فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
This study investigates the relationship between religious beliefs, particularly belief in life after death, and political inclinations among Americans. Utilizing data from the 2022 General Social Survey (GSS), we explored the sociopolitical impact of religiosity through statistical analyses, including Pearson’s chi-squared tests and independent samples t-tests. Findings indicate that religiosity significantly correlates with belief in life after death, with more religious individuals demonstrating a stronger inclination toward belief in an afterlife. Additionally, race and gender were found to be influential, as black Americans and American women were more likely to believe in life after death. However, socioeconomic factors such as income and education showed no significant association with afterlife beliefs. Contrary to expectations, age also lacked a meaningful relationship with belief in life after death. Lastly, we found that belief in the afterlife is significantly associated with one’s inclination towards republicans in the elections. These results emphasize the enduring influence of religious identity and spiritual beliefs on social and political attitudes.
Mythical Thought and the Constitution of Israeli Foreign Policy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۹, Issue ۲, spring ۲۰۲۵
257 - 291
حوزههای تخصصی:
Israel’s foreign policy at times diverges from prevailing realist expectations, specifically rational considerations and prudence. This article argues that this is the result of what Ernst Cassirer calls mythical thought or what can be called a myth-based discourse that constructs the mindset of policy makers and has made the emergence of non-realist elements in Israel’s foreign policy possible. In this discourse, quantity, quality, similarity, space, and time acquire specific characteristics and, in the field of foreign policy, this primarily leads to maximalist aspirations, volunteerism, reactiveness, lack of proportionality between capabilities and actions, and at times refraining from diplomatic engagements. However, we encounter a state's identity as a modern ruling state which, to gain international recognition and acceptability, must abide by the norms and laws that define statehood. On the other hand, we face an identity stemming from a mythical discourse, encompassing non-modern, irrational elements and self-definitions based on rules that often contradict legal discourse. Relying on discourse analysis, the texts produced by Israeli foreign policymakers are analyzed to show how this specific way of thinking has made non-realist elements in Israeli foreign policy possible.
The Palestine Conflict: Peace Process and the Debate of One or Two States(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۹, Issue ۲, spring ۲۰۲۵
371 - 396
حوزههای تخصصی:
The Palestine-Israel conflict is among the most protracted disputes in recent history. Muslims and Jews have been competing for territorial, political and religious claims over the sacred land since the Ottoman Empire. The historical struggle, the establishment of the state of Israel against the wishes of local inhabitants, and Israel’s subsequent oppression and violence against Palestinians has pushed the region in an everlasting crisis, in which numerous regional and international actors are involved. Many proposals have been presented by different actors for a solution; however, neither the Palestinians nor Israelis have accepted the terms of such proposals. The idea of a two-state solution has been backed by different international actors for the lasting peace of this turbulent land, but political leaders of both Palestine and Israel have shown their reservations over this proposal. Leaders from both sides have argued for the one-state solution for many reasons. This article first discusses the existing proposals and efforts for the peaceful settlement of the land. It will then highlight the prospects and opinions of both Israel and Palestine over the status of refugees and their right of return and implementation of a two-state and one-state solution. The article will finally signpost the arguments from both sides for the resolution of the conflict, and suggest some findings by employing elite interviewing.
مفهوم سازی استعاری «شهادت» در گفتمان حضرت آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
25 - 42
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی استعاره های شناختی حوزه «شهادت» در گفتمان رهبر انقلاب اسلامی اختصاص دارد. در این مطالعه زبان شناختی، بیانات آیت الله خامنه ای حول محور «شهادت»، از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار ایشان جمع آوری و دسته بندی شده است با این هدف که مشخص شود در گفتمان رهبر انقلاب، «شهادت» به عنوان یکی از مفاهیم مقدس، چگونه به صورت استعاری مفهوم سازی شده است؟ بررسی داده ها نشان داد که در گفتمان رهبر انقلاب «شهادت» با استعاره هایی چون عطر، نور، رنگ، شعله، مسیر، خانه، میدان، آشامیدنی، قله کوه، سنگر، درخت، ریشه درخت و شخص مفهوم سازی شده و عمدتاً در ارتباط بینامتنی با آیات قرآن کریم بوده است. از آنجا که استعاره در هر زبان و فرهنگی متفاوت است، می توان با بررسی استعاره های شناختی رهبر انقلاب و نگرش های غالب شکل گرفته در گفتمان فردی و اجتماعی ایشان و تحلیل این استعاره ها، هویت فرهنگی جامعه ایرانی را مشخص کرد و محتوای فکری و منظومه شناختی ایشان را در جامعه بسط داد.
