مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۰۱.
۲۰۲.
۲۰۳.
۲۰۴.
۲۰۵.
۲۰۶.
۲۰۷.
۲۰۸.
۲۰۹.
۲۱۰.
۲۱۱.
۲۱۲.
۲۱۳.
۲۱۴.
۲۱۵.
۲۱۶.
۲۱۷.
اعتیاد به اینترنت
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۵۹۹-۵۹۰
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه ی دل زدگی تحصیلی و سبک تنظیم هیجان بین فردی با اعتیاد به اینترنت در دانش آموزان متوسطه اول شهر تهران در سال تحصیلی 1402 بود. تحقیق حاضر از منظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی است و ازلحاظ استراتژی توصیفی – پیمایشی با رویکرد همبستگی است و از ازلحاظ روش اجرا به صورت میدانی بود. جامعه آماری تحقیق را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر تهران تشکیل دادند که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند. جهت انتخاب حجم نمونه بر اساس حجم کل جامعه بالای 5 هزار نفر می باشند، تعداد 269 نفر بر اساس حجم کل جامعه و روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد و به پرسشنامه های دل زدگی تحصیلی، فرم کوتاه اعتیاد به اینترنت یانگ (S-IAT) و تنظیم هیجان بین فردی (IERQ) پاسخ دادند. نتایج با استفاده از همبستگی پیرسون و روش رگرسیون چند متغیره تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که مؤلفه های چشم انداز داشتن و تسلی بخش از متغیر تنظیم هیجان بین فردی توان پیش بینی اعتیاد به اینترنت در دانش آموزان را دارد. همچنین نتایج نشان داد که مؤلفه دل زدگی مربوط به یادگیری و نمره کل دل زدگی تحصیلی توان پیش بینی اعتیاد به اینترنت در دانش آموزان رادارند. همچنین نتایج نشان داد که مؤلفه های مدل سازی اجتماعی و دل زدگی تحصیلی توان پیش بینی اعتیاد به اینترنت در دانش آموزان را ندارند؛ بنابراین نتایج پژوهش حاضر می تواند موردتوجه سازمان آموزش وپرورش، معلمان و دانش آموزان قرار گیرد.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال کاری تحصیلی و خود مهارگری دانش آموزان دختر دارای اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آذر ۱۴۰۳ شماره ۹ (پیاپی ۱۰۲)
۱۱۰-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال کاری تحصیلی و خودمهارگری دانش آموزان دختر دارای اعتیاد به اینترنت انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر لاهیجان در سال 1401 بود که از بین آن ها، 34 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به روش تصادفی به یک گروه آزمایش (17 نفر) و یک گروه کنترل (17 نفر) تخصیص یافتند. پرسشنامه های پژوهش شامل: مقیاس اهمال کاری تحصیلی (PASS، سولومون و راثبلوم، 1984) و پرسشنامه خودمهارگری (SCQ، تانجنی و همکاران، 2004) بودند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون میانگین اهمال کاری تحصیلی و زیرمقیاس های آن (آماده شدن برای امتحانات، آماده کردن تکالیف، آماده کردن مقالات) و خودمهارگری در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت؛ اما بین میانگین پس آزمون و پیگیری اهمال کاری تحصیلی و زیرمقیاس های آن و خودمهارگری تفاوت معناداری دیده نشد (05/0 P>)؛ به این معنا که اثرات درمانی در طول زمان ثبات داشته اند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به عنوان یک مداخله پایدار بر کاهش اهمال کاری تحصیلی و افزایش خودمهارگری دانش آموزان دختر دارای اعتیاد به اینترنت مؤثر می باشد.
