مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
۱۱۰.
۱۱۱.
۱۱۲.
۱۱۳.
۱۱۴.
۱۱۵.
۱۱۶.
ساسانی
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
54 - 63
حوزههای تخصصی:
سفال های زمینه نخودی نیشابور به دلیل نقوش منحصربه فردشان، بسیار مورد توجه هستند. این سفالینه ها، نه در ادوار قبل از سده سه هجری شناخته شده بودند و نه بعد از قرن چهار هجری استمرار تولید داشتند. در هیچ کدام از نظریاتی که در مورد این سفالینه ها مطرح شده است، به ذکر مدارک و دلایل معتبر و کافی نپرداخته اند. در این پژوهش، تلاش می شود ضمن مطالعه در باب منشأ صوری نقوش سفالینه ها و در بر داشتن تعداد مناسبی از آثار به ذکر دلایل مستدل مبنی بر منبع الهام نقوش و شباهت های صوری آنها پرداخته شود. در واقع سؤال پژوهش این است که منشأ صوری این نقوش چیست؟ فرم لباس، کفش، پارچه های به کاررفته، شیوه ترکیب بندی تصویر، عناصر گیاهی پراکنده در زمینه و در دست پیکره ها، لکه های دایره شکل سفید روی موها، شیوه تزئین اسب ها و... از چه متأثر هستند و چه ریشه ای دارند؟ این پژوهش مسائل مربوط به محتوای نقوش را بررسی نمی کند و تمرکز آن صرفاً منشأ نقوش به لحاظ فرمی است.در این دوره، شاهد تأثیرپذیری فرمی نگاره ها از سوی منطقه سغد و آسیای میانه و هنر دوران ساسانی هستیم. به نظر می رسد وجود امنیت و آسایش در زمان حکمرانی امپراطوران سامانی و جاده ابریشم که از چین تا سواحل مدیترانه امتداد داشت و به رونق بازرگانی می افزود، سبب شد منطقه سغد تأثیرگذاری بسیاری را بر شیوه تصویرپردازی نقوش سفالینه های مذبور داشته باشد. این پژوهش، دارای نظامی کیفی و راهبردی و براس اس هدف خود، از نوع پژوهش های بنیادی و از نظر روش پژوهش، از نوع پژوهش های تاریخی است. این پژوهش، با روش توص یفی- تحلیلی، به بحث وتحلیل پرداخته است.
زبان بدن در آثار یادمانی ساسانی؛ رمزگان رفتاری حمل شمشیر و دست های نهاده برهم در مقابل بدن از منظر نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
139 - 162
حوزههای تخصصی:
زمینه/هدف: هنر یادمانی ساسانی با اتکا به سنت "واقع گرایی" و "مقامی" تشخص یافته است؛ هرچند واقع گرایی آن نه به معنای چهره پردازی دقیق، بلکه در قالب تقید به جامگان، نشانگان، رمزگان و سلسله مراتب به عینیت درآمده که حاصل آن متنی رمزآلود و مستلزم معناکاوی ست. هدف این جستار، ارزیابی آن است که تا چه حد می توان هر نشانگانی را به زبان نمادین هنر یادمانی ساسانی تعبیر کرد؛ برای مثال در این آثار و به ویژه در نگارکندهای صخره ای با دو نحوه حمل شمشیر مواجیهم که از منظر رمزگان رفتاری می تواند به طرح این پرسش بیانجامد: چرا در آثار یادمانی ساسانی، نحوه حمل شمشیر توسط صاحب منصبان حکومتی در مقابل خدایگان شاهنشاه متفاوت است؟
روش/رویکرد: جستار پیش رو به مطالعه رمزگان هدف با رویکرد "بافت گرایی" و "پیوستار متنی" پرداخته است. روش پژوهش نیز مبتنی بر مطالعه تطبیقی متون تاریخی با شواهد باستان شناختی در قالب "رهیافت تاریخی" است.
