فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۰۱ تا ۲٬۲۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هر رویداد یا داستانى را مى توان به یکى از این سه روش بازگویى کرد: گونهء روایى گزارشگرانه (داناى کل) گونهء روایى با من راوى (اول شخص راوى) و، آخرین و جدیدترین روش، گونهء روایى با سوم شخص مفرد یا راوى شخصى. سه انگیزه باعث اهمیت و برترى رمان با ایستمان و وضعیت روایى شخصى شده است: خواست و تلاش نویسنده براى واقعى و بى طرف جلوه دادن داستان، نوآورى در فن روایت و سرانجام موضوع یا هشتهء تازه در ادبیات یعنى ضمیر آگاه و ضمیرناخودآگاه انسانى. نویسنده در این گونه روایی که موضوع این مقاله مى باشد، بجاى این که به عنوان داناى مطلق گزارشگرانه وارد پهنهء داستان بشود و یا به گونهء من راوى سخن بگوید، در پشت شخصیت هاى رمان پنهان شده، روایت مى کند. او رمان را به تصویربردارى و نگارگرى از دنیاى داستانى به خود وامى گذارد، یعنى شخصیت هاى داستان چنین برداشتى را به دست مى دهند، انگار آنها بالغ و مستقل از خالقشان باشند.
وجهیت در ترجمه: موردپژوهی ترجمه های فارسیِ سبک رواییِ وولف در رمانِThe Waves(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنگام بحث پیرامون سبک، چه در مطالعات ادبی و چه زبانشناختی، درواقع درمورد عادت های زبانی نویسنده سخن میگوییم. بدیندلیل میتوان به هر نویسنده سبک خاصی را نسبت داد و آن سبک را به اسم او نامگذاری کرد، به عنوان مثال سبک شکسپیری، جویسی یا وولفی. باتوجه به اینکه وجهیت و استفاده مکرراز افعال و قیود وجهی یکی از مؤلفه های کلیدی دنیای داستانیِ ترسیم شده در رمانِ The Waves است، پژوهش حاضر به بررسی این مسئله می پردازد که مترجمان چگونه این کلمات وجهی را ترجمه می کنند و آیا انتخاب های آنها بر دنیای داستانی متن اصلی تأثیر می گذارد و «حس» آنرا تغییر می دهد یا خیر. بدین منظور رمانِ The Waves نوشته ویرجینیا وولف و دو ترجمه فارسی آن خیزاب ها ترجمه پرویز داریوش (1356) وامواج ترجمه فرشاد نجفی پور (1377) انتخاب شدند و مدلِ بوسو (2004)،مبتنی بر مدل دستور وجهیتِ سیمپسون (1997)، جهت بررسی نحوه برگردان افعال وجهی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که وجهیت، یعنی الزامات شخصی، تصویر منفی، احتمالات، قابلیت ها و توانایی های شخصیت های رمان در ترجمه ها کمتر از متن اصلی موردتأکید هستند اما داریوش در مقایسه با نجفی پور آن ها را به صورت نظام مندتری ترجمه کرده است.
چهار آخشیج در اوستا
منبع:
پازند سال ۱۴پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۴ و ۵۵
21 - 36
حوزههای تخصصی:
نگرش انسان های نخستین به عناصر و پدیده های اطراف، نظرگاه خاصی بود که همواره منجر به پرستش آنها در قالب ایزدان و الهه ها شده است و گاهی خشم و خروش طبیعت یا نا آرامی و رام بودن طبیعت را به آنها نسبت می داده اند. نگرش آریایی ها، خالی از این دیدگاه ها نبود و بعد از جدایی آریایی های هند و ایرانی از شاخه هند و اروپایی، برخی باورها در اندیشه آنان باقی ماند و برخی نگرش ها با تغییراتی روبرو شد. از جمله نگرش های خاص آریایی های ایرانی می توان به چهار عنصر طبیعت یعنی آتش، آب، هوا و خاک اشاره کرد. تحقیق بر روی برخی از این عناصر در دوره خاص، می تواند نگرش هایی را بیان کند و زمینه را برای مقایسه با اندیشه های قبلی و بعدی این قوم، به وجود آورد؛ بنابراین هدف از این پژوهش بررسی جایگاه چهار عنصر آتش، آب، باد و خاک در اوستا است که با ذکر ویژگی و کاربرد آنها، دلایل اهمیت این عناصر از قدیم تا به امروز بارز و آشکار می شود. منابع مد نظر، متن گاهان، یسن ها و یشت ها است.
