مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۲۱.
۲۲۲.
۲۲۳.
۲۲۴.
۲۲۵.
۲۲۶.
۲۲۷.
۲۲۸.
۲۲۹.
۲۳۰.
۲۳۱.
۲۳۲.
۲۳۳.
۲۳۴.
تعاملات اجتماعی
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
132 - 143
حوزههای تخصصی:
نقش خانواده در شکل گیری و تقویت تعاملات اجتماعی کودک، به ویژه در سال های آغازین رشد، از اهمیت بنیادینی برخوردار است. دراین میان، بهره گیری از الگوهای آموزشی نُوین، همچون الگوی مونته سوری، در طراحی محیط های آموزشی می تواند به مثابه ابزاری مؤثر برای تعمیق این تعاملات عمل کند. پژوهش حاضر باهدف بازخوانی جایگاه خانواده در پرورش مهارت های اجتماعی کودکان، در بستر طراحی محیط های آموزشی متکی بر الگوی مونته سوری، به بررسی چگونگی تأثیرگذاری هم افزایی این دو مؤلفه در مسیر تربیتی کودک می پردازد. این تحقیق باروش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از راهبرد کیفی به تحلیل و واکاوی تعامل میان نقش خانواده و محیط آموزشی طراحی شده، برپایه اصول مونته سوری پرداخته است. گردآوری داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و تحلیل محتوای منابع نظری مرتبط با روان شناسی رشد کودک، طراحی آموزشی و رویکرد مونته سوری صورت گرفته است. طوری که نتایج پژوهش نشان می دهد که حضور فعال خانواده در فرایند آموزش، درکنار طراحی محیطی هدف مند براساس اصول خودمحوری، آزادی انتخاب و یادگیری تجربی که در الگوی مونته سوری لحاظ شده اند، زمینه ساز شکل گیری تعاملات اجتماعی پایدار و مؤثر در کودکان می شود. همچنین، انطباق محیط کالبدی با نیازهای رشدی کودک موجب تقویت استقلال فردی و درعین حال توسعه مهارت های ارتباطی و اجتماعی در فضای آموزشی می گردد. درنتیجه، طراحی محیط های آموزشی برمبنای الگوی مونته سوری، هنگامی که با نقش آفرینی مؤثر خانواده همراه باشد، می تواند بستر مناسبی برای پرورش تعاملات اجتماعی کودک فراهم آورد. چنین هم افزایی میان عوامل محیطی و خانوادگی نه تنها به رشد اجتماعی کودک منتهی می شود، بلکه زمینه ساز ارتقاء کیفیت آموزش، تقویت حس مسئولیت پذیری و افزایش مشارکت پذیری در روابط گروهی کودکان خواهد بود. بدین ترتیب، توجه به هم راستاسازی نقش تربیتی خانواده و طراحی محیط های آموزشی می تواند راهبردی کلیدی درجهت رشد جامع شخصیت کودک تلقی شود.
ارزیابی پس از بهره برداری مدارس ابتدایی در تهران با رویکرد انسان محور؛ تأملی بر کیفیت اجتماعی فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۵
36 - 47
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف ارزیابی انسان محور کیفیت فضایی و اجتماعی مدارس ابتدایی شهر تهران، به بررسی تجربه زیسته کاربران نهایی شامل معلمان، مدیران و کارکنان پرداخته است. روش ارزیابی پس از بهره برداری (POE)، به عنوان چارچوب اصلی گردآوری داده ها از 10مدرسه دولتی با فرم های مختلف معماری به کار گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه ای ساختاریافته شامل ۳۱شاخص محیطی، عملکردی و اجتماعی بود که ابعادی به مانند تهویه، نور، آسایش حرارتی، ایمنی، زیبایی شناسی و رضایت روانی کاربران و تعاملات اجتماعی را پوشش می داد. تحلیل آماری با بهره گیری از آزمون ANOVA، هم بستگی پیرسون و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA)، صورت گرفت. نتایج نشان دادند فضاهایی به مثابه کلاس های درس و سالن ها بالاترین سطح رضایت را ایجاد کرده اند و شاخص هایی نظیر تهویه، مبلمان و انگیزش روانی بیشترین ارتباط را با رضایت کلی کاربران داشته اند. همچنین 3عامل پنهان شامل «کیفیت فضایی و اطمینان روانی»، «آسایش حسی و محیطی» و «قابلیت ناوبری فضایی»، در تعامل اجتماعی به عنوان ابعاد اصلی تجربه انسان محور شناسایی شدند. یافته ها بر اهمیت توجه به کیفیت اجتماعی فضا در کنار الزامات عملکردی و محیطی تأکید دارند و می توانند مبنایی برای طراحی و بازطراحی مدارس با رویکرد انسان محور فراهم سازند.
