مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۴۱.
۳۴۲.
۳۴۳.
۳۴۴.
۳۴۵.
۳۴۶.
۳۴۷.
۳۴۸.
۳۴۹.
۳۵۰.
۳۵۱.
۳۵۲.
۳۵۳.
۳۵۴.
۳۵۵.
۳۵۶.
۳۵۷.
۳۵۸.
۳۵۹.
۳۶۰.
توسعه گردشگری
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۱)
151 - 168
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو با روش داده بنیاد و با هدف ارائه الگویی برای توسعه گردشگری ماجراجویانه صورت گرفته است. روش پژوهش کیفی بوده که از راه مصاحبه هدفمند شکل گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل استادان دانشگاهی، مدیران سازمان های ورزشی مرتبط، کارشناسان اداره میراث فرهنگی و راهنمایان تورهای گردشگری است. پس از بررسی و کدگذاری و تحلیل داده ها، روایی و پایایی با توجه به آزمون مربوط به آن ها تأیید شده است. یافته های به دست آمده از تحلیل داده ها در پنج گروه دسته بندی می شوند: شرایط علّی شامل شناسایی زمینه ها، نیازهای فردی، اجتماعی و فرهنگی، اشتغال مبتنی بر کارآفرینی؛ عوامل مداخله گر شامل سطح امکانات و تجهیزات، شرایط اقتصادی، مدیریت کیفیت، وضعیت اداری و مدیریتی، وضعیت جغرافیایی، فرهنگ منطقه؛ شرایط زمینه ای شامل مدیریت راهبردی، برنامه ریزی راهبردی، زیرساخت های شهری، فرهنگی و اطلاعاتی، پشتوانه علمی و دانشگاهی؛ راهبردها شامل کیفیت و نوآوری، مدیریت ایمنی، آموزش و فرهنگ سازی، اطلاع رسانی، بازاریابی؛ پیامدها شامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی. نتایج این پژوهش سبب نگرش عمیق ذی نفعان به گردشگری ماجراجویانه در استان ایلام و عوامل مؤثر بر آن خواهد شد. این نگرش راهبردها و توصیه های مناسبی به منظور حفاظت از شرایط محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی استان ارائه نموده که دارای نوآوری است.
تبیین تأثیر استراتژی بازاریابی سبز در توسعه گردشگری سبز کرمان با رویکرد ساختاری- تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۱)
204 - 224
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین تأثیر استراتژی بازاریابی سبز در توسعه گردشگری سبز کرمان با رویکرد ساختاری تفسیری انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی توسعه ای است و از منظر روش گردآوری داده ها پژوهشی کیفی مبتنی بر رویکرد تفسیرگرایانه است. داده ها با مصاحبه نیم ساختاریافته و پرسش نامه مبتنی بر ماتریس تصمیم گردآوری شده است. جامعه مشارکت کنندگان این پژوهش دربردارنده خبرگان نظری (استادان مدیریت بازاریابی و مدیریت گردشگری) و خبرگان تجربی (مدیران اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان) است. نمونه گیری بخش کیفی با روش هدفمند انجام شد و درنهایت با دوازده مصاحبه اشباع نظری به دست آمد. حجم نمونه بخش کمّی با فرمول کوکران برای جوامع بزرگ و نامعین 384 نفر برآورد شد و نمونه گیری با روش در دسترس انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش در بخش کیفی از تحلیل کیفی مضمون و نرم افزار مکس کیودی ای20 استفاده شد. سپس، روابط میان سازه ها با روش مدل سازی ساختاری تفسیری در نرم افزار میک مک 0/4 مشخص شد. در پایان، وضعیت سازه ها با آزمون دوجمله ای در نرم افزار اس پی اس اس22 بررسی شد. یافته های پژوهشی نشان می دهد که استراتژی بازاریابی گردشگری سبز در فرهنگ سازی گردشگری و عوامل مدیریتی ساختاری تأثیر دارد. عوامل مذکور در برندسازی گردشگری و مدیریت ارتباط با گردشگران تأثیر دارند و به نوبه خود بر عوامل سیاسی برنامه ریزی اثر می گذارند. عوامل سیاسی برنامه ریزی در عوامل زیرساختی و عوامل آموزشی پژوهشی تأثیر می گذارند. عوامل مذکور نیز در عوامل اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی و اقتصادی نهادی اثر می گذارند و درنهایت به توسعه پایدار گردشگری منتهی می شوند.
