مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۰۱.
۲۰۲.
۲۰۳.
۲۰۴.
۲۰۵.
۲۰۶.
۲۰۷.
۲۰۸.
۲۰۹.
۲۱۰.
۲۱۱.
۲۱۲.
۲۱۳.
سلامت عمومی
حوزههای تخصصی:
اختلالات روانی یکی از نگران یهای عمده جهان امروز است که سبب کاهش بهره وری سیستم آموزش و پرورش می شود . مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین حمایت اجتماعی با سلامت عمومی معلمان زن شاغل در مدارس شهر قدس انجام ش د. این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی است . حجم نمونه 131 نفر و نمونه گیری به روش خوش های بوده اس ت. جهت گردآوری طلاعات از پرسشنام ههای استاندارد سلامت عمومی گلدبرگ و و ضریب همبستگی ANOVA حمایت اجتماعی فلیپیس استفاده ش د. داده های جم عآوری شده با آزمو نهای آماری پیرسون مورد تحلیل قرار گرفت . بدین ترتیب ، ارتباط حمایت اجتماعی با حیطه های علایم جسمانی ، اضطراب ، عملکرد اجتماعی ، افسردگی و سلامت عمومی کل با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون بررسی ش د. نتایج نشان داد که بین حمایت اجتماعی با میانگین نمره اضطراب ، اختلاف آماری معنی دار و معکوس وجود دار د. همچنین ،در بین خرده مقیاس های مختلف سلامت عمومی اعم از علایم جسمانی ، اضطراب ، عملکرد اجتماعی ، افسردگی تنها بین حیطه اضطراب با حمایت اجتماعی ارتباط آماری معنی دار وجود دار د، به گونه ای که با افزایش سطح حمایت اجتماعی در کشده ، میزان اضطراب در بین معلمان کاهش می یابد . بنابراین ، به نظر می رسد با بکارگیری رویکردهای آموزشی و مداخله ای مناسب ، جلب مشارکت مسئولان و سازما نهای ذی ربط بتوان وضعیت سلامت روان معلمان کشور را بهبود بخشید .
تدوین قانون وضعیت اضطراری سلامت عمومی (ضرورت سنجی، ضوابط و معیارها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۱
53 - 77
حوزههای تخصصی:
«حق بر بهداشت و سلامتی» یکی از حق های بنیادین شهروندی و ارکان اساسی در نظام بین المللی حقوق بشر محسوب می شود که ازجمله عوامل تهدیدکننده آن، شیوع بیماری های واگیردار است که می تواند منجر به ایجاد وضعیت اضطراری سلامت عمومی گردد؛ وضعیتی که باعث بروز خطر سلامت عمومی برای مردم می شود و نیازمند اتخاذ تدابیر ویژه برای مدیریت و مهار آن است. با توجه به همه گیری ویروس کرونا به عنوان مهم ترین مصداق بیماری های همه گیر در حال حاضر، این تحقیق با استفاده از روش کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش بوده که ضرورت، ضوابط و معیارهای تدوین قانون وضعیت اضطراری سلامت عمومی چیست؟ یافته ها بیان گر آن است که اولاً؛ هرچند نظم حقوقی کنونی ایران، ظرفیت هایی را برای تحقق بخشیدن به موارد مزبور در نظر گرفته اما با توجه به اقتضائات خاص وضعیت اضطراری سلامت عمومی، تصویب قانونی جامع و مستقل در این حوزه مفید و البته لازم قلمداد می شود. ثانیاً؛ مواردی همچون «پیش بینی ستاد مرکزی تصمیم گیری»، «اطلاع رسانی، شفافیت و پاسخگویی در مقابله با بیماری های همه گیر»، «شناسایی مسئولیت برای دولت و شهروندان»، «وضع محدودیت های ضروری ناظر بر سلامت عمومی» و «جرم انگاری رفتارهای تهدیدکننده سلامت شهروندان» به عنوان مهم ترین ضوابط و معیارهای ناظر بر قانون وضعیت اضطراری سلامت عمومی قابل شناسایی هستند.
