فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۲۱ تا ۲٬۷۴۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
297 - 322
حوزههای تخصصی:
جهان اجتماع و انسانی، جهان فهم است و فهم بالاترین درجه شناخت پدیدهایِ اجتماعی و سیاسی محسوب می شود. در واقع بسیاری از سیاستگذاری هاو تصمیم گیری ها برای حل مسأله زمانی می تواند به سرانجام مثبت و تأمین منافع ملّی و انسجام اجتماعی و سیاسی منجر شود که در باب آن مسائل شناخت درست و راستینی انجام گیرد. شناخت درست و راستین زمانی میسر می شود که عاملان سیاست گذاری در تصمیم گیری به مرحله فهم از مسائل اجتماعی و سیاسی دست یابند. تحلیل و فهم پدیده ها و مسائل در قلمرو علوم انسانی در برخی از موضوعات از منظر معرفت شناسی اثباتی برای شناخت پدیده هاو مسائل را مبهم ساخته است. در این پژوهش سعی می گردد تا از منظر فرااثباتی و از چشم انداز فکری پیتر وینچ مسائل و پدیده های اجتماعی ایران مورد فهم و کنکاش قرار گیرد. با این فرض که فهم هر جامعه بر اساس اعتباریات همان جامعه امکانپذیر است. پدیده های علوم انسانی و اجتماعی از پیچیدگی های خاصی برخوردار هستند. این پیچیدگی، شناخت راستین پدیده هارا با دشواری های بسیاری روبرو بوده است. بررسی فهم مسائل سیاسی و فرهنگی جامعه ایران از نظر صاحبنظران و اندیشمندان جایگاه خاصی را در ایران به دنبال داشته است. در این پژوهش سعی بر آن است چگونه می توان از رویکرد روش شناختی برای فهم مسائل سیاسی و فرهنگی برای آگاهی بخشی به جامعه استفاده کرد؟ وینچ فیلسوفی است که با نگرش به قواعد و فهم اجتماعی با در نظر گرفتن اعتباریات آن جامعه مورد بازنگری قرار داده و از منظر معرفت شناسی فرااثباتی تبعیت نموده است.
شکاف های اجتماعی درون قومی و پیامدهای سیاسی آن در ایران: مطالعۀ موردی بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرایند سیاسی شدن اقوام در ایران، بلوچ ها یکی از سیاسی ترین اقوام ایرانی است. بلوچ ها مانند هر جامعه ای دیگری دارای برخی فاصله های درون قومی است که بر رفتار سیاسی این قوم تأثیرگذار است. شناخت این تمایزات و پیامدهای سیاسی آن هدف این نوشتار است. این پژوهش با رهیافت جامعه شناسی سیاسی و روش تحلیل تماتیک در کنار بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و تکنیک مصاحبه با پژوهشگران قومی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در میان بلوچ ها در دوران پیشامدرن، شکاف-های مرتبط با ساخت سنتی مانند"منازعات طایفه ای"، "تفاوت های ناحیه ای" و در دوران پهلوی شکاف های سیاسی ناشی از دوران گذر از قبیل " تنازع نخبگی"، "کشمکش های ایدئولوژیک و سازمانی" و در بعد از انقلاب شکاف های نوپدیدی مانند "شکاف جنسیتی" و "شکاف نسلی" در کنار سایر عوامل بر رفتار سیاسی بلوچ ها تاثیرگذار بوده-اند. فراهم شدن زمینه برای دخالت های خارجی و دولت مرکزی، ایجاد مانع برای پیگیری مطالبات قومی، جلوگیری از افراطی شدن هویت قومی و هویت سیاسی سیال و متکثر از پیامدهای سیاسی شکاف های اجتماعی در میان بلوچ ها می باشد.