تکانه های دیجیتال، ترمیدور و زندگی روزمره در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
399 - 375
حوزههای تخصصی:
تحولات و تغییرات حاصل از امر دیجیتال در زندگی روزمره نسل نوظهور و ماهیت و منطق درونی گرایش به امر دیجیتال و نسبتِ آن با آینده حکومت داری در ایران چندان در دستور کار دانش پژوهان قرار نگرفته است. هدف پرتوافکنی بر مدالیتیِ کلیت زداییِ امر دیجیتال در دگرگون سازیِ «علایقِ آگاهی/ دانش ساز» در ماهیت زندگی روزمره نسل نو، و با روش کیفی توصیفی و مبتنی بر پدیدارشناسی هایدگر است. چارچوب تبیینی و نظریِ بحث بر گونه شناسیِ دیوید اپتر «نظام لیبرال -دنیوی، نظام جمعی – مقدس» و «جامعه منشوری» فرد ریگز قرار دارد. در عصر بازتولیدپذیری تکنیکی در جریانِ «رقابتِ واقعیِ مغزها»، و «سوادِ دیجیتال» مرز دوگانه های خیر و شر، خطا و صواب، راستی و دروغ ... به کلیک دست و کلیک مغز بستگی یافته است. غول فرنکشتاین با ابزار میکروپروسسور جهانِ الکترونیک و خودِ جهان را زیرو رو کرده است. با قرار گرفتن فناوری در مرکز روح، آگاهی و عمل جهانی، و برخی خواست های ارضانشده و احتمال گسست در ساختارهای چهارگانه «انباشت، هژمونی، مشروعیت، هویتِ» پارادایم قدرتِ مستقر در جامعه، راه برای بروز تناقضات جدید هموار شده است. آیا به دنبال تغییرات جاری در اکنونیتِ فرهنگ، اقتصاد و اجتماع، آن تحول بنیادین که در تأملی تئوریک، تروتسکی و برینتون، ترمیدور توصیف می کردند در سیاست ایران روی خواهد داد؟
آینده پژوهی کاربردهای هوش مصنوعی در صنایع رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های زیادی تاکنون پیرامون کاربردهای هوش مصنوعی در رسانه انجام شده است، اما هنوز رویکردهای مربوط به هوش مصنوعی درحوزه رسانه کاملا مشخص نیست. در این پژوهش تلاش شده تا تأثیرات این کاربردها بر رسانه پیش بینی شود. روش انجام این تحقیق، آینده پژوهی بارویکرد تجسم سازی است. به همین منظور بارویکرد دلفی وروش نمونه گیری هدفمند وابسته به معیار با 16 تن ازمتخصصان وکارشناسان حوزه رسانه وهوش مصنوعی مصاحبه ساختار یافته انجام شد و نظرات آنها در این زمینه دریافت ویافته ها درجهت پاسخ به سوالات پژوهش مبتنی بر سناریوهای پیشنهادی تحقیق دسته بندی شدوسوالاتی ازجمله اینکه چگونه می توان کاربردهای هوش مصنوعی رادررسانه توصیف کرد،پرسیده شد. نتایج نشان داد که توسعه سریع،پیش بینی سناریوهای تحول آفرین،میزان خطای کم،کیفیت محتوا،تولیدآثارخلاقانه تر،الگوریتم سنجش مخاطب وتاثیرچت بات ها دراستخدام نیروی انسانی سازمان های رسانه ای موثراست. نقش هوش مصنوعی در شکل دهی به آموزش و توسعه مهارت در بخش رسانه، نیاز به یادگیری مداوم و سازگاری با پیشرفت های فناوری را برجسته می کند. پرداختن به چالش هایی که صنعت با آن مواجه است، از جمله نگرانی های حفظ حریم خصوصی، بر اهمیت شیوه های اخلاقی، شفافیت و تلاش های مشترک برای یافتن راه حل های مؤثر تأکید می کند.با نگاهی به آینده، پتانسیل هوش مصنوعی برای تأثیرگذاری بیشتر بر تولید محتوا، توزیع و تعامل مخاطبان بسیار زیاد است.
