مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۰۱.
۳۰۲.
۳۰۳.
۳۰۴.
۳۰۵.
۳۰۶.
۳۰۷.
۳۰۸.
۳۰۹.
۳۱۰.
۳۱۱.
۳۱۲.
۳۱۳.
۳۱۴.
۳۱۵.
۳۱۶.
۳۱۷.
۳۱۸.
۳۱۹.
۳۲۰.
مزیت رقابتی
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
41 - 88
حوزههای تخصصی:
در موضوع گردشگری، خوشه ها به مثابه گروهی از کسب وکارها و کانون های وابسته به گردشگری از طریق همکاری و تعامل، به دنبال افزایش رقابت پذیری و توسعه هستند. باتوجه به بیش از پنج دهه مطالعه پیرامون خوشه های گردشگری و توسعه منطقه ای و فقدان مرور جامع پژوهش های پیشین، هدف اصلی این پژوهش، مرور کمی این پژوهش ها به کمک ابزار تحلیل کتاب سنجی است. در همین راستا، مقاله های مرتبط با این موضوع از سال 1988 تا 2024 مورد بررسی قرار گرفت و ترسیم نقشه دانش و تحلیل عملکرد بر روی 333 مقاله در نرم افزار Vos viewer انجام شد. یافته ها نشان داد طی دهه گذشته تعداد مقالات منتشر شده بیشترین میزان را داشته و نویسندگانی چون جکسون و مورفی بیشترین استناد علمی را داشته اند. همچنین تجزیه وتحلیل هم رخدادی واژگان، پنج خوشه پژوهشی را آشکار ساخت که واژگان کلیدی هسته آن ها شامل گردشگری، تحلیل خوشه ای، برنامه ریزی منطقه ای، رقابت پذیری و توسعه گردشگری است.
مزیت رقابتی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی شرکت، بازاریابی سبز و معنویت سازمانی (مطالعه صنایع غذایی البرکات عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۹
65 - 110
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال بررسی نقش مسئولیت اجتماعی شرکت، بازاریابی سبز و معنویت سازمانی، جهت کسب مزیت رقابتی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران و کارکنان شرکت البرکات در عراق شکل می دهند که ۲۳۶ نفر از آنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جمع آوری داده ها، با استفاده از پرسشنامه استاندارد صورت پذیرفت. به منظور تعیین روایی و پایایی سنجه ها، از روایی محتوا، آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. برای تحلیل داده ها و آزمون مدل مفهومی پژوهش، از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس ۳ استفاده شد. نتایج، حاکی از تائید فرضیه اول (تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر معنویت سازمانی)، فرضیه دوم (تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر بازاریابی سبز)، فرضیه سوم (تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر مزیت رقابتی)، فرضیه چهارم (تأثیر معنویت سازمانی بر بازاریابی سبز)، فرضیه پنجم (تأثیر معنویت سازمانی بر مزیت رقابتی) و فرضیه ششم (تأثیر بازاریابی سبز بر مزیت رقابتی) است.
شناسایی مؤلفه های استراتژی های بازاریابی نوآورانه در صنعت ورزش بر اساس تئوری داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
23 - 45
حوزههای تخصصی:
هدف: صنعت ورزش یکی از صنایعی است که بسیار رشد کرده و در جوامع مختلف، همواره توجه زیادی به آن شده است. در این صنعت، استفاده از استراتژی های بازاریابی نوآورانه، به منظور جذب مشتریان جدید، حفظ مشتریان قدیمی و افزایش فروش، امری ضروری به نظر می رسد. در این راستا، شناسایی مؤلفه های استراتژی های بازاریابی نوآورانه در صنعت ورزش، به عنوان یکی از موضوعات مهم در حوزه بازاریابی، در کانون توجه قرار گرفته است. در این مقاله با بهره گیری از تئوری داده بنیاد، مؤلفه های مهم و تأثیرگذار در استراتژی های بازاریابی نوآورانه در صنعت ورزش شناسایی و بررسی شده است. به دنبال ارائه نتایج به دست آمده، پیشنهادهایی برای توسعه استراتژی های بازاریابی نوآورانه در صنعت ورزش ارائه شده است.
روش: روش پژوهش حاضر، از نوع تئوری داده بنیاد است. برای گردآوری داده های مورد نیاز و شناسایی مؤلفه ها مربوطه، از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق استفاده شد. چارچوب کلی مدل، بر اساس رویکرد تئوری داده بنیاد با رهیافت ساخت گرایانه چارمز (۲۰۱۴) بود. جامعه آماری پژوهش، مدیران ارشد ورزشی، تولیدکنندگان محصولات ورزشی و کارشناسان حوزه صنعت ورزش و اساتید رشته مدیریت ورزشی در نظر گرفته شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و به شیوه نمونه گیری متوالی بود (۱۵ نفر). برای بررسی کیفیت و اعتباربخشی به نتایج کیفی، از معیارهای ارزشیابی لینکلن و گوبا (۱۹۸۵) شامل معیارهای اعتبارپذیری، انتقال پذیری، اعتمادپذیری و تأییدپذیری استفاده شد. کدگذاری مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا انجام شد. در تحقیق حاضر برای محاسبه پایایی بازآزمون، از بین مصاحبه های انجام شده، به صورت تصادفی ۳ مصاحبه انتخاب و هر یک از آن ها دو بار در فاصله زمانی 30 روزه (یک ماه) توسط پژوهشگر کدگذاری شد. میزان پایایی 89/0 به دست آمد که مورد تأیید و قابل قبول بود.