نقش تعدیل کنندگی سبک دلبستگی زنان در پیش بینی رضایت زناشویی آنان بر اساس اعتیاد همسرانشان به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آذر ۱۴۰۳ شماره ۹ (پیاپی ۱۰۲)
۲۱۰-۲۰۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کنندگی سبک دلبستگی زنان در پیش بینی رضایت زناشویی آنان بر اساس اعتیاد همسرانشان به اینترنت انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی و جامعه آماری، کلیه زوجین 50-20 سال ساکن استان تهران در سال 1401 بودند. از این میان 208 زوج به عنوان نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سؤالات پرسشنامه های رضایت زناشویی انریچ (EMS، فاورز و اولسون، 1993)، سبک دلبستگی بزرگسال هازن و شیور (AASQ، 1987) و اعتیاد به اینترنت یانگ (IAT، 1998) پاسخ گفتند. داده های حاصل با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد بین اعتیاد همسران به اینترنت و رضایت زناشویی زنان رابطه معناداری یافت نشد (۰۵/0P>). بعلاوه سبک دلبستگی ایمن زنان با رضایت زناشویی آنان رابطه مثبت و معنادار (0۵/0P<) و سبک دلبستگی اضطرابی-دوسوگرا و اجتنابی زنان با رضایت زناشویی آنان رابطه منفی و معنادار داشت (01/0P<). نتایج نشان داد دلبستگی در مجموع 11 درصد واریانس رضایت زناشویی را تبیین می کند. همچنین سبک دلبستگی زنان (ایمن و ناایمن) در رابطه اعتیاد همسران به اینترنت و رضایت زناشویی آنان نقش تعدیل کنندگی نداشت. بنابراین می توان نتیجه گرفت سبک دلبستگی زنان نقش مهمی در رضایت زناشویی آنان دارد اما اعتیاد همسرانشان به اینترنت بر میزان رضایت زناشویی آنان تاثیری ندارد.
مقایسه ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی افراد وابسته به اینترنت و ناوابسته به اینترنت برحسب جنسیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
وابستگی به اینترنت در نوجوانان یکی از اعتیادهای جدید در جوامع مدرن محسوب می شود. لذا هدف این پژوهش، مقایسه ویژگی های پنج عامل شخصیت و هوش هیجانی در نوجوانان وابسته به اینترنت و ناوابسته به اینترنت بر حسب جنسیت در تهران بود. این پژوهش یک مطالعه علی مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش، تمامی دانش آموزان دختر و پسر نوجوان در شهر تهران در سال 1401 بودند که از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 360 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع اوری داده ها پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت یانگ (1996) و فرم کوتاه ویژگی های شخصیتی نئو(1989) و هوش هیجانی شات و همکاران (1998) بود. تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار آماری SPSS 27 انجام شد. یافته ها نشان دادند که بین نوجوانان پسر وابسته و ناوابسته به اینترنت از نظر ویژگی شخصیتی روان نژندگرایی (05/0>P) تفاوت معناداری وجود داشت؛ اما از نظر ویژگی های برونگرایی، تجربه پذیری، خوشایندی و وجدانی بودن تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). در مورد دختران نوجوان وابسته و ناوابسته به اینترنت نیز از نظر ویژگی های شخصیتی برونگرایی و وجدانی بودن (01/0>P) تفاوت معناداری وجودد داشت، ولی از نظر روان نژندگرایی، تجربه پذیری و خوشایندی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). در نتیجه می توان گفت وابستگی به اینترنت تأثیرات متفاوتی بر ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی نوجوانان دارد و این تأثیرات به جنسیت وابسته است. درک این تفاوت ها می تواند به مشاوران و روان شناسان در طراحی برنامه های مداخله ای مناسب برای هر جنسیت کمک کند.
