مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
خواندمیر
حوزههای تخصصی:
سید اجل شمس الدین عمر بخاری، از بخارا برخاست؛ اما از آنجا که بخارا و بهطور کلی منطقه ماوراءالنهر از روزگار فروپاشی سامانیان در دست سلسله ترکنژاد قراخانیان قرار گرفت و این وضعیت کمابیش تا حمله مغول به ایران ادامه داشت، آگاهیهای کمی از آن دیار در منابع فارسی زبان باقی ماند. چنانکه ایرانیان تنها از طریق نوشته های رشیدالدین فضلالله که تقریباً با سید اجل معاصر بود، با وی آشنا شدند و ظاهراً در ایران کسی چیزی بیش از آن درباره این وزیر ایرانی تبار مغولان چین نمی دانست. بهطور طبیعی، هرچه از روزگار زندگانی سید اجل گذشت به علت استقلال ایران و جدایی ایلخانان ایران از خاقانان مغولی چین و جغتاییان حاکم بر فرا رود این اطلاعات کمتر نیز شد. به طوری که وقتی یکی از نوادگان سید اجل در ایران قرن 10ق/16م به ذکر نسب خود تا به سید اجل بخاری پرداخت، کمتر کسی متوجه شد که منظور از این نیای بزرگ کیست؛ یا اگر هم شد در منابع بعدی بازتابی نیافت. در روزگاران جدید و معاصر نیز به علت جدایی مطالعات ایرانشناسی از پژوهشهای مربوط به چین و عدم آشنایی این دو ملت کهنسال از زبان یکدیگر، این فرصت بهدست نیامد و ظاهراً کسی متوجه وجود نوادگانی از سید اجل در ایران نگردید. مقاله حاضر بر آن است تا به معرفی نوادگان وی در ایران بپردازد.
بازشناخت «نامه نامی» اثری ناشناخته از خواندمیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترسل یا شیوه نامه نگاری از گونه های مهم ادبیات منثور است که در دوره صفوی شکوه و رونقی تازه می یابد و آثار متعددی هم در این باره تألیف شده است. از این میان، نامه نامی اثر خواندمیر متوفی قرن دهم، دارای اهمیت والایی است و با این حال در بین متون سبک منشیانه کمتر به آن پرداخته شده است. این اثر مجموعه ای است از مراسلات و منشآت که آن ها را خواندمیر به عنوان دستور کتابت و انشا برای منشیان و مترسلان، از رسایل و مکاتبات رسمی و درباری پیشینیان جمع کرده است. این اثر یکی از متون تاریخی دوران تیموری و آغاز دوران صفوی است و علاوه بر داشتن جنبه ادبی، از نظر تاریخی نیز حائز اهمیت است. نثر این کتاب نمونه زیبایی از نثر منشیانه و مسجع فارسی است.
دمی با نامة نامی: معرفی، تصحیح، و نسخه شناسی منشآت خواندمیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غیاث الدین بن همام الدین معروف به «خواندمیر»، مورّخ، منشی، شاعر، و نویسنده عصر تیموری، نوه دختری «میرخواند»، مؤلف کتاب روضة الصفا، است. نامة نامی ترسّل منشیانه ای است زیبا و خواندنی با نثری آمیخته به نظم، شامل دیباچه، نُه فصل، و هر فصل شامل چندین بخش که در نسخ موجود با نام سطر و لفظ تقسیم گردید. خواندمیر این نامه ها را در چهل و شش یا چهل و هفت سالگی، یعنی 925 یا 927 قمری، زمانی که مقیم هرات بود، برای اشخاص دیوانی اعم از طبقات اعلی و اشراف و طبقات عمومی جامعه به مناسبت های مختلف به نگارش درآورده است. نامة نامی بر اساس شش نسخه تصحیح شده است. نسخة اساس، به شمارة 3411 متعلق به کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران، با قدمت بسیار، غلط کم تری داشت.
نامة نامی، این اثر گران قدر، به واسطة امتیازاتی همچون شیوایی نامه ها و داشتن اطلاعاتی دربارة علایم و اصطلاحات نگارشی تصحیح شد. این کتاب از منظر تاریخی نیز در روشن کردن زوایای تاریک تاریخ عصر تیموری و صفوی و نام بردن از اشخاصی همچون سلطان حسین بایقرا و فرزندان او و کمال الدین بهزاد برای پژوهشگران حائز اهمیت خاصی است.