تبیین نقش حیاط مرکزی در کارکرد تعاملات اجتماعی-تجاری، زیست محیطی و امنیتی کاروانسرای ایرانی با رویکرد فرهنگ محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حیاط مرکزی به منزله یکی از مؤلفه های بنیادین معماری کاروانسرای ایرانی، نقشی تعیین کننده در شکل دهی به تعاملات اجتماعی و تجاری، بهبود کیفیت محیط زیست و ارتقای امنیت این بناهای تاریخی دارد و همواره از بسترهای فرهنگی و ویژگی های بومی تأثیر پذیرفته است. در سال های اخیر، توجه به ارزش های فرهنگ محور در بازخوانی و بازآفرینی کارکردهای فضایی کاروانسراها، جایگاه مهمی در مطالعات بین رشته ای یافته است. پژوهش حاضر باهدف تحلیل کارکردهای چندگانه حیاط مرکزی درراستای ارتقای کیفیت فضایی کاروانسرای ایرانی و باتمرکزبر ابعاد اجتماعی، زیست محیطی و امنیتی، در پرتو رویکرد فرهنگ محور انجام شده است. روش تحقیق به صورت کمی-تحلیلی بوده و داده ها ازطریق مطالعات میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. دراین چارچوب، 4کاروانسرای منتخب در بافت های تاریخی موردبررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان می دهد که میان ویژگی های کالبدی و فرهنگی حیاط مرکزی و ارتقاء تعاملات اجتماعی-تجاری، بهبود شرایط زیست محیطی و افزایش امنیت فضایی در کاروانسراهای ایرانی، رابطه ای معنادار وجود دارد. همچنین مشخص شد که هرچه طراحی و مدیریت حیاط مرکزی با شناخت دقیق تری از ابعاد فرهنگ محور همراه باشد، امکان احیای کارکردهای چندگانه و تقویت نقش اجتماعی و اقتصادی این بناها افزایش می یابد. به طورخاص یافته های این پژوهش بر ضرورت هم راستاسازی ملاحظات فرهنگی با اصول طراحی فضایی در فرایند بازآفرینی کاروانسراهای ایرانی تأکید دارد. نتایج نشان می دهد که اتخاذ رویکردهای فرهنگ محور همراه با مشارکت ذی نفعان، می تواند به ارتقای کیفیت عملکردی و احیای حیات حیاط مرکزی این بناهای تاریخی منجر شود.
تحلیل آگاهی معلمان دوره ابتدایی از سند تحول بنیادین و تأثیر آن بر اخلاق حرفه ای در بستر تغییرات فرهنگی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۵
101-111
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی میزان آگاهی معلمان دوره ابتدایی از سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و تأثیر آن بر اخلاق حرفه ای آن ها در بستر تغییرات فرهنگی و اجتماعی پرداخته است. هدف مطالعه، تحلیل رابطه بین آگاهی از سند و مؤلفه های اخلاق حرفه ای شامل عدالت آموزشی، تعهد حرفه ای و تربیت اخلاقی بود. روش تحقیق آمیخته (کیفی و کمی)، بوده و جامعه آماری شامل معلمان و مدیران دوره ابتدایی شهر ملایر در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰4شمسی، بود. در بخش کیفی، ۱۲نفر با نمونه گیری هدف مند برای مصاحبه های نیمه ساختاریافته انتخاب شدند و داده ها با نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. در بخش کمی، ۲۲۵معلم با نمونه گیری تصادفی ساده پرسش نامه محقق ساخته را تکمیل کردند. داده های کمی با نرم افزار SPSS و Smart PLS و آزمون های t، ANOVA و معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد آگاهی از سند بر عدالت آموزشی (546/0β=)؛ تعهد حرفه ای (338/0β=)؛ و تربیت اخلاقی (651/0β=)؛ تأثیر مثبت و معناداری دارد، اما بر تعاملات اجتماعی (102/0β=)؛ اثر معناداری نداشت. درنتیجه، تقویت آگاهی معلمان از سند تحول بنیادین می تواند اخلاق حرفه ای آن ها را بهبود بخشیده و به ارتقای کیفیت آموزش کمک کند.
