مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۲۱.
۱۲۲.
۱۲۳.
۱۲۴.
۱۲۵.
۱۲۶.
فناوری های نوین
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
83 - 110
حوزههای تخصصی:
اهداف: گونه شناسی مناسب بافت های شهری بر اساس شاخص های مورفولوژیک مؤثر بر تهویه، می تواند در تبیین عملکرد تهویه هوا در این بافت ها نقش مؤثری ایفا کند. بااین حال، مطالعات پیشین در این زمینه عمدتاً از جامعیت لازم برخوردار نبوده و با ترکیب چند شاخص، تعداد محدودی گونه ناهمگون معرفی کرده اند. مقاله حاضر با هدف پر کردن این خلأ، به شناسایی نظام مند گونه های مختلف بافت بر اساس شاخص های مؤثر بر تهویه هوا می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر از نوع کمّی است و داده های آن از نقشه ها و منابع ماهواره ای موجود گردآوری شده اند. با استخراج شاخص های کلیدی از ادبیات تخصصی تهویه شهری و با در نظر گرفتن محدودیت های دسترسی به داده های کالبدی، تعداد ۱۰ شاخص انتخاب شد. سپس با بهره گیری از روش «امضاهای فضایی» و در نظر گرفتن میانگین ویژگی های همسایگی، خوشه بندی با روش K-Means صورت گرفت. یافته ها: مقایسه نتایج خوشه بندی با تعداد متفاوت خوشه ها نشان داد که انتخاب ۸ خوشه، تعادلی مناسب میان کلی نگری و دقت جزئیات فراهم می کند. گونه های به دست آمده، تنوع مناسبی از انواع بافت های شهری را پوشش می دهند و از حذف یا نادیده گرفتن الگوهای مهم جلوگیری می شود. نتیجه گیری: روش «امضاهای فضایی» در این پژوهش نشان داد که می تواند ابزاری مؤثر و نظام مند برای گونه شناسی بافت های شهری بر اساس شاخص های مؤثر بر تهویه هوا باشد. این رویکرد با ترکیب شاخص های کلیدی مورفولوژیک و لحاظ کردن میانگین ویژگی های همسایگی، امکان شناسایی گونه هایی از بافت شهری را فراهم می آورد که هم از نظر تنوع ساختاری و هم از نظر قابلیت تهویه، و در توجه به جزئیات، دقت مناسبی دارد و می تواند در حوزه تهویه شهری مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی تأثیرِ تلفیقِ فنّاوریِ واقعیّتِ مجازی بر یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی در درس هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تلفیق فناوری واقعیت مجازی بر یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی در درس هنر بود. از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی منطقه 5 شهر تهران که در سال تحصیلی 03-1402 مشغول به تحصیل هستند، بود. از آن جایی که به خاطر شرایط مدرسه و آموزش و پرورش امکان تغییر کلاس های دانش آموزان وجود نداشت، روش نمونه گیری در درسترس استفاده شد. به این صورت که از منطقه 5 شهر تهرانی، دبستان ابتدایی دخترانه مبتکر اندیشمند انتخاب و دانش آموزان پایه ششم به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (14 نفر) و گواه (14 نفر) تقسیم شدند. جهت بررسی میزان یادگیری دانش آموزان در درس هنر از آزمون محقق ساخته یادگیری مهارت نقاشی استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 6 جلسه 50 دقیقه ای مهارت نقاشی را ازطریق پروتکل واقعیت مجازی آموزش دیدند. گروه کنترل آموزش به روش مرسوم دریافت کردند. پس از پایان جلسات در دو گروه مجددا آزمون یادگیری به عنوان پس آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد تلفیق فناوری واقعیت مجازی بر یادگیری درس هنر دانش آموزان دوره ابتدایی مؤثر است. از این رو می توان نتیجه گرفت که فناوری واقعیت مجازی می تواند به عنوان یک ابزار آموزشی مؤثر در حوزه هنر مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به نتایج این پژوهش، می توان به این نتیجه رسید که استفاده از واقعیت مجازی در آموزش هنر، باعث بهبود درک مفاهیم هنری و در نهایت ارتقای سطح یادگیری آن ها می شود.
