مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۰۱.
۲۰۲.
۲۰۳.
۲۰۴.
۲۰۵.
۲۰۶.
۲۰۷.
۲۰۸.
۲۰۹.
۲۱۰.
۲۱۱.
۲۱۲.
۲۱۳.
۲۱۴.
۲۱۵.
۲۱۶.
۲۱۷.
دین داری
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
147-182
حوزههای تخصصی:
تلویزیون به عنوان یکی از اصلی ترین رسانه های ارتباط جمعی در تولید و گسترش شناخت در جهان، در راستای ارائه آموزه های شخصیت های دینی مورد استفاده قرار می گیرد. پژوهشگر در این تحقیق به تحلیل دین داری در سریال عامه پسند تلویزیونی نون خ1 پرداخته است. این پژوهش با نظر به ابعاد شش گانه «دین داری» از منظر نینیان اسمارت، نظریه «گفتمان، قدرت-نظارت و سوژه شدگی» میشل فوکو و مفاهیم «هم ذات پنداری» و «سریال عامه پسند»، به نحوه تأثیرگذاری پیام های دینی بر هم ذات پنداری و سوژه شدگی مخاطبِ سریال های عامه پسند تلویزیونی پرداخته است. در این پژوهش همچنین با استفاده از روش نشانه شناسی، الگوی سه سطحی جان فیسک و محور همنشینی و جانشینی سوسور، پیام های دینی در سریال عامه پسند نون خ1 مورد واکاوی قرار گرفته است. اگرچه این سریال در ژانر اجتماعی- خانوادگی و کمدی است، یافته های تحقیق نشان می دهد این نوع سریال ها، نشانه ها و پیام ها (زنجیره نشانه ها)ی دینی را در پنج نوع به نمایش می گذارند: 1- پایان تلخِ اعمال بد که به صورت تلویحی، از عملی غیر دینی نهی می کند یا به عملی دینی توصیه می کند؛ 2- پایان خوشِ اعمال خوب که در آن عملی دینی تأیید می شود و به نحوی تلویحی، عملی غیردینی نهی می شود؛ 3- امری ذاتی، طبیعی، عام و بی زمان جلوه دادن مفاهیم اعتقادی؛ 4- ارائه مستقیم پیام های دینی به مخاطب؛ 5- ارائه پیام هایی در مکان یا موقعیتی دینی یا با محوریت حضور روحانیت به عنوان نشانه های دینی یا پیام ها (زنجیره نشانه ها)ی دینی در سریال به نمایش گذاشته شده اند. اکثرِ نشانه ها و پیام ها (زنجیره نشانه ها)ی دینی از دسته ابعاد دینیِ اعتقادی- ایدئولوژیکی، اخلاقی- احکامی و مناسکی- شعائری است و نشانه ها و پیام های دینی از دسته ابعاد دینیِ روایی- اسطوره ای، شهودی- احساسی و اجتماعی-نهادی کمتری را شامل شده است.
بررسی عوامل مؤثر بر نگرش مثبت نسبت به پوشش و حجاب (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
179-206
حوزههای تخصصی:
رعایت پوشش و حجاب به عنوان یک امر واجب دینی امروزه در جامعه ما به ویژه در بین نسل جوان با چالش جدی روبه رو گردیده و به همین جهت بررسی این موضوع از منظر جامعه شناسی و از نگاه نسل جوان ضرورت دارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر نگرش مثبت نسبت به پوشش و حجاب و با روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین هستند که با استفاده از نمونه گیری سهمیه ای و بر اساس فرمول کوکران 377 نفر به پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن تأیید شده است، پاسخ دادند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که میانگین نگرش مثبت به پوشش و حجاب برحسب مقطع تحصیلی، رشته تحصیلی و وضعیت تأهل متفاوت است و بین پوشش مادران و فرزندان نیز تفاوت معناداری وجود دارد که می تواند تایید کننده شکاف نسلی در این موضوع باشد. همچنین بین متغیرهای دین داری و عزت نفس با نگرش مثبت به پوشش و حجاب نیز رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. در مدل رگرسیونی نیز از بین متغیرهای مستقل، متغیر دین داری بیشترین تأثیر را در نگرش مثبت نسبت به پوشش و حجاب و بعد به ترتیب وضعیت تأهل، مقطع تحصیلی، دانشکده، جنس، سلامت روان و عزت نفس در تبیین متغیر وابسته نقش داشته اند.
