مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۴۱.
۱۴۲.
۱۴۳.
۱۴۴.
۱۴۵.
۱۴۶.
۱۴۷.
۱۴۸.
۱۴۹.
۱۵۰.
۱۵۱.
۱۵۲.
۱۵۳.
۱۵۴.
۱۵۵.
۱۵۶.
۱۵۷.
۱۵۸.
۱۵۹.
۱۶۰.
غرب آسیا
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۶)
161 - 189
همزمان با شروع بحران سوریه، بازیگران مختلف داخلی، منطقه ای و بین المللی راهبردهای متمایزی را برای واکنش به این وضعیت اتخاذ کردند. این امر به ویژه به دلیل موقعیت بحرانی ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک سوریه در غرب آسیا مشهود است. ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت جهانی با منافع گسترده، راهبرد مداخله جویانه ای را با هدف حفظ منافع خود و متحدان منطقه ای اش در جریان بحران سوریه دنبال کرد. در ابتدا، ایالات متحده از تلاش ها برای سرنگونی نظام سوریه با حمایت از مخالفان عرب سوریه حمایت می کرد. با این حال، با تضعیف مخالفان و مواجهه با شکست در برابر نظام سوریه و متحدانش، ایالات متحده تمرکز خود را به نیروهای کُرد معطوف کرد و به دنبال حفظ منافع راهبردی خود از طریق مشارکت جدید بود. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال اصلی است: چه راهبردی زیربنای رویکرد ایالات متحده در قبال کردهای سوریه است؟ فرضیه بر این اصل استوار است که بنظر می رسد رابطه بین دو بازیگر با تعهدات عمیق معمول یک اتحاد راهبردی مشخص نمی شود. در عوض، مشارکت ایالات متحده و کردهای سوریه با دقت بیشتری به عنوان یک همسویی پویا توصیف می شود، موقتی، مشروط و پاسخگو به تهدیدات فوری به ویژه در مورد مبارزه با تروریسم داعش و مهار قدرت های منطقه ای، مانند ایران و ترکیه می باشد. این مقاله، عوامل شکل دهنده این همسویی پویا و محدودیت هایی را که از تبدیل شدن آن به یک اتحاد راهبردی جلوگیری نموده، بررسی خواهد کرد. این تحقیق از نوع کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی از نظریه همسویی پویا استفاده می کند؛ لازم به ذکر است که نیز مطالعه اسنادی بوده و ابزار گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای (اعم ازچاپی و دیجیتالی) می باشد.
سیاستگذاری اقتصادی مبتنی بر قاعده نفی سبیل در مقابله با سیاست مبارزه با تروریسم امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 16
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سیاستگذاری اقتصادی کشورهای اسلامی تاکنون نتوانسته به صورت مستقل دنبال شود که همین عاملی برای حضور آمریکا در منطقه با هدف کسب منافع اقتصادی با استفاده از ابزارهایی نظیر مبارزه با تروریسم بوده است. پژوهش حاضر درصدد است تا رویکرد سیاستگذاری اقتصادی در میان کشورهای اسلامی را با عنایت به قاعده نفی سبیل بررسی نماید. مواد و روش ها: مقاله حاضر از روش تحلیلی و توصیفی بهره برده و ابزار انجام پژوهش کتابخانه ای است. ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله حاضر، ارجاع دهی مستند و امانتداری مبنا قرار گرفته است. یافته ها: مبارزه با تروریسم ابزاری برای پیگیری منافع آمریکا در غرب آسیا بوده که با ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی میان کشورهای اسلامی، از بین بردن استقلال آنها و تثبیت جایگاه خود در نظام جهانی با سازوکاری اقتصادی و سیاسی است. نتیجه: سیاستگذاری اقتصادی مبتنی بر قاعده فقهی نفی سبیل در قالب ایجاد سازوکاری برای دلارزدایی از ساحت اقتصادی و مالی کشورهای اسلامی، کوشش برای یافتن یک ارز جایگزین، استفاده از تهاتر و تبدیل شدن به بازیگرانی کنشگر برای بدست گرفتن تعیین قیمت انرژی و استفاده از ابزار اقتصاد سیاسی کشورهای اسلامی است. کاهش دادن و غلبه بر هژمونی اقتصادی امریکا به به معنای تحقق احکام شریعت در عرصه سیاستگذاری اقتصادی کشورهای اسلامی است.