رابطه تعارض با والدین و اعتیاد به اینترنت در نوجوان: نقش تعدیل کننده سبک های مقابله و جنسیت
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: اعتیاد به اینترنت یک نگرانی فزاینده در میان نوجوانان است که پیامدهای منفی بالقوه ای برای عملکرد تحصیلی، رشد اجتماعی و سلامت روان به دنبال دارد. پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه تعارض با والدین با اعتیاد به اینترنت با نقش تعدیل کنندگی سبک های مقابله و جنسیت انجام در نوجوانان شهرستان کاشان صورت گرفت. مواد و روش کار: روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه اول و دوم شهرستان کاشان در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که از این میان، تعداد 400 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت یانگ (1996)، راهبردهای تعارض اشتراوس (1979)، شاخص استراتژی مقابله امیر خان (1990) استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از روش رگرسیون سلسله مراتبی انجام شد و نتایج نشان داد که تعارض با والدین، به طور مستقیم 40/0 اعتیاد به اینترنت را پیش بینی می کند. هم چنین نقش تعدیل کنندگی سبک های مقابله ای، هر سه سبک حمایت اجتماعی، حل مسئله و اجتناب تائید شد. اما در خصوص نقش تعدیل کنندگی متغیر جنسیت، نتایج نشان داد رابطه بین تعارض با والدین با استفاده مفرط از اینترنت در بین نوجوانان دختر و پسر، تفاوت معناداری ندارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج فوق، لازم است جهت آشنایی والدین و فرزندان با تفاوت های نسلی، نوع برخورد سازنده با یکدیگر، ایجاد و حفظ رابطه مثبت در بین اعضای خانواده و همچنین فرهنگ استفاده صحیح و مناسب از اینترنت، برنامه هایی مناسب طراحی و اجرا شود.
اثربخشی درمان ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و کیفیت زندگی نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی درمان ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و کیفیت زندگی نوجوانان دارای اعتیاد اینترنت انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل نوجوانان پسر شهر سقز در سال 1403 بود که از طریق روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس معیارهای ورود و خروج تعداد 30 نفر وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (1989) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) بود. گروه آزمایش تحت درمان ذهن آگاهی ویلیامز وسگال (2003) به مدت 8 جلسه 2 ساعته قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه وتحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل کواریانس تک متغیره و با نرم افزار SPSS نسخه 23 صورت گرفت. سطح معناداری آزمون ها 05/0 در نظر گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که درمان ذهن آگاهی موجب افزایش نمرات کیفت خواب و کیفت زندگی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه نوجوانان اعتیاد به اینترنت بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت درمان ذهن آگاهی روش مداخله ای مناسبی برای ارتقای کیفیت خواب و کیفیت زندگی نوجوانان اعتیاد به اینترنت است.
الگوی پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس شیوه فرزندپروری و کنترل روان شناختی و نقش میانجی سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان بر دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (مهر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۱
۳۰۱-۲۸۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: اعتیاد به اینترنت، معضلی است که سلامت روانی و اجتماعی نوجوانان را تهدید می کند. شناسایی و درک عواملی که منجر به اعتیاد به اینترنت می شود، بسیار حائز اهمیت است. در مورد نقش سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس شیوه فرزندپروری و کنترل روانشناختی دانش آموزان دوره متوسطه، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، تدوین الگوی پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس شیوه فرزندپروری و کنترل روانشناختی و نقش میانجی گر سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان در دانش آموزان دوره متوسطه شهر کرمانشاه بود. روش: روش این پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. برای انتخاب نمونه آماری با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 384 نفر از دانش آموزان مدارس دوره متوسطه شهر کرمانشاه انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1998)، شیوه های فرزندپروری (بامریند، 1991)، کنترل روانشناختی وابسته مدار و پیشرفت مدار (سوننز و همکاران، 2010)، سواد رسانه ای (تامن، 1995) و تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و کرایج، 2006) بود. هم چنین داده های این پژوهش از طریق روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار SMARTPLS مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که اعتیاد به اینترنت از طریق شیوه های فرزندپروری به طور مستقیم و با نقش میانجی گر سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان قابل پیش بینی است (05/0 >P)، ولی از طریق کنترل روانشناختی به طور مستقیم و با نقش میانجی گر تفسیر نمی شود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی در مدارس جهت آگاهی بیشتر والدین نسبت به تأثیرات مخرب استفاده زیاد از اینترنت بر فرزندان شان در نظر گرفته شود. هم چنین با توجه تأیید تأثیر شیوه فرزندپروری بر وضعیت اعتیاد به اینترنت در این پژوهش، این آموزش ها می تواند به والدین در شیوه های مؤثر فرزندپروری کمک کند.
