فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۲۱ تا ۳٬۱۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
Writing is one of the four skills of language learning, especially, one of the skills of practical communication in a communicative approach. The purpose of this research is to evaluate and analyze writing activities of the writing sections of secondary high school English textbooks, grades 10th, 11th and 12th, so-called vision 1, 2, 3. The theoretical framework of this research, a descriptive-analytical and qualitative method, was based on Kern's (2007) and Harmer’s (2004) model and continuum of writing activities. The writing activities of these vision books were divided into three major categories of controlled, guided and free writing and fifteen more sub-categories. The exercises and activities of the writing section of these six-volume English textbooks, so-called vision 1,2,3 were counted on and the average and percentage of each category were calculated based on Kern’s (2002) and Harmer’s (2004) model and continuum of writing. The findings of this research indicate that the categories of controlled writing and copying, the first item of Kern’s continuum, are the dominant writing tasks in these books. Activities concerning the guided, and especially the free writing activities in these books are rarely seen or they have not been much carefully regarded. In the communicative approach, regarding the goods and the existing requirements, the teaching of writing is generally concerned with free writing tasks. Therefore, to enhance and promote practical communication skills as an aim of a communicative approach, free writing skills are inevitable. The findings of this research point out that English teachers can reinforce and enhance their students’ practical communication abilities in their classes by using freestyle exercises and hence, cover the shortcomings of the books.
اثربخشی تدریس مهارت نوشتار براساس روش وارونه بر عملکرد مهارت نوشتاری و خودتنظیمی زبان آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش تدریجی ابزارها و تکنولوژی های خلاقانه در سال های اخیر از یک سو و پررنگ تر شدن رویکردهای زبان آموز بنیاد به نسبت رویکرهای معلم بنیاد از سوی دیگر، زمینه لازم را برای خلق فرصت های جدید جهت بهبود کیفیت آموزش مهیا کرده است. یکی از تازه ترین متدهای آموزشیِ زبان آموز محور و متکی بر فناوری های مدرن، متد وارونه است که توانسته در مدت زمان کوتاهی توجه بسیاری از محققان حوزه آموزش را به خود جلب کند. پژوهش حاضر درصدد است تا تأثیر برگزاری کلاس های آموزش مهارت های نگارش را در قالب متد وارونه بر عملکرد نگارشی و نیز میزان خودتنظیمی نگارشی زبان آموزان ایرانی ارزیابی کند. بدین منظور، تعداد 48 زبان آموز در دو کلاس در دانشگاه آزاد اسلامی به منزله شرکت کنندگان در این مطالعه انتخاب شده و به طور تصادفی به گروه های کنترل (تعداد 25 نفر) و آزمایش (تعداد 23 نفر) منصوب شدند. به منظور تحقق اهداف پژوهش زبان آموزان گروه کنترل به مدت یک ترم براساس روش های معمول آموزش دیدند و در مقابل در گروه آزمایش از روش یادگیری وارونه برای آموزش استفاده شد. علاوه براین از یک پرسش نامه خودتنظیمی نگارشی به همراه دو فعالیت زمان بندی شده مربوط به مهارت نوشتاری برای جمع آوری داده های موردنظر بهره گرفته شد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که عملکرد زبان آموزان گروه آموزش وارونه از نظر مهارت نگارشی و همچنین میزان خودتنظیمی به مراتب بهتر از زبان آموزان گروه کنترل بوده است. از منظری عمل گرایانه، یافته ها و پیشنهادات جستار پیش رو را می توان به مثابه الگویی برای گنجاندن روش های آموزشی وارونه در برنامه های درسی معرفی کرد. به طور خاص با توجه یافته ها، دستاورد اصلی پژوهش می تواند این باشد که استفاده از روش وارونه در کلاس های نگارش می تواند به بهبود مهارت نوشتاری زبان آموزان کمک شایانی کند.