تأثیر محور مقاومت در تغییر راهبرد ها و توازن قدرت در منطقه غرب آسیا (2023-2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از رویدادهای مهم و تأثیرگذار قرن بیستم شناخته می شود، زیرا نه تنها تحولات عمیقی در سیاست داخلی ایران به وجود آورد، بلکه آرمان ها و اهداف این انقلاب تأثیرات گسترده ای در سیاست خارجی کشور و تحولات منطقه ای، به ویژه در غرب آسیا، داشته است. یکی از مهم ترین پیامدهای انقلاب اسلامی شکل گیری محور مقاومت است که به عنوان یک الگوی جدید در تعاملات سیاسی و نظامی در منطقه ظاهر شده و تأثیرات عمیق تری در تغییر معادلات قدرت و ساختارهای منطقه ای داشته است. حال برای بررسی چگونگی تأثیرگذاری محور مقاومت در منطقه غرب آسیا این پژوهش درصدد آن است تا موضوع را واکاوی کند. سؤال اصلی این است که تأثیر محور مقاومت در تغییر راهبردها و توازن قدرت در منطقه غرب آسیا (2023-2011) چه بوده است؟ فرضیه عبارت است از اینکه محور مقاومت با ایجاد اتحادهای استراتژیک و گسترش نفوذ ایران در کشورهای منطقه، به تغییر راهبردهای بازیگران فرامنطقه ای و بازتعریف توازن قدرت در غرب آسیا کمک کرده، درنتیجه، منجر به شکست راهبردهای غربی در شکل دهی و تثبیت نظم منطقه ای شده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اسناد کتابخانه ای انجام شده است. درنهایت، نتایج نشان می دهد که محور مقاومت در هر مرحله تحول نظم منطقه ای با به چالش کشیدن نظم غربی نه تنها به گسترش نفوذ ایران و حمایت از گروه های وابسته در کشورهای مختلف کمک کرده، بلکه زمینه ساز یک نظم جدید و چندقطبی در این منطقه شده است.
تأثیر محور مقاومت بر تضادهای ایران و آمریکا در غرب آسیا و شمال آفریقا
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
97 - 130
حوزههای تخصصی:
غرب آسیا و شمال آفریقا به دلایل ژئوپلیتیکی و استراتژیکی، از دیرباز برای قدر ت های بزرگ از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. با پیروزی انقلاب اسلامی تغییر و تحول اساسی در این مناطق ایجاد شده و چالش هایی را میان قدرت ها بوجود آورده است. از مهم ترین این چالش ها تقابل انقلاب اسلامی با ترتیبات سیاسی آمریکا است. لزوم صدور انقلاب اسلامی جهت پویایی و حفظ آن، موجب شکل گیری محور مقاومت شده و با نقش محوری جمهوری اسلامی ایران، در حال توسعه و عمق بخشی به این انقلاب است. نقش کانونی و حمایتی ایران از محور مقاومت، نه تنها مورد رضایت آمریکا نبوده بلکه بیش از پیش در تضاد با یکدیگر قرار گرفته اند به طوری که این دو کشور هم در غرب آسیا و هم در شمال آفریقا با چالش های جدی رو برو هستند. از این رو پرداختن به تأثیر محور مقاومت بر تضادهای میان ایران و آمریکا در این دو بخش غرب آسیا و شمال آفریقا اهمیت داشته و شناسایی آنها برای کنشگری منطقی و حساب شده در تحرکات و مناسبات، ضرورت می یابد. بنابراین مقاله پیش رو در صدد بوده پاسخ سوال «محورمقاومت چه تأثیری بر تضادهای میان ایران و آمریکا در غرب آسیا و شمال آفریقا دارد» را به روش توصیفی_تحلیلی و گردآوری کتابخانه ای و با استفاده از چارچوب نظری امنیت هستی شناختی تبیین نماید. با فرض اینکه تشکیل و تقویت محورمقاومت از سوی ایران موجب تشدید تضادهای میان ایران و آمریکا در غرب آسیا و شمال آفریقا گشته است، یافته های پژوهش حاکی از آن بوده است که هرچه محور مقاومت در عملکرد خود بر امنیت هستی شناختی پافشاری کرده، تضادهای غرب آسیایی و شمال آفریقایی ایران و آمریکا تشدید یافته است.
فرصت ها و چالش های محور مقاومت برای منافع ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۹
۲۳۰-۲۰۱
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران به علت هویت اسلامی و باورها و ارزش های انقلابی، اقدام به تشکیل و حمایت از محور مقاومت نموده است. محور مقاومت اسلامی ائتلافی متشکل از ایران، سوریه، حزب الله، حماس و شبکه ای از احزاب و گروه های مقاومت در منطقه است که براساس ایدئولوژی و هویت انقلاب اسلامی برای مقابله با نظام سلطه و دفاع از آرمان فلسطین شکل گرفته است. اما پرسش اصلی این است که محور مقاومت با منافع ملی ایران چه نسبتی دارد؟ راهبرد مقاومت چه چالش ها و چه فرصت هایی را برای منفعت ملی ایران داشته است؟ فرضیه پژوهش این است که گرچه محور مقاومت مطابق اهداف ایدئولوژیک و اسلام گرایانه جمهوری اسلامی است، اما تعارضی با منافع ملی ایران ندارد. هرچند حمایت از محور مقاومت، به تحمیل فشارهای گسترده قدرت های سلطه گر علیه ایران منجر شده و کنش آزادانه ایران را در عرصه بین المللی با تنگنا مواجه ساخته (وجه تقابلی)، اما درعوض، فرصت های متعددی همچون حفظ وحدت سرزمینی و تمامیت ارضی ایران، دور شدن سایه جنگ مستقیم از ایران، افزایش قدرت و نفوذ منطقه ای ایران، تضعیف رقبای منطقه ای، افزایش صادرات تسلیحاتی و درآمدهای ارزی و ... را برای منافع ملی ایران فراهم آورده است.
