فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۰۱ تا ۲٬۴۲۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۸
31 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از اجرای این پژوهش، فراتحلیل مقاله های با موضوع بهره وری اعضای هیئت علمی، به منظور جمع بندی از وضعیت آخرین دستاوردهای علمی انجام گرفته در این خصوص، شناسایی نقاط قوت و ضعف مقاله های این حوزه و ارائه راهکارهای پیشنهادی به منظور بهبود پژوهش های آینده در این زمینه است.
روش پژوهش: روش تحقیق حاضر، فراتحلیل کیفی است. در این روش 54 مقاله علمی مرتبط با بهره وری اعضای هیئت علمی در دو دهه اخیر، سال های 1380 تا 1400، از منابع علمی «پایگاه مجلات تخصصی نور»، «پرتال جامع علوم انسانی»، «بانک اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی» و «بانک اطلاعات نشریات کشور» شناسایی و استخراج شد. با مطالعه و بررسی این مقاله ها تعداد 40 مورد از مرتبط ترین آنها برای انجام فراتحلیل انتخاب شدند.
یافته ها: یافته ها نشان می دهد که در این مقاله ها غالباً به عوامل فردی و درون سازمانی مؤثر بر بهره وری اعضای هیئت علمی توجه شده است. رویکرد روش شناختی غالب در این مقاله ها روش کمی است. اغلب مقاله ها بدون رویکرد نظری قوی و توصیه های سیاستی بوده و رویکرد غالب در توصیه های سیاستی، رویکرد کلان و مدیریتی است. مقاله های بررسی شده از حیث شاخص هایی مانند پرسش ها، هدف ها و فرضیه ها وضعیت نسبتاً خوبی داشتند؛ اما بخش نتیجه گیری در بیشتر مقاله ها دارای نظم و انسجام کافی و راهکارهای عملیاتی نبود.
نتیجه گیری: با اجرای این پژوهش مشخص شد که وضعیت پژوهش های علمی داخلی در زمینه بهره وری اعضای هیئت علمی به لحاظ شاخص های نه گانه، وضعیت نسبتاً مطلوبی نیست. تعداد پژوهش های کیفی و عمیق در این زمینه بسیار اندک بوده و تقریباً هیچ کدام از آنها دارای مبانی نظری و راهکارهای اجرایی نبوده و در عمل کاربرد ندارند. از طرفی موضوع بهره وری اعضای هیئت علمی یکی از موضوعات کلیدی و مهم در نظام آموزش عالی است که مستلزم برنامه ریزی برای بهبود تحقیقات آتی در این زمینه است.
گونه شناسی انتقادات و آسیبهای «جریان شناسی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به متداول بودن رویکرد جریان شناسی در ارائه محتواهای فکری، فرهنگی، معرفتی و از طرفی جدید بودن این ادبیات نظری، هدف از نگارش این مقاله، آسیب شناسی ادبیات و روش جریان شناسی بود تا بتوان از آسیبهای آن جلوگیری کرد. روش: این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به رشته تحریر درآمد. یافته ها: نُه آسیب عمده، جریان شناسی را تهدید می کند و ریشه انتقادات بر جریان شناسی را می توان در هفت عنوان، ذیل سه مقوله ثبوتی، اثباتی و گرایشی دسته بندی کرد. بر اساس ریشه های معرفتی مذکور، آسیبهای نه گانه در سه مقوله نقدهای مبنایی، نقدهای بنایی ناظر به محصول و نقدهای بنایی ناظر به روش، گونه شناسی شدند. نتیجه گیری: برای تثبیت جریان شناسی به عنوان نظریه- روشی علمی، لازم است آسیبهای آن، تحلیل و به نقد های وارده بر آن، پاسخ داده شود تا از این طریق، ادبیات جریان شناسی تقویت شود. ریشه یابی انتقادات و تحلیل نقدها، مسیر را برای این مهم، تسهیل می کند. محققان جریان شناسی، لازم است در تولیدات جریان شناسانه و در مواجهه با مخاطبان، این آسیبهای نه گانه را مدّ نظر داشته باشند که از میان آنها، مغالطه ای شناختی به دلیل رواج و آسیب عمیق آن، حائز توجه است.
