مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۲۱.
۱۲۲.
۱۲۳.
۱۲۴.
۱۲۵.
۱۲۶.
۱۲۷.
۱۲۸.
۱۲۹.
صفویان
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
57 - 84
حوزههای تخصصی:
تصوف عامیانه یا غیرشهری به عنوان یکی از جریان های صوفیانه مهم در آناتولی دوره عثمانی، از آغاز شکل گیری حکومت عثمانی در جامعه و دولت عثمانی حضور پررنگی داشت. از حدود نیمه قرن نهم هجری به تدریج، مشروعیت حاکمیت عثمانی ها در میان پیروان تصوف عامیانه کم رنگ شد. اگرچه سیاست های عثمانی نسبت به ترکمانان کوچ نشین و نیمه کوچ نشین آناتولی که پیرو این جریان صوفیانه بودند، در واگرایی آن ها از عثمانی ها نقش مهمی ایفا کرد، اما جذابیت های موجود در نهضت صفویان نیز، در گرایش آن ها تأثیرگذار بود. اینکه مهم ترین عوامل تاریخی مؤثر در همگرایی ترکمانان صوفی مسلک آناتولی با صفویان چه بوده اند، یافته ها حاکی از آن است که گرایشِ ترکمانان مذکور به دعوت صفویان ریشه در وابستگی معنوی ایشان به طریقت صفویه و عوامل ایجابی موجود در نهضت صفوی داشت. در واقع، طریقت صفوی در دوره رهبری خواجه علی، وجهه عامیانه و عامه پسند به خود گرفت. این تحول از عوامل مهمِ گرایش عمده پیروان تصوف عامیانه به صفویان بود. با تبلیغات خلفای صفویان در آناتولی، ترکمانان زیادی بنابر عوامل ایجابی موجود در دعوت آن ها مانند غزا و جهاد، سیادت صفویان، توجه و احترام آن ها به هویت و زبان ترکی جذب شده و درنهایت یاریگر مرشدشان اسماعیل میرزا در تشکیل حکومت صفویه شدند. شواهد مختلف نشان می دهد حروفیه که پیش از انتشار در آناتولی، با صفویان پیوند خورده بودند با ارتباطی که در قرن نهم هجری با بکتاشیان یافتند زمینه ساز اتصال آن ها به صفویان شده اند. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی در پی واکاوی عوامل مؤثر بر این همگرایی خواهد بود.
تأثیر مجادلات نظامی بر پیدایش تشابه در تشکیلات نظامی عثمانی و صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
۶۲-۳۹
حوزههای تخصصی:
در ساختار نظامی عثمانی و صفوی تشابهات بسیاری وجود داشته که گرته برداری و اقتباس، در کنار عوامل مختلف، جایگاه ویژه ای در پیدایی این مشابهت ها داشته است. اقتباس از طریق داده هایی که به اَشکال مختلف به سرزمین های مجاور منتقل می شد، انجام می گرفت. هر یک از این اَشکال اقتباس و انتقال اطلاعات، سهمی در ایجاد همسانی ها داشته اند که در این میان، گمانه بهره گیری از نتایج مجادلات نظامی در پیدایی تشابه در تشکیلات نظامی، جایگاه مهمی می تواند داشته باشد. در این پژوهش تلاش شده است تا چگونگی تأثیرگذاری نتایج و برآیندهای مجادلات نظامی در پیدایش تشابه در ساختار نظامی عثمانی و صفوی به عنوان مسئله تحقیق مورد بررسی قرار گیرد. دستاورد پژوهش نشان می دهد که اسارت فرماندهان و متخصصان نظامی عثمانی و نیز غنیمت گیری ادوات آتشین عثمانی، سبب ورود داده ها و ایجاد تشابه در ساختار نظامی صفوی شده و این گمانه را تقویت کرده است که نتایج مجادلات نظامی از عوامل تأثیرگذار بر پیدایش این تشابه بوده است.
