فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۶ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲۴
11 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، تبیین رویکرد میان رشتگی به عنوان رویکردی نوین و مکمل رویکردهای رفتارگرا و ساختارگرا در آموزش کارآفرینی است؛. بنابراین، سؤالات اساسی این است که آیا دامنه آموزش کارآفرینی را می توان به سطحی فرا رشته ای توسعه داد و اینکه چه رشته های علمی (میان رشته ای) در آموزش کارآفرینی دخیل می شوند؟ برای پاسخ به سؤالات مذکور از روش فراتحلیل نتایج حاصل از تحقیق های پیشین استفاده شده است. در مقاله حاضر سعی شده است تا با مرور منابع عمده و تحلیل نظرات، جمع بندی روشن و چارچوبی برای معرفی رویکرد میان رشتگی آموزش کارآفرینی ارائه شود. یافته ها نشان داد که آموزش کارآفرینی تاکنون بر مبنای دو رویکرد رفتارگرا (آموزش تئوریک) و ساخت گرا (آموزش تئوریک و تجربی) بوده است و هر کدام استراتژی و سبک های خاصی را پیشنهاد می کنند. رویکرد میان رشتگی که سعی در توسعه آموزش کارآفرینی به سطحی فرارشته ای و میان رشته ای دارد، مکمل دو رویکرد قبل است و دارای گونه شناسی فرارشته ای (علم و هنر)، میان رشته ای (جامعه شناسی، روان شناسی، مدیریت، اقتصاد و بازاریابی) و درون رشته ای (دانش و کاربرد) است.
رویکرد فارابی و ابن سینا به علوم و تقسیم آن؛ رویکردی پیشارشته ای، رشته ای و یا میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اندیشه فارابی و ابن سینا علم در معنای عام مترادف با فلسفه است. از این مقسم واحد دو شاخه نظری و عملی و از هر یک از این دو، اقسام متعددی از علوم تخصصی به دست می آید. در این نمودار خوشه ای دو تصویر وحدت انگارانه و تکثرگرایانه (تخصصی) از علوم در کنار هم گرد آمده است. به این معنا، در علم شناسی ابن سینا هم از وحدت علوم و ارتباط آن ها با یکدیگر سخن گفته شده است و هم از تمایز و تفرد هر یک از دیگری. با این حال این موضع نه معادل رویکرد رشته ای در عصر مدرن و نه معادل رویکرد میان رشته ای است. این موضع حتی معادل وحدت این دو با یکدیگر هم نیست. بلکه اساساً این علم شناسی در یک فضای فکریِ متفاوت از علم شناسی قرون اخیر طرح گردیده است. این نوشتار درصدد است پس از تشریح علم شناسی فارابی و ابن سینا و سپس تشریح رویکرد رشته ای و میان رشته ای این تفاوت را نشان دهد. در پایان با لحاظ احتیاط در استعمال واژه «پیشارشته ای» این رویکرد به علم شناسی فارابی و ابن سینا نسبت داده می شود.
تحلیل مقایسهای ارزشیابی دانشگاهیان ایران از برنامههای اسلامی سازی دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس مطالعات اکتشافی منظور طراحان از اسلامی سازی رسیدن به الگویی است که در آن دانشگاه، استاد، دانشجو و علم دارای صفاتی مانند : مستقل از غرب، خدمت کننده و متعهد به مردم ایران ، مذهبی، متعهد به نظام جمهوری اسلامی، نوآور و امثال آن باشد . در این مقاله اقدامات اسلامی سازی دانشگاه در ایران از نگاه دانشگاهیان ارزشیابی شده است. دانشگاهیان شامل دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاه های ایران می شود که تعداد حجم نمونه1092 نفر دانشجو و 592 نفراستاد می باشند. ارزشیابی کنشگران دانشگاهی از برنامه ها چندان مناسب نیست ومیزان موفقیت اغلب این برنامه ها درحد متوسط یا کمتر از آن ارزیابی شده اند .کنشگران دانشگاهی 30 برنامه را برای اسلامی سازی دانشگاه مفید نمی دانند، فقط از 4 اقدام دستگاههای اداری در دانشگاهها ارزشیابی مثبت دارندو نسبت به 39 برنامه بی تفاوت بودند. بنابراین، عملیات اجرایی اسلامی سازی نظام سیاسی جایگاه مناسبی در افکار کنشگران دانشگاهی نداشته است.
