نقشۀ مفهومی واژگان حوزۀ دامداری در گویش وارکی: بازسازی یک نظام شناختی-فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بازسازی و ترسیم نقشه مفهومی واژگان حوزه دامداری در گویش وارکی (گویشی روستایی از توابع شهرستان کازرون) انجام شده است. بر خلاف نگاه رایج به واژگان دامداری به عنوان صرفاً اصطلاحات فنی یا اقتصادی، این مطالعه، دامداری را به مثابه یک دامنه مفهومی مرکزی[1] در نظر می گیرد که تمام جنبه های زیستی، اجتماعی، فرهنگی و شناختی زندگی گویشوران این گویش را دربرمی گیرد. داده های پژوهش شامل 252 واژه و اصطلاح است که طی شش ماه از طریق مصاحبه با گویشوران بومی (کم سواد یا بی سواد) جمع آوری شد و سپس با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد معنی شناسی شناختی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت .یافته ها نشان می دهد که واژگان دامداری در گویش وارکی، ساختاری عمیقاً شناختی و فرهنگی دارند و بر پایه تجربه های حسی، مشاهده های زیست محیطی و باورهای بومی شکل گرفته اند. این واژگان در هشت زیردامنه مفهومی طبقه بندی می شوند. افزون بر آن، پژوهش به ارتباطات بین مفهمومی[2] می پردازد و نشان می دهد که چگونه استعاره ها و مجازها فرهنگی، مانند «دام = ثروت (دولت)»، «چوپان = نگهبان جامعه» یا «کره گدی = کودک وابسته»، نظام معنایی این واژگان را غنی و پیچیده می کنند. نتیجه گیری نهایی حاکی از آن است که گویش وارکی، با وجود جمعیت کوچک گویشورانش، دارای یک سیستم مفهومی منسجم و منحصربه فرد است که در آن هر واژه، گرهی از یک شبکه شناختی-فرهنگی است. حفظ این گویش، تنها حفظ واژگان نیست، بلکه حفظ یک دنیای مفهومی است که با فاصله گرفتن نسل های جدید از زندگی روستایی، در معرض فراموشی و اضمحلال قرار دارد؛ بنابراین، ثبت و تحلیل این نقشه مفهومی نه تنها برای زبان شناسی شناختی، بلکه برای مردم شناسی، تاریخ فرهنگی و مطالعات بومی ضروری است. [1] . Central Conceptual Domain [2] . Cross-domain Mapping