مدل یابی معادلات ساختاری تأثیر دین داری، حمایت اجتماعی و طرد همسالان بر رفتارهای پرخطر دانش آموزان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۲
43 - 68
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در نوجوانی تغییرات بزرگ، سریع، احساسی، فیزیکی و اجتماعی اتفاق می افتد (آخنباخ و گیتلمن،[1] 2011، ص366). این دوره زمانی است که نوجوانان نقش ها و مسئولیت های جدید را پذیرا شده و مهارت های اجتماعی را برای برعهده گرفتن نقش ها یاد می گیرند؛ ولی ازآنجاکه مدل و الگویی دقیق، روشن و همه جانبه در زمینه رفتار مناسب برای آنان مشخص نشده است، آنان به سبک و سنگین کردن رفتارها، آزمایش نقش ها، اعلام تمایز از بزرگسالان و گاه به نادیده گرفتن قواعد دست می زنند (شفرز،[2] 1392، ص147). عوامل مختلفی بر رفتارهای پرخطر تأثیرگذارند. باورهای دینی یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر رفتار و عمل افراد است. اندیشمندان معتقدند: دین همواره انسان را به سوی عمل نیک و پاداش در ازای آن دعوت کرده و نقش کنترلی بر رفتار انحرافی انسان ها داشته است. دسته دیگر از عوامل مؤثر بر رفتارهای پرخطر، گروه همسالان هستند. هنگامی که کودکان وارد دوره نوجوانی می شوند، نقش همسالان در زندگی آنان افزایش پیدا می کند (ستنبرگ و موناهان،[3] 2010، ص153). حمایت اجتماعی از متغیرهای دیگری است که می تواند در کاهش رفتارهای پرخطر نقش داشته باشد (شولتز و شوارتزبرگ،[4] 2015). حمایت اجتماعی میزان برخورداری از محبت، همراهی، مراقبت، احترام، توجه و کمک دریافت شده توسط فرد از سوی افراد یا گروه های دیگر مانند اعضای خانواده، دوستان و دیگران است (سارافینو،[5]1398، ص53). این مقاله با هدف تبیین نقش مدل معادلات ساختاری با متغیرهای دین داری، حمایت اجتماعی و طرد همسالان، در تأیید و برازش معنا دار آن نگاشته شده است.روش: روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است. از نظر روش، توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش عبارت است از تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم منطقه درودزن شهر شیراز به تعداد 600 نفر، نمونه پژوهش براساس جدول مورگان 234 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از چهار پرسش نامه استفاده شده است:الف) پرسش نامه دین داری، توسط گلاک و استارک (1965) دارای 26 گویه است با یک مقیاس لیکرت پنج درجه ای (کاملاً موافق تا کاملاً مخالف) که هر ماده دارای ارزشی بین 1 تا 5 است؛ب) مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی توسط زاده محمدی و احمدآبادی (۱۳۸۸) ساخته شده این مقیاس شامل ۳۴ گویه برای سنجش آسیب پذیری نوجوانان در مقابل شش دسته رفتارهای پرخطرِ رانندگی خطرناک، خشونت، سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر، مصرف الکل و دوستی با جنس مخالف است که پاسخگویان موافقت یا مخالفت خود را با این گویه ها در یک مقیاس 5 گزینه ای از کاملاً موافق (5) تا کاملاً مخالف (1) بیان می کنند.ج) پرسش نامه طرد همسالان این آزمون توسط طهماسیان (1384) و در قالب 15 سؤال طراحی شده است که احساس نوجوان از مطرود یا محبوب بودن را در گروه همسالان می سنجد. این پرسش نامه دارای دو خرده مقیاس پذیرش همسالان و طرد همسالان می باشد.د) پرسش نامه حمایت اجتماعی فلمینگ[1] و همکاران در سال 1982 تهیه شده است و دارای 25 سوال و 5 خرده مقیاسِ حمایت ادراک شده از خانواده، حمایت ادراک شده از دوستان، عقیده و نظر درباره اهمیت حمایت اجتماعی و حمایت ادراک شده عمومی است.نتایج: تأثیر دین داری بر مؤلفه اعمال ریسک پذیر در رانندگی نشان می دهد که مقدار تی برابر با 48/8- شده و این مقدار بزرگتر از 96/1 می باشد؛ ازاین رو اثرگذاری متغیر دین داری در رانندگی مورد تأیید می باشد. همچنین، میزان شدت این تأثیر منفی، غیرمستقیم و ضعیف بوده و برابر با 40/0- می باشد. تأثیر دین داری بر مؤلفه خشونت نشان می دهد که مقدار تی برابر با 05/20- شده و این مقدار بزرگتر از 96/1 می باشد؛ ازاین رو، اثرگذاری متغیر دین داری در میزان خشونت مورد تأیید می باشد. همچنین، میزان شدت این تأثیرمنفی، غیرمستقیم و قوی بوده و برابر با 80/0- می باشد. در دیگر متغیرها دیده می شود که تأثیر دین داری بر روی مصرف سیگار (مقدار تی برابر 95/19- و ضریب همبستگی 79/0-)، مصرف مواد مخدر (مقدار تی برابر 56/22- و ضریب همبستگی 83/0-) و مصرف الکل (مقدار تی برابر 41/20- و ضریب همبستگی 80/0-) نسبت عکس داشته که شدت آن در سه تا حالت قوی بوده است.همچنین، تأثیر متغیر دین داری در گرایش به دوستی با جنس مخالف منفی و غیرمستقیم بوده است؛ اما شدت آن ضعیف دیده شده است (مقدار تی برابر 63/8- و ضریب همبستگی 30/0). متغیر طرد همسالان در معنای کلی، بروز رفتارهای پرخطر را در پاسخ گویان افزایش داده است؛ به طوری که این تغییر در مؤلفه های رانندگی خطرناک (مقدار تی برابر 15/9 و ضریب همبستگی 51/0)، رفتارهای خشونت آمیز (مقدار تی برابر 80/9 و ضریب همبستگی 54/0)، مصرف سیگار (مقدار تی برابر 57/9 و ضریب همبستگی 53/0)، مصرف مواد مخدر (مقدار تی برابر 28/10 و ضریب همبستگی 56/0)، مصرف الکل (مقدار تی برابر 11/10 و ضریب همبستگی 55/0) و دوستی با جنس مخالف (مقدار تی برابر 08/10 و ضریب همبستگی 55/0) نشان داده شده است.بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که دین داری، طرد همسالان و حمایت اجتماعی پیش بینی کننده رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر متوسطه دوم منطقه درودزن شهر شیراز است. مدل برازش خوبی از داده های دنیای واقعی داشته است؛ یعنی اینکه در کلیت مدل معادله ساختاری، تأثیر متغیرهای دین داری، طرد همسالان و حمایت اجتماعی در مؤلفه های متغیر رفتار پرخطر تأیید شده و برازش معنا دار دارد. با توجه به بررسی های انجام شده پژوهش یا پژوهش هایی که صرفاً نقش دین داری، طرد همسالان و حمایت اجتماعی را به عنوان پیش بینی کننده رفتارهای پرخطر نشان دهد، یافت نشد؛ اما ازجمله پژوهش های همسو با فرضیه یادشده، پژوهش جزایری و همکاران (1398)، کلاته ساداتی و همکاران (1397)، کوهی و وفایی اقدم (1396)، افشانی و همکاران (1394)، بخشش بروجنی و همکاران (1399)، رزاقی و همکاران (1399)، احمدی و همکاران (1396)، محمدی و همکاران (1401)، عشایری و همکاران (1401)، زاددهش و باباخانی (1399)، الکساندر[2] و همکاران (2019)، کاپتانوویچ[3] و همکاران (2019) و کول و همکاران[4] (2020) می باشد. نوجوانان به عنوان گروه اصلی در معرض رفتارهای پرخطر محسوب می شوند. در این مرحله از رشد، نوجوان به دلیل خودمحور بودن ممکن است شناخت و برداشت کاملی از پیامدهای مخاطره آمیز رفتار خود نداشته باشد و بیشتر به کشف و تجربه موقعیت های پرخطر گرایش پیدا کند (کلوئپ[5] و همکاران، 2011). عوامل مختلفی در بروز رفتارهای پرخطر دوران نوجوانی دخالت دارند که نظارت والدین، پذیرش نوجوان از طرف همسالان مناسب، نگرش والدین و همسالان به رفتارهای پرخطر، الگوبرداری از همسالان و عدم مبادرت به رفتارهای پرخطر توسط خود والدین ازجمله عوامل مهم در عدم بروز رفتارهای پرخطر است (نارجیسو[1] و همکاران، 2013).تقدیر و تشکر: از همه کسانی که در این پژوهش به ما یاری رساندند، کمال تشکر و قدردانی را داریم.تعارض منافع: در این مقاله هیچ تعارض منافعی وجود ندارد.