تحلیل امکان ساخت راهبردی نظم نوین منطقه غرب آسیا بر مبنای نظریه سازه انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
297 - 330
حوزههای تخصصی:
بروز نشانه های تغییر در هندسه امنیتی منطقه غرب آسیا مبتنی بر تحولات سال های اخیر، بیانگر آغاز شکل گیری نظم نوین منطقه و البته ضرورت شکل دهی مطلوب به آن است. مسئله اساسی این است که چگونگی شکل دهی به نظم نوین و مطلوب منطقه به صورت منسجم و هدفمند واکاوی نشده است. یکی از دیدگاه های مطالعه این موضوع می تواند نظریه سازه انگاری باشد که به دلیل رویکرد تعاملی آن، بنیان مناسبی برای این مسیر است. براین اساس سؤال اصلی عبارت است از: زمینه های نظم نوین منطقه غرب آسیا بر مبنای نظریه سازه انگاری چیست؟ دراین راستا با بهره گیری از روش فراتحلیل و نرم افزار MAXQDA2020 و مراجعه به 52 مقاله عملی و پژوهشی منتشرشده، نظرهای صاحب نظران ایرانی در این رابطه تجزیه و تحلیل گردید و مطابق یافته های پژوهش 66 مؤلفه در حوزه هنجارها، گفتمان ها و ایده ها شناسایی و مشخص شد که اشتراکات فراوان و پررنگی همچون «ارزش های مشترک اسلامی»، «استقلال منطقه ای»، «حفظ یکپارچگی کشورها»، «رشد و توسعه»، «صلح و ثبات»، «مبارزه با جرایم سازمان یافته»، «مقابله با اسلام هراسی»، «مقابله با سبک زندگی غربی» و... میان کشورهای منطقه وجود دارد که در قالب ایده هایی نظیر «سازمان همکاری های اسلامی» قابلیت تحقق دارند. در پایان نیز تلاش شد که اقدامات بایسته و اولویت کاری لازم ارائه گردد.
تبیین ژئوپلیتیکی روابط روسیه در منطقه غرب آسیا با تاکید بر ایران و اسرائیل (1991- 2024)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
235-268
حوزههای تخصصی:
روسیه به عنوان یکی از بازیگران مهم جهانی در دوران حیات خود نقش های تهاجمی و تدافعی با توجه به تحولات در محیط منطقه ای همانند غرب آسیا و قدرت خود تجربه کرده است و پس از فروپاشی شوروی به طور جدی از سال ۲۰۰۰ شاهد سیاست منطقه گرایی روسیه بوده ایم. چراکه برقراری رابطه با غرب آسیا از طرفی به جهت بهبود ضعف های داخلی پس از فروپاشی شوروی و از جهتی دیگر به سبب افزایش و تقویت نفوذ روسیه در منطقه غرب آسیا بسیارحائز اهمیت بوده است. در منطقه غرب آسیا ایران و اسرائیل دو کشور مهم درجهت دستیابی روسیه به اهدافش هستند. از آنجایی که این دو کشور باهم درگیر تنازع می باشند، الگوی رفتاری روسیه با این دو بازیگر دارای اهمیت است. از این رو پرسش اصلی مقاله این است که روسیه چه نوع رویکرد ژئوپلیتیکی را در قبال ایران و اسرائیل باتوجه به فرصت ها و چالش هایی که برایش وجود دارد اتخاذ نموده است؟ برای پاسخ به این پرسش فرضیه ما این است که روسیه برای رسیدن به قدرت بزرگ بودن خود، در این منطقه و تحکیم آن با ادامه همکاری اش با هر دو کشور الگوی ژئوپلیتیکی موازنه سازی را اتخاذ نموده است. این پژوهش براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش روند پژوهی و نمونه پژوهی به عنوان روش های پژوهش کیفی می باشد که در جمع آوری اطلاعات از منابع اسنادی –کتابخانه ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی استفاده شده است. ین پژوهش براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش روند پژوهی و نمونه پژوهی به عنوان روش های پژوهش کیفی می باشد که در
رویکرد چین در مدیریت منازعات غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
117 - 135
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه هایی که پکن در سیاست جهانی خود در دستور کار قرار داده است، حضور مؤثر به عنوان میانجی گر یا بازیگر در منازعات جهان، به ویژه در منطقه غرب آسیا است. در همین راستا، پژوهش پیش رو رویکرد مدیریت بحران چین در منازعات غرب آسیا را ضمن بررسی برخی از منازعات سال های اخیر این منطقه، مورد تحلیل قرار داده و این پرسش را مطرح می کند که رویکرد مدیریت چین در بحران های غرب آسیا به چه صورت بوده است؟ در جهت پاسخ به این پرسش، شاخص های بازیگری چین در قبال منازعات مختلف این منطقه مورد بررسی قرار گرفت. فرضیه این پژوهش آن است که سیاست تنش زدایی، حفظ توازن و میانجی گری چین در راستای منافع اقتصادی که این کشور در مناطق مختلف جهان دنبال می کند، رویکرد غالب و اصلی چین در منازعات غرب آسیا می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که چین بر اساس منطق هزینه _فایده در موضوع منازعات غرب آسیا، یک رویکرد تعامل سیاسی و اقتصادی را در پیش گرفته است. پژوهش حاضر از نظر روشی در دسته پژوهش های توصیفی_تحلیلی به کمک اسناد و منابع کتابخانه ای قرار می گیرد.
