مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
کیفیت محیط
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۶
50 - 71
حوزههای تخصصی:
اثرات روانی محیط انسان ساخت محله بر افسردگی در دوره حساس نوجوانی و جوانی غیرقابل انکار است چنان که امروزه، بی توجهی به کیفیت محیط محله با ایجاد احساسات منفی، منجر به تشدید افسردگی این قشر در شهرها شده است. بااین وجود، مطالعات اندکی پیرامون این موضوع و این قشر در کشورهای آسیایی به ویژه ایران انجام شده است. ازاین رو مقاله حاضر، با هدف بررسی رابطه کیفیت های محیطی محله با افسردگی نوجوانان و جوانان تدوین شده است. این پژوهش، کمی و از نوع پیمایشی است و داده ها از 194 فرد 35-15ساله ساکن در سه محله در بافت های تاریخی، میانی و جدید شهر یزد گردآوری شد. کیفیت های محیط عینی و ا دراک شده و افسردگی به ترتیب ازطریق ابزار ممیزی Analytic Audit Tool و پرسش نامه های NEWS-Y وBDI-II سنجش شد و برای تحلیل روابط از تحلیل رگرسیون و آزمون آنوا استفاده شد. یافته ها نشان می دهد به جز سه کیفیت خوانایی، نفوذپذیری و آسایش اقلیمی، سایر کیفیت های گوناگونی، امنیت، ایمنی، کیفیت مسکن، اجتماع پذیری، زیبایی، غنای حسی، دلبستگی به مکان و پاکیزگی ارتباط معنادار و معکوسی با افسردگی دارند و نقش آن ها با توجه به تعدد عوامل تأثیرگذار، قابل توجه است که در محله تاریخی (با کیفیت محیطی پایین تر) قوی تر است. درنتیجه ارتقاء کیفیت محیط محله می تواند راهبرد انطباقی مؤثری در کاهش افسردگی نوجوانان و جوانان خصوصاً در محلات تاریخی باشد که ضمن منفعت در کاهش افسردگی عموم، اثر پایدارتری نیز به همراه دارد.
ارتقاء سلامت اجتماعی در مسکن معاصر؛ نمونه مطالعاتی: مجتمع های مسکونی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۱۰۸-۸۵
حوزههای تخصصی:
اهداف: مسکن سالم و پایدار، هویت و همچنین کیفیت محیط نقشی کلیدی در بهبود سلامت اجتماعی دارد. این مقاله با بررسی مفاهیم مرتبط با کیفیت محیط به عنوان متغیر مستقل و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته، به تحلیل تأثیر این عوامل در مسکن به عنوان بخشی از میراث معماری معاصر ایران می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ روش در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی- کمی) است. از نظر روش گردآوری اطلاعات، در بخش کیفی از مصاحبه و روش گروه های بحث استفاده شد و در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه و به شیوه پیمایشی جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel با آزمون های معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته ها: طبق نتایجی که از تحلیل فرضیه های این تحقیق بدست آمد، مولفه های کیفیت محیط شامل بعد اقتصادی، جنبه های انسانی - اجتماعی، جنبه زیست- محیطی، جنبه های عملکردی، فیزیکی واحد مسکونی، زیبایی شناختی فرمی، جذابیت بصری، بهره گیری از عناصر طبیعی، نورپردازی، ایمنی، معنایی ادراکی؛ بر ارتقاء سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر اردبیل تاثیر دارد و ترتیب اثرگذاری به ترتیب برابر با: بهره گیری از عناصر طبیعی 73/0، بعد اقتصادی 70/0، بعد ایمنی 65/0،جذابیت بصری 59/0، کیفیت زیبایی شناختی فرمی 53/0، مولفه زیست محیطی 48/0، جنبه های انسانی اجتماعی 47/0، جنبه های عملکری و نورپردازی 46/0، مولفه های فیزیکی واحد مسکونی 42/0، می باشد. نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که در جهت بالا بردن میزان سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی باید به شاخص های کیفیت محیط و مفهوم مسکن سالم توجه بیشتری داشت.
