فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
"والیان فیلی در سال 1006 هـ ق به دستور شاه عباس حاکم لرستان شدند. آن ها تا اوایل دوره قاجار بر سراسر لرستان پیشکوه و پشتکوه حکمرانی می کردند؛ اما فتحعلی شاه، پیشکوه لرستان را از زیر سلطه آن ها خارج نمود و قلمروشان را محدود به پشتکوه کرد. آن ها تا سال 1307 هـ ش در پشتکوه حکمرانی نمودند. در این سال پشتکوه به تصرف نیروهای دولتی درآمد و غلامرضاخان، آخرین والی پشتکوه، به نحو مسالمت آمیزی به عراق رفت و با رفتن او حکمرانی والیان فیلی خاتمه یافت.
به واسطه حکمرانی والیان فیلی بر لرستان پیشکوه، و پشتکوه به ایلات و عشایر آن مناطق فیلی می گفتند که از نظر لهجه به سه دسته لر، لک و کرد تقسیم می شوند؛ لرها و لک ها در لرستان پیشکوه و کردهای فیلی در پشتکوه و مناطق شرقی عراق سکونت دارند. تقریبا نیمی از کردهای فیلی عراق از ساکنان اصلی مناطق شرقی عراق می باشند که بعد از تعیین حدود مرزهای ایران و عثمانی در دوره صفویه در آن سوی مرزهای ایران قرار گرفتند و نیمی دیگر از ایلات پشتکوه می باشند که به عراق مهاجرت می کردند. این نوشتار، تنها به بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی کردهای فیلی پشتکوه در دوره والیان و علل مهاجرت آن ها به عراق می پردازد."
بررسی تطبیقی سیر تحول برنامه درسی آموزش علوم در جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش از نوع مطالعات کیفی است که با دو روش تطبیقی و توصیفی- تحلیلی به بررسی سیر تحول برنامه ی درسی آموزش علوم در جهان، پرداخته است. بدین منظور اسناد و مدارک مربوط به موضوع در کشورهای پیشرو و منتخب در زمینه علوم و فناوری گردآوری و بررسی شده تا نتایج پژوهش آماده شود. مقاله حاضر تلاش می نماید، مراحل مختلف سیر تحول آموزش علوم در جهان و عناصر اساسی هر مرحله شامل هدف ها، محتوا، روش های تدریس و شیوه های ارزشیابی را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد.
نتایج به دست آمده، پنج مرحله را در سیر تحول برنامه ی درسی آموزش علوم از نیمه دوم قرن نوزدهم تاکنون، مشخص و معرفی نموده است. در مرحله اول از سال 1850 تا 1920، آموزش علوم صرفاً به دنبال آماده کردن دانش آموزان برای گذراندن امتحانات ورودی دانشگاه ها و ادامه تحصیلات بوده است. در مرحله دوم از سال 1920 تا 1957، آموزش علوم به دنبال آماده کردن دانش آموزان برای انجام کارهای عملی و حل مسایل روزانه زندگی بود. در مرحله سوم از سال 1957 تا 1980، آموزش علوم به دنبال پرورش افراد از دوران کودکی و شناخت محیط و سازش خلاق با آن بوده است. در مرحله چهارم از سال 1980 تا 2000، به فرآیند پژوهش، حل مسئله و طرح و توسعه مهارتهای تفکر در آموزش علوم اهمیت بیشتری داده شد. مفهوم «سواد علمی» مطرح شد. در مرحله پنجم از سال 2001 به بعد، پرورش سواد علمی- فناورانه چند بعدی هدفی اساسی است. تقویت یادگیری مادام العمر نیز مد نظر است. نتایج به دست آمده از این پژوهش می تواند به برنامه ریزان، مؤلفان کتاب های درسی و معلمان و سایر علاقه مندان کمک نماید تا با دید وسیع تری نسبت به تدوین بهتر برنامه درسی، تغییر برنامه درسی و انتخاب مناسب تر اهداف، محتوا، روش های تدریس و شیوه های ارزشیابی اقدام نمایند.