Exploring Cognitive Activation Writing Strategies among Iranian English Language Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In order to engage students in higher-level thinking, cognitive activation (CA) strategies have been advanced and utilized in mathematics. CA develops when learners are challenged, confronted with conflicts, asked to think and explain clearly on their learning, and realize connections between new and previous content. Extending the theme to English language teaching (ELT), this study investigated Iranian English language teachers’ knowledge and practice of cognitive activation writing strategies (CAWS). In so doing, a model was proposed based on a questionnaire that was developed and validated in the present study. Through this scale, knowledge and practice of CAWS by 213 English as a foreign language (EFL) teachers were explored. During a pilot phase, the reliability of the questionnaire was calculated to be .78 for the knowledge section and .81 for the practice section. Two items in each section were removed after conducting exploratory factor analysis. Ultimately, the confirmatory factor analysis indicated that the proposed model was fit for the data. Five components were confirmed as constituents of CAWS for the knowledge section, and four components were identified for the practice section. The findings revealed that Iranian EFL teachers were already familiar with the CAWS and purportedly practiced them in their writing classes. Using the scale in the process of writing instruction can provide ELT practitioners with a helpful platform for relating to CA strategies and empowers learners to accomplish tasks such as problem-solving in their writing assignments, similar to what is practiced in mathematics.
مقوله شمار در گونه های زبانی برخی از شهرستان های استان کرمان: بررسی ای رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقوله دستوری شمار در نگاه اول به نظر ساده انگاشته می شود. اما درواقع بحثی پیچیده است که در زبان های دنیا تنوع ایجاد می کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی مقوله شمار در گونه های زبانی برخی از شهرستان های استان کرمان با رویکرد رده شناختی است. پیکره پژوهش حاضر از داده های موجود در پایگاه داده های طرح اطلس زبان شناسی ایران که در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در دست انجام است استخراج شده است. در تمام داده های زبانیِ پیکره پژوهش، ارزش نظام شمار به دو ارزش مفرد و جمع تقسیم می شود. در داده های زبانی کل پیکره پژوهش، شمار مفرد بدون نشانه و شمار جمع دارای نشانه است. نشانه های جمع به صورت پسوند به اسم مفرد می پیوندد بنابراین ابزار زبانی مورد استفاده برای نشانه گذاریِ شمارِ جمع در داده های زبانی پیکره پژوهش از نوع ابزار ساخت واژی است که از مرسوم ترین راهبردهای نشانه گذاری جمع در زبان های دنیا محسوب می شود. بررسی داده های زبانی نشان می دهد که در کنار راهبرد ساختواژی، راهبرد نحوی نیز برای رمزگذاری مقوله شمار در این گونه های زبانی به کار می رود.
بررسی کارایی آزمون های شناسایی سازه در نحو زبان فارسی؛ رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناسایی سازه، به عنوان یک واحد مستقل نحوی و معنایی که شالوده اصلی جمله های زبان است، هم به منظور اجتناب از ابهام و هم از لحاظ درک و تحلیل صحیح فرایندهای نحوی از اهمیت بسیاری برخوردار است. بدین منظور آزمون هایی در نحو معرفی شده اند که زبان شناس را در امر شناسایی مرز بین سازه ها یاری می کنند. در تحقیق حاضر، در چارچوب برنامه کمینه گرا هشت آزمون مهم همپایگی، حذف، پرسش سازی، پاره جمله، جایگزینی، اسنادی سازی، شبه اسنادی سازی و مبتداسازی را که دارای بیشترین بسامد بودند، بر روی هفت سازه منتخب و مهم جمله یعنی گروه فعلی، گروه حرف تعیین، گروه حرف اضافه ای، گروه صفتی، گروه قیدی، گروه متمم نما و گروه زمان در زبان فارسی به کار بردیم. از مقایسه ی نتایج آزمون های یادشده به این نتیجه رسیدیم که آزمون های شبه اسنادی سازی و مبتداسازی در زبان فارسی کارایی کمتری دارند و قادر به شناسایی سازه های کمتری هستند؛ به علاوه در زبان فارسی نمی توان از همپایگی زنجیره مشترک به عنوان آزمونی مجزا بهره برد. از مجموع مباحث تحقیق نیز دریافتیم که با توجه به وجود مثالهای نقض و استثنائات فراوان، نمی توان آزمونهای فوق را ابزاری مطلق برای شناسایی سازه ها در نظر گرفت.