سنجش ظرفیت ها و موانع توسعه گردشگری کشاورزی (مطالعه موردی دهستان سیاهکلرود در شهرستان رودسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
181 - 198
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو با هدف سنجش ظرفیت ها و شناخت موانع توسعه گردشگری کشاورزی (اگریتوریسم) دهستان سیاهکلرود انجام شده است. به همین منظور، ابتدا ظرفیت های این شکل از گردشگری در دهستان سیاهکلرود شهرستان رودسر در استان گیلان بررسی شد، سپس به شناخت و اولویت بندی موانع آن پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش نخبگان روستایی بودند. برای سنجش ظرفیت های توسعه گردشگری کشاورزی در دهستان سیاهکلرود از 36 نفر از مدیران و کارشناسان محلی، و برای شناسایی و بررسی موانع توسعه گردشگری کشاورزی در این دهستان از 45 نفر از متخصصان حوزه گردشگری، مدیران، صاحبان کسب وکار گردشگری، نخبگان محلی و گردشگران نظرسنجی شد. داده های قسمت نخست با استفاده از پرسش نامه جمع آوری و در نرم افزار اس پی اس اس با آزمون های ناپارامتریک تجزیه و تحلیل شد. در قسمت دوم، برای کشف و شناسایی موانع توسعه گردشگری کشاورزی در دهستان سیاهکلرود از نرم افزار مکس کیودی ای استفاده شد. درمجموع، براساس نتایج پژوهش، در ارتباط با ظرفیت های توسعه گردشگری کشاورزی در دهستان سیاهکلرود، شاخص های مناظر و چشم اندازهای طبیعی و خدمات و امکانات زیرساختی در شرایط مطلوبی قرار دارند و شاخص مناظر و چشم اندازهای انسان ساخت، امکانات اقامتی و تفریحی، جاذبه ها و آثار تاریخی، فرهنگی، بومی و تجربه محور و ظرفیت گردشگرپذیری به ترتیب در رتبه های بعدی قرار دارند. از سوی دیگر، مشخص شد که موانع اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی، مدیریتی و زیست محیطی مهم ترین موانع توسعه گردشگری کشاورزی است
تبیین عوامل نقش آفرین بر بازاریابی صنایع دستی در راستای توسعه گردشگری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
21 - 39
حوزههای تخصصی:
صنایع دستی و گردشگری دو بخش وابسته به هم هستند. آنچه در راستای توسعه بخش صنایع دستی با توجه به تحولات امروزی، ضروری است، بازاریابی و رفع چالش های پیش روی در این زمینه است. در این پژوهش سعی شده که از دیدگاه نخبگان، عوامل مؤثر بر بازاریابی صنایع دستی در راستای توسعه گردشگری، شناخته و کنکاش شود. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده های پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را کارشناسان حوزه صنایع دستی و گردشگری تشکیل داده اند که در مجموع با استفاده از روش گلوله برفی، تعداد 85 کارشناس شناسایی و به تکمیل پرسش نامه اقدام نمودند. نتایج نشان داد که 22 عامل مؤثر بر بازاریابی صنایع دستی در راستای توسعه گردشگری ایران شناخته شده و دارای اهمیت هستند. نتیجه نشان داد مقدار اثر کل 81/0 بوده و در مجموع عوامل بررسی شده می تواند حدود 81 درصد، تأثیرات مثبت در بهبود بازاریابی صنایع دستی و گردشگری را تبیین نماید. در این زمینه عامل توسعه بازار صنایع دستی در بستر فناوری با تبیین 987/0 و خدمات گردشگری کم هزینه با تبیین 901/0 به عنوان دو عاملی شناخته شده اند که بیشترین تأثیرگذاری را بر بازاریابی صنایع دستی در راستای توسعه گردشگری دارند. برای توسعه بخش صنایع دستی، بایستی برخی موانع و عوامل مؤثر در این زمینه حل شود. این عوامل در مجموع شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و سیاسی هستند.
برازش آموزش عالی گردشگری با اهداف توسعه گردشگری کشور (مورد مطالعه: برنامه درسی رشته گردشگری در مقطع کارشناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
219 - 245
حوزههای تخصصی:
هم راستایی آموزش عالی گردشگری با اهداف توسعه گردشگری کشور، یکی از ارکان پرورش نیروی انسانی آن است؛ اما مطالعه این رابطه، از نظر محققان مغفول مانده است. هدف مقاله حاضر، بررسی برازش برنامه درسی رشته گردشگری در مقطع کارشناسی با اهداف توسعه این حوزه است. با اتخاذ رویکردی کیفی، وضع مطلوب و موجود آموزش عالی گردشگری کشور مقایسه شده است. وضع مطلوب در قالب دانش و مهارت لازم برای تحقق اهداف توسعه گردشگری در اسناد بالادستی ترسیم شده است. در این راستا، اهداف توسعه گردشگری در سیزده سند احصاء و با بررسی ادبیات، دانش و مهارت لازم برای تحقق آن ها شناسایی شده است. برای وضع موجود، برنامه درسی رشته گردشگری مصوب وزارت عتف (1395) بررسی و دانش و مهارت های هدف در آن شناسایی شده است. با مقایسه برنامه درسی موجود با نمونه های بین المللی، جامعیت و به روز بودن دروس نیز بررسی شده است. با تحقق اشباع داده، پانزده برنامه درسی گردشگری در دانشگاه های برتر دنیا انتخاب شده است. تحلیل محتوای کیفی نمایشگر سه شکاف اصلی در برنامه درسی موجود است: دانش و مهارت های تصمیم گیری و مدیریت راهبردی، آگاهی های زیست محیطی و مدیریت منابع انسانی. همچنین عدم جامعیت و به روز نبودن محتوای دروس موجود در زمینه هایی مانند بازاریابی، فروش و کارآفرینی نمایشگر ارائه دانش و مهارت های سنتی است؛ بنابراین به رغم ارائه طیفی از دانش نظری و مهارت لازم، برنامه موجود از ظرفیت کافی برای تربیت نیروی انسانی برای تحقق اهداف توسعه گردشگری کشور برخوردار نبوده و بازنگری این برنامه درسی را به یکی از اولویت های اصلی در بهبود آموزش عالی گردشگری تبدیل کرده است.
