مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
۱۱۰.
۱۱۱.
۱۱۲.
نظام آموزش عالی
حوزههای تخصصی:
کلیدی ترین عامل تحولات؛ تحولات فناورانه، تحولات اجتماعی و اقتصادی و تحولات جهانی شدن است که کلیه ساحت های زندگی بشر از آن تاثیر پذیرفته و مبنای مناسبات زندگی خود را بر اساس آن تحولات طرح ریزی کرده اند. از این رو، تحولات حکمرانی آموزش عالی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و بلکه تحت تاثیر آن قرار گرفته است. هدف از این مطالعه، بررسی مؤلفه ها و عناصر حکمرانی دانشگاهی است و از طریق شناخت رابطه و نقش هر یک از آن ها، الگوی بومی دانشگاه های ایران طراحی گردد. در این پژوهش بر اساس سنتزپژوهی و روش فرامطالعه (فراترکیب)، 87 مؤلفه (شاخص) از 40 مقاله معتبر بدست آمد که با استفاده از تکنیک دلفی توسط 30 نفر از خبرگان مورد تایید قرار گرفت. پس از تحلیل شاخص های حکمرانی در آموزش عالی، مشخص شد که این شاخص ها در شش بعد کلان تر و در 2 بخش عوامل درونی (سیستم های مدیریتی و فرآیندهای آن، سیستم باز و پاسخگو و مسئولیت پذیر، مشارکت ذی نفعان داخلی) و عوامل بیرونی (حاکمیت و استقلال نهادی، استقلال مالی،آزادی اکادمیک، مشارکت ذی نفعان خارجی) جای می گیرند. برای درک پدیده آموزش عالی توجه به ریشه های نهادی و تعادل قدرت در نظام های آموزش عالی مدرن، مثلث کلارک است که میان الگوی کنترل دولتی، الگوی هومبولتی(حکمرانی دانشگاهیان) و الگوی بازار محور آمریکایی – انگلیسی تمایز قائل می شود. با در نظر گرفتن ابعاد حکمرانی تحول گرا در نظام آموزش عالی و مبانی نظریات و تحقیقات جدید، نتیجه پژوهش بیانگر اینست که تک مدل حکمرانی وجود ندارد و بایستی طراحی و گزینش مدل های
نقش فناوری های تحول آفرین بر کارآفرینی نظام آموزش عالی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
۱۳۰-۱۱۰
هدف: نظام آموزش عالی در هر جامعهای از اهمیت ویژهای برخوردار است. امروزه دیگر دانشگاه، کارآفرینی، صنعت و کسبوکار از هم جدا نیستند. پس با توجه به اهمیت کارآفرینی در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع و بهعنوان یک سرمایه اجتماعی مهم، تعامل فعال و مؤثر دانشگاه و کارآفرینی میتواند در توسعه ملی سهم بسزایی داشته باشد. در حال حاضر فناوریهای تحولآفرین نقش جدید و مهمی را در دانشگاه کارآفرین و کارآفرینی دانشگاه ایفا میکنند. هدف پژوهش حاضر این است که به این سؤال پاسخ داده شود که فناوریهای تحولآفرین چگونه بر کارآفرینی دانشگاه تأثیرگذار است؟ روش: تعداد سیزده مقاله و کتاب داخلی و سه مقاله خارجی مرتبط با نقش فناوریهای تحولآفرین بر کارآفرینی نظام آموزش عالی کشور شناسایی و به روش کیفی تحلیل محتوا موردمطالعه، بررسی و تجزیهوتحلیل قرار گرفته شد. یافتهها: طبق یافتههای این پژوهش، فناوریهای تحولآفرین و استفاده مؤثر از آنها در کلاسهای درس و محیط دانشگاه، زمینهساز توسعه کارآفرینی و دانشگاه کارآفرین به معنای واقعی میشود و همچنین محققان چالشها و الزامات بهکارگیری فناوریهای تحولآفرین، عوامل مؤثر بر رابطه فناوریهای تحولآفرین و کارآفرینی نظام آموزش عالی کشور و همچنین اثرات مثبت و منفی و چگونگی تأثیر فناوریهای تحولآفرین بر کارآفرینی را موردمطالعه و بررسی قرار دادند. نتیجهگیری: امروزه ضرورت پرداختن به فناوریهای تحولآفرین و مدیریت مناسب آن، در جهت ایجاد ابزارها و شیوههای مؤثر و نوین در بهبود کیفیت عملکرد دانشگاههای کشور و همچنین ارائه راهحلهای جدید و نوآور در ابعاد مختلف بهویژه بعد کارآفرینی، بیش از بیش احساس میشود. کارآفرینی و فناوریهای تحولآفرین هر دو منشأ نوآوری و ایجاد تمایل به نوآوری در جامعه هستند که ارتباط مؤثر آنها میتواند نویدبخش روزهای بهتر در دانشگاه، جامعه و کسبوکار باشد.