ارزیابی تأثیر کیفیت محیط ساخته شده بر سطح سلامت روحی و روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: علیرغم پیشرفت های علمی بشر امروزین، هنوز عوامل زیادی هستند که سلامت انسان ها، خصوصاً سلامت روانی آنان را تهدید می کنند. محیط کالبدی که توسط خود انسان ساخته شده است، می تواند یکی از همان عوامل تهدید کننده برای انسان باشد. در حالی که تمرکز عمده تحقیقات دانشمندان در قرن معاصر بر روی سلامت جسمی بوده، سلامت روان نسبتاً کمتر مورد عنایت قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر کیفیت محیط ساخته شده در سطح سلامت روحی و روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل می باشد.
داده و روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی- تحلیلی می باشد. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش های میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش منطبق بر بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارSPSS و SMART PLS و آزمون های آماری تی تک نمونه ای و ضریب تاییدی مسیر در نرم افزار SMART PLS استفاده شده است.
یافته ها: با توجه به یافته های پژوهش براساس مدل ساختاری، آماره T-Value برای تمامی متغیرها بیشتر از (96/1) می باشد و در سطح اطمینان95/. معنادار است. و میزان واریانس تعدیل شده (AVE ) برای متغیر عناصر کالبدی (343/.)، متغیر هنر و زیبایی (321/.)، متغیر عناصر زیست محیطی و نظافت (416/.) و متغیر عناصر محیطی (332/.) می باشد و ارتباط معناداری بین کیفیت و طراحی محیط ساخته شده با سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل دارد که بیشترین تأثیر مثبتی که محیط طراحی و ساخته شده بر سلامت روحی و روانی بیماران مغز و اعصاب و روان گذاشته است مربوط به عناصر زیست محیطی و نظافت می باشد و بالاترین میانگین گویه مربوط به تمیزی و سالم بودن هوای شهر بوده است براین اساس هرچقدر کیفیت محیط بهتر و مطلوب تر باشد سلامت روان شهروندان بالاتر و بیشتر خواهد بود.
نتیجه گیری: براساس نظرات پاسخگویان کیفیت محیط ساخته شده در شهر اردبیل عناصر زیست محیطی و نظافت در سطح متوسط به بالا بوده و عوامل دیگر از قبیل (هنر و زیباشناختی، عناصر کالبدی و محیطی) در سطح استاندارد پایینی قرار دارد که نشان دهنده عدم مدیریت صحیح برنامه ریزان و مدیران شهری، در شهر اردبیل می باشد و باعث افزایش بیماری افسردگی در بین شهروندان و افزایش چند برابری بیماران مغز و اعصاب و روان گردیده است.
بررسی عوامل مؤثر بر ارتقای سرزندگی محلات شهری با روش داده بنیاد (مطالعه موردی: محله جلفای اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
6 - 19
حوزههای تخصصی:
مقدمه امروزه ، یکی از دغدغه های مهم در طراحی فضاهای شهری، سرزنده بودن این مکان ها است که باعث تداوم حضور شهروندان می شود. توجه به علایق شهروندان ، ایجاد کاربری های متنوع و فعال شبانه روزی، ایجاد کانون های تجمع و تعاملات ساکنان ، مشارکت دادن شهروندان در فرایند برنامه ریزی محله و توجه به علایق و ترجیحات آن ها، از نیازهای اساسی یک فضای شهری سرزنده است که بی توجهی به آن ها، موجب کاسته شدن توانمندی محیط در دست یابی به شاخص های سرزندگی شهری می شود. محله جلفا با توجه به اینکه محله ارامنه شهر اصفهان است، یکی از محله های مهم شهر محسوب می شود که جدای از نقش مهم آن در آسایش زندگی ساکنان محله ، نقش مهمی در ارائه یک تصویر مطلوب برای گردشگران و سایر افراد واردشده به شهر نیز دارد و در تمامی برنامه ها و برنامه ریزی های شهری مورد غفلت قرار گرفته است. امروزه، در محله جلفای اصفهان یکی از عواملی که نسبت به چند دهه گذشته بیشترین تأثیر را در شادابی و نشاط شهرها و شهروندان داشته، فضاهای شهری است. با توجه به رشد سریع جمعیت و وسعت شهرها و همچنین ترافیک، آلودگی بصری، در دسترس نبودن خدمات، کمبود فضاهای عمومی مناسب برای