مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۰۱.
۲۰۲.
۲۰۳.
۲۰۴.
۲۰۵.
۲۰۶.
۲۰۷.
۲۰۸.
۲۰۹.
۲۱۰.
۲۱۱.
نظام آموزشی
حوزههای تخصصی:
آموزش تاریخ، به عنوان یکی از اساسی ترین بخش های نظام های آموزشی، ظرفیت بالایی برای تقویت ارزش های اخلاقی و تربیت شهروندان مسئولیت پذیر دارد. با این حال، در بسیاری از موارد، این حوزه آموزشی به انتقال صرف اطلاعات تاریخی محدود شده و از پرداختن به پیامدهای اخلاقی وقایع گذشته غفلت می شود. این امر در جوامع امروزی که با بحران های اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی مواجه اند، ضرورت بازنگری در رویکردهای آموزشی تاریخ را دوچندان کرده است. پژوهش حاضر با طرح این پرسش که چگونه می توان از آموزش تاریخ برای تقویت ارزش های اخلاقی در نظام های آموزشی بهره برد؟ با روش توصیفی-تحلیلی و اتکا به منابع کتابخانه ای به بررسی ابعاد و راهکارهای پیوند تاریخ و اخلاق می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تاریخ، با ارائه زمینه های واقعی از تصمیم گیری ها و پیامدهای آن ها، می تواند بستری مناسب برای درک اصول اخلاقی، تحلیل پیامدهای تصمیمات گذشته و پرورش تفکر انتقادی باشد. همچنین، معلمان، با ایفای نقش تسهیل گر و بهره گیری از روش های تدریس نوآورانه، می توانند ارزش های اخلاقی را از دل وقایع تاریخی استخراج و به دانش آموزان منتقل کنند. برنامه های درسی با تأکید بر پیامدهای اخلاقی، تربیت معلمان با رویکرد اخلاق محور و استفاده از فناوری های نوین در آموزش تاریخ، می تواند به ارتقای کیفیت آموزش و تقویت پیوند میان تاریخ و اخلاق کمک کند. این مقاله گامی در جهت تربیت نسل هایی آگاه، مسئولیت پذیر و اخلاق مدار است که بتوانند در مواجهه با چالش های اجتماعی و اخلاقی، تصمیمات آگاهانه تری اتخاذ کنند
شناسایی ابعاد ویژگی های معلم در مدیریت کلاس درس بر مبنای آیات مرتبط با مدیریت پیامبراسلام در قرآن و ارائه مدل پیشنهادی برای دانشجومعلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد و ویژگی های معلم در مدیریت کلاس درس بر مبنای آیات مرتبط با مدیریت پیامبر اسلام(ص) در قرآن و ارائه مدل پیشنهادی برای دانشجومعلمان می باشد. در این پژوهش که از نوع تحقیقات کیفی است، از تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل تمامی ۶۲۳۶ آیه قرآن کریم بوده و نمونه پژوهش، آیاتی که به طور مستقیم به گفتگوی خداوند با حضرت محمد(ص) به عنوان مدیر و رهبر جامعه اسلامی می پردازد، به صورت نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده اند. در مرحله بعد، با مطالعه مجدد و مکرر آیات انتخابی و بررسی تفسیر نور (بخش پیام آیات)، آیاتی که به موضوع مدیریت و به ویژه مدیریت کلاس درس مرتبط بودند، گزینش شدند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که ویژگی های معلم در مدیریت کلاس براساس آموزه های قرآنی شامل سه بعد اصلی است: بُعد فردی، بُعد اجتماعی و بُعد رهبری. بُعد فردی به ویژگی های اخلاقی، رفتاری و اعتقادی معلم پرداخته و بر ضرورت پرهیز از صفات منفی تأکید دارد. بُعد اجتماعی شامل روش های تربیتی، روابط اجتماعی و تعاملات مثبت و منفی در محیط کلاس است که نشان دهنده اهمیت ایجاد فضای تعاملی و محترمانه در کلاس می باشد. در نهایت، بُعد رهبری به ویژگی های یک معلم به عنوان یک رهبر آموزشی پرداخته و وظایف او را در هدایت، الگودهی و هدایت معنوی دانش آموزان مشخص می کند. این پژوهش با ارائه مدلی برگرفته از قرآن کریم، چارچوبی ارزشمند برای معلمان فراهم کرده است تا با بهره گیری از آموزه های قرآنی، در ساحت مرتبط با ویژگی های معلم در کلاس درس، به شیوه ای کارآمدتر و انسانی تر مدیریت کنند. همچنین، یافته ها می توانند مبنای سیاست گذاری های آموزشی قرار گیرند و به توسعه روش های تربیتی مبتنی بر تعالیم اسلامی کمک کنند.