نگرشی جامعه شناختی و روانشناختی به بدحجابی به عنوان یک مسئله اجتماعی
حوزههای تخصصی:
گرایش به پوشش و حجاب یک گرایش فطری در میان زنان و مردان میباشد؛ ولی میزان و شکل آن رابطه مستقیمی با اخلاق، فرهنگ و ساختار اجتماعی جوامع دارد. بر این اساس میتوان گفت که مسئله بدپوششی، جایگاه ویژهای در مباحث روز دنیا، مانند فرآیند جهانی شدن و مدرنیته داشته و یکی از پیچیدهترین آسیبهای اجتماعی مطرح در جوامع جهانی، بهویژه در جامعه ما محسوب میشود. به همین دلیل، مقاله حاضر نیز با هدف تحلیلی جامعه شناختی بر بدحجابی و بدپوششی زنان نگاشته شده و در پی آن است که با تکیه بر دیدگاهها و نظریه های مطرح شده در این حوزه و همچنین، نتایج عمده پژوهشهای اجتماعی انجام یافته، برخی عوامل اجتماعی(مانند جامعهپذیری، نقش خانواده و رسانههای جمعی و گروه های همسالان)، عوامل فرهنگی (نقش اعتقادات مذهبی، بحران هویتی، تهاجم فرهنگی و دگرگونی فرهنگی) و عوامل روانشناختی موثر (مانند تاثیر عقده حقارت، وجود غریزه خودآرایی و...) بر بدحجابی را شناسایی و به مراتب راهکارهای کاربردی در جهت رفع و یا کاهش این معضل اجتماعی ارائه کند.
تبیین معیارهای نگارشی و ساختاری تألیف و تدوین کتاب های درسی دانشگاهی رشته های علوم تربیتی، مشاوره و روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۸
45 - 66
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به تبیین معیارهای نگارشی و ساختاری تألیف و تدوین کتاب های درسی علوم تربیتی و روان شناسی و مشاوره پرداخته شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل صاحب نظران برنامه درسی، مؤلفان کتاب های درسی و دانشجویان کارشناسی ارشد بوده اند. به منظور برآورد روایی سئوال های پرسشنامه و مصاحبه از روایی محتوایی و برای برآورد پایایی سئوال های سبک لیکرت، از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. پایایی پرسشنامه در حیطه نگارشی70/0 و در حیطه ساختاری 81/0 برآورد شده است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از مصاحبه از روش مقوله بندی و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پرسشنامه از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. نتایج نشان داد در حیطه نگارشی توجه به زبان و ادبیات فارسی و اصول نگارشی توجه به سطح دشواری، تعریف واژه های تخصصی توجه به جدیدترین یافته های علمی، ساختار منظم در ارائه مطالب و توجه به زمان آموزش توسط مصاحبه شوندگان مورد تأکید قرار گرفته است. در حیطه ساختاری نیز بخش های مقدمه، پیشگفتار، راهنمای استفاده از کتاب، فهرست مطالب، اهداف کلی کتاب، مقدمه هر فصل، اهداف کلی و جزئی هر فصل، سئوال های تحلیلی، فهرست منابع مورد استفاده در فصل، و منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر و نمایه ها، اجزای لاینفک یک کتاب درسی را تشکیل می دهد.
بررسی راهکارهای تقویت توسعه علمی در نهادهای آموزشی با تأکید بر نظریه های انسانی سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۸
29 - 43
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر این است که برای تقویت توسعه علمی در نهادهای آموزشی چه راهکارهایی می توان ارائه داد. این امر با کند و کاو نظریه های سازمان و سبک های مدیریت و رهبری صورت گرفته است. پرداختن به بحث توسعه علمی و لزوم آن و بررسی راهکارهای تقویت آن ضروری به نظر می رسد. با توجه به ماهیت سؤال تحقیق به نظر می رسد که با روش اسنادی بهتر می توان جنبه های مختلف موضوع را کاوید.
