما. إذ حاولت الکاتبة کشف اللثام عن تأثر رسالة الغفران بأرداویرافنامه بعد ذکر المشابهات الموجودة بینهما کما تعرّف بأرداویراف نامه الإیرانیة ـ الزرادشتیة بوصفها الرّحلة الأولی بین کتب الرحلات السماویة.
بررسی سبکی رمان سال های ابری اثر علی اشرف درویشیان
حوزههای تخصصی:
ادبیات داستانیبخشیمهم از آثار ادبیاست که در کشور ما تا کنون کمتر بررسیشده است. از میان این آثار، داستان هاییبرجسته هست که رنگ و بویبومیو محلیدارد. یکیاز این آثار، رمان بلند سال هایابریاثر علیاشرف درویشیان است. در این مقاله جنبه هایسبکیاین اثر به لحاظ واژگان و سطح نحویزبان و هم چنین سطح ادبیتحلیل شده است. مهم ترین عناصرسبکیزبانیسال هایابریدر سطح واژگان، استفاده از لغت هایبومیکرمان شاهی، و در سطح نحوی،کاربرد جمله هایکوتاه و بسامد بالایفرایند مادیافعال است. این ویژگیها مبین توصیف دقیق حادثه ها در صحنه هایداستان است. نویسنده از کنایات، ضرب المثل ها و تشبیهات زیبا، بویژه جان دارپنداری، بیش از سایر عناصر خیال انگیز و ادبیبهره برده است.