جهانی شدن و سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن به واسطه تغییراتی که در سطوح مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پدید می آورد برای سیاست فرهنگی کشورها هم محدویت آفرین است و هم فرصت ساز. نقش عمده دولتها در سیاست گذاری فرهنگی و تمایل آنها به حفظ، گسترش و تقویت فرهنگ ملی تحت تاثیر جهانی شدن قرار گرفته و موجب پیگیری نوعی سیاست فرهنگی مبتنی بر تنوع و با تاکید بر ویژگیهای فروملی (محلی) و فراملی شده است. از حساسیتهای ملی در سیاست فرهنگی کشورها در پاره ای موارد کاسته شده و کنترل فرهنگی به آرزوی دست نیافتنی تبدیل شده است. تعقیب سیاست فرهنگی در قلمرو ملی در اغلب موارد توفیقی نداشته و بسیاری از فعالیتهای فرهنگی حالت تجاری به خود گرفته است. در مجموع، جهانی شدن هم زمینه (محدوده و قلمرو ملی)، هم محتوا (عناصر و اصول ملی) و هم طراح و مجریِ (دولت) سیاست فرهنگی را با چالش اساسی و جدی مواجه کرده است. تحت چنین شرایطی، سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نیز در سالهای اخیر شاهد تغییراتی بوده است که در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد.
نظریه های توسعه نیافتگی
حوزههای تخصصی:
قوم گوران
بررسی جامعه شناختی نقش مدارس در شکل گیری هویت ملی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افراد هویت ملی را از طریق اجتماعی شدن به دست می آورند، آن را جزیی از شخصیت خود می سازند و در موقعیت های مناسب از آن استفاده می کنند. سازوکار تکوین هویت ملی برعهده آموزش و پرورش و به ویژه برعهده محیط جامعه ای به نام مدرسه است. عوامل متعددی در شکل گیری هویت ملی موثرند از جمله: تعامل های اجتماعی موجود در مدرسه همانند تعامل های گفتمانی، معطوف به قدرت، صمیمی (عاطفی) و مبادله ای، فضای نمادین مدرسه و همکلاسی ها. در این پژوهش هویت ملی در سه حیطه شناختی، عاطفی و رفتاری بررسی شده است.در رویکرد نظری این تحقیق از اندیشه های صاحب نظرانی چون هابرماس، پارسونز، کلمن، هومنز و بلاو بهره گرفته شده و در مقوله تکوین هویت ملی به اندیشه جنکینز توجه گردیده است.روش تحقیق پیمایشی، و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه است. برای انجام پژوهش، نخست اعتبار و روایی ابزار تعیین شد و سپس در جامعه آماری دانش آموزان پایه سوم و پیش دانشگاهی چهار ناحیه شهر شیراز با نمونه 470 نفر با روش نمونه گیری احتمالی و مطبق خوشه ای، به شیوه تصادفی تحلیل و بررسی شد.نتایج به دست آمده از این پژوهش، حاکی از آن است که هویت ملی دانش آموزان قوی است. هویت ملی در حیطه شناختی در سطح بالاتر و در حیطه رفتاری در پایین ترین سطح قرار دارد. در تکوین هویت ملی تعامل های اجتماعی مبادله ای عاطفی (صمیمی) و گفتمانی به ترتیب دارای اثر مثبت هستند؛ ولی تعامل های معطوف به قدرت بر هویت ملی، اثر منفی می گذارند. در نهایت هر چه میزان تعامل های صمیمانه (عاطفی)، مبادله ای و گفتمانی بین اولیا مدرسه و دانش آموزان بیشتر شود، هویت ملی تقویت می گردد.
بازار پیام و آینده ارتباطات میان فرهنگى
حوزههای تخصصی:
"در این مقاله، در ابتدا نگاهى کوتاه به سیر تحول ارتباطات میان فرهنگى در جهان قبل از فن آورى هاى نوین اطلاعاتى - ارتباطى (ICT) مى شود و با تاکید بر نقش جبر و اختیار در ارتباطات میان فرهنگى نشان داده مى شود که نظام ارتباطات میان فرهنگى تا قرن 13 میلادى به صورت چند قطبى بوده و از قرن چهاردهم، عصر سلطه «یک قطبى» آغاز و با تحولاتى چند، به دوران جهانى شدن یا به تعبیر هربرت مارشال مک لوهان، به دوران زندگى انسان در دهکده جهانى رسیده است. عصرى که اگر چه محصول یک فرآیند تاریخى است، اما در آن، اجراى پروژه هاى ارتباطى علیه فرهنگ هاى دیگر سهل تر شده است.