تفریح، نبود ارتباطات اجتماعی، نبود پیاده روهای مناسب و در کل کمبود فضاهای جذب جمعیت، فضاهای شهری کارکرد واقعی خود را از دست داده اند (شهر شاد). از این رو، عدم نشاط و احساس شادی در مکان ها و فضاهای شهری، یکی از چالش های اساسی شهرسازان و طراحان شهری معاصر در ایران و شهر اصفهان محسوب می شود. با توجه به هدف اصلی پژوهش حاضر، به بررسی سرزندگی در محله جلفای اصفهان پرداخته می شود. مواد و روش ها با توجه به اینکه در مطالعه حاضر به تبیین و بررسی عوامل مؤثر بر ارتقای سرزندگی محلات شهری در محله جلفای شهر اصفهان پرداخته می شود ، پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی است، چرا که علاوه بر جنبه آگاهی بخشی و علمی، جنبه کاربردی نیز خواهد داشت. با توجه به هدف و ماهیت، این پژوهش از نظر روش، پژوهشی کیفی است. راهبرد مورد استفاده برای بخش کیفی نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) و طبقه بندی اطلاعات جمع آوری شده از خبرگان تحقیق است. جامعه آماری تحقیق، اساتید و متخصصان شهرسازی و طراحی شهری است و حجم نمونه شامل 20 نفر از خبرگان است که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در نمونه گیری از دو روش نمونه گیری آسان و گلوله برفی استفاده شد. معمولاً در پژوهش های کیفی برای کسب بیشترین اطلاعات، از نمونه گیری مبتنی بر هدف استفاده می شود، به منظور گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه اکتشافی و نیمه ساختار یافته استفاده شد. در نهایت پس از جمع آوری اطلاعات از بخش های مصاحبه و بررسی منابع، در این مرحله از روش داده بنیاد و کدگذاری (باز، محوری و انتخابی)، برای طبقه بندی داده ها استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و برای انجام بهتر پژوهش و استخراج کدها، مفاهیم و مؤلفه های محوری و تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها و پنل ها از نرم افزار Maxqda استفاده شد. یافته ها براساس بررسی تحقیقات و یافته ها و دیدگاه های خبرگان رشته طراحی شهری عوامل زیادی باعث شده است محله جلفای اصفهان به عنوان یک محله مطلوب که دارای کیفیت اجتماعی بالایی است، شناخته شود. شهر اصفهان دارای پیشینه ای تاریخی از نظر فرهنگ و هنر، خط و معماری است. ابتدا باید شناختی کامل از شهروندان محله جلفا ارائه دهیم که شامل زبان، فرهنگ و نوع آداب و رسوم آنان می شود که توانسته است تأثیر مهمی بر محیط اجتماعی خود داشته باشد. براساس یافته های تاریخی، ساکنان این محله از اصفهان در واقع مردمانی بوده اند که براساس اسناد تاریخی در پنج مرحله مهاجرت باعث شکل گیری محله جلفای اصفهان شده اند و دلیل آن نیز مهاجرت ارامنه در جلفای ارس است که توسط شاه عباس یکم صورت گرفته است. در مهاجرت هایی که طی مراحل مختلف صورت گرفته، نوع مهارت خانواده ها که شامل 200 خانواده سنگ تراش می شده، باعث توسعه حوزه غربی این شهرک شده است. با مهاجرت مرحله چهارم که نزدیک به 12 هزار ارمنی در بخش شمالی زاینده رود به جلفا رونق بسیاری به دست آمده و در مهاجرت پنجم که به سال 1670 میلادی صورت گرفته، تعداد زیادی از گروه های مردمی منطقه ارامنه ارمنستان به جلفا و در محله ایروانی ها سکونت گزیدند. نتیجه گیری با بررسی محله جلفا عواملی که باعث افزایش و رونق گردشگری و جاذبه های طبیعی این منطقه شده شامل آداب و رسوم و نوع معماری شهری، نمادها، آرامگاه، کلیسا که آداب و رسوم و نگرش و فرهنگ یک اقلیت را نشان می دهند و گردهمایی در مراسم ها، توجه به نوع بافت استحکام و زیبایی خانه ها، ایجاد فضای سبز، بسترسازی فضای کسب وکار مناسب و جلوگیری از تجمع زیاد ماشین ها در فضای شهری، ظاهر و مبلمان شهر و استفاده از نمادهای بصری جذاب و خلاقیت در نوع معماری شامل معماری ورودی در کلیساها، تقویت و حفظ پاتوق ها و موقعیت قرار گرفتن خانه ها و بسیاری از موارد دیگر می تواند در کیفیت محیط اجتماعی محله جلفا تأثیرگذار باشد.