بررسی مقایسه ای ساختار سازمانی دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۷ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲۷
77 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه ساختار سازمانی دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی (92-1391) بر اساس نظریه استیفن رابینز بود. سؤال های پژوهش شامل بررسی میزان پیچیدگی، رسمیت و تمرکز در این دانشگاه ها است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه آماری شامل 165 نفر از مدیران دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی(92-1391) بودند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم، به نسبت 65 به 50 از بین دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی اصفهان انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های پیچیدگی، رسمیت و تمرکز رابینز بود. پایایی پرسشنامه، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای هر کدام از پرسشنامه ها به ترتیب 85/0،91/0و89/0 به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های آماری با Tدو گروه مستقل و آزمون همگنی واریانس ها استفاده شد. نتایج حاکی از این بود که بین ابعاد ساختاری دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تفاوت معناداری وجود ندارد. ساختار سازمانی دانشگاه های مورد بررسی، از وضعیت مطلوبی برخوردار نبودند؛ میزان پیچیدگی، رسمیت و تمرکز، زیاد بود؛ بهتر است میزان ابعاد بررسی شده، تعدیل و بهینه شود.
چتر دانستن، بودن و انجام دادن در کتاب اندیشه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله، بررسی سه مفهوم مهم در محتواهای آموزشی، شامل دانستن(Know)، مهارت(Do) و بودن(Be) و تطبیق آنها بر کتاب اندیشه اسلامی 1، تألیف مهدی ترتیفی، به منظور تبیین مباحث نوین آموزشی مرتبط با درسهای معارف اسلامی در دانشگاهها بود. در آموزش تلفیقی، بررسی این سه با عنوان اختصاری چتر KDB انجام گرفته است. روش: در این مقاله با انجام پژوهش به روش کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی، تبیینی و میان رشته ای، نیازهای محتواهای آموزشی، برای رسیدن به استانداردهای مدّ نظر در آموزش تلفیقی و به ویژه چتر KDB بیان شده است. نتیجه گیری: نتیجه مدّ نظر در این مقاله، پاسخ به سه پرسش مهم ذیل در تدوین محتوای آموزشی و تطبیق آن بر کتاب درسی اندیشه اسلامی 1 است: یادگیرندگان چه چیزی را باید بدانند، چه چیزی انجام دهند و چگونه افرادی باشند؟ از آنجا که پاسخ به این پرسشها یکی از دغدغه های متخصصان تدوین برنامه های درسی، به خصوص با گرایش آموزش میان رشته ای است، توجه به آنها باید یکی از الزامات تألیف کتابهای درسی قرار گیرد. گفتنی است که کار تطبیقی انجام گرفته در این مقاله، فاقد پیشینه پژوهشی قابل ذکر است.
رابطه مؤلفه های هوش هیجانی با خلاقیت دانشجویان دانشگاه پیام نور با نقش تعدیل کننده جنسیت، سن و تحصیلات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۱ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۴
213 - 237
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش، بررسی نقش جنسیت، سن و تحصیلات در رابطه مؤلفه های هوش هیجانی با خلاقیت دانشجویان دانشگاه پیام نور بود. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی و جامعه پژوهش شامل همه دانشجویان دانشگاه پیام نور در جنوب فارس به تعداد 4000 نفر بود. نمونه آماری شامل 145 نفر از این دانشجویان بود که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه های؛ هوش هیجانی شرینگ و پرسشنامه استاندارد خلاقیت سلطانی بوده است. عمده ترین نتایج پژوهش نشان داد، بین مؤلفه های خودآگاهی و خودانگیزی هوش هیجانی و همچنین بین کل هوش هیجانی با خلاقیت دانشجویان پسر، رابطه مثبت و بین مؤلفه مهارت اجتماعی با خلاقیت آنها رابطه منفی وجود دارد؛ نتایج آزمون Z فیشر نشان داد که بین مؤلفه های خودآگاهی، مهارت و کل هوش هیجانی با خلاقیت پسران و دختران، بین مؤلفه خودانگیزی با خلاقیت دانشجویان با مدرک فوق دیپلم و لیسانس و بین مؤلفه خودانگیزی با خلاقیت دانشجویان در سنین مختلف تفاوت معنی دار وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که در دانشجویان پسر، تنها متغیر خودآگاهی در یک گام و در دانشجویان دختر، متغیرهای خودانگیزی و خودکنترلی در دو گام، بیشترین همبستگی چندگانه را با پیش بینی خلاقیت دانشجویان داشته است.