بررسی فرایند قلب و اصل مرز اجباری در زبان فارسی براساس واج شناسی غیرخطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند قلب، فرایندی است که در آن توالی واج ها به دلایل متفاوتی جابه جا می شود. هدف این مقاله بررسی انگیزه اعمال فرایند قلب است و نشان می دهد که برخلاف آنچه تا به حال ثابت شده است اصل توالی رسایی در همه موارد انگیزه اعمال فرایند قلب نیست. تحلیل داده ها در چارچوب نظریه ی خودواحد و نظریه بهینگی نشان می دهد که اصل جذب و اصل مرز اجباری فرایند قلب را تحریک می کنند و سپس فرایندهای دیگری مانند ادغام مشخصه های همجوار، حذف ،کشش جبرانی و ناهمگونی فعال می شوند تا توالی های بهینه در گفتار فارسی زبانان ظاهر شوند. نتایج نشان می دهد که در میان همخوان های [+رسا] مانند روان ها، به خصوص همخوان /r/ و چاکنایی های/h/ و /?/ و همخوان های [+پیوسته] یعنی سایشی ها بیشتر جذب هسته ی هجا می شوند و بیشترین نقش را در فعال نمودن اصل مرز اجباری به عهده دارند. چارچوب تحلیلی مقاله نشان می دهد که رفتار واجی همخوان های چاکنایی در فرایند قلب رسا بودن این همخوان ها را در زبان فارسی تأیید می کند. در این مقاله علاوه بر ادغام، حذف و ناهمگونی به عنوان عملکرد اصل مرز اجباری معرفی شدند.
ترجمه، تعبیر یا انشا: هنر «ترنزیشن»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ترنزیشن» اصطلاح جدیدی است که محقق آن را از ادغام معادل انگلیسی واژه های ترجمه، تعبیر و انشا، جهت نمایان کردن فرآیند ترجمه ای دانشجویان رشته زبان انگلیسی (غیرمترجمی) ابداع کرده است. این فرآیند بیشتر خصیصه دانشجویان با توانایی پایین زبانی است که در آن متن ترجمه شده، مبتنی بر کلمات کلیدی متن مبدا بوده ولی از نظر محتوایی با آن فاصله بسیاری دارد. متن ترجمه شده (در صورت عدم مقایسه آن با متن مبدا) کاملا معنی دار و قابل قبول است و شبیه داستانی است که مترجم با بهره گیری از تعدادی از کلمات متن مبدا به هم می بافد. مقاله حاضر، گزارش تحقیقی را در این زمینه، با 62 دانشجوی ایرانی دبیری زبان انگلیسی که واحد ترجمه پیشرفته را می گذراندند، ارایه نموده، و دلایل این فرآیند راهکارهای پیشگیری از آن و نیز پیامدهای حاصل را بررسی می کند.
چگونگی تدریس در کلاس های پر جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی کارکرد سطوح تحلیل در رویکرد انتقادی به تحلیل گفتمان: مطالعة موردی فیلم جدایی نادر از سیمین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر،کارکرد سطوح تحلیل در رویکرد انتقادی به تحلیل گفتمان را ازمنظر فرکلاف در فیلم جدایی نادر از سیمین مطالعه می کنیم و با بررسی روابط قدرت، فرهنگ و باورهای فرهنگی، نقش و جایگاه متون اسطوره ای، همچون کتاب مقدس را در گشایش گفتمانی بررسی می نماییم. در این مقاله، مشخصاً نقش دروغ در برهم ریختن روابط و هنجارهای کنشی را بررسی می کنیم و نشان می دهیم که دروغ های متوالی درطول روایت فضایی ناامن را به وجود می آورند که به دلیل نتایج تنش بارآن، به فضایی بحرانزا تبدیل می شود. در بستر فیلم، سوژه ها با استفاده از باورهای فرهنگی، غیریّت سازی و اقناع برای حل بحران های موجود در تلاش هستند. در چنین فضایی که عدم توازن قدرت در منازعات گفتمانی سوژه های آن موج می زند، بازگشت به فرااسطوره و فراباور تنها راه گریز از بحران است که سبب می شود فضای آسمیک ایجادشده تعدیل و آرام شود. این گونه، ارتباط فرهنگ و اسطوره با گشایش گفتمانی مشخص می شود. روش پژوهش در این مقاله تحلیلی است و واحد تحلیل، سکانس های فیلم و جمله ها یا دیالوگ های به کاررفته در فیلم یادشده هستند.