نقش کیفیت محیط مرکز خرید اپال شهر تهران بر جذب گردشگران شهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
27 - 40
حوزههای تخصصی:
ساختار گردشگری شهری یک مکان شهری، دربرگیرنده عواملی است که می تواند انگیزه بیشتری برای تقاضای گردشگری آن مکان فراهم آورد. مراکز خرید یکی از مهمترین عامل مؤثر بر رشد و رونق گردشگری شهری است. کیفیت محیط مراکز خرید شهری عبارت است از شرایط کالبدی فضایی محیط،که نشان دهنده از شرایط کالبدی فضایی محیط،که نشان دهنده میزان رضایت و یا عدم رضایت شهروندان از محیط شهری میباشد هدف پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل شاخص های کیفیت محیط در مرکز خرید اپال برای جذب گردشگر است این مکان بزرگ ترین مرکز خرید شمال غرب تهران محسوب می شود.در این پژوهش نه مولفه کیفیت محیط مورد ارزیابی قرارگرفت. در این پژوهش نه مولفه کیفیت محیط مورد ارزیابی قرارگرفت.جامعه آماری این پژوهش براساس فرمول کوکران، 385 نفر از بازدیدکنندگان این مرکزخرید را تشکیل می دهد. برای جمع آوری داده ها از روش میدانی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آمار ناپارامتری و نرم افزار spss انجام شد. نتایج نشان می دهد که که در بین شاخص های کیفیت محیط تنوع کاربری های مرکز خرید و نیز شاخص کیفیت بصری و زیبایی منظر بیشتریت تاثیر را بر روی جذب گردشگران شهری داشته است. به عبارتی دیگر 3/60 درصد از تغییرات جذب گردشگران شهری توسط کاربری های موجود در مرکز خرید و نیز کیفیت بصری و زیبایی منظر پیش بینی می شود و در سطح اطمینان 95 درصد معنا دار است.cزیرا سطح معنا داری مسیر کمتر از 50/0 است (05/0 >0001/0 =P) است و می توان نتیجه گرفت که تنوع کاربری ها موجود در مرکز خرید به طور مستقیم بر جذب گردشگران شهری تاثیر معنا داری دارد.
بازآفرینی خیابان انقلاب (حد فاصل میدان فردوسی تا چهارراه ولیعصر(عج)) با رویکرد ارتقا کیفیت محیط
حوزههای تخصصی:
مقدمه: فضاهای شهری کانون زندگی اجتماعی و صحنه نمایش زندگی روزمره مردم هستند. فضاهای شهری با کیفیات نامناسب، بستری برای ناهنجاری های اجتماعی شده و مکان هایی افسرده و ناامن را به وجود می آورند. یکی از رویکردهای تاثیرگذار به منظور ارتقاء فضاهای شهری، نگرش بازآفرینی شهری است که در پی ارتقای کیفیت محیطی فضاهای شهری است.هدف پژوهش: هدف از پژوهش حاضر، شناسایی مولفه های موثر بر ارتقای کیفیت محیطی خیابان انقلاب (حدفاصل میدان فردوسی تا چهار راه ولی عصر) و ارائه راهکارهایی برای بازآفرینی و ارتقای کیفیت آن است.روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد کمی است. به منظور بررسی میزان اثر شاخص های شناسایی شده بر بازآفرینی محدوده مطالعه، روش معادلات ساختاری SEM در نرم افزار AMOS استفاده شد. جامعه آماری پژوهش افراد آگاه؛ کارشناسان و متخصصان و استادان در زمینه بازآفرینی شهری و ارتقای کیفیت محیط هستند. پرسشنامه تهیه شده از نوع بسته و بر مبنای طیف لیکرت است. برای محاسبه حجم نمونه به دلیل مشخص نبودن حجم جامعه از فرمول کوهن با اندازه اثر متوسط (15/0) و سطح اطمینان 95 درصد استفاده شد. بر این اساس 127 نفر به عنوان حجم نمونه درنظر گرفته شد. در نهایت جهت ارائه راهبردها و برنامه اقدام از تکنیک سوات QSPM استفاده شد.