یافته ها: یافته ها نشان داد که عوامل مؤثر بر استراتژی های بازاریابی نوآورانه در صنعت ورزش عبارت اند از: ۱. فرصت گرایی و ارزشمندی که چهار شاخص ارزش آفرینی، توسعه بازار نوآورانه، کشف بازار نوآورانه و فرصت طلبی را شامل می شود؛ ۲. متغیرهای بازاریابی که چهار شاخص محصول/ ارتقای محصول، ترفیع نوآورانه، قیمت گذاری و توزیع نوآورانه محصول را شامل می شود؛ ۳. تمرکز بر مشتری که سه شاخص رضایت مشتری، مشتری مداری و کانال های نوآورانه را پوشش می دهد؛ ۴. بازاریابی یکپارچه که دو شاخص تمرکز بر بازار و نفوذ بازاریابی را دربرمی گیرد؛ ۵. جایگاه منحصربه فرد که دو شاخص کیفیت مداری و تغییر و اصلاح را شامل می شود؛ ۶. تصویر ذهنی مثبت که دو شاخص شبکه سازی و خوش نامی در بازار را پوشش می دهد؛ ۷. استراتژی و برنامه ریزی بازاریابی که از دو شاخص برنامه ریزی بازاریابی و راهبرد بازاریابی تشکیل شده است؛ ۸. تحقیقات بازار نوآورانه که دو شاخص منبع تحقیق نوآورانه و تحلیل بازار نوآورانه را دربرمی گیرد.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش دانش و بینش جدیدی را در خصوص توسعه استراتژی های بازاریابی نوآورانه در صنعت ورزش ارائه می دهد. به طور مشخص، دو عامل «فرصت گرایی و ارزش آفرینی» و «تمرکز بر مشتری»، به عنوان عوامل کلیدی و تأثیرگذار بر استراتژی های بازاریابی نوآورانه در صنعت ورزش شناسایی شدند که در ادبیات گذشته کمتر به آن ها توجه شده است. نتایج این مطالعه، به توسعه رویکردهای مؤثرتر در زمینه استراتژی های بازاریابی نوآورانه در صنعت ورزش کمک می کند.
ارائه الگویی برای بسترسازی صنعت 4.0 با تاکید بر نقش نوآوری باز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیریت نوآوری سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۸)
37 - 78
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات بنیادی در عصر صنعت 4.0، عدم توجه به نوآوری باز در سازمان هاست. از مهمترین دلایل آن، نبود الگویی کارآمد در این حوزه می باشد. این پژوهش ابتدا شاخص ها و مؤلفه های مؤثر بر بسترسازی صنعت 4.0 همراه با نوآوری باز را به کمک روش فراترکیب شناسایی کرده است و سپس با روش پویایی سیستم، الگویی پویا برای بسترسازی صنعت 4.0 همراه با نوآوری باز در سازمان طراحی می کند. نتایج پژوهش، 38 شاخص و 9 مؤلفه اصلی را (نوآوری ورودی، نوآوری دوسویه، خلاقیت و نوآوری سازمان، تشخیص و افزایش آمادگی فناوری ها، ساختارمندی فناورانه صنعت 4.0 سازمان، ظرفیت جذب سازمان، عملکرد سازمان، بسیج منابع، منابع انسانی در صنعت 4.0 همراه با نوآوری باز) نشان می دهد. همچنین یافته های روش پویایی سیستم حاکی از آن است که با اجرای فرایند بسترسازی صنعت 4.0 با نقش نوآوری باز در سازمان ها، بهره وری و سود مالی سازمان، افزایش می یابند، اما هنگامی که فرایند نوآوری باز در صنعت 4.0 سازمان، پایین باشد، بهره وری، سود مالی و سهم بازار سازمان در آینده همراه با مسائلی خواهد بود.
تحلیل عوامل مؤثر بر برند متمایز در کسب وکارهای رسانه های دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
628 - 667
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، ارائه مدل کسب وکار رسانه های دیجیتال با تأکید بر ایجاد برند متمایز است.روش: در مرحله اول، با استفاده از روش داده بنیاد و نمونه گیری نظری، ۲۴ مصاحبه نیمه ساختاریافته با اعضای هیئت مدیره، مدیران، معاونان و کارشناسان آژانس های دیجیتال لابراتوار رسانه، دیجیتال مارکتینگ متاوب و شرکت دیجیتال مارکتینگ لوتوس انجام شد. تحلیل کیفی داده های به دست آمده از مصاحبه ها، به شناسایی و طبقه بندی مؤلفه های کلیدی مدل کسب وکار رسانه های دیجیتال انجامید. این مؤلفه ها عبارت اند از: شرایط علّی: عوامل مدیریتی، زیرساختی و استراتژیک؛ پدیده محوری: برند متمایز؛ راهبردها: فناوری های رسانه ای و دیجیتال؛ عوامل زمینه ای: یادگیری سازمانی و ارتباط با مشتری؛ عوامل مداخله گر: قوانین و وضعیت اقتصادی و پیامدها: رشد اقتصادی و افزایش ارزش برند. در مرحله بعد، مدل ارائه شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی روی داده های جمع آوری شده از ۱۲۰ خبره رسانه های دیجیتال آزمون شد.یافته ها: نتایج نشان داد که برند متمایز، به عنوان پدیده محوری مدل کسب وکار، تحت تأثیر عوامل مدیریتی، فناوری های دیجیتال و راهبردهای بازاریابی قرار دارد و از طریق بهینه سازی تعاملات مشتری و نوآوری در خدمات رسانه ای، به رشد اقتصادی و ارتقای مزیت رقابتی کسب وکار منجر می شود.نتیجه گیری: این پژوهش با ارائه چارچوبی جامع، به توسعه ادبیات مدل های کسب وکار رسانه ای کمک می کند و راه کارهایی را برای سیاست گذاران و مدیران رسانه های دیجیتال ارائه می دهد.
شناسایی و چارچوب بندی راهکارهای ارتقای مزیت رقابتی در ورزش اسکیت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
151 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی شناسایی و چارچوب بندی راهکارهای ارتقای مزیت رقابتی فدراسیون اسکیت ایران می پردازد.