یافته ها/نتایج: نتیجه مطالعات، این تفاوت را در وهله نخست ناشی از جایگاه لشکری و کشوری صاحب منصبان می داند؛ هرچند دو انگاره خفیف تر را نیز می توان پنداشت که یکی حمل شمشیر به صورت عمود و یا نهادن دست ها در مقابل بدن را سنتی دیگر از ادای احترام به "تبار برتر" و همتای حرکت احترام آمیز "برافراشتن دست و خمودن انگشت" می داند و آن دیگری، این حرکت را نه به نشان احترام به "تبار برتر"، بلکه به عنوان ادای احترام به مقام "شاهنشاه" می انگارد که تنها مختص اعضای خاندان سلطنت بوده است. قدرمسلم آن است که هریک از انگاره های فوق می تواند بر شخصیت شناسی، تبارشناسی و منصب شناسی پیکره ها و به تبع آن، بازشناخت ماهیت نظام سیاسی ساسانیان تأثیر نهد.
اهمیت دشتستان در پسکرانه خلیج فارس در دوره ساسانی؛ با اشاره ای به تل شهید برازجان بوشهر، ایران
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
25 - 51
حوزههای تخصصی:
خلیج فارس به عنوان یک مرکز مهم اقتصادی مورد توجه شاهان ساسانی بوده است، ازاین رو مراکز ویژه ای برای انجام امور سیاسی و مذهبی در این منطقه ایجاد کردند. در این میان به نظر می رسد یکی از مهم ترین مراکز پایداری ساسانیان، در بدو ورود عرب ها با مقاومت دلیرانه، روز ماندگاری را شکل دادند. این منطقه از دوره ایلامی به پیشرفت های تمدنی بزرگی دست یافت و شاهان هخامنشی در تموکن باستانی بناهای بسیاری ایجاد کردند. تموکنه با اهمیتی که داشت همچنان ساسانیان در پایان دوران تاریخی، با توجه به تجارت دریایی گسترده با دنیای پیرامون خود رونق فراوانی یافت و شهرها و آبادی های فراوانی همچون ریشهر به مراکز بزرگ جمعیتی بدل شدند. با توجه به اهمیت منطقه در دوره ساسانی، بر سر راه بیشاپور به ریشهر، آتشکده های فراوانی تا پسکرانه های خلیج فارس ایجاد شد که بقایای آتشدان سنگی در جنوب برازجان و در میان نخلستان های روستای بنداروز یافت شده است. با این وصف پرسشی که مطرح است اینکه آتشدان بنداروز چه اطلاعاتی به دانسته های ما درباره آتشدان ساسانی می افزاید؟ این پژوهش تاریخی و توصیفی-تحلیلی از نوع تحقیقات بنیادی بوده که روش گردآوری داده ها میدانی-کتابخانه ای است. با توجه به مقایسه های آتشدان بنداروز با نمونه های مشابه مشخص شد که آتشدان های ساسانی در حاشیه خلیج فارس بزرگ تر از دیگر نواحی بوده و هیچ کدام از آنها ساده نیستند.
از سنگ سیاه تا دهقاید: میراث باستان شناسی اسماعیل یغمایی در دشت برازجان
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
37 - 78
حوزههای تخصصی:
محوطه های باستان شناسی دشت برازجان شامل استقرارهایی از دوره مس سنگی، ایلامی و به ویژه دوره هخامنشی تا ساسانی و همچنین اسلامی است. اینکه در این دشت ما با تراکم محوطه های هخامنشی و ساسانی مواجه هستیم، مؤید این واقعیت است که پادشاهان این دو شاهنشاهی، موقعیت مهم این دشت را به خوبی درک کرده بوده اند. اسماعیل یغمایی فعالیت های خود در استان بوشهر را از دهه 50 خورشیدی با تمرکز بر دشت برازجان آغاز کرد. در نتیجه این پژوهش ها، وی دو بنای شاخص هخامنشیِ سنگ سیاه و بردک سیاه و چند ساختار معماری از سه تپه در شهر باستانی دهقاید را کاوش کرد. این مقاله، به ارزیابی این بناها و بیان نظرات جدیدتری می پردازد. سنگ سیاه را ابتدا علی اکبر سرفراز براساس گزارش بومیان منطقه شناسایی کرد و در زمستان 1356 تا نیمه بهار 1357، به مدت سه ماه اسماعیل یغمایی کاوش کرد. نتایج این کاوش در یک کتاب و چند مقاله منتشر شده است. بنای سنگ سیاه، بزرگ ترین بنای شاهی هخامنشی دشت برازجان است که در ناحیه شمالی خم رود دالکی قرار دارد. در همان سال 1357 براساس گزارش محلی های روستای