موانع و چالش های پیاده سازی هوش مصنوعی در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:هوش مصنوعی (AI) به عنوان یکی از مهم ترین شاخه های فناوری اطلاعات، تحولی بنیادین در حوزه آموزش الکترونیکی ایجاد کرده است. استفاده از این فناوری در آموزش عالی با چالش هایی مواجه است. بنابراین این پژوهش به بررسی موانع و چالش های پیاده سازی هوش مصنوعی در نظام آموزش عالی می پردازد.روش شناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و زمینه بنیاد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه با 14 متخصص فناوری آموزشی گردآوری و تحلیل داده ها با کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت.یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی 6 مقوله اصلی و 16 مقوله فرعی منجر شد. چالش های اصلی شامل کمبود تجهیزات پیشرفته، فیلترینگ و سرعت پایین اینترنت، موانع فرهنگی همچون مقاومت در برابر تغییرات، نبود قوانین مشخص و ضعف نظارت در ابعاد تقنینی، کمبود نیروی متخصص و نگرانی از تأثیر هوش مصنوعی بر مشاغل سنتی بود. علاوه بر این، عوامل ملی، بین المللی، خانوادگی و آموزشی نیز تأثیرگذار بودند. راهکارهای غلبه بر این موانع شامل تقویت زیرساخت ها و ارائه برنامه های آموزشی برای دانشجویان می باشد. پیامدهای این چالش ها می تواند به گسترش شکاف دیجیتال، محدودیت در رشد اقتصادی و ضعف در نوآوری منجر شود.نتیجه گیری و پیشنهاد ها: برای تسهیل پیاده سازی هوش مصنوعی در آموزش عالی، پیشنهاد می شود برنامه ریزی آموزشی شامل ارتقای زیرساخت ها، توسعه دوره های تخصصی، تغییر نگرش ها از طریق برنامه های ترویجی، تدوین قوانین حمایتی و گسترش همکاری های ملی و بین المللی باشد.نوآوری و اصالت: این پژوهش با تحلیل موانع فرهنگی، زیرساختی و تقنینی پیاده سازی هوش مصنوعی در آموزش عالی، راهکارهایی عملی برای تسهیل پذیرش این فناوری از طریق برنامه ریزی آموزشی ارائه می دهد.
آسیب شناسی کیفیت نظام آموزش در دوره کارشناسی نظام آموزش عالی و تبیین اهداف آن بر اساس مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
107 - 125
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف آسیب شناسی دوره کارشناسی و تبیین هدف های آن جهت ترسیم وضعیت مطلوب اجرا شده است.روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر گردآوری داده ها از نوع کیفی است. روش کیفی مورد استفاده گروه کانونی، روش نمونه گیری هدفمند و ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه است. روش تحلیل داده ها نیز تحلیل محتوای کیفی است.یافته ها: در راستای پرسش اول پژوهش، نقاط ضعف دوره کارشناسی بر اساس کدگذاری نظرات مشارکت کنندگان در روش کیفی و مقوله بندی آنها شناسایی شد که شامل : مدیریت، دوره آموزشی و برنامه درسی، فرایند تدریس-یادگیری، هیئت علمی، دانشجویان، منابع و دانش آموختگان است. در راستای پرسش دوم پژوهش نیز هدف های استخراج شده عبارت اند از: تربیت نیروی انسانی مطابق با اهداف اسناد بالادستی و برنامه های توسعه به منظور پاسخگویی به نیازهای جامعه و صنعت، افزایش شناخت علمی و تسلط بر دانش و مبانی نظری رشته تحصیلی مربوطه، تربیت نیروی انسانی شایسته و دارای مهارت های عملی و صلاحیت حرفه ای برای بازار کار، توسعه مهارت های پژوهشی و ایجاد روحیه پژوهشگری، تقویت جامعه پذیری و مسئولیت پذیری اجتماعی، تقویت دیدگاه فرارشته ای، شناسایی و تربیت دانشجویان توانمند جهت ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلی بالاتر، ایجاد نگرش عاطفی نسبت به رشته تحصیلی، تقویت مهارت های نرم، پرورش ارزش ها و اخلاق حرفه ای، تربیت کارشناس دارای مهارت های شغلی و قابلیت اشتغال پذیری و توانمند در کارآفرینی، خودشناسی دانشجویان درخصوص ایفای نقش و وظایف خود وآشنایی با اکوسیستم رشته یعنی مشاغل و متخصصان و کارآفرینان آن رشته و فرصت ها و چالش های آن رشته.نتیجه گیری: بر اساس یافته ها دوره کارشناسی نظام دانشگاهی کشور در عوامل دروندادی، فرایندی و بروندادی نظام آموزش نیازمند برنامه ریزی برای بهبود است و پیشنهادهایی در این خصوص ارائه شده است. همچنین اهداف دوره کارشناسی بر اساس 3 کارکرد اصلی نظام آموزش عالی یعنی آموزش، پژوهش و عرضه خدمات و در 3 حوزه شناختی، مهارتی و عاطفی تبیین شده است.