واکاوی تأثیرات اصول نوشهرگرایی در توسعه گردشگری هسته مرکزی شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
105 - 138
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های مشترک بین نظریه نوشهرگرایی، به ویژه اصل پیاده مداری و توسعه گردشگری شهری انجام شده است. تمرکز آن بر توانمندسازی هسته مرکزی شهرها برای پاسخ گویی مؤثر به نیازهای گردشگران است. شهرها از ابتدا به عنوان ساختارهایی برای سامان دهی فعالیت های اجتماعی شکل گرفته اند. این ساختار در گذر زمان با گسترش فضاهای عمومی و اختراعات حمل ونقل دچار تحول شد. درنتیجه، جاذبه هایی پدید آمدند که زمینه ساز شکل گیری گردشگری شدند. با افزایش حضور گردشگران، چالش هایی در پاسخ گویی به نیازهای آنان به وجود آمد. بسیاری از شهرها به دلیل بی توجهی به مؤلفه های مؤثر بر گردشگری آسیب دیدند. بنابراین، درک ارتباط میان نظریه های شهرسازی و گردشگری، امری ضروری برای توسعه هم زمان این دو حوزه به شمار می آید. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد آمیخته و با اهداف کاربردی، از روش توصیفی – تحلیلی برای رسیدن به پاسخ سؤال پژوهش بهره می برد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد ارتباط محکم و معناداری بین اصول نوشهرگرایی و توسعه گردشگری وجود دارد. نتیجه گیری و پیشنهادات: در صورت تقویت اصول استخراجی نوشهرگرایی از بطن این پژوهش می توان گردشگری را در هسته مرکزی شهرها تقویت نمود. پیشنهاد می گردد سایر محققان در خصوص اندازه گیری میزان تأثیر این اصول نوشهرگرایی و مؤلفه های مؤثر بر تقویت گردشگری بر یکدیگر در بستر شهرهای مختلف به روش های کمی و کیفی اهتمام ورزند. نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر به جهت ارتباط بین رشته های مختلف و ارزیابی نحوه تأثیر نظریه های مختلف بر یکدیگر دارای نوآوری است.
شناسایی عوامل موثر بر توسعه گردشگری با تکیه بر نقش بقاع متبرکه در ایران با رویکردی آمیخته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
19-53
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر توسعه گردشگری با تکیه بر نقش بقاع متبرکه در ایران با رویکردی آمیخته مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش کیفی با استفاده از 12 مصاحبه نیمه ساختاریافته هدفمند با مدیران ارشد و صاحب نظران، مطلعین 95 کد مفهومی احصا گردید و پس از حذف و ادغام مفاهیم مشابه، جملات و پاراگراف های مرتبط با موضوع پژوهش با استفاده از روش کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) شناسایی شد و ابعاد و مولفه های اولیه ارائه شد. جامعه آماری بخش کمی، کلیه کارکنان، مدیران و معاونین میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در کشور به تعداد 7200 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 365 نفر محاسبه شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته است که به منظور تعیین روایی پرسشنامه از روایی ظاهری، محتوایی و سازه استفاده شد. در این پژوهش پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ(963/.) محاسبه شد. تحلیل داده های جمع آوری شده، با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی از طریق نرم افزار SPSS 16 و Smart PLS انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد 10 عوامل اثرگذار بر توسعه گردشگری با تکیه بر نقش بقاع متبرکه در ایران عبارتند از: جاذبه های گردشگری مقصد، دسترسی به منطقه، امکانات مقصد، تصویر ذهنی، قیمت، کارگزاران مسافرتی، منابع انسانی، مدیریت مقصد گردشگری، خدمات مرتبط با سفرو در نهایت محیط زیست.
عوامل موثر در توسعه گردشگری با رویکرد توسعه پایدار با مدل META-SWOT (محدوده مورد مطالعه: شهر قزوین)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: صنعت گردشگری به عنوان یکی از بخش های مهم اقتصادی جهان، نقش بسزایی در اشتغال زایی، درآمدزایی و توسعه پایدار دارد. گردشگری شهری با تمرکز بر ظرفیت های تاریخی، فرهنگی و طبیعی، به توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی کمک می کند. قزوین با ویژگی های تاریخی و فرهنگی خود، یکی از مقاصد گردشگری ایران است. این شهر به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب و قرارگیری در مسیر راه های ارتباطی کشور، پتانسیل بالایی برای جذب گردشگر دارد. با این حال، بحران های زیست محیطی، نوسانات اقتصادی، چالش های مدیریتی و عدم سرمایه گذاری کافی بر رشد این صنعت تأثیر منفی داشته اند. این پژوهش با استفاده از مدل متا-SWOT به شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه پایدار گردشگری در قزوین پرداخته است و به شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای آن از طریق مدل متا-SWOT پرداخته است.روش این پژوهش، تحلیل استراتژیک متا-SWOT است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، بررسی گزارش های محلی و مصاحبه با متخصصان گردشگری گردآوری شده اند. مدل متا-SWOT ابزاری جامع برای تدوین استراتژی های توسعه پایدار محسوب می شود و امکان اولویت بندی اقدامات لازم را فراهم می کند.نتایج نشان می دهد که قزوین با جاذبه های تاریخی مانند بازار سنتی، مسجدالنبی و معماری ایرانی-اسلامی، همچنین موقعیت مناسب در شبکه حمل ونقل، ظرفیت بالایی در گردشگری پایدار دارد. بااین حال، کمبود زیرساخت های اقامتی، تبلیغات ضعیف، ضعف در مدیریت بحران و عدم توجه کافی به آموزش نیروی انسانی متخصص از چالش های اصلی هستند. تهدیدهایی مانند ایران هراسی، بحران های اقتصادی و کاهش امنیت سرمایه گذاری نیز می توانند مانع جذب گردشگران خارجی شوند. در مقابل، فرصت هایی مانند توسعه گردشگری فرهنگی، سرمایه گذاری در انرژی های پاک و ارتقای برند گردشگری وجود دارند.نتیجه گیری: بهره گیری از ظرفیت ها، رفع چالش های زیرساختی و مدیریت بهینه تهدیدها، می تواند قزوین را به مقصدی برجسته در گردشگری پایدار تبدیل کند. پیشنهادات شامل توسعه زیرساخت های اقامتی، ایجاد فرودگاه بین المللی، بهبود تبلیغات، گسترش همکاری های بین المللی و مدیریت بحران است. مدل متا-SWOT به مدیران کمک می کند تا استراتژی های مناسب برای توسعه پایدار گردشگری قزوین تدوین کنند.