مطالعه تطبیقی واژه افزایی در فارسی و عربی (با تکیه بر سه عنصر اشتقاق، ترکیب و تغییر معنایی کلمات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارندگان در این مقاله، فرایند واژه افزایی این دو زبان را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و توانایی ها و محدودیت های هریک از این دو زبان را در مسیر پویایی و زایایی نشان داده اند. این پژوهش، اشتقاق، ترکیب و تغییر معنایی کلمات را به عنوان سه ساز وکار اصلی و مشترک میان این دو زبان در حوزه واژه افزایی مورد مطالعه و دقت نظر قرار داده است. مطالعه حاضر نشان می دهد ساختار گسترده اشتقاقی و ترکیبی که زبان فارسی از آن برخوردار است، در قرن گذشته، بیشتر در خدمت زایایی قرار گرفته و طیف وسیعی از واژه های جدید به ذخیره انبوه واژگانی این زبان راه یافته است. در زبان عربی، از آنجا که واژگان در قالب هایی وزنی پایه ریزی شده اند قالب ها، انعطاف لازم را برای صورت بندی واژه هایی که از طریق ترکیب ساختاری ساخته می شوند، ندارند و محدودیت های ساختاری خود را بر برخی واژگان تحمیل می کنند. در زبان فارسی نیز، تکیه افراطی بر ساخت واژگان از طریق ترکیب، در مواردی باعث استفاده کمتر از عناصر اشتقاق ساز و نادیده گرفتن عنصر اشتقاق شده و مانعی در برابر زایایی واژگان اشتقاقی ایجاد کرده است.
پژوهشی تطبیقی بر ترجمه پذیری یا ترجمه ناپذیری چندمعنایی استعاره در ترجمه سرخ و سیاه استاندل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چندمعنایی یکی از مهم ترین مسائل زبانی است که در حوزة علم معنا شناسی قرار دارد (ویکتوری، 1997، صص. 41). یک واژه در یک نظام زبانی بنا به شرایط و بافتی که به کار می رود، می تواند دربردارندة معانی گوناگونی باشد (یول، 2006، ص. 148)؛ از این رو است که گفته می شود بیشتر واژگان زبان از این ویژگی برخوردار هستند. تعاریف و معادل های مختلفی که در فرهنگ های زبان مقابل یک واژة وجود دارد، مؤید این امر است. در این پژوهش تطبیقی سعی بر آن است تا با بهره گیری از معنا شناسی واژگانی و استفاده از دلالت اولیه و دلالت ثانویه یک واژه، به مطالعه ترجمه پذیری یا ترجمه ناپذیری چندمعنایی استعاره و بیان استعاری در دو ترجمة رمان «سرخ و سیاه» استاندل پرداخته شود. در این مطالعه، مهم ترین یافته نقش و اهمیت توجه به بافت زبانی هنگام روبه رو-شدن با واژه یا ساختاری است که قابلیت انتقال چندمعنایی متفاوت را به طور همزمان دارد و اینکه ترجمه پذیری یا ترجمه ناپذیری در اصل امری مطلق نیست؛ بلکه یک پیام را می توان به هر زبان طبیعی انتقال داد و تنها صورت پیام متفاوت است.
معانی گوناگون مصدر در جمله های مصدری یک رکنی زبان روسی و بیان آن ها در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان روسی، ویژگی گزارهای در یک جمله میتواند توسط مصدر بیان شود. در این صورت جمله ساختاری یکرکنی خواهد داشت. از آنجایی که مصدر، یک عمل بالقوه را بیان میکند، بنابراین در ابراز معانی مجازی یا غیر مستقیم کاربرد فراوان خواهد داشت. مصدر در جمله یک رکنی یا ساختار تکظرفیتی میتواند بیان کنندة معانی ای چون: «ناگزیر و قریب الوقوع بودن عمل با مصدر быть، موافقت اجباری گوینده با نظر مخاطب با مصدر быть، ناشایست بودن عمل، حالت یا عملی که به طور مستقیم و درک فیزیکی یا فکری/ ذهنی انجام میشود، ارزیابی نهاد منطقی از عمل یا حالت» و ... باشد. مقاله پیشِ رو به توضیح معانی نام برده در ساختار جملات مصدر یکرکنی میپردازد و طریقه بیان آنها را در زبان فارسی بررسی میکند.