مبناگرایی کلاسیک و ساختار توجیه دانش تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱۷
77 - 95
حوزههای تخصصی:
نقش مطالعات تاریخی در تنظیم مناسبات اجتماعی و برساخت نظم گفتمانی جوامع، پرسش از مبانی اعتبار دانش تاریخی را ضروری و اندیشه وران را به ارزیابیِ منطقِ تفکرِ تاریخی در پرتو ضوابط معرفت شناسانه رهنمون کرده است. «مبناگرایی کلاسیک» یکی از این ضوابط معرفت شناسانه است که گروهی از اندیشمندان غربی و فیلسوفان مسلمان معاصر جهت اعتبارسنجی حوزه های معرفتی تجویز می نمایند. مبناگرایی کلاسیک با این ادعا که توجیه هر ادعای معرفتی مستلزم دسترسی به باورهای پایه خطاناپذیر و استنتاج قیاسی باورهای غیرپایه از باورهای پایه است، شروط سخت گیرانه ای را تجویز می کند که دانش تاریخی توان برآورده کردن آن را ندارد. عدم دسترسی مستقیم مورخ به کنش های انسانی در گذشته، آمیختگی شواهد تاریخی با ذهنیت مورخان، دشواری فهم عینی شواهد مکتوب و توجیه گزاره های تاریخی با ارجاع به منابع خطاپذیری همچون گواهی و حافظه موانعی است که اجازه تولید گزاره های پایه خطاناپذیر در ساحت بازشناسی واقعیت های تاریخی را نمی دهد. ازسوی دیگر، نابسندگی تلاش های مورخان برای گذر از مسئله اذهان دیگر و همچنین، ناتوانی آنها در توجیه خطاناپذیری فرضیه های جهان شمول موانعی است که اجازه تولید باورهای پایه خطاناپذیر در ساحت تبیین تاریخی را نمی دهد. با استناد به این دلایل است که نگارنده مبناگرایی کلاسیک را نظریه مناسبی برای ترسیم ساختار توجیه دانش تاریخی نمی انگارد و بر آن است که ساختار توجیه دانش تاریخی را باید براساس ظرفیت های مطالعات تاریخی ترسیم نمود.
ارزیابی برنامه راهبردی دانشگاه ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۵
65 - 106
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت برنامه راهبردی دانشگاه ارومیه در سال1398 انجام گرفته است.روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه، همه اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه به تعداد 620 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان تعداد 217 نفر به دست آمد. روش نمونه گیری از نوع در دسترس بوده است. ابزار استفاده شده، پرسشنامه محقق ساخته ارزیابی برنامه راهبردی است. روایی این پرسشنامه با استفاده از روایی محتوا و روایی سازه با استفاده از نرمافزار لیزرل مورد تأیید قرار گرفت. میزان پایایی این ابزار با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ0/904 به دست آمد.یافته ها: وضعیت کلی برنامه راهبردی دانشگاه ارومیه و مؤلفه های آن پایینتر از میانگین فرضی جامعه قرار دارد. همچنین، نتایج عدم برابری میانگین رتبه های متغیرهای پژوهش را نشان داد؛ مؤلفه« تدوین ارزشها و تصویرسازی وضع مطلوب» دارای باالترین میانگین رتبه و مؤلفه« آینده نگاری راهبردی» دارای کمترین میانگین رتبه در ارکان برنامه راهبردی دانشگاه ارومیه است.نتیجه گیری: وضعیت کلی برنامه راهبردی دانشگاه ارومیه در سطح نسبتأ مطلوب ارزیابی شد. همچنین، سطح مطلوبیت مؤلفه« بررسی وضعیت موجود» و مؤلفه« آینده نگاری راهبردی» نامطلوب بوده و سایر مؤلفه ها نسبتاً مطلوب ارزیابی شدند.
برنامه درسی تلفیقی در کتابهای اندیشه اسلامی 1 و اندیشه اسلامی 2(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش تلفیقی به معنای ایجاد ارتباط میان محتواهای آموزشی با یکدیگر و همچنین با محیط زندگی یادگیرنده است که در مجموعه های آموزشی مدرن، نزدیک به یک قرن تجربه استفاده از آن وجود دارد. این مدل آموزشی بر به هم پیوسته و یکپارچه دانستن وجود آدمی مبتنی است و به همین دلیل، توانایی مغز را در یادگیری محتواهای مرتبط بیشتر می داند. مبنای فکری، تجربیات و موفقیت به دست آمده در استفاده از این مدل برنامه درسی، ایجاب می کند که به عنوان یکی از ضرورتهای مهم در تدوین متون درسی، مدّ نظر قرار داده شود. محتواهای آموزشی گروه معارف اسلامی در دانشگاهها از این قاعده مستثنا نیستند. از این رو، نگارنده با تألیف کتابهای اندیشه اسلامی 1 و اندیشه اسلامی 2، سعی کرده گامی چند در جهت انجام این مهم بردارد. هدف: هدف از تألیف مقاله حاضر، توضیح بخشی از کارهای انجام گرفته در این راستا بود. روش: انجام این پژوهش به روش کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی، تبیینی و میان رشته ای انجام شده است.