مقاله در ادامه، این دیدگاه را مطرح مى کند که اگر چه شکل گیرى اصطلاح «امپریالیسم فرهنگى»، محصول نظام تک قطبى با مرکزیت امریکا و به وجود آمدن اصطلاح «تهاجم فرهنگى»، حاصل تحولات عصر دهکده جهانى است، اما آن چه «تهاجم فرهنگى» نامیده مى شود، تفاوت هاى عمیقى با «تهاجم نظامى» دارد.
مقاله ضمن تبیین برخى از تفاوت هاى مذکور، کوشش مى کند که نشان دهد وضعیت حاضر، یک دوره در حال گذر است و طى چند دهه آینده، ویژگى هاى دهکده جهانى تغییر خواهد کرد و عصر جدیدى آغاز خواهد شد که نویسنده به دلیل مشابهت نسبى ویژگى هاى آن با سازو کار حاکم بر بازارهاى سنتى مشرق زمین، طى مقالات متعدد خود آن را «بازار پیام» نامیده است.
آخرین بخش مقاله اختصاص به توصیف برخى ویژگى هاى ارتباطات میان فرهنگى در بازار پیام، به ویژه تحولات سخت افزارى و نرم افزارى مربوط به زبان دارد و نگاهى به آسیب شناسى ایران در بازار مذکور خواهد نمود.
"
موقعیت کنونی رشته زبان و ادبیات فارسی و راهکارهای تقویت آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این مقاله آسیب شناسی و توصیف وضعیت آموزش و پژوهش در رشته زبان و ادبیات فارسی است که ضمن بیان وضع موجود، وضع مطلوب و اولویت ها و راهبردها را نیز مشخص می کند. مقاله با این فرض نگاشته شده است که وضعیت فعلی رشته زبان و ادبیات فارسی، با توجه به نقش کلیدی و هویتی آن، مناسب نیست و چشم انداز علمی، اولویت ها، الزامات، راهبردها و سیاست های توسعه ای آن ازسوی نهادهای مسوول طراحی نشده است. اطلاعات ارایه شده در این گزارش، بر اساس نظرخواهی خبرگزاری ایلنا از هشتاد شاعر، نویسنده و استاد و حاصل نظرسنجی از آنان درباره وضعیت زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه ها، به انضمام تمامی منابع معرفی شده در پیشینه تحقیق و منابع پایانی است که مبنای تحلیل های این مقاله قرار گرفته است.
مقاله در دو بخش و هر بخش از دو زاویه آموزش و پژوهش این موضوع را بررسی می کند:
بخش اول: بررسی و تحلیل وضعیت فعلی (نقاط قوت و ضعف) رشته زبان و ادبیات فارسی در دو حوزه پژوهش و آموزش به همراه تبیین الزامات؛
بخش دوم: نتیجه گیری و پیشنهادهای راهبردی بر اساس نتایج بخش اول، شامل تبیین سیاست های توسعه ای رشته زبان و ادبیات فارسی و راهبردهای آن در حوزه آموزش و پژوهش.
عمده ترین راهکارها و سیاست های پیشنهادی تقویت رشته زبان و ادب فارسی عبارت اند از:
رواج رشته زبان و ادبیات فارسی و گسترش حوزه قلمرو آن در داخل و خارج کشور؛
توسعه کمی و کیفی رشته زبان و ادبیات فارسی؛
کارآفرینی برای دانش آموختگان این رشته؛
توانمند کردن استادان و دانشجویان؛
تقویت برنامه های آموزشی و پژوهشی رشته زبان و ادبیات فارسی؛"
نظریة تلفیقی هابرماس(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نظریة هابرماس بسیار گسترده و چندوجهی است. این نظریه درواقع بازسازی و تکمیل نظریات اندیشمندان کلاسیک و معاصر است. او از جامعه شناسان بسیاری ایده گرفته و در نظریة خود استفاده کرده است. همچنین رد پای نظریه پردازان، فیلسوفان و روان شناسان پرشماری را می توان در اندیشه های هابرماس مشاهده کرد. مطالعة کتاب ها و مقالات فراوان هابرماس و آثاری که دربارة این جامعه شناس مشهور نوشته شده، نشان می دهد که مفاهیم اساسی نظریات وی بر اساس نظریات اندیشمندان کلاسیکی چون ماکس وبر، امیل دورکیم، کارل مارکس و نظریات مکتب فرانکفورت و مکتب انتقادی بنا شده است. در این مقاله به چگونگی استفادة هابرماس از نظریات دو نظریه پرداز مشهور، یعنی وبر و مارکس، و در نهایت نظریه تلفیقی وی پرداخته ایم.