یافته ها و بحث: یافته ها نشان داد که بازآفرینی فضای همگانی در میان مولفه های بعد کالبدی بیش از هر چیز متأثر از مؤلفه «زیبایی» با بار عاملی (983/0) بیشترین تأثیر را بر بازآفرینی فضاهای همگانی دارد و به لحاظ تأثیرگذاری مولفه های اقتصادی بازآفرینی فضای همگانی مولفه «عدالت» (964/0) در مقام اول است.نتیجه گیری: نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان می دهد که استراتژی تدافعی به عنوان اولین راهبرد و استراتژی برای بازآفرینی شهری خیابان انقلاب تهران در اولویت است. با اجرای راهکارهایی همچون ارتقای منظر بصری، توجه به نیازهای روزمره مخاطبان فضا، برنامه ریزی کاربری های متروکه و زمین های بایر می توان به بازآفرینی محور مطالعاتی کمک کرد.
چارچوب مفهومی تعاملات اجتماعی در فضاهای باز شهری: تحلیل فراترکیب مفاهیم حضورپذیری، اجتماع پذیری و کیفیت محیط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
23 - 18
حوزههای تخصصی:
فضاهای باز شهری نقش حیاتی در تسهیل و تقویت تعاملات اجتماعی میان افراد دارند. این فضاها نه تنها به عنوان مکان هایی برای فعالیت های تفریحی و استراحت عمل می کنند، بلکه بسترهایی مؤثر برای تقویت روابط اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شهری فراهم می آورند. بررسی پیشینه پژوهش های داخلی نشان می دهد تعاملات اجتماعی در حوزه معماری و شهرسازی عمدتاً با سه مفهوم کلیدی «حضورپذیری»، «اجتماع پذیری» و «کیفیت محیط» به عنوان عوامل اصلی تأثیرگذار بررسی شده اند، بی آن که رابطه مفهومی و ساختاری این مفاهیم با یکدیگر و با چارچوب های نظری جهانی به روشنی تبیین شده باشد. این پژوهش با هدف بازخوانی و تبیین این مفاهیم در بستری مفهومی، ابتدا با بهره گیری از تحلیل واژگان کلیدی و مرور نظریات جهانی، مؤلفه های تعاملات اجتماعی را در پنج دسته کالبدی_محیطی، فعالیتی_رفتاری، ادراکی_روانی، زمینه ای_فرهنگی و فناورانه_دیجیتال طبقه بندی کرده و آنها را در چارچوب مدل مکان دیوید کانتر سامان داده است. در مرحله بعد، به منظور یافتن ارتباط میان مفاهیم اصلی تحقیقات داخلی و نظریات جهانی، با استفاده از دستورالعمل PRISMA و روش فراترکیب، ۳۲ مقاله داخلی منتخب، با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA تحلیل و کدگذاری شده اند. یافته ها نشان می دهد حضورپذیری ، بیشتر تحت تأثیر عوامل کالبدی_محیطی مانند تسهیلات محیطی و سازماندهی فضایی قرار دارد. اجتماع پذیری به عوامل فعالیتی_رفتاری وابسته است که شامل فعالیت های گروهی و فضاهای جمعی می شود. کیفیت محیط نیز به عوامل ادراکی_روانی مانند جذابیت، احساس راحتی و معنای محیط مرتبط است. مؤلفه های زمینه ای و فناورانه نیز نقش تعدیل گر دارند. این سه مفهوم نه تنها به صورت مستقل، بلکه به شکل متقابل بر یکدیگر تأثیر گذاشته و تعاملات اجتماعی را در فضاهای باز شهری تقویت می کنند. یافته های این تحقیق، چارچوبی کاربردی برای طراحان و برنامه ریزان شهری ارائه می دهد و به توسعه محیط هایی اجتماعی تر و جذاب تر کمک می کند.