درودگاه، یغمایی از وجود پایه ستون هایی در محوطه بردک سیاه آگاه شد و این بنا را به مدت پنج ماه کاوش کرد. دهقاید نیز نام اولیه و قدیمی روستایی امروزی در شمال شهر برازجان است. باوجود اینکه دهقاید از جنبه های گوناگون سکونت گاه مهمی بوده است، در مطالعات دوره تاریخی چندان و یا شاید بتوان گفت اصلاً به آن توجه نشده است. شهر باستانی دهقاید در مرحله اول به دلیل موقعیت راهبردی خود مهم است؛ این شهر در مسیر باستانی بیشاپور به بوشهر قرار داشته است که در شمال به دشت مرودشت و تخت جمشید نیز منتهی می شده است. همچنین، دهقاید در موقعیتی قرار دارد که سه بنای هخامنشی چرخاب، سنگ سیاه و بردک سیاه آن را احاطه کرده اند. در دوران باستان، دهقاید تأمین کننده مواد اولیه برای کرانه های ساحلی خلیج فارس میانی بوده است و علاوه برآن، واسطه اصلی انتقال محصولات وارداتی از بندر بوشهر به ارتفاعات فارس نیز بوده است. مطالعات اولیه سفالی نشان داده است که دهقاید اندکی پس از سقوط ساسانیان، در سده 8 میلادی رو به زوال رفته است. و در همین زمان، بوشهر نیز دوران افول خود را آغاز کرده است و سپس رونق تجاری از این منطقه به سوی شرق و سیراف منتقل شد.
از شیروان تا که لان: فراز و فرود یک شهر در پرتو منابع تاریخی و باستان شناختی
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
79 - 136
حوزههای تخصصی:
شهر شیروان یا سیروان از شهرهای مهم خوربران-جبال در دوره ساسانی است که تخت نشین استان ماسبذان (ماه سبدان) بوده است. ماسبدان، همان ماساباتیکه دوران های هخامنشی، سلوکی و اشکانی است که مردمان آن در معادلات منطقه ای و فرامنطقه ای نقش بارزی داشته و دارای حکومت مستقلی بوده اند و به گمان قلمرویی بزرگ تر را دربر می گرفته و با تحولات کم یا زیاد می شده است. از وضعیت این استان در این دوران آگاهی ما اندک است. به گمان این پیشینه در کنار موقعیت راهبردی آن سبب شد که در دوره ساسانی همچنان کانون توجه قرار گیرد و شهرهای آن ازجمله شیروان به عنوان تخت نشین این استان به زیست خود ادامه دهند. چنانکه شهر شیروان در دوره ساسانی و سه قرن اول بعد از سقوط آن از نظر سیاسی و اقتصادی و اجتماعی اهمیت خود را همچنان حفظ کرده و نقش مهمی در تحولات این دوران و دوره های بعدی داشته است. به طوری که بیشتر جغرافی دانان، مورخان مسلمان و سیاحان و باستان شناسان غربی از این شهر دیدن کرده اند، مطالبی چند درباره مردمان، معماری و شهر آن نگاشته اند. در این نوشتار تلاش کرده ام، ضمن بررسی اوضاع این شهر به جغرافیای تاریخی، شهرسازی و معماری و نقش تاریخی آن در تحولات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی براساس منابع تاریخی و باستان شناسی بپردازم.
شناخت سکه های پیش از اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱
75 - 88
حوزههای تخصصی:
شناخت سکه هایی که شاهان ایرانی و نیرانی هنگام فرمانروایی شان در ایران زمین ضرب کرده اند یکی از موضوع های مهم در پژوهش های سکه شناسی جهان است که نویسندگان بسیاری درباره آن مقاله ها و کتاب های گوناگونی در این زمینه نگاشته اند. بااین حال ایرانیان دیرتر از نیرانیان در زمینه پژوهش های سکه شناسی به فعالیت پرداختند. شناخت سکه های پیش از اسلام (از هخامنشی تا ساسانی) نوشته بیتا سودائی یکی از کتاب هایی است که در این زمینه در ایران منتشر شده است و به سکه های شاهان ایرانی و نیرانی از زمان فرمانروایی هخامنشیان تا پایان فرمانروایی ساسانیان می پردازد و آنها را معرفی و گونه شناسی می کند. این کتاب نخستین کتاب سودائی به شمار می آید که نگارنده در این مقاله به نقد و بررسی و ارزیابی این کتاب پرداخته است.