تحلیلی بر تعریف هنر اسلامی و عملکرد آموزشی امروزین آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تلاش پیرامون درک هنر اسلامی و اختصاص واحدهای درسی در مقاطع مختلف تحصیلی، سالهاست مورد توجه، نقد و تحلیل قرار گرفته است. هدف از انجام این تحقیق، ارائه روندی به روزتر برای گسترش آموزش هنر اسلامی در فضاهای دانشگاهی و هنری کشور بود. با این پرسش که: دروس رشته هنر اسلامی، حول کدام موضوعات بوده و برای توسعه آن چه رویکردی فراگیرتر است؟ روش: روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی با رویکرد کیفی نگر بود. یافته ها: یافته تحقیق حاضر، درک تعاریف دوگانه هنر اسلامی(تاریخی و تاریخی- مفهومی) بود که سرفصلهای درسی آن، بیشتر حول نگرش تاریخی و احیای هنرهای سنّتی می چرخید. نتیجه گیری: بر اساس تعاریف مضمونی، نباید هنر اسلامی صرفاً تغییر نامی برای هنرهای سنّتی باشد؛ بلکه گروههای آموزشیِ هنر اسلامی، در کنار هنرهای سنّتی، باید بتوانند هنرهای مدرن امروزی را پوشش دهند و ظرفیتی فراتر از هنرهای سنّتی بیابند.
واکاوی میزان کاربست ابعاد اخلاق حرفه ای اعضای هیئت علمی دانشگاه یزد و نقش آنها در انگیزش تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵۴
65 - 84
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی میزان کاربست ابعاد اخلاق حرفه ای اعضای هیئت علمی دانشگاه یزد و نقش آنها در انگیزش تحصیلی دانشجویان اجرا شدروش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری را دانشجویان دانشگاه یزد تشکیل می دهند که بر اساس حجم نمونه محاسبه شده 385 نفر از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور گرد آوری داده ها، از پرسشنامه محقق ساخته اخلاق حرفه ای و پرسشنامه استاندارد انگیرش تحصیلی استفاده شد که روایی آنها ازطریق روایی محتوایی و روایی سازه، و پایایی آنها ازطریق آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأیید شد. تحلیل داده ها از طریق آزمون تی تک نمونه ای در SPSS و مدل یابی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار Amos انجام گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد، میزان اخلاق حرفه ای اعضای هیئت علمی بالاتر از متوسط قرار دارد. از بین ابعاد اخلاق حرفه ای، کمترین میانگین مربوط به رعایت عدالت بود که پایین تر از حد متوسط قرار دارد. همچنین بعد ارتباط با دانشجو دارای بالاترین میانگین بود. آزمون فرضیه ها نشان داد، از بین ابعاد اخلاق حرفه ای رعایت عدالت بیشترین تأثیر را در انگیزش تحصیلی دانشجویان دارد. در حالی که تأثیر رعایت قوانین و مقررات در انگیزش دانشجویان تأیید نشد.نتیجه گیری: رعایت اخلاق حرفه ای از سوی اعضای هیئت علمی می تواند عامل مهمی در افزایش انگیزش تحصیلی دانشجویان باشد. از این رو، اعضای هیئت علمی باید به حفظ و ارتقاء اخلاق حرفه ای در خود توجه داشته باشند.