بررسی اعتقادات دینی و جهت گیری عرفی گرا -بنیادگرایانه ی دانشجویان؛ مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
در این تحقیق، با استفاده از مدل پیشنهادی گلاک و استارک به سنجش چهار بعد دین داری دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز ساری پرداخته شده تا با روش علمی، میزان و انواع دین داری دانشجویان و سهم هر یک از انواع در میان آنها مشخص شود. نتایج به دست آمده نشان دادند که اعتقادات دینی 4/87? دانشجویان در سطح متوسط بوده است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که رابطه مستقیم و معناداری بین تمام جنبه های دین داری جوانان دانشگاهی و نوع جهت گیری دینی عرفی گرایانه و بنیادگرایانه آنها وجود دارد. هم چنین، ارتباط بین ابعاد دین داری با جنسیت تأیید شد، حال آنکه ابعاد دین داری با رشته تحصیلی دانشجویان رابطه معناداری نداشت. به علاوه رابطه معناداری نیز بین بعد پیامدی دین داری با وضعیت تأهل دانشجویان مشاهده شد. در نهایت، داده های تحقیق نشان دادند که دانشجویان مورد مطالعه به همه ی ابعاد دین داری حساسیت داشته و همبستگی معناداری نیز بین ابعاد چهارگانه دین داری آنها وجود دارد.
کنش مسئولانه در فرایند جامعه پذیری زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
285 - 308
در این تحقیق وضعیت و فرایند رفتار مسئولانیه زیست محیطی مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از روش پیمایش، داده های مورد نیاز تحقیق از تعداد 400 نفر نمونه از بین جامعیه آماری پژوهش که شامل شهروندان بالای 18 سال شهر یاسوج بودند به روش نمونه گیری تصادفی جمع آوری شد. تحلیل یافته های توصیفی پژوهش نشان داد، میزان مسئولیت پذیری شهروندان شهر یاسوج نسبت به محیط زیست در حد متوسط بود. در بخش یافته های استنباطی، رابطیه مسئولیت پذیری زیست محیطی، به عنوان متغیر وابسته، با سایر متغیرها (جامعه پذیر ی زیست محیطی دین داری و آگاهی زیست محیطی)، به عنوان متغیر مستقل، مورد سنجش قرار داده شد. نتایج نشان داد بین متغیرهای جامعه پذیری، آگاهی زیست محیطی و دین داری با متغیر وابسته (مسئولیت پذیری زیست محیطی) رابطیه معنادار وجود دارد. به این صورت که هرچه افراد از آگاهی زیست محیطی بیشتر و جامعه پذیری و دین داری قوی تری برخوردار باشند، نسبت به محیط زیست مواجهیه مسئولانه تری داشتند. نتایج همچنین نشان داد با افزایش سن و تحصیلات پاسخگویان، میزان مسئولیت پذیری آنها افزایش می یابد. از نظر جنسیت نیز تفاوت معناداری بین زنان و مردان مشاهده شد، به این صورت که زنان مسئولیت پذیری زیست محیطی بیشتری نسبت به مردان نشان دادند. در تحلیل نهایی، به این نکته اشاره شد که تغییر رفتار شهروندان و شکل دادن رفتار مسئولانه مستلزم قرار دادن این شکل از رفتار ذیل فرایند جامعه پذیری و توجه نهادهای جامعه پذیری به این بعد از رفتار شهروندان است. نهادهای جامعه پذیری با درک اهمیت نقش محیط زیست در زندگی انسان، می توانند با برنامه ریزی و تولید محتوای مناسب مرتبط با محیط زیست، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری رفتار مسئولانیه شهروندان نسبت به محیط زیست ایفا نمایند.