بازنمایی نحوی، معناشناسی وکاربردشناسی فعل های مجاور در زبان فارسی (تحلیلی بر مبنای دستور نقش و ارجاع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گفتار عادی و روزمره ما و به طور کلی در بافت های غیررسمی و محاوره ای با کاربرد ساخت هایی مواجه می شویم که در آن ها دو فعل در کنار هم ظاهر می شوند؛ مانند «کشید بردش»، «گرفت خوابید»، «دارم می روم». هر سه ساخت دارای ویژگی مشترک هم جواری فعل ها هستند که در آن ها یک فعل نقش اصلی و دیگری نقش فرعی دارد. به همین جهت در پژوهش حاضر ذیل عنوان «فعل های مجاور» مورد بررسی قرار خواهند گرفت. نگارندگان معتقدند دستور نقش و ارجاع با قابلیت هایی که دارد به خوبی می تواند از عهده توصیف و تبیین ساخت فعل های مجاور برآید. در این دستور تمام ساخت های زبانی در سه بُعد نحوی، معنایی و کاربردی (ساخت کانونی) بررسی می شوند. بر این اساس، در جستار حاضر نخست به دسته بندی انواع فعل های مجاور، سپس به بحث پیرامون ویژگی های آن ها می پردازیم. در ادامه بازنمایی نحوی، معنایی، ساخت کانونی و در نهایت، طرح واره ساختی فعل های مجاور در زبان فارسی را ارائه خواهیم داد. بازنمایی نحوی شامل ساخت لایه ای بند، سطح الحاق و نوع پیوند است. بازنمایی معنایی نیز در بردارنده بازنمایی منطقی بندها است. ساخت کانونی نیز اشاره به چگونگی توزیع اطلاع در واحدهای تشکیل دهنده ساخت افعال مجاور دارد. تمامی اطلاعات سه بازنمایی مذکور نیز در قالب طرح واره ساختی ارائه خواهد شد.
فضایِ گفتمان در نمایش نامه افول، نوشته اکبر رادی، با تکیه بر تئوری استعاره های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای گفتمان از جمله کلیدی ترین عناصر موجود در انتقال مفاهیم در هر متن نمایشی است. این مقاله بر آن است به این پرسش پاسخ دهد که استعاره ها چگونه می توانند زمینه گفتمان درباره مسائل اجتماعی و تاریخی باشند و چه کارکردی در نمایشنامه به منزله یک فُرم زبانی دارند. بر این اساس از نظرات جورج لیکاف و زولتان کوچش استفاده کرده و نشان داده ایم که چگونه استعاره ها، که ریشه در زبان و فرهنگ دارند، به شکل گیری فضای گفتمان کمک می کنند. لیکاف و کوچش فضای گفتمان را حاصل تعامل میان ذهن، بدن و بافت فرهنگی که کنشگران در آن حضور دارند، می دانند. بنابراین، در یک متن نمایشی ما با ترکیبی از تعامل میانِ ذهن نویسنده و مخاطب و همچنین، تجربه ها و انتزاع هایِ جسمی و ذهنی هر دو روبه رو هستیم. همچنین، بافتی که در آن نمایش نامه شکل می گیرد و بافتی که در آن نمایش نامه فهم می شود عنصری اساسی است. نتایج به دست آمده در این مقاله نشان می دهد که اکبر رادی با استفاده از استعاره ها و زمینه های فرهنگی و تاریخیِ متن، فضای گفتمانی چندگانه و استنباطی را در نمایشنامه افول پدید آورده است. به این شکل که در یک سطح با استعاره هایِ زبانی روبه رو هستیم که در ساختار متن (دیالوگ ها، اتمسفر و شخصیت پردازی) عمل می کنند و در سطحِ بالاتر با استعاره های مفهومی روبه رو هستیم که از طریقِ برقراری روابط میانِ عینیتِ نمایش نامه و تجربه های مخاطب عمل می کند و فضایِ گفتمان متن را در فضایِ ذهن مخاطب ادغام و فضای گفتمانِ تازه ای را پدید می آورد
Exploring EFL Learners’ Attitudes and Beliefs of Task-Based Language Teaching: The Case of EFL Learners Development of Speaking and Writing Skills
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۶, No. ۳, Summer ۲۰۲۱
45 - 70
حوزههای تخصصی:
Although most EFL learners are equipped with a fair command of general English knowledge, they lack the sufficient proficiency required to communicate their thoughts and ideas fluently and accurately. This study was conducted to explore the impact of task-based language teaching (TBLT) on the development of EFL learners’ productive skills. The participants of this study were 25 undergraduate students majoring in English Language and Literature at a State University who had enrolled in a course entitled “Listening and Speaking (I).” The teaching method utilized for this course included three tasks (listening, writing, and speaking), and each task included three phases (pre-task, whilst-task, and post-task). For the purpose of data analysis, the researcher analyzed students’ four oral presentations and four writing assignments quantitatively and qualitatively. Furthermore, an attitude questionnaire was administered and a semi-structured interview was conducted to elicit the participants’ attitudes regarding (TBLT). The findings revealed that all the students could significantly improve their productive skills. Correspondingly, the results of the questionnaire and semi-structured interviews revealed participants’ positive attitudes regarding (TBLT). Students realized that developing their speaking and writing skills was a complex process, and through practicing, they could overcome their problems and enhance their fluency and accuracy.
