تحلیل استعاره مفهومی«عشق، شهر است» در غزلیات سعدی بر اساس رویکرد معنی شناسی شناختی لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کهن نامه ادب پارسی سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۱)
267 - 294
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه استعاره مفهومیِ لیکاف و جانسون استعاره مفهومی به معنای ادراک مفهوم عینی یک پدیده از حوزه «مبدأ» و انتقال آن به یک مفهوم ذهنی در حوزه «مقصد» است و به عناصر پیوند میان این دو حوزه «نگاشت» می گویند. عشق از مهم ترین احساسات در زندگی بشری و شیوه نگرش به آن یکی از موضوعات مهم در ادبیات منظوم و منثور است. هدف این پژوهش تحلیل استعاره مفهومی «عشق» در غزل های سعدی را با رویکرد زبان شناسی شناختی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با توجه نظریه جرج لیکاف و جانسون زیر استعاره های معنایی در پیوند با استعاره« عشق شهر است» را استخراج و تحلیل می کند. با استخراج نگاشت ها و تحلیل کیفی استعاره های مفهومی «عشق، شهر است» در غزلیات سعدی این نتیجه به دست آمد که شاه، فرمانروای شهر عشق در غزل سعدی است؛ فرمانروای عشق در غزل سعدی جنبه ای اقتدارگرایانه دارد و هرگاه بر جان و دل عاشقان سایه افکند بر آنان چیره می شود و آنان را به اسارت خویش می آورد و سعدی، عقل را به شهر خود راه نمی دهد. در ادراک سعدی، کالای بازار عشق، کالای ناروا و بی ارزش جان است.