تحولات دین داری و آینده حکمرانی دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۷
73 - 108
حوزههای تخصصی:
بررسی مداوم تحولات عرصه دین داری و تأثیر گذاری های احتمالی آن بر حکمرانی دینی برای ایران معاصر بسیار اهمیت دارد؛ زیرا در حکومت دینی بُعد مهمی از مشروعیت بر اساس باورها و علقه های مردم قوام یافته است و هرگونه دگرگونی در انگاره های دینی بر نوع تلقّی عمومی از مشروعیت نظام بسیار تأثیرگذار است؛ از این رو هدف این مقاله بررسی نسبت میان تحولات عرصه دین داری با مبانی و روندهای حکمرانی دینی است. دین داری مانند هر پدیده دیگری در طول زمان و تحت تأثیر عوامل متعددی نزد اقشاری از جامعه، شکل و شمایل گذشته اش را از دست داده و به لسان و لباس جدیدی در آمده است. پرسش اساسی این است که تحولات عرصه دین داری چه نوع تأثیراتی بر آینده حکمرانی دینی در ایران خواهد داشت؟ برای پاسخ به این پرسش لازم است به این پرسش ها نیز پرداخته شود که طی چهار دهه گذشته اهمیت اجتماعی دین چه روندی یافته است و دینداران با چه سبک و رفتاری، دین داریشان را بروز می دهند؟ پژوهش حاضر می کوشد با بررسی چگونگی حرکت روندهای دین داری در بیست سال گذشته، در پنج بُعد باورها، سبک دین داری، مناسک، دین اجتماعی و احساس دینی به ادبیات نظری این تحول دست یابد. مدعا آن است که دین داری در دو دهه گذشته به سمت فردی شدن در حال حرکت است و این می تواند برای حکمرانی دینی که مبنای مشروعیتش را بر آموزه های اسلام سیاسی نهاده است، موجد چالش ها و نگرانی هایی باشد. برای پی گیری فرضیه فوق از مقایسه روندشناختی پژوهش های راهبردیِ انجام شده در این زمینه بهره برده ام. نتیجه آنکه در بیست سال گذشته بعُد باورها قوی ترین بخش دین داری ایرانیان بوده است؛ همچنین رشد مناسک جمعی ثانویه در کنار افت پایبندی به مناسک اولیه و کاهش شدید مناسک جمعی (مانند نماز جماعت و جمعه) و همچنین پر رنگ تر شدن ابعاد عاطفی، بیشتر صاحب نظران را قانع کرده است که این تحولات را به معنای فراروی و گاهی گذار از الگوی فقهی و کلامی/شریعتمدارانه به الگوهای عرفانی و اخلاقی/ هیجانی بدانند. طی سال های مورد بررسی، درصد افرادی که دین داری را به قلب پاک تعبیر می کنند؛ هرچند انسان اعمال دینی اش را انجام ندهد، به بیش از دو برابر افزایش یافته است؛ به همین میزان بخش هایی از دینداران از رساله محوری و الزام به تبعیت از یک مرجع تقلید در حال عبورند. مطابق شاخص های دین اجتماعی ارائه شده در مقاله، حدود 62% از پاسخگویان با دخالت شاخص های دینی در استخدام افراد مخالفت کرده اند؛ همچنین بسیاری از پاسخگویان در آخرین نظرسنجی گفته اند دین باید از سیاست جدا باشد. بر اساس یافته های مقاله با وجود حفظ باورهای قلبی و قبلی اقشاری از مردم، روند التزام به مناسک درجه یک، به ویژه با جلوه سیاسی- عبادی کاهشی محسوس داشته است. دسته ای از افراد حساسیتی به شکسته شدن احکام الهی در عرصه اجتماعی ندارند و در عرصه هایی به خوداجتهادی رسیده اند و به زعم نویسنده خطر این روندها برای قوام و استمرار جمهوری اسلامی از دیگر تهدیدها کمتر نیست.
تربیت اخلاقی کودک و نوجوان بانگاهی به تجربه های شغلی
حوزههای تخصصی:
تربیت از موضوعات مهم و مورد توجه جامعه های انسانی بوده است؛ زیرانقش مهم و تاثیرگذاری در رشد و تعالی فرد و جامعه دارد. در اهمیت تربیت همین بس که بعضی گفته اند: انسان بودن انسان درگروتربیت اوست. باتوجه به این که بنده نیز کم و بیش اهمیت تربیت را درک نموده سعی شد به بحث و بررسی تربیت اخلاقی کودک ونوجوان پرداخته شود؛ لذا با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی میاحث و مسائل تربیت اخلاقی از جمله تعریف تربیت، اخلاق، تربیت دینی و تربیت اخلاقی مورد تحلیل وبررسی قرار گرفته شود. در ادامه در باره موضوعاتی از علم اخلاق وانواع خلق های انسان نیز مطالبی ارائه وبیان شده که؛بعداز شناخت باید با روش های اساسی و پیروی از الگوهای مشخص به تربیت مورد نظر پرداختتا با از میان بردن صفت های رذیلتی و ایجاد وتحقق صفت های فضیلتی انسان تربیت اخلاقی شده یعنی ؛ فرد متخلق به تر بیت اخلاقی گردد.
بررسی رابطه دین داری، حمایت اجتماعی و طرد همسالان بر رفتارهای پرخطر در دانش آموزان دختر متوسطه دوم منطقه درودزن شیراز (1400)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۶
۲۱۲-۱۸۳
مقدمه:عوامل مختلفی بر رفتارهای پرخطر تأثیرگذار هستند. یکی از عوامل مهم و تأثیرگ ذار بر رفتار و عمل افراد، باورهای دینی آنان است. به نظر صاحب نظران مختلف، دین نقش ی کنترل ی ب ر رفتار انحرافی انسان ها داشته و همواره انسان را به سوی عمل نیک و پاداش در ازای آن دعوت می کن د دسته دیگر از عوامل موثر بر رفتارهای پرخطر، گروه همسالان هستند. هنگامی که کودکان وارد دوره نوجوانی می شوند، نقش همسالان در زندگی آنان افزایش پیدا می کند. حمایت اجتماعی از متغیرهای دیگری است که می تواند در کاهش رفتارهای پرخطر نقش داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی دین داری، حمایت اجتماعی و طرد همسالان بر رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر متوسطه دوم منطقه درودزن شیراز بود. روش:روش پژوهش توصیفی، همبستگی و جامعه مورد نظر شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم منطقه درودزن شهر شیراز بود که بر اساس آمار 600 نفر اعلام و نمونه پژوهش بر اساس جدول مورگان 234 نفر بود که این تعداد افراد بر اساس روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش شامل: پرسشنامه دینداری گلاک و استارک (1965)، خطرپذیری نوجوانان ایرانی زاده محمدی و احمدآبادی ( 1388)، طرد همسالان طهماسیان (1384) و حمایت اجتماعی فلمینگ و همکاران (1982) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی، تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: بین دین داری، حمایت اجتماعی، با رفتارهای پرخطر رابطه منفی و بین طرد همسالان با رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر متوسطه دوم رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بعلاوه دین داری، طرد همسالان و حمایت اجتماعی پیش بینی کننده رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر متوسطه دوم است. بحث: دین داری، حمایت اجتماعی، طرد همسالان بر رفتارهای پر خطر دانش آموزان تعیین کننده است.