نقش میانجی گر مشارکت ورزشی در رابطه اختلالات بد شکلی بدن با نگرانی از تصویر بدنی و اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آذر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
۲۸۷-۲۷۲
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلالات بدشکلی بدن با نگرانی از تصویر بدنی و اعتیاد به اینترنت مرتبط است، اما نقش میانجی مشارکت ورزشی در این رابطه کمتر بررسی شده است. مطالعات پیشین نشان داده اند که نگرانی از تصویر بدنی می تواند منجر به اعتیاد به اینترنت شود، اما تأثیر فعالیت های ورزشی به عنوان یک عامل میانجی در این ارتباط نیاز به پژوهش بیشتری دارد. این مطالعه به بررسی این شکاف پژوهشی می پردازد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه اختلالات بدشکلی بدن با نگرانی از تصویر بدنی و اعتیاد به اینترنت با نقش میانجی گر مشارکت ورزشی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان ورودی 1403-1404 دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر بود که از میان آن ها 210 نفر به عنوان نمونه به شیوه در دسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه مشارکت ورزشی (اکیلز و همکاران، 2001)؛ پرسشنامه اختلال بدشکلی بدن (ربیعی و همکاران، 1390)؛ نگرانی از تصویر بدنی (لیتلتون و همکاران، 2005) و اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1996) بود. تحلیل های همبستگی در نرم افزار اس پی اس اس نسخه 27 و تحلیل های مربوط به مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار ایموس انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اختلالات بدشکلی بدن با افزایش نگرانی از تصویر بدنی و اعتیاد به اینترنت ارتباط مثبت دارد (05/0 >P). مشارکت ورزشی به عنوان یک متغیر میانجی، این رابطه را تعدیل کرد و کاهش معناداری در اثرات بدشکلی بدن بر نگرانی از تصویر بدنی و اعتیاد به اینترنت ایجاد نمود (05/0 >P). به عبارت دیگر، ورزش منظم توانست با کاهش نگرانی های مرتبط با تصویر بدن، از شدت اعتیاد به اینترنت بکاهد. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که افزایش مشارکت در فعالیت های ورزشی می تواند به عنوان یک راهکار مؤثر برای کاهش نگرانی های ناشی از اختلال بدشکلی بدن و جلوگیری از اعتیاد به اینترنت مورد استفاده قرار گیرد. برنامه ریزی برای ترویج ورزش منظم، به ویژه در میان افراد با علائم بدشکلی بدن، می تواند به بهبود تصویر بدنی و کاهش وابستگی به فضای مجازی کمک کند. پیشنهاد می شود مداخلات روانشناختی و برنامه های سلامت عمومی، ورزش را به عنوان یک ابزار کمکی در کنار درمان های سنتی بدشکلی بدن و اعتیاد به اینترنت بگنجانند.
بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت و پرخاشگری در دانشجویان با تفکیک جنسیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی مشاوره و روان درمانی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
41 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت و پرخاشگری و هریک از خرده مقیاس های آن در دانشجویان مذکر و مؤنث، به صورت تفکیک شده انجام شده است. روش: جامعه آماری این پژوهش شامل آن دسته از دانشجویان مؤسسه آموزش عالی کوشیار رشت بود که در سال تحصیلی 1402-1401 اشتغال به تحصیل داشتند. بر اساس قاعده سرانگشتی گرین (۱۹۹۱)، اندازه نمونه برابر با 220 نفر در نظر گرفته شد. به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز ، دانشجویان واجد شرایط، به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند تا پرسش نامه اعتیاد به اینترنت Young (1996) و پرسش نامه پرخاشگری Buss & Perry (1992) را تکمیل نمایند. یافته ها: با توجه به یافته های آماری، معلوم گردید که بین اعتیاد به اینترنت و پرخاشگری دانشجویان رابطه معناداری برقرار است (r=0/495). ضمن در نظر گرفتن تفکیک جنسیتی، میزان همبستگی بین اعتیاد به اینترنت و پرخاشگری در دانشجویان مونث (r=0/499) و دانشجویان مذکر (r=0/332) بود. بررسی جزئی تر یافته ها نشان داد که اعتیاد به اینترنت با تمامی خرده مقیاس های پرخاشگری از قبیل بدنی، کلامی، خشم و خصومت ارتباط معناداری داشت. اما با در نظر گرفتن تفکیک جنسیتی، همبستگی اعتیاد به اینترنت با پرخاشگری بدنی و کلامی، تنها در دانشجویان مؤنث معنادار بود . همچنین رابطه معناداری بین اعتیاد به اینترنت با خرده مقیاس خشم و خصومت، در هر دو جنسیت وجود داشت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است که دانشجویانی که شدت اعتیاد به اینترنت در آن ها بیشتر است، بیشتر در معرض خطر تجربه تمایلات خشونت آمیز و ارتکاب رفتارهای پرخاشگرانه هستند.