واکاوی بازدارنده های پرورش کارآفرینان ترکیبی (هیبرید) در نظام آموزش عالی با تمرکز بر اعضای هیئت علمی دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
119 - 150
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی، اهرمی استراتژیک برای توسعه اقتصادی است و پرورش کارآفرینان، پیش شرط رشد و توسعه اقتصادی جوامع می باشد. در این میان کارآفرینان ترکیبی (هیبرید) با توجه به بالابودن احتمال موفقیت شان و شانس بالای کسب وکار آنها برای بقا، در سال های اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته اند. هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی موانع پرورش کارآفرینان ترکیبی در نظام آموزش عالی با تمرکز بر اعضای هیئت علمی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی انجام گرفته و راهبرد آن نظریه پردازی داده بنیاد با رویکرد ظاهرشونده گلیزر (Glaser) بود. مصاحبه نیمه ساختاریافته به عنوان ابزار جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. به منظور گردآوری داده ها و با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند، با 17 نفر از اعضای هیئت علمی کارآفرین و صاحب کسب وکار مصاحبه صورت گرفت. برای بررسی استحکام پژوهش نیز چهار معیار قابلیت اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اطمینان و تأییدپذیری به کار گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو مرحله کدگذاری حقیقی و کدگذاری نظری انجام گرفت. نتایج حاکی از ظهور 90 کد و نیز احصاء 13 مفهوم از مصاحبه ها بوده که در قالب 5 مقوله اصلی شامل "چالش های قانونی"، "ضعف های فرهنگی"، "ضعف های ساختاری-نهادی"، "چالش های اقتصادی-محیطی" و "موانع شغلی" به عنوان موانع پرورش کارآفرین ترکیبی در نظام آموزش عالی شناسایی گردید.
شناسایی چالش های نظام یادگیری الکترونیکی در آموزش عالی
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
41 - 15
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف شناسایی چالش های نظام یادگیری الکترونیکی در آموزش عالی انجام شده است. روش پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و از منظر گردآوری یافته ها با استفاده از رویکرد کیفی و به کارگیری روش تحقیق پدیدارشناسی توصیفی صورت پذیرفته است. میدان پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی تمام وقت و وابسته است که در مؤسسه آموزش عالی مهر البرز به عنوان اولین نهاد آموزش عالی الکترونیکی ایران مشغول به کار بوده اند که علاوه بر تخصص در حوزه یادگیری الکترونیکی دارای بیش از 5 سال سابقه تدریس در محیط الکترونیکی نیز بوده اند. یافته های پژوهش از طریق ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و پس از حصول اطمینان از اشباع نظری با استفاده از روش تحلیل محتوا موردبررسی عمیق تر قرارگرفته اند. نتایج تحلیل یافته ها منجر به شناسایی 12 چالش مرتبط با نظام یادگیری الکترونیکی شده است که عبارت اند از؛ چالش های مرتبط با مدرس، فراگیر، دستیار آموزشی، روش تدریس در محیط الکترونیکی، تولید محتوی الکترونیکی، شیوه ارزشیابی در محیط الکترونیکی، نظام پشتیبانی در محیط الکترونیکی، تعامل در محیط الکترونیکی، نظام آموزش و توانمندسازی ذی نفعان کلیدی، اهداف و استراتژی های دانشگاه، فرهنگ یادگیری الکترونیکی و درنهایت چالش های مرتبط با فناوری. با توجه به نتایج تحقیق حاضر ضروری است متصدیان و سیاست گذاران مؤسسه عالی مهر البرز در راستای افزایش میزان اثربخشی و بهبود مستمر کیفیت فرایند یاددهی-یادگیری در محیط الکترونیکی، سازوکارهای عملیاتی بر اساس اهم چالش های شناسایی شده طراحی، اجرا و مورد ارزیابی مستمر قرار دهند.