The Place of Incrementalism in Policymaking: Challenges in the Political Development of the Islamic Republic of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aims to analyze the conditions that led to the lack of political development in the Islamic Republic of Iran by utilizing the tenets of Incrementalism theory and its related perspective (path dependency).Research Method: Historical institutionalism and a descriptive-analytical approach.Findings: The strategy of incrementalism is considered a tool in the policymaking arena of the Islamic Republic of Iran, which leads to policy accumulation and creates an impasse in the country's political development. This is deeply conservative and serves anti-political development forces.Conclusion: The research results show that incrementalism is considered an obstacle in the Islamic Republic of Iran, which, as much as any conceptual framework related to the policymaking process, has created challenges in the field of political development in the Islamic Republic of Iran
مؤلفه های هویت دینی و مذهبی در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
95 - 116
حوزههای تخصصی:
کتاب های درسی مهم ترین ابزار آموزش وپرورش برای تقویت و تبیین هویت ملی به ویژه بعد دینی آن در وجود دانش آموزان محسوب می شوند. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل محتوای کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی از منظر توجه به مؤلفه های هویت اسلامی و مذهبی (شیعه) است. سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که مؤلفه های هویت اسلامی و مذهبی در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی چه جایگاهی دارند؟ روش پژوهش در این تحقیق توصیفی تحلیلی در قالب تحلیل محتوا است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش شمارش فراوانی و درصد فراوانی استفاده شده است. یافته های این بررسی نشان می دهد پنج مؤلفه ی تاریخ اسلام و شیعه، اماکن و مکان های دینی و مذهبی، شخصیت ها و بزرگان دینی و مذهبی، نمادها و ارزش های دینی و مذهبی و همچنین، آداب، احکام و آیین های دینی و مذهبی مهم ترین مؤلفه های هویت اسلامی و شیعی بوده اند که در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بازنمایی شده اند. ارزیابی و تحلیل این مؤلفه ها نشان می دهد هویت اسلامی و شیعی سهم بسیار بالایی را در محتوای این کتاب ها که همان متن، تمرین و تصویر است به خود اختصاص داده اند. همچنین، این بررسی نشان داد که در بین کتاب های مطالعات دوره ابتدایی، کتاب پنجم دربرگیرنده بیشترین فراوانی مربوط به هویت اسلامی و شیعی بوده و کتاب مطالعات اجتماعی سوم ابتدایی کمترین محتوا را دارد. از میان مؤلفه ها و شاخص های موردبررسی در این پژوهش، نمادها و ارزش های اسلامی با 135 بار و شخصیت ها و بزرگان شیعه با 116 بار در هر چهار کتاب مطالعات اجتماعی به ترتیب بیشترین بازنمایی را داشته اند.
بررسی نسبت فضای مجازی و حکمرانی خوب در عرصه سیاست جهانی: مورد مطالعه ایران و چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
193 - 216
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل تأثیر بهره گیری از فضای مجازی در تحقق حکمرانی مطلوب انجام شده است و در صدد پردازش به چگونگی تأثیر فضای مجازی بر حکمرانی خوب است. با افزایش ضریب نفوذ شبکه های اجتماعی مجازی در بین افراد جامعه و تأثیرات آن در همه ابعاد زندگی بشر، هیچ حوزه ای بدون بهره برداری از پتانسیل فضای مجازی و همسوشدن با تحولات آن نمیتواند راه پویایی و توسعه را در عرصه پر رقابت جهانی و حتی محلی بپیماید. یکی از عرصه های مهم متأثر از فضای مجازی عرصه حکمرانی است. یافته های پژوهش بیانگر این مطلب است که دولتها برای اجرای مطلوب الگوی حکمرانی و تحقق آرمان های خود باید ماهیت این نوع جدید از حکمرانی را درک کرده و با بهره گیری از ظرفیتهای فضای مجازی در برقراری تعادل و ثبات بین بخش های مختلف جامعه تلاش نمایند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بازطراحی مناسبات حاکمیت و فضای مجازی می بایست باتوجه به شکل گیری جوامع شبکه ای و پویا شدن قدرت در شبکه، بر اساس شرایط و اقتضائات جامعه شبکه ای و شرایط ویژه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور صورت گیرد.