یافته های تحقیق حاکی از آن است که به طور کلّی نظریه های انسانی سازمان از جمله تئوری Y، نظریه مدیریت مبتنی بر کرامت انسانی می توانند نهادهای آموزشی را هر چه بیشتر به سمت توسعه علمی سوق دهند. همچنین سبک های مدیریت مشارکتی و الگوهای مردم سالارانه که در آنها کارکنان نقش مستقیمی در هدف گذاری، تصمیم گیری، حل مسائل و ایجاد تغییرات سازمانی ایفا می کنند، الگوی مناسبی در سازمان های آموزشی به نظر می رسد.
وضعیت استقرار مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم از دیدگاه اعضای هیئت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ بهار ۱۳۹۱ شماره ۱۷
77 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی وضعیت استقرار مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم از دیدگاه اعضاء هیئت علمی می باشد. روش تحقیق از نظر اهداف کاربردی و به لحاظ شیوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی است و جامعه آماری شامل 149 نفر می باشد که تعداد 80 نفر از آنان به شیوه تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه مدیریت دانش با 28 گویه در سه محور؛ فنی، فرهنگی و مدیریتی با ضریب پایایی 91/0 بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان می دهد که از نظر زیرساخت های فنی و حرفه ای، فرهنگ سازمانی و مدیریتی وضعیت مناسبی برای استقرار مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی وجود ندارد و نیازمند توجه جدی مدیران دانشگاه است. در پایان با توجه به نتایج حاصله، پیشنهاداتی برای بهبود بخشیدن به وضعیت ارائه شده است.
مطالعه تنش آبی در ایران از منظر زیرساختهای فرهنگی
حوزههای تخصصی:
آب همانند هوا از مهمترین عوامل بقای موجودات زنده است. زندگی و سلامت همه موجودات زنده اعم از انسانها، گیاهان و جانوران به وجود آن بستگی دارد. اهمیت مسئله آب زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم بیش از سه چهارم کره زمین را آب فراگرفته است؛ اما تنها 5/2 درصد کل آبهای موجود، آب شیرین و قابل استفاده است. از سوی دیگر طبق طبقه بندی های زیستمحیطی، ایران در زمره کشورهای خشک و نیمه خشک دنیا قرار دارد. بنابراین توجه به مسئله آب در ایران از اهمیت دوچندانی برخوردار است. در این پژوهش مصرف آب در ایران مورد مطالعه قرار گرفته است. براساس آمار موجود در این زمینه کشور در وضعیت مناسبی از منظر مصرف سرانه آب قرار ندارد. بنابراین اندیشیدن تدابیر فرهنگی به منظور آموزش مردم به جهت مواجهه با این بحران ضروری به نظر میرسد.
مقایسه و پایش رفتارهای نظام علم و فنّاوری ترکیه و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۸
115 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله پایش رفتارها و سیاست های نظام علم و فنّاوری در کشور ترکیه و مقایسه آن با ایران است. در این مقاله، با رویکردی تطبیقی مشتمل بر روش توصیفی- تاریخی بعد از توصیف یا جمع آوری منظم اطلاعات، تفسیر یا تحلیل های موردنظر براساس سئوالات پژوهشی صورت می پذیرد.
نتایج بررسی نشان داد، ترکیه نیز مانند ایران با گسترش کمّی ساختارهای آموزشی، به بهبود نرخ های ثبت نام در آموزش عالی چه در کل و چه در میان زنان دست یافته است. در عین حال افزایش سهم آموزش های فنی- حرفه ای از کل آموزش های عالی به افزایش شاغلان (نیروی کار) با آموزش عالی (نیروی کار ماهر) از کل شاغلان در این کشور منجر شده است. با افزایش سهم هزینه های تحقیق و توسعه از کل GDP که بهبود نسبتاً چشم گیری از 37/0 در سال 1998 به 73/0 در سال 2008 داشته، همچنین افزایش سهم بخش صنعت و فعال تر نمودن بخش خصوصی در هزینه تحقیق و توسعه و دریافت کمک های خارجی (برای تأمین هزینه های تحقیق و توسعه)، در سال 2010-2011 در شاخص کلی آمادگی تکنولوژیکی و دسترسی به پیشرفته ترین تکنولوژی ها توسط شرکت ها، از ایران پیشی گیرد.