شناسایی و تبیین ویژگی های مکان سوم در دانشگاه ها و نقش آن بر تعاملات اجتماعی (موردمطالعه: لابی دانشکده معماری و بوفه دانشگاه صنعتی شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت شهرنشینی مدرن موجب کاهش تعاملات اجتماعی و افزایش انزوای افراد شده است. در این شرایط، «مکان های سوم» به عنوان فضاهای عمومی غیررسمی، نقش کلیدی در تقویت ارتباطات اجتماعی ایفا می کنند. دانشگاه ها به عنوان جوامعی کوچک مقیاس، نیازمند چنین فضاهایی برای تعاملات غیررسمی، استراحت و گفت وگوی دانشجویان هستند. این پژوهش با روش توصیفی-کیفی و از طریق مشاهده میدانی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته، ویژگی های مکان های سوم (لابی دانشکده معماری و بوفه دانشگاه صنعتی شاهرود) و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی را بررسی می کند. یافته ها نشان دهنده نقش حیاتی این فضاها در ایجاد پیوندهای اجتماعی است. مشاهدات به صورت حضوری و با در نظر گرفتن شرایط زمانی در مکان های موردمطالعه انجام شد که چک لیستی بر اساس معیارهای اولدنبرگ برای ارزیابی ویژگی های اجتماعی و فضایی تدوین گشت. همچنین، مصاحبه ها به روش نمونه گیری در دسترس و با مشارکت ۱۰ نفر از کاربران هر یک از مکان ها انجام شد. انتخاب مشارکت کنندگان بر اساس منطق مطالعات کیفی و اشباع نظری صورت گرفت که شامل 6 سؤال اصلی برای درک بهتر ویژگی های مکان های سوم و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا بوده است. تبیین و تحلیل یافته های پیمایش میدانی بر اساس معیارهای مکان سوم اولدنبرگ نشان می دهد که لابی دانشکده فضایی دسترس پذیر برای تعاملات اجتماعی غیررسمی است و حس تعلق دانشجویان را تقویت می کند. بوفه دانشگاه نیز به عنوان مکانی خنثی و اجتماعی برای استراحت و گفت وگو شناخته می شود. مصاحبه ها تأیید می کنند که این مکان ها نقش مهمی در ارتباطات دانشجویی دارند و دانشجویان از آن ها برای گپ زدن، استراحت و تعاملات غیررسمی استفاده می کنند.
رابطه پردازش حسی با مشکلات رفتاری و تعاملات اجتماعی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم: نقش میانجی اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف تعیین رابطه پردازش حسی با مشکلات رفتاری و تعاملات اجتماعی در کودکان با اختلال طیف اتیسم با میانجیگری اضطراب انجام شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری و جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کودکان با اختلال طیف اتیسم در سال 1402 در شهر کرمانشاه بودند که از میان آن ها 200 پدر و مادر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد ند و پرسشنامه های نمیرخ حسی دان (2014)، مهارت های اجتماعی بلینی و هوف (2007)، سیاهه رفتاری کودکان اخنباخ و رسکولار (2001) و اضطراب راجرز و همکاران (2016) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که پردازش حسی از طریق اضطراب با مشکلات رفتاری رابطه منفی و معنی داری دارد. پردازش حسی با تعاملات اجتماعی رابطه مثبت و معنی داری دارد و متغیر اضطراب در هر دو رابطه می تواند نقش میانجی دارد، بنابراین مشکلات پردازش حسی در کودکان با اختلال طیف اتیسم به طور قابل توجهی با مهارت های ارتباطی و مشکلات رفتاری مرتبط است و اضطراب به عنوان یک واسطه بین آن ها عمل می کند. با توجه به ویژگی های خاص اتیسم، مداخله جامعی برای اصلاح تنظیم ورودی حسی، کنترل عاطفی و تفاوت های ارتباطی ضروری است.