تجلی مروارید به عنوان عنصری کارکردی یا مفهومی مقدس در هنر ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
۱۲۷-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
نقش مروارید یکی از برجسته ترین و پرکاربردترین عنصر تزئینی در هنر دوره ساسانی به شمار می رود که بازتاب های متنوعی از آن در آثار فرهنگی و هنری این دوره مشاهده می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگاه و اهمیت این نقش در هنرهای تزئینی ساسانی، به تحلیل آن به عنوان یکی از شاخص ترین نقوش به کاررفته در زیورآلات شاهانه و نمادی مقدس یا معنادار می پردازد. پرسش های اصلی پژوهش عبارتنداز: مروارید در هنر دوره ساسانی چه نمادها و کاربردهایی را نمایان می سازد؟ شاخص ترین جلوه های بصری مروارید و ارتباط آن با ارزش های معنوی در دوره ساسانی چگونه تجلی یافته است؟ این پژوهش که از نوع بنیادی است، با رویکرد توصیفی، تحلیلی-تطبیقی انجام شده و اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که کاربرد نقش مروارید در هنر ساسانی فراتر از جنبه های تزئینی بوده و به عنوان عنصری نمادین، معنوی و سلطنتی شناخته می شده است. تحلیل ها حاکی از آن است که استفاده از نقش مروارید در این دوره، علاوه بر اهداف زیبایی شناسانه، در پیوندی عمیق با باورهای زرتشتی قرار داشته و نمادی از فرّه ایزدی به شمار می رفته است. این نقش مایه نمادین در گستره ای از هنرهای تزئینی، ازجمله منسوجات ابریشمی، ظروف زرین و سیمین، سکه ها و تزئینات معماری نظیر گچ بری و نقاشی دیواری به کار رفته است. استفاده از این نقش در راستای تأکید بر مفاهیمی هم چون: مشروعیت سلطنتی، تقدس الهی، و با هدف دستیابی به فرّه افزون تر و درنتیجه سعادت و کامیابی بیشتر بوده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نقش مروارید، با تأکید بر پیوند میان ارزش های مذهبی و اجتماعی، به عنوان یکی از ارکان اصلی هنرهای تزئینی ساسانی، نمادی برجسته از ارتباط میان انسان، ایزدان و نظام سلطنتی در این دوره بوده است.
سیر تحول نمادهای خورشید و ماه در هنر ایران باستان (با تأکید بر هنر ساسانی)
منبع:
مطالعات هنر سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶)
117 - 141
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل و بررسی سیر تحول نمادهای خورشید و ماه در هنر ساسانی می پردازد. از دیرباز، انسان ها برای تجسم مفاهیم و باورهای خود از نمادها و نشانه های تصویری استفاده می کردند. در این میان، خورشید و ماه به عنوان دو پدیده طبیعی مهم، جایگاه ویژه ای در هنر و فرهنگ ایرانی داشتند. خورشید به عنوان نماد زندگی، روشنایی و قدرت، و ماه به عنوان نماد باروری و رشد شناخته می شد. در طول تاریخ، این نمادها در هنرهای مختلف ایرانی، به ویژه در دوران ساسانی، تحولاتی را تجربه کردند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی - -تحلیلی و بررسی منابع کتابخانه ای و آثار باستان شناسی، سعی دارد تا سیر تحول این نمادها را در دوره ساسانی موردمطالعه قرار دهد. روش تحقیق به کاررفته، تحلیل محتوای هنری و نمادشناسی است که با استفاده از منابع کتابخانه ای و مستندات تاریخی انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و بررسی آثار باستان شناسی جمع آوری شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که در سکه های ساسانی، نمادهایی مانند دایره با پرتوهای خورشید، بال عقاب و هلال ماه به چشم می خوردند. دایره و پرتوهای خورشید به عنوان نمادهایی از قدرت و شکوه شاه، و بال عقاب به عنوان نمادی از عظمت، در کنار هلال ماه که نمادی از باروری و رشد است، نمایانگر پیوند معنایی میان خورشید و ماه در هنر ساسانی بودند. این نمادها در کنار هم نمایانگر عظمت سلطنت ساسانی و اهمیت باورهای مذهبی در آن دوره بودند.