تأملی بر جبران ضرر و زیان اداری در صیانت از حقوق شهروندی در نظام حقوقی ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضرر و زیان اداری به عنوان بخشی از جریان اداره امور و ناقض حقوق شهروندی مطرح بوده و توجه به جبران آنها در حقوق اداری در صیانت از حقوق شهروندی بسیاری از کشورها پذیرفته شده که ایران و عراق از آن مستثنی نبوده اند. در کشور ایران و عراق ، پیرو پذیرش نظریه تقصیر در حقوق خصوصی و حقوق جزا، تقصیر اداری مستخدمین دولتی در چهارچوب نظام قضایی رسیدگی شده و بدون جبران باقی نمی ماند. ایراد ضرر و زیان موضوع جبران، شامل دو بخش ضرر مادی و معنوی بوده که جهت صیانت از حقوق شهروندان، در محاکم قضایی ایران و عراق تحت رسیدگی قرار می گیرد. فلذا حقوق کشور عراق از این حیث واجد شباهت های زیادی با حقوق ایران می باشد و دادگاه دادرسی اداری آن با ارکانی مشابه حقوق ایران، وظیفه رسیدگی به تخلفات اداری و جبران ضرر و زیان ناشی از اعمال اداری، رعایت حقوق شهروندان را برعهده دارد. هدف این پژوهش آن است که جبران ضررو زیان اداری در صیانت از حقوق شهروندی بررسی گردد. برهمین اساس پرسش اصلی پژوهش آن است مبانی جبران ضرر و زیان اداری در صیانت از حقوق شهروندی چگونه است؟ که با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی و تحلیلی ضمن پاسخ به سؤال مذکور بیان گردید که مبانی جبران ضرر و زیان اداری بر اساس مسئولیت مدنی کارکنان دولت بوده که در تحقق حقوق شهروندی می تواند تأثیر داشته باشد و تأثیر آن غیرقابل انکار است .
تبیین تغییر در ساختار نظام بین المللی فراروی جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۵
103 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تبیین تغییر در ساختار نظام بین الملل و بررسی ساختار آتی احتمالی نظام بین الملل است که ایران با آن مواجه خواهد بود. نگارندگان در پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به بررسی سازوکار اصلی تغییر ساختار نظام بین الملل یعنی ظهور و سقوط قدرتهای بزرگ پرداخته اند. نگارندگان بر این باورند که ساختار کنونی نظام بین المللی را نمی توان با مفهوم قطبیت تعریف کرد. ساختار کنونی نظام بین الملل دربرگیرنده یک ابرقدرت (آمریکا) در کنار چین به عنوان چالشگر و کاندید ابرقدرت شدن در آینده و چند قدرت بزرگ (اتحادیه اروپا، روسیه، بریتانیا و ژاپن ) است و این ساختار در آینده کوتاه مدت همچنان تداوم خواهد داشت. جمهوری اسلامی ایران برای بهینه سازی تامین منافع ملی در چنین نظامی می تواند ضمن تلاش برای حفظ روابط نزدیک با چین و روسیه، در وضعیت نه دوست نه دشمن در قبال سایر قدرتهای بزرگ قرار گیرد.
وظایف و اختیارات دولت در مواجهه با شیوع بیماری های فراگیر (مطالعه موردی بیماری کرونا)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۶
25 - 50
حوزههای تخصصی:
پرواضح است که شیوع بیماری های واگیردار، در بسیاری از موارد سبب ایجاد بحران و اضطرار می شوند و دولت با توجه به اینکه دارای گسترده ترین وظایف و اختیارات در مواجهه با پاندمی است که تخلف از آنها انواع مسئولیت های دولت را در پی خواهد داشت. بنابراین هدف این پژوهش، مطالعه و بررسی این دست از وظایف و اختیارات دولت بویژه در پاندمی اخیر کووید 19 انتخاب شده که با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، یافته ها حاکی از آن است که دولت باتوجه به مبانی فقهی و حقوقی قاعده لاضرر و مسئولیت تأمین سلامت جامعه بنابر میثاق های بین-المللی و اصولی از قانون اساسی باید پاسخگوی مدیریت شرایط بحران ناشی از پاندمی باشد و در صورت عدم التزام به انجام وظیفه، انواع مسئولیت دولت را به همراه دارد. همچنین می توان به اقدامات پیشگیرانه، اقدامات درمانی و کنترل پاندمی و همچنین اقدامات حمایتی بخصوص برای اقشار آسیب پذیر از جمله وظایف دولت تعریف نمود.