چارچوب مفهومی تعاملات اجتماعی در فضاهای باز شهری: تحلیل فراترکیب مفاهیم حضورپذیری، اجتماع پذیری و کیفیت محیط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
23 - 18
حوزههای تخصصی:
فضاهای باز شهری نقش حیاتی در تسهیل و تقویت تعاملات اجتماعی میان افراد دارند. این فضاها نه تنها به عنوان مکان هایی برای فعالیت های تفریحی و استراحت عمل می کنند، بلکه بسترهایی مؤثر برای تقویت روابط اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شهری فراهم می آورند. بررسی پیشینه پژوهش های داخلی نشان می دهد تعاملات اجتماعی در حوزه معماری و شهرسازی عمدتاً با سه مفهوم کلیدی «حضورپذیری»، «اجتماع پذیری» و «کیفیت محیط» به عنوان عوامل اصلی تأثیرگذار بررسی شده اند، بی آن که رابطه مفهومی و ساختاری این مفاهیم با یکدیگر و با چارچوب های نظری جهانی به روشنی تبیین شده باشد. این پژوهش با هدف بازخوانی و تبیین این مفاهیم در بستری مفهومی، ابتدا با بهره گیری از تحلیل واژگان کلیدی و مرور نظریات جهانی، مؤلفه های تعاملات اجتماعی را در پنج دسته کالبدی_محیطی، فعالیتی_رفتاری، ادراکی_روانی، زمینه ای_فرهنگی و فناورانه_دیجیتال طبقه بندی کرده و آنها را در چارچوب مدل مکان دیوید کانتر سامان داده است. در مرحله بعد، به منظور یافتن ارتباط میان مفاهیم اصلی تحقیقات داخلی و نظریات جهانی، با استفاده از دستورالعمل PRISMA و روش فراترکیب، ۳۲ مقاله داخلی منتخب، با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA تحلیل و کدگذاری شده اند. یافته ها نشان می دهد حضورپذیری ، بیشتر تحت تأثیر عوامل کالبدی_محیطی مانند تسهیلات محیطی و سازماندهی فضایی قرار دارد. اجتماع پذیری به عوامل فعالیتی_رفتاری وابسته است که شامل فعالیت های گروهی و فضاهای جمعی می شود. کیفیت محیط نیز به عوامل ادراکی_روانی مانند جذابیت، احساس راحتی و معنای محیط مرتبط است. مؤلفه های زمینه ای و فناورانه نیز نقش تعدیل گر دارند. این سه مفهوم نه تنها به صورت مستقل، بلکه به شکل متقابل بر یکدیگر تأثیر گذاشته و تعاملات اجتماعی را در فضاهای باز شهری تقویت می کنند. یافته های این تحقیق، چارچوبی کاربردی برای طراحان و برنامه ریزان شهری ارائه می دهد و به توسعه محیط هایی اجتماعی تر و جذاب تر کمک می کند.
تحلیل رابطه فرم عملکردی و تعاملات اجتماعی در فضاهای شهری (مورد مطالعه: شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعاملات اجتماعی شاخص مهمی از کیفیت زندگی، سلامت، رفاه و خوشبختی شهروندان است و رضایت اجتماعی آن ها، رضایت از زندگی را به دنبال دارد. در حال حاضر اعتقاد بر این است که میزان تعاملات اجتماعی در شهرها در سال های اخیر کاهش یافته است و این موضوع بر سلامت جسمی و روانی شهروندان تأثیر منفی گذاشته است، بنابراین برنامه ریزان و طراحان شهری مجبور به ارائه راهکارهایی در جهت بهبود این وضعیت هستند. از سوی دیگر، این ساختار فیزیکی شهرها هستند که به عنوان بستری برای فعالیت های اجتماعی عمل می کنند و ارتباط مستقیمی با زندگی اجتماعی شهروندان دارند. در راستای عوامل مطرح شده، پژوهش حاضر هدف بررسی رابطه ساختار فیزیکی و کالبدی شهر با میزان تعاملات اجتماعی ساکنان آن را دنبال می کند. در این پژوهش از شاخص هایی برای ارزیابی دو معیار اصلی ساختار کالبدی محله های شهری و تعاملات اجتماعی استفاده شده است. نرم افزار GIS pro ساختار فیزیکی محله ها را بر اساس تراکم، ترکیب کاربری زمین، دسترسی به خدمات اصلی و دسترسی به ایستگاه های حمل و نقل عمومی مورد بررسی قرار می دهد. برای سنجش میزان تعامل اجتماعی ساکنین، پرسشنامه هایی جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت رابطه این دو معیار و تأثیر آن ها بر یکدیگر بررسی شد. نتایج این تحلیل ها و بررسی های صورت گرفته بر روی شاخص های موردنظر، نشان دهنده همبستگی مثبت تعاملات اجتماعی با شاخص های تراکم و دسترسی به حمل ونقل عمومی است و با دیگر شاخص های ساختار کالبدی همبستگی معناداری ندارد.