نقدپذیری در دولت های بعد از انقلاب اسلامی: رهیافتی به تربیت انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
35 - 56
حوزههای تخصصی:
سعه صدر و نقد پذیری از عناصر اصلی رشد و تعالی جامعه بوده و می تواند باعث اصلاح امر حکمرانی گردد. این مقاله با هدف نقدپذیری در دولت های بعد از انقلاب اسلامی (سال های ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۰) با رهیافتی به تربیت انتقادی انجام گرفت . این پژوهش با رویکرد کیفی و با به کارگیری روش گردآوری داده های کتابخانه ای و تکنیک اسنادی و تحلیل مفهومی استفاده شد. یافته ها نشان داد عواملی که سبب عدم نقد پذیری می شود، از سویی، شکاف میان جامعه و مسئولین، خودمحوری، وجود خصلت هایی چون تکبر وخودبزرگ بینی، میل به اقتدار کاریزماتیک، فقدان اعتماد به نفس، مقصر دانستن دیگران به جای پذیرش نقاط ضعف خود، کوچک شمردن انتقاد، و از سوی دیگر، بازگو کردن معایب و نادیده گرفتن نقاط قوت، پرخاشگری و توهین به جای انتقاد سازنده، غرض ورزی و انتقام به جای انتقاد هستند. نتایج پژوهش بیانگر این است که فراهم بودن بستر انتقاد در جامعه باعث افزایش مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم، ایجاد وحدت میان مردم و مسئولان کشور، بالا رفتن فهم سیاسی- اجتماعی جامعه، جلوگیری از تشنجات سیاسی- اجتماعی، حفظ استقلال کشور، جلوگیری از رخنه دشمنان و تقویت پایه های نظام خواهد شد.
پیامدهای اقتصادی قرارگیری ایران در فهرست سیاه FATF(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۴)
33 - 51
حوزههای تخصصی:
اف ای تی اف در سال 1989 به عنوان دیده بان پول شویی و تأمین مالی تروریسم در جهان تأسیس شد و در عرصه مبارزه با پول شویی، تأمین مالی تروریسم و منع اشاعه سلاح های کشتارجمعی فعالیت می کند. این گروه 40 توصیه دارد که لازمه پیوستن به آن، تصویب و رعایت این توصیه هاست. بیش از 200 کشور و سازمان بین المللی خود را ملزم به رعایت استانداردهای اف ای تی اف کردند و بر همین اساس در مواردی که کشوری توسط گروه ویژه اقدام مالی در فهرست سیاه قرار گرفته باشد مؤسسات مالی و سایر بنگاه های اقتصادی یا به طورکلی از تعامل با بانک ها و بنگاه های اقتصادی آن کشور صرف نظر یا همکاری خود را به شدت سخت گیرانه می کنند که ازاین جهت هزینه های معامله و نقل انتقال پول به طور جدی افزایش می یابد. ایران در سال ۲۰۰۹ در فهرست سیاه این گروه قرار گرفت و تا سال 1403 به دلیل تصویب نکردن لوایح مبارزه با جرایم سازمان یافته فراملی و تأمین مالی تروریسم همچنان در فهرست سیاه اف ای تی اف قرار دارد. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است که قرارگیری در فهرست سیاه اف ای تی اف چه پیامدهای اقتصادی برای ایران دارد؟ فرضیه ای که در پاسخ به این سؤال مطرح می شود این است که قرارگرفتن در فهرست سیاه اف ای تی اف سبب ایجاد محدودیت در مبادلات بانکی، کاهش وجهه بین المللی و به دنبال آن کاهش سرمایه گذاری خارجی، کاهش رشد اقتصادی، نوسانات ارزی و افزایش تورم شده است. در مقاله حاضر با روش توصیفی - تحلیلی تلاش می شود فرضیه پژوهش به آزمون گذاشته شود.
خودآگاهی ملی و پیوند آن با جهان ایرانی در میراث شعری لایق شیرعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
31 - 49
حوزههای تخصصی:
مهم ترین و بارزترین وجه اشتراک بین ایران و کشورهای افغانستان و تاجیکستان زبان فارسی است. زبان و شعر فارسی پل استواری میان ما و تاریخ و فرهنگ باشکوه گذشته مان ایجاد کرده است. شعر که یکی از عناصر مهم و سازنده ی فرهنگ هر کشور و مردم آن محسوب می شود، بازتاب روح جمعی و آرزوهای ملی همان جامعه است؛ به همین دلیل است که نقش شاعران در فرهنگ سازی و به تبع آن، در هویت و خودآگاهی ملی اهمیت می یابد. مسئله اصلی این پژوهش تحلیل و بررسی عناصر آگاهی بخش هویت و ملیت در شعر لایق شیرعلی، یکی از برجسته ترین نمایندگان ملی گرای شعر معاصر تاجیک است. نگارندگان با روش تحلیلی و توصیفی در بستر رمانتسیم اجتماعی این عناصر را ذیل زبان گم کرده (اهمیت زبان مادری)، خاک وطن (وطن جغرافیایی)، شعر تاریخ (یادکرد تاریخ و فرهنگ آریایی)، روح رخش (الهام از شاهنامه) و وطن فرهنگی (سمرقند و بخارا) در اشعار شاعر دسته بندی و تحلیل کردند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که شاعر به شدت خود را به فرهنگ مشترک با ایران و جهان ایرانی وابسته می داند و پیوسته می کوشد آن را در شعر خود بازتاب دهد.