بررسی و تحلیل راهکارهای مطالبه گری مردم از مسئولین از منظرجامعه شناسی با رویکرد بهبود زندگی مردم (مطالعه موردی: شهروندان بالای 1۸سال شهر خرم آباد/ سال 1401)
منبع:
رویکردهای حقوق سیاسی دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
41 - 60
حوزههای تخصصی:
مطالبه گری در چارچوب روابط دولت- شهروندان و برای اشاره به استراتژی های عملی شهروندان در دسترسی به خدمات عمومی و بیان خواسته هایشان به کار می برد. در پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل راهکارهای توسعه مطالبه گری از مسئولین از منظر جامعه شناسی با رویکرد بهبود وضعیت مردم، در شهر خرم آباد پرداخته ایم. جامعه آماری در این پژوهش، متشکل از افراد ۱۸ سال به بالای شهر خرم آباد است که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، نمونه ای با حجم ۳۸۷ نفر انتخاب شدند. یافته های توصیفی پژوهش نشان می دهد که به میزان 63/75 درصد از پاسخگویان در زمینه مطالبه گری، در سطح متوسط رو به پایین است. یافته های نتایج تبیینی نشان می دهد که همه متغیرهای مستقل در این پژوهش که شامل، الگوهای اجتماعی شدن، آگاهی عمومی، سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، امید به آینده و دینداری می باشند با وضعیت مطالبه گری شهروندی رابطه معنی دار و مثبت دارند. و برحسب یافته های تحلیلی حاصل از رگرسیون چند متغیره، متغیرهای آگاهی عمومی، الگوهای اجتماعی و سرمایه فرهنگی به میزان 0/67 از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند. از بین آن ها متغیر آگاهی عمومی، بیشترین تأثیر را به میزان 0/32 را در تبیین متغیر وضعیت مطالبه گری را داشته است.
شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری روحیه دین گریزی دانشجو معلمان مرد دانشگاه فرهنگیان علامه طباطبایی خرم آباد: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
269 - 304
حوزههای تخصصی:
دینداری و انجام اعمال مذهبی نیاز انسان در جهان هستی است. نیاز به فهمیدن مبدأ و خود، نیاز به فهمیدن هدف زندگی و نقش انسان در زندگی، نحوه ارتباط با دیگران و پاسخ انسان به جهان هستی از جمله این نیازها است. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر در شکل گیری روحیه دین گریزی در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان بود.جامعه آماری پژوهش دانشجومعلمان پردیس علامه طباطبایی خرم آباد بودند که تعداد ۱۸ نفر به عنوان نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و همچنین اشباع نظری انتخاب شدند.داده های استخراج شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با استفاده از روش پدیدارشناسی و کدگذاری استخراج مضامین اصلی و فرعی مورد تحلیل قرارگرفتند. یافته ها حاکی از شناسایی 162کد باز در17 مضمون فرعی از7 مضمون اصلی که شامل پیگیری نکردن حصول معرفت دینی، به کار نبستن اصول منطقی تفکر، عدم انتقال معارف صحیح به شیوه فراگیر از سوی سازمان های مربوطه، نگرش منفی یا خنثی خانواده به مقوله دین، تاثیر معکوس ناشی از عملکرد خانواده، سوء استفاده از اخلاق و احساس به وسیله دوستان، قدرت انتقال اثر منفی ناشی از فضای پرجاذبه دوستی، عقاید و رفتارهای نادرست دوستان بد، تبلیغات سوء رسانه ای در فضای مجازی، ماموریت رسانه ای در جهت دین گریزی مردم، جهل صاحب رسانه و مخاطب، مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه، اثرات فکری و ذهنی غلط، اثرات عملکردی در خلاف جهت آموزه های دینی،ابتلای افراد به آسیب های اجتماعی، رواج گناه، چالش های ویژه مقابله و حل آسیب های اجتماعی، عملکرد ضعیف و منفی افراد مذهبی یا به ظاهر مذهبی، نقص معرفتی در میان افراد مذهبی، رفتارهای غلط ناشی از سوگیری های شخصی و بی توجهی مردم به راه های صحیح شناخت دین از جمله عواملی هستند که سبب شکل گیری روحیه دین گریزی در میان دانشجومعلمان می شود.یافته های حاصل از پژوهش می تواند جزء برنامه های اصلاحی نهادهای فرهنگی مرتبط به خصوص دانشگاه فرهنگیان، آموزش و پرورش و آموزش عالی جهت رفع این مساله قرار گیرد.
مطالعه نقش عوامل دین داری بر رضایت از زندگی: مرور تجربی پژوهش ها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۳
55 - 80
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: دین داری میزان ارادتی است که افراد نسبت به دین ابراز و اظهار می کنند. این امر از طریق معنابخشی، احساس آرامش و نظم بخش به زندگی، رضایت را تأمین می کند. داشتن رضایت از زندگی، نوعی رفاه و بهزیستی ذهنی است. بهزیستی، نگرش مثبت به محیط پیرامون، یکی از نشانه های رضایت از زندگی است که مناسک دینی آن را ایجاد می کند. دین داری در اجتماع با ایجاد سرمایه مذهبی، اعتماد مذهبی، انسجام مذهبی از طریق مشارکت و مناسک دینیْ احساس جمع گرایی، تعهد جمعی (صله ارحام، وقف، نیکوکاری، احسان و نذر)، کاهش فردگرایی و تقویت احساس همدلی اجتماعی به ارتقای جهان بینی مثبت از زندگی منجر می شود؛ به طوری که احساس خوشبختی، شادکامی و آرامش اجتماعی ناشی از دین داری، به افزایش رضایت از زندگی هرچه بیشتر می شود. در ایران پژوهش های مختلفی درباره دین داری و رضایت از زندگی صورت گرفته است. با توجه به فراوانی پژوهش و فقدان انسجام تجربی پژوهش ها، تحقیق حاضر با مرور سیستماتیک و فراتحلیل مطالعات پیمایشی قصد دارد مطالعه نقش عوامل دین داری بر ارتقای رضایت از زندگی را بررسی کند و به پرسش های زیر پاسخ دهد:پرسش اصلی:- آیا عوامل دین داری بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟پرسش های فرعی:- آیا سبک زندگی دینی بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟- آیا مشارکت در مناسک مذهبی بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟- آیا دین داری خانواده بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟- آیا آگاهی دینی بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟- آیا معنا بخشی به زندگی بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟روش: در این تحقیق از فراتحلیل کمّی با تکیه بر مطالعات پیمایشی و پرسشنامه ای بهره گرفته شده است. فراتحلیل برآورد اندازه اثر مطالعات در یک واحد اصلی (متغیر مستقل تکرار شده در بیش از یک تحقیق بر وابسته مشابه) است که با ارجاع به مقالات منتشرشده، سال پژوهش، متغیرهای معنا دار با وابسته ارزیابی می شود. برای دریافت و جمع آوری مقالات از وبگاه نورمگز، سیویلیکا، ایرانداک و مگ ایران با کلیدواژه «دین داری و رضایت از زندگی» در بازه زمانی 1389 الی 1402، با حجم نمونه 49 تحقیق را شناسایی و بعد از کنترل از حیث اعتبار، روایی و یافته ها، تعداد 36 سند وارد نرم افزار شده و اندازه اثر نهایی هر پژوهش و اثر نهایی کل به وسیله فرمول فیشر و کوهن برآورد شده است.