ارزیابی و تحلیل توسعه گردشگری با تأکید بر منظر روستایی (مطالعه موردی: مناطق روستایی شهرستان کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : کیفیت مناظر روستایی و رضایت مندی گردشگران، از موضوعات مهم در برنامه ریزی گردشگری است و توجه ویژه به این متغیرها موجب توسعه پایدار بازده های گردشگری روستایی می شود. نواحی روستایی به دلیل دارا بودن مناظر و قابلیت های خاص، مکانی برای گذران اوقات فراغت بازدیدکنندگان غیربومی هستند. گردشگران تحت تأثیر پیشرفت فناوری و برای رهایی از محیط های پرازدحام شهری، به دنبال فضاهایی جدید برای تجربه های متفاوت گردشگری می باشند. در این راستا، مطالعه حاضر به تحلیل نقش توسعه گردشگری با تأکید بر منظر روستایی در مناطق روستایی شهرستان کاشان پرداخته است.
روش شناسی : برای دست یابی به این هدف، با بهره گیری از روش کتاب خانه ای- پیمایشی و ابزار پرسش نامه محقق ساخته؛ جامعه آماری 65 نفر از کارشناسان، متخصصین و خبرگان می باشد. روش ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔی ﺮی در این پژوهش هدفمند بوده (با استفاده از روش گلوله برفی) و اطلاعات گردآوری شده با استفاده از آزمون T و همبستگی در محیط نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته ها : تحلیل آماری بیان گر این است که رابطه مستقیم و معناداری بین منظر روستایی و توسعه گردشگری می باشد.
نتیجه گیری و پیشنهادات : با توجه به این، می توان گفت منظر روستایی بر توسعه گردشگری در مناطق روستایی شهرستان کاشان مؤثر بوده و بنابراین جهت تحقق توسعه گردشگری، درک مؤلفه های مناظر روستایی و استفاده از آن ها در طراحی مجموعه و همچنین توجه به انتظارات و دیدگاه های گردشگران می تواند در ارتقاء کیفیت مجموعه و توسعه گردشگری نیز نقشی اساسی داشته باشد.
نوآوری و اصالت : نوآوری پژوهش در توجه به منظر روستایی به عنوان یک ضرورت در برنامه ریزی توسعه گردشگری است و استفاده از نظرات روستاییان برای طراحی مدل گردشگری از اهمیت خاصی برخوردار است.
تحلیل نقش عوامل فرهنگی در توسعه گردشگری شهرستان ایلام از دیدگاه کارشناسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶ و ۸۷
95 - 106
حوزههای تخصصی:
گردشگری فرهنگی، بخش مهمی از گردشگری یک کشور یا منطقه است که تاریخ، آداب و سنن، هنرها، ارزش ها و سبک زندگی مردم از مهمترین مؤلفه های آن محسوب می شوند. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی – تحلیلی است و در آن، برای گرده آوری داده ها از روش کتابخانه ای و میدانی و ابزار پرسشنامه بهره گرفته شده و هدف از انجام آن، تحلیل نقش عوامل فرهنگی در توسعه گردشگری شهرستان ایلام از دیدگاه کارشناسان بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل 30 نفر از کارشناسان بوده و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. بر اساس نتایج تحلیل عاملی، متغیرهای پژوهش به 5 عامل تقسیم شدند. عامل اول با ضریب 12/26، عامل دوم با ضریب 40/20، عامل سوم با ضریب 33/13، عامل چهارم با ضریب 58/7 و عامل پنجم با ضریب 74/6 به ترتیب، در اولویت اول تا آخر قرار گرفته اند. متغیرهای عرضه محصولات فرهنگی در مقاصد گردشگری فرهنگی، برگزاری جشنواره ها با محوریت معرفی محصولات فرهنگی و صنایع دستی ایلام، برپایی جشنواره های فرهنگی دربرگیرنده سنت ها، آداب و رسوم و فرهنگ مردم ایلام و احیای سنت های محلی، توجه به تبلیغ جاذبه های فرهنگی شهرستان ایلام و ایجاد اقامتگاه هایی در مکان های تاریخی و تجهیز آنها به آثار تاریخی و باستانی جهت جذب گردشگران فرهنگی، بیشترین بار عاملی را به خود اختصاص داده اند.