آسیب شناسی مقالات فصلنامه مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی؛ با تأکید بر اطلاعات صفحه اول مقالات (1394 الی 1398)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با بررسی مقالات فصلنامه مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، به این دو پرسش پاسخ داده است که مقالات منتشرشده در این فصلنامه دارای چه نقاط ضعفی بوده و دوم اینکه، این مقالات تا چه میزان توانسته اند سیاستهای نشریه را تأمین کنند. روش : این پژوهش با استفاده از روش پژوهش ترکیبی تدوین شده که در این شیوه با استفاده از دو روش تحلیل کمّی و کیفی به تبیین داده ها اقدام شده است. یافته ها: بررسی مقالات فصلنامه بیانگر آن است که در بخش آسیب شناسی عناوین، از بین 159 عنوان مقاله منتشرشده بین سالهای 1394 تا 1398، 66/5 درصد مقالات دارای تشابه عنوانی، 47/14 درصد مقالات دارای آسیب طولانی بودن عنوان، 18/8 درصد نامفهومی عنوان و 57/12 درصد مقالات با سیاستها و اهداف نشریه همخوانی نداشته اند. در بخش چکیده، 04/27 درصد چکیده ها ضعف در بیان هدف، 95/11 درصد ضعف در بیان روش، 06/10 درصد ضعف در بیان یافته ها و 92/6 درصد چکیده ها در بیان نتیجه گیری نقص داشتند. همچنین از 488 کلیدواژه، 256 مورد معادل 41/34 درصد، دارای آسیب بود. نتیجه گیری: صرف نظر از آسیبها و ضعفهای موجود در مقالات منتشرشده در فصلنامه مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، مقالات مورد بررسی توانسته اند انتظارات نشریه را برآورده سازند؛ به طوری که 5/80 درصد مقالات با سیاستهای و اهداف کلان نشریه همخوانی داشتند و به طور میانگین در بخشهای مختلف، کمتر از 15 درصد آسیب دیده می شود که جا دارد در شماره های آتی این نقیصه ها اصلاح شود.
هوش مصنوعی در صنایع پتروشیمی ایران: چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست علم و فناوری سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
31 - 39
حوزههای تخصصی:
صنعت پتروشیمی ایران به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشور، با چالش هایی همچون نوسانات قیمت جهانی نفت و گاز، تحریم های بین المللی، افزایش هزینه های تولید و نیاز به ارتقای بهره وری مواجه است. هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری تحول آفرین، قابلیت بالایی برای بهبود عملکرد این صنعت از طریق تحلیل داده های بزرگ، پیش بینی دقیق، بهینه سازی فرآیندها و خودکارسازی عملیات دارد. با این حال، به کارگیری هوش مصنوعی در صنعت پتروشیمی ایران با موانعی همچون محدودیت های فنی، کمبود نیروی انسانی متخصص، نبود زیرساخت های مناسب و مقاومت در برابر تغییرات سازمانی روبرو است. این مقاله با بررسی جایگاه ایران در سطوح تکامل هوش مصنوعی در صنعت پتروشیمی، چالش ها و فرصت های پیش رو را شناسایی و راهکارهایی برای توسعه این فناوری ارائه می دهد. چهار سطح تکامل هوش مصنوعی شامل نظارت لحظه ای، پیش بینی رویدادها، شبیه سازی نتایج و خودکارسازی کامل فرآیندها مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهند که ایران عمدتاً در سطوح اولیه تکامل هوش مصنوعی قرار دارد و برای دستیابی به سطوح بالاتر، نیازمند سرمایه گذاری در فناوری های داخلی، توسعه زیرساخت ها، آموزش نیروی متخصص و تدوین چارچوب های قانونی و اخلاقی است. در نهایت، پیشنهاداتی برای سیاست گذاران و مدیران صنعتی جهت تسهیل به کارگیری هوش مصنوعی و استفاده از فرصت های آن در صنعت پتروشیمی ایران ارائه شده است.