تأثیر نگرش والدین بر عملکرد تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۸
67 - 88
حوزههای تخصصی:
در مطالعه روابط بین نگرش به رشته تحصیلی و عملکرد تحصیلی باید دو مفهوم بنیادی و نظری نگرش و رفتار را مورد توجه قرار داد. در این تحقیق، سعی شده تا ضمن بررسی نگرش های موجود (والدین، جامعه و معلمان) نسبت به دانشگاه، تأثیر نگرش های القاء شده به افراد بر عملکرد آنها سنجیده شود. داده ها از طریق روش پیمایشی و با پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد و برای تحلیل داده ها از آزمون های پیرسون اسپیرمن و t-test استفاده شده است. از جامعه آماری دانشجویان دانشگاه تبریز نمونه ای به اندازه 200 نفر انتخاب شده است. نتایج نشان داد فرض تأثیر نگرشجامعه و نگرش خود فرد و موفقیت عملکرد تحصیلی فرد مورد تأیید قرار گرفت؛ در نتیجه می توان گفت، هر چه نگرش جامعه (دوستان، آشنایان و...) انتظارات و توقعات بیشتری از دانشجو داشته باشند، عملکرد تحصیلی وی بهتر خواهد شد. همچنین هر اندازه که فرد، انتظارات و توقعات بیشتری از خودش داشته باشد، عملکرد تحصیلی بهتری خواهد داشت.
ماهیت رویکرد میان رشته ای در حوزه علوم انسانی با تأکید بر اندیشه های هابرماس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات میان رشته ای نوعی از علوم است که پس از نمایان شدن ناتوانی و کاستی های تخصصی شدن علم ضرورت یافته است. از این جهت می توان گفت وجود تخصص گرایی، از جمله دلایل تمایل به میان رشته ای در عصر حاضر است؛ عصری که انسان ها با مسائل پیچیده و چند بعدی روبرو هستند و برای حل آنها نیاز به برخورداری از مفاهیم و روش های چند رویکردی و میان رشته ای دارند. هدف از مقاله حاضر، بررسی ماهیت دانش و به تبع آن، تحلیل ضرورت مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی از دیدگاه یورگن هابرماس نماینده مشهور مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی می باشد. این پژوهش با بهره گیری از متون معتبر و روش تحلیلی به دنبال پاسخ دادن به سوال اساسی پژوهش، یعنی ماهیت رویکرد میان رشته ای در علوم انسانی در عصر حاضر است. هابرماس بر آن است که در عصر مدرنیته قسمتی از توانایی های ذهن بشری تحت علوم طبیعی بر تمامی آن غالب گشته و مانع از شناخت واقعی جهان و تقابل میان روش های کمی گرا و کیفی گرا در علوم انسانی شده است. وی با انتقاد از روش پوزیتویستی در علوم انسانی و در مرحله بعد با ارائه نظریه عقلانیت ارتباطی و کنش ارتباطی بر چند بعدی بودن مسائل بشری و دانش بشری تاکید نموده و از طریق همگرایی و اجماع حاصل از وضعیت ایده آل به دنبال حل مسائل پیچیده بشری می باشد.
فرهنگ، بستری برای جنگ نرم
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی جنگ نرم در بستر فرهنگ است. در این راستا چارچوب نظری «تهدیدات نرم» به عنوان چارچوب مفهومی مناسب و جامعه برای بررسی فرهنگ، جنگ نرم و ارتباط بین فرهنگ و جنگ مورد استفاده قرار گرفته است. یکی از زیرمجموعه ها یا ابعاد جنگ نرم، جنگ نرم در عرصه فرهنگی میباشد، هدف در این جنگ استحاله فرهنگ مورد نظر و ترویج ارزشهای فرهنگ مهاجم است. از ابزارهای که در جنگ نرم بهکار گرفته میشود، میتوان به اینترنت، رسانهه ای صوتی و تصویری، رایانه، موبایل، دستگاههای «سی،دی» و «دی.وی.دی» خانگی و دستگاههای جدید پخش فایلهای صوتی، تصویری و غیره اشاره کرد.
بر این اساس مقاله حاضر در تلاش است تا ضمن بررسی اجمالی تهدیدات نرم در عرصه فرهنگ، فرهنگ، خصوصیات و جنگ نرم را بررسی کرده و در ادامه به بررسی جنگ نرم در حوزه فرهنگ بپردازد. از این رو جنگ نرم در عرصه فرهنگی، مراحل، اهداف و ابزارهای آن مورد برررسی قرار میگیرد و در نهایت برخی از راهکارهای موثر برای مقابله با آن ارائه میگردد.