چالش ها و الزامات سیاست لغو روادید در راستای توسعه گردشگری جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
39 - 76
حوزههای تخصصی:
لغو روادید یکی از سیاست های تشویقی برای جذب گردشگر ورودی است که البته نبایستی به عنوان تنها سیاست مدنظر کشورها قرار گیرد. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت و چالش های لغو روادید جمهوری اسلامی ایران با کشورهای دیگر و تأثیر آن بر گردشگری ورودی از طریق روش شناسی کیفی، انجام مصاحبه با روش گلوله برفی و تأیید یافته ها از طریق روش دلفی صورت گرفت که روایی و پایایی پژوهش نیز از این مسیر حاصل شد. نوآوری مقاله حاضر دستیابی به علل عدم موفقیت سیاست لغو روادید در توسعه گردشگری جمهوری اسلامی ایران است که از شش مشکل عمده شامل کاستی ها در حمایت از سیاست لغو روادید، جهت گیری نادرست سیاست لغو روادید، فقدان نگاشت نهادی، عدم هماهنگی بین بخشی، فقدان نگاه فرابخشی و عدم توجه به مسائل بین المللی ناشی می شود. نادیده گرفتن ملاحظات سیاسی و امنیتی، ضرورت ارتقای زیرساخت ها (خصوصاً زیرساخت های امنیتی)، محدودیت های بین المللی به واسطه تحریم های نامشروع آمریکا، عدم تسهیل گری کافی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، فقدان قانون یا مصوبه برای رفع تعارض های بین دستگاهی، ضعف در ارائه خدمات بیمه، لغو روادید یک طرفه، آمار و ارقام نادرست و ضعیف و ضعف در زیرساخت های رفاهی به عنوان مسائل این حوزه، ذیل مشکلات فوق شناسایی شد؛ لذا پیشنهاد می شود تا از ظرفیت شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری برای تهیه نگاشت نهادی و تقسیم کار بین دستگاهی این حوزه استفاده شود، تقویت زیرساخت ها مدنظر قرار گیرد، بخش خصوصی در فرایندهای مذکور دخیل شود و به پنج دسته از کشورهای عضو اکو، جهان عرب، بریکس، آمریکای لاتین و حوزه آسه آن به منظور برقراری تفاهم نامه های لغو روادید توجه گردد.
تحلیل مؤلفه های مؤثر بر برندسازی شهری (مورد مطالعه: شهر آمل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
93 - 119
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: برندسازی شهری فرآیندی راهبردی است که با تکیه بر ویژگی های منحصربه فرد جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی شهر، تصویری متمایز و جذاب از آن ارائه می دهد. این رویکرد با هدف ارتقای جایگاه رقابتی شهر در جذب سرمایه گذاری و گردشگر، نیازمند برنامه ریزی بلندمدت و بهره گیری از ظرفیت های مکانی و غیرمکانی است. در سال های اخیر، نقش فرهنگ و نوآوری در این فرآیند پر رنگ تر شده و طراحی شهری نیز به عنوان ابزاری برای تقویت برند شهری مورد توجه قرار گرفته است. هدف: ارائه الگوی برندسازی شهر آمل با تأکید بر تصویر شهری، هدف اصلی این پژوهش است. این تحقیق می کوشد با ریشه یابی و تبیین تصویر ذهنی ساکنان و گردشگران از شهر آمل و شناسایی پتانسیل های آن، مفاهیم کلیدی مرتبط را تحلیل کرده و در ادامه، با بهره گیری از رویکرد آینده نگاری، دستورالعملی کاربردی برای آینده ای محتمل تدوین کند. روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ترکیبی از روش های کمی و کیفی، به شناسایی تصویر ذهنی شهروندان و قابلیت های شهر آمل پرداخته و با استفاده از پرسشنامه، مطالعات اسنادی و تحلیل نرم افزار میک مک، عوامل مؤثر در برندسازی شهری آمل را بررسی کرده است. یافته ها : پس از بررسی های انجام شده این نتیجه به دست آمد که شهر آمل دارای پتانسیل های مطلوبی در جهت تبدیل شدن به برند منطقه ی و جذب گردشگران است. نتیجه گیری: در این راستا، و با توجه به وضعیت موجود شهر آمل، بر پایهٔ نتایج حاصل از نظرسنجی های انجام شده از شهروندان و تحلیل داده های به دست آمده، پیشنهادهایی در جهت حفظ و ارتقای کیفیت پتانسیل های موجود شهر و نیز جذب سرمایه گذاران ارائه شده است. این پیشنهادها در قالب راهکارهای عملی، به صورت تفکیکی در حوزه های مختلف، با هدف برندسازی شهر آمل و بهبود پایدار ظرفیت های آن تدوین گردیده است.