نماد شناسی اسب بالدار در ایران باستان (مطالعه موردی مهری از موزه بوعلی سینای همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نقوش به جا مانده بر مهرهای ساسانی نقش اسب بالدار است که پیشینه آن در ایران بسیار قدیمی تر از دوران ساسانی است و به قرن 10 یا 9 ق.م برمی گردد. در ابتدا تصویر اسب بالدار را نشان از مرکبی برای حمل روح درگذشتگان می دانستند که مفهوم آن به مرور زمان تغییر و جنبه اسطوره ای می یابد. وجه اشتراک افسانه های متفاوت درباره خلقت این موجود ترکیبی در تمدن های مختلف، ارتباط اسب بالدار با عالم ماورایی و ایزدان است. علیرغم تفاوت ها در افسانه های پیدایش اسب بالدار اما در آثار مختلف هنری، شباهت های زیادی وجود دارد. نقش اسب بالدار پشت سکه های یونانی، رومی و بعضی از سکه های اشکانی و روی مهرهای ساسانی آمده است. در ایران اسب بالدار به عنوان یکی از جلوه های ایزدان تیشتر و بهرام و به عنوان حمل کننده گردونه مهر در دین زردشتی بوده است. پرسش های این پژوهش عباتند از : تاثیر ایران در انتقال درون مایه اسب بالدار چیست؟ ارتباط میان نقش اسب بالدار با باورهای دینی و اساطیری چیست؟ بر اساس فرضیه این پژوهش اسب بالدار از ایران به تمدن های همسایه راه پیدا کرد و در دوره ساسانیان، نقش آن بیشتر بر روی مهرها و گاهی بر روی پارچه ها و ظروف استفاده شد که تاثیر باورهای دینی بر هنر را نشان می دهد. مطالعات انجام شده بر مهرهای کتیبه داری که حاوی نقش اسب بالدار هستند، حاکی از آن است که نقش این اسب بر روی مهرهای موبدان کاربرد بیشتری داشته است. پژوهش فوق به روش تاریخی- توصیفی وبه شیوه گردآوری مطالب کتابخانه ای انجام شده است.
روایی و گسترش فرهنگ ایرانی ساسانی در دوره دودمانی تانگ (با تأکید بر میراث ایران ساسانی در گورگاه های شیان لینگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۱۵۴-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
پیوندهای ایران و چین با دوره ساسانی به شکوه رسید؛ آنجا که دوره ساسانی را باید دومین شاهنشاهی بزرگ در پیوند با چین ارزیابی کرد. با تازش تازیان، پیوندهای فرهنگی در زیر سایه روابط امپراتوران تانگ و شاهزادگان (چین نشین) ساسانی گسترش یافت. در این موضوع باید به روابط گائوزنگ لیچی و (همسرش) شهبانو وو زوتیان با پیروز (فرزند یزدگرد)، فرزندش نرسی، پس از سکونت شاهزاده در چانگ آن (پایتخت تانگ) اشاره کرد؛ بنابر منابع، پیکره پیروز در شمار شصت و یکمین پیکره نصب شده در آرامگاه گائوزنگ و همسرش وو زتیان در شیان لینگ بوده است. سه گورگاه دیگر نیز در شیان لینگ، درهم آمیختگی با فرهنگ ساسانی دارند. این پژوهش به بررسی روایی فرهنگ ایران ساسانی در دربار شاهان تانگ و چگونگی بومی شدگی این میراث ساسانی خواهد پرداخت؛ منابع مورد مطالعه این جستار به آثار به دست آماده از گورگاه های زیرزمینی شیان لینگ محدود می شود.