ممیزی کیفیت در آموزش عالی: رهیافتی ضروری و اثربخش برای پاسخگویی نظام آموزش عالی کشور
منبع:
مجله اقتصادی سال ۲۱ بهمن و اسفند ۱۴۰۰ شماره ۱۱ و ۱۲
۱۳۱-۹۱
حوزههای تخصصی:
هدف: برای اطمینان از کیفیت بروندادهای آموزش عالی انجام ارزیابی و اعتبارسنجی (تضمین کیفیت و ممیزی کیفیت) امری اجتناب ناپذیر شده است. در طول تاریخ علم روش ها و رویکردها و ابزارهای مختلفی در کشورهای گوناگون توسط اندیشمندان مشهور جهان مطرح و به کار گرفته شد تا میزان کارایی و اثربخشی و کیفیت نظام آموزش عالی را مشخص سازند. یکی از رویکردهای مهم در این زمینه، ممیزی کیفیت در آموزش عالی است. علت اصلی این امر پیدایش عوامل زمینه ای جدیدی است که هم از جهانی شدن و هم تغییرات درونی نظام های آموزش عالی نشأت می گیرد. روش ها: پژوهش حاضر با روشی کتابخانه ای و توصیفی- تحلیل (فراتحلیل کیفی) با مراجعه به اسناد و مدارک موجود و متون علمی و بررسی ها و مطالعات تجربی در داخل و خارج به منظور بررسی، توضیح و تبیین ممیزی کیفیت به عنوان یکی از رویکردهای جدید برای تضمین کیفیت در دانشگاه ها، مراکز و مؤسسات آموزش عالی، ضرورت آن، معیارهای آن با توجه به تجربه برخی از کشورهای پیشرو در این زمینه و درنهایت وضعیت ممیزی کیفیت در ایران انجام شده است. یافته ها: در طول دهه های گذشته، توسعه کمی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و به تبع آن ازدیاد دانشجویان و دانش آموختگان، نظام آموزش عالی را با چالش های عدیده ای مواجهه ساخته است و لزوم ارزشیابی و پاسخگویی در جهت میزان تحقق اهداف و تعالی عملکرد نظام های آموزش عالی در راستای پاسخگویی به نیازهای جامعه از حیث آموزش، پژوهش و خدمات علمی- فنی و مشاوره ای دوچندان شناخته است. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت شناخت ممیزی کیفیت به عنوان ارزیابی مؤثر در آموزش عالی، در پایان مجموعه ای از پیشنهادها برای توسعه آموزش عالی و ارتقای کیفیت و کارایی آن تدوین و ارائه شده است.
شیوه های بهره گیری از نظریه در پژوهش های جامعه شناسی؛ مروری نظام مند برای شناسایی چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این تحقیق ناظر بر شیوه های بهره گیری دانشجویان جامعه شناسی از نظریه در پژوهش بوده و با هدف شناسایی چالش ها در این خصوص انجام شده است. مطالعه حاضر با اتکا به مرور نظام مند 176 پژوهش در رشته جامعه شناسی و در بازه زمانی 1400-1391، به این نتیجه دست یافت که چالش های موجود را می توان ذیل چهار محور خلاصه کرد: 1) اختلال در نسبت یابی تحلیلی (اشتباه در انتخاب نظریه)؛ 2) ضعف در درک، تفسیر و تطبیق مفاهیم نظری (ناتوانی در پردازش نظریه)؛ 3) اختلال در فاصله گذاری تحلیلی با نظریه (باور قلبی به صادق بودن نظریه)؛ 4) تحمیل پیش فرض نظری به واقعیت (تمایل قلبی به صادق بودن نظریه). یافته ها گویای آن است که این مشکل به ساختارهای آموزشی و فرهنگی مسلط بر تولید علم در کشور باز می گردد؛ اگرچه بخش اندکی از آن را می توان به مهارت های فردی نیز نسبت داد. از این رو، برای عبور از وضع موجود نیازمند تحول در سه سطح راهبردی هستیم: 1) تحول در گفتمان نظریه پردازی؛ 2) بازآرایی نهادی نظام آموزش عالی؛ 3) تقویت تربیت نظری دانشجو. دستیابی به چنین افق هایی نیز تنها از مسیر تقویت اراده جمعی در دانشگاه، بازاندیشی در سنت های رایج و تقویت روحیه گفت وگوی انتقادی ممکن است. در غیراین صورت، بهره گیری از نظریه در میان بخشی از جامعه دانشگاهی همچنان در سطحی نمایشی، صوری و غیرمولد باقی خواهد ماند.
ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی با استفاده از روش های تصمیم گیری چند معیاره در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در روش های آموزش دوره ۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
101 - 119
حوزههای تخصصی:
موسسات آموزش عالی به عنوان یکی از انواع سازمان های خدماتی باید به منظور شناسایی انتظارات و نیازهای دانشجویان، حفظ و جلب وفاداری آنها و کسب مزیت رقابتی، تلاش کنند و خدمات با کیفیت به آنها ارائه دهند. بررسی روش ها و رویکردهای مطرح در نظام های تضمین کیفیت به عنوان راهبرد مناسبی جهت حفظ و ارتقاء کیفیت نظام آموزش عالی و پاسخی مناسب به چالش های پیش رو در ارائه خدمات با کیفیت مورد توجه قرار گرفته است. در فرایند ارزیابی کیفیت خدمات به عنوان یک فرآیند تصمیم، می توان از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره به عنوان روشی جدید جهت سنجش مطلوبیت و کیفیت آن نام برد. این پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی و جزء روش های توصیفی مروری می باشد که سعی نموده با بررسی اسناد و اطلاعات به ارائه یافته ها با روش توصیفی پرداخته و موجبات مقایسه دو روشAHP)) و (Topsis) به عنوان روش هایی مناسب جهت ارزیابی کیفیت خدمات آموزش عالی فراهم نماید. در این پژوهش جهت گردآوری داده ها از روش مطالعات کتابخانه ای استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که روش های تصمیم گیری چند معیاره AHP)) و (Topsis) از توانمندی مناسبی برای ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی نظام آموزش عالی برخوردارند
طراحی و اعتباریابی الگوی تدریس مجازی باکیفیت در نظام آموزش عالی ایران
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
73 - 106
حوزههای تخصصی:
با توجه به گسترش آموزش مجازی در نظام آموزش عالی و بارز بودن اهمیتی که تدریس مجازی باکیفیت در دوره های مجازی دارد هدف از این پژوهش طراحی الگوی تدریس مجازی با کیفیت در نظام آموزش عالی ایران بود. برای طراحی الگو از روش پژوهش توصیفی تحلیلی استفاده شد. قلمرو مطالعاتی منابع چاپی و الکترونیکی در خصوص تدریس مجازی و عناصر آن بود. به منظور اعتبار بخشی الگو از روش توصیفی استفاده شد. جامعه آماری شامل متخصصان، استادان و صاحب نظران آموزش مجازی بود، نمونه پژوهش با روش نمونه گیری ملاک محور، بر اساس ملاک هایی مانند داشتن مقاله، کتاب، ترجمه یا تدریس در دوره های مجازی، 30 نفر انتخاب شدند که اعتبار الگوی پیشنهادی را بررسی کردند. در زمینه طراحی الگوی تدریس مجازی با کیفیت، نظریه ارتباط گرایی در این الگو به عنوان مبنا مد نظر قرار گرفت. بر اساس مبانی ذکر شده ویژگی های عناصر الگوی تدریس با کیفیت در نظام آموزش عالی ارائه شد و در نهایت اعتبار الگوی مذکور توسط متخصصان و صاحبنظران بررسی شد و مورد تایید قرار گرفت. در الگوی طراحی شده، فعالیت یاددهی-یادگیری یا اجرای تدریس در قالب سه مرحله طراحی، اجرا و ارزشیابی ارائه شد. این سه مرحله منفک از هم نبوده و با هم تعامل دارند. همچنین ویژگی های مربوط به عنصر فرایند یاددهی-یادگیری مربوط به این الگو تبیین شد.