چند لغت با حروف قاف در برهان قاطع
حوزههای تخصصی:
در کلمات انگلیسی a پیش بینی معادلهای صوتی حرف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"دانشآموزان و دانشجویان زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم اغلب از ضعف خود در تلقی رنج میبرند.یکی از علتهای آن میتواند این امر باشد که حرفهای مصوت در واژههای انگلیسی دارای صداهای گوناگونی هستند.آواشناسی زایشی ثابت کرده است که این رابطه نظامبند است و صداهای گوناگون مصوتها در واژهها از طریق حروف الفبای انگلیسی قابل پیشبینی میباشند.دیکرسون(1986، {L b L}1985، 1982)قواعدی استخراج کرد که صداهای گوناگون حرفهای مصوت را در واژهها با بکار بردن آن قواعد میتوان پیشبینی کرد.این قواعد را طرحهای کیفیت مصوتها({L Vowel Quality L})نامید.در این نوشته سعی شده با بهرهگیری از قواعد دیکرسون و افزودن چند قاعده جدید طرحهائی ارائه شود که بتوان تمام صداهای حرف ""{L a L}""را در واژههای انگلیسی امریکائی پیشبینی کرد.به نظر میرسد این مجموعه قواعد تا حد رضایت بخشی فراگیر باشند.
"
چندزبانگی در چشم انداز زبانی ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چشم انداز زبانی حوزه ای از زبان شناسی اجتماعی است که در آن تمام نشانه ها و متون زبانی شامل تابلوهای راهنمایی و رانندگی، پارچه نوشته ها و بیلبوردهای تبلیغاتی، دیوارنوشته ها، نام میدان ها و معابر، تابلوهای مراکز اداری و کسب و کار و نیز آگهی های کوچک و بزرگ نصب شده در یک محدوده جغرافیایی بررسی می شود. در پژوهش حاضر، محققان سه منطقه جغرافیایی برخوردار، نیمه برخوردار و نابرخوردار را در شهر ارومیه (مرکز استان آذربایجان غربی) شناسایی کرده و در هر منطقه یک خیابان را به عنوان محدوده اصلی پژوهش انتخاب کردند. از آنجا که ارومیه معمولاً شهری چندزبانه و چندفرهنگی معرفی می شود، محققان کوشیدند بازنمود چندزبانگی را در چشم انداز زبانی آن ارزیابی کنند. پس از عکس برداری، گردآوری و پردازش داده ها در مجموع هشت الگوی زبانی در چشم انداز زبانی ارومیه مشاهده شد که به ترتیب فراوانی عبارتند از: یک زبانه فارسی (9/75 درصد)، دوزبانه فارسی-اروپایی (8/16 درصد)، یک زبانه اروپایی (5 درصد)، یک زبانه ترکی (7/0درصد)، دوزبانه اروپایی-فارسی (6/0)، دوزبانه فارسی-ترکی (4/0)، سه زبانه فارسی-اروپایی-ترکی (2/0)، و یک زبانه کردی (09/0). مقایسه داده ها در سه منطقه ارومیه نشان داد که میان رفاه و توسعه اقتصادی از یک سو و استفاده از الگوهای مختلف یک، دو و چندزبانه از سوی دیگر، ارتباط وجود دارد، به طوری که در مناطق برخوردار و نیمه برخوردار، استفاده از الگوهای یک زبانه اروپایی بیش از منطقه نابرخوردار است. همچنین یافته ها حاکی از آن است که میان متغیر رده شغلی و استفاده از الگوهای زبانی همبستگی وجود دارد. برای مثال، در رده شغلی بوتیک از انواع الگوهای زبانی برای جذب مخاطب استفاده می شود، در حالی که در مشاغلی مانند نانوایی چنین تنوعی مشاهده نمی شود.
از تبریز تا نقوسان ؛ نگاهی به کتاب « گویش نقوسان تفرش » اثر ولی الله درودیان
حوزههای تخصصی:
وضعیت کنونی آموزش ترجمه در ایران
حوزههای تخصصی:
"بررسی و توصیف وضعیت کنونی آموزش ترجمه می تواند وزن و سمت و سوی هر رشته و همچنین کاستیها و کمبودهای موجود در راه رسیدن به اهداف را روشن کند. با مروری بر کلیات و آمار و ارقام دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد چند مساله به وضوح نمایان می شود. نکته اول نفوذ زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی و همچنین زبان عربی به عنوان زبان دوم در ایران است. مساله دیگر پراکندگی درسها و تداخل اهداف سایر رشته ها در رشته مترجمی است. ظاهرا واژه «مترجمی» به مفهوم «تربیت مترجم» است. ولی با نگاهی به رشته مترجمی در دوره کارشناسی ارشد متوجه می شویم که این رشته در واقع همان «مطالعات ترجمه» است و به نظر تمام دانشجویان کارشناسی ارشد، اطلاق عنوان رشته «مترجمی» به این رشته فریب دهنده است.