نوربرت الیاس بنیانگذار جامعهشناسی فرآیند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوربرت الیاس با تأکید بر ضرورت توجه به نسبی بودن تأثیر عوامل مختلف در صورتبندیها و فرایندهای اجتماعی و نیز توجه به صیرورت تاریخی آنها، پایههای "جامعهشناسی آرایشی" یا به تعبیری دیگر از خود او، "جامعهشناسی فرایند" را مستحکم ساخته است. در واقع هنر اصلی الیاس ایجاد سنتز یا ترکیبی مناسب از آثار کنت، دورکیم و وبر است. او بر آن است که آدمیان را باید در تعامل و وابستگی متقابل به یکدیگر مورد شناسایی قرار داد. زندگی انسانها وابسته به آرایشهای مختلفی است که روابط آنها با یکدیگر، آن را شکل میدهد. این آرایشها مدام در حال تغییرند و در جریان این تغییر، با شیوههای متنوعی نظم پیدا میکنند. بنابراین، برای شناخت صحیح و دقیق رویدادهای اجتماعی باید فرایند و ماهیت آرایشهای موجود را به خوبی درک کنیم او زندگی اجتماعی را به یک بازی تشبیه میکند که هر یک از حرکتهای بازیکنان فقط با شناخت آرایش تیمی و حرکتهای قبلی امکانپذیر خواهد بود. پس مفهوم آرایش ناظر بر شبکههای متداخل و به هم پیوستهای است که کنش افراد را به یکدیگر میپیوندد و آنان را هم به انجام کارهایی قادر میسازد و هم از انجام کارهایی باز میدارد. حتی گروههای متخاصم نیز با یکدیگر روابط و در نتیجه بر یکدیگر تأثیرات متقابلی دارند. محور این آرایشهای متغیر، نوعی تعادل قدرت متحرک است که گاه به این سو و گاه به آن سو میرود. قدرت عامل توانایی بخش و در عین حال، محدود کنندهای است که بر روابط انسانی حاکم است. بهنظر میرسد که آشنایی با مبانی، ساختار و ساز و کارهای جامعهشناسی آرایشی گذشته از جنبه نظری آن، میتواند ما را در شناخت ماهیت آرایشهای اجتماعی موجود و تحولات گوناگون و پرشتاب پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه سالهای اخیر بهعنوان یکی از عوامل زمینهساز آینده، مدد دهد.
بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در کیفیت زندگی (مورد مطالعه: کاربران 20 تا 49 ساله شبکه های اجتماعی مجازی در شهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در چند دهة اخیر، زندگی انسان ها، شدیداً تحت تأثیر ارتباطات نوین، قرار گرفته است؛ این واقعیت نه تنها زندگی اجتماعی انسان را متأثر ساخته، بلکه به خصوصی ترین ابعاد زندگی او رسوخ نموده است. در این میان شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان بخشی از این رسانه ها و ارتباطات نوین، امکانی را فراهم آورده اند که کاربران به واسطه آنها از یک سو علاقه مندی ها، افکار و فعالیت های خودشان را با دیگران به اشتراک می گذارند، از دیگر سو این شبکه ها بر روی درک و دریافت افراد از وضعیت زندگی خود در همه زمینه ها اعم از فرهنگی و ارزشی تاثیر می گذارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در کیفیت زندگی کاربران 20 تا 29 ساله شبکه های اجتماعی مجازی در شهر تهران در سال 1395 است، این پژوهش از نظر نوع هدف یک بررسی کاربردی، از نظر وسعت پهنانگر، از نظر دامنه خرد و از نظر زمانی، یک بررسی مقطعی است. روش پژوهش میدانی با استفاده از تکنیک پیمایش، و ابزار جمع آوری داده پرسشنامه است. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار SPSS Sample Power معادل 700 نفر برآورد شده است. نتایج توصیفی بیانگر این است که 80/9 درصد از کاربران میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی را پایین بیان کرده اند که میانگین آن (2 ساعت) برآورد شده است و میانگین کیفیت زندگی 7/98 درصد کاربران متوسط و بالاتر از متوسط بوده است. نتایج آزمون فرضیات بیانگر این است که نقش استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در کیفیت زندگی کاربران تهرانی (sig=0/977) و سرمایه اجتماعی (sig=0/257) رد شد، اما فرضیه نقش سرمایه اجتماعی در کیفیت زندگی کاربران (sig=0/000) تایید شد. در کل متغیرهای مستقل میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و سرمایه اجتماعی به میزان 19 درصد توانایی تبیین تغییرات کیفیت زندگی را دارا هستند.
جامعه شناسی فقر
بررسی آیه تطهیر در تفاسیر شیعه و سنی
حوزههای تخصصی:
سوره احزاب سوره ای مدنی است که حاوی آیات تاریخی ویژه حوادث صدر اسلام هست. این سوره دربردارنده آیاتی در مورد واقعه مهم جنگ احزاب، سنت های تاریخی و همچنین آیه تطهیر است. آیه تطهیر از آیات محکم کلام الله مجید است که علاوه بر روایات فراوان شیعه، به گواهی احادیث بی شمار منقول از طریق اهل سنت نیز در شأن پنج تن آل عبا نازل شده است. هدف از این پژوهش بررسی نقاط افتراق شیعه و سنی درباره آیه تطهیر هست. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تطبیقی به دنبال پاسخ به این سؤال است که چه تفاوت ها و شباهت هایی بین تفاسیر شیعی و سنی در ارتباط با آیه تطهیر وجود دارد؟ نتایج به دست آمده نشان می دهد که در تفسیر بعضی از آیات، اختلافاتی وجود دارد ازجمله درباره آیه تطهیر که مفسران شیعه همچون طبرسی و علامه طباطبایی معتقد به عصمت اهل بیت هستند و این آیه را به اهل بیت نسبت می دهند ولی مفسران سنی معتقدند که این آیه در مورد زنان پیامبر نازل شده است.
پدیده بیگانگی از کار در ساختار نظام اداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رایج ترین اصطلاحاتی که امروزه در بحث های مربوط به جامعه شناسی به کار برده می شود «از خود بیگانگی» است. صاحب نظران جامعه شناسی برای نخستین بار از خود بیگانگی را حالتی تعریف کردند که در آن آدمی در زندگی روزمره بخشی از وجود خود را فراموش می کند تا بتواند به وظیفه شغلی – سازمانی خود بپردازد و یا در واقع نقش بازی کند. ولی در این نقش بازی کردن از آن نوع زندگی که برای آن توانایی دارد، جدا مانده یا دور می افتد، و یا بیگانه می شود.جامعه شناسان کلاسیک ادعا می کردند که کارگر قرن نوزدهم میلادی در میان چرخ دنده های زنجیره تولید، به دلیل نقش هایی که به ایفای آنها ناگزیر بود به از خود بیگانگی دچار شده بود. این از خود بیگانگی در چند سطح روی می دهد. اولا کارگر از فرآورده کار خود و ثانیا از نظام سازمانی (یا وسیله تولید) که این فرآورده را تولید می کند بیگانه می شود. بنابر نظر اینان، دلیل این بیگانگی این است که کارگر اختیار، آزادی و تسلط بر سرنوشت خود و آرزو برای اظهار وجود را در ازای دریافت یک دستمزد ناچیز از دست می دهد. این از دست دادن مفهوم خود، در نتیجه پیوستن به نظام کارخانه و یا سازمان تولید وی را بر آن می دارد تا از فرآورده های آن نظام بیزار و یا بیگانه شود. ثانیا آن جا که فرد به ناچار باید آرزوهای خود را برای اظهار وجود و تسلط بر سرنوشت خود رها سازد تا بتواند در نظام کارخانه یا سازمان باقی بماند، از آن جنبه های خویش که خواهان تسلط بر خود و تجربه با معنا هستند نیز بیگانه می شود و دور می افتد. در واقع وی از آن جنبه های منش یا روان خویش که قادر به ابزار آنها در زندگی روزمره نیست بیگانه می شود ...