بررسی تأثیر مسجد بر کاهش آسیب های اجتماعی، مورد مطالعه: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسجد به عنوان اصیل ترین نهاد فرهنگی برخاسته از اندیشه دینی، ظرفیت های نهفته فراوانی برای نقش آفرینی در زمینه تمدن سازی جامعه اسلامی دارد. از دیدگاه صاحب نظران مختلف یکی از شاخص های اصلی تمدن نوین اسلامی، اخلاق، عدالت و حاکمیت موازین قانون است و از مسجد، به عنوان کهن نهاد کالبد اجتماعی انتظار می رود که به عنوان بسترساز تحقق شاخص ها و ارتقاء وضعیت آنها در محلات شهری عمل کند. این تحقیق با هدف بررسی موضوع تحقیق، به بررسی میدانی وضعیت مساجد از حیث تعداد، میزان شرکت کردن و رضایت شهروندان از مسجد و سرمایه اجتماعی مسجد در محله های مناطق 22 گانه شهر تهران پرداخته و سپس با تفکیک آسیب ها و مسایل اجتماعی به سه حوزه جرم، ناهنجاری و کجروی اجتماعی، نحوه نگرش و پنداشت شهروندان تهران را نسبت به آسیب ها و مسایل اجتماعی مورد سنجش قرار داد. روش بررسی در این مطالعه روش تجزیه و تحلیل ثانویه خواهد بود. جهت نیل به هدف تحقیق در این مطالعه از داده های "پیمایش رصد کیفیت زندگی شهر تهران"، استفاده شد. در مطالعه علاوه بر تاکید بر مباحث آماری برای توصیف و تحلیل متغیرها برای تصویر بهتری و شفاف تری از مناطق 22گانه شهر تهران در باب موضوع تحقیق از تحلیل فضایی نیز کمک گرفته شد. یافته های تحقیق حاکی از وجود رابطه معنی دار میان میزان شرکت کردن در مسجد، رضامندی و سرمایه اجتماعی مسجد با نحوه نگرش نسبت به آسیب ها و مسایل اجتماعی است. چنین می توان نتیجه گرفت که مسجد در گام نخستین جهت تحقق شاخص های تمدن اسلامی، ذهنیت شهروندان در هر محله را در قیاس با سایر شهروندانی که کمتر در برنامه های مسجد مشارکت نموده و سطح رضامندی و سرمایه اجتماعی آنان از مسجد پائین است، نسبت به وجود آسیب ها و مسایل اجتماعی از رویکرد منفی برخوردار می کند و نسبت به رفع آنها دغدغه مندتر می سازد.