کشف مهر کاتولیکوس بابوی؟(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
توجه ویژه پژوهش گران به مطالعه مهرهای ساسانی و به تبع آن شناسایی بسیاری از بزرگان این دوره تاریخی، باعث ایجاد درک بهتری از جامعه ساسانی شده است. در این مقاله به بررسی یک مهر از دوره ساسانی خواهیم پرداخت که بنا بر کتیبه سریانی حک شده بر آن، متعلق به فردی به نام «بابوی» است. در دوره ساسانی تعدادی از رهبران کلیسای شرق با نام بابی و بابوی معرفی شده اند که در سلسله مراتب کلیسا جایگاه های مختلفی از کاتولیکوس تا کشیش را در مناطق مختلف شاهنشاهی ساسانی برعهده داشته اند. برای شناسایی دقیق این فرد، تاریخ گذاری اثر، بستر تاریخی نقش مایه و همچنین کتیبه آن، مورد مداقه قرار گرفته است. با توجه به نتایج این پژوهش، نزدیک ترین شخصیتی که ما می توانیم این مهر را متعلق به وی بدانیم، «بابوی» کاتولیکوس سلوکیه تیسفون است که از حدود ۴۵۷ تا ۴۸۴ میلادی رهبری جامعه مسیحیان شرق را همزمان با سلطنت هرمزد سوم و پیروز بر عهده داشته است. بر اساس تاریخ نگاری ها و قدیس نگاری های سریانی و مسیحیان عرب، بابوی به عللی چون دسیسه های برخی از بزرگان کلیسای شرق، وفاداری مورد تردید، برگزاری مراسم حساسیت برانگیز و ارسال نامه برای زِنون که ممهور به مهر شخصی وی بود، اعدام شده است.
نقش آئینی گلنار-گل انار در هنر و فرهنگ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
50 - 57
حوزههای تخصصی:
گل انار یا گلنار در شعر و ادب فارسی به دلیل رنگ سرخ و درخشان خود نمایانگر زیبایی، باروری، جاودانگی و عشق است. و محبوب ترین گل و پرکاربردترین درهنر ایرانی است. شاعران ایرانی از این نماد برای توصیف احساسات عمیق و مفاهیم مختلف استفاده کرده اند. به عنوان مثال، سرخی دانه های انار به لب های معشوقه تشبیه شده و در بسیاری از اشعار نمادی ازعشق و زیبایی است. در ادبیات فارسی، انار میوه ای بهشتی و ادیان الهی به وجود انار در بهشت اشاره شده است. همچنین، ائمه معصومین به خوردن این میوه مقدس اشاره کرده اند. در شواهد باستان شناسی نقش انار در سفال های هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد است. اولین نقش مایه های تزئینی در دوره اشکانی و بنای قلعه یزدگرد و نمونه های دیگر در تزئینات گچ بری ساسانی (کیش، نظام آباد، تیسفون و...) رویت شده است. این نقش در دوران ساسانی و اسلامی نمادی مهم محسوب شده که در کاشی کاری و سایر تزئینات و نقش قالی استفاده شده، به عنوان مثال، در نقش برجسته تخت جمشید، شاهنشاه هخامنشی گلناری با دو غنچه در دست دارد که نماد صلح و دوستی و مظهر اناهیتا ایزد بانوی باروری و برکت است که حاکی اهمیت گلنار در باور ایرانیان باستان است.
مطالعۀ الگوی پراکنش محوطه ها و آثار اشکانی و ساسانی در حوضۀ آبریز جنوبی قزل اوزن، بخش چورزق، شهرستان طارم علیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهه باستان سنجی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
131 - 161
حوزههای تخصصی:
هرچند که در دو دهه اخیر، میزان کاوش ها و بررسی های باستان شناسی انجام شده در شهرستان طارم علیا رشد قابل توجهی یافته است، اما با توجه به موقعیت جغرافیایی ویژه این شهرستان، در حکم حلقه ارتباطی میان نواحی مرکزی، غربی و شمالی کشور، این منطقه نیازمند پژوهش های باستان شناسی بیشتری است. پژوهش حاضر که بر اساس داده های حاصل از بررسی میدانی باستان شناسی و مطالعات کتابخانه ای و تهیه نقشه های GIS به انجام رسیده است، برای نخستین بار به تجزیه و تحلیل الگوی استقرار 14 محوطه و اثر باستانی مربوط به دوره های اشکانی و ساسانی در حوضه جنوبی رود قزل اوزن، در محدوده بخش چورزق شهرستان طارم علیا، شامل دهستان-های چورزق و دستجرده اختصاص دارد. مسئله اصلی مرتبط با منطقه موردمطالعه، فقدان اطلاعات جامع و وجود یک شکاف دانشی در ارتباط با استقرارهای دوران تاریخی در این حوضه است. هدف از این پژوهش مطالعه الگوی پراکنش محوطه های دوران اشکانی و ساسانی در محدوده بخش چورزق طارم علیا است. این پژوهش در پی یافتن پاسخ به پرسش هایی در ارتباط با بررسی تأثیر عوامل محیطی و جغرافیایی بر شکل گیری محوطه های موردمطالعه، الگوی معیشتی ساکنان و مقایسه سفال های منطقه موردمطالعه با مناطق همجوار در دوران اشکانی و ساسانی است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که پراکنش محوطه های این منطقه متأثر از عوامل تعیین کننده ای چون میزان ارتفاع، دسترسی به منابع آبی، شیب زمین، راه ها و نوع کاربری اراضی بوده است، به گونه ای که باوجود تنوع اقلیمی منطقه، محوطه های محدوده موردمطالعه اغلب در ارتفاع نسبتاً کم و شیب ملایم، در امتداد دره رود قزل-اوزن و دیگر رودهای منطقه، در نقاطی که برای فعالیت های کشاورزی و باغداری مستعد بوده اند، شکل گرفته اند. بعلاوه با توجه به وضعیت توپوگرافی خاص منطقه که عبور و مرور را صرفاً از طریق دره های میان ارتفاعات، در امتداد مسیر رودها امکان پذیر می سازد، به نظر می رسد که راه های باستانی نیز بر جاده های ارتباطی امروزی منطبق یا بسیار به آن نزدیک بوده است.