روش شناسی: روش پژوهش کیفی و بر اساس رویه های تحلیل مضمون (براون و کلارک، 2006) انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارشناسان حوزه اسکیت تشکیل داده بودند که سابقه بالای ده سال داشتند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند بود و اعتباریابی یافته ها براساس معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا (1985) مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، پنج مضمون اصلی و سیزده مضمون فرعی مانند "راهبردهای توسعه سازمانی فدراسیون اسکیت" (شامل توسعه فنی ورزش اسکیت در سطح کشور، مهارت های مدیریتی؛ ارتقای مزیت رقابتی سرمایه انسانی فدراسیون)؛ "گسترش شبکه سازی و روابط بین المللی" (شامل توسعه روابط داخلی و توسعه روابط بین المللی)؛ "راهبردهای بازاریابی" (شامل مشتری مداری؛ تبلیغات عمومی؛ آگاهی و اطلاع رسانی؛ جذب حامیان مالی)؛ "راهبردهای زیرساختی" (شامل توسعه امکانات و زیرساخت ها؛ مکان ها و فضاهای آموزشی) و راهبردهای همگانی کردن اسکیت (شامل نهادینه سازی ورزش اسکیت و توسعه اسکیت در بین عموم و خانواده ها) شناسایی شدند
نتیجه گیری: این نتایج می تواند به فدراسیون اسکیت کمک کند تا راهبردهایش را برای توسعه و گسترش، ایجاد و تقویت شبکه ها، و بهبود عملکرد، عملیاتی و پشتیبانی کند.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر کسب مزیت رقابتی در باشگاه های حرفه ای فوتبال ایران با رویکرد منبع محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر کسب مزیت رقابتی در باشگاه های حرفه ای فوتبال ایران بود. تحقیق حاضر، توصیفی- همبستگی بود و به روش آمیخته انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق در مطالعه کیفی و کمی شامل کلیه نخبگان آگاه در صنعت فوتبال بود. در بخش کیفی از اشباع اطلاعاتی استفاده شد که اطلاعات با 13 مصاحبه به اشباع رسید، در این بخش نمونه ها به صورت گلوله برفی انتخاب شدند. همچنین در بخش کمی از نمونه گیری هدفمند استفاده شد که شامل 150 نفر از استادان مدیریت ورزشی و کارشناسان فوتبال بودند. ابزار مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات در بخش کمی، شامل پرسشنامه محقق ساخته بود. از روش تحلیل محتوا برای بررسی مصاحبه های متخصصان و از روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار اسمارت پی. ال. اس برای بررسی مدل تحقیق استفاده شد. نتایج نشان داد که به ترتیب کارایی، نوآوری، پاسخگویی به مشتری و کیفیت با ضرایب مسیر 0/470، 0/239، 0/202 و 0/198، مهم ترین عوامل مزیت رقابتی در باشگاه های فوتبال بود. باشگاه های فوتبال باید با برنامه ریزی صحیح و ایجاد کارایی، کیفیت، نوآوری و پاسخگویی صحیح به مشتریان، با تکیه بر منابع سازمانی، به مزیت رقابتی دست یابند تا در عرصه های داخلی و بین المللی حضوری قدرتمند داشته باشند.
اثر کاربست الگوی مدیریت سایبرنتیک بر گسترش رفتارهای خودمدیریتی و نقش آن بر توسعه توانمندسازی روان شناختی کارکنان و ارائه مدل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر کاربست الگوی مدیریت سایبرنتیک بر گسترش رفتارهای خودمدیریتی و نقش آن بر توسعه توانمندسازی روان شناختی کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان اصفهان انجام گرفته است. به همین منظور 206 نفر از کارکنان ادارات مذکور با روش تصادفی طبقه ای برای شرکت در این پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد الگوی مدیریت سایبرنتیک بیرن بائوم (1988)، رفتارهای خودمدیریتی مانز (2009)، و توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر (1995) استفاده شد و داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Amos Graphics تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب استفاده از الگوی مدیریت CM (M=2/58) و همچنین میزان بهره مندی کارکنان از رفتارهای خودمدیریتی (M=2/67) و توانمندسازی روان شناختی (M=2/73) در ادارات ورزش و جوانان استان اصفهان وجود دارد (0/05 ≥P). همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بوده و حاکی از آن است که کاربست الگوی مدیریت CM به صورت مستقیم بر گسترش رفتارهای خودمدیریتی (0/37) و توانمندسازی روان شناختی (0/33) کارکنان، و به صورت غیرمستقیم و از طریق تأثیر بر گسترش رفتارهای خودمدیریتی کارکنان، بر توسعه توانمندسازی روان شناختی آنان در ادارات ورزش و جوانان استان اصفهان اثرگذار بوده است (0/20).
بررسی مزیت نسبی و مزیت رقابتی صادرات کالاهای ورزشی منتخب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: از آنجایی که پاسخ به تقاضا داخلی و خارجی کالاهای ورزشی به عنوان عاملی برای رونق بازار ورزش و کسب توانایی رقابت در عرصه های بین المللی به حساب می آید، این مطالعه توان رقابتی کشور ایران در زمینه صادرات کالاهای ورزشی با مهم ترین شریک های تجاری را بررسی می کند.روش شناسی: روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش جمع آوری اطلاعات از نوع پژوهش های اسنادی است. جهت تحقق هدف، شاخص های مزیت نسبی آشکارشده (RCA)، مزیت نسبی آشکارشده متقارن (RSCA)، پلان تجاری (TM) و شاخص سهم ثابت بازار (CMS) برای داده های صادرات ورزشی منتخب ایران و 8 شریک تجاری ایران در در دوره زمانی 2000-2015 به کار برده شده است.یافته ها: یافته ها نشان می دهند که اگرچه مزیت نسبی براساس شاخص های مزیت نسبی آشکارشده (RCA) و مزیت نسبی آشکارشده متقارن (RSCA) وجود ندارد؛ اما مطابق با پلان تجاری (TM)، ایران در سال های 2009، 2012 و 2014 توانسته است جزء برندگان در بازارهای رو به صعود قرار گیرد. براساس اثر رقابتمندی در شاخص سهم ثابت بازار (CMS) دو نتیجه حاصل گردید که سهم کشور ایران از بازار کالاهای ورزشی کشورهایی همچون گرجستان، روسیه، آذربایجان و قزاقستان در دوره زمانی 2015-2012 رو به افزایش است. همچنین کشور ایران در سال 2015 نسبت به سال های 2014-2012 توانسته است توان رقابتی خود را افزایش دهد.نتیجه گیری: کشور ایران با وجود نداشتن مزیت نسبی در صادرات کالاهای ورزشی و روند ناپایدار مزیت رقابتی می تواند با همگرایی منطقه ای در چارچوب منطقه ای شدن قدم بردارد و توانایی تولید و صدور کالاهای ورزشی با قیمت ارزان تر را در خود تقویت کند.
شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق مزیت رقابتی در تولید زرشک خراسان جنوبی: یک نگاه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۹)
177 - 216
حوزههای تخصصی:
استان خراسان جنوبی به عنوان خاستگاه زرشک بیش از 95 درصد زرشک دنیا را تولید می کند و به عنوان یک محصولی که دارای ویژگی های منحصر به فرد است ؛ از مزیت های رقابتی ایران و استان خراسان جنوبی بشمار میرود. این استان به دلیل کمبود میزان بارندگی سالانه و محدودیت منابع آبی، برای تولید بسیاری از محصولات راهبردی مناسب نیست، اما جهت کشت زرشک بسیار مناسب است و توجه به توسعه کیفی و کمی این محصول منجر به افزایش رقابت پذیری صنعت زراعت و تولید زرشک در این استان می گرد. همچنین این محصول نقش بسزایی در حفظ و توسعه منابع بومی و محلی دارد و این موضوع بر مزیت نسبی و رقابتی این محصول می افزاید. لذا این تحقیق به دنبال پاسخگویی به این سوال است که عوامل موثر بر تحقق مزیت رقابتی محصول زرشک با تاکید بر ظرفیت بومی محلی دراستان خراسان جنوبی کدام است روش این پژوهش مبتنی بر روش کیفی از استراتژی داده بنیاد و طرح سیستماتیک اشتراوس و کوربین به منظور طراحی الگو استفاده شده است.جهت جمع آوری اطلاعات از منابع علمی و کتابخانه ای و پایگاههای اطلاعاتی و از ابزار مصابحه ساختار یافته جهت جمع آوری داده های میدانی از 25 نفر از خبرگان استفاده شده است. نتایج مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار maxqida تحلیل گردید و منتج به شناسایی 418کد اولیه، در قالب 100مقوله است. مقوله های همگرا در دسته بندی بزرگتری تحت عنوان "مولفه" با یکدیگر ادغام شدند و 22 مولفه استخراج شدند و در قالب 5 کد محوری تقسیم بندی گردید. برگزاری دوره های آموزشی موثر برای کشاورزان در زمینه روش های کاشت، داشت ارائه تسهیلات مالی و اعطای تسهیلات اعتباری با شرایط مناسب به کشاورزان و تجار زرشک و انجام تحقیقات بازار جهت شناخت نیازهای مشتریان و رقبا، بهبود استراتژی های بازاریابی و شرکت در رویدادها، نمایشگاه ها و فستیوال های صنعت مورد نظر برای افزایش شناساندن این محصول در کشور و در سطح بین المللی پیشنهاد می گردد.
عوامل موثر بر مزیت های کارآفرینی گردشگری سلامت با تاکید بر مولفه های قیمت و رقابت (مورد مطالعه: غرب استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲
143 - 165
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: استان مازندران به دلیل داشتن آب وهوای مطلوب و جاذبه های طبیعی گردشگری از پتانسیل بالایی برای توسعه کارآفرینی گردشگری سلامت برخوردار است. با این حال، کارآفرینی گردشگری سلامت در این استان با چالش های متعددی مواجه است که می تواند بر مزیت قیمتی-رقابتی کارآفرینان فعال در این حوزه تأثیرگذار باشد؛ لذا هدف پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر مزیت های کارآفرینی گردشگری سلامت با تأکید بر مؤلفه های قیمت و رقابت در غرب استان مازندران است.
روش شناسی: جامعه هدف تحقیق حاضر، شامل مدیران مراکز گردشگری سلامت غرب استان مازندران (مرکز گردشگری سلامت بام دریای نوشهر، بیمارستان خصوصی شهسوار، دهکده سلامت زانوس) بودند. در این تحقیق نمونه گیری به صورت غیر احتمالی به شیوه هدفمند از میان جامعه هدف انجام شد. جهت گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. از آنجا که این تحقیق به عوامل مؤثر بر مزیت های کارآفرینی گردشگری سلامت با تأکید بر مؤلفه های قیمت و رقابت در غرب استان مازندران از طریق تجارب مدیران این مراکز است؛ لذا از استراتژی پدیدارشناسی با استفاده از روش کلایزی بهره گرفته شده است.
یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از آن است که مزیت قیمتی کارآفرینی گردشگری سلامت در غرب استان مازندران دارای دو مؤلفه کاهش هزینه کارآفرینان گردشگری سلامت و مؤلفه کاهش هزینه های سفر گردشگران سلامت است و مزیت رقابتی کارآفرینی گردشگری سلامت در غرب استان مازندران دارای دو مؤلفه بازاریابی هوشمندانه و مؤلفه منحصربه فرد بودن محصولات و خدمات گردشگری سلامت است.
نتیجه گیری و پیشنهادها: به کارآفرینان گردشگری سلامت غرب استان مازندران پیشنهاد می شود تا با استفاده از روش های تأمین مالی خلاقانه مانند جذب سرمایه گذاران، اخذ وام های ارزان قیمت، اجرای طرح های مشارکتی و... برای تأمین منابع مالی مورد نیاز خود اقدام کنند و با ایجاد همکاری های راهبردی همچون ایجاد شبکه های همکاری با سایر بخش های گردشگری و درمانی برای به اشتراک گذاری منابع و کاهش هزینه ها و انعقاد قراردادهای بلندمدت با تأمین کنندگان و ارائه دهندگان خدمات برای تضمین قیمت های مناسب تر یک مدیریت مالی مناسب داشته باشند. همچنین با بهبود فرآیندهای عملیاتی و مدیریتی مانند پیاده سازی سیستم های یکپارچه مدیریت اطلاعات و فرآیندها برای بهبود کارایی، آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی برای افزایش بهره وری و ایجاد ساختار سازمانی متناسب با اهداف و نیازهای کسب وکار، این صنعت مهم کشور را ارتقا بخشند.