در ابتدا، روش نمونه گیری، نمونه گیری گلوله برفی در نظر گرفته شد. در فراتحلیل، هدف بررسی اندازه اثر است. منظور از اندازه اثر، توانایی مطالعه تأثیر متغیرهای مستقل بر وابسته و همچنین، تبیین وضعیت متغیرهای اثرگذار و واسط بر متغیر وابسته است. اندازه اثر میزانی است که حضور پدیده موردنظر در جامعه را نشان داده و برای آن دو خانواده عمده r و d وجود دارد. در خانواده (d) سه عنصر مهم و نسبتاً مشابه یعنی (d) کوهن (۱۹۷۷)، (g) هدگز (۱۹۸۷) و دلتای گلاس وجود دارد. با توجه به اینکه (d) کوهن از بقیه اندازه اثرها پرکاربردتر است، در این پژوهش استفاده می شود. سرانجام، محاسبه اندازه اثر و روش اصلی فراتحلیل مبتنی بر ترکیب نتایج است که پس از تبدیل آماره ها به شاخص r و برآورد اندازه اثر استفاده می شود.نتایج: براین اساس ، تأثیر میزان دین داری بر رضایت از زندگی تأیید می شود. دین داری به معنای باورها، اعتقادات و رفتارهای مذهبی در ارتباط بین انسان با دستوارت و قوانین الهی اطلاق می شود که سبب تأمین رضایت اجتماعی، آرامش و کاهش اضطراب، افسردگی و ناایمنی روانی می شود. دین داری به عنوان مؤلفه کلی اثری معنا داری بر رضایت از زندگی داشته و ضریب اندازه اثر آن برابر با 481/0 است. با افزایش شدت و میزان دین داری در جامعه، رضایت از زندگی شهروندان افزایش می یابد. با افزایش دین داری میزان رضایت از زندگی آن ها نیز ارتقا می یابد. باید گفت که دین داری با ایجاد پیوندهای اجتماعی میان فرد و خداوند، رفتارهای روزمره آن ها را تنظیم کرده و معنا می بخشد.الف) دین داری خانواده (302/0 =r): بافت خانوادگی مذهبی، در رضایت از زندگی نقش مهمی دارد. فضای حمایتی، ارزش های مشترک و انسجام خانوادگی ناشی از دین داری می تواند تبیین کننده این نتیجه باشد.ب) حضور در شبکه های مذهبی (241/0 =r): حضور در شبکه های مذهبی منجر به گسترش سرمایه اجتماعی (داشتن دوستان و ارتباطات بیشتر)، دریافت حمایت اجتماعی و احساس تعلق می شود که همگی از عوامل شناخته شده افزایش رضایت از زندگی هستند.ج) معنابخشی به زندگی(319/0 =r): دین یک چارچوب معنایی فراهم می کند که به حوادث زندگی (حتی حوادث منفی) معنا می بخشد. این حس که زندگی هدف و معنایی دارد، به طور مستقیم با رضایت از آن مرتبط است.د)سبک زندگی دینی(200/0 =r): سبک زندگی ترکیبی از اعمال و باورهاست که الگوهای زیستی-رفتاری فردی در امور خانواده؛ جامعه و محل کار را شکل می دهد و این امر تأثیر مثبتی بر رضایت از زندگی داشته است.ر) آگاهی دینی(189/0 =r): آگاهی از تعالیم دینی (صبر، شکرگزاری، بخشش، کمک به دیگران، اعمال و احکام اسلامی در امور زندگی) به فرد این توانایی را می دهد که این تعالیم را آگاهانه و عالمانه در مواجهه با مشکلات زندگی به کار بندد و این آگاهی دینی به فرد یک سیستم شناختی و عاطفی قدرتمند می دهد تا جهان و رویدادهای آن را تفسیر کند و بسترهای رضایت از زندگی را شکل می دهد.ز) مشارکت در مناسک مذهبی(176/0 =r): مناسک مذهبی (مانند نماز جماعت، مراسم اعیاد، جلسات قرآن) افراد را در یک مکان و زمان مشخص گردآورده و این امر پیوندهای اجتماعی را تقویت می کند و یک شبکه حمایت اجتماعی طبیعی و قدرتمند به وجود می آورد. فرد احساس می کند که تنها نبوده و در شرایط بحرانی می تواند روی کمک های مادی و عاطفی این شبکه حساب کند. این امر زمینه های رضایت از زندگی را فراهم می سازد.بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر در یک بازه زمانی طولانی نشان می دهد که دین داری با ایجاد حس خوشبختی، رضایت از زندگی را از حالت مادی خارج و به امری معنوی-روانی و فرامادی پیوند می زند؛ زیرا باورهای مذهبی به درک بیشتر رویدادها کمک نموده و به امور به ظاهر پیش پاافتاده معنا می بخشد. ازاین رو، افراد مذهبی مشکلاتی را که با آن مواجه می شوند، کمتر به عنوان یک تهدید می بینند. به این ترتیب، باورهای مذهبی می توانند ابزارهای مقابله ای مهمی باشند که به افراد اجازه می دهند تا با رویدادهای مهم زندگی راحت تر سازگار شده و دیدگاه پایدارتری از جهان ارائه دهند. بنابراین، سطوح استرس را کاهش می دهند.افزون براین، در سایه دین داری و ایمان مذهبی، زندگی یک فرد دارای ارزش ویژه ای است؛ زیرا ایمان مذهبی به او دستورالعمل های اخلاقی جهت فهم فضیلت ها و مقابله با سختی های زندگی ارائه می دهد و فرد در سایه این ایمان دینی، احساس ارزشمندی، منزلت و کفایت اجتماعی می کند. اتصال به وحیانی و عالم معنا به عنوان هدف گمشده بشری، انسان ها را از گمراهی، احساس بیگانگی، آنومی و بحران معنا نجات داده و مسیرهای زندگی و فعالیت روزمره را معنادار می کند. با رهایی از احساس پوچی و نیهیلیسم از طریق مناسک دینی (سرمایه مذهبی)، شدت و میزان رفتارهای پرخطر زندگی (خودکشی، افسردگی، اعتیاد) نیز کاهش می یابد. کنشگران مذهبی از طریق دعا و تعامل الهی، به دلیل تسلط بر امور اجتماعی، احساس ارزشمندی و خودکنترلی را کسب نموده و خود را در برابر حوادث، آسیب و مسائل و مواجهه با ناملایمات روزمره مستحکم و باثبات تر کرده و با ایمان و اطمینان کافی با محیط پیرامون برخورد می کنند. تقدیر و تشکر: از داوران گرامی و سردبیر محترم فصلنامه بابت ارائه نقطه نظر و دیدگاه های اصلاحی نسب به مقاله حاضر تقدیر و تشکر می شود.تعارض منافع: این مقاله تعارض منافع ندارد.