فراترکیب مؤلفه های مدیریت اثربخش در تقویت سبک زندگی اسلامی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی-توسعه ای بوده و با هدف فراترکیب مؤلفه های مدیریت اثربخش در تقویت سبک زندگی اسلامی دانش آموزان انجام شده است. بدین منظور در بخش کیفی پس از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی، در بازه زمانی سال 1390 تا 1403 شمسی و 2010 تا 2025 میلادی، تعداد 43 مقاله در زمینه مدیریت اثربخش و تقویت سبک زندگی اسلامی، ارزیابی گردیده و در نهایت 30 مقاله به روش هدفمند انتخاب و تحلیل شدند. جامعه مشارکت کنندگان جهت اولویت بندی مولفه ها شامل مدیران مدارس دوره متوسطه است که به روش هدفمند 12 نفر در این مطالعه مشارکت کردند. برای گردآوری داده ها از مطالعات داخلی و خارجی و پرسشنامه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب های معرفتی و ارزشی اسلام می تواند تأثیراتی بر رویکردهای فردی دانش آموزان داشته باشد. با این حال، در چارچوب اسلامی، مدیریت اثربخش باید به گونه ای طراحی شود که توازنی مطلوب بین آزادی های فردی و اصول دینی ایجاد کند. روش ها و اهداف آموزشی به ویژه در زمینه ارزشیابی آموزشی، زمانی که با توجه به ارزش های اسلامی تنظیم شوند، می توانند نقش اساسی در هدایت دانش آموزان به سمت یادگیری اخلاقی و ارتقاء تعامل اجتماعی بر پایه ارزش های اسلامی ایفا کنند. علاوه بر این، استفاده از روش های آموزشی نوین و توجه به عوامل اجتماعی-فرهنگی، محیطی آموزشی را فراهم می آورد که در آن دانش آموزان می توانند به طور مؤثر فناوری های روز را با آموزه های اسلامی ترکیب کنند. در نهایت، بهره گیری از اعتقادات مذهبی و سبک زندگی ایرانی-اسلامی، در کنار مدیریت اثربخش، می تواند دانش آموزان را به تحقق آرمان های اخلاقی و دینی سوق دهد.
عوامل مؤثر بر کارآفرینی آموزشی در نظام دانشگاهی (مورد مطالعه: دانشگاه فرهنگیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر آموزش کارآفرینی در نظام دانشگاهی انجام شد. این پژوهش بر مبنای هدف، در ذیل پژوهش های کاربردی است که به روش کیفی انجام شده است. مشارکت کنندگان پژوهش، شامل کلیه خبرگان و فعالان بخش کارآفرینی دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1399-1400 بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 19 نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. اعتبار ابزار اندازه گیری داده ها با استفاده از روش توافق کدگذاران مورد تأیید واقع شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار MAXQDA12 استفاده شد. نتایج پژوهش، بیانگر این بود که عوامل مؤثر بر آموزش کارآفرینی در نظام دانشگاهی در دانشگاه فرهنگیان را می توان در قالب 4 عامل (زمینه ای، عوامل علّی، استراتژی ها و عوامل مداخله گر) و 11 مؤلفه (عوامل اجتماعی- فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل نهادی، راهبردی، مدیریتی، حمایت و پشتیبانی، جذب و بکارگماری، توانمندسازی، انگیزشی، تقویت اکوسیستم کارآفرینی و دانشگاهی) و 223 شاخص طبقه بندی کرد.