تحلیل ژئوپلتیک بر سیاست خارجی چین و روسیه در منطقه غرب آسیا و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۳
47 - 68
حوزههای تخصصی:
غرب آسیا از جمله مناطق ژئوپلیتیکی است که سرشار از منابع انرژی، موقعیت راهبردی ویژه، تنوع قومی، نژادی و مذهبی است. رویکردهای ژئواکونومیک ابتدای قرن بیست و یکم که به صورت رویکردی نوین در مسائل راهبردی درآمد و برای رقابت بین قدرت ها استفاده شد، غرب آسیا را به یکی از مناطق ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک تبدیل کرد که جولانگاه کشمکش ها و رقابت های ژئواستراتژیک و ژئوانرژی شده است. این پژوهش بر آن است تا سیاست خارجی چین و روسیه را طی دو دهه اخیر در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک و... و تأثیر آن را بر ایران و سایر کشورهای غرب آسیا مورد ارزیابی قرار دهد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. دستیابی به اطلاعات اولیه پژوهش با استفاده از روش های کتابخانه ای انجام شده است. فرض اصلی تحقیق این است که روسیه و چین به دنبال کسب منافع ملی و افزایش قدرت خود از طریق حضور پررنگ تر از گذشته در غرب آسیا بوده و به میزان بسیار کمی به افزایش وزن ژئوپلیتیک ایران توجه دارند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که سیاست خارجی چین و روسیه در مورد رخدادهای مهم غرب آسیا در بازه دو دهه اخیر (به ویژه برجام، خروج امریکا از برجام، بحران سوریه و...) امنیت ملی کشورمان را تهدید کرده است، هم چنین تفاوت در سیاست خارجی چین و روسیه منافع ملی ایران و غرب آسیا را با چالش روبرو ساخته است؛ البته هدف مشترک چین و روسیه تسلط بر منابع طبیعی و افزایش حوزه نفوذ خود بوده که تحت عنوان استعمار نو یا فرانو قابل طرح است.
نقش رژیم های بین المللی در مدیریت بحران های زیست محیطی در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رژیم های بین المللی نقش کلیدی در مدیریت بحران های زیست محیطی ایفا می کنند، به ویژه در مناطقی همچون غرب آسیا که با چالش های زیست محیطی متعددی مانند کمبود منابع آب، آلودگی هوا، و تغییرات اقلیمی مواجه است. این پژوهش با طرح این سؤال اصلی که «رژیم های بین المللی چه نقشی در مدیریت بحران های زیست محیطی در غرب آسیا ایفا می کنند؟» به بررسی ابعاد و تأثیرگذاری این رژیم ها پرداخته است. فرضیه اصلی تحقیق بیان می دارد که رژیم های بین المللی، از طریق ایجاد چارچوب های همکاری منطقه ای و بین المللی، توانسته اند در کاهش و مدیریت بحران های زیست محیطی غرب آسیا نقش مؤثری داشته باشند، اما این نقش به دلایل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی منطقه محدود بوده است. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی بوده و اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای، تحلیل داده های آماری، و بررسی اسناد و معاهدات بین المللی مرتبط گردآوری شده است. نتیجه گیری این پژوهش حاکی از آن است که تقویت نقش رژیم های بین المللی در مدیریت بحران های زیست محیطی غرب آسیا مستلزم مشارکت فعال تر کشورهای منطقه، افزایش تعهد به معاهدات زیست محیطی، و ایجاد ساختارهای منطقه ای هماهنگ تر برای مقابله با چالش های زیست محیطی است. این امر می تواند به بهبود کیفیت محیط زیست و پایداری توسعه در منطقه منجر شود.