تکریم ارباب رجوع در پرتو آموزه ای اخلاقی
حوزههای تخصصی:
بایدها و نبایدهاى اسلامى سازى علوم انسانى از دیدگاه علّامه مصباح(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث درباره اسلامى سازى علوم انسانى با توجه به ضعف هاى علوم انسانى موجود از یک سوى و نقاط قوت علوم انسانى اسلامى از سوى دیگر ضرورتى انکارناپذیر دارد. از این رو باید با شناسایى و برطرف کردن موانع این مسیر، به راهکارهایى براى اسلامى سازى علوم انسانى دست یافت. به اعتقاد علّامه مصباح، براى ایجاد تحول در علوم انسانى باید از سویى در مبانى آنها بر اساس آموزه هاى اسلامى بازنگرى کرد و از سوى دیگر با بهره گیرى از روش صحیح، احکام و ارزش هاى اسلامى را در آنها مدنظر قرار داد. نوشتار پیش رو با پژوهش در آثار علّامه مصباح مى کوشد پس از تبیین دو کلیدواژه «علوم انسانى» و «علوم انسانىِ دینى» و نیز مرورى بر ضعف هاى علوم انسانى موجود، به بررسى ضرورت اسلامى سازى علوم انسانى، و موانع و راهکارهاى پیش روى علوم انسانى اسلامى بپردازد. در پایان نیز به شرایط عام اسلامى سازى علوم از دیدگاه علّامه مصباح پرداخته شده است.
بررسی وانتقادی رویکرد حسن حنفی در علوم اسلامی و انسانی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رویکرد ترکیبی در پژوهش های علوم انسانی: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۸
11 - 27
حوزههای تخصصی:
استفاده از رویکرد ترکیبی روز به روز در حال افزایش است. محققان به طور مداوم در پی رهیافت هایی به منظور انجام پژوهش ها به بهترین شکل ممکن و شناخت هرچه بیشتر پیچیدگی های مسائل می باشند. هدف تحقیق حاضر تحلیل چالش ها و فرصت های رویکرد ترکیبی در پژوهش های علوم انسانی است. روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و ابزار گردآوری اطلاعات شامل کتب و مجلات داخلی و خارجی است. نتایج نشان داد، لزوم استفاده از این رویکرد به منظور فهم بهتر مسائل مورد پژوهش در علوم انسانی می باشد. بعضی از حیطه های پژوهش مانند تحقیقات تربیتی و مدیریتی به دلیل پیچیدگی های ذاتی و محیطی بیشتر از سایر حیطه ها نیازمند استفاده از این رویکرد می باشند.
اثربخشی تدریس اعضای هیئت علمی: مطالعه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۲۰
61 - 80
حوزههای تخصصی:
این تحقیق توصیفی- همبستگی، با هدف کلی بررسی اثربخشی تدریس اعضای هیئت علمی رشته های کشاورزی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را اعضای هیئت علمی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی (58=N)، تشکیل دادند. در این تحقیق از روش سرشماری استفاده شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه ای بود که روایی ظاهری و محتوایی آن، از سوی پانل متخصصان و پایایی آن نیز توسط آلفای کرونباخ برآورد شد. بر اساس یافته ها اعضای هیئت علمی، اثربخشی تدریس زیادی داشتند. یافته ها حاکی از آن بود که آنان در حیطه راهبردهای یاددهی- یادگیری از اثربخشی تدریس خیلی زیادی برخوردار بوده، در حیطه های فعالیت های عملی و آزمایشگاهی و تعامل با دانشجویان، اثربخشی تدریس زیادی داشته و در مدیریت کلاس و مدیریت دوره های کارآموزی نیز به میزان متوسطی اثربخش بودند. نتایج حاصل از تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار AMOS نشان داد که متغیرهای میزان مطالعه در زمینه تخصصی، رضایت شغلی، سابقه تدریس، اعتماد به نفس و تعداد طرح های پژوهشی بترتیب تعیین کننده های تدریس اثربخش از سوی اعضای هیئت علمی بودند.