بررسی تأثیر معماری و محیط بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در مجتمع های فرهنگی شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۹)
107 - 124
حوزههای تخصصی:
مجموعه های فرهنگی، در جهت حفظ، گسترش و صیانت دستاوردهای فرهنگی، اجتماعی یک جامعه و رفع نیازهای اساسی فرهنگی مردم و جامعه تأسیس می شوند. این مجموعه ها با عملکرد خود از طریق نمایش، شناخت و آموزش، نقش مؤثری در احیا، ترویج و پایداری فرهنگ و جامعه دارند. هدف از این پژوهش توصیفی تحلیلی و علی مقایسه ای، بررسی عوامل محیطی و معماری تأثیرگذار بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در مجتمع های فرهنگی شهر ارومیه می باشد. مجموعه های مورد بررسی شامل چهار مجتمع فرهنگی در شهر ارومیه درنظر گرفته شد و با بهره گیری از نظریات اساتید و دانشجویان معماری که سابقه حضور در این مکان ها را دارند، عوامل محیطی و معماری مؤثر در این مجموعه ها مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه آماری شامل 200 نفر از اساتید و دانشجویان معماری که از طریق نمونه گیری هدفمند و دردسترس انتخاب شدند، در نظر گرفته شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که فرم بیرونی بیشترین تأثیر و سپس فضای داخلی، اجتماع پذیری و کیفیت محیط به ترتیب بر تعاملات اجتماعی در این مجموعه ها تأثیرگذار بوده اند. این بدان معناست که طراحی در معماری از اهمیت بالایی برخوردار بوده و تأکید بر استفاده از هندسه و تناسبات، توجه به خوانایی و دعوت کنندگی در بنا، کیفیت مصالح و دقت در استفاده صحیح و کاربردی از عناصر الحاقی، توجه به ارتباطات فضایی در مجموعه، کیفیت مبلمان و تأکید بر راحتی و آسایش کاربران، ایجاد فضاهایی با قابلیت اجتماع پذیری بالا و توجه به تنوع فضایی در طراحی، ایجاد فضاهای مکث و پاتوق و در نظر گرفتن قابلیت فعالیت پذیری برای فضاها، توجه به امنیت، راحتی و آسایش کاربران در محیط بیرونی و توجه به مبلمان محوطه و محوطه سازی بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در مجتمع های فرهنگی شهر ارومیه تأثیر گذار می باشند.