سیاست گذاری و تنظیم گری فعال و هدفمند برای کاربردی سازی هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این روزها تقریباً همه از اهمیت هوش مصنوعی میگویند؛ به طور مستمر اخباری از سیاستگذاران و مدیران دولتی در ایران و سایر کشورها در خصوص اهمیت توجه و توسعه هوش مصنوعی منتشر میشود. به طور مستمر هم با اخباری از پیشرفت و معرفی پلتفرمها و ابزارهای عمومی و تخصصی هوش مصنوعی برای کسب و کارها و کاربران عمومی مواجه میشویم. سوال این است که کشورهای درحالتوسعه و بهطور خاص ایران، در برابر این موج سریع از تغییر و تحولات هوش مصنوعی و چشمانداز اقتصادی-اجتماعی ناشی از توسعه و انتشار هوش مصنوعی چه موضع سیاستی و تنظیمگری باید اتخاذ کنند. در حال حاضر دستکم سه سطح متمایز از هوش مصنوعی (محدود، عمومی و ابرهوش )1را میتوانیم متصویر باشیم. در سطح اول که توسعه هوش مصنوعی هم در حال حاضر عمدتاً در این سطح بروز یافته و در دسترس قرار دارد، هوش مصنوعی محدود (از جمله هوش مصنوعی مولد) توانایی انجام یک وظیفه مشخص مانند تشخیص چهره، پاسخ به یک سوال مشخص و محدود، تشخیص گفتار در دستیارهای صوتی یا رانندگی با ماشین برنامهریزی را دارد. بر این اساس هوش مصنوعی محدود، رفتار انسان را بر اساس مجموعهای از پیش تعریف شده از پارامترها، محدودیتها و زمینهها شبیهسازی میکند. در دو سطح بعدی هوش مصنوعی فراتر از دادههای موجود و قواعد از پیش تعریف شده، مشابه و یا فراتر از انسانها از قدرت استدلال، تصمیمگیری، بروز احساسات، یادگیری برخوردار خواهد شد. هر فناوری جدید برافکن 2بستهای از فرصتها و چالشهای جدی به همراه دارد که به شکلگیری طرفداران و مخالفین پیرامون آن میانجامد و هوش مصنوعی نیز از این قاعده مستثنی نیست. خودکارسازی وظایف تکراری، افزایش دقت در تصمیمگیری، فراگیری بالا و در دسترس بودن همیشگی برای عموم جامعه، ارتقاء هوشمندی کسبوکار، انجام کارهای سخت و پرریسک از جمله مواردی هستند که طرفداران هوش مصنوعی برای حمایت از توسعه هر چه بیشتر آن بیان میکنند. در مقابل از بین بردن گسترده مشاغل موجود، تقویت سوگیری در تصمیمگیریها، سهولت تولید محتوای رسانهای جعلی، نقض حریم خصوصی، هزینههای بالای توسعه و نگهداری از زیرساختها، افزایش مصرف انرژی و با کمی بدبینی بیشتر، بروز تکنیگی 3از سوی مخالفین و منتقدین هوش مصنوعی مطرح میشود. در این مجال قصد بحث در خصوص اینکه آیا مجموع منافع یا چالشهای هوش مصنوعی بردیگری غلبه دارند را ندارم. به هر حال، به نظر میرسد قرار است یا دست کم انتظار میرود که هوش مصنوعی منشاء تغییرات گستردهای در سطح کسبوکارها، زندگی روزمره، و ملی (استراتژیک، امنیتی و )... باشد
زکات جامع؛تبیین فرا مالی بودن خطابات «آتوا الزکات» و آثار آن در قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۹۳)
1025 - 1046
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، تبیین فراگیری مسئله زکات از آیات اخلاق اقتصادی و اجتماعی قرآن کریم، به عنوان کتابی جهانی و پاسخگوی نیازهای ثابت و متغیّر زندگی، همگام با تحولات جوامع بود. روش: این پژوهش به روش تحلیلی - توصیفی، مسئله زکات جامع را بر این اساس که هر چیزی زکاتی دارد، از دیدگاه آیات قرآن و روایات بررسی کرده است. یافته: مقصود از ادای زکات که هم تراز نماز قرار داده شده، «زکات جامع» است که محدود به اموال یا مختص قشر خاصی نیست و شامل همه مسائل زندگی است. نتیجه: هم پوشانیِ مفهومی زکات با صدقات، انفاق و احسانات و تعمیم آن بر دیگر مصادیق، نظیر زکاتِ علم، جاه، عقل، خانه، نعمت، قدرت، جمال و ...، در تضمین طهارت مالی و پاکی تولد، تلطیف عواطف، گشایش در عقده های محرومان و درمان خصلت های بخل و طمع و پرورش صفات گذشت و ایثار، نقش بسزایی دارد؛ لذا پیوسته به زکات همراه نماز، سفارش شده است.
دلایل مرتضی مطهری درباره معناداری علم اجتماعی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از نگارش این مقاله، بازسازی و صورت بندی دلایل مرتضی مطهری درباره معناداری علم اجتماعی اسلامی بود. بر این اساس، هم نظر اثباتی و مستقل وی بیان شده است و هم گفته های نفی ای و انتقادی دیگران پاسخ داده شده اند. روش: گردآوری داده های این مقاله، متن مدار بود و در مرحله تحلیل داده ها نیز روش استنباطی و استنتاجی مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی به کار گرفته شد. یافته ها: نقدهای مرتضی مطهری به بی معناانگاری علم اجتماعی اسلامی عبارتند از: اکثری انگاری مضمونهای اجتماعی اسلام، متداخل انگاری غایت اسلام با علم اجتماعی، همساز انگاری منطق معرفتی اسلام با علم اجتماعی، عدم نسبی انگاری معرفت اسلامی و آمیخته انگاری تعلیل اسلامی با علم اجتماعی. نتیجه گیری: اولاً، علم اجتماعی اسلامی از لحاظ نقلی و درون دینی، موجّه است و اسلام دارای چنین پیوندی با علم اجتماعی است؛ ثانیاً، از لحاظ عقلی و برون دینی نیز مانع ابطال کننده ای در برابر معقولیت علم اجتماعی اسلامی وجود ندارد؛ ثالثاً، علم اجتماعی اسلامی افزون بر امکان و معناداری، ضروری و بایسته است و ما باید در پی نظریه پردازی درباره آن باشیم.