تأثیر سند چشم انداز 2030 عربستان بر کشورهای محور مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
65 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف : برخی از رهبران سعودی و در رأس آن ها محمد بن سلمان، جهت رهایی کشور از اقتصاد تک محصولی و پیامدهای آن، دست به ارائه چشم اندازی بلند پروازانه در افق زمانی 2030 زده اند. این سند به عنوان یک چشم انداز جدید، درصدد است تغییرات همگانی را در این کشور ایجاد کند. رصد سند مذکور و تحلیل جوانب مختلف آن از طرفی و پیامدسنجی تأثیرات احتمالی آن بر محور مقاومت از طرف دیگر از اهداف این پژوهش است. روش ها : این پژوهش کاربردی و اکتشافی با رویکرد استقرایی و روش کیفی انجام شده است. داده ها به صورت کتابخانه ای و خبره محور جمع آوری شده و برای بررسی اثر چشم انداز 2030 عربستان سعودی بر کشورهای محور مقاومت از روش تحلیل مضمون و سپس از روش چرخ آینده برای شناسایی پیامدها استفاده گردیده است. یافته ها : بر اساس یافته های پژوهش، عربستان سعودی در بهینه ترین حالت می تواند به اهداف سند چشم انداز 2030 دست یابد. این اهداف مزایای سیاسی-اقتصادی، ژئواستراتژیک و ژئوکالچر را به همراه دارد که می تواند بر کشورهای محور مقاومت در زمینه های اقتصادی، سیاسی، رسانه ای، فرهنگی و نظامی تأثیر بگذارد. نتیجه گیری ها: برای مقابله با چالش های ناشی از تحقق سند چشم انداز 2030 عربستان سعودی، کشورهای محور مقاومت باید با اتخاذ استراتژی های مناسب و همکاری های مشترک، هم گرایی های اقتصادی و فرهنگی را تقویت کرده و پیوندهای سیاسی خود را تقویت کنند تا اهداف مشترک را پیش ببرند و آسیب پذیری خود را در برابر نفوذ عربستان کاهش دهند
حکمرانی و سیاستگذاری اقتصادی در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
841 - 807
حوزههای تخصصی:
در عصر هوش مصنوعی، سیاستگذاری اقتصادی و راهبردی مستلزم بهره گیری از سازوکارهای حکمرانی خوب است که بتواند بهینه سازی تعاملات میان کشورها و حوزه های علمی مختلف را تسهیل کند. در این فضا، استفاده از فناوری برای بهینه سازی سیاست های اقتصادی و اجتماعی به اولویت راهبردی تبدیل شده است. در جامعه شبکه ای و مبتنی بر اطلاعات، واحدهای سیاسی به نظام هایی درهم تنیده از قدرت ارتباطی، اقتصادی و راهبردی تبدیل شده اند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که نشانه های اصلی حکمرانی و سیاستگذاری اقتصادی در عصر هوش مصنوعی چه ویژگی هایی دارند؟ فرضیه تحقیق بر این مبنا استوار است که حکمرانی و سیاستگذاری اقتصادی در این عصر بر شفاف سازی فرایندها، همکاری های چندجانبه، مصرف گرایی فزاینده و تولید روایت های مشروعیت بخش متکی است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد جامعه و اقتصاد شبکه ای، به تحلیل تأثیر ادغام مرحله ای مناطق پیرامونی در هسته مرکزی اقتصاد جهانی پرداخته شده است. این پژوهش از روش تحلیلی-توصیفی بهره می برد و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و تحلیل ثانویه داده ها، نقش هوش مصنوعی در حکمرانی اقتصادی و سیاستگذاری جهانی را بررسی می کند. تحلیل یافته ها نشان می دهد که حکمرانی و سیاست گذاری در عصر هوش مصنوعی دچار تغییرات بنیادین شده و موجب دگرگونی در سازوکارهای موازنه قدرت، سیاست های اقتصادی، و رقابت های امنیتی شده است. هوش مصنوعی روندهای جدیدی از رقابت های ژئوپلیتیکی و بحران های منطقه ای را به وجود آورده است.
تداوم انقلاب و مسئله ژئوپلیتیک، ملاحظه ای بر انقلاب اکتبر روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی در این پژوهش تبیین جایگاه و تأثیرگذاری مسئله ژئوپلیتیک و تعامل آن با انگاره تداوم انقلاب در رویکرد رهبران انقلاب، لنین، تروتسکی و استالین و پیامد آن بر ساختار انقلابی با توجه به مؤلفه های تأثیرگذار ژئوپلیتیک است. انقلاب اکتبر 1917 روسیه با توجه به ایدئولوژی مارکسی در شمار انقلاب های بین المللی و با راهبرد جهان شمول است، تداوم و حفظ انقلاب و در مرحله بعد گسترش آن به عنوان مهم ترین کارویژه و رسالت رهبران انقلابی تعریف شد. در این نوشتار با بررسی روندی تعامل گونه میان مسئله ژئوپلیتیک و انگاره های رهبران در مسئله تداوم انقلاب، برایند بیرونی را در رویکردهای رهبران انقلاب در ده ساله اول انقلاب اکتبر بررسی می کنیم. این نوشتار بر این فرضیه استوار است که برداشت ها و دغدغه های رهبران انقلاب و تأثیرگذاری هویت فراملی انقلاب اکتبر در تعامل با عامل ژئوپلیتیک در روندی به طور کامل متفاوت صورت بندی شده اند. رهبران انقلاب اکتبر با توجه به امنیتی شدن مؤلفه ژئوپلیتیک و دغدغه بقای انقلاب در روند چالش اندیشه در رویکردهای تعامل گرا، رابطه تقابلی و انگاره رقابتی در نوسان بوده اند. نوع پژوهش مقایسه ای و روش گردآوری اسنادی و کتابخانه ای است.