مطالعه و بررسی نقوش چهارپایان گِل مهرهای تپه بَردنَکون فارسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
141 - 164
حوزههای تخصصی:
نقش انواع مختلفی از جانوران، یکی از مضامینی است که روی گِل مهرهای ساسانی در تپه بَردنَکون مشاهده می شوند. طی دو فصل کاوش انجام شده در تپه بردنکون، شمار زیادی گِل مهر یافت شد که از این تعداد 150گِل مهر نقش جانوری دارند؛ در این پژوهش تنها نقوش چهارپایان مطالعه خواهند شد. این جانوران بنا به نوع سلیقه و یا کارکرد روی گِل مهرها نقش شده اند. بسیاری از چهارپایان واقعی هستند، تنها دو مورد به عنوان جانوران اسطوره ای دسته بندی شد. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل نقوش چهارپایان این گِل مهرها است؛ در این پژوهش، نقوش تفکیک و مفاهیم هر یک از این تصاویر مورد بررسی قرار خواهند گرفت. مطالعه نقوش جانوران، این که نقش چه جانورانی و با چه مفهومی روی گِل مهرها وجود دارد، پرسش اصلی این پژوهش است. گذشته از وظیفه عملی مُهرها، طرح های ایجاد شده روی آن ها دارای کارکرد های متفاوتی بود؛ برای مثال، می توان کاربرد زیبایی شناختی و یا اعتقادی را برای این دسته از نقوش درنظر گرفت. نقوش جانوران، داری معانی و مبانی مختلفی هستند و نمادهای متفاوتی از ایزدان دوره ساسانی را برای مردم آن زمان تداعی می کرد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از منابع مکتوب و مواد فرهنگی مکشوف، به اهداف و فرضیات مطرح شده پرداخته شود. با توجه به نتایج، گِل مهر نقش بسیار مهمی در بازسازی مناسبات تجاری و اداری داشته ، و نقوش روی گِل مهرها ارتباط زیادی با مفاهیم مذهبی، نجومی و اساطیری ایران دارد و اطلاعات مهمی نظیر تفکرات مذهبی و اساطیری مردم آن زمان را ارائه می دهند.