مطالعه تطبیقی مصادره، تملک اموال و املاک مبتنی بر فقه اسلامی ونظام های حقوقی بین المللی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۷
33 - 58
حوزههای تخصصی:
ملکیّت عبارت است از اختصاص انحصاری مال به دارنده که سایرین را از تصرف در آن ممنوع می کند و تملک و مصادره مالک شدن را گویند، هدف از این پژوهش مطالعه تطبیقی مصادره،تملک اموال واملاک مبتنی برفقه اسلامی ونظام های حقوقی بین المللی می باشد و روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است و یافته ها بیانگر این است که در فقه اسلامی تملک اموال مشروع با موازین اسلامی ناسازگار نیست ولی تملک اموال واملاک نامشروع مشروع ندانسته است. حضرت امام خمینی (ره) تملک اموال غیر مشروع را مجاز دانسته اند. در قانون فرانسه مصادره صرفاً مبتنی بر منفعت عمومی باید باشد و دولت مالک این اموال نیست. در راستای حمایت حقوقی از اموال عمومی، این نظریه؛ اختیار واگذاری اموال عمومی را از دولت سلب می کند و او را مکلف به حفاظت و نگهداری از این اموال می نماید تملک در اکثر نظام های بین المللی به رسمیت شناخته شده است.
نقش طبقه کارگر ایران در پشتیبانی از جنگ تحمیلی در روایت مطلعان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای مقابله با جنگ تحمیلی اقشار مختلف جامعه ایرانی با هویت مشترک اسلامی کنشگری داشتند. این مقاله به روایت مطلعان از نقش طبقه کارگر در مقطع تاریخی 1359 هجری شمسی تا سال 1367می پردازد. رویکرد تحقیق کیفی و راهبرد آن تحلیل روایت است. داده ها بوسیله مصاحبه باز بر اساس اصل اشباع نظری، از نمونه ای به تعداد 8 نفر از مدیران و فعالان کارگری، شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر که در دوران جنگ تحمیلی کنشگری داشتند و مصاحبه با واسطه با تعداد 10 نفر از فعالان کارگری مطلع فعلی، بدست آمد. مشارکت کنندگان با نمونه گیری هدفمند مورد مصاحبه و گزینش قرار گرفتند. برای تجزیه و تفسیر داده ها از تحلیل مضمون استفاده شد. در آخر اعتباریابی و ص حت نتایج پژوهش با بازبینی و تأیید متن مصاحبه به وسیله مصاحبه شوندگان، ج ستجو ب رای م وارد منفی یا توضیحات جایگزین در میان سایر کنشگران، تقویت شد. از لابلای متن روایت کنندگان نقش طبقه کارگر در جنگ، 2 مضمون سازمان دهنده شامل«پشتیبانی از جنگ» و«مشارکت در جنگ» بدست آمد. همچنین 7 مضمون پایه شامل؛ عزیمت کارگران به میادین رزم، اعزام کارگران ماهر به جبهه، نقش کارگران در تثبیت انقلاب با مشارکت در کنترل بحران های امنیتی پشت جبهه، مشارکت کارگران در آموزش نظامی، انجام خدمات پشتیبانی فنی از جبهه، حمایت مالی و پولی کارگران از جبهه، حمایت کالایی کارگران از جبهه، در روایت آنان شناسایی گردید. جهت گیری فکری انقلاب و رهبری به سمت مستضعفان و اقشار پایین جامعه از انگیزه های اساسی کارگران در حمایت از جنگ تحمیلی در دهه اول پس از انقلاب اسلامی بوده است.
دلایل ناکامی ترامپ در شناساندن ایران به عنوان تهدید امنیت بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه ترامپ، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک تهدید برای امنیت و منافع ایالات متحده معرفی کرد و موفق شد درون ایالات متحده در راستای امنیتی کردن موفقیت آمیز جمهوری اسلامی ایران اقدام کند، لیکن نتوانست در معرفی ایران به عنوان تهدیدی برای امنیت بین الملل در سطح جامعه جهانی، موفق عمل کند؛ به عنوان نمونه، در جلسه 14 اوت 2020 (24 مرداد 1399) شورای امنیت سازمان ملل متحد، از میان 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، تنها دو کشور به قطعنامه پیشنهادی ایالات متحده که مانع لغو محدودیت های تسلیحاتی اعمالی بر ایران می شد، رأی مثبت دادند. درحالی که اگر ترامپ در تلاش برای معرفی ایران به عنوان تهدیدی برای امنیت بین الملل موفق عمل می کرد، بی تردید، همه یا اکثریت اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه یادشده رأی مثبت می دادند. اگرچه می توان از چارچوب های نظری گوناگونی برای توضیح و تشریح این موضوع استفاده کرد، اما پژوهش حاضر با کاربست مفهوم «کلان امنیتی سازی» که توسط مکتب کپنهاگ مطرح شده و جزئی از نظریه «امنیتی سازی» یا «امنیتی کردن» این مکتب است، درصدد واکاوی علل این موضوع برآمده است؛ بنابراین، پژوهش حاضر در پاسخ به این پرسش اصلی که «علل موفقیت آمیز و نتیجه بخش نبودن کنش گفتاری ترامپ در کلان امنیتی سازی جمهوری اسلامی ایران و معرفی ایران به عنوان یک تهدید برای امنیت بین الملل چه مواردی است؟» فرضیه خود را ارائه داده و در آن به پنج علت اشاره کرده است. این پژوهش را می توان نوعی پژوهش کیفی کمی به شمار آورد که در آن از ابزارهای کیفی ای نظیر بررسی محتوایی کیفی هشت سخنرانی/ اظهارنظر/ بیانیه ترامپ و ابزارهای کمی ای مانند نتایج نظرسنجی های مراکز معتبر غربی استفاده شده است.
