ارائه مدل مفهومی برای «ازخودبیگانگی مثبت»، مبتنی بر تحلیل هستی شناختی و معرفت شناختی از تبیین های فلاسفه و متفکران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
469 - 503
حوزههای تخصصی:
ازخودبیگانگی، از مباحث مهم پیرامون وجود انسان است. بررسی آثار اندیشمندان، تحلیل های حائز اهمیتی در باب از خودبیگانگی در اختیار ما قرار می دهد. در پژوهش حاضر، مسئله این است که با تحلیل ارتباط تبیین های مختلف در آرای فلاسفه و اندیشمندان اسلامی (بر محور ارتباط هستی شناختی و معرفت شناختی این تبیین ها)، چه مدل مفهومی ای برای «از خود بیگانگی مثبت» قابل استخراج است؟ روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. بر اساس اینکه «از خودبیگانگی» در مقابل چه چیزی باشد، دو تبیین از منظر اندیشمندان اسلامی قابل احصا است: 1- تبیین اول[GPA]، از خودبیگانگی مثبت در مقابل خداوند (انسان در مقابل خداوند، همه آنچه را که دارد، تقدیم کند)؛ 2- تبیین دوم [SPA]، ازخودبیگانگی مثبت در مقابل خودِ عالی (حرکت از خود دانی به خود عالی). ارتباط این دو تبیین برای «از خود بیگانگی»، در دو بُعد قابل بررسی است: الف- بُعد هستی شناختی (بر محور نسبت خداوند با انسان به عنوان علت غایی و علت ایجادی). ب- بُعد معرفت شناختی (رابطه بر اساس تلازم شناختی). در نهایت، مدل مفهومی «ازخودبیگانگی مثبت» استخراج گردید. در نهایت، نکته حائز اهمیت این است که با توضیحاتی که تقدیم شد، در اندیشه اسلامی، «از خودبیگانگی مثبت» امری نامطلوب شناخته نمی شود بلکه مطلوب و مورد توصیه می باشد.