تأثیر روش تدریس درون دادمحور در مقابل برون دادمحور بر یادگیری و به یاد سپاری واژگان انگلیسی توسط فراگیران خردسال ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
123 - 145
حوزههای تخصصی:
تاکنون مطالعات بسیاری بر چگونگی یادگیری واژه توسط بزرگسالان در زبان دوم به انجام رسیده است. بسیاری از محققان معتقدند یادگیری واژه در بین فراگیران خردسال متفاوت بوده و شیوه های جدید آموزش زبان، مانند روش تکلیف محور که بر استفاده و تولید زبان دوم تأکید دارند، برای این افراد مناسب نیستند. هدف مطالعه حاضر، بررسی تطبیقی دو نوع روش تدریس (درون دادمحور در مقابل برون داد محور) بر یادگیری و به یادسپاری واژگان انگلیسی در میان فراگیران خردسال ایرانی است. 45 زبان آموز 6 تا 7 ساله به 3 گروه کنترل، درون دادمحور و برون دادمحورتقسیم شدند. در روش برون دادمحور، لغات مد نظر با استفاده از تکالیف برون داد محور به شرکت کنندگان آموزش داده شد. اما در روش درون دادمحور، لغات مد نظر به صورت تکالیف درون دادمحور به آن ها ارائه شد و هیچ گونه تولید زبانی از آن ها درخواست نگردید. پس از 4 هفته تدریس، دو نوع آزمون واژگانی (درک شنیداری و تولید) به عنوان پیش آزمون، پس آزمون و پس آزمون تأخیری از آنان گرفته شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که میانگین نمرات پس آزمون و پس آزمون با تاخیر درک شنیداری و تولید گروه درون داد و برون داد با هم یکسان است اما به طور معناداری از میانگین نمرات پس آزمون و پس آزمون با تاخیر گروه کنترل بیشتر است. لذا بر اساس این نتایج می توان این گونه نتیجه گرفت که هر دو روش منجر به افزایش دانش درکی، شنیداری و تولیدی واژگان مد نظر در میان فراگیران گردیده است. به طور کلی، نتایج تأییدکننده نظر لانگ (2015) مبنی بر این نکته است که هر یک از روش های آموزش زبان، نقاط ضعف و قوت خود را دارند و ترکیب مناسبی از همه ی روش ها، با توجه به نیاز و مشخصات زبان آموزان می تواند نتایج مثبتی در پی داشته باشد.
On the Representation of Bloom’s Revised Taxonomy in TOEFL iBT and IELTS Academic(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The main objective of this qualitative-quantitative content analysis study was to compare IELTS Academic and TOEFL iBT four modules in terms of the cognition and knowledge dimensions of Revised Bloom’s taxonomy. To this end, two authentic tests including all major modules of speaking, listening, reading, and writing in each domain, namely iBT TOEFL and IELTS Academic exams were analyzed qualitatively and quantitatively. These tests were randomly selected from the collection of authentic tests available in trustworthy resources. The contents of these tests were codified using a coding scheme developed by Razmjoo and Kazempourfard (2012). In this coding scheme, English alphabets and numbers were assigned to levels of cognition and knowledge, respectively. The results indicated that in general TOEFL iBT codes are more inclined toward the higher orders of thinking and knowledge and the codes are not noticeably divergent; while, the majority of the codes in the IELTS Academic test are skewed toward the lower codes of the BRT. This shows the higher stance of the TOEFL iBT test concerning the higher orders of thinking and knowledge in the BRT. A significant difference was also found between the TOEFL iBT and IELTS Academic tests concerning the highest and the lowest levels of BRT.