بررسی تحلیلی مولفه های بیداری اسلامی از منظر مقام معظم رهبری
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
53 - 72
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی مولفه های بنیادین گفتمان بیداری اسلامی در اندیشه مقام معظم رهبری، از طریق تحلیل محتوای بیانات و متون ایشان انجام شده است. یافته ها نشان می دهد بیداری اسلامی در منظومه فکری ایشان، گفتمانی چندبُعدی است که حول دال مرکزی «احیای تمدن اسلامی» با محوریت عقلانیت، علم و اخلاق شکل می گیرد. مولفه های کلیدی این گفتمان شامل: ۱) احیای هویت اسلامی به مثابه پایه مبارزه با استعمار نوین، ۲) مقاومت در برابر تهاجم فرهنگی و استکبارستیزی، ۳) مردمسالاری دینی با تکیه بر مشارکت نخبگان و حوزه های علمیه، و ۴) جنبش نرم افزاری و تولید علم در چارچوب ارزش های دینی است. از منظر ایشان، تحقق این گفتمان نیازمند هماهنگی سه گانه «نخبگان فکری»، «نهادهای دینی» و «مردم» در سطوح داخلی، منطقه ای و جهانی است. پژوهش حاضر با روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و نظریه هژمونی لاکلا و موفه، چالش های پیشِروی این گفتمان را در دو سطح آسیب های درونی (ضعف ایدئولوژیک، گسست رهبری-مردم) و تهدیدهای بیرونی (راهبردهای استعماری نظیر تفرقه افکنی و ارائه بدیل های انحرافی) مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاکی از آن است که تمدن سازی اسلامی در گرو بازتعریف مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، مهدویت و مقاومت فعال در پرتو تحولات ژئوپلیتیک معاصر است.
تضاد منافع ایران و ترکیه در عراق؛ تحلیلی بر مبنای نظریه نوواقع گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
73 - 107
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی الگوی همزمان تضاد و همکاری جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه در عراق می پردازد. در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی دهه اخیر از مبارزه با داعش و تحولات اقلیم کردستان تا پروژه «جاده توسعه» و بازتعریف روابط ترکیه با دولت مرکزی بغداد و کشورهای عربی، سیاست خارجی دو کشور در عراق وارد مرحله ای جدید شده است. ترکیه ضمن تداوم حضور و نفوذ در مناطق شمالی و تعامل اقتصادی گسترده با اقلیم کردستان، همکاری های سیاسی و اقتصادی با دولت مرکزی را نیز گسترش داده است. در مقابل، ایران با حفظ پیوندهای راهبردی با بغداد و گروه های سیاسی شیعه، در پی تداوم نفوذ امنیتی و اقتصادی خود است. این وضعیت همزمان بستر رقابت در حوزه های ژئوپلیتیکی، انرژی و نفوذ فرهنگی و نیز زمینه همکاری در امنیت مرزها، تجارت و مقابله با تهدیدات مشترک را ایجاد کرده است. در پژوهش حاضر، بر پایه نظریه نوواقع گرایی که بر نقش ساختار نظام بین الملل و رقابت قدرت ها تأکید دارد، تلاش شده الگوی رفتاری این دو بازیگر در عراق تحلیل شود. پرسش اصلی پژوهش این است که تضاد منافع ایران و ترکیه در عراق چگونه بر سیاست خارجی این دو کشور تأثیر می گذارد و چه پیامدهایی برای ثبات منطقه ای در پی دارد. بر این اساس، فرضیه پژوهش چنین است که رقابت راهبردی ایران و ترکیه در عراق، به دلیل تعارض منافع ژئوپلیتیکی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی، موجب اتخاذ سیاست های متقابل و واگرا شده که ثبات داخلی عراق و امنیت منطقه ای را با چالش مواجه می سازد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، اسنادی و گزارش های به روز مراکز پژوهشی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که روندهای جدید سرمایه گذاری، تحولات امنیتی و روابط منطقه ای، الگوی رقابت- همکاری دو کشور را پیچیده تر کرده و پیامدهای چندبعدی برای آینده عراق و موازنه قدرت در خاورمیانه به همراه دارد.
