وضع زنان حرم سرای شاهی در دوره صفوی از موضوعات مورد توجه سفرنامه نویسان اروپایی بوده است که بیشتر در قالب هیأت های سیاسی و مذهبی به دربار ایران رفت و آمد داشتند. برخی از آنها، بانوان عصر صفوی، به ویژه بانوان حرم سرای شاهی را زنانی تنگ نظر و تن پرور دانسته اند که قادر به انجام هیچ کار مهمی نبوده و صرفاً ابزار کامجویی مردان و انجام وظیفه فرزندآوری بودند. از نظر آنها، زنان محصور در دربار به هیچ نوع آموزش و کسب مهارت دسترسی نداشتند و اوقات مرارت بار خود را به بطالت می گذراندند؛ اما در گزارش های برخی از مورخان عصر صفوی و سفرنامه نویسان اروپایی، به تلاش و تکاپوی بانوان حرم سرا برای کسب علوم و فنون عصر خویش و آموزش های نظری و عملی آنها در حوزه های گوناگون علمی اشاره شده که بیانگرحضور زنانی فرهیخته و خیّر در دربار صفوی است؛ چنان که برخی از نگاره های عصر صفوی نیز مؤیّد این دیدگاه است. در این مقاله با تکیه بر گزارش های جهانگردان و تطبیق آن ها با برخی از نگاره های عصر صفوی، به مقایسه بین دو دیدگاه پرداخته و وضع آموزشی بانوان حرم سرا بررسی شده است.
بررسی نقش نیروهای اجتماعی در تحولات سیاسی از موضوعات مهم و اساسی در جامعه شناسی سیاسی است. طبقات اجتماعی ازجمله نیروهای متمایز اجتماعی محسوب می شوند که در تحلیل عملکرد نیروهای اجتماعی ایفای نقش دارند. در بین تقسیمات طبقات اجتماعی همواره نقش طبقه متوسط سنتی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران مورد توجه قرار داشته است. مقاله حاضر با هدف بررسی نقش طبقه متوسط سنتی در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی ایران به رشته تحریر درآمده است. این مقاله، به لحاظ روش شناسی از نوع مطالعه توصیفی - تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و اسنادی استفاده شده است. چهارچوب نظری انتخابی برای تحلیل طبقه متوسط سنتی، نظریه انواع سرمایه پیر بوردیو است کهسعی کرده اند ارتباط انواع سرمایه را با طبقه اجتماعی مورد توجه قرار دهند. نتایج تحقیق نشان می دهد که طبقه متوسط سنتی در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی ایران از طریق بهره برداری مناسب از سرمایه های متنوع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و نمادین توانست بر دیگر رقیبان پیروز شود و نقش هژمونیک در ساختار قدرت سیاسی پیدا کند.
معماری دوره قاجار به علت قرارگرفتن در سیر انتقالی از سنت گرایی به مدرنیته، دارای ویژگی های خاصی است و همین موضوع باعث اهمیت و جذابیت مطالعاتی آن می شود؛ همچنین سیر تحول بناهای این دوره به سبب تغییرات فرهنگ معماری و زندگی شهرنشینی مردم از اهمیت فراوانی برخوردار است. تأثیرات چند عامل گوناگون دیگر مانند، اقلیم، ارتباطات فرهنگی، تأثیر معماری غرب و... بر شکل گیری معماری کاخ های تهران اثر شایان توجهی گذاشته است. در این پژوهش علاوه بر مطالعه عوامل فوق در حوزه اختلاف نظرها مخصوصاً در چگونگی تأثیرات معماری هر عهد، سیر تحول آن در هر دوره نیز بررسی می شود. در این راستا، پژوهش حاضر معماری کاخ های هر دوره از حکومت پادشاهان قاجار را به تفکیک بررسی کرده و روند تغییرات آن را مورد مطالعه قرار می دهد و تفاوت ها و شباهت های آن ها را ازلحاظ سبک شناسی معماری مقایسه می کند. این پژوهش در پی شناخت چرایی و چگونگی دستیابی معماران به این الگوی مشخص و میزان تأثیر پذیری از فنون گذشته و تأثیر معماری غرب بر معماری این دوره است. مهم ترین بناهای این دوره با روش مشاهده میدانی و مطالعه کتابخانه ای و همچنین پژوهش های پیشین با شیوه پژوهشی توصیفی-تحلیلی و تطبیقی، بررسی شده اند و از میان آن ها وجوه افتراق و اشتراک هریک موردارزیابی قرار گرفته است. باتوجه به این که تاکنون برروی کاخ های تهران و معماری دوره قاجار از منظر سبک شناسی و ویژگی آن ها تحقیق شاخصی صورت نگرفته، این مقاله می تواند با شناخت عوامل و نحوه شکل گیری معماری کاخ ها، خلأ تحقیقاتی موجود را تا حدودی پوشش دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با وجود برخی تأثیرگذاری معماری غرب در این دوره، کماکان معماری این دوره بر پایه اصول بنیادین معماری ایرانی-اسلامی، مانند اصل درون گرایی، محرمیت و... استوار بوده است.