رژیم صهیونیستی و راهبرد ایران هراسی
منبع:
مطالعات فرهنگ دیپلماسی سال اول زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
144 - 125
حوزههای تخصصی:
رژیم غذایی به عنوان کشوری که بیشترین تضاد را با جمهوری اسلامی ایران داشته است، همیشه به ویژه به تحرکات و راهبردهای آن در منطقه و سطح بین الملل است و از هیچ کوششی برای تضعیف و تخریب آن دریغ نکرده است. حمایت از محور تمرکز، توجه ویژه به موضوعات فلسطین، حمایت از جنبش های آزادی بخش و عدم استفاده از رسمیت شناختن رژیمی به عنوان کشوری مستقل از مواردی هستند که ایران و رژیم های را همیشه در مقابل یکدیگر قرار می دهند. بهره برداری از قدرت نرم و استفاده از فضای رسانه ای را می توان جزو عمده فعالیت های رژیمی و حامیان منطقه ای و بین المللی آن برای ضربه زدن به ایران قلمداد کرد. شاید ایران هراسی را یکی از ابزارهای رژیم دانستی در این جنگ نرم افزار دانست. راهبردی که در برخی مواقع واقع شده و ضرباتی را به وجهه بین المللی و منطقه ای ایران وارد می کنند. رژیم غذایی همیشه کوشیده است با بهره گیری از ایران هاراسی و ایجاد یک دشمن ساختگی در منطقه غرب آسیا، راهبردهای خود را در منطقه تعریف و پیشبرد. این بر این پایه استوار است که ایران هراسی چه تأثیری بر راهبرد رژیم غذایی در منطقه غرب آسیا داشته است؟ فرضیه پژوهش به این نکته می پردازد که رژیم غذایی با بهره گیری از ایران هاراسیبرد راه حل عادی سازی روابط در غرب آسیا را در پیش گرفته است. این پژوهش به روش توصیف و تحلیلی انجام شده و در انجام آن از منابع کتابخانه ای و اینترنتی دریافت شده است.
تحلیل کنش گری سیاسی-امنیتی مصر در جنگ و مقاومت 12 روزه غزه در سال 2021 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی کنشگری مصر و نقش عبدالفتاح سیسی رئیس جمهور، در پایان دادن به جنگ 12 روزه بین رژیم صهیونیستی و گروههای مقاومت اسلامی فلسطینی در سال 2021 میلادی می باشد. در بیش از یک دهه اخیر منطقه غرب آسیا شاهد پنج منازعه موشکی بین گروه های مقاومت فلسطینی با محوریت جنبش «حماس» و رژیم صهیونیستی در نوار غزه و سرزمین های اشغالی بوده که؛ علی رغم محدود بودن گستره جغرافیایی جنگ های مزبور، تاثیرات راهبردی قابل توجهی داشته است. روش تحقیق در این مقاله از حیث هدف، بنیادی و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. در این نوشتار ضمن بررسی موضوع از منظر علمی و استفاده از منابع معتبر در این زمینه، از منابع خبری 24 رسانه عربی و بین المللی شامل شبکه های تلویزیونی، روزنامه، خبرگزاری در قالب بیش از 170 خبر و گزارش خبری از زمان شروع جنگ و احصاء گزاره های مشترک و مقایسه فراوانی آن ها استفاده شده است و برای کشف مؤلفه های مد نظر بر اساس چهارچوب نظری پراگماتیسیم داده های پژوهش تحلیل محتوایی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که؛ کنش گری سیاسی-امنیتی مصر در جنگ اخیر غزه با صرف نظر از نتایج و پیامدهای آن برای طرفین فلسطینی و اسرائیلی، منجر به تقویت جایگاه مصر و ارتقاء نقش سیسی در سطح منطقه و جامعه بین الملل شده و سیسی توانسته خود را به رئیس جمهور وقت آمریکا، جو بایدن نزدیک نماید و با چرخشی توأم با انعطاف، خود و مصر را به عنوان بهترین گزینه برای تثبیت راهبرد آمریکای در منطقه غرب آسیا و متحد غرب و آمریکا معرفی نماید.