پیشایندها و پیامدهای روان شناختی اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
24 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین پیشایندها (خودکنترلی، خودکارآمدی و عزت نفس) و پیامدهای روان شناختی اعتیاد به اینترنت (کیفیت خواب، پریشانی روان شناختی و بهزیستی روان شناختی) بود. روش پژوهش توصیفی - همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه کاربران دانشجویی شبکه های اجتماعی دانشگاه دامغان در سال ۱۴۰۲ بود. با استفاده از نمونه گیری دردسترس ۲۹۸ نفر انتخاب و به ابزارهای پژوهش شامل آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ، شاخص کیفیت خواب پترزبورگ، مقیاس عزت نفس روزنبرگ، مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر، مقیاس خودکنترلی تنگی، پریشانی روان شناختی کسلر و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف پاسخ دادند. داده ها با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SmartPLS 3/0 تحلیل شد. یافته ها نشان داد بین خودکنترلی و اعتیاد به اینترنت رابطه معکوس وجود دارد. اعتیاد به اینترنت به صورت مستقیم بر کیفیت خواب و پریشانی روان شناختی و به صورت غیرمستقیم با میانجی گری کیفیت خواب و پریشانی روان شناختی بر بهزیستی روان شناختی اثرگذار بود. براساس نتایج حاصله می توان گفت ضعف خودکنترلی باعث اعتیاد به اینترنت و اعتیاد به اینترنت باعث کاهش کیفیت خواب، افزایش پریشانی روان شناختی و درنهایت کاهش بهزیستی روان شناختی می شود. مبتنی بر یافته های حاصله می توان به آماده سازی و ارایه بهتر برنامه های پیشگیری و درمان ازطریق تقویت خودکنترلی برای افراد درمعرض اعتیاد به اینترنت پرداخت و از این طریق به کاهش اعتیاد به اینترنت و به تبع آن بهبود کیفیت خواب، کاهش پریشانی روان شناختی و ارتقا بهزیستی روان شناختی کمک نمود.
بررسی رابطه فرسودگی تحصیلی با اعتیاد به اینترنت از طریق واسطه گری الگوی ارتباط همنوایی در دانش آموزان متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
137 - 152
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نوجوانی دوره ای پرتلاطم همراه با تغییرات عاطفی و رفتاری است که می تواند منجر به حساسیت بیشتر نسبت به محرک های محیطی و افزایش گرایش به فضای مجازی، اینترنت و در نتیجه، کاهش کارآمدی تحصیلی شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت با میانجی گری الگوی ارتباط همنوایی در میان دانش آموزان دوره متوسطه دوم انجام شد. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان مریوان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 940 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (مسلش و جکسون، 1981)، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1998) و پرسشنامه الگوی ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریچی، 1994) بود. داده های جمع آوری شده به وسیله شاخص های آمار توصیفی و همچنین روش های همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین، فرسودگی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری با اعتیاد به اینترنت و رابطه منفی و معناداری با الگوی ارتباط همنوایی داشت (05/0p<). علاوه بر این، الگوی ارتباط همنوایی رابطه منفی و معناداری با اعتیاد به اینترنت نشان داد (05/0p<). همچنین نتایج حاکی از معنادار بودن نقش واسطه ای الگوی ارتباط همنوایی در رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت بود. نتیجه گیری: این یافته ها نشان دهنده نقش میانجی گر الگوی ارتباط همنوایی در رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت است. بر اساس این نتایج، تدوین برنامه هایی برای بهبود الگوهای ارتباطی خانواده و مدیریت استفاده نوجوانان از اینترنت توصیه می شود.