تبیین نقش و تأثیر فضاهای شهری بر افزایش سلامت عمومی کلان شهرها با محوریت تغییرات اجتماعی-فرهنگی (مورد مطالعه: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضاهای شهری به عنوان محیط هایی که بیشترین وقت افراد در آن ها سپری می شود؛ پلی بین جنبه اجتماعی و فرهنگی و زیستی زندگی انسان ها بوده و تأثیر بسیار عمیقی بر سلامت جسمانی و روانی دارند. هدف تحقیق حاضر بررسی نقش و تأثیر فضاهای شهری بر افزایش سلامت عمومی در کلان شهر تبریز با محوریت تغییرات اجتماعی-فرهنگی است. روش تحقیق در مطالعه حاضر کمی با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی-اکتشافی می باشد که درراستای تجزیه وتحلیل اطلاعات از تحلیل واریانس و ضریب رگرسیون در نرم افزار “Spss”، استفاده شده است. همچنین جامعه آماری تحقیق شامل شهروندان تبریزی بوده که حجم نمونه براساس روش کوکران 384نفر تعیین گردیده و دسترسی به آن ها برمبنای الگوی تصادفی ساده بوده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش حاضر شامل فضاهای منتخب در اجتماع کلان شهر تبریز به مثابه؛ بازار بزرگ تبریز، پارک ائل گلی، مجتمع تجاری لاله پارک، پیاده راه تربیت، خیابان 29بهمن، فلکه بزرگ و دانشگاه آزاداسلامی می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد که سطح سلامت جسمی افراد در مجتمع لاله پارک بیش از سایر فضاها و در دانشگاه آزاداسلامی کمتر از سایر فضاهای موردبررسی ابراز شده است. تغییرات اجتماعی-فرهنگی باعث گردیده سطح سلامت روان نیز در پیاده راه تربیت بیش از سایر فضاهای موردبررسی ابراز شده است. درنتیجه، سلامت عمومی شهروندان در پیاده راه تربیت و مجتمع لاله پارک با میانگین 48/3 و 46/3 بیش از سایر فضاها گزارش شده است. نشان می دهد که بالابودن سطح کیفیت مفاهیم تبیین کننده سلامت جسمی و روانی منجربه افزایش کیفیت سلامت عمومی شهروندان در فضاهای شهری شده و بایستی مبنای مطالعات اجتماعی و فرهنگی در اجتماع عمل طراحان و برنامه ریزان شهری قرار گیرد.
مقایسه اثربخشی آموزش مقابله دینی با آموزش شناختی-رفتاری بر سلامت عمومی و مشکلات رفتاری دختران نوجوان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نوجوانی، مهم ترین دوره رشد انسان است که به دلیل تغییرات سریع در ابعاد مختلف وجودی، فرد را درگیر مسائل مختلفی می کند. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش مقابله دینی با آموزش شناختی- رفتاری بر سلامت عمومی و مشکلات رفتاری در دختران نوجوان است. روش پژوهش حاضر، از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با سه گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه پژوهش، کلیه دختران نوجوان مراجعه کننده به مرکز مشاوره آموزش وپرورش ناحیه 6 شهر مشهد بودند و نمونه آماری نیز از میان این افراد انتخاب شدند. افراد به صورت تصادفی، در سه گروه 12 نفره جای گذاری شدند. برای گردآوری اطلاعات، از سیاهه مشکلات رفتاری آخنباخ (CBCL)، نسخه والدین و نیز پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ)استفاده گردید. نتایج نشان داد که آموزش مقابله دینی، در ارتقای سلامت روان و کاهش مشکلات رفتاری، موثرتر از آموزش شناختی- رفتاری بوده است. با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که آموزش مقابله دینی را می توان به عنوان آموزش توانمندسازی در نوجوانان به کار برد.