بازتاب اندیشه های شیعی در کتاب حبیب السیر خواندمیر: باور راستین یا طرح اندازی تاریخ نویسی کارکردگرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
188 - 215
حوزههای تخصصی:
دوره زندگانی خواندمیر، عصر گذار بین دو اندیشه اجتماعی و مذهبی بود؛ دوره ای که باورهای مذهبی جامعه در حال تغییرات بنیادین و در عین حال سازگاری و انطباق با شرایط جدید بود. از یک سو، دولت صفوی براساس اندیشه های صوفیانه و شیعی بنیان گذاری شد و از سوی دیگر، عقاید مبتنی بر اسلام سنتی یا اهل سنت در بطن جامعه ریشه دوانده بود. همچنین توجه به اهل بیت پیامبر(ص) و عناصر مذهب شیعه در طریقت های صوفیانه، به امری معمول تبدیل شده بود. به طور طبیعی اندیشه و بینش تاریخ نویسی خواندمیر تحت تأثیر چنین فضای تاریخی ای قرار گرفته بود. از این رو، فهم اندیشه و روش تاریخ نویسی این نویسنده و بازتاب اندیشه های شیعی موجود در کتاب حبیب السیر، به درک هرچه بهتر فضای فکری و تاریخی گفته شده، چگونگی رسمی شدن مذهب تشیع و بنیان گذاری دولت صفوی، یاری خواهد رساند. رهیافت مقاله حاضر برای فهم ماهیت اندیشه های شیعیِ کتاب حبیب السیر، «تفسیر خلاصه وار» است. بر این اساس، دیدگاه شیعی خواندمیر تحت تأثیر سه جریان فکری بود: نخست باورهای التقاطی سنی، شیعی و صوفیانه یا اسلام مردمی؛ دوم تشیع فقاهتی؛ و در نهایت تشیع فایده گرایانه ای که در راستای مشروعیت بخشی به دولت صفوی بود. به نظر می رسد وجه دوم و سوم اندیشه خواندمیر، یعنی تشیع شریعت مآبانه و کارکردگرایانه، تحت تأثیر جایگاه و وظایف مشروعیت بخشِ سیاسی و اداری نویسنده، به عنوان تاریخ نویس دربار صفویان قرار گرفته است. رگه های راستین باورهای مذهبی خواندمیر نیز بیشتر در محیط پرورش اجتماعی اش ریشه داشت؛ هرچند تأثیراتِ دو بُعد دیگر را در ماهیت واقعی اندیشه های شیعی خواندمیر نباید نادیده گرفت.
رویارویی نظامی مشعشعیان و شاه اسماعیل صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشعشعیان شیعی مذهب، با تلاش برای دستیابی به قدرت سیاسی در نیمه قرن نهم توانستند یک حکومت محلی در هورهای جنوب غربی ایران تشکیل دهند. اما شاه اسمعیل که دولت صفوی را در ابتدای قرن دهم پایه گذاشت، داعیه دار حکومتی در سطح ملی بود. بدیهی است که این امر، جدال آنها را در پی داشت. این مقاله با رویکرد توصیفی – تحلیلی در صدد پاسخ به این پرسش است که شاه اسماعیل صفوی چرا و چگونه بر مشعشعیان تاخت و قلمروی آنها را زیر فرمان گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که شاه اسماعیل در اواخر رجب 914ق، از بغداد به هویزه تاخت. او با استفاده از اختلافات داخلی مشعشعیان، آنها را در یک نبرد یک روزه درهم شکست. او با قتل سران حکومت مشعشعی، انتصاب یکی از امرای قزلباش در هویزه و برکشیدن خاندان رعناشی در شمال خوزستان، به سلطه مشعشعیان پایان داد؛ اما به واسطه شورش اعراب منطقه و اخراج شحنه ی قزلباش از هویزه، شاه اسماعیل ناچار شد با در نظر گرفتن شرایطی چون آب و هوای منطقه، موقعیت جغرافیایی و پیوند عمیق میان مشعشعیان و اعراب منطقه، با انتصاب فلاح بن محسن به عنوان نخستین والیِ صفوی در غرب خوزستان، خاندان مشعشعی را ابقاء کند.
تحولات علم انشاء در ایران عصر صفوی (907-984 ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
10 - 32
حوزههای تخصصی:
علم الانشاء به آموزه ها و فنونی گفته می شد که موضوع آن شیوه های نگارش منشآت (نامه ها) و مکاتبات بوده است. کوشش در راستای تعریف، کاربرد و کارکرد علم انشاء همواره مورد توجه دانشمندان بوده است. هدف از این پژوهش بررسی تحولات علم انشاء در عصر صفوی است. پژوهش پیش رو از نوع کیفی و با روش تاریخی تحلیلی و با بهره جستن از نسخه های خطی و منابع دست اول به انجام رسیده است. در بخش نخست پژوهش به تعریف علم انشاء، ویژگی های عمومی کار منشیان، آموزه ها و افزارهای مادی آنان، کاربردها و کارکردهای ترسل و نیز باید و نبایدهای کار دیوانی پرداخته شده است. در بخش دوم بطور خاص تحولات علم انشاء در عصر صفویان بررسی خواهد شد. پژوهش پیش رو نشان داد که نگرش به علم انشاء و بویژه منشات تعلیمی در این عصر هم از دیدگاه دیوانی و هم از نگر ایدئولوژیک به نسبت ادوار پیشین تحول یافت. از دیدگاه نخست رسوم و طرزهای دیوانی جدیدی همسو با جغرافیای هر منطقه سامان یافت، به گونه ای که به گواه برخی منابع، دفاتر دیوانی با ویژگی های منطبق بر عرف همان جغرافیا تحریر می شد. همچنین برخی اصطلاحات دیوانی خاص در مناطق مختلف پدید آمد که منحصر به همانجا بوده و در دفاتر دیوانی مناطق دیگر بکار نمی رفت. از دیدگاه دوم به پدید آمدن گونه ای از منشآت انجامید که می توان از آن با عنوان منشآت تعلیمی شیعی یاد کرد.