اقتصاد سیاسی بازتولید بی ثباتی و منازعه در عراق پساصدام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عراق از جمله کشورهایی است که به صورت بالقوه طیف قابل توجهی از مولفه های تعیین کننده امنیت و حصول به توسعه متوازن نظیر جمعیت جوان و منابع سرشار هیدروکربوری را دارا است. با این حال فرآیند توسعه اقتصادی- اجتماعی و امنیت پایدار این کشور درآغازین دهه های قرن بیست و یکم، به وضعیتی مخاطره آمیز و پرابلماتیک انجامیده است. عراق طی دو دهه اخیر و متعاقب فروپاشی رژیم صدام حسین، علیرغم فروش سالانه میلیاردها دلار درآمد نفتی و دریافت کمک های بین المللی با نارسایی تدارک خدمات عمومی نظیر قطعی گسترده برق، فقر و بیکاری فراگیر و تعارضات عمیق و مداوم بین نیروهای اجتماعی در عرصه اقتصاد سیاسی خود مواجه بوده است. پرسش آن است که بازتولید ناامنی و پیچیده شدن فرآیند توسعه اقتصادی- اجتماعی در عراق پسا صدام چگونه قابل فهم است؟ فرضیه پژوهش با اتکاء به رویکرد اقتصاد سیاسی نهادگرای داگلاس نورث بدین صورت طراحی شده که الگوی روابط میان ائتلاف حاکم و نیروهای مسلح و توانمند عرب سنی، متعاقب تکوین نظم دسترسی محدود در این کشور، زمینه بازتولید ناامنی و شکل گیری وضعیت پیچیده فراروی توسعه اقتصادی- اجتماعی این کشور را فراهم نموده است. یافته های پژوهش نشانگر آن است که گذار از یک نظم محدود و سرکوب گر به نظمی محدود، شکننده و متکثر، فرآیند سیاست گذاری های توسعه ای در عراق پساصدام را به سمت اقدامات بخشی نگر، غیرفراگیر و منفعتی تقلیل داده است. برآیند این وضعیت تعارض بین میان دولت و نیروهای رانت جو به شکل منازعه و بازتولید ناامنی و بی ثباتی بوده است پژوهش حاضر به روش اسنادی و با استفاده از منابع و متون موجود صورت گرفته است.
تبیینی از مردم محوری در آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش و پرورش و تربیت مدرسه ای از دیرباز تحت عاملیت و سیطره حکومت ها بوده و هست. رویکردهای مردم-پایه در دیدگاه های جدید و حکمرانی مشارکتی در آموزش بر تمرکززدایی و مشارکت مردم و تسهیم اقتدار تربیتی تاکید می نماید. نوشتار حاضر درصدد است چرایی و چگونگی مردم محوری در آموزش و پرورش را از منظر تربیت اسلامی با روش توصیفی و استنباطی تبیین نماید. این پژوهش براساس بررسی های مفصل اجتهادی به این نتیجه رسیده که مردم (یعنی خانواده ها، عالمان و توده ها) علاوه بر حکومت دارای حقوق و تکالیف تربیتی می باشند و عاملیت و محوریت مردم در آموزش و پرورش، عاملیتی ذاتی و اصیل است؛ نه عاملیتی ابزاری و تَبَعی و حقی طبیعی است و نه موضوعه. مردم محوری در آموزش و پرورش، به مثابه مشارکت است نه شراکت؛ چراکه شراکت حیثِ اقتصادی و بازاری دارد و «آموزش و پرورش تعاونی» یک «شرّ لازم و اضطراری» نیست؛ بلکه یک «خیر ذاتی و لازم» است. همچنین حکومت علاوه بر تکلیف به تربیت، مکلف به مشارکت جویی و مشارکت پذیری در آموزش و پرورش و تمهید آن برای مردم است. برپایه نظریه فقه تربیتی، الگوی حکمرانی تربیتی، مردم محور و مبتنی بر شبکه ولاء تربیتی به صورت طولی و عرضی دستکم بصورت واجب کفایی است.