تأثیر فناوری های نوین در آموزش علوم انسانی (مطالعه موردی: داستان حسنک وزیر، تاریخ بیهقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر فناوری های نوین در آموزش علوم انسانی است. با مطالعه درباره متون علمی و بخصوص داستان «حسنک وزیر» تاریخ بیهقی، نقش ابزارهایی مانند آم وزش چندرسانه ای تعاملی در پیشرفت آموزشی دانش آموزان نمایان تر می شود. آموزش به صورت شبکه درهم تنینده ای در فرآیند یادگیری و آموزش واژگان، عبارت ها، جمله ها، تکیه کلام ها و سایر ابزارهای زبانی پارسی، به عنوان سازه ای برتر شناخته می شود. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ نوع، توصیفی تحلیلی است. فناوری های دیجیتال فرصت مناسبی را در اختیار آموزش و فرایند یاددهی قرار می دهند تا هم بتوان انگیزه های مؤثری را در دانش آموزان ایجاد کرد و هم مهارت های مختلفی را در آنان پرورش داد. آموزش چندرسانه ای تعاملی می تواند مکملی در کنار آموزش های سنتی یا مدرنیزه شده کنونی به شمار رفته، یاددهی و یادگیری دانش و مهارت های امروزین را نوین تر و کارآمدتر کند. واژگان کلیدی این پژوهش عبارتند از: فناوری های نوین، چندرسانه ای تعاملی، آموزش، علوم انسانی، حسنک وزیر.
شناسایی راهکارهای توسعه برنامه درسی تربیت بدنی مدارس از طریق فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی راهکارهای توسعه برنامه درسی تربیت بدنی مدارس از طریق فناوری های نوین بود. روش پژوهش از نوع کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل 16 نفر از متخصصان (9 نفر متخصص تربیت بدنی، 3 نفر متخصص فناوری،3 نفر از اساتید دانشگاه و 1 نفر سردبیر تربیت بدنی) بودند. انتخاب نمونه ها تا زمان دستیابی به اشباع داده ها ادامه یافت. ابزار پژوهش مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند بود. برای ارزیابی روایی پژوهش از روش های بررسی اعضا، بازبینی مجدد مسیر کسب اطلاعات، درگیری طولانی مدت و مقایسه مستمر و همچنین برای ارزیابی پایایی از پایایی بازمون استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، با استفاده از روش کدگذاری باز، مضامین فرعی و مضامین اصلی، راهکارهای توسعه درس تربیت بدنی مدارس از طریق فناوری های نوین شناسایی و استخراج شدند. درنهایت 10 راهکار مؤثر ازجمله تأمین زیرساخت های فناوری ورزشی در مدارس، انتخاب فناوری ورزشی مناسب، آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی و... شناخته شدند. با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود مسئولان و دست اندرکاران توجه ویژه ای به تأمین زیرساخت های مالی و امکاناتی داشته و با ایجاد حمایت ها و مشوق های مالی برای کاربران به افزایش دسترسی و انگیزه آن ها به استفاده از فناوری در فرایند یاددهی و یادگیری درس تربیت بدنی کمک کنند. همچنین توصیه می شود مدیران عالی جهت همگام سازی موفقیت آمیز برنامه درسی تربیت بدنی مدارس ایران با فناوری های روز دنیا به یافته های پژوهش حاضر توجه نمایند.