مدل کیفی توسعه گردشگری ورزش های ماجراجویانه در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ورزش و جوانان دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۴
193 - 212
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به الگویی نظری در زمینه توسعه گردشگری ماجراجویانه در استان خوزستان اجرا شد. این تحقیق از لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی و با توجه به ماهیت، تحقیقی کیفی بود که برای جمع آوری اطلاعات از مرور ادبیات تحقیق و مصاحبه استفاده شد. جامعه آماری تحقیق شامل اساتید رشته مدیریت ورزشی و اعضای هیئت علمی، مدیران سازمان های ورزشی مرتبط و صاحبنظران حوزه صنعت گردشگری ورزشی بودند که نمونه گیری از جامعه به روش هدفمند ارجاعی زنجیره ای یا گلوله برفی انجام شد و در نهایت تا دستیابی به اشباع نظری، تعداد 16 مصاحبه مستقیم انجام شد. سپس داده های حاصل از مصاحبه به روش تئوری سازی داده بنیاد (روش سیستماتیک اس تراوس و ک وربین و مدل پارادایمی) کدگذاری و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاصله از تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه ها طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی و شناخت مولفه های مؤثر بیانگر این نکته است که توسعه گردشگری ماجراجویانه استان خوزستان مستلزم توجه به عوامل مختلف در سه سطح زمینه ای(مکانیزم های محیطی)، سازمانی(مکانیزم های مدیریتی) و مکانیزم های رفتاری می باشد.
گونه شناسی و اولویت بندی توانمندی های سرزمینی برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری روستایی به عنوان یکی از مهم ترین راهبردهای توسعه پایدار نقشی کلیدی در ارتقای وضعیت اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی مناطق روستایی ایفا می کند. استان خوزستان، با دارا بودن توانمندی های متنوع سرزمینی، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری روستایی دارد. با این حال، بهره برداری بهینه از این توانمندی ها مستلزم شناخت و اولویت بندی مناسب آن هاست. از این رو، مطالعه حاضر به گونه شناسی و اولویت بندی توانمندی های سرزمینی برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان پرداخته است. به اقتضای هدف پژوهش، یک مجموعه ۳۵ نفره مرکب از کارشناسان هفت سازمان استان خوزستان جهت پاسخ گویی به سؤالات پرسشنامه مد نظر قرار گرفت. به منظور شناخت اقسام توانمندی های سرزمینی مناسب برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان، نتایج ضرایب نهایی شاخص ها حاصل از میانگین امتیازات روش های وزن دهی تصمیم گیری چندشاخصه نشان داد که شاخص های توانمندی های طبیعی و کشاورزی و صنایع دستی با دریافت امتیازات بین 26/0 تا 24/0 بیشترین ضرایب را به دست آوردند. همچنین، برای تعیین سطح شهرستان های استان بر مبنای توانمندی های سرزمینی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی نتایج تکنیک های تصمیم گیری چندشاخصه و روش تجمیع نشان داد که شهرستان های دزفول و اهواز و اندیمشک با دریافت امتیازات بین ۰۰/۰ تا ۰۰/۲ بهترین رتبه ها را کسب کردند. افزون بر این، تحلیل نتایج حاصل از نقشه نهایی توانمندی های سرزمینی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی در استان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی نشان می دهد سهم طبقات زیاد و متوسط و کم از کل استان به ترتیب ۳/۳۳ درصد یا 10 شهرستان، ۳/۲۳ درصد یا 7 شهرستان، و ۳/۴۳ درصد یا 13 شهرستان است. این بدان معناست که نزدیک به نیمی از استان در وضعیت نامطلوب به لحاظ برخورداری از این نوع توانمندی ها قرار دارد.
تحلیل نقش بازاریابی الکترونیکی در توسعه گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون کلان شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری روستایی فعالیتی بسیار مهم برای توسعه روستاهاست که باعث رشد اقتصادی، اشتغال زایی و افزایش درآمد برای ساکنان روستایی می شود. از جمله عواملی که سبب توسعه گردشگری روستایی است، استفاده بهینه از تکنیک های بازاریابی به ویژه بازاریابی الکترونیکی است. هدف این پژوهش بررسی نقش بازاریابی الکترونیکی در توسعه گردشگری روستایی، روستاهای پیرامون کلان شهر رشت می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش آمیخته (کیفی و کمی) است. جامعه آماری بخش کیفی کنشگران عرصه بازاریابی الکترونیکی می باشند که 36 نفر از آنها به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی کلیه گردشگرانی هستند که از منطقه مورد مطالعه بازدید کرده اند. به دلیل بزرگ بودن و نامشخص بودن تعداد آمار دقیق گردشگران و باتوجه به شرط حجم نمونه قابل کفایت جهت تحلیل عاملی، 200 نفر به روش نمونه گیری قضاوتی (هدفمند) انتخاب شدند. مبنای انتخاب این گردشگران آشنایی و استفاده آنان از بازاریابی الکترونیکی بوده است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه، در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از شاخص های مرحله کیفی است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی از روش کدگذاری باز استفاده شد که منجر به شناسایی40 گویه شد و در بخش کمی از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی در قالب نرم افزارهایSPSS و LISREL استفاده شد. براساس یافته های پژوهش، هفت عامل با روش تحلیل عاملی استخراج شد که در توسعه گردشگری روستاهای پیرامون کلان شهر رشت تأثیرگذار می باشند. این عوامل به ترتیب اهمیت شامل قیمت، برنامه ریزی و مدیریت، تبلیغات، افراد، محصول، شواهد و امکانات فیزیکی و مکان می باشند.