بررسی کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان: مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه های تهران و کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات ارتباطات و فرهنگ ارتباطات بین فردی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات ارتباطات و فرهنگ ارتباطات بین گروهی
- حوزههای تخصصی علوم انسانی نظام آموزشی در حوزه علوم انسانی کارویژه های دانشگاه به مثابه یک نهاد مستقل و آسیب شناسی آن
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی مفاهیم علوم اجتماعی (هویت، سرمایه اجتماعی و ...)
هدف اصلی این مطالعه بررسی کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان است. بر این اساس در این مطالعه از مدل توسعه یافته سیرجی و همکاران (2010) استفاده شده است. روش پژوهش همبستگی بوده و بدین منظور تعداد 400 دانشجوی دختر و پسر در حال تحصیل در دانشگاه تهران، دانشگاه علامه و دانشگاه کردستان به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان با استفاده از مقیاس طراحی شده سیرجی و همکاران (2010) در سه بعد رضایت از بعد آموزشی، بعد اجتماعی و تسهیلات و امکانات دانشگاه مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از ضریب همبستگی پیرسون و از حیطه معادلات ساختاری در سطح معناداری 05/0 P< استفاده گردید. نتایج حاصل از مطالعه بیانگر تأثیر میزان رضایت از تسهیلات و امکانات دانشگاه در رضایت از بعد آموزشی و بعد اجتماعی زندگی دانشگاهی است. هم چنین نتایج نشان داد رضایت از کیفیت زندگی دانشگاهی تأثیر معناداری در رضایت از کیفیت زندگی کلی دانشجویان دارد. مقایسه دانشگاه ها نشان داد که رضایت دانشجویان دانشگاه های تهران در دو بعد آموزشی و رضایت از تسهیلات و امکانات از دانشجویان دانشگاه کردستان بیشتر است. نتایج مطالعه بیانگر این است که نظام آموزش عالی باید توجه بیشتری به وضعیت دانشگاه های مستقر در استان های دیگر داشته باشد. کمبود امکانات و تسهیلات منجر به کاهش کیفیت آموزش، کیفیت زندگی اجتماعی و در نتیجه کاهش کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان می شود. پایین بودن رضایت از زندگی دانشگاهی در بین دانشجویان به معنای پایین بودن سطح رضایت از زندگی کلی است که اثرات آن می تواند بصورت افسردگی، ناامیدی و اضطراب در بین دانشجویان دیده شود.
احساس مسئولیت فردی و اجتماعی، دیگرخواهی و اعتماد اجتماعی؛ مطالعه نوجوانان شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رابطه میان احساس مسؤولیت فردی و اجتماعی، اعتماد اجتماعی و رفتارهای دیگرخواهانه در میان نوجوانان 19-15 ساله ساکن شیراز پرداخته است. نمونه تحقیق شامل 391 نفر از نوجوانان بوده که به پرسشنامه پاسخ داده اند. سنجه های تحقیق پس از بررسی اعتبار صوری بر اساس آلفای کرونباخ ارزیابی پایایی شدند. مسؤولیت پذیری فردی و اجتماعی به ترتیب با آلفای 71/0 و 72/0 و اعتماد اجتماعی با سه بعد صراحت و صداقت، قابل اعتماد بودن و رفتارهای مبتنی بر اعتماد، به ترتیب با آلفای 72/0، 6/0 و 6/0 اندازه گیری شده اند. نتایچ تحقیق نشان می دهد که بیش از نیمی از نوجوانان حداقل در سطح متوسط احساس مسؤولیت پذیری فردی و اجتماعی داشته و در حد متوسطی نیز واجد اعتماد اجتماعی بوده اند. اکثر آنها در حد متوسطی رفتارهای دیگرخواهانه انجام می دهند، اما 7/12 درصد رفتارهای نوع دوستانه کمی انجام می دهند.