تاثیر فناوری های نوین بر اجرای معاهدات بین المللی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حکمت اسلامی و حقوق دوره ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
146 - 163
حوزههای تخصصی:
گسترش فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، بلاک چین و اینترنت اشیا، در دهه های اخیر شیوه های سنتی اجرای معاهدات بین المللی را دستخوش تحول کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که این فناوری ها چگونه بر کارآمدی، شفافیت و همکاری های بین المللی در اجرای معاهدات تأثیر می گذارند و در عین حال چه چالش های حقوقی و نهادی را به همراه دارند. فرضیه پژوهش آن است که فناوری های نوین، در صورت بهره گیری در چارچوب های حقوقی و نهادی منسجم و همراه با استانداردهای فنی مشترک، قادرند نقش مکملی در تقویت نظام اجرای معاهدات بین المللی ایفا کنند، اما در صورت فقدان چنین چارچوب هایی، می توانند به تعمیق نابرابری دیجیتال، تشدید تهدیدات سایبری و تضعیف حاکمیت و اعتماد متقابل میان دولت ها بینجامند. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، اسناد بین المللی و نمونه های موردی در حوزه معاهدات محیط زیستی، تجاری و حقوق بشری، نخست ابعاد مفهومی و کارکردی فناوری های نوین را در فرایند نظارت، گزارش دهی، راستی آزمایی و حل وفصل اختلاف تبیین می کند و سپس فرصت ها و چالش های ناشی از ادغام این فناوری ها در سازوکارهای اجرای معاهدات را تحلیل می نماید. یافته ها نشان می دهد که طراحی چارچوب های حقوقی شفاف، تدوین استانداردهای فنی مشترک، تقویت ظرفیت سازی دیجیتال در کشورهای در حال توسعه و توسعه سازوکارهای همکاری چندجانبه، از پیش شرط های اساسی بهره برداری مؤثر و مسئولانه از فناوری های نوین در راستای اجرای هرچه کارآمدتر معاهدات بین المللی است.
درک و انتظارات کارفرمایان از دانش و مهارت های حسابداران جوان در ایران: شکاف بین آموزش آکادمیک و واقعیت بازار کار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی انتظارات کارفرمایان ایرانی از دانش و مهارت های حسابداران جوان و تحلیل شکاف میان آموزش دانشگاهی و الزامات بازار کار انجام شد. این پژوهش کیفی با راهبرد نظریه پردازی زمینه محور و استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته با 15 نفر از مدیران مالی، کارفرمایان و متخصصان منابع انسانی در سال 1404 گردآوری شد. در فرآیند کُدگذاری باز، محوری و انتخابی، ۲۰ مضمون اصلی در قالب چهار خوشه مفهومی و پنج بُعد کلان شکاف آموزشی استخراج شد. یافته ها نشان دادند که شکاف های موجود میان آموزش حسابداری و نیاز بازار کار را می توان در پنج بُعد طبقه بندی کرد: (1) کاستی های مهارتی و دانشی مانند؛ ضعف در نرم افزارهای مالی، تحلیل داده ها، گزارش نویسی حرفه ای و قوانین مالیاتی؛ (2) ضعف در آموزش کاربردی و عملی شامل؛ نبود آموزش پروژه محور، فقدان کارگاه های مهارتی و آموزش های انتزاعی بدون ارتباط با واقعیت اقتصادی؛ (3) کمبود تربیت حرفه ای و شخصیتی مانند؛ نداشتن روحیه یادگیری، ذهنیت حرفه ای، خوداتکایی، اخلاق مداری و توانمندی کار تیمی؛ (4) ضعف در ارتباط دانشگاه با صنعت شامل؛ نبود کارآموزی مؤثر، ارزیابی های نادرست و غلبه مدرک گرایی؛ و (5) عقب ماندگی فناورانه به سبب ناآشنایی با فناوری های نوین حسابداری. نتایج هم چنین نشان داد نوع دانشگاه، مهارت های غیرفنی و تجربه کاری، نقش بیشتری از معدل و مدرک در تصمیم گیری های استخدامی دارند. در نهایت، بازنگری در برنامه های درسی، آموزش مهارتی و تعامل دانشگاه با صنعت برای افزایش اشتغال پذیری فارغ التحصیلان، ضروری است.