بررسی رابطه اعتیاد به اینترنت بر افسردگی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1404-1403
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
47 - 55
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش اعتیاد به اینترنت بر افسردگی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم اردبیل انجام یافته بود. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. از لحاظ روش گردآوری اطلاعات روش تحقیق حاضر توصیفی می باشد. برای تعیین رابطه ی متغیرها از تحقیق توصیفی- همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه دانش اموزان دختر دوره دوم مقطع متوسطه شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402 بود. با توجه به آمار ارائه شده توسط اداره آموزش وپرورش شهرستان اردبیل 1865 نفر در این شهرستان مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه گیری در این پژوهش از نوع نمونه گیری تصادفی طبقه ای می باشد. با توجه به حجم جامعه اماری شناسایی شده و بر اساس فرمول کوکران تعداد حجم نمونه آماری برابر 319 نفر تعیین گردیده بود. ابزار اندازه گیری این پژوهش آزمون اعتیاد به اینترنت کیمبرلی یانگ(1998)، پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II (1961) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در امار توصیفی از شاخص های فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، واریانس و در آمار استنباطی برای بررسی نحوه توزیع داده ها از آزمون کلوموگروف- اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و برای بررسی تأثیر اعتیاد به اینترنت بر متغیرهای وابسته از رگرسیون خطی چندگانه و نرم افزار spss 27 استفاده شد. با توجه به نتایج تحلیل شاخص های برازندگی مدل پژوهش، از آنجا که مقادیر آلفای کرونباخ، rho_a و CR در تمامی متغیرها بیشتر از 7/0 و مقدار AVE بیشتر از 5/0 است، پایایی و روایی در داده ها به تأیید رسیدند. نتایج پژوهش نشان داد که با توجه به ضرایب همبستگی بدست آمده برای رابطه اعتیاد به اینترنت و اضطراب (355/0) ، و افسردگی (555/0) می توان نتیجه گرفت که بین اعتیاد به اینترنت و افسردگی رابطه مستقیم وجود دارد.
مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
101 - 110
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل دانش آموزان دارای اعتیاد به اینترنت شهر رشت در سال 1403 بود که از بین آن ها، 48 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (16 نفره) تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001، CERQ) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد که نمرات پیش آزمون راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ که نشان دهنده اثربخشی بیشتر شفقت درمانی نسبت به آموزش مهارت های زندگی اسلامی بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان یک مداخله پایدار بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت مؤثر می باشد؛ اما شفقت درمانی مؤثرتر است.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر شایستگی هیجانی-اجتماعی دانش آموزان دختر با اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
145 - 154
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر شایستگی هیجانی-اجتماعی دانش آموزان دختر با اعتیاد به اینترنت انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر ابرکوه (استان یزد) در سال 1404 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از دو مدرسه انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه شایستگی هیجانی-اجتماعی (ESCQ؛ زو و ای، 2012) و آزمون اعتیاد به اینترنت (IAT؛ یانگ، 1996) استفاده شد. هر یک از گروه های درمانی طی 8 جلسه درمانی، مداخلات را به صورت گروهی دریافت کردند. از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر جهت تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد. نتایج نشان داد که پیش آزمون شایستگی هیجانی-اجتماعی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که هر دو درمان نسبت به گروه کنترل تغییرات معناداری در شایستگی هیجانی-اجتماعی ایجاد کردند (05/0>P)؛ ضمن اینکه مشخص شد تفاوت معناداری بین دو مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی وجود نداشت (05/0<P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که هر دو مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی اثربخشی یکسانی بر افزایش شایستگی هیجانی-اجتماعی افراد داشته است.