تبیین تأثیر کیفیت محیط کالبدی بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری (محدوده مورد مطالعاتی: خیابان شریعتی بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : ایجاد محیط های شهری مناسب برای تشویق پیاده روی و تعاملات اجتماعی، یک استراتژی اصلی برای ارتقای کیفیت محیط در شهرها است. پیاده روی نه تنها بر سلامت تأثیر می گذارد بلکه ترافیک و آلودگی را کاهش می دهد. خیابان شریعتی بابل به عنوان یکی از شریان های اصلی این شهر با مشکلات ترافیکی مواجه است و فاقد مسیر جداگانه برای پیاده روی است. این تحقیق به بررسی تأثیر کیفیت کالبدی خیابان ها بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی می پردازد تا با برنامه ریزی مناسب بتوان محیطی استاندارد ایجاد کرد. داده و روش : داده ها از طریق جست وجو در پایگاه های مختلف و برداشت های میدانی جمع آوری شده اند. پایایی و روایی پرسش نامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ و نظر متخصصان تأیید شده است. تحلیل داده ها با روش های آماری توصیفی، استنباطی و مدل ساختاری معادلات به کمک نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 27 و پی ال اس نسخه 3 انجام شده است. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که کیفیت محیط کالبدی تأثیر مثبت و معناداری بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی دارد. محیط های با کیفیت بالا، افراد را به پیاده روی بیشتر ترغیب می کنند و پیاده روی نیز بر تعاملات اجتماعی تأثیر مثبت دارد. علاوه بر این، پیاده روی به عنوان یک متغیر میانجی در رابطه بین کیفیت محیط کالبدی و تعاملات اجتماعی عمل می کند. نتیجه گیری : کیفیت محیط کالبدی هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق افزایش پیاده روی، بر تعاملات اجتماعی تأثیر می گذارد. بهبود کیفیت خیابان های شهری می تواند به افزایش تعاملات اجتماعی و پیاده روی کمک کند و در طراحی فضاهای عمومی برای ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان مفید باشد.
فراتحلیل شاخص های کالبدی تاثیرگذار بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲
128 - 142
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: خیابان ها به عنوان فضاهای عمومی مهمی شناخته می شوند که نقش اساسی در شکل دهی به زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند. خیابان ها فراتر از مسیرهای حمل ونقل یا مکان هایی برای ورزش، به عنوان عرصه های پویا برای تعاملات، تقویت پیوندهای اجتماعی و پرورش حس تعلق میان ساکنان شهر عمل می کنند. پیاده روی در خیابان های شهری نه تنها به سلامت جسمی و روانی کمک می کند، بلکه انسجام اجتماعی را افزایش می دهد و از پویایی اقتصادی محلی حمایت می کند. بسیاری از خیابان های شهری فاقد ویژگی های فیزیکی ضروری برای تشویق به پیاده روی و تعامل اجتماعی هستند که این نکته پتانسیل آن ها را به عنوان فضاهای عمومی زنده کاهش می دهد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی شاخص های فیزیکی است که به طور مؤثر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری را ترویج و راه حل های عملی برای بهبود ساختار فیزیکی آن ها را ارایه می کنند. با پرداختن به این مسائل، این مطالعه قصد دارد به برنامه ریزان شهری، طراحان و سیاست گذاران، دستورالعمل های مبتنی بر شواهد ارائه دهد تا محیط های خیابانی را بهبود و در نتیجه کیفیت کلی زندگی شهری را ارتقا بخشد. سؤالاتی که این مطالعه را هدایت می کنند عبارتند از: کدام شاخص های فیزیکی به طور قابل توجهی بر افزایش پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند؟ مؤثرترین راهکارها برای بهبود ساختار فیزیکی خیابان ها به منظور حمایت از این نتایج کدامند؟ روش شناسی: این مطالعه کیفی با رویکرد مروردامنه ای به صورت نظام مند به مرور و ترکیب یافته های پژوهش های پیشین می پردازد. جامعه مورد بررسی شامل مقالات و پژوهش های علمی مرتبط با پیاده روی، تعاملات اجتماعی و شاخص های فیزیکی خیابان های شهری است که بین سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ منتشر شده اند. نمونه گیری هدفمند بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص برای اطمینان از انتخاب مطالعات با کیفیت بالا انجام شد. جمع آوری داده ها از طریق بررسی دقیق اسناد و متون علمی صورت گرفت که سپس با استفاده از تکنیک های تحلیل محتوا کدگذاری و دسته بندی شدند. جستجوها در پایگاه های معتبر داخلی و بین المللی مانند وب آف ساینس، گوگل اسکالر، ساینس دایرکت و مگیران با استفاده از کلیدواژه هایی مانند «محیط فیزیکی»، «پیاده روی» و «تعاملات اجتماعی» انجام شد. فرآیند انتخاب مقالات با توجه به ده شاخص کیفیت از جمله وضوح اهداف پژوهش، دقت روش شناسی، صحت تحلیل داده ها و اهمیت پژوهش هدایت شد. در نهایت، 44 منبع با کیفیت انتخاب شدند. یافته ها و بحث: یافته ها نشان می دهد که شاخص های فیزیکی متعددی به طور قابل توجهی بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند. شاخص های کلیدی شناسایی شده عبارتند از: خوانایی و دسترسی پذیری: تنوع کاربری زمین؛ کیفیت پیاده رو؛ زیبایی شناسی؛ و نظم و پاکیزگی. این یافته ها با ادبیات پیشین همخوانی دارند و بر نقش محوری طراحی فیزیکی خیابان را در ایجاد محیط های شهری فعال و اجتماعی پرجنب وجوش تأکید می کنند. تعامل میان این شاخص ها اثر هم افزایی ایجاد می کند که تأثیرات فردی آن ها بر رفتار عابران پیاده و زندگی اجتماعی را تقویت می کند. نتیجه گیری: شاخص های محیط فیزیکی خیابان ها نقش کلیدی در تشویق مردم به پیاده روی بیشتر و افزایش فرصت های تعاملات اجتماعی دارند. شاخص ها شامل زیبایی و جذابیت فضا، امنیت و ایمنی ترافیکی، دسترسی و خوانایی معابر، و اتصال و پیوستگی مسیرها هستند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر یکدیگر تأثیر می گذارند. بهبود این مولفه های مهم می تواند کیفیت محیط شهری را ارتقا دهد؛ سلامت جسمی و روانی افراد را بهبود بخشد و به توسعه پایدار شهری و افزایش کیفیت زندگی شهروندان کمک کند. علاوه بر این، پژوهش حاضر تأکید دارد که طراحی خیابان ها باید به گونه ای باشد که تمام اقشار جامعه، بدون توجه به سن، جنسیت و توانایی جسمی، احساس راحتی و امنیت کنند و بتوانند در فضاهای عمومی حضور یابند و تعاملات اجتماعی را تجربه کنند. در نهایت، توصیه می شود که طراحان و برنامه ریزان شهری این شاخص های فضای فیزیکی را در طراحی و بهبود خیابان های شهری در اولویت قرار دهند. راهکارهای مشخص شامل موارد زیر است: طراحی پیاده روهای پهن و قابل دسترس مجهز به مبلمان شهری مناسب و سایه بان برای افزایش راحتی عابران پیاده؛ تشویق به کاربری های ترکیبی در طول خیابان ها برای افزایش تنوع، جذب گروه های مختلف کاربران و حفظ پویایی خیابان در طول روز؛ ارتقاء ایمنی از طریق بهبود روشنایی، افزایش حضور نیروهای امنیتی و اقدامات کاهش سرعت ترافیک به منظور ایجاد محیط های امن برای همه کاربران؛ گنجاندن فضاهای سبز، محوطه سازی و عناصر معماری زیبا برای ایجاد مناظر خیابانی دلپذیر و جذاب؛ اطمینان از نگهداری منظم، پاکیزگی و حذف موانع برای حفظ محیطی منظم و دلپذیر برای عابران پیاده؛ و بهبود خوانایی از طریق علائم واضح و سیستم های راهنما برای تسهیل جهت یابی و دسترسی پذیری.
واکاوی تاریخی جایگاه اجتماعی ابن سینا با تأکید بر دانش پزشکی (428- 370 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۸
7 - 26
حوزههای تخصصی:
موقعیت اقشار مختلف در طول تاریخ ایران به دلیل فراز و فرود ساختار اجتماعی حاکم و تأثیرپذیری آن از عوامل گوناگون، متغیر بوده است. در همین راستا هدف تحقیق حاضر، فهم عوامل مؤثر بر جایگاه اجتماعی پزشکان در قرون 4 و 5 ق با تأکید بر جایگاه ابن سینا به عنوان یک پزشک صاحب نام است. این پژوهش به روش توصیفی– تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای به ویژه تاریخ رجال و حکماء قرون مذکور انجام شده است. یافته های تحقیق بیانگر نقش و تأثیر عواملی مانند نوع و نحوه تعامل اجتماعی، نوع ارتباط با دربار، نوع و کیفیت تخصص پزشکی، کسب مهارت ها و معارف فراپزشکی، شهرت و مقبولیت، باورها و اعتقادات، موقعیت خانوادگی و فرهنگ عمومی جامعه در تعیین جایگاه اجتماعی ابن سینا هستند. هر چند عامل «نوع و میزان تعامل با دربار»، برتری نسبی در مقایسه با دیگر عوامل مذکور دارد.