The Comparison of the Use of Data-driven Learning in Flipped,, Blended and Conventional Classes on Students’ Grammar Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Today, the use of technology in teaching foreign language has become a matter of considerable interest to language teachers in all over the world. The current study tried to investigate the suitability of data-driven learning in flipped and blended classes vs the conventional ones on students’ grammar learning. To run this study, 48 homogenized students were selected and divided into three groups, including two experimental and one control group, 16 in each. Before the treatment, a grammar pre-test was administered. The two experimental groups received 12 sessions of data-driven instruction in the flipped and blended classes but the control group received grammar instruction based on the textbook. At the end, statistical analysis showed that the participants in both flipped and blended groups had better performance in the post-test. It also was concluded that the usage of data-driven learning had significant impact on both experimental groups. The results of this study can be beneficial for teachers, learners, syllabus designers, managers in learning environments, and policy makers to use data driven learning.
بررسی ویژگی های شیوه ترجمه بین خطّی قرآن: (مورد پژوهی چهار ترجمه متعلق به قرن چهارم تا نیمه قرن ششم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شیوه هایی که درگذشته در ترجمه متونِ وحیانی از جمله انجیل و قرآن مجید به کار می رفت، شیوه ترجمه بین خطّی بود. در این شیوه، مترجمان به دلیل حرمتی که برای متن اصلی قائل بودند به ترجمه حیثیت متنی مستقل نمی دادند و به شکل لفظ به لفظ ترجمه می کردند و ترجمه خود را بین خطوط می آوردند. بااین حال ترجمه های اوّلیّه قرآن کاملاً تحت اللفظی نیست و از ابتکاراتی زبانی برخوردار است که بررسی آنها موضوع این مقاله است. در این تحقیق با استفاده از روش توصیفی‑تحلیلی، به واکاوی مقایسه ای و زبان شناختی چهار ترجمه بین خطّی کهن قرآن در بازه زمانی قرن چهارم تا نیمه قرن ششم هجری پرداخته ایم. این چهار متن عبارت اند از: ترجمه رسمی معروف به ترجمه تفسیر طبری و ترجمه تفسیر ابوالفتوح رازی در بخش آیات، ترجمه قرآن قدس و ترجمه قرآن ری . موارد انتخاب شده در دو حوزه کلّیِ «واژگان» و «نحو» مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که مترجمان به درجات متفاوت به صورت های واژگانی و نحوی متن اصلی وفادار بوده اند. به عبارت دیگر، علی رغم اینکه ترجمه ها درمجموع تحت اللفظی هستند، مجموعه ای از ویژگی های شاخص واژگانی و نحوی دارند که آنها را به متون ارزشمندی تبدیل کرده است. کاربرد معادل های اصیل فارسی در ترجمه تفسیر طبری و در ترجمه قرآن قدس و نیز وجود برابرنهاده ای محلی، عمدتاً گویش سیستانی، در ترجمه قرآن قدس از جمله این ویژگی هاست. در ترجمه تفسیر ابوالفتوح رازی و ترجمه قرآن ری تأثیرپذیری مترجمان از زبان مبدأ در حوزه واژگانی و به خصوص در ترجمه واژگان دخیل بیشتر مشهود است. در حوزه نحوی نیز ترجمه های تفسیر ابوالفتوح رازی و قرآن ری همخوانی بیشتری با اقتضائات نحوی زبان فارسی نشان می دهند.