نوآوری و اصالت: این تحقیق در حوزه کارآفرینی گردشگری سلامت غرب استان مازندران از جهت بررسی مؤلفه های قیمت و رقابت توسط سایر محققین مورد بررسی قرار نگرفته است و به توسعه دانش موجود در حوزه مزیت رقابتی کارآفرینی گردشگری سلامت در غرب استان مازندران کمک می کند.
شناسایی و اولویت بندی عوامل نوآوری باز در کسب مزیت رقابتی در صنعت لوازم خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
481 - 525
حوزههای تخصصی:
هدف: در محیط متغیر امروزی، برای حضور و رشد در بازار رقابتی باید نسبت به رقبا، برتری داشت. بقا و رشد در چنین محیطی با تکیه بر نوآوری امکان پذیر است. محصولات برجسته و نوآورانه، فناوری پیشرفته و نوآوری در بازاریابی، اگر در خلق مزیت رقابتی مؤثر نباشند، اثری در موفقیت شرکت نخواهند داشت. نوآوری باز به شرکت ها توصیه می کند تا همان مقدار که به ایده های داخلی شرکت بها می دهند، به ایده های دنیای بیرون از شرکت نیز اهمیت دهند تا از این طریق به بازارهای مختلف دسترسی پیدا کنند و فرصت های بازار را شناسایی و برای شرکت مزیت رقابتی ایجاد کنند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی عوامل نوآوری باز در کسب مزیت رقابتی در صنعت لوازم خانگی است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و در دسته پژوهش های توصیفی تحلیلی قرار می گیرد. این پژوهش، در چهار گام اصلی اجرا شده است. در گام نخست، با استفاده از روش های کتابخانه ای، عوامل مؤثر نوآوری باز از پیشینه پژوهش استخراج شد. در گام دوم، عوامل و زیرعوامل استخراج شده از ادبیات پژوهش، در معرض خبرگان صنعت لوازم خانگی قرار داده شد و با استفاده از روش دلفی فازی ۱۰ دسته عامل و ۴۵ زیرعامل مهم شناسایی و طبقه بندی شد. سپس با توجه به عوامل و زیرعوامل انتخاب شده، یک مدل سلسله مراتبی سه سطحی به دست آمد که سطح اول آن، رتبه بندی عوامل و زیرعوامل مؤثر بر نوآوری باز در کسب مزیت رقابتی بود. در سطح دوم عوامل مؤثر نوآوری باز و در سطح سوم زیرعوامل مربوط به هر عامل قرار گرفت. در گام سوم، بر اساس مدل سلسله مراتبی پژوهش، جدول مقایسه های زوجی تشکیل و در قالب پرسش نامه مقایسه های زوجی در اختیار خبرگان قرار گرفت. سپس برای استخراج وزن عوامل و زیرعوامل، از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده شد که از روش های متداول تصمیم گیری چندشاخصه است. در گام چهارم عوامل و زیرعوامل نوآوری باز در کسب مزیت رقابتی در صنعت لوازم خانگی اولویت بندی شدند.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادند که از نظر خبرگان صنعت لوازم خانگی، عوامل بازاریابی نوآورانه، راهبردی، توسعه خلاقیت و فرهنگی، مهم ترین عوامل در بین عوامل ده گانه هستند. از میان زیرعوامل بازاریابی نوآورانه، متغیرهای بازاریابی و مشتری گرایی، از میان زیرعوامل راهبردی، تأمین منابع استراتژیک و نگرش کارکنان به نوآوری باز، از میان زیرعوامل توسعه خلاقیت، طوفان فکری و روش اسکمپر و از میان زیرعوامل فرهنگی، هم سویی اهداف و یادگیری سازمانی مهم ترین زیرعوامل هستند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، عامل بازاریابی نوآورانه از نظر خبرگان، به عنوان مهم ترین عامل نوآوری باز در کسب مزیت رقابتی انتخاب شده است. بازاریابی نوآورانه در صنعت لوازم خانگی، می تواند به توسعه محصولات جدید و نوآورانه در این صنعت منجر شود. همچنین رقابت پذیری بین برندها و شرکت های تولیدکننده لوازم خانگی را افزایش می دهد و در نهایت باعث بهبود تجربه مصرف کاربران و افزایش تقاضا برای محصولات نوآورانه و در نتیجه، ایجاد مزیت رقابتی در این صنعت می شود. متغیرهای بازاریابی نوآورانه عبارت اند از محصول نوآورانه، ترفیع نوآورانه، قیمت گذاری نوآورانه و توزیع نوآورانه محصول که در کسب مزیت رقابتی در شرکت های لوازم خانگی تأثیر بسزایی دارد.