ارائه یک مدل شبکه عصبی فازی ، جهت پیش بینی سلامت عمومی زنان از طریق رابطه مولفه های تاثیرگذار انگیزه مشارکت ورزشی و فرهنگ بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
233 - 251
ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ ﻫﺪف پیش ﺑیﻨ ی ﺳ ﻼﻣﺖ ﻋﻤ ﻮﻣی ﺑﺮاﺳﺎس انگیزه مشارکت ورزشی و فرهنگ بدن انجام شد. نمونه آماری را تمامی زنان پرسنل شاغل در معاونتهای دانشگاه علوم پزشکی کرمان که شامل549 نفر بودند تشکیل می داد. ﺑﺮای ﺟﻤﻊ آوری داده ﻫﺎ از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﻋﻤﻮﻣی (GHQ-28)، پرسشنامه انگیزه مشارکت ورزشی (گیل و همکاران، 1983) و پرسشنامه محقق ساخته فرهنگ بدن استفاده گردید. برای کسب اعتبار علمی از روش روایی صوری و محتوایی استفاده شد. میزان پایایی پرسشنامه ها نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ تعیین گردید. چارچوب نظری تحقیق از طریق شبکه عصبی فازی در نرم افزار MATLAB طراحی شد. با بهره گیری از سیستم استنباط عصبی – فازی تطبیقی (ANFIS) ؛ بین متغیرهای ورودی؛ انگیزه مشارکت ورزشی و فرهنگ بدنی و متغیر خروجی؛ سلامت عمومی، رابطه ای برقرار شد. نتایج نشان داد که با توجه به همبستگی بالا بین ورودیهای شبکه و خروجیهای آن و نیز میزان خطای بدست آمده، مدل ANFIS مدلی بسیار مناسب برای پیش بینی سلامت عمومی تلقی میشود و بهترین حالت مدل جهت ارتقا سلامت عمومی زمانیست که فرهنگ بدن در حد متوسط باشد.
نیاز به احیای سامانه عمومی خدمات سلامت روان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
سازمان بهداشت جهانی در ژانویه سال 2020 گسترش کووید-19 را به عنوان یک فوریت بهداشت عمومی اعلام کرد و در مارس سال 2020 این وضعیت را به عنوان یک بیماری دنیاگیر شناسایی کرد [1]. پس از اعلام رسمی ظهور موارد کووید-19 در ایران و در پاسخ به درخواست وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سامانه تلفنی 4030 در هشتم اسفند سال 1398 برای ارائه خدمات پزشکی جهت رفع نیازهای مرتبط با کووید-19 راه اندازی شد. این سامانه دارای چندین شاخه بود که به پرسش های مردم درباره علائم، سیر، پیشگیری، درمان و اخبار مربوط به کووید-19 پاسخ می داد. یکی از این شاخه ها به پرسش های مردم درباره سلامت روان می پرداخت (می پردازد) و همه می توانستند با شماره تلفن 4030 تماس بگیرند تا از مشاوره با یک فرد حرفه ای در زمینه سلامت روان برخوردار شوند.
رابطه سرمایه اجتماعی، سلامت عمومی و حاکمیت با مکانیسمهای ثروت آفرینی در اقتصادهای با سطح رفاه متوسط(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۶
۹۵-۶۵
مقدمه: مکانیسم های ثروت آفرینی، فرآیندهایی چندوجهی و پیچیده هستند که از عوامل گوناگونی تأثیر می پذیرند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی سرمایه اجتماعی، سلامت عمومی و حاکمیت با مکانیسم های ثروت آفرینی در اقتصادهای با سطح رفاه متوسط انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی، با استفاده از تحلیل رگرسیون داده های تابلویی، در71 کشور منتخب با سطح رفاه متوسط برای سال های 2007 تا 2023 انجام شده است. متغیر وابسته مکانیسم های ثروت آفرینی و متغیرهای مستقل شامل سرمایه اجتماعی، سلامت عمومی، حاکمیت، آزادی شخصی و تحصیلات است که از داده های مؤسسه لگاتوم استخراج شده اند. یافته ها: نتایج حاصل از برآورد الگوی رگرسیونی نشان داد که سرمایه اجتماعی برابر با 2/4 درصد، سلامت عمومی برابر 7/3 درصد و حاکمیت برابر 5/20 درصد تأثیر مثبت و معناداری بر مکانیسم های ثروت آفرینی در کشورهای منتخب داشته اند. در مقابل، آزادی شخصی برابر 2/1 درصد تأثیر منفی و معناداری بر این مکانیسم ها نشان داد. همچنین تحصیلات برابر 2/0 درصد، تأثیر غیرخطی و معنادار بر مکانیسم های ثروت آفرینی داشت. بحث: بهبود شاخص سرمایه اجتماعی، سلامت عمومی و حاکمیت در کشورهای با سطح رفاه متوسط به بهبود مکانیسم های ثروت آفرینی منجر می شود. تأثیر منفی آزادی شخصی در این کشورها، منطبق با نظریه های نهادگرایی است و بر ضرورت بسترسازی نهادی تأکید دارد. تأثیر غیرخطی تحصیلات، نیز با مفهوم سرریز دانش سازگار بوده و بر اهمیت سرمایه گذاری هدفمند در آموزش عالی دلالت دارد. لذا، سیاست گذاران باید ضمن تقویت نهادها و سرمایه اجتماعی، به ارتقای سلامت عمومی و سرمایه گذاری مؤثر در آموزش عالی توجه کنند.
رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی با سلامت روان با نقش میانجی راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
111 - 125
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی و سلامت عمومی با نقش میانجی راهبرد های مقابله ای بود. روش : روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی موسسات غیرانتفاعی شهر رشت در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه ای به حجم 173 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ)، ترومای کودکی برنستاین و همکاران (CTQ) و راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (CSQ) را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده های آماری از ضریب همبستگی پیرسون و مدل تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و AMOS، استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد آسیب عاطفی و غفلت عاطفی مستقیماً بر راهبردهای مقابله ای و سلامت عمومی تأثیر داشت، درحالی که آسیب جسمی و جنسی فقط بر سلامت عمومی و غفلت جسمی، تنها بر راهبردهای مقابله ای تأثیر داشت. همچنین، مقابله هیجان مدار، رابطه بین آسیب عاطفی و سلامت عمومی را میانجی گری می کرد، اما مقابله مسئله مدار نقش میانجی نداشت. راهبردهای مقابله ای هیجان مدار و مساله مدار نقش میانجی معناداری بین غفلت عاطفی و غفلت جسمی با سلامت عمومی داشتند، و به طور مستقیم بر سلامت عمومی تأثیر داشتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت، تجربه های آسیب زای دوران کودکی با میانجی گری راهبردهای مقابله ای، توانسته است سلامت عمومی دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، مداخلات روان شناختی که به تقویت راهبردهای مقابله ای پرداخته و به کاهش اثرات منفی آسیب های کودکی کمک کنند، می توانند نقش مؤثری در بهبود سلامت عمومی دانشجویان ایفا کنند.
مقایسه مؤلفه های سلامت عمومی، سازگاری اجتماعی- فردی و پرخاشگری در سارقان سرقت های خرد و معتادان متجاهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
149 - 182
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جامعه امروزه با چالش های مختلفی روبرو است که در آن نقش عوامل مختلفی نظیر؛ سلامت عمومی، سازگاری اجتماعی-فردی و پرخاشگری، بسیار حائز اهمیت است. هدف اصلی پژوهش حاضر، مقایسه تطبیقی میزان سلامت عمومی، پرخاشگری و سازگاری اجتماعی – فردی در بین معتادین متجاهر و سارقین سرقت های خرد در سطح شهرستان اهواز است.
روش: این پژوهش از نظر روش، توصیفی -تحلیلی است و با تکنیک پیمایشی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه افراد بالای 18 سال برای هر دو گروه سارقین سرقت های خرد و معتادین متجاهر است که در زندان سپیدار شهرستان اهواز، مورد پژوهش قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس و آزمون فیشر مستقل با توجه به اینکه نمونه ها مستقل هستند با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت.
یافته ها: مطابق با یافته های تحقیق، اثر مقایسه ای گروه های سارقین سرقت های خرد و معتادین متجاهر بر سلامت اجتماعی و پرخاشگری بر حسب سن، تحصیلات و شغل معنادار بوده است، ولی این اثر بر سازگاری اجتماعی - فردی بر حسب سن، تحصیلات، شغل و مدت زندانی معنادار نیست. همچنین، ضریب تعیین تعدیل شده برای هر دو گروه سارقین سرقت های خرد و معتادین متجاهر برابر با 741/0 بوده است که به معنای این است 1/74 درصد از تغییرات متغیرهای ملاک توسط متغیر پیش بین، تببین شده است. همچنین در ارتباط با مدت زندان بین سلامت و سازگاری اجتماعی و فردی در بین سارقین سرقت های خرد و معتادین متجاهر تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج تحقیق، معتادان متجاهر در سنین پایین تر بیشتر در معرض رفتارهای پرخاشگرانه قرار داشتند، این مورد می تواند ناشی از فشارهای اجتماعی و اقتصادی ناشی از اعتیاد باشد. همچنین، افرادی که از سطح تحصیلات بالاتری برخوردار بودند، مهارت های اجتماعی و عاطفی بهتری داشتند که به کاهش پرخاشگری کمک می کرد. معتادان متجاهر نیز با سابقه زندانی به طور مشابهی رفتارهای پرخاشگرانه بیشتری را بروز دادند، که نشان دهنده چرخه معیوب اعتیاد و جرم است. این نشان می دهد که این افراد نیاز به برنامه های درمانی، پشتیبانی اجتماعی و آموزش های مناسب دارند تا بتوانند از الگوهای ناسالم خود دوری کنند و بهبود سازگاری اجتماعی - فردی خود را تقویت کنند. بنابراین پیشنهاد می شود، توسعه برنامه های آموزشی و مشاوره ای برای سارقین سرقت های خرد و ایجاد مراکز توانمندسازی برای معتادان متجاهر شکل گیرد.
