از انقلاب تعریفهای گوناگونی ارائه شده است. برخی، مفهوم انقلاب را به معنی تحولات ریشهای در ساختار سیاسی از طریق جدال قهرآمیز، هنگامی که یک گروه در ساختار سیاسی جانشین گروه دیگر میشود و نظم سیاسی را دگرگون میکند، به کار بردهاند. این در حالی است که از دید جامعهشناسی، مفهوم انقلاب عبارت است از تغییر نظام سیاسی و تجدید بنای اقتدار و نظم سیاسی. انقلاب حاصل فرایند بسیج اجتماعی مردم توسط برگزیدگان انقلابی است، بدان سان که به تحولات سریع و ریشهای سیاسی منتهی شود.
تشیّع و تسنّن اصفهان مباحثه ای است که شاید زیاد موردتوجه بوده و هست. البته، تسنّن این حوزه در منابع مورد تأکید قرارگرفته است؛ آن هم تسنّن افراطی. از جمله گزارش های تاریخی که در این باره بسیار مورد توجه و استناد قرارگرفته، مهاجرت مورخ شهیر شیعی، ابن هلال ثقفی، مؤلف کتاب مشهور الغارات، است که برای تغییر افکار مردم این شهر از کوفه به اصفهان مهاجرت کرد و کتاب المعرفه خود را که در مناقب اهل بیت (ع) و مثالب دشمنان بود، در آنجا قرائت کرد و تا آخر عمر در همان جا ماند و از دنیا رفت. مقاله حاضر تأملی بر این موضوع دارد و نشان داده که آنچه در کوفه شایع بود، با آنچه واقعیت تفکر سیاسی مذهبی حوزه اصفهان بوده است فاصله داشته، بلکه فضای مذهبی حاکم بر اصفهان عصر ثقفی، یعنی اواخر قرن سوم و نیمه اول قرن چهارم، با گرایش تشیّع و برعکس، شهرت تسنّن افراطی اصفهان بوده است.
توپ، به عنوان سلاح سنگین، جمعی، گران قیمت، نیازمند آموزش در به کارگیری و صرف هزینه در ساخت، نگهداری و به کارگیری، فقط می توانست در انحصار و اختیار دولت مرکزی باشد. از دوره شاه تهماسب اول که نخستین تجربه های ساخت و به کارگیری سازمان یافته و مؤثر آن در قشون صفوی ثبت شده تا دوران شاه عباس اول که بیشترین ساخت و کاربرد توپ در نبردها روی داده است، شواهد تاریخی نشان می دهند به کارگیری این سلاح مدرن برای کنترل نیروهای گریز از مرکز، سرکوب حکام سرکش محلی و تثبیت و گسترش حاکمیت مرکزی، عاملی تعیین کننده و سرعت بخش بوده است. با ظهور نشانه های ضعف حکومت صفوی و آغاز شورش های پراکنده اقوام سرحدی، توپچیان همواره بخشی از قشون را تشکیل می دادند، هرچند ناتوانی آنها در کاربرد مفید توپخانه در جنگ صحرا (رو در رو) موجب شکست های قشون دولتی و سرانجام سقوط صفویان شد. در سرکوب حکمرانان محلی اگر «جنگ قلعه» روی می داد، قدرت ویرانگر گلوله و صدای غرّش توپ هر مقاومتی را در هم می شکست اما در «جنگ های صحرا و رو در رو»، در دوره صفوی مهارت کافی برای استفاده مؤثر و تعیین کننده از توپخانه حاصل نشد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است.
در پژوهش حاضر ایل گلباغی از آغاز تا زمان کوچ اجباری آنها توسط رضاشاه بررسی می شود. هدف از این پژوهش بازکاوی گوشه ای از حیات اجتماعی و ایلیاتی مردم کُرد و سؤال اصلی پژوهش هم معطوف به چرایی کوچ اجباری آنها از سوی رضاشاه است. این پژوهش بر روش توصیفی تحلیلی استوار است. برای پاسخ به سؤال تحقیق ابتدا سکونتگاه ایل گلباغی و موقعیت تاریخی و جغرافیایی آنها در مناطق سردسیر سارال موردتوجه قرار گرفت، سپس به بررسی شیوه زندگی ییلاق قشلاق آنها و دشمنی های حاصله از آن پرداخته شد و برای تبیین این مسئله، ناآرامی ها و دستبردهای صورت گرفته توسط گلباغی ها در مناطق پیرامون شامل گروس، اورامان، اطراف سنندج و همچنین برخورد آنها با جاف ها و سیاست های مقطعی حکومت محلی کردستان در بررسی شد. با روی کار آمدن دولت پهلوی و تلاش در راستای برقراری نظم نوین و دائمی در تمامی نقاط ایران، و نیز اتخاذ سیاست های عشایری خاص در این راستا، گرفتن تصمیمی قاطع در رابطه با گلباغی ها و سرکوب همیشگی آنها (حداقل از دید حکومت مرکزی جدید) ضروری می نمود و دولت نوین متمرکز و اقتدارگرا دیگر چنین آشفتگی ها و ناامنی هایی را برنمی تافت و چرایی کوچ آنها هم در همین عامل نهفته بود.