در نوشتار حاضر به بررسی زمینه ها و عوامل مؤثر در شکل گیری و ارتقای توان مندی نظامی غوریان و چگونگی اقدامات نظامی آن ها برای مقابله با مهاجمان و رقیبان پرداخته شده است. هم چنین با اتکا به اطلاعات موجود در منابع تاریخی و با رویکرد توصیفی تحلیلی، فراز و فرودهای دستیابی غوریان به قدرت و توان مندی نظامی و عوامل مختلف مؤثر در شکل گیری و پیشرفت قدرت نظامی غوریان بررسی شده است. در این گفتار، این پرسش اساسی مورد توجه قرار گرفته است که شکل گیری قدرت نظامی غوریان و ارتقای توان مندی نظامی آنان متأثر از چه عوامل داخلی و بیرونی بود؟ یافته های این پژوهش مشخص می کند که بخشی از شکل گیری و ارتقای توان مندی نظامی غوریان مرهون عوامل داخلی مانند موقعیت کوهستانی غور، خصوصیات مردم این سرزمین، و برخورداری غور از معادن فلزات مورد استفاده در ساخت جنگ افزارها بود. افزون بر این، نقش عوامل بیرونی مانند درگیری های غوریان با برخی همسایگان و افزایش انگیزة غوریان برای دستیابی به قدرت و دفع مهاجمان، گسترش قلمرو غوریان، تقابل آن ها با رقیبان قدرت مند، و ارتقای توان مندی نظامی غوریان از طریق بهره مندی آن ها از تجارب نظامی دیگر قدرت ها نیز بازنمود شده است.
توجه به منابع تاریخی در مطالعات سیره شناسی از اهمیت بسزایی برخوردار است. منابعی که جایگاه کمتری در حوزه تولید میراث مکتوب میان شیعیان را به خود اختصاص داده است. در مقابل اهل سنت، نسبت به نگارش متون تاریخی توجه جدی تری از خود نشان داده اند. هم از این روست که به نظر می رسید برای فهم و تبیین تاریخ تشیع و اهل بیت توجه به این طیف از منابع سنی امری ضرور است. حال این سوال شایسته پاسخ است که برای فهم تاریخی اهل بیت رجوع به دادهای تاریخی اهل سنت چه جایگاهی دارد؟ در این نوشتار این فرضیه دنبال می شود که به نظر می رسد منابع تاریخی اهل سنت تاثیر معناداری در مطالعات سیره شناسی ائمه دارد. از همین روی تاریخ و سیره امام سجادع بر اساس کتاب تاریخ مدینه مدینه دمشق ابن عساکر(م.571ق.) با سه منبع امامی، یعنی الارشاد شیخ مفید(م.413ق.)، الخرائج قطب راوندی(م.573ق.) و مناقب آل ابی طالب ابن شهرآشوب(م.588ق.) مورد مطالعه قرار گرفته تا این فرضیه مورد راست آزمایی قرار گیرد. از این رو با بررسی مقایسه ای میان مقدار اطلاعات ارائه شده میان این سه منبع امامی و یک منبع سنی درباره امام سجادع، نشان داده شده که اختلاف قابل توجهی میان حجمِ کمی و محتوایی اطلاعات ارائه شده آن ها وجود دارد بگونه ای که عدم توجه به آن ها آشکارا در نتایج پژوهش می تواند اثرگذار باشد.
نظام قضایی و نهاد زندان در عصر قاجار به دلیل فقدان قوانین مدوّن از کاستی های بسیاری برخوردار بود که این امر منجر به بروز اندیشه اصلاحات شد. در پژوهش حاضر ضمن پرداختن به وضعیت زندانیان و بررسی اندیشمندانی که در دوره قدرت یابی میرزا حسین خان سپهسالار به ارائه نظریات خود پرداختند، این مسئله مدنظر قرار گرفت که آیا اصلاح نظام قضایی و نهاد زندان تابعی از تغییر در ساختار حقوقی بود یا ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه؛ با این فرض که این نظریات بر اثر تغییر در ساختار سیاسی جامعه مطرح و براثر ناکام ماندن اصلاحات سیاسی این اندیشه ها نیز به مرحله اجرا درنیامدند. نتایج حاصله نشان می دهد سلطه نظام استبداد در جامعه عصر قاجار تا پیش از مشروطه، مانع از ایجاد تحول در ساختار حقوقی بود، بطوریکه مطرح شدن اندیشه اصلاح نظام قضایی در عمل نتوانست صورت اجرایی به خود بگیرد.