«الگوی حکمرانی مردمی بر اساس تجربه جهاد سازندگی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش استخراج الگویی نظری برای تبیین پدیده حکمرانی مردمی مبتنی بر تجربه جهاد سازندگی است. جامعه مطالعه این پژوهش فعالان و کنشگران باسابقه جهاد سازندگی بودند که آشنایی و تجربه زیسته کافی در جهاد سازندگی داشتند. روش نمونه گیری هدفمند و نمونه پژوهش باتوجه به اشباع نظری داده ها در پژوهش کیفی مشخص شد که براین اساس با تعداد 15 عدد مصاحبه پژوهش انجام شد. در تحلیل داده ها از روش نظریه زمینه ای و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2018 استفاده شد. یافته های پژوهش عبارتند از: مقوله اصلی "وحدت و یکی شدن کامل مردم با فرایند و اجزای حکمرانی" بود. علت فاعلی "الهی و قدسی شدن فرایند حکمرانی" و شرایط مداخله گر در این مدل محوریت رابطه امام و امت در جامعه، رابطه مبتنی بر اعتماد و نقش صرفا تسهیلگر حاکمیت(به جای تصدی گری) در حکمرانی بود. بستر تحقق این پدیده فرهنگ دینی جامعه، نیروهای انسانی انقلابی و معنویت گرا، سازمانی با فرهنگ عدالتخواه و ساختاری انسان محور به عنوان شرایط زمینه ای بود. راهبردهاکه همان پاسخهای ارائه شده برای کنترل، اداره و برخورد با پدیده اصلی هستند شامل شورامحوری، مدیریت از پایین به بالا، تصمیم گیری میدانی، رضایت مردم بعنوان محور هدفگزاری و یادگیری حین عملیات هستند. بن بست شکنی و در نتیجه رشد با سرعت حیرت آور،آزادشدن ظرفیتها و منابع مردمی و تربیت نسلی از مدیران کارآمد از پیامدهای وقوع حکمرانی مردمی است.
مروری بر فلسفه سیاسی آگامبن در نسبت با رابطه دولت مدرن و سوژه انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با تکیه بر بینش آگامبن، چگونگی عملکرد دولت مدرن به عنوان یک دستگاه در نسبت با سوژه انسانی را بررسی می کند؛ عملکردی که به منظور اداره و کنترل افراد، شبکه پیچیده ای از روابط قدرت و فناوری ها را در بر می گیرد. بر همین اساس نگارندگان با توجه به مفاهیم «زندگی برهنه»، «وضعیت استثنایی» سعی در تعین بخشی به انقیاد سوژه انسانی از سوی قدرت حاکمیتی و تعلیق هنجارهای قانونی به عنوان نقدی اساسی بر ماهیت دولت مدرن دارند. پژوهش حاضر سعی دارد با روش اسنادی به این سوال پاسخ دهد که با رویکرد هستی شناسانه، بنا بر فلسفه سیاسی آگامبن، دولت مدرن و سوژه انسانی چه نسبتی با یکدیگر برقرار می کنند. یافته های پژوهش نشان می دهد که آگامبن با وارد کردن نقدهای عمیق به ماهیت دولت مدرن، خواستار بازنگری در ساختارهای سیاسی و احیای حیثیت و حقوق ذاتی سوژه انسانی است؛ در اندیشه وی، دولت باید بر اساس اشکال فراگیر شهروندی استوار باشد که انسانیت اساسی همه افراد را حمایت می کند، نه ایجاد مقوله هایی از طرد و زندگی برهنه. دولت مدرن از مکانیسم های کنترل و نظارت برای تداوم اقتدار خود، حتی به قیمت از دست دادن آزادی های فردی، استفاده می کند. آگامبن ضمن نقد ماهیت دولت مدرن، خواستار بازاندیشی ساختارهای سیاسی و احیای کرامت انسانی در جامعه است
چیستی «راهبرد مقاومت» در اندیشه مقام معظم رهبری و تحلیل مبانی عقلی آن از منظر فقه سیاسی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مقاومت، آموزه ای الزامی در تنظیم و مدیریت نحوه مواجهه با غیر مسلمانانی است که خوی استکباری و استعماری شان مُستلزم ظلم و سلطه گری و دشمنی با اسلام و مسلمانان و دولت اسلامی است و علی رغم انعکاس مبانی آن در محافل علمی، هم چنان به عنوان یک راهبرد در عرصه مواجهات بین المللی با دوَل غیر اسلامی مُستکبر و مُستعمر، مسأله ای است که نیازمند کاویدن تا مرحله پاسخی درخور است. مقاومت به عنوان یک اندیشه