تأثیر واژگانی زبان فارسی بر کُردی کُرمانجی خراسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی در سرزمین وسیع ایران از دیرباز مورد استفاده بوده و به علّت رسایی، شیوایی و سادگی از نظر دستوری و آوایی، مورد توجّه پادشاهان و درباریان بوده و همواره زبان-های ایرانی دیگر را تحت تأثیر قرار داده است. زبان کُردی که یکی از زبان های مهم ایرانی است به سبب نزدیکی به زبان فارسی و همسایگی با آن زبان و رسمی بودن زبان فارسی در بسیاری از مناطق کُردنشین، مانند دیگر زبان های ایرانی، تأثیرات فراوانی را از زبان فارسی پذیرفته است. یکی از گویش های زبان کُردی که در محیطی فارسی زبان، قرار گرفته و احتمال تأثیرپذیری آن گویش از گویش های دیگر کُردی بیشتر است، گویش کُرمانجی خراسانی است که شاخه ای از کُرمانجی شمالی است. مسأله اصلی در این پژوهش، تأثیر واژگانی زبان فارسی بر گویش کُرمانجی خراسانی بوده است و هدف، شناسایی کیفیّت و میزانِ تأثیر زبان فاسی از نظر واژگانی بر کُردی کُرمانجی خراسانی است و در این راستا از روش تحقیق میدانی- کتابخانه ای و ابزار پرسشنامه و مصاحبه بهره گرفته شده است. از بررسی واژگان مشهور و پرکاربرد کُرمانجی خراسانی، این نتیجه، حاصل شده که زبان فارسی بر این گویش، اثرگذار بوده امّا این تأثیرات، اندک بوده است. از مجموع 342 واژه بررسی شده که در گویش کُرمانجی خراسانی رایج است، تعداد 23 واژه آن از زبان فارسی وام گرفته شده است. بر این اساس، نسبت واژگان فارسی در کُرمانجی خراسانی (6.72%) است. در بررسی کنایات و ترکیبات عامیانه نیز این نتیجه به دست آمده است که بعضی کنایات و ترکیبات عامیانه فارسی، عیناً وارد گویش کُرمانجی خراسانی شده و در بعضی موارد، ترجمه آن ها راه یافته است و گاه، معادل فارسی آن ها به گویش کُرمانجی خراسانی ورود پیدا کرده است؛ به این ترتیب، 40% کنایات و ترکیبات عامیانه، از زبان فارسی، وام گرفته شده و 60% کُردی است.
آمیختگی مفهومی در عناوین خبر سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی عناوین خبری سیاسی روزنامه ابتکار براساس نظریه آمیختگی مفهومی است. این نظریه در چارچوب معنی شناسی شناختی به وسیله فوکونیه و ترنر (2002) مطرح شده است. سازوکار آن بر پایه پیدایش مفهوم و ساختار نوظهوری قرار گرفته است که نظریه های فضای ذهنی و استعاره مفهومی از پس تبیین آن برنیامده اند. این نظریه از چهار درون داد تشکیل شده است که هر کدام از آن ها در شکل گیری معنای نوظهور نقش دارند؛ همچنین در این نظریه انواع شبکه آمیختگی (ساده، آیینه ای، تک حوزه ای و دو حوزه ای) با توجّه به قالب درون دادها معرّفی شده است. نوشتار حاضر پس از معرّفی این نظریه، عناوین سیاسی در روزنامه ابتکار را بررسی کرده است تا کارآمدی نظریه در توصیف و تبیین داده های پژوهش مشخّص شود. به این منظور در نوشتار پیش رو (1000) عنوان خبری بررسی شده است. نتیجه حاصل از پژوهش نشان می دهد که حدود (20%) از عنوان ها دارای آمیختگی هستند. ازلحاظ بسامد وقوع انواع آمیختگی، نوع تک حوزه ای بیشترین بسامد وقوع را دارد به این دلیل که این نوع آمیختگی چهار عنصر سادگی، شفافیت، ارتباط و جذّابیت را دارد؛ بنابراین، نویسنده با کاربرد این نوع آمیختگی افزون بر انتقال اطّلاعات سعی در جذّاب کردن عنوان ها، متقاعدکردن مخاطب و تشویق آن ها به دنبال کردن خبر را دارد؛ همچنین آمیختگی نوع آیینه ای در داده های پژوهش به کار نرفته است، زیرا ساختار این نوع آمیختگی به گونه ای است که در آن دو حادثه در یک قالب معنایی مشترک ولی در دو زمان متفاوت شکل می گیرد. براساس این ساختار، ممکن است احتمال به خاطرآوردن و تطبیق دو حادثه برای خواننده آسان نباشد.
وزن های دوری چندپاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عروض دانان به تفصیل درباره وزن های دوری در اشعار شاعران قدیم فارسی بحث کرده اند، اما در سروده های شاعران جدید، مخصوصا در آثار ترانه سرایان و نوحه پردازان، به اشعاری برمی خوریم که تمامی ویژگی های وزن های دوری را دارند جز اینکه هر مصراع آنها نه از دو نیم مصراع، بلکه از بیش از دو پاره مصراع تشکیل شده است. این قبیل وزن ها را وزن های دوری چندپاره نامیدیم و آنها را به دو دسته وزن های مساوی و وزن های نامساوی تقسیم کرده ایم. مصراع ها در این هر دو گونه وزن، بیش از دو پاره وزنی است، اما این پاره ها در وزن های دوری مساوی، عینا همانند هستند، درحالی که در وزن های نامساوی تغییراتی جزئی با هم دارند. در این مقاله تمام این قبیل وزن ها را از پیکره مفصل پناهی (1395 -1399) استخراج کرده ایم و سپس ویژگی های آنها را شرح داده ایم.