نتایج استنباطی نشان می دهد که مسؤولیت پذیری فردی با اعتماد اجتماعی (332/0= r )، اعتماد به گروه ها (266/0= r ) و دیگرخواهی(204/0= r ) رابطه مثبت و معناداری دارد اما مسؤولیت پذیری اجتماعی با اعتماد رابطه منفی معنادار (304/0-= (r داشته، با دیگرخواهی رابطه معناداری ندارد. متغیر اعتماد اجتماعی نیز با دیگرخواهی رابطه معناداری دارد (244/0= r ). نتایج تحقیق در کل نشان می دهد که اولا این سه متغیر با هم رابطه داشته و یکدیگر را تقویت می کنند. بنابراین، باید به ارتقای اعتماد عمومی در جامعه اهمیت داده شود تا رفتارهای دیگرخواهانه که ضامن ایجاد جامعه ای عادلانه است، افزایش یابد و ثانیاً رواج صداقت و صراحت در روابط اجتماعی می تواند علاوه بر افزایش سرمایه اجتماعی بر میزان مسؤولیت پذیری و رفتارهای مبتنی بر اعتماد کمک کند. بنابراین، باید در جهت تقویت این گونه ارزش ها کوشید.
مقاله انگلیسی: بررسی تطبیقی ظرفیت های گردشگری سلامت در ایران و هند بابهره گیری ازمدل SWOT و فرایند سلسله مراتبی AHP (A Comparative Study of Health Tourism Potentials in Iran and India)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توریسم سلامت امروزه از مهمترین شاخههای صنعت توریسم است و دارای منافع اقتصادی و اجتماعی بالایی میباشد که در این فرایند مردم برای دستیابی به مراقبت های درمانی- بهداشتی و جراحی، سفرمیکنند. بهطوری که این مهم باعث گردیده سازمانهای دست اندر کار در کشورهای مستعد بیش از پیش توجه خود را به این بخش از صنعت توریسم جلب نموده و برای آن برنامهریزی کنند. کشور ایران نیز به عنوان یکی از مقاصد گردشگرپذیر توانایی این را دارد که به یک قطب گردشگری سلامت تبدیل شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی ظرفیتها و کارکردهای موثر بر گردشگری سلامت در ایران و هند میباشد. این مقایسه می تواند کمک زیادی به برنامهریزان جهت استفاده ی متقابل از ظرفیتهای بالقوه و بالفعل گردشگری سلامت در این دو کشور بنماید. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی بوده و تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدلSWOT صورت پذیرفته و جهت وزن دهی به عوامل داخلی و خارجی از فرایند سلسله مراتبی AHP استفاده شده است. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که در هند امتیاز وزنی قوتها 6/3 با تأثیر پذیری بالا و ضعفها با 8/2 دارای تأثیر پذیری کم، همچنین امتیاز وزنی فرصتها در هند 6/3 و تهدیدات 4/3 قابل ارزیابی میباشند. در ایران نیز قوتهای گردشگری 8/3، ضعفها 5/3 با درجه تأثیر پذیری بالا و فرصتها با امتیاز 8/3 و تهدیدات نیز با امتیاز 1/4 با تأثیرپذیری بسیار زیاد ارزیابی گردید. درعین حال یافتههای این پژوهش بیانگرآن است که هند توانسته از فرصتها و قوتهای گردشگری سلامت بهره برداری مناسب نموده و ضعفهای سیستم را بی اثر نماید. برنامهریزان گردشگری سلامت در ایران نیز باید ترتیبی اتخاذ نمایند تا از ضعفها و تهدیدات گردشگری سلامت بکاهند و قوتها و فرصتهای آن را با با بهرهگیری از تجربه ی هند، در کشور تقویت نمایند. درمتن اصلی مقاله با توجه به یافتههای این پژوهش، راهبردهایی رهگشا جهت گسترش گردشگری سلامت در هر دو کشور ارائه شده است.