و نظریه، اول بار در سال 1398، توسط مقام معظم رهبری در سالگرد رحلت امام خمینی1، در پی رواج اصطلاحِ «دکترین مقاومت خمینی» در اندیشکده های غرب، مطرح و فی الجمله مؤلفه های آن بیان گردید. این تحقیق با هدف تبیین چیستی مقاومت به عنوان راهبرد در عرصه مواجهاتِ بین المللی با دوَل مذکور و مؤلفه های آن در اندیشه معظم له و تحلیل مبانی عقلی آن از منظر فقه سیاسی انجام شده و نیل به این مَقصد در سایه تتبع در بیاناتِ معظم له و دسته بندی و جمع بندی آن ها با رعایتِ امانت در انعکاس عین برخی واژگان کلیدی و تحلیل ادراکاتِ عقلی مؤلفه های یافت شده میسّر است (=روش) و نتیجه آن، ارائه بهترین توصیف از راهبرد مقاومت نزد معظم له و تحلیل عقلی آن به عنوان یگانه اصلی است که همواره باید مطمحِ نظر دولت مردان و سیاست مداران دولت اسلامی باشد تا الگوریتم و شیوه های مواجهه با دوَل مذکور در راستای محفوظ ماندن این راهبرد و نیل به آن، تنظیم و مدیریت گردد.
بررسی نقش نخست وزیری در پشتیبانی از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
129 - 160
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تدوین مدل مضمونی پشتیبانی نخست وزیری و هیأت وزیران از جنگ تحمیلی و مدیریت بحران در مقطع تاریخی 1359 هجری شمسی تا سال 1367می پردازد. رویکرد تحقیق کیفی و راهبرد آن اسنادی است. داده ها با تمام شماری محتوای حدود 500 سند از دوران جنگ تحمیلی و همچنین متون مرتبط با آن بدست آمد. برای تحلیل داده ها از الگوی تحلیل مضمون اترید-استرلینگ استفاده شد. یافته ها نشان می دهد؛ کنشهای نخست وزیری و هیات دولت در دو دسته عمومی برای حفظ انسجام، مشارکت و بسیج همگانی جامعه، و تخصصی در پشتیبانی مستقیم از جبهه های جنگ قابل تقسیم است. در نقش مستقیم 5 مضمون فراگیرشامل؛ پشتیبانی مالی و اقتصادی از جنگ و تخصیص بودجه دفاعی، اعزام نیروی انسانی، ایجاد سازمان و تشکیلات برای پاسخ به نیازهای شرایط جنگی، تامین ماشین آلات سبک و سنگین و تجهیزات و لوازم جنگ، و تامین اماکن و فضاهای مسکونی، نظامی و آموزشی متناسب با جنگ با، 28 مضمون سازمان دهنده و 54 مضمون پایه بدست آمد.
منش ملّی ایرانیان و مسئولیت پذیری در حکمرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مشروعیت و کارآمدی حکومت ها و در بهروزی و سعادت مردم، مسئولیت پذیری کارگزاران نقشی حیاتی دارد و فقدان یا نارسایی در این امر، مردم، کشور و حکومت را به راه زوال سوق خواهد داد. از این روی ، تأمل در چند و چون و چرائیِ مسؤلیت پذیری در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های بنیادین ضروری است. پیشینه موضوع نشان می دهد این مسئله از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته، اما در این پژوهش کوشیدیم در نگاهی مبنایی، آن دسته از موانع مسئولیت پذیریِ ایرانیان که ذیل مفهوم منش ملی قرار می گیرند را مورد بررسی قرار دهیم. سوال اصلی ما این بود که مسئولیت پذیری در منشِ ملیِ ایرانیان چه جایگاهی دارد و کدام موانع در این منش نهفته اند؟ در این تحقیق تلاش کردیم با تأکید بر موضوع مسئولیت پذیری، با روشی توصیفی- تحلیلی منش ملّی ایرانیان را از نگاه متفکران و نویسندگان غیرایرانی مورد واکاوی قرار دهیم و موانع پاسخگویی و مسئولیت پذیری را در در این حوزه تا جای ممکن شناسایی کنیم. بررسی ما نشان می دهد تاریخ و فرهنگ سیاسی استبدادی حاکم در طی قرون به تقویت گرایش ها و ساختارهایی در بطن فرهنگ و منش ملی ایرانیان منجر شده که با وجود آگاهی از بایستگی انسانی و اجتماعیِ پاسخگویی در برابر دیگری، آنان را به سبب حس ناامنی و بی ثباتی، به سمت و سوی مسئولیت پذیری کمتر سوق می دهد.