طراحی الگوی رهبری بصیر مبتنی بر تعالی سازمانی در نظام آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی الگوی رهبری بصیر مبتنی بر تعالی سازمانی در نظام آموزشی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر نوع داده، گراندد تئوری (از نوع طرح سیستماتیک) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از رؤسای ادارات اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان البرز می باشد و نمونه ها با توجه به سیر شکل گیری تئوری و بر اساس قاعده اشباع نظری به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج پژوهش طبق روش گراندد تئوری که هر مدل شامل 6 جز اصلی است، شامل مقوله های علی: عامل شناخت چشم انداز و آینده نگری، عامل توجه به بهسازی منابع انسانی، عامل توسعه مشارکت در امور و عامل مدیریت کیفیت و ارزیابی. شرایط مداخله گر: چالش های منابع انسانی و چالش های درون-برون سازمانی. مقوله محوری: توجه به منابع انسانی و ساختار سازمان، مدیریت تغییر و بهسازی سازمان و شفافیت چشم انداز و استراتژی سازمان. بسترهای این مدل عبارتند از: بسترهای بهسازی منابع انسانی و بسترهای سازمانی. راهبردها عبارتند از: راهبردهای سیستمی و تمرکززدا، راهبردهای توانمندساز منابع انسانی و راهبردهای ارزیابانه و نظارتی. پیامدها نیز عبارتند از: پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی می باشد.
الگوی ارتقای کیفیت و اثربخشی نظام آموزشی پلیس در تحقق صیانت پیش رویدادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۰
67 - 100
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بالابردن کیفیت و اثربخشی نظام آموزشی در تحقق صیانت پیش رویدادی می تواند امنیت و آمادگی پلیس را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. فقدان تحقیقات جامعی که ارزیابی کند نظام های آموزشی تا چه اندازه کارکنان پلیس را به دانش و مهارت های مورد نیاز برای تحقق صیانت پیش رویدادی مجهز می کنند، وجود دارد. این مطالعه با هدف ارایه الگوی ارتقای کیفیت و اثربخشی نظام آموزشی پلیس در تحقق صیانت پیش رویدادی انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع داده، کیفی و بر اساس نظریه پردازی داده بنیاد می باشد. جامعه آماری شامل متخصصان آموزش منابع انسانی، صاحب نظران دارای سابقه برنامه ریزی، اجرایی و کارشناسان خبره حوزه آموزش منابع انسانی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، تکنیک گلوله برفی و نمونه گیری نظری با اصل اشباع نظری، 12 شرکت کننده انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده ازکُدگذاری باز، محوری، و انتخابی انجام شد. نتایج تحلیل داده ها، حاکی از 16 مقوله کلی است که در چارچوب مدل پارادایمی شامل: شرایط علی(ارتقاء دانش نظری، آموزش های پیشگیرانه و مهارت محور، توانایی های تحلیلی و تصمیم گیری و فرهنگ سازمانی)، پدیده محوری(کیفیت و اثربخشی نظام آموزشی در تحقیق صیانت پیش رویدادی)، راهبردها(رویکرد جامع و نظامند، استفاده از فناوری های نوین، مدیریت راهبردی، رهبری موثر و توسعه حرفه ای)، شرایط مداخله گر(عوامل سازمانی، عوامل انسانی)، شرایط زمینه ای( استانداردسازی آموزش، منابع کافی و موجود، فرهنگ و جو مناسب سازمانی) و پیامدها(پیامدهای سازمانی و پیامدهای فردی)تحلیل شدند. نتایج: الگوی طراحی شده نشان داد آموزش موثر در تحقق صیانت پیش رویدادی نیازمند یک رویکرد جامع است که کیفیت مربی، محیط آموزشی، انگیزه کارآموز و زمینه خطر خاص را در نظر می گیرد. فرماندهی انتظامی باید بر ایجاد برنامه های آموزشی جذاب و متناسب با زمینه تمرکز کنند و روی مربیان با کیفیت بالا سرمایه گذاری کنند تا تأثیر تلاش های آموزشی خود را بر فرهنگ و عملکرد صیانت پیش رویدادی به حداکثر برسانند.