تبیین مؤلفه ها و ابعاد عمق استراتژیک ایران در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
69 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تبیین مولفه ها و ابعاد عمق استراتژیک ایران در غرب آسیا و ارتباط آن با سیاست خارجی است. سوال اصلی این است که مولفه های کلیدی عمق استراتژیک ایران در غرب آسیا کدامند و چگونه بر سیاست خارجی این کشور تاثیر می گذارند؟ عمق استراتژیک، به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات ژئوپلیتیکی و روابط بین الملل، به ظرفیت ها و امکاناتی اشاره دارد که یک کشور در محیط داخلی و بین المللی به منظور حفاظت از منافع ملی خود و در راستای تضمین امنیت ملی به کار می گیرد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری داده ها از طریق منابع اسنادی و نظرسنجی از خبرگان، 14 مولفه کلیدی عمق استراتژیک شناسایی و اولویت بندی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که از دیدگاه اعضای هیئت علمی، مؤلفه های ژئواکونومیک و مناسبات اقتصادی، قدرت نظامی و دفاعی، و قدرت علمی و فناورانه، بیشترین تأثیر را در عمق استراتژیک ایران در منطقه غرب آسیا و شرق مدیترانه دارند. همچنین، یافته ها نشان داد که در شرایط کنونی، عوامل ژئواکونومیک، قدرت نظامی و علمی-فناورانه، نقش تعیین کننده ای در تعمیق عمق استراتژیک ایران در این منطقه ایفا می کنند.
تحلیل راهبردی سیاست خارجی روسیه در غرب آسیا از دیپلماسی تا موازنه قدرت
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی روسیه در غرب آسیا، به عنوان یکی از عرصه های کلیدی رقابت ژئوپلیتیکی جهانی، طی دو دهه اخیر تحت تأثیر عوامل داخلی، منطقه ای و بین المللی تحولات چشمگیری یافته است. این مقاله با تمرکز بر حضور روسیه در منطقه، کنش گری آن در کشورهای عربی خلیج فارس (مانند عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی و کویت) و روابط با بازیگران کلیدی همچون ترکیه، ایران و رژیم صهیونیستی، به بررسی ابزارها و راهبردهای مسکو برای افزایش نفوذ می پردازد. سؤال اصلی پژوهش بدینگونه مطرح می شود که روسیه چگونه با بهره گیری از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی و از طریق ائتلاف های چندجانبه و شکاف های منطقه ای، نفوذ خود را در غرب آسیا گسترش می دهد و با چه محدودیت هایی مواجه است؟ فرضیه پژوهش بر این پایه استوار است که روسیه با اتخاذ رویکردی عمل گرایانه و غیرایدئولوژیک، از طریق ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی و همچنین بهره گیری از ائتلاف های چندجانبه و شکاف های منطقه ای، توانسته نفوذ خود را در غرب آسیا گسترش دهد، اما این راهبرد با محدودیت های اقتصادی و رقابت های ژئوپلیتیکی قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای مواجه است. روش تحقیق در این مطالعه، رویکرد کیفی تحلیلی-تاریخی است که بر پایه بررسی اسناد رسمی روسیه (مانند مفهوم سیاست خارجی)، منابع ثانویه آکادمیک (مقالات و کتاب های مرتبط) و تحلیل محتوای کیفی رویدادهای کلیدی (از بهار عربی تا عملیات طوفان الاقصی) انجام شده است.
تأثیر جمهوری اسلامی ایران به عنوان شبکه بازیگر بر تضعیف نظم شبکه ای آمریکا در منطقه غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
69 - 109
سیاست جهانی قرن بیست ویکم، سیاست میان قدرت شبکه ای هژمون و نیروهای مخالف است که شکل رقابت استاندارد به خود می گیرد و مقاله حاضر درصدد است با روش کیفی شبکه، تاثیر ایران بر تضعیف نظم شبکه آمریکا را بررسی کند. سؤال اصلی این پژوهش این است که ایران به عنوان شبکه کنشگر چگونه موجب تضعیف نظم شبکه ای آمریکا در منطقه غرب آسیا شده است؟ بنابر فرضیه، ایران در حالت کارگزاری متوسط با استراتژی برنامه نویسی شبکه مقاومت، منجر به ایجاد چالشی برای اعتبار هنجاری برنامه های نظم شبکه آمریکا در غرب آسیا شده است. نتایج نشان می دهد ایران در برخورد استانداردی با شبکه نظم آمریکا در نقش تجدیدنظرطلب ارتباط دهنده، مستقل و ضد هژمون با کارگزاری بالا در نوسان است. در این راستا ایران با تشکیل شبکه پیوست همگنی و کمتر همگن در غرب آسیا با دنبال کردن استراتژی های مسدودکننده، کانال جایگزین و همبستگی اقلیت که با عدم ایفای نقش مکمل سه قیاس برنامه نویسی شبکه آمریکا همراه است نوعی استاندارد در غرب آسیا ایجاد کرده است که مانع از برنامه نویسی و نصب استاندارد نئولیبرال آمریکا می شود و قدرت شبکه آمریکای ترامپ به دلیل سازگاری بسیار پایین و تغییر بیش از حد در کدنویسی برنامه سیستم عامل نظم شبکه جهانی، در غالب کردن استاندارد شبکه خود بر شبکه ایران در غرب آسیا با اختلال اساسی روبه رو شده است و به دلیل عدم سازگاری، ناهمگنی ایدئولوژیکی و تعارض استاندارد با هزینه بسیار بالا میان دو شبکه ایران و آمریکا، هرگونه استانداردسازی و کدنویسی برنامه نظم فراگیر با حالت تک مرکزی آمریکا در شبکه نظم غرب آسیا توسط ایران مسدود شده است.