تعالی معنوی کارکنان زن نیروهای مسلح بر اساس سبک زندگی فاطمی
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۳ بهار ۱۳۹۷ شماره ۷
31 - 51
حوزههای تخصصی:
برای انتخاب سبکی از زندگی که با معیارهای اسلام همگونی داشته باشد، مطالعه سیره بزرگان دینی ضرورت دارد. از این رو مطالعه سبک زندگی حضرت زهرا(س) که نمونه تمام عیار یک زن مسلمان تعالی یافته هستند، برای زنان مسلمان ضروری می نماید. این مقاله با بهره گیری از روش کتابخانه ای و با مراجعه به متون دینی و نیز بیانات مقام معظم رهبری در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) چه ویژگی هایی دارد و زنان شاغل در نیروهای مسلح چگونه می توانند با الگوپذیری از ایشان به تعالی معنوی برسند؟ بدین منظور پس از ارائه تعریفی از مفاهیم معنویت، سبک زندگی و سبک زندگی اسلامی، به دیدگاه مقام معظم رهبری درباره لزوم سبک زندگی اسلامی پرداختیم و با بررسی سبک زندگی حضرت فاطمه(س) و ارائه مصادیقی از ابعاد مختلف زندگی ایشان، چگونگی تعالی معنوی کارکنان زن نیروهای مسلح بر اساس سبک زندگی فاطمی را مورد واکاوی قرار دادیم. روش های همسرداری و تربیت فرزند، رعایت حجاب و عفاف، چگونگی تعالی معنوی با رعایت موازین شرعی در محل کار و نیز عبادت و بندگی توام با کار و زندگی از موضوعات دیگر مورد بررسی بوده اند. در پایان پیشنهادهایی برای بسترسازی لازم توسط سازمان به منظور تعالی زنان در نیروهای مسلح و اقداماتی که زنان شاغل در این نیروها باید انجام دهند، ارائه کردیم.
بررسی عوامل درون سازمانی مؤثر بر اثربخشی دروس گروه معارف اسلامی مطالعه موردی: دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی عوامل درون سازمانی مؤثر بر اثربخشیدروس عمومی گروهمعارفاسلامی از دیدگاه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول پرداخته است. روش: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در مقطع کارشناسی دانشکده های علوم انسانی، فنی- مهندسی و پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول در نیمسال دوم سال تحصیلی 95-94 به تعداد 6262 نفر بودند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی، تعداد 395 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و ارزیابی دانشجویان از وضعیت گروه معارف اسلامی در خصوص رعایت هر یک از مؤلفه های درون سازمانی(شامل چارچوب و محتوای برنامه درسی، اجرای برنامه درسی و مدیریت برنامه درسی) بررسی شد. یافته ها: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول، گروه معارف اسلامی این واحد را در زمینه عوامل «چارچوب و محتوای برنامه درسی»، مطلوب(بالاتر از حد متوسط)، در زمینه «اجرای برنامه درسی»، مطلوب(در حد متوسط) و در زمینه عامل «مدیریت برنامه درسی»، نامطلوب(پایین تر از حد متوسط) و در مجموع، گروه معارف اسلامی این واحد را بر اساس «کل عوامل درون سازمانی» نامطلوب ارزیابی کردند. نتیجه گیری: لازم است گروه معارف اسلامی واحد دزفول با استفاده از راهکارهای مناسب (مانند استفاده از اساتید هیئت علمی، جلسات هم اندیشی، کادر مدیریت قوی و ... )، توانمندی این گروه را افزایش دهد.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر تجاری سازی نتایج تحقیقات دانشگاهی، مورد مطالعه: مؤسسات آموزش عالی زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۱
11 - 29
حوزههای تخصصی:
امروزه تجاری سازی نتایج تحقیقات در راستای توسعه اجتماعی- اقتصادی و موفقیت برنامه های آتی جوامع به ضرورتی انکارناپذیر تبدیل شده است. تجاری سازی، بخش مهمی از فرایند نوآوری است و هیچ فنّاوری و محصولی بدون آن با موفقیت وارد بازار نمی شود. توجه به فراهم کردن بسترهای لازم برای عرضه دانش و فنّاوری در جامعه منجر به رشد اقتصادی و فنّاورانه و فراهم آوردن منافع اقتصادی زیادی برای سازمان های مجری تجاری سازی خواهد شد. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر تجاری سازی نتایج تحقیقات دانشگاهی در مؤسسات آموزش عالی زاهدان و همچنین ارائه راهکارهای مؤثر بر آن است. بر اساس نتایج به دست آمده، در مجموع چهارده عامل شناسایی شد که پس از رتبه بندی عوامل چهارده گانه، عامل حمایتی و پشتیبانی در بالاترین رتبه از نظر اهمیت و عامل آموزشی- پژوهشی، در پایین ترین درجه از نظر اهمیت رتبه بندی شدند.