ارائه مدل اندازه گیری پیچیدگی زنجیره تأمین و نقش آن در رقابت پذیری با استفاده از رویکرد پویایی سیستم در صنعت خودروسازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات توسعه و مدیریت منابع دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
59 - 74
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل اندازه گیری پیچیدگی زنجیره تأمین و نقش آن در رقابت پذیری با استفاده از رویکرد پویایی سیستم در صنعت خودروسازی می باشد. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و درزمره ی تحقیق های توصیفی می باشد. روش مورد استفاده دراین تحقیق، پیمایشی ازنوع همبستگی با استفاده از اطلاعات تاریخی به صورت پس رویدادی است. تحقیق در دوبخش کیفی و کمی نگارش شده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق در بخش کیفی خبرگان حوزه دانشگاه و صنعت اخودروسازی در استان خوزستان می باشد که به روش هدفمند 15 نفر انتخاب شدند در بخش کمی از آمارهای رسمی و سری های زمانی متغیرهای مورد نظر در شرکت ایران خودرو استفاده شده است. روش تجزیه تحلیل در این پژوهش در بخش کیفی روش دلفی و در بخش کمی از نوع رویکرد پویایی سیستم است. با این عوامل، مدیریت کارآمد زنجیره تامین به یک عامل کلیدی برای موفقیت و حفظ مزیت رقابتی در این صنعت تبدیل شده است. در بخش کمی بعد از تحلیل نمودارهای علی معلولی و حالت جریان، در این پژوهش دو سناریو تعیین شد.1-(سناریوی اول افزایش شتابنده متغیرهای کلان اقتصادی مانند نرخ ارز، نرخ تورم و قیمت طلا و مسکن می باشد. 2-سناریوی دوم ناکارامدی بازار می باشد که عواملی انحصار، بی اعتمادی مردم به دلیل کیفیت پایین محصولات و جایگزین کردن ماشین های وارداتی می باشد. تاثیر دو سناریو بر روی عوامل احصاء شده پژوهش، با مدل شبیه سازی شده مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که هر دو سناریو تا حدودی شبیه به یکدیگر تاثیرات یکسانی را در روندسازی بلند مدت بر روی متغیرهای پژوهش دارند ولی سناریوی اول که عوامل اقتصادی می باشد غالبا با نوسانات بیشتری همراه است.
رابطه مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی: نقش میانجی تاب آوری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
332 - 343
حوزههای تخصصی:
هدف: مزیت رقابتی موضوع مهمی به ویژه در سازمان های تجاری است. مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی می تواند این متغیر را تحت تاثیر قرار دهد و همچنین، تاب آوری سازمانی (شامل اجزای برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری) این روابط را تعدیل کند. هدف مطالعه حاضر، واکاوی رابطه مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی با تاکید بر نقش میانجی تاب آوری سازمانی است. روش شناسی پژوهش: جامعه این پژوهش را مدیران و کارکنان بخش مالی شاغل در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می دهند. برای این منظور با کسب نظر 188 نفر از جامعه موردنظر در سطح کشور به روش تصادفی ساده و در قالب 8 فرضیه موضوع بررسی شد. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که بین مدیریت ریسک و برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری، روابط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین مدیریت منابع مالی و برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری نیز روابط مثبت و معناداری مشاهده شد. افزون بر آن، برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری با مزیت رقابتی نیز دارای روابط مثبت و معنادار است. درنهایت نیز مشاهده شد که تاب آوری سازمانی، نقش میانجی در روابط مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی دارد. اصالت/ارزش افزوده علمی: یافته کلی این پژوهش بیانگر لزوم توجه بیشتر به مزیت رقابتی در محیط های تجاری است و ضروری است، توجه بیشتری به آن صورت گیرد تا بتوان در راستای افزایش بهره وری و بازده عملیاتی، محیط بهتری را خلق کرد.
تاثیر به کارگیری فناوری اطلاعات بر کسب مزیت رقابتی با نقش میانجی مدیریت دانش: مطالعه موردی شرکت بیمه ایران استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۴ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۱۲)
129 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر مولفه های کسب مزیت رقابتی با بررسی نقش میانجی مدیریت دانش بوده است. روش: این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و بر حسب ماهیت و روش انجام از نوع تحقیق توصیفی و همبستگی می باشد. جامعه آماری کارکنان شرکت بیمه ایران استان آذربایجانشرقی بودند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ی 50 سؤالی بود. پایایی پرسشنامه ها به روش آلفای کرونباخ و روایی آنها نیز با روش اعتبار محتوا تأیید شد. فرضیات با استفاده از نرم افزار لیزرل و با ارائه مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده بیانگر آن است که بکارگیری فناوری اطلاعات بر کسب مزیت رقابتی با میانجیگری مدیریت دانش تأثیر دارد. همچنین تأثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر مدیریت دانش؛ و تأثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر کسب مزیت رقابتی؛ و تأثیر مدیریت دانش نیز بر کسب مزیت رقابتی تأیید شدند. نتیجه گیری: بکارگیری ابزارهای نوین فناوری اطلاعات زمینه را برای اجرای بهتر فرآیند مدیریت دانش فراهم کرده و منجر به کسب مزیت رقابتی برای سازمان شده است، به عبارت دیگر فراهم کردن زیرساخت های فناوری اطلاعات، دانش جدید را برای کارکنان فراهم ساخته و مدیریت دانش را بهبود داده و ارتقای بهره وری شغلی را به دنبال داشته است.
تأثیر انواع منابع فناوری اطلاعات و قابلیت مدیریت دانش بر کسب مزیت رقابتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر انواع منابع فن آوری اطلاعات و قابلیت مدیریت دانش بر کسب مزیت رقابتی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و از حیث گردآوری اطلاعات، توصیفی همبستگی و بر اساس مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل شرکت های کوچک و متوسط استان آذربایجان شرقی به تعداد 842 شرکت و حجم نمونه بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای 300 شرکت است و پاسخ دهندگان هدف، مدیران شرکت ها بودند. داده های لازم به روش میدانی و با توزیع پرسشنامه صورت گرفته و برای آزمون فرضیه ها از روش تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) از طریق حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده شده است. برای تعیین روایی پرسشنامه از صوری و محتوایی و برای تعیین پایایی پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد ونتایج نشان داد که این پژوهش از روایی وپایایی بالایی برخوردار است. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل اثرات کل در مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که مقدار t در مسیر منابع زیرساخت فناوری اطلاعات و منابع انسانی فناوری اطلاعات بزرگ تر از 96/1 و در مسیر منابع مرتبط با فناوری اطلاعات به قابلیت مدیریت دانش و مزیت رقابتی کوچکتر از 96/1 است. نتیجه گیری: نتایج کل پژوهش نشان داد که منابع انسانی فناوری اطلاعات و منابع زیرساخت فناوری اطلاعات فناوری اطلاعات اثر مثبت و معناداری بر قابلیت مدیریت دانش دارند که خود بر مزیت رقابتی، تأثیر مثبت و معناداری دارد.