بررسی میزان گرایش به خرافات و عوامل مؤثر بر آن در بین زنان شهر مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
103 - 122
حوزههای تخصصی:
هر از چند گاهی داستان هایی در مورد باورهای خرافی مانند نحسی عدد 13 می شنویم. هدف این مطالعه بررسی میزان گرایش به خرافات و عوامل مؤثر بر آن در بین زنان شهر مریوان است. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی زنان 18 تا 50 سال شهر مریوان هستند که با توجه به سرشماری عمومی 1395 ه .ش. و فرمول کوکران حجم نمونه 309 نفر برآورد گردید؛ از روش نمونه گیری خوشه ای و در دسترس جهت جمع آوری داده ها در محلات شهر (دارسیران، بلچه سور و جنگل بانی) استفاده گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های گرایش به خرافات فروغی مقدم (1388)، از خودبیگانگی اجتماعی ملوین سیمن و پرسش نامه دین داری گلاک و استارک می باشد. یافته ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند که نتایج نشان داد 38/0 درصد واریانس مربوط به گرایش به خرافات توسط مؤلفه دین داری و 16/0 درصد توسط مؤلفه از خودبیگانگی اجتماعی تبیین می شود. بین دو گروه مستقل شاغل و غیر شاغل در گرایش به خرافات تفاوت معنی داری وجود دارد، رابطه بین سطح تحصیلات و گرایش به خرافات معنی دار نیست. بر این مبنا نتایج نشان می دهد که مؤلفه هایی هم چون ابعاد پیامدی و مناسکی دین داری می توانند پیش بینی کننده خرافات باشند، هم چنین انزوا و تنفر در از خودبیگانگی اجتماعی به عنوان پیش بینی کننده های خرافات هستند. هرچند که میزان تحصیلات ارتباطی با گرایش به خرافات ندارد با این وجود، افرادی که شاغل هستند کم تر به خرافات توجه دارند.
وضعیت دین داری در جامعه ایرانی؛ مقایسه ی دو پیمایش هویت جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
131 - 146
حوزههای تخصصی:
دین داری به عنوان یکی از مؤلفه های بنیادین هویتی در جامعه ایرانی، در دهه های اخیر تحت تأثیر عوامل گوناگونی نظیر مدرنیزاسیون، جهانی شدن و تغییرات اجتماعی و فرهنگی، دستخوش تحول شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت دین داری ایرانیان و همچنین، بررسی تغییرات آن بین سال های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ و شناسایی ابعاد برجسته دین داری انجام شده است. با استفاده از روش ترکیبی (کمّی و کیفی) و پیمایش در میان ۱۴,۹۵۳ نفر از ساکنان مراکز استانی، نتایج نشان داد که میانگین نمره دین داری در این بازه زمانی کاهش یافته است. بُعد اعتقادی با بالاترین میانگین همچنان برجسته است؛ اما بُعد مناسکی و عاطفی کاهش یافته اند. همچنین، تمایل به دین فردی افزایش و مشارکت در دین اجتماعی کاهش یافته است. این پژوهش نشان می دهد که تغییرات دین داری با ظهور سبک های زندگی و هویت های جدید همراه بوده که پیامدهای مهمی برای انسجام اجتماعی و هویت ملی دارد.
صنعت مذهب سازی؛ تحلیل نشانه شناختی نحوه بازنمایی ابعاد دین داری در سریال عامه پسند تلویزیونی «پایتخت3»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
241 - 289
حوزههای تخصصی:
دین در دوران مدرن، در راستای نظارت و تأیید مناسک و آموزه ها، با سازمان دهی در یک آموزه استاندارد تبیین شده، اقدام به همگونی و متعارف سازیِ جهان بینیِ پیروان می کند. در این دوره، تلویزیون برای ارائه آموزه های نخبگان دینی مورداستفاده قرار می گیرد. این پژوهش درصدد واکاوی سریال های عامه پسند دهه نود تلویزیون ایران است که با روش نشانه شناسی، مشخص کند بازنماییِ موقعیت های دینداری، چگونه بر شکل دهی به ذهنیتِ مخاطب و شکل گیری سوژه دیندارِ ایدئال و یکسان سازی شده از او، تأثیر می گذارد. این پژوهش با نگاهی به ابعاد «دینداری» نینیان اسمارت و نظریه «بازنمایی» استوارت هال، به چگونگی بازنمایی پیام های دینی بر هم ذات پنداری مخاطب سریال های عامه پسند تلویزیون پرداخته است. پژوهش با بهره گیری از روش نشانه شناسی، الگوی سه سطحیِ جان فیسک و محور همنشینی و جانشینی سوسور، به واکاوی پیام های دینی پرداخته است. روش نمونه گیری این پژوهش هدفمند است و از مجموعه سریال های پایتخت، سریال پایتخت3 را انتخاب کرده است. این که سریال در ژانر اجتماعی-خانوادگی و طنزآمیز است، امّا یافته ها نشان می دهد این سریال پیام های دینی را نیز بازنمایی می کند: 1. نتیجه شومِ اعمالِ بد؛ 2. نتیجه خوشِ اعمالِ خوب؛ 3. القاء وجودِ قدرتِ پروردگار در انجام امور و ... کلیشه هایی از موقعیت های دینی در سریال را به نمایش می گذارد. در سریال مورد واکاوی، بیشترِ پیام های دینی از دسته بعدهای دینیِ اعتقادی-ایدئولوژیکی، اخلاقی-احکامی و مناسکی-شعائری است.
شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر مبنای کارکردهای دین داری مبتنی بر الگوی پارادایمی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
69 - 88
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر مبنای کارکردهای دین داری انجام شد. پژوهش به لحاظ هدف، بنیادی و برحسب نوع داده، کیفی از نوع داده بنیاد است. جامعه آماری شامل صاحب نظران دانشگاهی و حوزوی است که به روش هدفمند گلوله برفی10 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته مشتمل بر 8 سؤال بود که با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری شد. ضریب پایایی بین کدگذاری های انجام شده 72 درصد و پایایی حاصل از دو کدگذار 68 درصد بود. نتایج حاصل از تحلیل سؤالات مصاحبه، 100 شاخص (گویه)، 6 بعد اصلی و 24 مؤلفه فرعی را شناسایی نمود: جهان بینی (مبانی اعتقادی، مبانی فطری، مبانی کرامتی، مبانی عقلی)، یادگیری (کارکرد، جهت گیری، مهارت)، الزامات یادگیری (محیط خانواده، باورهای فرهنگی، مناسک دینی، نقش معلمان، مناسب سازی محیط آموزشی)، مشکلات یادگیری (بی توجهی به رشد شناختی دانش آموزان، ارائه حجم زیادی از مطالب، استفاده از مربیان غیرمتخصص وکارناآزموده، انحرافات اجتماعی)، استفاده از روش تدریس (تأکید بر روش یادآوری، تأکید بر آموزش تدریجی، تأکید بر آموزش مستمر، تأکید بر روش آگاهی بخشی، تأکید بر روش قصه گویی)، تربیت (رشد اخلاقی، رشد تفکری، رشد آموزشی). با توجه به نتایج می توان نتیجه گیری نمود که الگوی نقش و کارکردهای دین داری دارای ابعاد متعدد بوده و به منظور به کارگیری الگوی دین داری در پیشرفت تحصیلی تمامی این ابعاد و مؤلفه ها نیازمند مداخله می باشد.
الگوسازی اثر درآمد خانوار بر دین داری در چارچوب اقتصاد اسلامی (یک مطالعه اقتصادسنجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد اسلامی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۹
77 - 119
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش به بررسی اثر شاخص درآمد خانوار بر دین داری افراد در چارچوب اقتصاد اسلامی می پردازد. با توجه به نقش محوری درآمد در سبک زندگی و نگرش های معنوی، این مطالعه تلاش می کند با ترکیب روش های کمی و کیفی، رابطه بین این دو متغیر را تحلیل کند. هدف: هدف این پژوهش، واکاوی رابطه بین درآمد خانوار و دین داری در چارچوب اقتصاد اسلامی و ارائه راهکارهای سیاستی برای تقویت دین داری از طریق افزایش درآمد مشروع است. روش شناسی: داده های پژوهش از طریق پرسش نامه استانداردشده بر اساس مقیاس لیکرت توسط صد خانوار جمع آوری و برای سنجش دین داری از مدل گلاک و استارک استفاده شده است. تخمین و تحلیل مدل بر اساس مدل اقتصادسنجی پروبیت و به وسیله نرم افزار EViews صورت گرفته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد افزایش یک میلیون تومانی درآمد خانوار، احتمال دین داری را به طور متوسط ۱.۲ درصد افزایش می دهد (p=0.041). همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن است که عواملی مانند سطح تحصیلات، شغل و سن تأثیر معناداری بر دین داری ندارند. نتیجه گیری: این مطالعه با تأیید فرضیه اصلی، پیشنهاد می کند سیاست های افزایش درآمد مشروع در جوامع اسلامی می تواند به عنوان ابزاری برای تقویت دین داری مورد توجه قرار گیرد. این پژوهش از یک سو شکاف موجود در ادبیات اقتصاد دین را پر می کند و از سوی دیگر به سیاست گذاران در طراحی برنامه های اقتصادی-دینی یاری می رساند.
تحلیل نقش میانجی مسئولیت پذیری اجتماعی در رابطه دین داری و مدارای اجتماعی شهروندان تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدارای اجتماعی یکی از اصول بنیادین زیست انسانی و پیش نیاز تحقق دموکراسی و زندگی متمدن است؛ ازاین رو، شناسایی عوامل مستقیم و میانجی گر مؤثر بر آن اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش با هدف بررسی ارتباط میان دین داری، مسئولیت پذیری اجتماعی و میزان بروز مدارای اجتماعی در میان شهروندان تبریز انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نوع روش، پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان ۱۸ تا ۷۰ ساله تبریز در سال ۱۴۰۳شمسی به تعداد 1070375 نفر بود که براساس فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین شد. نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای و متناسب با مناطق شهرداری انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های استاندارد و محقق ساخته بود. تجزیه وتحلیل داده ها بااستفاده از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Amos انجام شد. یافته ها نشان داد دین داری تأثیر مثبت و معناداری بر مدارای اجتماعی و مسئولیت پذیری اجتماعی دارد (05/0p < ). همچنین مسئولیت پذیری اجتماعی اثر مثبت و معناداری بر مدارای اجتماعی داشته و نقش میانجی مؤثری در رابطه میان دین داری و سطح مدارا ایفاء می کند. این نتایج بر اهمیت تقویت ارزش های دینی و مسئولیت پذیری اجتماعی در جهت ارتقای مدارا در جامعه دلالت دارد.