A Comparative study of Religious Democracy Model in the political thought of Imam Khomeini and Ayatollah Khamenei(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The analysis of the relationship between the people and the government and their roles and positions in governance is an age-old issue, with each school of thought and consequently each thinker presenting a framework for it. The people's political approach to governance in the context of the theory of religious democracy is both a product of the discourse of the Islamic Revolution and the lived experience of the Islamic Republic of Iran. Considering the governance experience of these two main theories in Iran, comparing their perspectives is key to solving many problems. By employing a selected theoretical approach and using a descriptive-analytical method, the authors have concluded that while there is a common discourse and approach between Imam Khomeini and Ayatollah Khamenei, the theoretical development of this concept and the elaboration of its operational details are distinctive features of the Ayatollah Khamenei 's perspective on Imam Khomeini.
Shia Rationality and the Challenge of Takfirism in the Islamic Revolution Leaders’ Discourse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As one of the main goals of Iranian Islamic Revolution, achieving a modern Islamic civilization derived from Islamic rationality is faced with some challenges. As the most fundamental for an intellectual system, such intellectual challenged can be named “rationality”. On this basis, using attributional analysis type of the qualitative research method, this paper is to answer the following question: “Based on the Islamic revolution leaders’ viewpoints and at the regional level, which most fundamental intellectual challenge does the Islamic revolution face on its way for achieving its depicted high level goals, i.e., bringing up a modern Islamic civilization, and how could they be overcome? The findings indicate that “Takfiri rationality” is the most fundamental challenge at the regional level. Challenge gaps between Takfiri rationality and Shia rationality at the region can be worded as “adhering to texts versus narrations”, “opposing the reason“, “monotheism and accusing Islamic sects”, “believing in and relying on the Prophet companions’ fairness” as well as “opposing emulation”. Criticizing such a rationality, Shia rationality emphasized on “monotheism in Shia school of thought and being free of superstition”, “emphasizing on the necessity of empowering the Islamic revolution and the Islamic axis of resistance”, “the necessity of annihilating ISIS as the main promoter of Islamophobia all over the world”, “opposing any kind of violence and act of terrorism” as well as “denying whatsoever kind of dividing Islamic sects”. Hereupon, operational solutions for dealing with the challenge of Takfirism are proposed in three categories, namely intellectual-scientific, cultural, political and military-security.
آسیب شناسی بازیگران غیردولتی؛ خشونت گرایی، زمینه ها و راهکار ها
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
155 - 179
حوزههای تخصصی:
سازمان های غیردولتی یا سازمان های مردم نهاد «NGO» به عنوان سازمان های مستقل از دولت، غیر انتفاعی و اعضا خودجوش و مردمی امروزه سهم مهمی در ایفای نقش در حوزه های مختلف حقوقی، سیاسی، اقتصادی، زیست محیطی، فرهنگی و ... دارند به طوری که این نهادها اجزاء اصلی جامعه مدنی را تشکیل داده و ابزارهایی برای تقویت موقعیت ضعیف مردم در برابر نهادهای قدرتمند دولتی محسوب می شوند. به رغم این اهمیت، سازمان های غیر دولتی در برخی جوامع یا اساساً شکل نمی گیرند یا در صورت تشکیل، در انجام وظایف و اثرگذاری خویش چندان کارآمد نیستند و در برخی موارد ضرر ها و آسیب های عمده ای به دنبال دارند، تا جایی که در برخی موارد از دایره تعریف مذکور خارج می شوند. این مقاله به روش توصیفی – تحلیلی یکی از مهم ترین آسیب های بازیگران غیر دولتی یعنی خشونت گرایی را مورد بررسی قرار می دهد، بدین صورت که ابتدا به معرفی و علل شکل گیری دو مورد از مهم ترین سازمان های خشونت گرا یعنی سازمان های ایدئولوژی محور نظیر القاعده و سازمان های چریکی مارکسیستی نظیر مجاهدین خلق ایران پرداخته و سپس راهکار هایی برای جلوگیری از خشونت گرایی در این سازمان ها و همچنین جلوگیری از وارد کردن صدمه به جامعه توسط این سازمان ها ارائه می دهد.