ارزیابی شواهد منسوب به آتشکده ها و آتشدان ساسانی خطۀ شمال ایران (مازندران و گلستان) با استناد به منابع تاریخی و کاوش های علمی باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۷)
41 - 71
حوزههای تخصصی:
در دوره ساسانیان با رس میت یافتن دین زردشت، آتشکده ها به عنوان جلوه بارز تشریفات و آداب دینی، در جامعه نمایان شدند. از آنجاکه آتش در نزد زردشتیان عنصری مقدس بوده، نگهداری از آن شرایط خاصی را اقتضا می کرد، به همین منظور بناهایی به نام آتشکده (چهار تاقی) احداث گردیده است. خطه شمال ایران به دلیل موقعیت استراتژیکی خاص یکی از مناطق ایران بوده که تا دو قرن نخست اسلام مانع نفوذ اعراب به این منطقه شده، به همین دلیل مورخین و جغرافی دانان مسلمان درخصوص این منطقه سکوت کرده اند و این امر سبب شد تا اطلاعات ما در خصوص بناهای مذهبی مردم این منطقه بسیار اندک باشد. هدف از این پژوهش بررسی آثار موجود این منطقه، که در متون تاریخی از آن ها به عنوان آتشکده یاد شده و هم چنین آتشکده هایی که در کاوش های باستان شناسی در این منطقه کشف گردیده است؛ بنابراین در کنار مطالعات اسنادی از روش میدانی برای ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی آثار و براساس روش توصیفی-تحلیلی برای شناخت آثار استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد آثار منسوب به آتشکده در این منطقه که در متون تاریخی از آن ها به عنوان آتشکده یادشده است، از نظر نوع پلان و تاریخ ساخت هیچ ارتباطی آتشکده و پایه آتشدان ندارند، ولی تعدادی آتشکده در این منطقه کشف گردید که با مکان هایی که در متون تاریخ ذکرشده از لحاظ موقعیت جغرافیایی کاملاً متفاوت بوده و در هیچ منبع تاریخی از آن ها نام برده نشده است.
پژوهشی در آرایه های گچی بندر تاریخی نَجیرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۸)
7 - 37
حوزههای تخصصی:
نخستین نشانه ها از کاربرد گچ و آرایه های گچی از دوره ایلام است. از دوره هخامنشی برای سفیدکاری دیوارها و ستون های چوبی از گچ استفاده شده و استمرار استفاده از آرایه های گچی در تزئین بناها در دوره اشکانی است. در دوره ساسانی استفاد از گچ نه تنها به عنوان پوشش دیوارها به کار می رفت، بلکه به دلیل خاصیت شکل پذیری گچ، دیوارهای گلی و سنگی را زینت می بخشید. در این دوره روش های آرایه های گچی رو به تکامل گذاشت و در دوران اسلامی با تنوع بیشتری تداوم یافت. در سواحل شمالی خلیج فارس تعداد فراوانی از آرایه های گچی دوره ساسانی و اوایل اسلام در بندر تاریخی سیراف توسط «وایت هاووس» معرفی شده است. در طی بررسی و شناسایی باستان شناسی بندر تاریخی نجیرم که در 10 کیلومتری غرب شهرستان دیر واقع شده است، مواد فرهنگی سطح محوطه شامل: قطعات سفال، شیشه، اشیاء فلزی، سکه و قطعات آرایه های گچی مورد مطالعه قرار گرفت. درمیان یافته های فرهنگی سطح این محوطه، قطعات آرایه های گچی به دلیل فراوانی و تنوع زیاد از اهمیت زیادی برای مطالعات باستان شناسی، تاریخ نگاری و بازسازی تاریخی بندر تاریخی نجیرم برخوردار است. در این بررسی میدانی، قطعات آرایه های گچی های دوره ساسانی-اوایل اسلام بر دامن تپه های مشرف به دریا و تعداد کمتری از ترانشه لایه نگاری جمع آوری گردید. در این پژوهش به مطالعه آرایه های گچی های مکشوف از نجیرم پرداخته و نمونه های موجود براساس نوع نقوش آرایه های گچی طبقه بندی خواهد شد. تنوع و تعداد زیاد قطعات آرایه های گچی باوجود فقدان کاوش باستان شناسی نشان دهنده وجود سازه های بزرگ مذهبی و بناهای عام المنفعه، رونق تجارت و ساخت بناهای فاخر در میان بافت شهری آن است. آرایه های گچی بندر تاریخی نجیرم قابل مقایسه با آرایه های گچی سیراف در دوره ساسانی و سده های نخستین بعد از اسلام است. مهم ترین اهداف این پژوهش مطالعه نقوش به کار رفته در آرایه های گچی نجیرم و طبقه بندی آن ها جهت تعیین کاربری و تاریخ گذاری آن ها است. آرایه های گچ بری بندر تاریخی نجیرم به انواع هندسی، اسلیمی، سامرا نوع C، عناصر معماری، گیاهی، نیم ستون، کتیبه، کاربردی و نقوش ترکیبی تقسیم می شوند؛ هم چنین مطالعه تکنیک ساخت و مقایسه تحلیلی نقوش با نمونه های مشابه در خلیج فارس، به ویژه بندر تاریخی سیراف و بردستان از دیگر اهداف این پژوهش باستان شناختی است.