مبانی واکسیناسیون اجباری و ضمانت اجراهای آن در ایران و غرب (با تأکید بر کووید-19)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واکسیناسیون نقش مهمی در مبارزه با بیماری ها بویژه در همه گیری ها ایفا می کند. با گسترش بیماری های همه گیری چون کرونا بحث در مورد واکسیناسیون اجباری عمدتاً حول این موضوع شکل می گیرد که آیا ایجاد خیر و نفع عمومی بر آزادی افراد ارجحیت دارد یا خیر؟ و در صورت پذیرش اجبار چگونه و با چه سازوکارهایی می توان آن را تضمین نمود؟ نتایج این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی-تطبیقی صورت گرفته است نشان می دهد که مخالفان واکسیناسیون اجباری با استناد به ممنوعیت نقض حق حیات بواسطه عوارض واکسن و نقض حق بر حریم خصوصی و نیز با تأکید بر آزادی انتخاب آگاهانه افراد، وظیفه دولت ها را صرفاً بکارگیری تلاش در جهت در اختیار قرار دادن امکاناتی که حیات افراد را حفظ می کند می دانند و نه اینکه آنان را وادار به تبعیت از این تلاش ها نمایند. اما مدافعان واکسیناسیون اجباری، ضمن دفاع از مفهوم سلامت عمومی به عنوان یک کالای عمومی و تقدم آن بر حفظ حقوق فردی افراد بر ماهیت جمع گرایانه حق بر سلامت تأکید می ورزند و ضمانت اجراهای کیفری و اداری متنوعی را در جهت الزام به واکسیناسیون مطرح می نمایند. بسیاری از کشورهای غربی با تنوع بخشیدن به انواع ضمانت های اداری و مالی در چارچوب این الزام سیاستگذاری نموده اند. در ایران اما نقصان نظام حقوقی در پیش بینی ضمانت های اداری کافی به ویژه در بحث محرومیت از حقوق اجتماعی و دستیابی به خدمات عمومی و نیز سازوکارهای تشویقی می تواند مانعی در مسیر تضمین این نفع عمومی باشد.
بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (بهمن) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۵
113 - 127
حوزههای تخصصی:
زمینه: سلامت عمومی، که ابعادی چون سلامت جسمی، روانی و اجتماعی را در بر می گیرد، برای رفاه فردی و اجتماعی حیاتی است و بهبود آن در زنان جوان، با توجه به نقش کلیدی شان در جامعه، اهمیت مضاعفی دارد. در این راستا، پایبندی دینی به عنوان یک متغیر پیش بین، می تواند بر مؤلفه های سلامت عمومی تأثیرگذار باشد، اما مطالعات جامعی که به بررسی دقیق این رابطه و سازوکارهای آن در میان زنان جوان شهر تهران بپردازند، محدود است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان جوان (18-35 سال) مناطق 2 و 16 تهران در سال 1403 بودند که از میان آن ها نمونه ای 384 نفری با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و سپس تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ابعاد پنجگانه دینداری (گلاک و استارک، 1974) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972) گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) در SPSS نسخه 26 و در سطح معناداری 05/0 تحلیل انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دینداری همبستگی منفی با مؤلفه های سلامت عمومی شامل شکایت های جسمانی، اضطراب، افسردگی و ناسازگاری اجتماعی دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره حاکی از آن بود که ابعاد چهارگانه دینداری (اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی) در مجموع تأثیر معنی داری بر سلامت عمومی زنان جوان داشته اند (002/0 >p). این ابعاد قادر به تبیین 7/11 درصد از واریانس سلامت عمومی زنان جوان تهرانی بودند. نتیجه گیری: دینداری ارتباط مثبتی با ارتقای سلامت عمومی زنان دارد. بر این اساس، با تقویت دینداری می توان از آن به عنوان عاملی آرامش زا و کاهش دهنده اضطراب و افسردگی بهره گرفت. لذا، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و متخصصان سلامت روان، برنامه های مداخله ای و دوره های آموزشی مبتنی بر ارزش های دینی را برای ارتقای جامع سلامت روان زنان جوان طراحی و اجرا نمایند.