تحلیل فرایند توسعه گردشگری غذاهای محلی استان گیلان؛ مسیر تحقق پایداری روستایی و موانع پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
147 - 168
حوزههای تخصصی:
گردشگری غذا، از پویاترین فعالیت های اقتصادی عصر حاضر است که نقش مهمی در توسعه جوامع محلی ایفا می کند. این صنعت از طریق ترکیب و بکارگیری همزمان منابع داخلی و خارجی، منافع اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و فرهنگی زیادی را به همراه دارد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف تحلیل فرایند توسعه گردشگری غذاهای محلی استان گیلان با رویکرد پایدارسازی جوامع روستایی انجام شده است، از این رو، از نظر هدف؛ کاربردی و دارای ماهیت اکتشافی و از لحاظ روش در گروه پژوهش کیفی قرار دارد، و به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تئوری زمینه ای و مدل (DEMATEL) استفاده شد. نتایج نشان داد، مقولات: حمایت دولت و بخش خصوصی، در نظر گرفتن اصالت غذایی، آموزش و کسب دانش و اطلاع رسانی؛ از عوامل علی؛ اقدامات بازاریابی، رویکرد نامتمرکز توسعه گردشگری، توجه به هویت فرهنگی، محلی و ملی روستاها و بهره گیری از تجربیات سایر روستاهای ایران به عنوان عوامل زمینه ای، و مقولات: حمایت از خلاقیت در گردشگری، مدیریت یکپارچه در بین سازمان ها، برنامه ریزی و مدیریت، رفع موانع حقوقی و قانونی و توسعه زیرساخت ها، از عوامل مداخله گر مؤثر در توسعه گردشگری محسوب شدند. همچنین، مقولات: فراهم نمودن بستر گفتمان سازی در راستای توسعه گردشگری، سناریوهای آینده نگاری جامع در تصمیمات مدیران، شناسایی اهمیت و ضرورت توسعه گردشگری خوراک و توسعه مشارکت در دسته راهبردهای توسعه گردشگری شناخته شدند، و سپس مقولات: پایداری سکونتگاه های روستایی، توزیع منافع گردشگری در بین همه ذینفعان و بسترسازی در توسعه مهارت ها از پیامدهای حاصل از توسعه گردشگری، و در نهایت مقولات: عدم چابکی در ساختار سازمان های ذی ربط، نگاه بخشی، جزیره ای به طرح های گردشگری، موانع سیاسی و فقدان نگاه مناسب به طرح های گردشگری غذا، از موانع مهم بر سر راه توسعه گردشگری روستاهای گیلان هستند.
نقش اقامتگاه های بومگردی در حفظ و احیای فرهنگ و سنت های محلی (مطالعه موردی: اقامتگاه های بومگردی استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
187 - 211
حوزههای تخصصی:
در دنیای پویای امروز که تغییرات مداوم در آن اجتناب ناپذیر است، حفظ فرهنگ و سنت های جوامع اهمیت ویژه ای دارد. اقامتگاه های بومگردی به عنوان پلی میان شهرنشینان و فرهنگ روستایی عمل کرده و از طریق فعالیت های فرهنگی، هنری و آموزشی، نقش مؤثری در حفظ و احیای فرهنگ و سنت های محلی ایفا می کنند. بررسی نقش این اقامتگاه ها در حفاظت از هویت فرهنگی به عنوان یکی از مباحث مهم گردشگری پایدار، می تواند راهنمایی برای برنامه ریزان باشد. هدف این تحقیق بررسی نقش اقامتگاه های بومگردی در حفظ و احیای فرهنگ و سنت های محلی است. پژوهش به طور توصیفی-تحلیلی انجام شده و از نظر هدف، کاربردی می باشد. نمونه تحقیق شامل 196 نفر متخصص در حوزه گردشگری، گردشگر و صاحبان اقامتگاه های بومگردی است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. استان خراسان رضوی به عنوان منطقه موردمطالعه انتخاب شده و از میان 23 اقامتگاه بومگردی درجه یک، 13 اقامتگاه به عنوان نمونه برگزیده شده اند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و مدل های تصمیم گیری چندمعیاره MEREC و MARCOS استفاده شده است. در این تحقیق، شاخص های سنجش نقش اقامتگاه های بومگردی بر حفظ و احیای فرهنگ و سنت های محلی در قالب 30 مؤلفه موردمطالعه قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از طریق آزمون تحلیل عاملی اکتشافی، 4 عامل با مقادیر ویژه بزرگ تر از ۱ شناسایی شده اند که مجموعاً 83/87 % از واریانس 30 متغیر در رابطه موضوع موردمطالعه را تبیین می کنند. مهم ترین اثرات شناسایی شده در این تحقیق، تأثیر اقامتگاه های بومگردی بر «حفظ و ترویج فرهنگ و هنرهای محلی» با 47.32% واریانس تبیین شده است. همچنین، «احیای سنت های بومی مانند شیوه های سنتی کار، بازی و آموزش» با ضریب همبستگی 0.91 در اولویت اول قرار دارد. نتایج رتبه بندی اقامتگاه های بومگردی در این زمینه نشان می دهند که اقامتگاه های بومگردی ارگ رادکان و کنگ کهن به عنوان مؤثرترین اقامتگاه ها در حفظ و احیای فرهنگ و سنت های محلی استان خراسان رضوی شناسایی شده اند.