در این بررسی توصیفی این نتیجه حاصل می شود که رشته «دبیری» دیر یا زود به علت اشباع بازار کار، رو به تعطیلی می رود و رشته های «تربیت مترجم» و «مترجمی»، به خاطر کاربردی بودن آنها و نیاز جامعه، محبوبیت بسیاری یافته است و رو به شکوفایی می رود. این بررسی همچنین نیاز فراوان دانشگاههای کشور به ترتیب مدرس پژوهشگر جهت تدریس و تحقیق در رشته ترجمه را نشان می دهد. از علل جذابیت رشته «تربیت مترجم» نیاز جامعه و تخصصی و کاربردی بودن آن، و درآمدزایی رشته برای دانشگاهها است.
"
بررسی مفهوم «درویش راستین» در متون فارسی میانه زردشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در متون فارسی میانه، واژه های «درویشی»، «شکوه» و «نیاز» بر فقر و تنگدستی دلالت می کند؛ از این میان «درویش» دارای دو مفهوم متفاوت است. در متون فارسی میانه به تفصیل به مفهوم درویشی پرداخته و تصویری روشن از آن ارائه شده است. بر اساس این متون، درویش از یک سو بر فرد تنگدست دلالت می کند که از وضعیت خود ناخرسند است و از سوی دیگر به فرد وارسته ای دلالت دارد که به دلیل خرسندی، تن و روانش در آرامش به سر می برد؛ این فرد در نوشته های فارسی میانه «درویش راستین» نام دارد. در این پژوهش تلاش بر آن است که مفهوم خاص درویش، یعنی درویش راستین، در متون فارسی میانه بررسی و به این سؤالات پاسخ داده شود: درویش راستین به چه کسی گفته می شود، تفاوت درویش راستین و فقیر در چیست و آیا راه و رسم درویشی راستین را در این نوشته ها می توان یافت؟
بررسی وضعیت آموزش تلفظ و جایگاه آن در کتاﺏهای زبان انگلیسی دورﺓ دبیرستان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شروع جنگ جهانی دوم، آموزش زبان خارجی وارد مرحله جدیدی از تاریخ پرتلاطم خود شد. هدف بیشتر مدارس و موسسات آموزش زبان در این دوره و ساﻝهای بعد از آن، توانایی برقراری از طریق زبان دوم بود و در قلب این مهارت، تلفظ صحیح حروف و کلمات گنجانده شدﻩ بود. از آن زمان به بعد نظریات مختلفی از محققان و صاﺣﺐنظران دربارﺓ ماهیت آموزش تلفظ زبان دوم اراﺋﻪ شد که هر کدام به گستره قلمروی این حوزﻩ کمک کردند. برای پرداختن به این موضوع که سهم مدارس ایران از این کشمکش ایدﻩها و عقاید چه بوده و اینکه تا چه اندازﻩای آموزش تلفظ زبان دوم در ایران ﺗﺤﺖ تاثیر این ﭘﺴﺘیوبلندیها قرار گرفته، نیاز به تحقیقات جامع و گستردﻩتر است. در این نوشتار تلاش شده است که جایگاه و روش آموزش تلفظ در کتاﺏهای انگلیسی دورﺓ دبیرستان بازبینی شود تا بتوان به این موضوع که کیفیت آموزش و اراﺋﺔ اطلاعات مربوط به مهارت تلفظ در این کتاﺏها به چه نحوی است پی برد.
تحلیل نحوی ساخت کنایی بر پایه شواهدی از زبان کردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله، بهدست دادن تحلیلی جامع از نحو ساخت کنایی برپایه مشاهدات دادههای زبان کردی است. در این پژوهش، با استناد به سیر تاریخی فعل های کنایی و همچنین ذکر شواهدی از ساختهای شبهکنایی، مانند گزاره «داشتن»، گزاره «خواستن»، شکل مجهول تز فعل های دو مفعولی و نمونههای مشابه از لهجه هورامی، استدلال کرده ایم که الگوی کنایی، در ساخت هایی نمایان می شود که فعل متعدی (کنایی) نتواند به مفعول، حالت مفعولی بدهد و فاعل توسط یک هسته الحاقی، با گروه فعلی ادغام شود. در این تحلیل، گروه اسمی مفعول، با وجود فعل متعدی غیر مفعولی، با هسته گروه زمان، ارتباطی از نوع تطابق مییابد و از این طریق، حالت فاعلی می گیرد. گروه اسمی فاعل نیز در جایگاه مشخصگر گروه الحاقی، وارد مرحله اشتقاق می شود و پس از تطابق با هسته گروه الحاقی، حالت «بهای» میگیرد. در روی کرد مورد نظر در این مقاله، ساخت کنایی، الگویی جداگانه و یا زبان ویژه نیست؛ بلکه پدیده ای ثانویه و پیامد منطقی و طبیعی تعامل فرایند های مستقل در نحو زبانهای کنایی است.