مسئله مندی هویت جنسی در تعاملات اجتماعی افراد تراجنسیتی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
267 - 307
حوزههای تخصصی:
در ایران، با وجود مشروعیت قانونی تطبیق جنسیت، افراد ترنس همچنان با محدودیت های فرهنگی، اجتماعی و ساختاری مواجه اند. آنان حتی پس از تغییر جنسیت نیز فشارهای روانی، تبعیض و محدودیت های هنجاری را تجربه می کنند. هویت جنسی در این شرایط به مؤلفه ای محوری در تجربه اجتماعی آن ها بدل شده و روابط بین فردی و اجتماعی شان به شدت تحت تأثیر ارزش ها و هنجارهای فرهنگی قرار دارد. این پژوهش در سال ۱۴۰۳ با هدف بررسی پدیدارشناسانه تعاملات اجتماعی افراد ترنس در شهر تهران انجام شد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی تفسیری بود. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق فردی گردآوری شد و پس از انجام ۲۳ مصاحبه و رسیدن به اشباع نظری، با استفاده از روش کولایزی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مقولاتی همچون «تحریف احساس»، «ستیز با عرف»، «اخفای نقش»، «خودفرودست انگاری» و «هویت سازی کاذب» در تجربه های زیسته مشارکت کنندگان نقش برجسته ای ایفا می کنند و بر تعاملات روزمره آنان اثر قابل توجهی دارند. به طور کلی، نتایج حاکی از آن است که تعاملات اجتماعی افراد ترنس در تهران دارای الگوهای چندلایه و متنوعی است که همزمان محدودیت ها، سازوکارهای انطباق و بازنمایی های مختلف هویت را دربرمی گیرد. تحلیل این الگوها نشان می دهد که درک وضعیت افراد ترنس در چارچوب بسترهای فرهنگی، ساختاری و هنجاری جامعه ایران با استفاده از سیاست گذاری در آموزش های عمومی می تواند بخش زیادی از مسائل و مشکلات این افراد را مرتفع سازد.
عاملیت ذهنی در فضای درمانی: رویکرد اگزیستانسیالیستی مبتنی بر آراء ژان پل سارتر در بستر فرهنگی و اجتماعی بیماران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۶
121 - 131
حوزههای تخصصی:
فضاهای درمانی فراتر از محیط های فیزیکی، ساختارهایی هستند که معنا و کارکرد خود را از تعاملات اجتماعی افراد و زمینه های فرهنگی می یابند. هدف این پژوهش بازشناسی عاملیت ذهن بیماران در درک و تجربه چنین فضاهایی با رویکرد اگزیستانسیالیسم باتأکیدبر اندیشه های ژان پل سارتر است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و تحلیل ها بر دو ساحت «فضاشناسی» و «فضاسازی»، متمرکز است. یافته ها نشان می دهد که طراحی آگاهانه فضاهای درمانی باتوجه به ارزش ها، باورها و الگوهای فرهنگی، امکان تجربه معنادار و کُنشگری ذهنی بیماران را فراهم می آورد. در چنین فضاهایی، بیمار صرفاً سوژه ای منفعل نیست، بلکه عاملی فعال در تعامل با محیط و جامعه پیرامون خویش است. نتایج پژوهش آن است که بازاندیشی اگزیستانسیالیستی در طراحی فضاهای درمانی می تواند علاوه بر ارتقای سلامت جسم، تجربه زیسته بیماران را انسانی تر، عمیق تر و سازگارتر با نیازهای وجودی آنان سازد و زمینه بازآفرینی هویت فردی و اجتماعی را تقویت کند. افزون براین، پیوند میان کیفیت ادراک ذهنی و ماهیت محیط درمانی نشان می دهد که ارتقای آگاهی طراحان و درمانگران می تواند فضاهایی خلق کند که تجربه بیماران را معنادارتر، شخصی تر و متناسب با ارزش های فرهنگی و اجتماعی آنان نماید.