چین و استراتژی کلان آمریکا در غرب آسیا (2024-2008)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
173 - 195
استراتژی کلان ایالات متحده در هر دوره تحت تأثیر عوامل منطقه ای و فرامنطقه ای پدید آمده که باعث ایجاد فرصت یا تهدید در عرصه نظام بین الملل می شود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر نگاه توصیفی- تحلیلی به نقش چین بر استراتژی کلان ایالات متحده آمریکا در غرب آسیا در بازه زمانی ریاست جمهوری اوباما تا بایدن است. پرسش این است که چگونه چین بر استراتژی کلان آمریکا در منطقه غرب آسیا از سال 2008 تا 2024 اثر گذاشته است؟ نتایج نشان داد اقدامات چین در حوزه های سیاسی، اقتصادی و نظامی- فناوری موجب شده است تا آمریکا درصدد ائتلاف سازی در مقابل تهدید نفوذ چین در مناطق استراتژیک از جمله غرب آسیا برآید. از این جهت چین متغیر مهم فرامنطقه ای برای سوق دادن آمریکا به سمت استراتژی موازنه فراساحلی در منطقه غرب آسیا است که با ابتکارهای چندوجهی منافع آمریکا را در حوزه های سیاسی- دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی با تهدید روبرو کرده است. عمده ائتلاف سازی آمریکا در منطقه غرب آسیا به دلیل خنثی سازی و جلوگیری از مداخله و نفوذ چین صورت می گیرد که تلاش دارد متحدان خود یعنی اعضای شورای همکاری خلیج فارس را از پیوستن به ائتلاف با چین برحذر دارد. مدیریت در سایه، استفاده از هنجارهای دموکراسی لیبرال، ائتلاف سازی، تأکید همزمان بر موازنه تهدید به منظور موازنه قدرت و تلاش جهت احاله مسئولیت به شرکا و متحدین در منطقه غرب آسیا در تنظیم نظم امنیتی مورد نظر، از تاکتیک های استراتژی موازنه فراساحلی است. مطالعه حاضر از نوع کیفی و روش پژوهش اسنادی می باشد و از شیوه کتابخانه ای برای بررسی و گردآوری داده ها و اطلاعات استفاده شده است.
نقش ایالات متحده آمریکا در تشدید تنش در غرب آسیا بعد از عملیات 7 اکتبر 2023(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۶
101 - 125
حوزههای تخصصی:
The attacks of October 7, 2023 are known as an important event in the developments in West Asia that have had a profound impact on regional and global politics. The United States is known as an important and strategic player in political, economic, and military issues, whose interventions in the regional developments in West Asia have sometimes led to tensions and sometimes to efforts to establish stability. Therefore, the purpose of this research is to examine the role of the United States in escalating tensions in West Asia after the October 7, 2023 operation. In line with the purpose, the main question of the article is: What role did the United States play in escalating tensions in West Asia after the October 7, 2023 operation? In response to the research question, the hypothesis is proposed as follows: After the October 7 operation, the United States played an important role in escalating tensions with its political, diplomatic, financial, weapons, and media support for the Zionist regime. The research approach is qualitative and the method of conducting it is a documentary study based on the descriptive-analytical method, and library resources and internet searches have also been used to collect data. The research findings indicate that the role of the United States in escalating crises and its continuous interventions in regional issues, especially in supporting the policies of the Zionist regime, has become one of the key factors in instability and increasing tensions in West Asia.