بررسی فرایند خروج ایالات متحده آمریکا از افغانستان از منظر نظریه سیستمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
89 - 121
نظریه سیستمی، که یکی از رویکردهای برجسته در علوم انسانی، به ویژه در حوزه های علوم سیاسی است این امکان را می دهد تا رویدادهای گوناگون را به شیوه ای خاص مورد بررسی و تحلیل قرار داد. این نظریه با تأکید بر ارتباط و تعامل اجزای مختلف یک سیستم، کمک می کند تا پدیده ها را به صورت جامع تر و در قالب یک مجموعه مرتبط درک کرد. در این پژوهش سعی شده است خروج آمریکا از افغانستان در چارچوب این نظریه بررسی شود. شکست آمریکا در جنگ افغانستان (2021-2001) و نرسیدن به اهداف خود، یکی از نقاط آغاز تشکیک ها در هژمون برتر بودن آمریکا می باشد. دیدگاه های متعارضی در خصوص افول هژمونی آمریکا مطرح شده است و خروج از افغانستان بدون هیچ دستاوردی به این خوف و رجا در بین نخبگان آمریکایی دامن زده است. سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از: «چگونه می توان بر اساس نظریه سیستمی، خروج ایالات متحده آمریکا از افغانستان را تشریح و تبیین کرد؟» مبتنی بر رویکرد تبیینی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی برای پاسخ به این سؤال می توان گفت بحران در نظام اقتصادی، سیاسی و نظامی این کشور بر برتری آن در فضای بین الملل تأثیرگذار بوده و بر هژمون برتر بودن نیز اثر سوء داشته است. شکست در سیاست های اعلامی واشینگتن در افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت در کنار فشارهای محیطی ناشی از کنشگری فعال بازیگران قدرتمند که حکایت از تغییر واقعیت های نظام بین الملل دارد، باعث شد آمریکا برای جلوگیری از افول کامل به بازاندیشی نسبت به سیاست های چیرگی بنیاد خود در منطقه غرب آسیا برسد. برای نشان دادن این مهم و عملیاتی کردن متغیرها نیز از روش مدل سازی نظری بهره برداری شده است.
از انقلاب فرهنگی تا انقلاب الگوریتمی: تحول گفتمان انقلابی در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
107 - 131
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران به عنوان محیطی زمینه ساز امر سیاسی در بستر گفتمان های سنتی و تجددگرای چهار دهه پیش، از اهمیت فراوانی برخوردار است. ازسوی دیگر، ظهور فناوری های نوینی مانند هوش مصنوعی توانسته است ساخت ها و برساخت های جدیدی را در ادراک اجتماعی ایرانیان ایجاد کند. با توجه به این مسائل، پرسش اصلی پژوهش این است: چگونه این تحولات می توانند آینده گفتمان انقلاب اسلامی را تحت تأثیر قرار دهند؟ آیا این فناوری ها صرفاً در جهت بازتولید ساخت های ذهنی موجود عمل می کنند یا بستری برای شکل گیری برساخت های ذهنی جدید فراهم می آورند؟ این پژوهش در راستای تحلیل فرصت ها و تهدیدهای ناشی از کاربرد هوش مصنوعی در شکل دهی به ذهنیت اجتماعی ایرانیان نسبت به انقلاب اسلامی انجام شده است. نگارندگان با بهره گیری از روش پژوهش کیفی، فرضیه ای را مورد آزمون قرار داده اند که هوش مصنوعی می تواند هم به عنوان ابزاری برای تثبیت و تقویت گفتمان انقلاب اسلامی به کار گرفته شود و هم زمینه ساز شکل گیری برساخت های ذهنی نوینی باشد که ازنظر محتوایی با قرائت های پیشین تفاوت ماهوی دارند. نتایج پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در حوزه هایی مانند تولید محتوای شخصی سازی شده، تحلیل داده های فرهنگی و مدیریت افکار عمومی، ظرفیت به روزرسانی گفتمان انقلاب اسلامی و تطبیق آن با زبان و ذهنیت نسل جدید را دارد. بااین حال، در صورت نبود راهبردهای دقیق و چهارچوب های اخلاقی منطقی، خطراتی همچون انحراف گفتمان، سطحی سازی مفاهیم و ایجاد دوگانگی های هویتی نیز محتمل است؛ بنابراین آینده گفتمان انقلاب اسلامی در عصر هوش مصنوعی، وابسته به حکمت و هوشمندی فرهنگی در بهره برداری از این فناوری است.