بررسی جایگاه و کاربرد گویش گنابادی از منظر جامعه شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف شناسایی موقعیت اجتماعی گویش گنابادی، از گویش های کهن ایرانی، با بررسی تأثیر مؤلفه های اجتماعی مانند سن، تحصیلات، جنسیت و شهرنشینی بر کاربرد گونه گنابادی در حوزه های مختلف مانند خانواده، مدرسه، هنر، اماکن اداری، کوچه و خیابان، مذهب و سرگرمی انجام پذیرفت. روش، تحلیل حوزه ای و ابزار، پرسش نامه و مصاحبه است. روش نمونه گیری، تصادفی بود که برمبنای آن، حجم نمونه ای متشکل از 240 آزمودنی، از سه رده سنی به تفکیک هر گروه جنسیتی و به صورت مساوی از دو جامعه روستایی و شهری گناباد انتخاب گردید. نتایج پژوهش نشان داد که گنابادی، زبان غالب حوزه های غیر رسمی و به ویژه خانواده است؛ هرچند در حوزه های رسمی تر مانند مدرسه و اداره، فارسی معیار، زبان غالب است. گرایش به استفاده از زبان فارسی در بین زنان بیشتر از مردان، گروه سنی جوانان بیشتر از دیگر گروه های سنی، تحصیل کردگان بیشتر از غیرتحصیل کردگان، شهر نشینان بیش از روستاییان در تمامی حوزه هاست. پس می توان گفت که گنابادی روند تدریجی زوال را در پهنه خراسان بزرگ طی می کند.
A Comparative Study of COVID-19-Related Native and Nonnative News Headlines in Terms of Rhetorical Devices(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۸, Spring & Summer ۲۰۲۱
245 - 261
حوزههای تخصصی:
News headlines like other pieces of writings use rhetorical devices. They are regarded as the initial informative and persuasive part of news stories. The goal of the present study was to analyze COVID-19-related native and non-native news headlines chosen from two main online news websites in Iran and England in terms of number and degree of utilization of sub-types of rhetorical devices. To this end, the 6-week corpus including 489 headlines relevant to corona-virus news (282 headlines selected from the BBC and 207 from the Tehran Times) were analyzed. Shams (2013) and Picello (2018) taxonomies were used to analyze all news headlines. The findings showed that ten rhetorical devices were found in these headlines. Alliteration was used most frequently, following closely behind were metonymy, rhyme, rhetorical question, depersonalization, hyperbole, metaphor, pun, cliché, and euphemism. Both alliteration and metonymy were frequently used in the headlines of the news stories. However, just simile and allusion were found in the Tehran Times headlines, but not with high frequency. The findings can provide insights into the understanding of rhetoric-specific conventions in news headlines for ELT teachers and students. Also, English teachers can use news headlines as authentic teaching materials in their language classrooms.
Text complexity of reading comprehension passages in the National Matriculation English Test in China: The development from 1996 to 2020
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۱, Issue ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۱
142 - 167
حوزههای تخصصی:
This study examined the development of text complexity for the past 25 years of reading comprehension passages in the National Matriculation English Test (NMET) in China. Text complexity of 206 reading passages at lexical, syntactic, and discourse levels has been measured longitudinally and compared across the years. The natural language processing tools used in the study included TAALES, TAALED, TAASSC, and TAACO. To compare the differences across the years at various levels of text complexity, ANOVA and MANOVA tests were conducted. The results suggested that lexical level text complexity revealed the most evident changes throughout the years, lexical sophistication, density, and diversity levels of the most recent years of reading passages have increased remarkably compared to the early years. The syntactic level text complexity indicated a moderate elevation toward the recent years of reading passages. For the discourse level text complexity, regarding cohesion, insignificant fluctuation occurred throughout the years and the general trend was not necessarily increasing. Combined, the results indicated that text complexity of the reading comprehension passages in the NMET over the past 25 years had been steadily increasing by including more low frequency and academic vocabulary, diversifying vocabulary in the passages, and complicating sentence and grammatical structures. The results were further examined against the general curriculum standards and guidelines to analyze whether the changes were reflected in the policies. It showed that the exams required a much larger vocabulary size than the number indicated in the guidelines, suggestions for test designers and pedagogical practices were provided accordingly.