شناسایی عوامل مرتبط با اجرای رویکرد یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مرتبط با اجرای رویکرد یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی می باشد. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و از منظر گردآوری یافته ها، کیفی از نوع پدیدارشناسی بوده است. به منظور گردآوری یافته ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و یافته های پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوی موردبررسی قرارگرفته است. میدان پژوهش شامل کلیه متخصصان حوزه یادگیری مشارکتی و الکترونیکی که دارای تجارب زیسته در این زمینه بوده اند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند درمجموع با 15 نفرمصاحبه صورت پذیرفت. به منظور بررسی میزان اعتبار پژوهش از روش توافق بین دو کدگذار ( که با مقدار کاپا 87/ )مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تحلیل یافته های پژوهش منجر به شناسایی 14 مقوله شده که در قالب 3 مؤلفه دسته بندی گردید. مؤلفه های اصلی شامل: عوامل مرتبط با مدرس، یادگیرنده و دانشگاه (به عنوان یک نهاد) و مقوله های شناسایی شده عبارت اند از: فرهنگ اجرای رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی، تأمین منابع مالی موردنیاز برای اجرای رویکرد مشارکتی ، توانمندسازی سرمایه های انسانی برای محیط الکترونیکی، تأمین فناوری های مرتبط با اجرای رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی، وجود نظام پشتیبانی در محیط الکترونیکی، پذیرش مسئولیت یادگیری توسط یادگیرندگان، وجود باورهای انگیزشی یادگیرندگان، وجود توانایی خلاقیت و حل مسئله در یادگیرندگان، وجود باورهای مثبت به یادگیری مشارکتی در یادگیرندگان، تسلط یادگیرندگان به ابزارهای فناورانه به منظور اجرای یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی، تسلط مدرسان بر دانش تخصصی، ویژگی های روان شناختی مدرسان متناسب با محیط الکترونیکی، آشنایی مدرسان با الزامات طراحی و پیاده سازی رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی و درنهایت راهبری کلاس درس با رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی.
واکاوی دستاوردهای توسعه هوش هیجانی دیجیتال در نظام آموزش عالی: رویکرد فراترکیب تفسیری - انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی دستاوردهای هوش هیجانی دیجیتال در نظام آموزش عالی با رویکرد فراترکیب تفسیری-انتقادی بود. این پژوهش با رویکرد فراترکیب کیفی با استفاده از روش پنج مرحله ای تفسیری انتقادی دیکسون- وودز و همکاران انجام شده است. تیم فراترکیب متشکل از شش نفر متخصص برنامه ریزی درسی و یک نفر مسلط به روش پژوهش فراترکیب، با رویکرد تفسیری انتقادی بود. راهبرد جست وجو در این پژوهش شامل، جست وجو بر مبنای واژگان کلیدی «هوش هیجانی دیجیتال»، «سواد دیجیتال»، «مهارت های دیجیتال» و «آمادگی دیجیتال» در پایگاه های داده الکترونیکی، وب سایت ها، تماس با خبرگان و مراجعه به کتابخانه ها بود. بر این اساس در ابتدا 38 منبع استخراج شدند که با استفاده از الگوی غربال گری و حذف عناوین نامرتبط، چکیده های نامرتبط و سپس متون نامرتبط، نهایتاً 25 منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت. برای استخراج و ترکیب تفسیری داده ها از روش ترکیب مضامین توماس و هاردن استفاده شده است. یافته ها بیانگر این مطلب هستند که دستاوردهای هوش هیجانی دیجیتال در نظام آموزش عالی را می توان در دو مضمون اصلی دستاوردهای هوش هیجانی دیجیتال برای دانشجو و دستاوردهای هوش هیجانی دیجیتال برای استاد دسته بندی نمود. اعتبار داده ها با استفاده از سه تکنیک اعتبارپذیری، انتقال پذیری و همسوسازی داده ها و اعتماد به داده ها با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشگران تائید شد. در نهایت می توان گفت؛ هوش هیجانی دیجیتال به عنوان مجموعه ای از مهارت های اجتماعی، عاطفی و شناختی، عاملی کلیدی در بهبود عملکرد آموزشی و انطباق پذیری دانشجویان در فضای دیجیتال است. توسعه مهارت های خودتنظیمی، تفکر انتقادی و مدیریت فضای دیجیتال برای اساتید و دانشجویان به عنوان راهکارهای عملیاتی پیشنهاد می شود.