بررسی تأثیر تقدیرگرایی بر آثار معماری از نگاه سفرنامه های غیر ایرانی در دوران آق قویونلوها و صفویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۷
50 - 66
حوزههای تخصصی:
جهانگردانی که پس از رنسانس و مقارن با حکومت آق قویونلوها و صفویان، به ایران آمده اند، جهان را پرسشگرانه نگریسته و نکاتی مانند باور به تقدیرگرایی درمیان ایرانیان را در سفرنامه ها ثبت کرده اند . وجود چنین باوری بر ابنیه و شهرها تأثیر گذاشته و واقعیت هایی را آشکار می کند که به دلیل قرارگرفتن زیر سایه ابرروایتِ شکوه و عظمت معماری ایران، مورد توجه قرار نگرفته است. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر تقدیرگرایی بر آثار معماری آق قویونلوها و صفویان از نگاهِ بیرونیِ جهانگردان غیرایرانی است. این پژوهش، اسنادی و با رویکردی تفسیری-تاریخی است که با نمونه گیری هدفمند، از میانِ سفرنامه هایِ ترجمه شده به فارسی به بررسی گزاره های پربسامد درباره تقدیرگرایی پرداخته و یافته های آن برآمده از «روش ترکیبی» است. نتایج تحقیق نشان می دهد که قرن ها زیستن در میانه بلایای طبیعی و انسان ساز، بر فرهنگ ایرانی، از مقیاس فرد تا اجتماع و از حکومت تا الهیات مهر تقدیر زده و باعث تضعیف عاملیت انسانی، زندگی در لحظه، ترجیح خود به جامعه، عدم پایبندی به مسئولیت اجتماعی، استبداد، خودکامگی، فانی انگاشتن جهان و خرافات شده که نتایج آن بر آثار معماری به صورت عدم تلاش برای بازسازی ابنیه، ساخت ابنیه جدید، وابستگی ابنیه به حمایت بانیان، عدم رسیدگی به ابنیه عمومی، ترجیح اموال منقول به ساختمان ها، ساخت و تخریب محلات و شهرها، عدم مرمت ابنیه و تخریب ابنیه بدشگون تجلی یافته است.
ریشه یابیِ نام دریاچه «باباقمبر» در ایالت خراسان بر مبنای نقشه آدام اولئاریوس از ایران عصر صفوی: یک خوانش تطبیقی و تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همزمان با فرمانروایی صفویان بر ایران، فصل جدیدی در مناسبات ایران و اروپا در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پی ریزی شد. گردآوری اطلاعات جغرافیایی از ایران توسط اروپائیان، یکی از مهمترین نتایج گسترش فزاینده مناسبات ایران و اروپا در این دوره تاریخی بود که علاوه بر نوشتارها، در بستر ترسیم نقشه های جغرافیایی نیز، بروز و ظهور پیدا کرد. سفرنامه اولئاریوس از ایران و درج یک نقشه جغرافیایی از ایران در ضمیمه این سفرنامه ، یکی از مصداق های بارزِ تکاپوهای اروپائیان برای کسب آگاهی های جغرافیایی از ایران عصر صفوی به شمار می رود. در این نقشه جغرافیایی، ضمن اشاره به مجموعه ای از پدیده های انسانی و طبیعی، در شمال ایالت خراسان، یک پدیده طبیعی با نام «دریاچه باباقمبر»، مکان یابی شد. در همین راستا، سؤال مشخص مقاله اینست که ریشه تاریخی نام باباقمبر در نقشه اولئاریوس که بر دریاچه ای در خراسان اطلاق شده چیست و چرا اولئاریوس از این نام برای نامگذاریِ این دریاچه، استفاده کرد؟ این پژوهش کوشید تا با شیوه کتابخانه ای و تحلیل و تطبیق داده های تاریخی و جغرافیایی بازتاب یافته در تواریخ محلی، نُسَخِ خطّیِ کم تر شناخته شده، نقشه هایِ تاریخی و نوشته های جغرافیایی، ادبی و تاریخنگاری و همچنین فرهنگنامه های جغرافیاییِ اروپایی، بدین سؤال پاسخ دهد. یافته ها نشان می دهد که منظور اولئاریوس از دریاچه باباقنبر، به نظر همان دریاچه ساری قمیش است که در حدفاصل بین دریاچه خوارزم و دریای مازندران قرار داشت. نام برگزیده اولئاریوس برای دریاچه باباقنبر، منتسب به نام یکی از غلامان و پیشخدمت های امام علی(ع) به نام «قنبر» بود که طبق روایت های تاریخی، برای مدتی او و فرزندانش در خراسان حضور داشتند. جایگاه دینی و اجتماعی قنبر در جامعه خراسان، باعث شد تا او و فرزندانش وجهه اجتماعی قابل توجهی به ویژه در تصوف پیدا کنند. همین اعتبار دینی و اجتماعی، زمینه ای برای آدام اولئاریوس فراهم کرد تا در مکان یابی دریاچه ساری قمیش، از نام باباقنبر استفاده نماید.