حکیم پروری؛ راهبرد جهش علمی مورد انتظار رهبر انقلاب در گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امام خامنه ای، عبور از مرزهای دانش در گام دوم انقلاب اسلامی را نیازمند حاکمیت «اجتهاد و مدل سازی علمی به همراه تهذیب اخلاقی» در فضای علمی کشور می داند؛ لذا بر اساس استناد منظومه فکری ایشان به منابع اسلامی، هدف مقاله حاضر، واکاوی مستند این دیدگاه در آیات و روایات معصومین و تبیین اصول کلی و بایسته های تحقق آن بود. روش : با واکاوی منابع مرتبط با «فضیلت حکمت»، ویژگی های دانش پژوه حکیم، توصیف شد تا بر اساس تحلیل آن لوازم، اصول تعلیم حکیم پرور استخراج و راهبرد جهش علمی مورد انتظار رهبر انقلاب معرفی شود. یافته ها: بر اساس لوازم فضیلت حکمت، دانش پژوه حکیم، موحّد و مهذّب است و با بصیرت علمی موهبتی و اکتسابی و شجاعت، در کسب علم مجاهدت می کند. اصول تعلیم حکیم پرور عبارتند از: توحیدمحوری، نقّادی شجاعانه و مجاهدانه روشهای دستیابی به گزاره های علمی و حکیم بودن معلّم. نتیجه گیری: رعایت اصول تعلیم حکیم پرور که از متون اسلامی استنباط شده اند، موجب می شود تا تلاشهای علمی، اجتهادی و مدل ساز، با دستیابی حداکثری به حقیقت دانش و با تکیه بر توحید و تهذیب اخلاقی باشد و جهش علمی مورد انتظار رهبری در گام دوم انقلاب را محقق کند که متناسب با این اصول، روشهای اجرایی تنظیم می شوند.
عدم صداقت علمی تهدیدی برای شرافت نظام آموزش عالی: مروری بر عوامل فردی و زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۴ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۱۶
9 - 30
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از کشورها، پژوهش های زیادی به منظور تعیین عوامل مؤثر بر عدم صداقت علمی انجام گرفته است. با این وجود، در ایران پژوهش جامعی برای تعیین عوامل وابسته با این پدیده انجام نشده است. هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل فردی و زمینه ای مرتبط با عدم صداقت علمی است. روش پژوهش کتابخانه ای بوده و تعدادی از مهم ترین واژه های مرتبط با موضوع مانند: اخلاق علمی، کمال علمی، عدم صداقت علمی، تقلب علمی و سوءرفتار علمی در پایگاه های اطلاعات علمی داخلی و خارجی جستجو شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عدم صداقت علمی باید عملی فراتر از تقلب در آزمون در نظر گرفته شود. به علاوه، متغیرهای فردی (مانند سن، جنس، رشته تحصیلی و ویژگی های شخصیتی) و زمینه ای (مانند: اساتید، قوانین شرافت علمی، شدت مجازات ها و تأثیر هم سالان) زیادی وجود دارد که می تواند بر عدم صداقت علمی تأثیرگذار باشد. این عوامل برمبنای پژوهش های موجود دسته بندی و منابع پژوهشی آن ارائه شده است. راهکارهایی نیز برای جلوگیری از عدم صداقت علمی ارائه شده است.