طراحی مدل برندسازی شهری با رویکرد توسعه گردشگری (مورد مطالعه: اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل برندسازی شهری با رویکرد توسعه گردشگری استان کرمانشاه می باشد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از جهت شیوه اجرا از توصیفی و از نوع کیفی است. بخشی از اطلاعات تحقیق از جمله بررسی و مطالعه در زمینه نظری، ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق با استفاده از روش کتابخانه ای (استفاده از کتاب ها و مقالات تخصصی، پایان نامه ها و طرح های تحقیقاتی) گرد آوری شد.جامعه آماری این تحقیق خبرگانی هستند که با موضوع برند سازی شهری در استان کرمانشاه آشنایی لازم را دارند. خبرگان عبارتند از افرادی که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر و سوابق مدیریتی و متخصص در زمینه مورد بحث و دارای سابقه فعالیت بیش از 15 سال می باشند. روش نمونه گیری مورد استفاده در این پژوهش روش گلوله برفی می باشد. نتایج بررسی های صورت گرفته از مصاحبه های صورت گرفته و جمع بندی مبانی نظری، شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و نهایتاً پیامد های برند سازی شهر با رویکرد توسعه گردشگری مورد اشاره قرار گرفته و نهایتا مدل مربوطه طراحی گردید.
ارزیابی و پتانسیل سنجی توسعه گردشگری استان اصفهان بر اساس تکنیک تصمیم گیری چند معیاره (MCDM)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
77 - 96
حوزههای تخصصی:
توسعه صنعت گردشگری به خصوص در کشورهای درحال توسعه که دارای مشکلاتی فراوانی همچون اقتصاد تک محصولی و بیکاری هستند، دارای اهمیت فراوانی است. دراین بین استان اصفهان با قدمت تاریخی چند هزارساله ازنظر جاذبه های تاریخی، طبیعی، فرهنگی و مذهبی منحصربه فرد است و در رتبه های نخست گردشگری کشور ایران قرار دارد. بدین منظور هدف این پژوهش پتانسیل سنجی توسعه صنعت گردشگری استان اصفهان است. پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی است. برای ارزیابی پتانسیل سنجی میزان مطلوبیت گردشگری از تکنیک Fuzzy-ANP و نرم افزار ARC GIS- Super Decision استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که پیرو تمرکز جاذبه های طبیعی و باستانی – تاریخی در محور مرکزی استان (شهر اصفهان)، محور شمالی استان (شهرستان های کاشان و نطنز) و محور غربی استان (شهرستان فریدون شهر)، محورهای فوق دارای بیشترین میزان خدمات زیربنایی-زیرساختی و مراکز خدماتی – رفاهی به خصوص تمرکز بسیار شدید پیرامون شهر اصفهان است. این امر باعث شده است که محورهای مرکزی و شمالی استان اصفهان ازنظر توسعه گردشگری دارای پتانسیل بسیار بالایی باشد و در مقابل آن، محورهای شرقی و جنوبی استان که اغلب دارای شرایط کویری و دسترسی نامناسب به خدمات زیرساختی باشند، ازنظر توسعه گردشگری در وضعیت بسیار ضعیفی قرار بگیرند. به صورت کلی بیشترین میزان مطلوبیت توسعه گردشگری مربوط به نواحی مرکزی به مرکزیت شهرستان های اصفهان و مبارکه، محور شمالی به مرکزیت شهرستان کاشان، محور غربی به مرکزیت فریدون شهر و محور جنوبی به مرکزیت سمیرم است.
بررسی تأثیر توسعه صنعت گردشگری در اشتغال زایی و کارآفرینی در بامیان، افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
213 - 243
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی اقتصاد جهانی، در خلق ارزش افزوده اقتصادی، ارتقای اشتغال و تقویت کارآفرینی نقشی مؤثر ایفا می کند. این صنعت با بهره گیری از ظرفیت های بومی و طبیعی به توسعه پایدار مناطق مستعد کمک می کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر توسعه صنعت گردشگری در اشتغال زایی و کارآفرینی در ولایت بامیان، یکی از ولایات مستعد گردشگری در افغانستان، انجام شده است. به منظور برآورد الگو، از رویکردی تحلیلی با بهره گیری از روش شناسی ترکیبی (کمّی و کیفی) استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که توسعه صنعت گردشگری تأثیر مثبت و معناداری در شاخص های اشتغال زایی و کارآفرینی در بامیان دارد. نتایج تحلیل هم بستگی پیرسون نشان می دهد که میان شاخص توسعه صنعت گردشگری و اشتغال زایی ضریب هم بستگی 0/85 و با شاخص کارآفرینی 0/78 برقرار است. همچنین، تحلیل رگرسیون خطی بیانگر آن است که با افزایش یک واحدی در شاخص توسعه صنعت گردشگری، نرخ اشتغال به طور میانگین 1/32 واحد افزایش و شاخص کارآفرینی 1/45 واحد بهبود یافته است. علاوه براین، نتایج تحلیل کیفی نیز نشان می دهد که گردشگری به عنوان کاتالیزوری اقتصادی، زمینه ساز شکل گیری و رشد کسب و کارهای نوپا در حوزه های همچون اقامتگاه های بوم گردی، صنایع دستی و خدمات گردشگری شده است. بااین حال، ضعف زیرساختی، محدودیت های مالی و فقدان سیاست های حمایتی کارآمد ازجمله چالش هایی هستند که بهره برداری کامل از ظرفیت های گردشگری بامیان را با موانعی مواجه ساخته اند.