دگردیسی نشانه معناشناختی «شایعه» در نظام های گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
143 - 166
حوزههای تخصصی:
پژوهشِ حاضر، ساز و کار نشانه معناشناختیِ پدیده «شایعه» را در بسترِ یک گفتمانِ عامیانه بررسی می کند. بر پایه یافته های پژوهش، شایعه، گفته ای است که بر اثر نقصانِ معنایی در پایگاه حسی-ادراکی سوژه گفته پرداز به صورت اتفاقی تولید می شود. سه عنصر سوژگانی در شایعه دخیل اند: سوژه کنش پذیر، سوژه اثرپذیر و سوژه اثرگذار. سوژه کنش پذیر، شایعه را تولید می کند، سوژه اثرپذیر زمینه را برای گسترش آن فراهم می کند و سوژه اثرگذار آن را با برنامه ریزی آگاهانه مدیریت می کند و از بین می برد. سوژه های کنش پذیر و اثرپذیر به حوزه عمومی و سوژه اثرگذار به حوزه خاص و حرفه ای تعلق دارند. سوژه اثرپذیر با رویکرد گزینشی و بسته، در برخورد با شایعه واکنشی هیجانی نشان می دهد اما سوژه حرفه ای با رویکرد عقلانی و باز، از طریق مفاهمه شایعه را مدیریت می کند. توانِ شناختی و فشاره عاطفی کنشگران و کنش های آنان با نظام های ارزشی رابطه علی-معلولی دارد. شناختِ محدود و تنش عاطفی شدید، نظام ارزشی بسته؛ و شناخت گسترده و تنش عاطفی پائین، نظام ارزشی باز را ترسیم می کند. نظام گفتمانی تصادفی در آغاز و نظام گفتمانی برنامه مند در پایان فرایند دگردیسی شایعه قرار دارد. عوام (مردم عادی)، به سبب نداشتنِ شناخت و آینده نگری، از الگوی منطق دیجیتال بهره می گیرند. این رویکرد، مانع دگرگونیِ نظام تصادفی به سمت نظام منطقی می شود و ویژگی مخاطره آمیز آن را تثبیت و تقویت می کند اما نخبگان و افراد کارشناس، از منطق آنالوگ پیروی می کنند و فرایند تحول نشانه ها را به تدریج به سمت کنترل، برنامه مندی و منطق هدایت می کنند.
مقدمه ای بر اخلاق در آموزش زبان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تایید اهمیت بعد اخلاقی در زمینه های مرتبط با آموزش و یادگیری زبان های خارجی است. این بعد اخلاقی می تواند در حیطه های مختلف و خاص با مدرسان و زبان آموزان ارتباطی نزدیک و پیچیده داشته باشد. در حقیقت، به دلیل ماهیت اخلاقی روابط انسانی و کلاً زبان طبیعی، تاکید بر اهمیت مولفه های اخلاقی در آموزش زبان خارجی مشروعیت یافته است. نویسنده جهت تاکید بر ماهیت اخلاقی زبان، به اندیشه های عمیق فیلسوف فرانسوی، امانوئل لویناس، اشاره می کند. به این ترتیب، این بررسی دو هدف مشترک را دنبال می کند: در وهله اول، ارائه نمایی انسان گرایانه از تفکرات صورت گرفته درباره مسائل اخلاقی در اصول آموزشی زبان های خارجی، و در وهله دوم، طرح چند پیشنهاد جهت توسعه این تفکرات اخلاقی. تحلیل تاریخی ما امکان روشن شدن این واقعیت را برایمان فراهم کرد که مسئله اخلاق در آموزش و یادگیری زبان های خارجی از دیرباز بر ادراکی بیشینه گرا از مفهوم اخلاق و نیز بر طرحی سیاسی مبتنی بوده که تا حد زیادی از فعالیت های واقعی مدرسان زبان حذف شده است.تاریخی ما امکان روشن شدن این واقعیت را برایمان فراهم کرد که مسئله اخلاق در آموزش و یادگیری زبان های خارجی از دیرباز بر ادراکی بیشینه گرا از مفهوم اخلاق و نیز بر طرحی سیاسی مبتنی بوده که تا حد زیادی از فعالیت های واقعی مدرسان زبان حذف شده است.