پیش بینی اعتیاد به اینترنت براساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
99 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند. تعداد افراد نمونه 200 نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (IAT، یانگ، 1998)، انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و همکاران، 2010) و وسواس جبری مادزلی (MOCI، هاجسون و همکاران، 1977) بود. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان انجام گرفت. یافته ها نشان داد که ایجاد جایگزین، کنترل، ادراک جایگزین، وارسی، شستشو، کندی/ تکرار و شک و تردید توان پیش بینی اعتیاد به اینترنت را دارند (05/0>p) و این متغیرها در مجموع 8/26 درصد واریانس اعتیاد به اینترنت را تبیین می کنند. بنابراین، با توجه به رابطه معنی دار انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی با اعتیاد به اینترنت درمانگران و مشاوران می توانند در مسیر بهبود انعطاف پذیری روانشناختی و وسواس فکری عملی در راستای کاهش اعتیاد به اینترنت دانش آموزان حرکت کنند.
تحلیل نقش کمال گرایی و خانواده دوستی در مصونیت نوجوانان از اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
215 - 226
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اعتیاد به اینترنت به عنوان یکی از مشکلات نظام های آموزشی در تمام جوامع رو به گسترش است. لذا پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس نقش کمال گرایی و خانواده دوستی در بین نوجوانان شهر بغداد در دوره متوسطه دوم انجام شد. روش پژوهش: روش تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نوع داده ها و نحوه پژوهش توصیفی- همبستگی می باشد. دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر بغداد در سال تحصیلی 2025-2024 بود. از جامعه آماری مورد اشاره به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای و با استفاده از فرمول حجم نمونه تاپاچیک و فیدل (2013) که در پژوهش های همبستگی برای هر متغیر بین ده تا بیست نفر باید انتخاب شود، 12 نفر به ازای هر متغیر و خرده متغیر وارد پژوهش شدند که درمجموع حجم نمونه 300 نفر بود و به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت، کمال گرایی و خانواده دوستی استفاده گردید. اطلاعات جمع آوری شده بهوسیله تحلیل رگرسیون چندمتغیره با روش گام به گام توسط نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج همبستگی درونی نشان داد بین کمال گرایی مثبت (31/0=β)، کمال گرایی منفی (33/0=β)، خانواده دوستی (52/0=β) با اعتیاد به اینترنت رابطه معنادار وجود دارد (001/0p<). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام با حضور هر دو متغیرهای پیش بین نشان داد که نقش مهم خانواده دوستی در پیش بینی اعتیاد به اینترنت در دانش آموزان دوره دوم متوسطه معنادار و مؤثر بوده است (001/0p<). از بین ابعاد مثبت و منفی کمال گرایی، کمال گرایی منفی نقش پیش بینی معناداری در اعتیاد به اینترنت داشته است (001/0p<). نتیجه گیری: از این رو، با توجه به تأثیر معنادار خانواده دوستی و کمال گرایی منفی در پیش بینی اعتیاد به اینترنت، اتخاذ تصمیمات کاربردی می تواند به کاهش این معضل در بین دانش آموزان دوره دوم متوسطه کمک کند و زمینه ساز روابط سالم تر و استفاده متعادل تر از فناوری های دیجیتال باشد.
رابطه خودکارآمدی و اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی نوجوانان به واسطه خودتنظیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
107 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه خودکارآمدی و اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی نوجوانان به واسطه خودتنظیمی بود.جامعه پژوهش دانش آموزان دختر دوره دوم مقطع متوسطه شهر تبریز بود که از میان آنها200 نفر به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سواری (1390)، خودکارآمدی موریس (2001)، پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی صادق زاده و همکاران (1397) و خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995) بودند. داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزار 24 AMOSو 25SPSS تحلیل شدند.نتایج نشان داد بین خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی رابطه منفی و معنی دار و بین اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. بین خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی به واسطه خودتنظیمی رابطه غیر مستقیم وجود دارد. بین اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی به واسطه خودتنظیمی رابطه غیر مستقیم وجود دارد.یافته های این پژوهش می تواند درطرح ریزی برنامه های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا دانش آموزان کمتر در معرض آسیب های حاصل از اهمال کاری قرارگیرند.