نظام آموزشی و نسبت آن با دیوان سالاری ایران در دوره رضاشاه پهلوی (1304-1320)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
1 - 30
حوزههای تخصصی:
نظام اداری و نهاد آموزشی دو عامل مهم فرهنگی در ایجاد و استحکام حکومت های قرن بیستم هستند که تاکنون موضوع تحلیل ها و توصیف های بسیار بوده اند. بیشتر این تحلیل ها به دنبال معرفی و بررسی ابعاد مختلف هر یک از این نظام ها بودند و پیوند این دو نهاد در بسیاری از این پژوهش ها مغفول مانده است. در ایران دوره رضاشاه، نظام اداری که در مسیر تغییر و تحول قرار گرفت، پیش از هر چیزی به افراد و کارکنان جوان، تحصیل کرده و متخصص نیاز داشت تا جایگزین دیوان سالاران قدیم شوند. یک هدف مهم از اصلاحات آموزشی در این دوره، علاوه بر بهبود فرهنگ و افزایش سطح سواد، تأمین قشر کارمند جدید بود که بررسی این موضوع و ارتباط دو نهاد آموزش و دیوان سالاری، مسئله اصلی نوشتار حاضر است؛ بر این اساس، نوشتار حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع اسنادی - کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این پرسش است که رابطه نظام اداری با نهاد آموزش در دوره رضاشاه پهلوی (1304-1320)، چه نقشی در موضوع استخدام دولتی داشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که پیوند نظام آموزشی با نظام اداری در این دوره بستر تحول نظام اداری را فراهم کرد، سیاست ها و برنامه های آموزشی در این دوره ابزاری برای تأمین کارکنان دولت بود و امر آموزش زمینه ای به وجود آورد که افراد پس از گذراندن دوره های تحصیلی به بدنه نظام اداری وارد شوند.
جستاری انتقادی بر خصوصی سازی آموزش و پرورش از دیدگاه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوقی معاصر سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
199 - 225
حوزههای تخصصی:
آموزش و پرورش در توسعه کشور نقش بسزایی دارد. از این رو، دولت ها مکلف اند در برنامه ریزی های آموزشی موازینی را لحاظ دارند، به نحوی که کمیت و کیفیت مطلوب آموزشی تأمین گردد. در این راستا حق بر دسترسی برابر به امکانات آموزشی هم سطح و دور از هرگونه تبعیض ناروا را می توان زیربنای تحقق عدالت آموزشی دانست. برخورداری از حق بر دسترسی به امکانات آموزشی برابر و هم سطح باید در کلیه ابعاد آموزشی ازجمله امکانات مادی و نیروی انسانی کارآمد و شایسته نیز تسری یابد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصول نوزدهم و بیستم با قائل شدنِ منزلت و حقوقِ برابر برای همگان، به تساوی عموم در برابر قانون تصریح دارد و این به آن معناست که باید تبعیض ناروا در تمام شئونات انسانی ازجمله در مسائل آموزشی ازمیان برداشته شود. بنابراین، دولت حق ندارد هیچ گونه تبعیضی بین افراد ملت قائل شود. در این راستا، مطابق اصل سی ام قانون اساسی که آموزش و پرورش را برای همه مردم به صورت رایگان مقرر داشته است، تأسیس مدارس خصوصی به نحوی که در حال حاضر اجرا می شود، نه تنها با اهداف و اصول قانون اساسی- که مشعر بر نفی تبعیضات ناروا است- مغایرت دارد، بلکه به گسترش شکاف طبقاتی در جامعه منجر شده، برخورداری از امکانات مطلوب آموزشی را به دارندگان تمکن مالی محدود می کند. این نوشتار با نگاهی تحلیلی- انتقادی تأسیس مدارس غیردولتی را در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بررسی کرده و به این نتیجه رهنمون شده است که بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تأسیس مدارس خصوصی به شکلی که هم اکنون در کشور انجام می شود به دلیل ایجاد نابرابری های آموزشی به هیچ عنوان موجه نیست.
بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران: مرور نظام مند (1403-1381)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
26 - 50
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه به بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در جوامع آموزشی ایران، در بازه ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۳ می پردازد . چارچوب نظری پژوهش بر پایه نظریه های تفکر انتقادی استوار است که بر اهمیت این مهارت به عنوان توانایی تحلیل، ارزیابی و بازسازی تفکر برای دستیابی به تصمیم سازی منطقی تأکید دارند؛ و آن را از ارکان اصلی آموزش مدرن و پیش نیاز توسعه فردی و اجتماعی برمی شمارند. روش: این مطالعه به شیوه مروری و از نوع نظام مند (مرور سیستماتیک)، با تمرکز بر پرسش کلی «وضعیت مهارت های تفکر نقادانه در جوامع آموزشی ایران، با محوریت محیط های دانشگاهی چگونه است؟» شکل می گیرد. پژوهش های انجام شده در حوزه سنجش مهارت های تفکر انتقادی، بدون محدودیت زمانی، در پایگاه های اطلاعاتی Magiran، Irandoc، Science Direct، PubMed، Scopus، Web of Science، IranMedex، Google Scholar،Elsevier، SID، علم نت و سایر پایگاه های معتبر به دو زبان فارسی و انگلیسی شناسایی و بررسی شدند. بدین منظور کلیدواژگان اصلی «تفکر انتقادی»، «تفکر نقادانه»، «سنجش مهارت ها»، «ارزیابی» و «ایران» با استفاده از عملگرهای OR و AND مورداستفاده قرار گرفت. از مجموع 575 مقاله پس از حذف موارد تکراری، غیر مرتبط و اعمال معیارهای ورود و خروج، در نهایت 94 مقاله وارد مطالعه شده و داده های مستخرج به صورت توصیفی-ترکیبی و با سنتز نظام مند تحلیل شدند. یافته ها: مرور نظام مندِ مطالعات، نشان می دهد سطح مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران ضعیف است. بررسی نمرات در 23 سال گذشته، تغییرات معناداری در بلندمدت نشان نمی دهد. سطح مهارت ها در طول بیش از دو دهه اخیر نه تنها بهبود نیافته، بلکه ثبات نسبی در سطح پایین را نشان می دهد. نمرات پایین تفکر انتقادی دانشجویان در سال اول دانشگاه، ضعف نظام آموزشیِ پیش از دانشگاه در پرورش مهارت را تأیید می کند. تفاوت قابل توجهی میان نمره سطوح ورودی و خروجی دانشگاه ها مشاهده نمی شود و تفکر انتقادی در سطوح مختلف تحصیلی توسعه نمی یابد که مؤید نارسایی نظام آموزشی کشور در پرورش مهارت، از سطوح پایین تر تا سطوح عالی است. نتیجه گیری: توسعه تفکر انتقادی باید از اولویت های اصلی نظام آموزشی ایران شود. بازنگری در شیوه های آموزشی فعلی؛ و آموزش صریح و سازمان یافته این مهارت ها در سطوح مختلف آموزشی ضروری است. تکیه بر مطالعات طولی برای سنجش مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان در تمامی رشته ها؛ و همچنین توسعه ابزارهای استاندارد و بهینه سنجش متناسب با فضای دانشگاهی پیشنهاد می شود.