بازتاب اندیشه های شیعی در کتاب حبیب السیر خواندمیر: باور راستین یا طرح اندازی تاریخ نویسی کارکردگرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
188 - 215
حوزههای تخصصی:
دوره زندگانی خواندمیر، عصر گذار بین دو اندیشه اجتماعی و مذهبی بود؛ دوره ای که باورهای مذهبی جامعه در حال تغییرات بنیادین و در عین حال سازگاری و انطباق با شرایط جدید بود. از یک سو، دولت صفوی براساس اندیشه های صوفیانه و شیعی بنیان گذاری شد و از سوی دیگر، عقاید مبتنی بر اسلام سنتی یا اهل سنت در بطن جامعه ریشه دوانده بود. همچنین توجه به اهل بیت پیامبر(ص) و عناصر مذهب شیعه در طریقت های صوفیانه، به امری معمول تبدیل شده بود. به طور طبیعی اندیشه و بینش تاریخ نویسی خواندمیر تحت تأثیر چنین فضای تاریخی ای قرار گرفته بود. از این رو، فهم اندیشه و روش تاریخ نویسی این نویسنده و بازتاب اندیشه های شیعی موجود در کتاب حبیب السیر، به درک هرچه بهتر فضای فکری و تاریخی گفته شده، چگونگی رسمی شدن مذهب تشیع و بنیان گذاری دولت صفوی، یاری خواهد رساند. رهیافت مقاله حاضر برای فهم ماهیت اندیشه های شیعیِ کتاب حبیب السیر، «تفسیر خلاصه وار» است. بر این اساس، دیدگاه شیعی خواندمیر تحت تأثیر سه جریان فکری بود: نخست باورهای التقاطی سنی، شیعی و صوفیانه یا اسلام مردمی؛ دوم تشیع فقاهتی؛ و در نهایت تشیع فایده گرایانه ای که در راستای مشروعیت بخشی به دولت صفوی بود. به نظر می رسد وجه دوم و سوم اندیشه خواندمیر، یعنی تشیع شریعت مآبانه و کارکردگرایانه، تحت تأثیر جایگاه و وظایف مشروعیت بخشِ سیاسی و اداری نویسنده، به عنوان تاریخ نویس دربار صفویان قرار گرفته است. رگه های راستین باورهای مذهبی خواندمیر نیز بیشتر در محیط پرورش اجتماعی اش ریشه داشت؛ هرچند تأثیراتِ دو بُعد دیگر را در ماهیت واقعی اندیشه های شیعی خواندمیر نباید نادیده گرفت.
بازنمایی شاه اسماعیل یکم به مثابه شاهِ آرمانی: الگوی ایرانشهریِ حبیب السیر خواندمیر در مشروعیت بخشی به بنیان گذار دولت صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صفویان با زور شمشیر قزلباشان بر اریکه قدرت ایران جلوس کردند؛ بااین حال به دلیل آنکه برپایی حکومت دیرپایی را در سر داشتند، دعاوی فرهنگی ویژه ای را درراستای مشروعیت بخشیدن به حکومتشان مطرح ساختند. متون تاریخ نویسی، ابزار مهم تولید و توجیه مشروعیت سیاسی در ایران بود که برای ترسیم جلوه مطلوبِ شاه و دولت در میان رعایای زیردست به کار برده می شد. در همین راستا می توان کتاب حبیب السیر خواندمیر را ارزیابی کرد که در بزنگاه مخاطره آمیز بنیان گذاری دولت صفوی و درراستای تضمین مشروعیت آن نگاشته شد. بر این اساس، این مقاله با روش مطالعات تاریخی و رویکرد توصیفی و تحلیلی نشان می دهد، برخلاف برخی نظرات که بر مثلث مشروعیت بخش شیعی، صوفیانه و ایرانشهری متون تاریخی عصر صفوی تأکید دارد، بازاندیشی و بازخوانی متن حبیب السیر چنین می نمایاند که خواندمیر در کنار توجه به عناصر شیعی و صوفیانه، نگاه ویژه ای به برساخت شاهی آرمانی ایرانی با بهره گیری از الگوی اندیشه ایرانشهری داشته است. تفاخر بر تبار والای شاه و خاندان صفوی، ترسیم شخصیت فرهمند از بنیان گذار حکومت، تشبیه و الگوسازی بین شاه اسماعیل و پادشاهان ساسانی یعنی شکست ناپذیری، اتحاد دین و دولت و منجی سازی دلایل مقاله حاضر برای تأیید این ادعاست. شایان توجه است که سیطره مضامین ایرانشهری بر ذهن خواندمیر، به معنای نادیده انگاشتن عناصر مهم شیعی و صوفیانه نیست؛ چراکه این مؤلفه ها در کنار مقولات اندیشه ایرانشهری در طرح اندازی های روایی حبیب السیر به کار گرفته شده است.