تحلیل تفسیری انتقادی نظریه های کار – فراغت با رویکرد سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تحلیل تفسیری انتقادی نظریه های کار – فراغت با رویکرد سلامت با رویکرد تفسیری انتقادی انجام گرفت. روش تحقیق کیفی بوده و پدیده های کار و فراغت و نظریه های این حوزه با تحلیل انتقادی مورد تحلیل قرار گرفت. جامعه پژوهش شامل نظریه های کلیدی حوزه کار-فراغت بود که با نمونه گیری هدفمند، ۱۵ نظریه شاخص با استفاده از تحلیل گفتمان انتقادی بررسی شدند. در این تحلیل، رابطه میان زبان، قدرت، ایدئولوژی و ساختارهای اجتماعی در نظریه ها به صورت سیستماتیک واکاوی شد. به منظور تقویت یافته های کیفی، فراتحلیل کمی ۳۵ مقاله با استفاده از نرم افزار CMA انجام شد و نقش متغیرهایی چون درآمد، تحصیلات و وضعیت تأهل و .. در تجربه فراغت به صورت آماری سنجیده شد. تحلیل نظریه های کار-فراغت با رویکرد سلامت نشان داد که در نظریه های کار-فراغت، کار و فراغت به عنوان دو حوزه مکمل ولی متضاد از زندگی انسانی مطرح می شوند که نه تنها به نیازهای اقتصادی و اجتماعی پاسخ می دهند، بلکه تحت تأثیر ساختارهای قدرت و نابرابری های اجتماعی قرار دارند. این پژوهش با ترکیب تحلیل انتقادی و داده های تجربی، تصویری چندبعدی و واقع بینانه از پویایی های کار و فراغت ارائه می دهد و بر ضرورت سیاست گذاری برای ارتقای عدالت فراغتی و سلامت اجتماعی تأکید می کند. درک این روابط می تواند به برنامه ریزان و سیاست گذاران کمک کند تا برنامه های آموزشی و حمایتی مناسبی برای تشویق افراد به فعالیت های فراغتی فعال طراحی و اجرا کنند. همچنین، می توانند برنامه هایی برای ترویج فعالیت های ورزشی خانوادگی و ایجاد محیط های حمایتی برای توسعه عادات ورزشی در کودکان و جوانان و توسعه ی فراغت فعال ایجاد کنند.
مدل سازی رابطه ی پویا میان نهاد ها، آلودگی محیطی، توسعه اقتصادی و سلامت عمومی مبتنی بر رویکردهای میانگین گیری بیزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد باثبات دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۰)
133 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مدل سازی رابطه ی پویا میان نهاد ها، آلودگی محیطی، توسعه اقتصادی و سلامت عمومی مبتنی بر رویکردهای میانگین گیری بیزین در کشورهای عضو منا است. پژوهش کاربردی است و برای بازه زمانی 1390 تا 1402 صورت پذیرفته است. برای مدل سازی روابط پویای میان متغیرها از رویکرد PTVP-DMA و PTVP-DMS،PBMA و PWALS بهره گرفته شده است. نتایج مشخص کرد رفتار پویایی غیرخطی میان متغیرهای تحقیق وجود دارد. بر این اساس، رویکرد مدل های PTVP-DMA نسبت به سایر مدل ها از دقت بالاتری برخوردار است. بر اساس نتایج مدل شاخص نهادی، متغیر توسعه اقتصادی با بیش ترین دوره اثرگذاری مهم ترین متغیر موثر بر شاخص نهادی بوده است. در مدل شاخص توسعه اقتصادی، متغیر شاخص نهادی با بیش ترین دوره اثرگذاری مهم ترین متغیر موثر بر توسعه اقتصادی بوده است. در مدل شاخص سلامت عمومی، متغیر آلودگی محیطی با بیش ترین دوره اثرگذاری مهم ترین متغیر موثر بر سلامت عمومی بوده است. در مدل شاخص آلودگی محیطی، متغیر توسعه اقتصادی با بیش ترین دوره اثرگذاری مهم ترین متغیر موثر بر آلودگی محیطی بوده است.