جایگاه ژئوپلیتیک مقاومت در بازدارندگی نامتقارن در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غلبه رویکرد رئالیستی در غرب آسیا به دلایل مختلف باعث شده تا بازدارندگی فعال نقش برجسته ای را در امنیت و صلح، ایفا نماید. حضور رژیم اسرائیل پس از جنگ دوم جهانی مهمترین و طولانی ترین منازعه در جریان کنونی جهان است که به عقیده بسیاری نظم کلاسیک و بازدارندگی متعارف در این منطقه را به چالش طلبیده و سبب بهم خوردن نظم و بازدارندگی متعارف و متقارن شده و این مهم از اصلی ترین عوامل ریشه های منازعه و ناامنی است. برخورداری این رژیم از سلاح های هسته ای در مقابل توان دفاعی متعارف بقیه کشورها، کفه بازدارندگی را بهم زده و راهبردهای تهاجمی و جنگ طلبانه آن در طول دهه ها، دولت ها را سمت اتخاذ راهبرد های نوین سوق داده است. در این میان، محور مقاومت به عنوان اصلی ترین مجموعه امنیت منطقه ای با شکل بخشی به الگوی دوستی و دشمنی مشخص در غرب آسیا، راهبرد بازدارندگی فعال را با محوریت گروه های مقاومت در برخی کشورها و نیز حمایت دولت های متبوع آنها شکل داده و با نگاهی ژئوپلیتیک همراه با ایدئولوژی مقاومت، موجودیت و نظم سیاسی حاصل از روابط رژیم اسرائیل با برخی از کشورهای عرب منطقه را به چالش طلبیده است. سوال کلیدی آن است که ژئوپلیتیک مقاومت چگونه در بازدارندگی نامتقارن در غرب آسیا ایفای نقش می نماید؟ فرضیه ان که ژئوپلیتیک مقاومت با هم افزایی و همراستا نمودن جنبش های مقاومت شیعی کشورهای غرب آسیا در قالب مجموعه امنیتی مستقل، نوعی از بازدارندگی هویت محور در محیط پیچیده و پرآشوب نامتقارن را ایجاد کرده است.
یکجانبه گرایی ایالات متحده آمریکا و جنگ در غرب آسیا
حوزههای تخصصی:
دوره پس از جنگ سرد، با تشدید درگیری ها همراه بوده است، به نحوی که ایالات متحده به طور فزاینده ای موضع یک جانبه در حکمرانی جهانی اتخاذ می کند. در حالی که سیاست های توسعه طلبانه ایالات متحده، در طول جنگ سرد بواسطه رقابت ایدئولوژیک با اردوگاه کمونیسم تعدیل می شد، دوران پس از جنگ سرد شاهد بودیم که این سیاست ها از طریق نئولیبرالیسم اقتصادی، مداخلات نظامی توجیه شده با «جنگ علیه تروریسم» و همچنین بهره گیری استراتژیک از تحریم ها، اَشکال تازه ای به خود گرفته است. گسترش ناتو از دهه 1990 به این سو، موجب تشدید تنش با روسیه شده است و در نهایت در حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 به اوج خود رسید. یافته های پژوهش نشان می دهد، در غرب آسیا، حمایت ایالات متحده از اسرائیل، پس از حمله 7 اکتبر 2023 حماس، نقض چشمگیر قوانین بین المللی و هنجارهای بشردوستانه را به دنبال داشته و حتی این فرایند را تسهیل بخشیده است. این حمایتِ کنترل نشده از سیاست های اسرائیل، در کنار پی گیری گسترده تر سیاست یکجانبه گرایی، ثبات جهانی و چشم انداز نظم بین المللی چندجانبه و مبتنی بر قانون را به چالش می کشد.
بازنمون نقش و جایگاه دین در جامعه بین الملل غرب آسیا با تاکید بر رهیافت همبستگی-گرای مکتب انگلیسی
منبع:
سیاست پژوهی غرب آسیا سال اول پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱
47-70
حوزههای تخصصی:
بخش عمده ای از نظریه های روابط بین الملل نقشی برای دین قائل نیستند. نظریه پردازان روابط بین الملل، معاهده وستفالیا را مبتنی بر نگرش سکولار می دانند که باعث توقف دخالت دین در سیاست شد و کشورهای مستقل در چنان شرایطی شکل گرفتند. اما با ارائه نظریه «جامعه بین الملل» مکتب انگلیسی توسط «مارتین وایت» توجه به نقش دین در روابط بین الملل پُر رنگ تر شد و نظریه پردازان تحت عنوان «هنجارگرایی» به آن پرداختند. با توجه به بنیان های معرفتی و هستی شناختی این نظریه، پرسشی که مطرح می گردد این است که اگر دین به مثابه یک هنجار مورد پذیرش مکتب انگلیسی قرار گرفته باشد، چه «کارکردی» در شکل گیری جامعه بین الملل غرب آسیا دارد؟ فرضیه مورد آزمون این نوشتار، این است که از منظر مکتب انگلیسی دین به عنوان یک هنجار در شکل گیری جامعه بین الملل تاثیر گذار است، اما نقش آن در جوامع اعم از این که تا چه ندازه مردم سالاری دینی باشند یا نباشند متفاوت است. یافته های پژوهش از منظر همبستگی گرایی مکتب انگلیسی نشان می دهد که در غرب آسیا، از آنجاکه اغلب دولت ها از مشروعیت پایینی برخوردارند یا بعضا فاقد مشروعیت هستند، جامعه مدنی ضعیف است و برخی تفاسیر قطبی از دین و چگونگی نقش آن در سیاست و همین طور شکاف تفاسیر و کارکرد دینی بین نظام های سیاسی، موجب شده است شکل گیری جامعه بین الملل در این منطقه، با چالش های گوناگونی روبرو گردد.