پدیدارشناسی تجارب زیسته دانش آموزان افغانستانی از نظام آموزشی ایران (مورد مطالعه: پایه ششم ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
255 - 276
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین پدیدارشناسانه تجارب دانش آموزان افغانستانی در نظام آموزشی ایران بود. رویکرد پژوهش، کیفی و از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. به منظور دست یابی به نمونه پژوهش، از نمونه گیری ملاکی استفاده شد. ملاک ورود، افغانستانی بودن و اشتغال به تحصیل دانش آموزان در پایه ششم دبستان های شاهرود بود. از این جهت پایه ششم انتخاب شد که پژوهشگر بتواند داده های بهتری به دست آورد. پایه ششم بودن، این امکان را به پژوهشگر می داد تا بتواند تجربه شش سال تحصیل دانش آموز افغانستانی را در مدارس ایران احصا کند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه ها با ۱۲نفر به اشباع رسید اما تا ۱۵ نفر هم ادامه پیدا کرد تا داده ها از اعتماد و اعتبار قابل قبولی برخوردار باشد. داده های به دست آمده بر اساس روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل حاصل از مصاحبه ها حاکی از ۶ مضمون اصلی از جمله چالش های کژتابی اداری-قانونی، ترومای روانشناختی، آسیب تعارض نگهداشت زبان و زبان جدید، آسیب اجتماعی، تبعیض ومشکلات اقتصادی و ۲۶ زیرمضمون می باشد. یافته های این پژوهش می تواند در سیاستگذاری های نهاد آموزش رسمی ایران قابل اتکا باشد. پیشنهاد مهم و مشخص این پژوهش توجه به یافته ها و تصمیم گیری براساس این یافته هاست، تا شاید بتوان در فرایند بهبود امور مربوط به دانش آموزان افغانستانی شاغل به تحصیل در ایران، قدم هایی برداشت.
طراحی و تبیین نظام آموزش مدرسه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از پشتوانه های اساسی در بحثِ علوم انسانی، نظریات و دیدگاه های اندیشمندان و بزرگان فلاسفه است. در بین آرای فلسفی، حکمت متعالیه نقش پررنگی دارد چرا که ژرف گونه به شناخت خدا، انسان و هستی پرداخته است که می توان دلالت های تربیتی اصیل از مبانی فکری و فلسفی آن برای نظام تعلیم و تربیت به طور عام و ساختار آموزش مدرسه ای به طور خاص استخراج نمود. از این رو پژوهش حاضر کاربردی و هدف آن طراحی الگوی نظام آموزش مدرسه ای بر مبنای اندیشه ها و آرای فلسفی ملاصدرا است. برای رسیدن به هدف پژوهش از رویکرد کیفی-اسنادی و روش استنتاج و تحلیل محتوای استقرایی استفاده شد. جامعه مورد نظر را کلیه اسناد و مدارک مرتبط با کلیدواژگان فلسفی ملاصدرا و علوم تربیتی در پایگاه های علمی و سایت های مرتبط علمی- پژوهشی و انتشاراتی و کتاب خانه های عمومی بخش مرجع تشکیل داد؛ که با بررسی های اکتشافی اولیه تعداد 51 سند به دست آمد که از طریق نمونه گیری هدفمند به 20 سند تقلیل یافت. در نهایت، 171 خرده مقوله در زیر 15 مقوله میانی جایابی شدند. سپس، مقولات میانی در هشت مقوله اصلی به نام های متعلم صدرایی، معلم صدرایی، هدف صدرایی، برنامه و موضوعات درسی صدرایی، روش تدریس صدرایی، یادگیری صدرایی، مدیریت آموزشی صدرایی و رهبر آموزشی صدرایی دسته بندی شدند. برای سنجش پایایی، از ضریب هولستی (89 درصد) بهره گرفته شد. در پایان به ارائه مدل مفهومی و بحث و نتیجه گیری پرداخته شد.