تحلیل الگوهای مداخله آمریکا در بخش های اقتصادی ایران با استفاده از ابزار بابوک؛ مکانیزم ها، اثرات و راه های برون رفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
115 - 152
با نگاهی تاریخی، مفهوم مداخله به عنوان یکی از ابزارهای مهم سیاست خارجی قدرت های جهانی، در راستای پیشبرد اهداف، و دستیابی به منافع مطرح بوده است. مداخله شامل تلاش های علنی و مخفیانه با هدف تغییر، جایگزینی یا حفظ دولت های خارجی می شود. این تلاش ها، طیف گسترده و متنوعی از اقدامات سیاسی، اقتصادی، امنیتی، نظامی و تکنولوژیک را در بر می گیرد. فرآیند این مداخلات پس از جنگ دوم جهانی و قرار گرفتن ایالات متحده به عنوان یکی از قطب های جهان در رقابت با شوروی به اوج رسید و پس از فروپاشی شوروی، در سطوح جدیدی در راستای تثبیت هژمونی آمریکا نمایان شد. این مقاله در تلاش است تا با فرض اینکه رویکردهای نوین مداخله، بیشتر بر اساس مباحث اقتصادی شکل گرفته، به این سوال پاسخ دهد که الگوهای مداخله آمریکا در بخش های اقتصادی ایران چگونه بوده است؟ پژوهش با مطالعه مکانیسم بابوک، در نهایت به تحلیل سازوکار، تاثیرات و رویکردهای موجود در این زمینه می پردازد. به واسطه سطح سامانه های موجود بانک و عدم وجود ارتباط موثر بین کسب و کار و سامانه های اطلاعاتی موجود؛ نظام تصمیم سازی در بانک با چالش بسیار روبرو است. استاندارد بابوک با برقراری ارتباط بین کسب و کار و نظام دیتا تلاش دارد نظام تصمیم سازی را به گونه ای سازمان دهی نماید که تصمیمات بر اساس درک درست از محیط و شرایط بانک صورت پذیرد، اتفاقی که هم اکنون به طور کامل وابسته به سطح نخبگی و تجربه مدیران است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سه شیوه کلی مداخله ایالات متحده امریکا بر ایران شامل تحریم های مستقیم بخش های اقتصادی، محدود سازی غیر مستقیم بخش های اقتصادی و صدمه مستقیم، خرابکاری و هک زیرساخت های اقتصادی است.
قلمروهای ژئوپلیتیکی و ابعاد حوزه نفوذ نرم جمهوری اسلامی ایران در فضاهای جغرافیایی متجانس پیرامونی منطقه غرب آسیا در گذار ژئوپلیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۴
239 - 260
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف تعیین قلمروسازی ژئوپلیتیکی و ابعاد آن برای جمهوری اسلامی ایران در فضاهای جغرافیایی متجانس ودر گذار ژئوپلیتیکی در منطقه جنوب غرب آسیا انجام شده است. روش تحقیق توصیفی– تحلیلی با رویکرد کمی- کیفی (آمیخته) است. جامعه آماری شامل صاحب نظران، خبرگان و کارشناسان متخصص در حوزه راهبردی و ژئوپولیتیک به ویژه در منطقه غرب آسیا در سطح نیروهای مسلح و دستگاه های کشوری و مراکز دانشگاهی به تعداد 60 نفر می باشد . ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه 47 سوالی است. برای تجزیه و تحلیل داده های کمّی از آمارهای توصیفی و استنباطی از جداول توزیع فراوانی، آزمون تی استیودنت یک نمونه ای و آزمون میانگین ها بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد قلمروهای ژئوپلیتیکی نرم حوزه نفوذ جمهوری اسلامی ایران در فضاهای جغرافیایی متجانس پیرامونی و در گذار ژئوپلیتیکی شامل کشورهای لبنان، عراق، فلسطین، یمن، بحرین و سوریه می باشد، و ابعاد آن شامل قلمروسازی مذهبی، سیاسی، امنیتی، فکری، اجتماعی و فرهنگی می باشد.