طراحی الگوی بومی مدیریت دانش برای سازمان های پژوهش محور (مورد مطالعه: جهاد دانشگاهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
323 - 352
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیق حاضر به ارائه مدل بومی مدیریت دانش در سازمان های پژوهش محور کشور و ضرورت اجرا و پیاده سازی آن در این گونه سازما ن ها پرداخته است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها آمیخته اکتشافی و از نظر ماهیت و نوع مطالعه پیمایشی مقطعی است. نمونه بخش کیفی 31 نفر از خبرگان جهاد دانشگاهی و بخش کمّی 100 نفر از مدیران و نخبگان جهاد دانشگاهی بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه و پرسشنامه بوده و داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS بررسی و تحلیل شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا و تحلیل عاملی تاییدی با استفاده از نرم افزار (EQS) استفاده گردید. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد این الگوی بومی، دارای هشت بُعد کلیدی با 55 مولفه حیاتی و ابعاد زیرساختی فرهنگ، ساختار و تکنولوژی می باشد که ارتباط بین ابعاد، مولفه ها و زیرساخت ها در قالب مدل مفهومی و به صورت ماتریسی طراحی و ارائه شده است. نتیجه گیری: اغلب سازمان های پژوهش محور در ایران فاقد الگویی منسجم در حوزه مدیریت دانش می باشند و یا مشکلات متعددی در زمینه پیاده سازی و اجرای آن دارند. ارائه یک الگوی بومی متناسب با فرهنگ و ساختار کشور ایران می تواند این سازمان ها را از طریق مدیریت سیستماتیک دارایی های فکری به سمت توسعه و دستیابی به مزیت رقابتی سوق دهد. بنابراین، با ایجاد زیرساخت های لازم در حوزه فنآوری اطلاعات، فرهنگ سازی و اصلاح فرایندها و ساختار سازمانی می توان مدیریت دانش را در سازمان های پژوهش محور اجرا و پیاده سازی نمود.
بررسی تاثیر مدیریت دانش و سرمایه های فکری در کسب مزیت رقابتی و اولویت بندی آن به روش AHP (مورد مطالعه: شرکت بیمه ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این تحقیق بررسی تاثیر مدیریت دانش و سرمایه های فکری در کسب مزیت رقابتی و اولویت بندی آن به روش AHP در شرکت بیمه ایران می باشد. روش شناسی: روش ﺗﺤﻘﯿﻖ حاضر از ﻧﻮع ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ- ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ اﺳﺖ. برای جمع آوری داده ها، از روش کتابخانه ای (مطالعه اسناد و مدارک) و روش میدانی (پرسشنامه) استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق از کارکنان شرکت بیمه ایران به تعداد 3000 نفر انتخاب شدند. برای تعیین اندازه نمونه آماری از جدول مورگان استفاده گردید که با توجه به حجم جامعه آماری، تعداد نمونه آماری 341 نفر برآورد شد. مقدار آلفای کرونباخ برای متغیرهای مدیریت دانش، سرمایه فکری و مزیت رقابتی به ترتیب 956/0، 926/۰ و 250/1 بدست آمد که بیانگر قابلیت اعتماد بالای پرسشنامه ها است. فرضیه های پژوهش نیز با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای lisrel و Spss مورد بررسی قرار گرفته و همه فرضیه ها تأیید شدند. نتایج: ﻧﺘﺎﯾﺞ بدست آمده از ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ داده ﻫﺎی آﻣﺎری در ﺳﻄﺢ ﻣﻌﻨﯽ داری 05/0، ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ وﺟﻮد تاثیر مدیریت دانش و سرمایه های فکری در کسب مزیت رقابتی می باشد. نتیجه اولویت بندی نیز بیانگر این است که توزیع دانش با وزن 0.246 بیشترین تاثیر را در بین ابعاد مدیریت دانش دارد و نگهداری دانش با وزن 0.119 کم ترین تاثیر را دارد. همچنین سرمایه رابطه ای با وزن 0.210 بیشترین تاثیر را در بین ابعاد سرمایه فکری و سرمایه سازمانی با وزن 0.130 کم ترین تاثیر را دارد. ابعاد سرمایه فکری با اشتراک دانش ارتباط مستقیم و معناداری داشته و سرمایه فکری ارتباط معناداری با اشتراک دانش دارد. به علاوه، سرمایه فکری منجر به بهبود اشتراک دانش کارکنان می شود. ﻧﺘﺎیﺞ آزﻣﻮن فرضیه ها ﺣﺎکی از ﺗﺎییﺪ راﺑﻄﻪ ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻌﻨﺎدارى ﺑیﻦ ﺳﺮﻣﺎیﻪ ﻓکﺮى و ﻣﺰیﺖ رﻗﺎﺑﺘی ﻣی ﺑﺎﺷﺪ؛ بدین معنی که متغیر مدیریت داﻧﺶ ﺑﺮ کﺴﺐ ﻣﺰیﺖ رﻗﺎﺑﺘﻰ در شرکت بیمه ایران تاثیر مثبت و معنی داری می گذارد. نتیجه گیری: سازمان های برخوردار از مدیریت سرمایه فکری اصولاً عملکرد بهتری نیز دارند.لذا، سازمان ها باید تلاش بیشترى در جهت ایجاد تمایل و توانمند ساختن کارکنان خود براى به اشتراک گذارى دانش و کسب مزایای رقابتی انجام دهند. توسعه و بهبود سرمایه اجتماعی، سرمایه فکری و مدیریت دانش در سازمان، نه تنها مستلزم بهبود ارتباطات و تعاملات مبتنی بر اعتماد میان اعضای سازمان بوده، بلکه نیازمند ساختار و فناوری مطلوب و مناسب هر سازمان است. بنابراین، سرمایه اجتماعی می تواند به عنوان یکی از قابلیت های سازمان به شمار آید و در خلق و تسهیم دانش موجود در سرمایه های فکری و مدیریت دانش سازمان کمک بسیار نماید.