سنجش اثربخشی مؤلفه های بیوفیلیک بر ارتقاء کیفیت محیط بافت تاریخی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه ادبیات جدیدی تحت عنوان برنامه ریزی و طراحی بیوفیلیک در بین برنامه ریزان شهری رایج شده در این نوع برنامه ریزی اعتقاد به استفاده و حفظ طبیعت و المان های طبیعی در فضاهای شهری است. بافت تاریخی شهر اردبیل به مثابه منطقه تاریخی و فرهنگی با وسعت 910 هکتار بخشی از محدوده مرکزی شهر را شامل می شود. جامعه آماری پژوهش حاضر را شهروندان هشت محله شهر اردبیل تشکیل می دهد که با استفاده از فرمول کوکران که با استفاده از روش نمونه گیری کوکران، حجم نمونه 384 محاسبه شده است .ﻫﺪف اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، بررسی تأثیر مولفه های بیوفیلیک در ارتقای کیفیت محیط شهری است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات مورد نیاز از دو روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است . اعتبار پرسشنامه نیز توسط اساتید متخصص در حوزه برنامه ریزی شهری مورد تأیید قرار گرفت. در بررسی پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ بهره گرفته شده که در این پژوهش برابر با رقم 833/0 است.اطلاعات به دست آمده از پیمایش میدانی با استفاده از نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که در بین شاخص های بیوفیلیک، شاخص نهادها و حکومت بیوفیلیک دارای اهمیت و ضریب بالایی است. بنابراین ضرورت توجه به این شاخص با در نظر گرفتن میزان اهمیت آن برای تحقق پذیری ارتقای کیفیت محیط شهری در محدوده مورد مطالعه ضروری است.
تدوین سناریوهای جذب گردشگر برای شهرهای آینده با اولویت گذاری مؤلفه های معماری بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه زندگی انسان ها به دور از طبیعت است که این خود باعث ایجاد اثرات منفی بر افکار و رفتار و به طور کلی زندگی انسان می شود زیرا که انسان ها ذاتا طبیعت دوست هستند. معماری بیوفیلیک را می توان یکی از رویکردهای نوین معماری، جهت ارتباط انسان با طبیعت دانست که اثرات مثبتی بر روی کیفیت زندگی انسان دارد. هدف کلی پژوهش استخراج مولفه های تاثیرگذار معماری بیوفیلیک در مجموعه گردشگری به عنوان الگویی برای ارتقاء مجموعه و جذب گردشگر و پس از آن بررسی این شاخص ها از نظر ارتباط با محیط و ارتقای کیفیت محیط براساس اولویت بندی است. در واقع پژوهش به دنبال پاسخ این سوال است که کدام مولفه های معماری بیوفیلیک در مجموعه های گردشگری در جهت ارتقای کیفیت آن ها اولویت بیشتری دارند؟ نوع تحقیق کاربردی، روش تحقیق از نوع تحلیلی - توصیفی و بصورت کمی-کیفی انجام شده است. روش گردآوری اطلاعات در ابتدا کتابخانه ای - اسنادی و پرسشنامه جمع آوری شده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات به این صورت است که شاخص های بیوفیلیک دسته بندی شده و با استفاده از روش AHP(روش تحلیل سلسله مراتبی) اولویت بندی شده اند. براساس یافته های به دست آمده، در بین 13 شاخص بررسی شده، شاخص های (نور در فضا)، (روابط تکاملی انسان و طبیعت)، (شکل ها و فرم های طبیعی) بالاترین اولویت و شاخص های (تنوع زیستی)، (چشم انداز)، (حضور در آب) کمترین اولویت را داشتند. نتایج بیانگر اثرات مثبت شاخص های بیوفیلیک در ارتقای فضاهای گردشگری و تقویت آسایش و جذب گردشگران می باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که به طور کلی تاثیر شاخص های بیوفیلیک در طراحی مکان های گردشگری در حد بالاتر از متوسط است که می تواند بر روی جذب گردشگر اثر مثبت بگذارد.