جایگاه و نقش خاندان نصیری اردوبادی در دیوانسالاری عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
185 - 213
حوزههای تخصصی:
دیوان سالاران در گستره تاریخ ایران همواره در تثبیت، ماندگاری و پیوستگی حکومت ها سهم چشمگیری داشتند. آنان پس از هر جابجایی در قدرت سیاسی خواه ناخواه برای از سر گرفتن چرخه امور اداری و دیوانی دوباره به درگاه فراخوانده و به خدمت گرفته می شدند. بیشتر این دیوان سالاران آموزه ها و تجربه های کاری خود را به فرزندان آموخته و این شغل را در نسل های پسین خاندان تداوم می بخشیدند. ازجمله خاندان نصیری طوسی اردوبادی بیش از دو سده در تشکیلات دیوانی صفویان به خدمت پرداختند. پژوهش کیفی پیش رو بر آن است با روش توصیفی - تحلیلی و با بررسی موردی آن خاندان و بر پایه نسخه های خطی و منابع دست اول برخی مسائل را در این رابطه تبیین نماید. نخست آنکه، اردوبادی ها در این دوره دارای چه جایگاه های دیوانی بوده و الگوهای حاکم بر شیوه های دستیابی آنان به آن مناصب دیوانی چه بود. دیگر آنکه سهم اردوبادی ها در تکوین ادبیات دیوانی آن عصر چه بوده است. یافته ها نشان داد که آنان توانستند در نظام سلسله مراتبی عصر صفوی هم با «استحقاق» و شایستگی های فردی و هم با وابستگی به شبکه خاندانی خود به این مناصب دست یازند. همچنین این خاندان با پیوستگی، انتقال و تداوم سنتهای دیوانی آموخته ها و تجربه های دیوانی خود را به نسل پس از خود انتقال و به گواه منابع و نسخه های خطی نقش و سهم چشمگیری در تکوین ادبیات دیوانی آن روزگار داشته و میراث گرانسنگ و ماندگاری از خود برجای نهد.
نقش ایلات کرد در استقرار حکومت صفوی در گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
39 - 66
حوزههای تخصصی:
با شکل گیری حکومت صفوی در اوایل قرن دهم، مناطق مختلف ایران تحت تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی آن قرار گرفت. گیلان در آستانه برآمدن صفویان به دست حکومت های محلی اداره می شد و این حکومت ها در پناه دادن به صفویان به ویژه شاه اسماعیل بنیانگذار صفوی نقش مهمی داشتند. روابط صفویان با حکومت های مستقر در گیلان در ابتدا دوستانه و پس از مدتی بنا به دلایلی خصمانه شد و در نهایت صفویان در اوایل قرن یازدهم به گیلان حمله کرده، حکومت های محلی را ساقط و آنجا را ضمیمه حکومت مرکزی کردند. سؤال اصلی پژوهش این است که ایلات کرد چرا و چگونه زمینه تسلط صفویان را بر گیلان فراهم ساختند و در این جهت چه نقشی داشتند؟ برخی از ایلات کرد پیش از تسلط صفویان در گیلان سکنا داشتند؛ از این رو حضور پرشمار ایلات کرد در سپاه صفوی و نیاز صفویان به ایجاد امنیت نظامی در گیلان به سبب سقوط خاندان های حکومتگر سبب شد تا برخی از آنها پس از تصرف گیلان در آنجا مستقر شوند.