تأثیر سرمایه فکری و مدیریت دانش بر مزیت رقابتی با توجه به نقش میانجی نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
385 - 418
حوزههای تخصصی:
هدف: سازمان های پیشرفته ای که اقتصاد دانش محور را مورد پذیرش قرار داده اند، باید مهارت خلق، تجمیع و نگهداری دانش خود را تقویت نمایند، تا از طریق آن بتوانند بر قابلیت های خود افزوده و مزیت رقابتی به دست بیاورند. مدیریت دانش، فرآیند گردآوری ساختاریافته، امنیت و مدیریت اطلاعات و دانش در سازمان قلمداد می شود؛ در واقع داشتن توان رقابتی، بدون بالا بردن درک سازمانی از مدیریت دانش، تولید ارزش و سرمایه فکری میسر نخواهد بود. امروزه، چالش بزرگ تر پیش روی سازمان ها، ایجاد سرمایه فکری جهت تشخیص اینکه چگونه مدیریت سازمان تسهیم دانش در میان کارکنان را تسهیل می کند، و چگونه اطمینان حاصل شود که دانش به موفقیت سازمان کمک می کند، است. پژوهش حاضر با هدف کشف تاثیر سرمایه فکری و مدیریت دانش بر مزیت رقابتی، با توجه به نقش میانجی نوآوری در دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شده است.
روش: روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه مدیران و کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی شیراز که براساس اطلاعات به دست آمده، تعداد آنها 400 نفر است. با استفاده از فرمول کوکران، 196 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات میدانی در این پژوهش، پرسشنامه است که از پرسشنامه های سرمایه فکری (کیانتو و همکاران، 2010؛ بانتیس، 1998؛ سابرامانیام و یوندت، 2005)، مدیریت دانش (گلد و همکاران، 2001)، مزیت رقابتی (وو و چن، 2012)، نوآوری (هارلی و هالت، 1998) استفاده شده است. روش تحلیل مورد استفاده در این پژوهش، مدل یابی معادلات ساختاری براساس نرم افزار SmartPLS3 بود. در این پژوهش جهت اطمینان بیشتر، از روش روایی محتوا استفاده شد. به این منظور، پرسشنامه در اختیار متخصصین و خبرگان قرار گرفت. با اصلاحات جزئی، پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. برای تعیین پایایی ابزار اندازه گیری، از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است.
یافته ها: نتایج حاصل از اجرای تحقیق نشان داد که سرمایه فکری اثر مثبت و معناداری بر نوآوری دارد و ضریب مسیر اثرگذاری آن (0.304) و مقدار آماره t (4.860) است. همچنین مدیریت دانش بر نوآوری اثر مثبت و معناداری دارد و ضریب مسیر اثرگذاری آن (0.516) و مقدار آماره t (8.009) است. تاثیر نوآوری بر مزیت رقابتی نیز تایید شد و ضریب مسیر اثرگذاری آن (0.370) و مقدار آماره t (4.014) بدست آمد. تاثیر مدیریت دانش بر مزیت رقابتی نیز تأیید شد، که ضریب مسیر اثرگذاری آن (0.255) و مقدار آماره t (3.602) است. همچنین مشخص شد که نوآوری، رابطه بین سرمایه فکری، مدیریت دانش و مزیتی رقابتی را میانجی گری می کند.
نتیجه گیری: سازمان های امروزی برای آنکه بتوانند در پارادایم جدید رقابت میان سازمان ها که فضایی کاملاً رقابتی و دانش محور است، به حیات خود ادامه دهند، باید به نوآوری به عنوان یک استراتژی ضروری در عصر کنونی نگاه کنند، تا بتوانند مناسب ترین پاسخ را به تغییرات بدهند؛ زیرا نوآور بودن در سازمان در برخورد با محیط متلاطم خارجی، که با پیچیدگی و تغییر همراه است، کمک می کند. سازمان هایی که تاکید بیشتری بر سرمایه های فکری دارند، نسبت به دیگر سازمان ها نوآورتر هستند؛ زیرا در چنین سازمان هایی، به علت وجود سرمایه های فکری و استفاده از دانش، یادگیری دانش نیز بیشتر است؛ این امر به نوبه خود، ارائه راهکارهای جدید برای انجام امور و به طور کلی نوآوری را درپی خواهد داشت.
بررسی نقش میانجی گری بازاریابی چابک بر رابطه بین مزیت نسبی و مزیت رقابتی و پذیرش بازاریابی دیجیتال محصولات ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت ارتباطات در رسانه های ورزشی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۵
181 - 192
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گری بازاریابی چابک بر رابطه بین مزیت نسبی و مزیت رقابتی و پذیرش بازاریابی دیجیتال محصولات ورزشی طراحی و اجرا گردید. این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی است که از منظر هدف، جزء تحقیقات کاربردی است که به صورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را تمامی مشتریان محصولات ورزشی تشکیل می دهد. با توجه به گستردگی جامعه آماری و نامشخص بودن تعداد آن، نمونه آماری بر اساس جدول تعیین حجم نمونه مورگان برای جامعه نامحدود 384 نفر از مشتریان محصولات در شهر همدان انتخاب شد، که به طور تصادفی و به صورت خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات، از پرسشنامه های استاندارد و برای تجزیه وتحلیل داده های تحقیق، از روش مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار پی ال اس استفاده شد. نتایج نشان داد که بازاریابی چابک بر رابطه بین مزیت نسبی و مزیت رقابتی و پذیرش بازاریابی دیجیتال محصولات ورزشی نقش میانجی گری کامل دارد. بنابراین نتیجه گیری می شود که جهت بهبود اعتمادسازی و در نتیجه بهبود پذیرش بازاریابی دیجیتال محصولات، باید شرایطی برای تقسیم کار و ایجاد شرایطی در تصمیم گیری های مشارکتی در حوزه محصولات ورزشی، فراهم شود.